جمع بندی یک سوال: حجاب؛ پوششی برای زن

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسم رب الحیدر

سلام و ادب

کوروش_بزرگ;657921 نوشت:
درود ...
همونطور که گفتم من مسلمون نیستم و چندین سال خارج از ایران زندگی میکردیم و الان دوست دارم با این دین اشنا بشم
یه سوال واسم پیش اومد :

منظور از حجاب چیه ؟؟؟ چه پوششی یک زن را محجبه میکند ؟؟؟؟ ایا چادر کافیست و یا پوششی که در قران امده است؟

حجاب یعنی مساله ای که کوروش براش مهم بود

حجاب یعنی نقشی که به تخت سنگهای تخت جمشید حک شده

حجاب یعنی حیا و عفتی که باعث میشد کوروش از خودنمایی ناموس خودش در برابر مردان دیگه جلوگیری کنه

حجاب یعنی غیرتی که کوروش نسبت به زنان سرزمینش داشت

کوروش_بزرگ;657921 نوشت:
درود ...
همونطور که گفتم من مسلمون نیستم و چندین سال خارج از ایران زندگی میکردیم و الان دوست دارم با این دین اشنا بشم
یه سوال واسم پیش اومد :

منظور از حجاب چیه ؟؟؟ چه پوششی یک زن را محجبه میکند ؟؟؟؟ ایا چادر کافیست و یا پوششی که در قران امده است؟

سلااااااااااااااااااااااااااااااام کوروش بزرگ خان

قبل از اینکه ببینی حجاب چیه باید ببینی چه چیزی لازم میکنه که باشه - اینطوری خود به خود همه چیز روشن میشه...

بذار یه مثال بزنم:

یه چیزی داریم به اسم موتور ماشین - این موتور یه بخشی داره که دائما داخلش قطعاتی در حال چرخیدن و سایش روی هم دیگه هستن . اگه چیزی به اسم روغن نباشه این قطعات بعد از مقداری سایش روی همدیگه داغ میشن و ذوب میشن و به هم میچسبن و موتور از کار می افته ( به این موضوع اصطلاحا میگن " موتور جام کرده") خوب این یکی از ملزوماتی هست که لازمه تا موتور بتونه کارشو درست انجام بده
خوب صرفا همین لازم نیست ، چیزای دیگم لازمه مثلا لازمه که آب دائما اطراف موتور در حال جریان باشه تا بتونه موتور رو خنک کنه که اگه اینم نباشه دوباره موتور جام میکنه
خوب فقط این اینا نیست - مثلا روغن برای این که بتونه اون کاری که ازش خاستیم رو درست انجام بده لازمه که کاملا از آب جدا باشه و اگه مقداری آب باهاش قاطی بشه دیگه نمی تونه درست وظیفشو انجام بده - خوب برای اجتناب از این موضوع واشر هایی تعبیه شده که محیطی که آب توش جریان داره رو از محیطی که روغن توش جریان داره جدا میکنه و اگه اون واشر نباشه موتور اصطلاحا " آب روغن قاطی میکنه" و دیگه این موتورم از کار می افته
خوب میدونی حجاب چیه ؟ حجاب اون روغنه هست ، حجاب اون واشره هست...
روغنی که میاد دو تا قطعه رو از هم جدا نگه میداره تا هرکدوم بتونن درست کارشونو انجام بدن و اگه نباشه دو قطعه به هم می چسبن و چسبیدنی که دیگه رهایی نداره یا اگه داشته باشه هم دیگه فایده ای نداره چون دوتا قطعه دیگه خراب شدن و حالت صحیحی که می باید میداشتن تا بتونن کارشونو انجام بدن دیگه ندارن...
اون واشری که دو محفظه رو از هم جدا نگه میداره تا هم آب بتونه درست کارشو انجام بده و هم روغن....

خوب این مثال که یه موتور ماشین بود - مثال واقعیش چیه ؟

بذار با یه داستان همراهت کنم...

