شبهه درباره حدیث لوح

حدیث «لوح جابر»!

انجمن: 

نظرتان درباره این شبهات پیرامون حدیث لوح چیست؟

مهم‌ترین حدیثی که در معرفی ائمة اثنی عشر در کتب شیعه آمده است، حدیث مشهور به حدیث لوح جابر است. این حدیث به چند عبارت و چند طریق آمده: 
الف – در کتاب إکمال الدین [۱۶۰]صدوق و نیز در کتاب عیون أخبار الرضا این حدیث با این سند آمده: 
«حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحق الطالقاني قال: حدثنا الحسن بن إسمعیل قال: حدثنا أبو عمرو سعید بن محمد بن نصر القطان قال: حدثنا عبید الله بن محمد السُلّمي قال: حدثنا محمد بن عبدالرحمن قال: حدثنا محمد بن سعید قال: حدثنا العباس أبي عمرو عن صدقه بن أبي موسى عن أبي نصرة قال: لما احتضر أبو جعفر محمد بن علی الباقر ÷عند الوفاة، دعا بابنه الصادق فعهد إلیه عهداً، فقال له أخوه زید بن علي: لو امتثلت فيَّ بمثال الحسن والحسین علیهما السلام لرجوت أن لا تکون أتیت منکرا، فقال: یا أبا الحسین إن الأمانات لیست بالمثال ولا العهود بالرسوم، وإنما هي أمور سابقة عن حجج الله تبارك وتعالى، ثم دعا بجابر بن عبدالله فقال له: یا جابر حَدِّثنا بما عاینتَ في الصحیفة، فقال له جابر: نعم یا أبا جعفر، دخلت على مولاتي فاطمة‘ لأُهنّئها بمولود الحسن ÷فإذا هي بصحیفة بیدها من دُرَّة بیضاء، فقلتُ یا سیدة النسوان ما هذا الصحیفة التي أراها معك؟ قالت: فیها أسماء الأئمة من وُلدي. فقلت لها: ناولیني لأنظر فیها، قالت: یا جابر لولا النهي لكنت أفعل، لكنه نُهِی أن یمسها إلاًّ نبيٌّ أو وصيّ أو أهل بیت نبي ولكنه مأذون لك أن تنظر إلى باطنها من ظاهرها! قال جابر: فقرأت فإذا فیها: أبوالقاسم محمد بن عبدالله المصطفی أمّه آمنة بنت وهب؛ أبوالحسن علي بن أبي طالب المرتضى أمه فاطمة بنت أسد بن هاشم من عبد مناف؛ أبو محمد الحسن بن عليّ البَرّ؛ أبو عبدالله الحسین بن علي التقيّ، أُمُّهما فاطمة بنت محمد؛ أبو محمد علي بن الحسین العَدل، أمه شهربانویة بنت یزدجرد بن شاهنشاه؛ أبو جعفر محمد بن علي الباقر، أمُّه أم عبدالله بنت الحسن بن علي بن أبي طالب؛ أبو عبدالله جعفر بن محمد الصادق، أمه أم فروة بنت القاسم بن محمد بن أبي ‌بكر؛ أبو إبراهیم موسى بن جعفر الثقة، أُمّه جاریة اسمها حمیدة؛ أبو الحسن علي بن موسی الرضا أمه جاریة اسمها نجمة؛ أبو جعفر محمد بن علي الزّكيّ، أُمّه جاریة اسمها خیزران؛ أبو الحسن علي بن محمد الأمین، أمه جاریة اسمها سوسن؛ أبو محمد الحسن بن علي الرفیق، أمه جاریة اسمها سمانة وتكنى بأُمّ الحسن؛ أبوالقاسم محمد بن الحسن هو حجة الله تعالی على خلقه القائم، أمه جاریة اسمها نرجس، صلوات الله علیهم أجمعین».

اولا: در این حدیث، جابر گفته: «من برای تهنیت و مبارک بادِ تولد حسن، خدمت فاطمه رفتم»، اما در آن زمان مرسوم نبوده که مسلمانان برای تهنیتِ مولود به خانه مادر فرزند بروند!
ثانیا: بر فرض آنکه چنین رسمی بوده، اما آخر جوانی چون جابر بن عبدالله- که در آن موقع سنش از ۱۶ یا ۱۷ سال تجاوز نمی‌کرد و چون در سال سوم هجرت، که حضرت حسن متولد شد، جابر هنوز ازدواج نکرده و اعزب بود، زیرا جابر پس از فوت پدرش عبدالله بن حزام، که در جنگ اُحد در سال سوم هجرت شهید شد، یعنی همان سال تولد امام حسن با زنی بیوه ازدواج کرده بود- نمی‌توانسته تنها به خانة فاطمة زهرا علیها السلام رفته باشد! و متن روایت می‌‌رساند که او تنها بوده و کسی در این وقت با او نبوده است؟!
ثالثا: لازمة دیدن و خواندن چنین لوحی که در دست حضرت فاطمه علیها السلام بوده، آن است که جابر از فاصلة خیلی نزدیک آن لوح را دیده و خوانده باشد، و چنین اتفاقی جداً بعید است که حضرت زهرا علیها السلام ، که از وی نقل می‌کنند: «بهتر است هیچ مردی زن نامحرم و هیچ زنی مرد نامحرم را نبیند»، اجازه دهد که جابر آنقدر به او نزدیک شود که بتواند آن لوح را در دست آن حضرت بخواند! 
رابعا: در این حدیث، اسامی مادران ائمه را غالبا اشتباه گفته است، مثلا در لوحی که از همین جابر در کتاب اثبات الوصیّه آمده، نام مادر حضرت علی بن الحسین جهان شاه است و در اینجا شهربانو! است و نام مادر حضرت امام رضا تُکتَم و در این جا نجمه است و همچنین اسامی دیگران! 
خامسا: حضرت فاطمه علیها السلام در این حدیث فرموده: «در این لوح نام امامان از فرزندان من است»، و در عین حال، نام پیغمبر و علی نیزدرآن است در حالی که آن حضرت، مادر آن دو نیست! و عیب های دیگری نیزدرآن هست.