جمع بندی وابستگی در فضای مجازی

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وابستگی در فضای مجازی

دختری هستم که در خانواده بهم محبت نشده و بیشتر از سوی پدرم سرزنش شدم .اعتماد به نفسم کم شد و زود رنج شدم . در مدرسه اذیتم میکردن و همش گریه میکردم .

در هجده سالگی به پوچی رسیدم و بعد پی به وجود خودم و خدا بردم و عاشق خدا شدم و خدا هدایتم کرد ولی برای چادری شدن و نماز خواندن از طرف پدرم بازهم سرزنش شدم اما مقاومت کردم

دعا کردم که در ۲۵سالگی ازدواج کنم اونم با فردی که مذهبی باشه و عین خودم متحول شده باشه . یه بار با خودم فکر کردم که ای کاش طرف مهندس باشه بعد متحول شده باشه و بخواد طلبه بشه مثل من .  و ای کاش باباش جانباز باشه و ای کاش به کارآفرینی باور داشته باشه و اهل مطالعه باشه و خوش خنده و شوخ باشه و ولایت مدار و انقلابی باشه .

اینارو فقط به خدا گفته بودم تا اینکه سه ماهه پیش در فضای مجازی آقایی رو پیدا کردم که دقیقا تمام اون نشونه هارو داشت .داشتم شاخ درمیاوردم و گفتم خدایا شکرت . اون آقا خیلی رسمی و مودبانه با من حرف زد و فهمیدم چقدر شبیهیم . چند هفته در حوزه کاری همکاری میکردیم تا اینکه اون آقا شروع کرد به حرف های دوپهلو زدن و از معیارهای ازدواج پرسیدن و در حد چند جمله ابراز احساسات به صورت غیرمستقیم .من بهش وابسته شدم و دوستش داشتم ولی دیگه به هم پیام ندادیم و من منتظر خواستگاری بودم . تا اینکه دیدم در اون برنامه با خانوما راحت صحبت میکنه و  شکلک گل براشون میفدسته من بدم اومد بعد دیدم خودم هم اینجوری ام و با نامحرم فامیل شوخی میکنم از خودم بدم اومد و از اون روز به بعد خودمو اصلاح کردم .گفتم چه جالب عیب هامونم شبیه همه .

ولی دلم راضی نشد و با اکانت جعلی وارد پی وی اون شدم و دیدم که با همه خانوما راحت صحبت میکنه .ازش متنفر شدم و رفتم ازش سوال کردم چرا به من ابراز احساسات کردی اونم گفت برای ایجاد حال خوب که تو هم با من همراهی کردی و حالم بهتر شد . کلی چیز بارش کردمو و ارتباطمو باهاش قطع کردم

 من از بچگی به خودم افتخار میکردم که هیچ پسری نتونسته گولم بزنه. حالا من موندمو یه دل شکسته و غرور له شده و احساس گناه که چرا جوابشو میدادم .

اما بدتر از همه از دست دادن تنها مونسم یعنی خدا ناراحتم کرده چون من رو حساب خدا باهاش همکلام شدم و مطمئن بودم کارخداست و اون همسرآیندمه.

دلم میخواد بفهمم خدا چرا با من اینکارو کرد؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صابر

جمع بندی

سؤال

 

 سه ماه پیش در فضای مجازی آقایی را پیدا کردم که دقیقا تمام نشانه های همسر خوب را داشت. اون آقا خیلی رسمی و مودبانه با من حرف زد و فهمیدم چقدر شبیه به هم هستیم. چند هفته همکاری می کردیم .من به او وابسته شدم و دوستش داشتم. تا اینکه دیدم در آن برنامه با خانم ها راحت صحبت می کند با اکانت جعلی وارد پی وی او شدم و دیدم که با همه خانم ها راحت صحبت می کند .از او متنفر شدم و کلی چیز بارش کردم و ارتباطم را با او قطع کردم. اکنون دلم می خواهد بفهمم خدا چرا با من اینکار را کرد؟

پاسخ

ابتدا شايسته دانستيم به شما بابت اهتمامي كه به مشاوره در زمينه رابطه و ازدواج از خود نشان داده و قبل از هر اقدامي موضوع را با ما در ميان گذاشتيد، تشكر نماييم. اين اقدام شما خود مصداقي است از اهميت بالاي شما به مسأله ازدواج و سرنوشت آينده خود كه به راستي لزوم هوشياري و پرهيز از سطحي نگري را قبل از هر اقدامي مي طلبد.

