جمع بندی یه نفر کمکم کنه!! چرا خدا تکلیفمو روشن نمیکنه!؟

تب‌های اولیه

48 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پارسا مهر;956555 نوشت:
من هم مثل جناب نقطه موافقم که به فطرت باید رجوع کرد و صد البته که شما که دچار شک هستید، فطرتان خوابیده(خراب نشده) باید فطرتتان را بیدار کنید...من پیشنهاد می کنم به بیمارستان ها مخصوصا بخش اعصاب و روان و کودکان بروید، بیماران را ببینید....انشاالله فطرتتان بیدار می شود و می فهمید که خدایی وجود ندارد....
[SPOILER][/SPOILER]

الله اکبر!!!

خدا کنه شما غلط باشی !!!!

پارسا مهر;956555 نوشت:
من هم مثل جناب نقطه موافقم که به فطرت باید رجوع کرد و صد البته که شما که دچار شک هستید، فطرتان خوابیده(خراب نشده) باید فطرتتان را بیدار کنید...من پیشنهاد می کنم به بیمارستان ها مخصوصا بخش اعصاب و روان و کودکان بروید، بیماران را ببینید....انشاالله فطرتتان بیدار می شود و می فهمید که خدایی وجود ندارد....

چه طعنه‌ی تلخی ...
پس شما فطرتاً فهمیدید که خدا نیست ...
اگر مطلب آنطور بود که من گفتم که البته همینطور است، من چیزی از دست نمی‌دهم و شما ضرر خواهید کرد، و اگر مطلب آنطور بود که شما می‌فرمایید که البته اینطور نیست، آن وقت هر دو مثل هم هستیم چون خدایی نیست ...
ایمان آوردن به دین خدا اصلاً کار ساده‌ای نیست وقتی در عالم تکثر به دنبال حقیقت بگردیم، ولی ساده‌تر از ایمان آوردن به دین خدا هم کاری نیست اگر نگاهمان به حقیقت باشد و توجهمان به او باشد ... اگر کسی فکر کند که می‌شود در عالم تکثر حقیقت را واضح و روشن یافت به نحوی که جا برای هیچ‌گونه احتمال خلافی نباشد به دنبال سرابی واهی است که خسته می‌شود و امیدش قطع می‌شود ولی هرگز به آن نمی‌رسد و نتیجه‌ای جز ندانم‌گرایی و تردیدگرایی هم نخواهد داشت (فذرهم فی طغیانهم یعمهون، ایشان در مستی خود سرگردانند) ... اما شما پا را فراتر گذاشته و به نتیجه‌ای رسیدید که متفکرین منطق‌گرا هم نرسیدند و آن اینکه در همین عالم تکثر نبود خدا را خیلی واضح دیدید، بدون هیچ احتمال خلافی ... لکم دینکم و لی دین ...

نقطه;956567 نوشت:

چه طعنه‌ی تلخی ...
پس شما فطرتاً فهمیدید که خدا نیست ...
اگر مطلب آنطور بود که من گفتم که البته همینطور است، من چیزی از دست نمی‌دهم و شما ضرر خواهید کرد، و اگر مطلب آنطور بود که شما می‌فرمایید که البته اینطور نیست، آن وقت هر دو مثل هم هستیم چون خدایی نیست ...
ایمان آوردن به دین خدا اصلاً کار ساده‌ای نیست وقتی در عالم تکثر به دنبال حقیقت بگردیم، ولی ساده‌تر از ایمان آوردن به دین خدا هم کاری نیست اگر نگاهمان به حقیقت باشد و توجهمان به او باشد ... اگر کسی فکر کند که می‌شود در عالم تکثر حقیقت را واضح و روشن یافت به نحوی که جا برای هیچ‌گونه احتمال خلافی نباشد به دنبال سرابی واهی است که خسته می‌شود و امیدش قطع می‌شود ولی هرگز به آن نمی‌رسد و نتیجه‌ای جز ندانم‌گرایی و تردیدگرایی هم نخواهد داشت (فذرهم فی طغیانهم یعمهون، ایشان در مستی خود سرگردانند) ... اما شما پا را فراتر گذاشته و به نتیجه‌ای رسیدید که متفکرین منطق‌گرا هم نرسیدند و آن اینکه در همین عالم تکثر نبود خدا را خیلی واضح دیدید، بدون هیچ احتمال خلافی ... لکم دینکم و لی دین ...

