جمع بندی قرض به خدا و غنی بودن خدا

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
قرض به خدا و غنی بودن خدا

با سلام و تشکر

داریم که خداوند غنی و بی نیاز است و همچنین داریم  «من ذا الذى یقرض الله قرضاً حسناً»

این دو چگونه تببین میشوند ؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد بدیع

با سلام و تشکر

داریم که خداوند غنی و بی نیاز است و همچنین داریم  «من ذا الذى یقرض الله قرضاً حسناً»

این دو چگونه تببین میشوند ؟

با سلام

پرسشگر گرامی دلایل مختلفی برای این تعبیر قرآنی وجود دارد.

یکی از این دلائل این است که خداوند پاداش قرض دهنده را خود تضمین میکند و اجر او را چندین برابر خواهد داد. بنابراین گویا قرض دهنده به خداوند قرض داده است و از او سود پول و پاداش خود را خواهد گرفت. سود و پاداشی که نه تنها ربا و حرام نیست بلکه عنایت ویژه خداوند و اجر معنوی عمل است.

همچنین دلیل دیگر آن میتواند این نکته باشد که فقرا احساس ذلت و خواری نکنند و در حقیقت قرض را از دست خداوند گرفته اند نه از دست بنده ای از بندگان او.

با سلام و تشکر

داریم که خداوند غنی و بی نیاز است و همچنین داریم  «من ذا الذى یقرض الله قرضاً حسناً»

این دو چگونه تببین میشوند ؟

با سلام

پرسشگر گرامی دلایل مختلفی برای این تعبیر قرآنی وجود دارد.

یکی از این دلائل این است که خداوند پاداش قرض دهنده را خود تضمین میکند و اجر او را چندین برابر خواهد داد. بنابراین گویا قرض دهنده به خداوند قرض داده است و از او سود پول و پاداش خود را خواهد گرفت. سود و پاداشی که نه تنها ربا و حرام نیست بلکه عنایت ویژه خداوند و اجر معنوی عمل است.

همچنین دلیل دیگر آن میتواند این نکته باشد که فقرا احساس ذلت و خواری نکنند و در حقیقت قرض را از دست خداوند گرفته اند نه از دست بنده ای از بندگان او.

با سلام و تشکر 

پس یعنی با این اوصاف به کار بردن تعییر قرض که در تضاد با صفت غنی بودن خداوند است اشکالی بر ان وارد نیست ؟

اگر ممکن است لطفا بیشتر توصیح دهید

با تشکر از شما

 

با سلام و تشکر 

پس یعنی با این اوصاف به کار بردن تعییر قرض که در تضاد با صفت غنی بودن خداوند است اشکالی بر ان وارد نیست ؟

اگر ممکن است لطفا بیشتر توصیح دهید

با تشکر از شما

با سلام

بله هیچ منافاتی میان تعبیر به قرض دادن به خداوند و غنی مطلق بودن آن وجود ندارد. چراکه قرض دادن به خداوند به خاطر فقر و نیاز او نیست. بلکه قرض گرفتن او تکریم و تشویق قرض دهندگان است. امیرالمومنین(علیه السلام) در این باره می فرمایند:

«مَعْشَرَ الْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي الصِّحَّةِ قَبْلَ السُّقْمِ ... ؛ اى جمعيّت انسان‏ها پروا كنيد! حال كه تندرستيد نه بيمار، و در حال گشايش هستيد نه تنگ دست، در آزادى خويش پيش از آن كه درهاى اميد بسته شود بكوشيد، در دل شب‏ها با شب زنده ‏دارى، و پرهيز از شكم بارگى به اطاعت برخيزيد، با اموال خود انفاق كنيد، از جسم خود بگيريد و بر جان خود بيفزاييد، و در بخشش بخل نورزيد كه خداى سبحان فرمود:

