ღ مِهريه و مِهرღ=❀صَداق و صِدق❀(خبر داغ:خدا در دادگاه خانواده محاکمه میشود)

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ღ مِهريه و مِهرღ=❀صَداق و صِدق❀(خبر داغ:خدا در دادگاه خانواده محاکمه میشود)

آخرین قیمت دختر خانم ها !؟

" مهر" یا "مهریه" در فرهنگِ ارزش های اسلامی چیزی است که مرد با عنایت به توانمندی های بالفعل و بالقوه و حقیقی خود از سویدای دل در نظر می گیرد و به زن پیشکش می کند، زنی که در نظر دارد تا پایان عمر با او زندگی کند و در سعادت و رستگاری دنیا و آخرتش سهیم باشد.

واقع امر این است که برای "مهر" در فرهنگ اسلامی مورد یا نوع خاص و یا مقدار و میزان معیّنی تعیین نشده است، زیرا چنان چه در شرع مقدس اسلام برای " مهر " مورد خاصی در نظر گرفته می شد، اعم از مادی و معنوی که مرد موظف بود فقط همان را به همسر خود تقدیم کند، چنین شرایطی نیز بعضاً می توانست مانعی برای ازدواج بهنگام برخی از داوطلبان موجّه و واجد شرایط ازدواج باشد.

ادامه دارد...


در هر حال، مهر هرچه که باشد ، زمانی می تواند معنا و مفهوم پر ارزشی داشته باشد که برخاسته از صداقت و از روی محبت و مهرورزی و جان مایه ای برای حیات مشترک باشد.

بنابراین تعیین "مهر" باید به دور از هرگونه نگرش های ناصحیح فرهنگی، عقاید قالبی و باورهای کلیشه ای و عوامانه صورت بپذیرد و می بایست در آن معیارهای منطقی و واقع بینانه مدّ نظر باشد.

بنابراین زمانی که بین دختر خانم و آقا پسر، دو جوان داوطلب ازدواج و خانواده های محترم و فهیم و بصیر ایشان در حد مقدور در فرصت زمانی نسبتاً کافی شناخت متقابلی حاصل گردید و زمینه خواستگاری رسمی و تدارک برنامه عقد زوجیت فراهم گشت، اصرار بر فزونی میزان " مهریه " خارج از محدوده توان بالفعل و بالقوه آقای داماد از طرف عروس خانم و خانواده وی یا پافشاری در کمی میزان " مهریه " که یقیناً به طور قابل ملاحظه ای کمتر از توان بالفعل و بالقوه آقای داماد است از طرف شخص ایشان و خانواده وی نمی تواند امری معقول، منطقی و سزاواری باشد.

بررسی ها نشان داده ریشه ی بسیاری از ناکامی ها و شکست ها در ازدواج و جدایی زوج های جوان را می توان درنحوه آشنایی و ضعف در شناخت صحیح ایشان از یکدیگر قبل از پیوند زناشویی جست و جو کرد ،

پیشنهادهای عجولانه و قبول تعهدات انجام نشدنی، فزون طلبی ها و پیروی از تشریفات غیر ضروری، همه و همه زمانی صورت می پذیرد که خانواده ها و داوطلبان ازدواج، شناخت جامع و چندان قابل اعتماد و پایداری نسبت به یکدیگر نیافته اند.

" مهریه " باید در جهت تقویت اصل آرامش در زندگی مشترک و آرامشگری زن و شوهر باشد و نه صرف یک اهرم بازدارنده از طلاق!! و یا ابزاری برای بلند پروازی و تفاخر خانوادگی و خود مهم بینی اجتماعی!!

ادامه دارد...

عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : خَيرُ الصَّداقِ أيسَرُهُ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : بهترين مهريه ، سبكترين آن است .


كنزالعمّال : 44707 منتخب ميزان الحكمه : 254

همه ی سخن این است که به هنگام خواستگاری و تعیین "مهریه" می بایست همگان به هدف مقدس ازدواج که همانا رسیدن به ساحل آرامش است بیندیشند.

در تعیین نوع و میزان و یا کیفیت و کمیّت" مهریه" مقایسه ای ناصواب، چشم و هم چشمی ناشایست، رقابت های نامعقول و فزون طلبی های بی حاصل و نیّات سوداگرانه نمی بایست معیار اندیشه و تقاضا باشد.