حالا تکلیف ما چیه؟!!!!!!!!!!
اگه ایمان صد در صد نیاریم ولی عبادت کنیم قبوله؟!! همین کارو من چند مدتیه میکنم طبق منطق شما (قمار پاسکال؟)

[="3"]

Kniumyn;956569 نوشت:
حالا تکلیف ما چیه ؟!!!!!!!!!!

اگر راهی که خدمتتان گفتم که نفس خود را بشناسید و مراقب باشید که کجا را دارد توجیه می‌کند و کجا به دنبال منافع خودش هست و امثال آن و حق را طلب کنید تا خدا خودش هدایتتان کند و هدایت کردن بر عهده‌ی خداست اینقدر عجیب و غریب و دور از حق‌طلبی به نظر می‌رسد که برخی آنچنان برآشفته شوند که زبان به هزل باز کنند، خود دانید، به شخصه فکر نمی‌کردم راهی طبیعی‌تر از این بشود پیدا کرد، ولی می‌توانید هم به پیشنهاد جناب پارسامهر بروید و چند فیلم مستند از سختی‌های جور و واجور مردم و حتی حیات وحش بگذارید مقابل خودتان و ببینید که چقدر مردم و حتی سایر جانداران برای بقاء خود در سختی هستند و نتیجه‌بگیرید که اصلاً حالا که اینطوره حتی اگر خدایی باشد هم من دوست ندارم به او ایمان بیاورم و بعد هم به برهان شرّ متوسل شوید و به بی‌خدایی ایمان بیاورید ... در این صورت نمی‌دانم چه کسی نگاه می‌کند که اینجا بر اساس نفسانیات و راحت‌طلبی چنین حکم و جوازی برای خودتان (خودشان) صادر کرده‌اید (کرده‌اند) و آنچه که بیان می‌کنید (می‌کنند) غیر آن چیزی است که فی‌ذات‌صدورهم دارید (دارند) و یا بر اساس روحیه‌ی حق‌طلبی به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اید (رسیده‌اند) ...[/]

نقطه;956573 نوشت:
[="3"]
اگر راهی که خدمتتان گفتم که نفس خود را بشناسید و مراقب باشید که کجا را دارد توجیه می‌کند و کجا به دنبال منافع خودش هست و امثال آن و حق را طلب کنید تا خدا خودش هدایتتان کند و هدایت کردن بر عهده‌ی خداست اینقدر عجیب و غریب و دور از حق‌طلبی به نظر می‌رسد که برخی آنچنان برآشفته شوند که زبان به هزل باز کنند، خود دانید، به شخصه فکر نمی‌کردم راهی طبیعی‌تر از این بشود پیدا کرد، ولی می‌توانید هم به پیشنهاد جناب پارسامهر بروید و چند فیلم مستند از سختی‌های جور و واجور مردم و حتی حیات وحش بگذارید مقابل خودتان و ببینید که چقدر مردم و حتی سایر جانداران برای بقاء خود در سختی هستند و نتیجه‌بگیرید که اصلاً حالا که اینطوره حتی اگر خدایی باشد هم من دوست ندارم به او ایمان بیاورم و بعد هم به برهان شرّ متوسل شوید و به بی‌خدایی ایمان بیاورید ... در این صورت نمی‌دانم چه کسی نگاه می‌کند که اینجا بر اساس نفسانیات و راحت‌طلبی چنین حکم و جوازی برای خودتان (خودشان) صادر کرده‌اید (کرده‌اند) و آنچه که بیان می‌کنید (می‌کنند) غیر آن چیزی است که فی‌ذات‌صدورهم دارید (دارند) و یا بر اساس روحیه‌ی حق‌طلبی به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اید (رسیده‌اند) ...[/]

والا من چیزی نگفتم که!! گفتم اگه با این روش ادامه بدم بنظرتون احتمالش هست که خداوند منو به راه راست هدایت کنه؟! ممنون از اینکه وقت برا جواب دادن به من اختصاص دادید خدا خیرتون بده!

نقطه;956567 نوشت:
شما ضرر خواهید کرد

برادر اشتباه نکن.من همانطور که فطرتا فهمیدم خدایی نیست..فطرتا فهمیدم که دنیا به عبث نیست و مرگ پایان راه نیست.و فکر می کنم کسی چون شما که فطرت خود را بیدار نکرده و نمی خواهید با حقایق رو به رو شوید و به وهم دچار شده اید...قطعا ضرر خواهید کرد....

