شرایط و آداب دعا

برای که دعا کنیم؟ (آداب دعا کردن صحیح)

انجمن: 

سلام،

برای یکی از اعضای خانواده‌ام که با اتوبوس داشت به خونه برمی‌گشت دعا می‌کردم که سالم برسه. تو همین لحظه به ذهنم رسید که برای همه افراد کشورم که در سفر هستند آرزوی سلامت کنم. دوباره به ذهنم رسید که بعضی از ایرانی‌ها تو نقاط دیگر دنیا هستند. برای همه ایرانی‌هایی که تو هر جای دنیا هستند دعای سلامتی کردم. با خودم فکر کردم که اون‌هایی که ایرانی نیستند چی؟ مسیحی‌ها چی؟ اصلاً اون‌هایی که به خدا ایمان ندارن. اصلا میشه برای همه دعا کرد؟ یا باید برای افراد خاصی دعا کرد؟ اگه بخوام به صورت کلی بگم خدایا مواظب همه باش که اینجوری گفتگوی من با خدا و دعاهایی که می‌کنم خیلی کم میشه. اگه بخوام جزئی برای کسی دعا کنم، بعضی‌ها رو از قلم انداختم. همین موضوع برای واسطه قرار دادن هم مطرحه. بگم خدایا به حق مهدی فاطمه، علی ع رو نگفتم. بگم به حق علی ع، فاطمه زهرا رو فراموش کردم. بگم به حق همه اهل بیت دوباره خیلی کلی میشه. بعضی وقت ها به نقطه ای میرسم که میگم خدایا تو که به دعای من نیاز نداری خودت حواست باشه دیگه Smile با این حساب این همه دعای طولانی داستانش چیه؟

لطفاً در این مورد توضیح بدید. بهترین شیوۀ دعا کردن چیه.

آداب دعا

انجمن: 

استجابت صرفاً به معناى به خواسته دلخواه خود رسيدن نيست، بلكه استجابت مراحلى دارد. اولين مرحله آن، توفيق دعا كردن است. چه بسا همين پاسخ نيافتن ما، اجابت از سوى خدا باشد يعنى، خداوند منان با طول دادن اجابت، ما را بيشتر به حالت انابه و تضرع در درگاهش نگه مى‏دارد و اين لطف بزرگى است كه به اين وسيله، ارتباط عبد با معبود حفظ مى‏گردد و در پى آن الطاف بى‏شمار ديگرى نصيب او مى‏شود.
آن يكى الله مى‏گفتى شبى تا كه شيرين مى‏شد از ذكرش لبى‏
گفت شيطان: آخر اى بسيار گو اين همه «الله» را «لبيك» كو؟
مى‏نيايد يك جواب از پيش تخت چند «الله» مى‏زنى با روى سخت‏
او شكسته دل شد و بنهاد سر ديد در خواب او خضر اندر خضر
گفت: «هين» از ذكر چون وامانده‏اى چون پشيمانى از آن كش خوانده‏اى؟
گفت: لبيكم نمى‏آيد جواب زآن همى ترسم كه باشم رد باب‏
گفت: آن «الله» تو «لبيك» ماست و آن نياز و سوز دردت پيك ماست‏
ترس وعشق توكمند لطف ماست زير هر يارب تو لبيك‏هاست‏
پس اصل دعا و تضرع در درگاه الهى، چون مطابق با فطرت خداخواهى بشر است، خود يك مرحله از استجابت و رسيدن به آن خواسته حقيقى فطرت توحيدى است. چه آن خواسته دلخواه، داده شود يا خير.
مرحله دوم: همسويى زبان فطرت با زبان دهان گاهى دعا با سوز و گداز و از ته قلب است و تنها خدا، خوانده مى‏شود ولى زبان فطرت و خواسته حقيقى انسان با آن همخوانى ندارد و فطرت او اجابت را در هر چه نزديك شدن به مقام قرب الهى مى‏داند اما زبان او خواسته‏اى را مى‏طلبد كه وى را از خواسته حقيقى فطرت (مقام قرب الهى) دور مى‏كند. چنين دعايى، در واقع نفرين بر خود است كه اگر برآورده هم شود، غضب پروردگار مى‏باشد نه رحمت و لطف او.
اما اگر زبان، خواسته‏اى را بخواهد كه مطابق با فطرت باشد، البته كه برآورده مى‏شود. گفتنى است كه در خواسته‏هاى دنيوى، تشخيص انسان‏ها در اين كه آيا خواسته آنها در راستاى خواسته فطرت است يا نه، ملاك نمى‏باشد. اگر بخواهيم در همين فرض هم با ديد عرفانى بنگريم، باز هم خدا خوانده نشده است يعنى، دعا از ته دل مى‏باشد و «ادعو» (بخوانيد) تحقق پيدا كرده است ولى «نى» (مرا بخوانيد) تحقق نيافته است زيرا اگر خواسته ما امرى باشد كه مورد رضايت خداوند نباشد با احكام وى تنافى داشته باشد و نيز سلسله تحقق بخش خواسته فطرى خداخواهى ما به حساب نيايد در واقع ما خود خدا را نخوانده‏ايم، بلكه ضد خدا و دورى از او را خوانده‏ايم. در اين صورت يك شرط «استجب» (استجاب مى‏كنم) تحقق پيدا كرده ولى شرط ديگر آن (نى) تحقق نيافته است. پس در آن جايى كه خواسته ما با خواسته فطرت همسويى ندارد، نبايد برآوردن خواسته را انتظار داشت زيرا در واقع خدا را نخوانده‏ايم و به دليل ناهمگونى زبان فطرت با زبان دهان، مرتكب دروغ هم شده‏ايم. زبان فطرت مى‏گويد فلان خواسته نياز واقعى ما است ولى زبان دهان مى‏گويد: فلان خواسته ديگر نياز ما است مثل بچه شيرخوارى كه براى نوشيدن آب زهرآلود، گريه مى‏كند و آن را نياز واقعى خود مى‏داند. در صورتى كه نياز واقعى و غريزى او، شير مادر يا آب گوارا است. در اين جا خواسته غريزى او، يا خواسته ظاهرى‏اش ناهماهنگ است و هرگز نبايد از پدر و مادر انتظار اجابت داشته باشد. اين مرحله اجابت وقتى است كه خواسته فطرى، با خواسته ظاهرى همسو باشد.