زمانی که شایستگی و قابلیت آقای خواستگار برای دختر خانم و خانواده عزیزشان محرز می گردد و آقا و خانواده ایشان نیز از کفایت و صلاحیت دختر خانم اطمینان حاصل کردند شایسته است و سزاوار است آن است که در این شرایط آقای خواستگار و آماده ازدواج ارزشمند ترین چیزی که در اختیار دارد و یا می تواند بسهولت داشته باشد، به عنوان "مهریه" تقدیم دختر خانم نماید.

از سوی دیگر تقاضای"مهریه" از طرف دختر خانم و خانواده وی نیز نباید به گونه ای باشد که ادای آن برای همسر آینده اش امری دشوار و طاقت فرسا و یا غیر ممکن باشد.

به سخن دیگر ، بهترین معیار و ملاک میزان"مهریه" آن است که از سویدای دل و از بستر محبت و منبع ایمان تعیین و عرضه گردد.

امام صادق علیه السلام محبت واقعی مرد را نسبت به همسرش از جمله نشانه های قوت ایمان می دانستند و می فرمایند:" محبت فوق العاده شوهر به همسر خود نشانه قوت ایمان اوست".

" محبت " در ارزشهای الهی و فرهنگ اسلامی و قاموس روان شناسی یعنی، گذشت، ایثار، صداقت،،احسان و صبوری. از همین رو تقدیم آنچه که در توان هست و یا می تواند باشد ، به دور از زحمت و مشقّت فوق العاده طاقت فرسا از طرف آقای داماد به عروس خانمی که براساس شناخت درست او را مطلوب همدلی و شریک آرامش و سعادت دنیوی و اخروی خود تشخیص داده هم نشانه محبت و هم نشانه قوت ایمان به خالق منان است.

ادامه دارد...



خانواده های بصیر، فهیم و دور اندیش نیک می دانند که در فرایند ازدواج دو جوان، هرگونه تعهد ناروا و تکلیف نامعقول و هزینه های فوق العاده که به دختر یا پسر و یا خانواده های طرفین تحمیل می شود ، در نهایت به طور مستقیم و غیر مستقیم، خواسته و ناخواسته آثار ناخوشایندش فضای زندگی مشترک و روابط عاطفی زوجین را متأثر می کند.

بنابراین بلند اندیشی و فارغ بودن از وضعیت موجود، رهایی از رفتارها و گفتارهای قالبی و نه چندان معقول این و آن، در ترتیب و تنظیم برنامه زندگی مشترک دو جوان و اندیشه و تلاش در جهت تقویت زندگی آرام و تبلور خصیصه آرامشگری و آرامش بخشی در شخصیت عروس و داماد امری است بایسته و شایسته. چراکه هرنوع درگیری که در این خصوص بوجود آید می تواند زمینه ساز بدبینی، دلگیری و کدورت بین زوجین شود و رابطه آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

این در حالی است که متأسفانه در غالب موارد، مسائلی همچون " مهریه " و " جهیزیه " و تشریفات و مخارج فوق العاده و اساساً غیر ضروری عروسی، از مشکلات بزرگ ازدواج بهنگام در نزد جوانان وخانواده های آنان به شمار می آید.

" جهیزیه " به معنای درست، منطقی و قابل قبول آن یعنی کمک و مساعدتی که دختر خانم و خانواده ی وی با محبت و معرفت و از سر لطف و احسان برای تشکیل خانواده جدید و زندگی مشترک و سعادتمند زوج جوان مرحمت می فرمایند. این کمک می تواند در جهت تأمین مسکن، یا تهیه لوازم زندگی و یا هردو باشد.

ادامه دارد...

همین باور که " مهریه " سنگین پشتوانه خوبی برای عدم جدایی و پیشگیری از طلاق است و نه برای دادن و گرفتن، مبارکی و مهرآفرینی" مهریه " را زایل می نماید.

در حالی که " مهریه " باید در جهت تقویت اصل آرامش در زندگی مشترک و آرامشگری زن و شوهر باشد و نه صرف یک اهرم بازدارنده از طلاق!! و یا ابزاری برای بلند پروازی و تفاخر خانوادگی و خود مهم بینی اجتماعی!!