میخام از تولد و بزرگ شدن یه بچه صحبت کنم - خیلی دوس دارم برای مدتی خودتو بذاری جای اون بچه تا بتونی بهتر متوجه وضعیت بشی - البته ببخشید قصد هیچ توهینی ندارم و نخواهم داشت...

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود
یه جامعه ای بود که مردم توش خیلی خیلی خودشونو کامل میدونستن و فکر میکردن که به تمام ابعاد وجود خودشون احاطه دارن و لذا فکر میکردن که معیار درست و غلط خودشونن و نه خدا...
این جامعه وقتی که خودشونو مبنا و ملاک درست و غلط می پنداشتن کم کم به نتیجه رسیدن : پس کار درست کاری هست که مطابق میل انسان باشه و غلط کاری هست که مطابق میل انسان نباشه . و این تازه بود اول ماجرا ...
آخه مثلا فلان شخص این جامعه میل زیادی به قتل آدمهای دیگه داشت ولی خوب میل بقیه این نبود که مقتول باشن
فلانی میل زیادی داشت که تو خیابونا به همه تجاور کنه ولی این بقیه اصلا همچین میلی ندشتن

و هزاتا مشکل و مصیبت دیگه که کم کم داشت به این آدم مغرور می فهموند که هی اشتباه فکر کردی و اصلا نه عقلا و عملا امکان پذیر نیست که انسان ملاک درست وغلط باشه و بعد به این فکر افتاد که ملاک درست وغلط رو جامعه و با توجه به امیال افراد اون قرار بده ( این خودش دروازه ای هست به یه بحثی بزرگ و جدید ...)

خوب یکی از اون امیال که اینجا بیشتر مد نظر منه این بود : میل جنسی

خلاصه اینکه مردم این جامعه میل جنسی خودشون رو متوجه میشدن و البته چون ملاک درست و غلط خودشون بودن پس به این نتیجه رسیدن که " من چیزای جنسی رو دوس دارم - پوشش مانع لذت منه - پس باید پوشش به حداقل ممکن برسه "

اتفاقی که تو این جامعه بعد از این نتیجه این افتاد این بود که مردا که بدن زشتی داشتن ومعنی نداشت که حجابشون کمتر بشه ولی زن و دختر که خدا بهشون بدن های قشنگ ( قشنگ نه لزوما به معنی زیبا - چون زیبایی یه گل مثل گل رز با قشنگی که برای بدن جنس زن گفتم فرق داره) داده بود کم کم حجابشونو کمتر کردن و بعد دگیر روابط جنسی با همه شدند. مردای مختلف با زن های مختلف و و زن ها مختلف با مردای مختلف ...
خوب این زندگی لذت بخشی بود ولی فقط موقعی که در حال اعمال جنسی بودن و دقیقا بعد عمل جنسی مرد میرفت برا خودش و زن هم برا خودش و تنهایی هاشون شروع میشد ، ترس هاشون شروع میشد ، نا امیدی و بی هدفی هاشون شروع میشد و هزارتا مشکل دیگه که اونم جای بحث خودشو داره و اگه بخام بزنم به این جریان جای خیلی زیادی برای حرف داره که البته چون اگه به این موضوع بپردازم از داستان اصلی یعنی همون بچه کوچولوی خودمون عقب میمونم پس سریع تر این حواشی رو نادیده می گیرم و میرم جلوتر...

