ஐஇ:: دعوت از کاربران شاعر اسکدین ::இஐ

تب‌های اولیه

2434 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza-D;709031 نوشت:
فقط اگه فردا معروف شدی ما رو هم تحویل بگیریا

نظر لطفتون بود .
اما اگه امید به تحویل گرفتن از معروفها داری ، خداوند از همه معروفتر است . ما که نه معروفیم و هم ذره ای بیش نیستیم .
شما بزرگوارید . التماس دعا .

مرید الحسین (ع);709033 نوشت:
نظر لطفتون بود .
اما اگه امید به تحویل گرفتن از معروفها داری ، خداوند از همه معروفتر است . ما که نه معروفیم و هم ذره ای بیش نیستیم .
شما بزرگوارید . التماس دعا .

نه داداش جدی گفتم خیلی خوب بود
اون هم که فرمودید بله ، هیچکدوم هیچی نیستیم در مقابل خدا

منتظر شعر شما درمورد موضوع تاپیک هستم. موضوع:

عید فطر

monji-sec;709009 نوشت:
سپسا از طرح عالیتون....
یک نکته برای پیدا کردن شعر تقلبی ک شاید از خود طرف نباشه!
کاقیه مصرع اول شعر رو تو گوگل سرچ کنید اگر تکراری باشه میاره اگر از خود شاعر برای اولین بار اینجا باشه نمیاره:ok:

ای برادر ظنّ بد با شاعران؟

کار شاعر نیست همچون دیگران

چیزی از شعرش نمی ماسد به او

گر بماسد خیر بینی باز گو

شعر چینی نیست آئینی بود اندر میان

گر تقلب هم کنی ناید زیان

هر که وصف دوست گوید ذاکر است

ذکر را حق در میانه ناصر است

گر تقلب می کند گیرد زدوست

خود همه آواز مطلق آن اوست

Reza-D;709032 نوشت:
اولین موضوع تاپیک: عید سعید فطر

سلام علیکم

اگر امکانش بود موضع اجباری نباشد،یعنی هرکس هرشعری سروده بتواند قرار دهد و محدود به موضوع خاصی نشود تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد

باتشکر
یازهرا(س)

.
.
.

جانا اشکارا شد هلال مه نو

عید فطر آمد و جلال مه نو

در دل غم و شور همراه امد

شور فطر و غم رفت مه نو

.

حالا نوشته های بنده اکثرا مشکل وزن دارند
تخصص من نیست (حالت اطلاعات عمومی)
کسی دوس داشت (تخصص در این زمینه) میتونه نظر بگه

یارب;709051 نوشت:
اگر امکانش بود موضع اجباری نباشد،یعنی هرکس هرشعری سروده بتواند قرار دهد و محدود به موضوع خاصی نشود تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد

سلام
در کل موضوع اجباری نیست. اما برای هر مناسبت به کاربران اعلام میشه تا بیشتر در رابطه با همون مناسبت شعر گفته بشه
ولی همونطور که گفتم این فقط حالت بهتر هست ، ولی اجباری نیست

ابوالفضل;709053 نوشت:
حالا نوشته های بنده اکثرا مشکل وزن دارند

همین که مینویسید عالیه. قافیه و وزن و..... همه ثانوی هستن. اصل اینه که یه حرف بتونه دل رو به دست بیاره که به نظرم کلام شما این خاصیت رو داره

ابوالفضل;709053 نوشت:
جانا اشکارا شد هلال مه نو
عید فطر آمد و جلال مه نو

در دل غم و شور همراه امد
شور فطر و غم رفت مه نو


بیست.... :Kaf:
بخصوص ترکیب غم و شور در کنار هم و توضیحش در مصرع بعدی عالی بود

یه پیشنهاد دارم. به نظرم کمی مصرع ها و ابیات رو از نظر تعداد کلمات طولانی تر کنید
اینجوری هم جا برای بیان بیشتر دارید هم وزن و قافیه بهتر دستتون میاد
و اینکه شعر رو آهنگین برای خودتون بخونید تا کم و کاست اون رو پیدا کنید

اولش رو من میگم شما ادامه بدید:

شد عیان از پس خورشید ، هلال مه نو

.
.
.

Reza-D;709066 نوشت:
شد عیان از پس خورشید ، هلال مه نو

ز خود بیخود شدم ان ان دم که دیدم ، جمال مه نو

لبخندی زد و اَبرویی بتکاند ، طوفان به جهان امد

مژده ی فطر داد کل مسلمین را، آن هلال مه نو

ابوالفضل;709073 نوشت:
شد عیان از پس خورشید ، هلال مه نو
ز خود بیخود شدم ان ان دم که دیدم ، جمال مه نو

لبخندی زد و اَبرویی بتکاند ، طوفان به جهان امد
مژده ی فطر داد کل مسلمین را، آن هلال مه نو


خیلی بهتر شد. ای ول بابا :Nishkhand:
خب ، حالا روی شعر زیبای شما صحبت می کنیم. انشاالله به درد سایر دوستان هم بخوره

راه ساده برای درک وزن شعر ، اینه که کلمات رو جدا جدا بخونیم. دقیقاً مثل زمان دبستان که میگفتن کلمات رو بخش کنید. به همون سادگی

شد - عَ - یان - از - پَ - سِ - خور - شی - ید - هِ - لا - لِ - مَ - هِ - نو
نکته: در کلمهء خورشید ، "شید" بخاطر ایکه بصورت کشیده تلفظ میشه جدا از هم نوشتم
شما خودتون باید ببینید در شعر شما کلمه باید کشیده تلفظ بشه یا کوتاه

مثال:
حالت تلفظ
کوتاه کلمهء "یاد" = یاد عشقت = فاعلاتن = یا / دِ / عش / قت = این حالت زمانی پیش بیاد که حرف آخر کلمه صدادار باشه - دِ
حالت تلفظ
بلند کلمهء "یاد" = یاد باشد = فاعلاتن = یا.../ ...اد / با / شد = این حالت زمانی پیش بیاد که حرف آخر کلمه ساکن باشه - د

حالا توی قالب قرارش میدیم:
شد عیان از = فاعلاتن
پس خورشی... = فعلاتن
...ید هلالِ = فعلاتن
مَهِ نو = فعلن

نیاز نیست حتماً فعلاتن و این چیزا استفاده کنید. هر آهنگی که متونید توی ذهن بیارید و راحت درکش میکنید ، همون رو تکرار کنید.
مثلاً بجای فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

....بگید.... دل من را ، دل من را ، دل من را ، دل من!
بله بی معنیه ، ولی مهم اینه که وزن رو به ذهنتون نزدیک کنه

خب حالا بریم سراغ مصراع های بعدی

دل من را / دل من را / دل من را / دل من
بیخود از خود / شده دیدی... / ...یم جمالِ / مه نو

یا...ار زد خن / ده ای و اب / روی خود را / بتکاند
حالِ هر مر / د و زنی گش... / ...شت چو حالِ / مه نو

حالا کاملش

شد عیان از پس خورشیـــــــد هلال مه نو
بیخود از خود شده ، دیدیـــــــم جمال مه نو

یار زد خنده ای و ابروی خود را بتکاند
حال هر مرد و زنی گــــــشت چو حال مه نو

انشاالله که مفید بوده باشه

سلام من زیاد سواد ندارم ببخشید

ماه نو دیدم و یادی کنم از روی حبیبم

وه که با عشق تو یکماه بسر برده طبیبم

همه جا نام تو را برده و کنجی بنشینم

ای که رویت همه اسباب خوشیهای زمینم