مشاهده ی صدها زوج جوان که بعد از دو سه سال زندگی مشترک زناشویی، برای انجام جدایی در راهرو های دادگستری این سو و آن سو می روند و نیز تماشای رفتار و شنیدن صحبت های مصرّانه ی برخی از عروس خانم هایی که مهریه ای هزار سکّه ای دارند و باچشم پوشی از همه ی حق و حقوق شرعی خود و گذشت از مهریه ی کلان، طالب جدایی و جاری شدن صیغه طلاق هستند ، هر نظاره گر بصیر و هوشمند را به اندیشه و تأمل فراوان وا می دارد.

بنابراین " جهیزیه " به معنای درست، منطقی و قابل قبول آن یعنی کمک و مساعدتی که دختر خانم و خانواده ی وی با محبت و معرفت و از سر لطف و احسان برای تشکیل خانواده جدید و زندگی مشترک و سعادتمند زوج جوان مرحمت می فرمایند. این کمک می تواند در جهت تأمین مسکن، یا تهیه لوازم زندگی و یا هردو باشد.

" مهریه " هدیه ای است که پسر در حد وسع و توان، مکلّف و موظّف به ادای آن است و " جهیزیه " هدیه ای است که دختر و یا خانواده وی بی هیچ تکلیف و وظیفه ای در صورت امکان و تمایل به صورت دلخواه برای آغاز زندگی مشترک زوجین مرحمت می نمایند.

از این رو مباحثی چون " مهر کم، جهیزیه کم و مهر زیاد، جهیزیه زیاد " نمی تواند معقول و منطقی و مهمتر اینکه نمی تواند تضمین کننده ی خوشبختی زوجین در آینده باشد.

نویسنده :سمیه زادهوش
گروه خانواده و زندگی تبیان
تنظیم :ندا داودی

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِي أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
بهترين زنان امّت من ، خوبروترين و كم مهريه‏ترين آنان هستند .

بحار الأنوار : 103 / 237 / 25 منتخب ميزان الحكمه : 254

با عرض معذرت زنگ تفریح

پيامبر خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله و سلم

اَعظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً اَيسَرُهُنَّ صَداقا ؛

با بركت ‏ترين زنان، كم مهريّه‏ترين آنان است.

السنن الكبرى، ج 7، ص 235


الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام

أمّاشُؤمُ المَرأةِ فكَثرَةُ مَهرِها وعُقوقُ زَوجِها

شومى و نامبارکی زن ، در زياد بودن مهريه او و نافرمانى از شوهرش مى‏باشد .

معاني الأخبار : 152 / 1

منتخب ميزان الحكمة : 254

مرد جوان گوشه ی اتاق نشسته بود و غمگین به مجادله ی بزرگان خانواده گوش می کرد و سخنی نمی گفت؛

- مگه دخترمونو از سر راه آوردیم که مهریه اش 140 سکه باشه؟

- مهریه ی عروس قبلی مون 140 سکه بود، مهریه ی این عروس هم باید 140 سکه باشه .

- مهریه دختر ما 350 سکه است، کمتر از این هم امکان نداره، این جا کم تر از این «رسم » نیست، دوستاش، همه، مهریه هاشون بیش تر از 500 سکه بود، این جا; مهریه ی لیسانسه ها بالاتر از 500 سکه است، ما نمی تونیم ارزش و احترام دخترمونو پایین بیاریم، اون باید پیش دوستاش کم نیاره، همین اندازه هم که گفتیم; کم گفتیم .

- 350 سکه خیلی زیاده، انصاف داشته باشید، پس فردا اگه عروس مهریه اش رو بخواد، این شوهر چه جوری می تونه این همه سکه رو بده؟

- تا حالا «کی داده، کی گرفته » تعداد بالاتر باشه، دوام زندگی بیش تر می شه .

. . .

و عموی عروس که دختری هم سن عروس داشت، دغدغه ی خاطر بیش تری داشت که مبادا مهریه کم شود و او مجبور شود، در آینده، دخترش را با مهریه ی کم شوهر دهد .

جر و بحث ها ادامه داشت و هر کدام از آن جماعت دلایلی - این چنین بی پایه و اساس - برای نظر خودشان می آوردند و هر از چند گاهی هم نظر موافق داماد را خواستار می شدند و داماد که نمی خواست اعتقادات اخلاقی اش را زیر پا بگذارد سرش را به معنای جواب منفی به بالا تکانی می داد و لام تا کام حرفی نمی زد و باز هم مجادله ها بالا می گرفت .