«اگر خدا را يارى كنيد، شما را پيروز می گرداند و قدم‏هاى شما را استوار می دارد» و فرمود: «كيست كه به خدا قرض نيكو دهد؟ تا خداوند چند برابر عطا فرمايد، و براى او پاداش بى عيب و نقصى قرار دهد؟» درخواست يارى از شما به جهت ناتوانى نيست و قرض گرفتن از شما براى كمبود نمی ‏باشد، در حالى از شما يارى خواسته كه: «لشكرهاى آسمان و زمين در اختيار اوست و خدا نيرومند و حكيم است» و در حالى طلب وام از شما دارد كه گنج‏هاى آسمان و زمين به او تعلّق دارد و خدا بى نياز و حميد است. بلكه خواسته است شما را بيازمايد كه كدام يك از شما نيكوكارتريد، پس به اعمال نيكو مبادرت كنيد، تا با همسايگان خدا در سراى او باشيد كه هم نشينان آنها پيامبران، و زيارت كنندگانشان فرشتگانند، و چنان گرامى داشته می ‏شوند كه صداى آهسته آتش را نشنوند، و بر بدن‏هايشان هيچ گونه رنج و ناراحتى نرسد. «اين بخشش خداست به هر كس بخواهد مى‏دهد و خدا صاحب بخشش بزرگ است.» من آنچه را می ‏شنويد می گويم، و خداوند را به يارى خود و شما می ‏خوانم كه او كفايت كننده و بهترين وكيل است.»(1)

پی نوشت:

1.نهج البلاغه(نسخه صبحی صالح)، ص 267.

 

بسیار عالی ، خیلی متشکرم از پاسخگویی تون

جمع بندی

پرسش:

می دانیم که خداوند غنی و بی نیاز است. با این وجود قرض دادن به خداوند در آیه «من ذا الذى یقرض الله قرضاً حسناً» به چه معنا است؟ 

پاسخ: 

هیچ منافاتی میان تعبیر به قرض دادن به خداوند و غنی مطلق بودن آن وجود ندارد. چراکه قرض دادن به خداوند به خاطر فقر و نیاز او نیست. بلکه قرض گرفتن او تکریم و تشویق قرض دهندگان است. امیرالمومنین(علیه السلام) در این باره می فرمایند:

«مَعْشَرَ الْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي الصِّحَّةِ قَبْلَ السُّقْمِ ... ؛ اى جمعيّت انسان‏ها پروا كنيد! حال كه تندرستيد نه بيمار، و در حال گشايش هستيد نه تنگ دست، در آزادى خويش پيش از آن كه درهاى اميد بسته شود بكوشيد، در دل شب‏ها با شب زنده ‏دارى، و پرهيز از شكم بارگى به اطاعت برخيزيد، با اموال خود انفاق كنيد، از جسم خود بگيريد و بر جان خود بيفزاييد، و در بخشش بخل نورزيد كه خداى سبحان فرمود:

«اگر خدا را يارى كنيد، شما را پيروز می گرداند و قدم‏هاى شما را استوار می دارد» و فرمود: «كيست كه به خدا قرض نيكو دهد؟ تا خداوند چند برابر عطا فرمايد، و براى او پاداش بى عيب و نقصى قرار دهد؟» درخواست يارى از شما به جهت ناتوانى نيست و قرض گرفتن از شما براى كمبود نمی ‏باشد، در حالى از شما يارى خواسته كه: «لشكرهاى آسمان و زمين در اختيار اوست و خدا نيرومند و حكيم است» و در حالى طلب وام از شما دارد كه گنج‏هاى آسمان و زمين به او تعلّق دارد و خدا بى نياز و حميد است. بلكه خواسته است شما را بيازمايد كه كدام يك از شما نيكوكارتريد، پس به اعمال نيكو مبادرت كنيد، تا با همسايگان خدا در سراى او باشيد كه هم نشينان آنها پيامبران، و زيارت كنندگانشان فرشتگانند، و چنان گرامى داشته می ‏شوند كه صداى آهسته آتش را نشنوند، و بر بدن‏هايشان هيچ گونه رنج و ناراحتى نرسد. «اين بخشش خداست به هر كس بخواهد مى‏ دهد و خدا صاحب بخشش بزرگ است.» من آنچه را می ‏شنويد می گويم، و خداوند را به يارى خود و شما می ‏خوانم كه او كفايت كننده و بهترين وكيل است.»(1)

یکی دیگر از دلائل این تعبیر قرآنی این است که خداوند پاداش قرض دهنده را خود تضمین میکند و اجر او را چندین برابر خواهد داد. بنابراین گویا قرض دهنده به خداوند قرض داده است و از او سود پول و پاداش خود را خواهد گرفت. سود و پاداشی که نه تنها ربا و حرام نیست بلکه عنایت ویژه خداوند و اجر معنوی عمل است.

همچنین دلیل دیگر آن میتواند این نکته باشد که فقرا احساس ذلت و خواری نکنند و در حقیقت قرض را از دست خداوند گرفته اند نه از دست بنده ای از بندگان او.

 

پی نوشت:

1. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، هجرت، قم، ص 267.

 

موضوع قفل شده است