متاسفانه جریان به این تمیزی پیش نرفت و کار به جاهای باریک کشید . این اعمال جنسی که از بس زیاد شده بود دیگه لذت خاصی نداشت و فقط عادت به انجامش باقی مونده بود ( مثل مواد مخدر) دیگه مردم رو راضی نمی کرد...
بعضی دخترا رفتن سراغ این عمل جنسی ولی منتنها این بار همزمان با دو مرد - بعضی پسرا همزمان با دو زن - بعضی تو هوای آزاد و ملا عام - بعضی دائما پوزیشن سکسشون رو عوض میکردن - بعضی گروهی سکس میکردن - بعضی با هم چنس خودشون سکس میکردن - بعضی که دیگه تمام اینا رو تجربه کرده بودن دیگه بهشون لذت نمیداد کارشون کشیده بود به تجاوز - آره به عنوان یکی از آخرین راه ها ، تجاور کار خوبی بود - دختر جیغ میکشید و ابراز ناراحتی میکرد این هنوز یه کم میتونست احساس لذت پسر رو برانگیخته کنه ( دقیقا مثل مواد مخدر که از سیگار شروع میشه بعد دیگه فایده نداره و کار میکشه به انواع مواد و بعد دیگه از کشیدن میکشه به خوردن و بعد دیگه به تزریق کردن و بعدش دیگه خوب مرگ...) ...
خوب دیگه چیزی به نام ازدواج معنی خاصی نداشت زن و مرد بیشتر هم خونه بودن تا زن و شوهر ... (اونم برای مدتی و بعد همخونه شونو عوض میکردن ( البته اگه موفق به این کار میشدن چون بعضی زنا این قدر پاره پوره شده بودن یا بعضی مردا اینقدر درب و داغون بود وضعیتشون که هیشکی راضی به همخونه بودن با اینا نمیشد و این بیچاه ها تنها می موندن و بی سرپناه مخصوصا اگه سنشونم خیلی بالا تر بود ( البته بعضا بعدش کارشون به قتل و بزهکاری اجتماعی و مشکلات روانی دیگه ای می کشید)))

خلاصه جامعه اینطوری پیش رفته بود ( همین الان میتونی آمار تجاور ها که در کشور های امریکایی میشه رو از منابع خودشون بخونی - با اینکه سکس اونجا آزاده و اصلا به نظر نمیاد که چیزی به نام تجاور اونجا باید معنی داشته باشه ، یه آمار وحشتناکی از تجاوز اونجا هست) و در این جریانات بود که که دوستی یه دختر و یه پسر بالا گرفت و یه نطفه ای منعقد شد - یه پسر کوچولو داشت شکل می گرفت و میخاست پاشو توی این دنیا بذاره. ولی این پسر همون پسر کوچولوی قصه ما نیست چون خدا بهش رحم کرد و دختره رفت سقطش کرد و کشتش - البته این پسرکوچولو هم زیاد بی فایده نبود چون یا توی سوپ پختن و به عنوان گرون ترین غذا توی چین توی رستوران دادن ( کاری که الان داره میشه) یا از قبل از پختن چربی های روی بدنش رو برداشتن و ازش توی ساخت یه سری موارد آرایشی مثل رژ لب و اینها استفاده کردن که الان هست و دخترای ما میزنن به خودشون تو این خیابونا

پسر کوچولوی ما کو پس ؟
ایشون همین دیروز نطفه اش تشکیل شد ، مادرش با پدرش درسته که پیوند ازدواج خونده بودن ولی یه همخونه بودن بیشتر تا زن و شوهر آخه پسر کوچولو یادشه که مادرش تو دوران بارداری تا قبل اینکه زیاد سنگین بشه با بیشتر از 50 نفر دیگه غیر از باباش همخوابی کرده بود و پدرشم که آزاده آزاد با 100 نفر دیگه خوابیده بود...
بچه داشت بزرگ میشد ، یه مهر کوچیکی از بچه تو دل مادر کم کم داشت شکل میگرفت ولی پدر نه ، آخه فکر نمی کرد که اون بچه از نطفه خودش باشه هیچ رابطه عاطفی و خونی بین خودش و اون کوچولویی که چند روز دیگه بیشتر به تولدش باقی نمونده احساس نمی کرد.
مادر درد زیادی حس کرد ، پدر بیرون داشت به کاری خودش رسیدگی می کرد .مادر با بدبختی خودشو رسوند به بیمارستان کوچولو رو سزارین کردن و بچه متولد شد . پدر کجاست ؟ پی کار خودش - مادر زنگ زد به پدر و جریان رو توضیح داد پدر فقط جواب داد آهان پس خلاص شدی ، مادر گفت خوشحال نشدی ؟ پدر گفت ، نه آخه تو که نمی تونی خرج این بچه رو در بیاری منم که پولم واسه خودمه و خرج هم خوابگی هامه - مادر بعد شنیدن این حرف یهو جا خورد و با نگاهی غمگین به بچه که تو بغلش خوابیده بود نگاه کرد و با خودش میگفت چیکارش کنم -بکشمش ؟ نه گناه داره این کوچولو ، بزرگش میکنم