پارسا مهر;956576 نوشت:
برادر اشتباه نکن.من همانطور که فطرتا فهمیدم خدایی نیست..فطرتا فهمیدم که دنیا به عبث نیست و مرگ پایان راه نیست.و فکر می کنم کسی چون شما که فطرت خود را بیدار نکرده و نمی خواهید با حقایق رو به رو شوید و به وهم دچار شده اید...قطعا ضرر خواهید کرد....

فطرتا فهمیدید خدایی نیست و مرک هم پایان راه نیست؟!!!!!!!!! Wat

[="3"]

Kniumyn;956570 نوشت:
حالا تکلیف ما چیه؟!!!!!!!!!!
اگه ایمان صد در صد نیاریم ولی عبادت کنیم قبوله؟!! همین کارو من چند مدتیه میکنم طبق منطق شما (قمار پاسکال؟)

آن نسحه‌ای از قمار پاسکال که بیان کردم در اصل قمار پاسکال نبود بلکه عین منطقی است که امام صادق علیه‌السلام در بحث با یک دهری‌مسلک به کار بردند، در ضمن اینکه آزاده بودن وقتی دیندار نباشیم امر امام حسین علیه‌السلام بود به دشمن در صحنه‌ی کربلا ... آزاده بودن مقدمه‌ی دیندار شدن است ... کسی که طالب حق باشد، با هر پیش‌زمینه‌ای که داشته باشد، همین که طالب حق باشد دیگر حق‌مدار است و حق هم نام خداست ... اسلام هم چیزی جز تسلیم شدن برای خدا نیست ... هر کسی به اندازه‌ی توان خودش ... خدا کسی که در ولایتش قرار بگیرد و بر طاغوت کافر شود را مطابق قرآن از ظلمات به نور خارج می‌کند و کسی که بر نور الهی هدایت یابد را کسی نمی‌تواند که گمراه کند ... درست در مقابل کسی که اگر ولایت طاغوت را بپذیرد و مقابل حق طغیان کند و حقیقت را بعد از شناخت آن ولو از خودش مخفی کند و تلاش کند تا امر را بر خودش هم مشتبه گرداند (برای رهایی از عذاب وجدان ...)، چنین کسی با ولایت طاغوت از نوری که درش هست به ظلمات وهم خارج می‌گردد ...

اللَّـهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّـهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ

ان شاء الله در پیدا کردن حقیقت موفق باشید و دلتان به معرفت خدا روشن گردد ... و بار دیگر به خودتان بیایید و با تعجب از خود بپرسید که چطور حقیقت به این روشنی را فراموش کرده بودم و از او غافل بودم ... و ان شاء الله این بار که تجربه‌ی فراموشی خدا را داشته‌اید دیگر نسبت به دیگران تکبر نداشته‌باشید و بخاطر دوری‌اشان از خدا تحقیرشان نکنید و به ایشان طعنه نزنید وقتی دانستید که کسی که سرگردان شود واقعاً دیگر حقیقت را به این روشنی که شما الآن می‌بینید نمی‌بیند و خدا هدایتش را از هر که بخواهد می‌گیرد و به هر کسی که بخواهد می‌دهد ... دعای اولیاء خدا هم همین بود که خدایا ما را آنی و کمتر از آنی به خودمان رها نکن ...
عاقبتتان بخیر[/]

Kniumyn;956577 نوشت:
فطرتا فهمیدید خدایی نیست و مرک هم پایان راه نیست؟!!!!!!!!! Wat

اینها طعنه است و شاید منظورشان نقدهایی باشد که به استدلال قمار پاسکال وارد می‌کنند ... که البته آن‌ها هم جواب دارند ...
به هر حال اگر هر کسی خودش حقیقت را بیابد از اظهار نظر دیگران در مورد اینکه از نظر ایشان خدایی وجود دارد یا نه بی‌نیاز خواهد شد ...
برخی هم طرفدار دموکراسی هستند و رأی می‌گیرند تا ببینند که بالأخره بهتر است که امروز به خدا ایمان داشته باشند یا نداشته باشند ...

Kniumyn;956577 نوشت:
فطرتا فهمیدید خدایی نیست و مرک هم پایان راه نیست؟!!!!!!!!! Wat

مشکلتون چیه...چی برای شما مایه تعجب شده...از تفکراتی که تحث تاثیر آخوندها از بچگی به ذهن شما نشسته بیرون بیایید....به شما گفتن، اگر خدایی نباشه دنیا پوچ و بی معنی می شه...تا شما رو گمراه کنن...و دین خودشون رو به شما بقبولونن....و شما رو از رسیدن به حقیقت باز دارن...
موضوع قفل شده است