او در آن شلوغی، در این فکر بود که چه کنم؟ بپذیرم یا نپذیرم؟ دلایل خانواده ی عروس را قبول کنم یا نکنم؟ و اگر قبول نکنم چه خواهد شد؟ آیا همه چیز از دست خواهد رفت؟ آیا اگر قبول نکنم و مجلس ناتمام بماند، امیدی به بازگشت دوباره هست؟
. . .

زیر چشمی به پدرش نگاه کرد که به او اشاره و توصیه می کرد قبول کند و زمزمه ی برادرش را در گوش شنید که می گفت: «قبول کن، اگر قبول نکنی مجلس به هم می خوره »

و داماد که دریافته بود اگر جلسه به نتیجه نرسد دیگر بازگشتی در کار نیست; در حالی که با خود کلنجار می رفت، چاره ای جز پذیرفتن نمی دید . اما تصمیم داشت تا وقتی که به او اجازه ی صحبت کردن نداده اند، همه را به انتظار نگه دارد، او با خود می گفت حالا که قرار است بپذیرم لااقل باید حرف هایم را بزنم و اعتقاداتم را بگویم .

جمعیت که به اشاره ی برادر داماد دریافته بودند داماد اگر اجازه ی صحبت کردن پیدا نکند مجلس را ترک خواهد کرد، ناچارا از او خواستند که نظرش را بگوید .
و او در حالی که جمعیت سکوت کرده و منظر شنیدن سخنش بودند، و در حالی که بغض سنگینی گلویش را گرفته بود و صدایش از غمی بزرگ می لرزید، غمگین شروع کرد به سخن گفتن:

«ما شیعه ایم، ایام فاطمیه مدتی پیش از این تمام شد، همه ی ما در آن روزها لباس مشکی به تن کردیم و در مجالس عزاداری فاطمه (س) شرکت کردیم، چند روزی بیش تر از تولد حضرت فاطمه (س) نمی گذرد، همه ما در جشن های تولد او شادمانه شرکت کردیم و ولادت علی (ع) را در پیش داریم; علی که پیشوای بی بدیل ما بوده است . ما به غم علی و فاطمه و ائمه ی اطهار غمگین و به شادی شان شادمانیم; بزرگداشت روزهای وفات و تولد برای چیست؟
به عنایت فاطمه زهرا (س) - که به خواب مادرم آمده بود - به این مجلس آمده ام . دوست داشتم به شکرانه ی حقیقی لطف خدا، در عمل، از علی و فاطمه پیروی کرده باشم و اندیشیده بودم که به کدامین بخش از زندگی آن بزرگان تمسک کنم; . . . راستی! مهریه ی فاطمه چه بود؟ . . . چرا مانمی اندیشیم که مسلمانی به عمل است، نه به ادعا؟ و چرا نمی اندیشیم که علت عمل نکردن ما به اندیشه ی آنان چیست؟
و چرا امروز حاضر نیستیم به این بیاندیشیم که، چرا مقام معظم رهبری برای کسانی که مهریه شان بیش تر از چهارده سکه ست خطبه ی عقد نمی خوانند؟

من به خیال چهارده سکه - و نه 140 سکه و 350 سکه - آمده بودم و نظر عروس را هم پرسیده بودم; او هم بیش از این تعداد را با هویت و فکر خود و با شخصیت خود در تضاد می دید و شما برای اطمینان می توانید همین الان نظر او را هم بپرسید .

من به این فکر بودم که در اولین فرصت مهریه را به عروس - به عنوان نشان مهر و صداقت - بدهم و «کی داده، کی گرفته » را خیلی جدی نگرفته بودم .

اما . . . اما ظاهرا در این خانه، هیچ کس، همچون ما دو نفر فکر نمی کند - دو نفری که مجلس برای آنهاست - می دانم که اگر بروم، بازگشتی نیست و چاره ای نمی بینم جز این که با نارضایتی بپذیرم .»

و دیگران که منتظر شنیدن آخرین کلمه بودند نفس راحتی کشیدند و یکی از میان جمعیت فریاد بر آورد که: صلوات!

منبع : مهریه

موضوع قفل شده است