جمع بندی 12 بار خواستگاری رفتم ولی همه جواب رد دادن!

تب‌های اولیه

52 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

special;978194 نوشت:
سعی کردم به خواستگاری دختر خانم هایی برم که از نظر شرایط اقتصادی از ما پایینتر باشند

ممکن است دختر و خانواده‌ اش از نظر اقتصادی در سطح پایین‌تر باشند؛ اما دلیل نمی‌شود که بلندپرواز نباشند و آرزوهای دست نیافتنی نداشته باشند. دخترانی وجود دارند که با اطلاع از وضعیت اقتصادیِ خانواده خود به دنبال همسری هستند که به اصطلاح با اسب سفید به سراغشان بیاید و خیلی سریع به همه آرزوهایشان جامه عمل بپوشاند؛ آرزوهایی که سال ها در خانه پدر در سر پَرورانده اند. وقتی آقای جوانی به خواستگاریِ این دخترخانم ها می آید، این خانم ها او را با تصویر رؤیاهایشان مقایسه می کنند و در صورتی که اختلاف زیادی با همسر رؤیایی شان داشته باشد، او را بدون درنگ ردّ می کنند.

special;978421 نوشت:
منظورتون مشکل پامه؟ بله شاید. ولی همونطور که گفتم مشکل حادی نیست و نسبتا جزئیه
یکی از این دختر خانمها که یک ازدواج ناموفق داشت میگفت همسر قبلیش مشکل روانی داشته با این حال باهاش ساخته و چند ماه تحمل کرده و خیلی تلاش کرده که کار به جدایی نکشه.
به نظرم خیلی جالب اومد، بعضی خانم ها حاضرن یه زندگی پر تنش و پر استرس در کنار فردی که مشکل روانی داره رو ماهها و یا سالها تحمل کنن و باهاش زندگی کنن، ولی یه زندگی آروم رو در کنار کسی که یک مشکل خیلی کوچیک ظاهری داره رو به راحتی رد میکنن!

سلام علیکم
نه اتفاقا اصلا منظورم مشکل پاتون نبود.
ممکنه از خودتون خوششون نیاد، مثلا قیافه، طرز صحبت کردن، رفتار،...
ممکنه با انتظاری که اونا از همسر داشتن متفاوت بوده باشید.
توی سوالات متوجه چیزایی بشن که روشون نشه واضح بگن ولی کلیتش این باشه که کفویت لازم رو ندارید.
با خانواده تون، یا روابط شما و خانواده مشکل داشته باشن.
یک عالمه مورد دیگه هم خودتون میتونید به این لیست اضافه کنید. تصور کنید اگر خواستگاری دختری برید و جواب خودتون منفی باشه چه مواردی ممکنه باشه که ترجیح بدید علت واقعی رو به خانواده دختر نگید؟ شبیه همون ها میتونه برای خودتون صادق باشه

[="Teal"]

special;978477 نوشت:

والا من از نظر خودم خیلی رمانتیک برخورد کردم. مثلا سعی کردم تا جایی که از حد نگذره گاهی شوخیهای ریز وسط صحبتهام داشته باشم. یا از روحیاتم و کارهایی که دوست دارم در کنار همسرم انجام بدم بگم. در پایان هم موقع خداحافظی، سبد گلی که اول اورده بودیم رو با لبخند تقدیم کنم به دختر خانم.
کاش میگفتید توی نیمه دوم چی گفته اون آقا، من هم یاد میگرفتم

البته نیمه دوم هرکسی مختص خودشه، صحبتم روی تحت تاثیر قرار دادن و جو رو به نفع خودتون تغییر دادن بود

ولی خب چون علاقه مندید بدونید چیزهایی رو که به خاطر دارم میگم
همسرشون در رابطه با شهدا و سیره شهدا و عنایت شون ... حرف زده بودن
و بعد موقع جواب دادن و البته از اونور اقا موقع انتظار برای پاسخ هر دو همزمان به یک شهید خاص توسل کرده بودن و چند روز بعد عقد کردن ، و امسال هردو باهم اومده بودن خادمی و خادم الشهدا شده بودن ...[/]

[="Navy"][="3"]سلام وخداقوت
یک سوال ایاتابحال خواستگاری دختری که اونم مشکلی درپاش یا...باشه رفتید؟
ایاحاضریدبادختری که مادرزادفقط موقع راه رفتن کمی لنگ میکنه ازدواج کنید؟
اگرواقعااخلاق وایمان دختربراتون مهمه پس برای اینگونه افرادخواستگاری بریدکه توقعی ازشماهم ندارند.[/][/]

special;978419 نوشت:
خلاصه اینکه تقریبا همه دختر خانمهایی که ازشون خواستگاری کردم خانواده دار و متدین بودن. از این دخترهای کوچه خیابونی نبودن.

جناب اسپیشل یه سوال ازتون میکنم....یا جواب ندید یا صادقانه بدید!
اگر هم دوست داشتید, خصوصی بفرمایید.

ته ته دلتون و ذهنتون....در مورد نقصی که در پا دارید چی فکر میکنید؟!

یعنی منظورم اینه که این مشکل تا چه حد براتون بزرگه...

ببینید جواب این سوال مهمه....شاید در ضمیر ناخودآگاهتون مشکل بزرگی هستش ولی همیشه سعی کرده اید که به زبان یا حتی تلقین یا در رفتارتون طبیعی و کوچک جلوه اش دهید.

