ஜ قضاوتهاي شگفت انگيز حضرت علي(ع) ஜپر بازديدترين کتاب نرم افزاری اسک دين ஜ

تب‌های اولیه

132 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

2- زنى كه از عذاب آخرت مى ترسيد
زنى آبستن نزد اميرالمومنين عليه السلام آمده گفت : زنا كرده ام مرا پاك كن ، خداوند تو را پاك كند؛ زيرا شكنجه و عذاب دنيا از عقوبت آخرت كه پايانى ندارد آسان ترست .
على عليه السلام فرمود: تو را از چه پاك كنم ؟
گفت : از زنا.
اميرالمومنين عليه السلام : آيا شوهر دارى ؟
زن : آرى .
اميرالمومنين عليه السلام : آيا موقعى كه مرتكب اين عمل شدى شوهرت در سفر بود يا در حضر؟
زن : شوهرم در حضر بود.
على عليه السلام فعلا برگرد و پس از آن كه فرزندت را زاييدى بيا تا تو را پاك گردانم . و چون زن مقدارى از آن حضرت دور شد به طورى كه گفتار آن حضرت را نمى شنيد فرمود: خدايا! اين يك شهادت .
پس از چندى آن زن نزد اميرالمومنين عليه السلام آمده و گفت : فرزندم را زاييدم مرا پاك كن .
در اين هنگام امام عليه السلام كه گويى اصلا سابقه او را نداشته فرمود: تو را از چه پاك كنم ؟
زن : زنا داده ام مرا پاك كن .
اميرالمومنين عليه السلام : آيا در موقع ارتكاب اين عمل شوهر داشتى يا نه ؟
زن : شوهر داشتم .
آيا در آن هنگام شوهرت در سفر بود يا در حضر؟
در حضر بود.
برو فرزندت را طبق دستور خداوند دو سال تمام شير بده . زن برگشت و چون مقدارى از آن حضرت دور شد به قدرى كه صدايش را نمى شنيد، فرمود: خداوندا! اين دو شهادت .
و پس از آن كه دو سال سپرى شد زن باز آمده و گفت : يا اميرالمومنين : فرزندم را دو سال تمام شير دادم اكنون مرا پاك كن .
امام عليه السلام مانند شخص بى خبرى پرسشهاى سابق را از او جويا شد. و آنگاه به او فرمود: حالا برو و از فرزندت نگهدارى كن تا موقعى كه بتواند خودش غذا بخورد و از بامى پرت نشود و در چاهى نيفتد. زن گريان از نزد آن حضرت عليه السلام بازگشت ، و چون مقدارى دور گرديد، به اندازه اى كه آواز آن حضرت عليه السلام را نمى شنيد فرمود: خداوندا! اين سه شهادت .
عمر و بن حريث مخزومى زن را در بين راه ديد و به او گفت : اى بنده خدا! چرا گريه مى كنى ؟ من تو را ديده ام نزد على عليه السلام مى آيى و از او تقاضا مى كنى تو را پاك گرداند.
زن گفت : آرى ، نزد اميرالمومنين عليه السلام آمدم و از او خواستم مرا پاك كند و آن حضرت فرمود: برو و فرزندت را نگهدارى كن تا موقعى كه بتواند بخورد و بياشامد و... و مى ترسم در اين مدت بميرم و مرا پاك نگرداند.
عمرو به او گفت : نزد اميرالمومنين عليه السلام برگرد و من از فرزندت كفالت مى كنم .
زن نزد آن حضرت برگشت و تعهد عمرو را عرضه داشت اميرالمومنين عليه السلام مانند شخص بى سابقه اى به وى فرمود: چرا عمرو از فرزندت كفالت كند؟
گفت : يا اميرالمومنين ! زنا كرده ام مرا پاك گردان .
آن حضرت فرمود: در آن هنگام شوهر داشتى يا نه ؟
زن : آرى شوهر داشتم .
آيا در آن وقت شوهرت در وطن بود يا در سفر؟
در وطن بود.
پس آن حضرت سر به سوى آسمان بلند كرده ، به درگاه الهى عرضه داشت :
خداوندا! با چهار دفعه اقرار، حد بر او ثابت گرديد و تو به پيامبرت خبر داده اى كسى كه حدى از حدودم را تعطيل كند با من دشمنى نموده است ، پروردگارا! من هرگز حدودت را تعطيل نمى كنم و در پى دشمنى تو نيستم و احكام تو را ضايع نمى گردانم ، بلكه فرمانبردار تو و پيرو سنت پيامبرت مى باشم .
در اين وقت ، عمرو بن حريث نگاهش به صورت آن حضرت افتاد ديد رنگ رخسار مباركش از شدت غضب چنان قرمز شده كه گويى انار در صورتش پاشيده شده ، پس به آن حضرت عرضه داشت : يا اميرالمومنين ! من خيال مى كردم از اين عمل من خوشحال مى شويد ولى حال كه مى بينيم ناراحتيد هرگز فرزندش را بر نمى دارم .
امام (ع ) فرمود: آيا پس از آن كه آن زن چهار دفعه بر خود اقرار نموده فرزندش را كفالت مى كنى ؟ و تو كوچك هستى .
پس آن حضرت به منبر رفت و به قنبر فرمود: ميان مردم بانگ برآور تا همه براى نماز جماعت حاضر شوند. قنبر دستور را اجرا كرد و مردم به طرف مسجد هجوم آوردند بطوريكه مسجد پر شد.
در اين موقع امام عليه السلام بپاخاست و ثناى الهى بجاى آورد سپس فرمود: اى مردم ! پيشواى شما مى خواهد براى اقامه حد بر اين زن به خارج كوفه رود و شما را به همراه خود ببرد و زمانى كه بيرون مى آييد بايد سنگهاى خود را همراه داشته و يكديگر را نشناسيد تا به خانه هايتان برگرديد و سپس ‍ از منبر فرود آمد و بامدادان خود آن حضرت به اتفاق زن بيرون شدند و مردم نيز در حالى كه يكديگر را نمى شناختند و به صورتهاى خود نقاب بسته و سنگ در آستين داشتند از خانه ها بيرون شدند تا اينكه آن حضرت با زن و تمام مردم به پشت شهر كوفه رسيدند. آنگاه به حاضران خطاب كرده و فرمود: اى مردم ! خداوند با پيامبر، پيمانى بسته و پيامبر نيز با من همان پيمان را بسته است كه هر كس مستحق حدى باشد نبايد به ديگرى حد زند، اكنون هر كس از شما كه مستحق همين حد است حد نزند، پس تمام مردم برگشتند و تنها خود آن حضرت با حسن و حسين عليه السلام زن را سنگسار نمودند .


نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:



3- حد لواط
روزى اميرالمومنين عليه السلام در ميان گروهى از اصحاب خود نشسته و به گفتگو مشغول بود، در اين هنگام مردى نزد آن حضرت آمده گفت : يا اميرالمومنين ! لواط كرده ام مرا پاك گردان .
آن حضرت عليه السلام به او فرمود: اى مرد! چنين سخنى مگو شايد اختلال به تو دست داده باشد.
فردا صبح نيز نزد آن حضرت آمده و گفت : يا اميرالمومنين ! لواط كرده ام مرا پاك كن .
باز امام عليه السلام به وى فرمود: اى مرد! به خانه ات برگرد، شايد حواس پرتى عارضت شده و تا سه بار بعد از دفعه اول نزد آن حضرت آمده و سخن خود را تكرار كرد، تا دفعه چهارم كه طبق قانون اسلام حد بر او ثابت شده بود، على عليه السلام به وى فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره مثل تو سه كيفر بيان فرموده و تو هر كدام را بخواهى اختيار كن . مرد گفت : آنها چيست ؟
فرمود: 1- يك ضربه شمشير هر جا برسد.
2 بستن دست و پا و پرتاب از فراز كوه .
3 سوزاندن با آتش .
مرد گفت : يا اميرالمومنين ! كداميك از اينها سخت تر است ؟
فرمود: سوزاندن با آتش .
مرد گفت : يا اميرالمومنين ! من همين را اختيار مى كنم . آن حضرت به او فرمود: پس خودت را براى آتش آماده كن .
مرد برخاست و دو ركعت نماز به جاى آورد و در تشهد نماز به درگاه خدا عرضه داشت : خداوندا! من از گناه خود به سوى تو بازگشت نموده و از كيفر اخروى آن ترسيده به نزد جانشين پيامبرت و پسر عمش آمدم و از او تقاضاى پاك كردن نمودم و او مرا بين سه عقوبت مخير ساخت ، خدايا! من سخت ترينش را برگزيده از تو مى خواهم اين عقوبت را كفاره گناهانم قرار دهى و مرا به آتش دوزخ نسوزانى و آنگاه برخاسته با چشم گريان به طرف گودالى كه برايش حفر كرده بودند رهسپار گرديده و شعله هاى فروزان آتش را نظاره مى كرد. در اين هنگام اميرالمومنين عليه السلام به وى فرمود: اى مرد برخيز! كه فرشتگان آسمان و زمين را به گريه آوردى و خداوند توبه ات را قبول كرد، برخيز و پس از اين به چنين گناهى بازگشت مكن .