پسر از همون ابتدا با این چنین وضعی شروع به زندگی کرد - مادر درگیر کار یا سکس و عدم توجهی به بچه ( فقط پول در میاورد میریخت تو حلق این بچه ( البته ناشکری نکنیم این مادر تازه خیلی فداکار بود که واسه بچه کارم میکرد چون از این مادرا که زحمت بزرگ کردن بچه رو به خودشون میدادن بیسیار کم تو اون جامعه پیدا میشد)) بچه داشت بزرگ میشد ولی هیچ وقت نمی فهمید محبت یعنی چی ؟ خانواده یعنی چی ؟ خواهر و برادر یعنی چی ؟ احساس پشتیبان و سرپناه داشتن یعنی چی ؟ از خودگذشتگی و ایثار یعنی چی ؟
این پسر داشت برای زندگی ای آماده میشد که سراسر پر بود از هرچ و مرج ، پر از خشم ، پر از شهوت ، پر از تنهایی ، پر از بی پناهی و آسیب گرگ های جامعه ، پر از ...
با این شرایط چطور میشه از این بچه انتظار داشت که کارش به قتل و کشتار نکشه ؟ به بزهکاری و خشونت نکشه ؟ اهل کمک کردن و پیشرفت باشه ؟ اهل فکر کردن به مفاهیم بزرگ و اصیل انسانی باشه ؟
داستان با تلخی ها و مشکلات و آسیب هایی برای این بچه ادامه داشته ، ادامه دارد و ادامه خواهد داشت...

تمام این چریانات که گفتم فقط بخشی و فقط بخشی و فقط بخشی از جریاناتی است که بعد از اون به اصلاح قدرت تفکر و تصمیم گیری انسان برای خودش به وجود اومد . بعد از اون روزی که زن ها شروع به کوتاه کردن دامن هاشون کردن و از پیرهن هاشون چیزی به جز یه نوار باقی نموند...

اینطوری بود که چیزی به نام خانواده از دست رفت

خانواده ای که از زن پشتیبانی میکرد - زن لازم نبود خودش کار کنه تا زنده بمونه - لازم نبود با بدن و شرایط ضعیفش با هر گرگی سر و کله بزنه - اگه یه وقت مریض میشد شوهرش و خانواده ازش نگهداری میکردن با کلی محبت و علاقه نه اینکه اگه مریض بشه و نتونه وظایف هم خونه بودنش با یه مرد رو درست انجام بده مرد ولش میکنه و میره... - خانواده ای که میحطی آکنده از عشق و محبت رو به وجود میاورد تا هم زن و مرد کنار هم برای هم بخاطر هم زندگی کنن و هم این محیط پر از محبت و ایثار بتونه بچه ها رو بزرگ کنه از محبت اونا رو سیراب کنه و البته که همچین بچه این احتمالش بسیار کمتره که کارش به بیماری های روانی و بزهکاری های اجتماعی بکشه - خانواده ای که گرما و کانون محبتش پدر مادر رو بعد از از کار افتارگی رها نمی کنه و اونا رو مثل چراغ خونه در پناه خودش میگیره و ازشون تا لحظه مرگ مواظبت میکنه
خانواده ای که کانون تمام رشد ها و خوبی هاست

بی خود نیست که الان وقتی کشوری با کشوری درگیری و دشمنی پیدا میکنه سعی میکنه داخل اون کشور بی حجابی و بی بند و باری راه بندازه تا خانواده رو متلاشی کنه تا جامعه خودش به دست خودش خودشو نابود کنه...