 ازدواج يكي از مهمترين و سرنوشت‏ سازترين مسئله گستره زندگى هر انسان است. طبيعى است كه اگر اين امر مهم با در نظر گرفتن همه جوانب آن و بر اساس تحقيق، آگاهى و شناخت لازم از موقعيت و ويژگي هاي شخصي, خانوادگي و... خود و طرف مقابل و با رعايت نكات مهمى كه در انتخاب همسر بايد مدّ نظر قرار گيرد، انجام شود باعث خوشبختى و سعادت در زندگى مى‏گردد و اگر با اين مسئله مهم برخوردي سطحى, ناشيانه و احساسي صورت گيرد, پى‏آمدهاى ناگواري ببار خواهد آمد؛ لذا به نظر مي­رسد، شايسته باشد كه هر انساني بر اساس واقعيت‏ هاى موجود زندگى و امكانات و توانايى ‏هايش، به اين هدف مهم بپردازد.

خواهر محترم! شرایط سختی را سپری نموده اید و با تصوری که داشته اید به فردی علاقه مند شده اید که دل در گرو دیگران دارد و شاید اصلا هم به شما علاقه ای نداشته است، اما نکته ی مهم این است که چرا وقتی ما خودمان مسیر را به خطا می رویم (البته خیلی از ما آدمها اینگونه هستیم) همه چیز را به گردن خدای متعال می اندازیم و اینگونه می گوییم که : «دلم میخواد بفهمم خدا چرا با من اینکارو کرد؟» آیا واقعا این خواست خدا بود؟ یا اینکه خود شما به خطا رفته و در مسیر دیگری قرار گرفته اید؟ پس به این مطلب توجه داشته باشید که انسان دارای اراده است و باید سعی کند جهان واقعی خود را بشناسد و با ابزار شناختی که خداوند در اختیار او قرار داده حرکت نماید.

نکته ی دیگر اینکه يكي از راه هايي كه امروزه براي ارتباط دختر و پسر بعضاّ شايع شده و در نامه شما نيز بدان اشاره شده، چت است در اين زمينه گفتني است  اصل چت در صورتي كه منتهي به مفسده­اي نشود اشكال ندارد؛ ولي با توجه به حساسيت مسئله همسر گزيني و شرايط فراواني كه احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب؛ از اين طريق مشكل به نظر مي رسد, مگر اينكه در مراحل بعدي در مورد طرف مقابل تحقيقات رسمي صورت گيرد و شما از اين بابت مطمئن شويد كه همسر مورد نظر خود را يافته ايد.

در عين حال شما خوب مي دانيد خاستگاه اين شيوه خواستگاري و ازدواج از درون فرهنگ غربي است كه از بين رفتن پايه بنيادين خانواده، پاي بند نبودن به ارزش هاي ديني و وجود تفكر ليبرالي به معني آزادي خواهي در همه عرصه هاي زندگي مهمترين مشخصه آن است. آسيب هايي نظير ارائه اطلاعات غلط، بزرگ نمايي و يا مسكوت گذاشتن بعضي از موضوعات توسط يكي از طرفين به ديگري هنگام آشنايي و خواستگاري از جمله مسايلي است كه بايد نسبت بدان هشيار باشيد؛ زيرا هميشه خورشيد پشت ابر باقي نمي­ماند؛ لذا شايسته است روي مواردي كه به احتمال قوي پس از ازدواج روشن خواهد شد بيشتر تفكر گردد تا بي­گدار به آب نزده و براي فرار از تجرّد دست به كاري نزنيم كه مشكل را دو چندان كرده و خانواده­ها را نيز درگير سازد. راهكار شايسته است نكته اي را در قالب چند سؤال مطرح نماييم: چگونه و از طريق چه راهكار اطمينان بخشي فقط با تكيه بر اطلاعاتي كه در دنياي مجازي رد و بدل شده مي­توان به طرف مقابل براي امر مهم ازدواج اعتماد كرد؟! آيا به نظر شما پي بردن به كفويت در زمينه­هاي مختلفي كه لازمه زندگي مشترك است، از طريق چت قابل تصور است؟!

واقعا از کجا معلوم این فرد به شا اطلاعات صحیحی ارائه نموده و با شما کفویت داشته است؟

بنابراین خدای متعال را شاکر باشید که خیلی زود متوجه فریب او شده اید و این ارتباط را قطع نموده اید...

اکنون وقت آن است که او را فراموش نمایید و برای آینده و ازدواجی موفق دست به دعا بردارید.

موضوع قفل شده است