مؤ لّف : در روايت هفتم از فصل هفتم خواهد آمده كه اگر مثبت حد، اقرار خود جانى باشد امام مى تواند آن را ببخشد، و اگر بينه باشد نمى تواند و البته اين هم اختصاص به امام معصوم عليه السلام دارد چنانچه امام باقر عليه السلام مى فرمايد: غير از امام كسى نمى تواند حدودى را كه براى خداست عفو نمايد.



نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:

فصل پنجم : قضاوتهاى آن حضرت عليه السلام در مواردى كه واقع كاملا مشتبه بوده است .
1- زد و خورد در حال مستى
در زمان خلافت اميرالمومنين عليه السلام به آن حضرت گزارش رسيد كه چهار نفر در حال مستى يكديگر را با كارد مجروح نموده اند. امام عليه السلام دستور داد آنان را توقيف نموده تا پس از هشيارى به وضعشان رسيدگى كند، دو نفر از آنان در بازداشتگاه جان سپردند. اولياى مقتولين نزد اميرالمومنين عليه السلام آمده و خواستار قصاص از زندگان شدند، آن حضرت عليه السلام به آنان فرمود: شما از كجا مى دانيد كه اين دو نفر زنده ايشان را كشته اند و شايد خودشان يكديگر را مجروح نموده و مرده اند؟
گفتند: نمى دانيم ، پس شما خودتان با استفاده از دانش ‍ خدادادى تان بين آنان حكم كنيد.
امام عليه السلام فرمود: ديه آن دو مقتول به عهده هر چهار قبيله است و بعد از اخراج خونبهاى زخمهاى دو نفر زخمى ، باقيمانده به اولياى آن دو مقتول رد مى گردد.


نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:

2- يك نفر در آب غرق شد
شش نفر در آب فرات سرگرم بازى بودند، يكى از آنان غرق شد، نزاع را نزد اميرالمومنين عليه السلام بردند، دو نفر از آنان گواهى دادند كه آن سه نفر ديگر او را غرق كرده اند، و آن سه نفر گواهى دادند كه آن دو نفر ديگر او را غرق كرده اند، اميرالمومنين عليه السلام ديه او را به پنج قسمت مساوى تقسيم نمود، دو قسمت به عهده آن سه نفرى كه دو نفر بر عليه ايشان گواهى داده اند، و سه قسمت به عهده آن دو نفرى كه سه نفر بر عليه ايشان گواهى داده اند .
شيخ مفيد در ارشاد پس از نقل اين خبر مى گويد: در اين قضيه هيچ قضاوتى تصور نمى شود كه از قضاوت آن حضرت به صواب نزديكتر باشد.



نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:

3- طعمه شير
شيرى را در گودالى دستگير كرده بودند، مردم براى تماشاى شير ازدحام نمودند، يك نفر در نزديكى گودال ايستاده بود، ناگهان قدمش لغزيد و دست به ديگرى زد و دومى به سومى و سومى به چهارمى و همه در گودال افتاده طعمه شير شدند. اين ماجرا در يمن اتفاق افتاد، اميرالمومنين عليه السلام نيز آنجا تشريف داشت ، خبر به آن حضرت رسيد، پس درباره آنان چنين قضاوت نمود، كه اولى طعمه شير بوده و به علاوه بايد يك سوم ديه به دومى بپردازد، و دومى نيز دو سوم ديه به سومى و سومى ديه كاملى به چهارمى بايد بپردازد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين قضاوت خبردار گرديده فرمود: اباالحسن به حكم خدا داورى نموده است

مؤ لّف : علت اين تفصيل اين است كه نفر اول خودش افتاده ، به علاوه افراد ديگرى را با خود انداخته ، از اين جهت ديه اى طلب ندارد؛ زيرا مرگش مستند به خودش بوده است . و سبب مرگ نفر دوم ممكن است يكى از سه چيز باشد، كشيدن نفر اول و يا افتادن نفر سوم و يا چهارم بر روى او كه خودش عامل آن بوده است بنابراين ، احتمال استناد قتلش به نفر اول 33/0 است و امام عليه السلام هم 33/0 ديه اش را به عهده نفر اول قرار داده است ، و اما نفر سوم ممكن است علت مرگش ‍ كشيدن و افتادن نفر چهارم بر روى او باشد كه خودش عامل آن بوده و يا افتادن نفر اول و يا دوم بر روى او كه عاملش نفر دوم بوده است و امام عليه السلام نيز دو سوم ديه او را بر عهده نفر دوم گذاشته است . و اما نفر چهارم تمام علت مرگش ‍ مستند به نفر سوم بوده ، بنابراين ، تمام ديه اش بر عهده نفر سوم مى باشد چنانچه امام عليه السلام حكم نموده است .



نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:

4- نشگون
و نيز در همان زمانى كه اميرالمومنين عليه السلام در يمن تشريف داشت به آن حضرت خبر رسيد كه دخترى از روى بازيچه دختر ديگرى را بر دوش گرفته و دختر سومى از پايينى نشگون گرفته و او بناگاه پريده و دخترى را كه بر دوش داشته انداخته و منجر به مرگ او شده است .
امام عليه السلام فرمود: يك سوم ديه مقتول به عهده آن دخترى است كه او را بر روى شانه برداشته و يك سوم ديگر به عهده دخترى كه از او نشگون گرفته ، و يك سوم هم بر عهده خودش كه بطور بازيچه و عبث سوار شده است . اين خبر به سمع مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيده آن را تائيد نموده بر صحتش گواهى داد .


نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:

احسنت فوق العاده است:Gol::Gol::Gol:

مستمندم بسته زنجير و زندان يا علي
دست گير،اي دستگير مستمندان يا علي
بندي زندان روباهانم اي شير خدا
ميجوم زنجير زندان را به دندان يا علي
آهن تفتيده ام كز كوره آرندم برون
تا بسانيدم ميان پتك و سندان يا علي
دوستان گريان به گورستان و پيش چشمشان
دشمنان چون استخوان كله خندان يا علي
من نه ايوبم ولي صبرم به محنت بيش از اوست
من نه يوسف ليك زندانم دو چندان يا علي
دردمندي روسياهم با شفاعت مستحق
اي درت دارالشفاي دردمندان يا علي
:Gol:

5- وديعه
مردى دو دينار و ديگرى يك دينار نزد شخصى به وديعت نهادند، يك دينار آنها تلف شد. اميرالمومنين عليه السلام درباره آنان فرمود: يك دينار از دو دينار موجود به صاحب دو دينار اختصاص دارد و دينار ديگر نيز بالمناصفه بين آن دو تقسيم مى شود .
و نظير اين خبر است روايتى كه شيخ صدوق و شيخ طوسى به امام صادق عليه السلام نسبت داده اند كه دو نفر بر سر دو درهم با يكديگر نزاع مى كردند، يكى از آنان هر دو درهم را از خود مى دانست و ديگرى يكى از آنها را.
آن حضرت عليه السلام فرمود: كسى كه مدعى يك درهم است اعتراف دارد كه از درهم ديگر حقى ندارد، و درهم ديگر كه مورد نزاع است بين آنان بالمناصفه تقسيم مى شود
.
و همچنين نظير آن را شيخ كلينى و صدوق و طوسى به امام محمد باقر عليه السلام نسبت داده اند كه از آن حضرت پرسيدند، مردى غلامى از ديگرى خريده و فروشنده دو غلام به خريدار تسليم نموده تا يكى از آنها را انتخاب كرده براى خود نگهدارد و ديگرى را به صاحبش رد نمايد و فروشنده قيمت غلام را نيز از مشترى تحويل گرفته است .
خريدار هر دو غلام را به طرف منزل مى برده ، اتفاقا يكى از آن دو در بين راه گريخته است . آن حضرت فرمود: مشترى غلام موجود را به صاحبش رد مى كند و نصف قيمتى را كه به فروشنده داده پس مى گيرد و براى يافتن غلام جستجو مى كند، اگر آن را يافت باز اختيار دارد هر كدام از آن دو را كه مى خواهد نگهدارد و آن نصف قيمت را كه از فروشنده گرفته باز به وى رد نمايد، و اگر غلام را پيدا نكرد از مال هر دو رفته ، نصفش از فروشنده و نصفش از خريدار
.



نرم افزار قضاوتهاي شگفت حضرت علي(ع) را
همينک دانلـــــود کنيد

همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد
همينک دانلـــــود کنيد

:parvaneh:

ممنونم از شما عزیزان که برای این کتاب زخمت کشیدین.
فوق العاده بود. با حجم پایین و مختصر و مفید.
فوق العاده بود