تمام این حرف ها رو زدم تا اگه الان گفتم:

حجاب هست تا تمام مسائل جنسی هر خانواده درون خودش بمونه و بیرون نره تا خانواده و جامعه سالم بمونه - تا دختر رو توی جامعه بهش به عنوان یه زن یه انسان مونث نگاه کنن نه یه کالای جنسی - تا بنیان خانواده حفظ بشه و باقی بمونه و تا...

متوجه بشی که یعنی چی و چقدر

این فقط به بحشی از کارکردی هست که اسلام برای حجاب در نظر داره

البته حجاب اصلا لذت جنسی و فعالیت توی جامعه رو محدود نمیکنه و اونو تو مسیر درست و سالم خودش قرار میده طوری که اتفاقا زن و شوهر هایی که با هم هستند روابط پایدار تر و لذت پایدار تر چنسی برخوردارند.

موفق باشی

[="Courier New"][="Blue"][="2"]ممنون از تمامی شما سروران

درسته ما چند سال خارج از ایران بودیم ولی خیلی وقته به ایران بازگشتیم
مادرم و خواهرم همیشه چادر سر میکنند و با مانتو بیرون میروند درسته مسلمون نیستن ولی چادر جهت امنیت یه زن و بانوی ایرانیه و غیرت ما بختیاری ها و ایرانیا اجازه نمیده ناموسمون جوری بیرون بره که بقیه به یه چشم دیگه نگاهشون کنه

ولی در مورد سوالم :
اگر قرار باشه من و خانوادم مسلمون بشیم باید جوری که این دین و خدای این دین گفته عمل کنیم

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(نور/31) و به زنان با ايمان بگو! چشم‌های خود را از نگاه باز دارند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نکنند، مگر آنچه كه (از زینت خود لباس) ظاهر خواهد شد و بايد پوششی (جداگانه) بر سر خویش تا سينه بیندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه بى‏نيازند(مردی که میل به زنان نداشته باشد) يا كودكانى كه بر عورت‌هاى زنان میلی ندارند و پاهاى خود را نكوبند تا آنچه از زينتشان پنهان می‌نمایند آشکار بگردد؛ اى مؤمنان! همه‌ی شما به سوی الله توبه كنيد تا شما رستگار شوید.

اگر گفته شود که کل سر باید پوشیده شود، سر تنها شامل موی سر نیست و صورت هم باید پوشیده بشه
قران از لفظ خُمُراستفاده نموده است، این واژه، واژه‌ای است عربی و به پارچه‌ای اطلاق می‌شد که کاملا بر سر انداخته می‌شد و دارای سوراخ‌های ریزی در قسمتهای خاصی بود که با آن زنان قادر به دیدن باشند

ایا باید خمر و جلباب استفاده کنند ؟؟؟

[/][/][/]

کوروش_بزرگ;659187 نوشت:
قران از لفظ خُمُراستفاده نموده است، این واژه، واژه‌ای است عربی و به پارچه‌ای اطلاق می‌شد که کاملا بر سر انداخته می‌شد و دارای سوراخ‌های ریزی در قسمتهای خاصی بود که با آن زنان قادر به دیدن باشند

با سلام دوست گرامي. خمار معنايي كلي و فراگير داره و آيه توجه به معناي خمار داره نه مصاديق آن. اگر خمار رو روسري ترجمه مي كنيد نيز با روسري امروزي متفاوته و به احتمال زياد همون معناي سرانداز رو داره كه به خاطر شرايط اقليمي و براي حفاظت از گرما و گرد و غبار به سر مي بستند و يك مساله عرفي بوده كه حتي مردها هم از آن استفاده مي كردند. و گاهي هم موجب اعتبار اجتماعي مي شده. و كساني كه از اين سرانداز استفاده مي كردن اونو آزاد رها مي كردند و دو سرش رو هم به هم وصل نمي كردن.. اين مطلبي كه فرموديد پارچه اي كه سوراخ هاي ريز داشت موثقه؟؟ ميشه منبعش رو بفرماييد.