اگر امکان داره واقعا نظر قلبیتون را بفرمایید....به هر حال اسم مستعار دارید و هیچکس جز خدا نمیداند که چه کسی هستید...ولی اگر صادقانه و با تمرکز و حقیقت جواب دهید ممکنه راهکارهای کاربردی تری نصیبتان بشه.
ممنون

ببخشید رک نظرم و میگم چون تاپیک هست شاید درست باشه شاید هم نباشه و شایدم بخشی از موضوع ربط داشته باشه.

به نظرم شخصیت جدی و مغرور و خشک و سلطه گر و خود مهم پنداری دارین.

special;978421 نوشت:
یکی از این دختر خانمها که یک ازدواج ناموفق داشت میگفت همسر قبلیش مشکل روانی داشته با این حال باهاش ساخته و چند ماه تحمل کرده و خیلی تلاش کرده که کار به جدایی نکشه.
به نظرم خیلی جالب اومد، بعضی خانم ها حاضرن یه زندگی پر تنش و پر استرس در کنار فردی که مشکل روانی داره رو ماهها و یا سالها تحمل کنن و باهاش زندگی کنن، ولی یه زندگی آروم رو در کنار کسی که یک مشکل خیلی کوچیک ظاهری داره رو به راحتی رد میکنن!

دوست گرامی
این خانم که گفته:«همسر قبلی اش مشکل روانی داشته»، به احتمال بسیار زیاد در خواستگاری متوجه این مشکل نشده؛ بلکه پس از جاری شدنِ عقد متوجه آن شده و سعی کرده مشکل را به صورتی برطرف کند یا مشکلِ شوهرش را ندیده بگیرد تا ان شاءالله مشکل به گونه ای (خود به خود یا با تلاش شوهر سابق) برطرف شود. این دلیل نمی شود که این خانم در انتخاب های بعدیِ خود حاضر باشد به صرفِ مبتلا نبودنِ خواستگارِ بعدی به بیماریِ روانی، جواب مثبت به وی بدهد. بلکه حتما سایر ملاک ها را هم در نظر خواهند گرفت.

special;978477 نوشت:
وقتی خواستگاری میرم و جواب رد میشونم تا چند ماه نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم. سالی نهایتا 2 بار به خواستگاری رفتم. تقریبا 10 سالی میشه خواستگاری میکنم ولی هنوز اندر خم یک کوچه ام.

اینکه بعد از هر بار شنیدن جواب منفی، تا چند ماه نمی توانید به فرد دیگری فکر کنید؛ باعث می شود در جلسه خواستگاریِ بعدی احساس نااُمیدی کنید و با خود بگویید:«این دفعه هم مثل دفعات قبل میشه». خانم‌ها نااُمیدی شما را به سرعت تشخیص می دهند. ناامیدی اعتماد به نفس شما را کم می کند و می‌تواند موجب اضطراب و استرس زیاد شود. اینْ در نظر خانم یک نقطه منفی است و به یک «نه» محکم ختم می شود.

روزنه;978541 نوشت:
شخصیت جدی و مغرور و خشک و سلطه گر و خود مهم پنداری دارین.

ما روانشناس ها به فردی که برای مشاوره می آید، « مُراجع» می گوییم. ما با وجود گرفتن انواع آزمون ها از مُراجع _ مانند: آزمون شخصیت و آزمون اختلالات روانشناختی _ و مصاحبه با مُراجع به سادگی نمی توانیم در مورد شخصیت وی اظهار نظر کنیم. بلکه همیشه با کلمات و عباراتی مانند:« به نظر می رسد، احتمالاً و ...» در مورد شخصیت مراجع نظر می دهیم.

special;978477 نوشت:
خیلی رمانتیک برخورد کردم. مثلا سعی کردم تا جایی که از حد نگذره گاهی شوخیهای ریز وسط صحبتهام داشته باشم. یا از روحیاتم و کارهایی که دوست دارم در کنار همسرم انجام بدم بگم. در پایان هم موقع خداحافظی، سبد گلی که اول اورده بودیم رو با لبخند تقدیم کنم به دختر خانم.

در جلسه اول بهتر است درباره «ویژگی های همسر ایده آل» در نظرتان صحبت کنید. صحبت درباره کارهایی که دوست دارید در زندگی مشترک انجام دهید، احتمالاً باعث می شود فرد مقابل به «ذهن خوانی» روی آورد و برداشت های اشتباه در مورد شما و شخصیت تان در ذهنش شکل گیرد.
در این جلسه سعی کنید توپ را به داخل زمین طرف مقابل بیاندازید و از او بخواهید صحبت کند و شما بیشتر شنونده باشید یا اگر اصرار کرد که شما بپرسید، یک سۆال کلّی برای اینکه او بیشتر حرف بزند، کافی است. مثلاً بپرسید:«همسر ایده آل شما باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟».
خوب کاری می کنید که سبد گل با خود می برید. بهتر است وقتی وارد خانه دخترخانم می شوید، در همان ابتدا سبدگل را روی میز یا جایی که قابل دیدن باشد، بگذارید. لازم نیست خودتان آن را تقدیم دخترخانم نمایید. این کار در بعضی فرهنگ ها چندان خوشایند نمی باشد.
موضوع قفل شده است