Asal Masal;659813 نوشت:
با سلام دوست گرامي. خمار معنايي كلي و فراگير داره و آيه توجه به معناي خمار داره نه مصاديق آن. اگر خمار رو روسري ترجمه مي كنيد نيز با روسري امروزي متفاوته و به احتمال زياد همون معناي سرانداز رو داره كه به خاطر شرايط اقليمي و براي حفاظت از گرما و گرد و غبار به سر مي بستند و يك مساله عرفي بوده كه حتي مردها هم از آن استفاده مي كردند. و گاهي هم موجب اعتبار اجتماعي مي شده. و كساني كه از اين سرانداز استفاده مي كردن اونو آزاد رها مي كردند و دو سرش رو هم به هم وصل نمي كردن.. اين مطلبي كه فرموديد پارچه اي كه سوراخ هاي ريز داشت موثقه؟؟ ميشه منبعش رو بفرماييد.

دوست گرامی یه بار دیگه ایه نور/31 دقیق بخون میگه سر خود تا سینه را بپوشانید ایا منظور از سر فقط مو سره یا صورت هم هست ؟؟؟

در مورد خمر هم عرض کنم که خودم دیدم نیازی به منبع نیست در جلوی چشم منافذ و سوراخ هایی داره واسه اینه جلوشو ببینه

کوروش_بزرگ;660073 نوشت:
در مورد خمر هم عرض کنم که خودم دیدم نیازی به منبع نیست در جلوی چشم منافذ و سوراخ هایی داره واسه اینه جلوشو ببینه

اين عكسي كه شما ارسال كرديد نقابه و در هيچ جاي قران اشاره به اين نوع پوشش نشده. پوشاندن صورت واجب نيست.

وما جعل علیکم فی الدّین من حرج

خداوند در دین برشما سختی قرار نداده است.


کوروش_بزرگ;659187 نوشت:
قران از لفظ خُمُراستفاده نموده است، این واژه، واژه‌ای است عربی و به پارچه‌ای اطلاق می‌شد که کاملا بر سر انداخته می‌شد و دارای سوراخ‌های ریزی در قسمتهای خاصی بود که با آن زنان قادر به دیدن باشند

اين تعريف دقيقي از واژه "خمر" نيست .
«خمر» ، جمع خمار است و در کتب لغت آمده است : «الخمار ثوب تغطي به المرأه أسما»(1) «خمار لباسي است که زن سر خود را با آن مي پوشاند .» آقاي مصطفوي در التحقيق في کلمات القرآن مي نويسد : «خمر و خمار به معني ستر و پوشش است . شراب را خمر گويند ؛ زيرا حواس ظاهري و باطني را مي پوشاند . به روسري زن نيز خمار گويند ؛ زيرا به وسيله آن سرش را مي پوشاند .»(2) ابن عباس در تفسير اين بخش از آيه ي شريفه مي گويد : «تغط شعرها و صدرها و ترائبها و سوالصفا» (3) «زن موي سر، سينه و دور گردن و زيرگلوي خود را بپوشاند .»
بنابراين خمار ، پوششي نبوده كه جلوي صورت را بگيرد يا صورت با آن پوشيده شود بلكه تنها سر و گردن و موي زن و زير گلويش با آن پوشيده مي شده است . آيه شريفه 31 سوره مباركه نور - كه شما آورده ايد - به زنان دستور مي دهد كه همين خمار و روسري را بر جيوبتان بياندازيد .
"جیوب" از واژه "جیب" به معناى قلب و سینه و گریبان است.(4)
در تفسیر مجمع آمده است: "زنان مدینه اطراف روسرى‏ هاى خود را به پشت سر مى ‏انداختند و سینه و گردن و گوشز‏هاى آنان آشکار مى‏ شد. بر اساس این آیه موظف شدند اطراف روسرى ‏هاى خود را به گریبان‏ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد".(5)

(1)- راغب اصفهاني ، مفردات، ص 298
(2)- التحقيق في كلمات القرآن الكريم،مصطفوي ،ص 129
(3)- مجمع البيان ، طبرسي ،ج 7 - 8، ص 217
(4)- همان
(5)- همان

کوروش_بزرگ;659187 نوشت:
ایا باید خمر و جلباب استفاده کنند ؟؟؟

قرآن کريم از دو نوع حجاب و شيوه ي پوشش زن سخن به ميان آورده است : «خمار» و «جلباب» ؛ از خمار در آيه سوره نور سخن گفته شده است : «وَليضرِبنَ بِخُمُرِ هِنَّ عَلي جُيوبِهِنَّ»2 ؛ (سوره نور ، آيه 31) «خمارهاي خود را بر گريبان هاي خويش بيفکنيد .» که اين قسمت آيه بيان گر کيفيت پوشش است که زن بايد آن را بپوشاند .
و از جلباب در آيه 59 سوره مباركه احزاب سخن بميان آمده است و به زنان مومن توصيه شده كه از جلباب استفاده كنند:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است
در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آن چه با توجه به کتب لغت و گفتار مفسّران شیعه مانند علامه طباطبایى(1) و فیض کاشانى(2) و اهل سنّت مانند قرطبى(3) صحیح‏تر به نظر مى ‏رسد، آن است که جلباب، پوشش چادر مانند است، نه روسرى و خمار. از ابن عباس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اى است که همه بدن را بپوشاند؛ مفسّران بزرگ مانند شیخ طوسى و طبرسى گفته‌‏اند: در گذشته نوعی روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏ هاى کوچک که آن را خمار یا مقنعه مى ‏نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى ‏کردند؛ نیز روسرى‏ هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى ‏آمد. زنان با روسرى بزرگ که جلباب خوانده مى ‏شد و از مقنعه بزرگ‏تر و از ردا کوچک‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى ‏پوشاندند.(4)

(1)- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 361
(2)- تفسیر صافى، فیض کاشانى، ج 4، ص 203
(3)- الجامع الاحکام القرآن، قرطبى، ج 14، ص 156.
(4)- التبیان فى تفسیر القرآن، طوسى، ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 578.

کوروش_بزرگ;660073 نوشت:
دوست گرامی یه بار دیگه ایه نور/31 دقیق بخون میگه سر خود تا سینه را بپوشانید ایا منظور از سر فقط مو سره یا صورت هم هست ؟؟؟

بنابر نقل تواریخ، رسم بر این بود که زنان عرب معمولاً لباس هایی می پوشیدند که یقه ی پیراهن و گریبان های شان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشانید. روسری را هم از پشت سر می انداختند (همان طوری که هم اکنون بین مردان عرب متداول است) به طوری که گوش ، بناگوش ، گوشواره و جلوی سینه و گردن آن ها نمایان می گشت.

لذا این آیه نازل شد که باید پوشش ها و روسری ها، از دو طرف، روی سینه و گریبان افکنده شود تا قسمت های یاد شده، پوشیده گردد. به تعبیر «ابن عباس»، صحابی پیامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم)، تفسیر آیه این گونه است: «تغطی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها؛ یعنی زن باید مو و سینه و دور گردن و زیرگلوی خود را بپوشاند».(1) این آیه، با اشاره به کیفیت پوشش و حجاب زنان، روشن می سازد که آنان باید تمام اندام و سر و سینه و گردن و موهای خود را در برابر نامحرم بپوشانند و در پوشاندن خویش نهایت عفاف را رعایت کنند.(2)

(1)- استاد مطهری، مسئله ی حجاب، ص139
(2)- برگرفته از سايت حوزه

کوروش_بزرگ;660073 نوشت:
در مورد خمر هم عرض کنم که خودم دیدم نیازی به منبع نیست در جلوی چشم منافذ و سوراخ هایی داره واسه اینه جلوشو ببینه

آنچه شما بدان استناد مي كنيد تعريف نقاب يا پوشيه است ، نه خمار . كه براي اينكه قدرت ديد از زير آن وجود داشته باشد يا جلوي آنرا در قسمت چشمها كلا باز مي گذارند يا مانند عكسي كه شما قرار داده ايد از بخشي توري مانند استفاده مي كنند .
موضوع قفل شده است