جمع بندی یقین آور نبودن اعجاز قرآن

تب‌های اولیه

102 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نقل قول:
همانطور که کاربر manmehdiam ذکر کرده هر دو ترجمه میتواند درست باشد .
و تا زمانی که احتمال دارد هر دو ترجمه درست باشد نمیتوان به هیچ یک استدلال کرد.

إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال یک قاعده ی عقلی است . ( هنگامی که احتمال دیگری در برداشت از یک متن وجود دارد استدلال کردن به هر یک از دو احتمال باطل است تا زمانی که یکی از احتمالات را
بتوان عقلا رد کرد )



گویا مطالب را درست مطالعه نکردید.(بحث به اندازه کفایت در این زمینه و در این خصوص که آیه مربوط به دنیاست نه قیامت و استدلال در رد سایر احتمالات، مطرح شده است دقیق مطالعه کنید و از ارائه بحثهای تکراری بپرهیزید. اگر در رد استدلالهای ارائه شده دلیلی دارید بیان کنید و الا صرف رد کردن و تکرار مدعا، چیزی ثابت نمی شود)
احتمالی در کار نیست .
در قرآن آمده کوهها حرکت میکنند، 1400 سال قبل، فردی درس ناخوانده یک حقیقت علمی با این ظرافت و پنهانی را که هزار سال بعد توسط دانشمندان کشف شده است را از کجا می دانسته؟ جز از طریق وحی؟
این حقیقتی است که در قرآن بیان شده و هیچ احتمالی را اکنون نمیتوانید در مقابل آن قرار دهید جز اعتراف به الهی بودن این کتاب عزیز .

هدی;1013777 نوشت:

اینها سفسطه است . اشتباهات عادی در مسیر پیشرفت علوم چه ارتباطی دارد به بیان یک حقیقت علمی ؟
اینکه دانشمندان اعتراف کنند که در شناسایی نخستین الگوهای “امواج گرانشی” بیگ بنگ دچار اشتباه شده اند چه ربطی دارد به یک حقیقت علمی ثابت شده؟
عجب !!!
اینکه در این زمینه دانشمندان اعتراف کردند که اشتباه کرده اند دلیل می شود در گردش زمین به دور خورشید تردید کنیم؟ دلیل می شود در جاذبه زمین ترید کنیم ؟ بگوییم چون دانشمندان اعتراف کرده اند در شناسایی نخستین الگوهای “امواج گرانشی” بیگ بنگ دچار اشتباه شده اند پس مثلا یقینی در این زمینه وجود ندارد که گردش زمین به دور خورشید در آینده رد نشود؟!!!
اینکه یک فردی ادعای پیامبری کند و فی الحال مرده ای را زنده کند ( بدون حضور در اتاق عمل و استفاده از دارو و ...) و اهل فن پزشکی اقرار کنند که چنین مساله ای در علم پزشکی هرگز رخ نمی دهد، این اعتراف دانشمندان پزشکی عصر حضرت عیسی (علیه السلام) یقین آور نیست چون دانشمندان اعتراف کرده اند در شناسایی نخستین الگوهای “امواج گرانشی” بیگ بنگ دچار اشتباه شده اند.
اینکه یک فرد درس ناخوانده 1400 سال پیش در کتابی که مدعی است از جانب خدا بر او نازل شده بگوید کوهها حرکت میکنند و تقریبا هزار سال بعد دانشمندان به این مساله پی ببرند و آنرا اثبات کنند، یقین آور نیست چون دانشمندان اعتراف کرده اند در شناسایی نخستین الگوهای “امواج گرانشی” بیگ بنگ دچار اشتباه شده اند.


سلام.امیدوارم من متوجه شده باشم، بحث و سوال چی بوده و بیره پاسخ ندم.اصولا بی معنیست و بی منطقیست که بخواهیم بگوییم که یک دانشمند و یک عالم، بخواهد ثابت کند یا ادعا کند که فلان عمل، اصولا از پس هر بشری بر نمی آید الا خدا.کسی نمی تواند همچین ادعایی کند.با چه منطقی با چه ادله ای با چه شواهدی؟؟هر دانشمند و کارشناس و عالمی نهایت می تواند ادعا کند، که من با پدیده و مدل و رخدادی مواجه شدم که توجیهی برایش ندارم و در سواد من نیست.همین؟؟فراتر از این را با چه منطقی و استدلالی می خواهد ادعا کند..هرکسی ادعایی بالاتر از این کرد، بدانید که سخنش اشکال دارد.نمی دونم بعضی می گویند مادر همه ی علوم منطق است.هر کاشناس و هر عالمی باید علم منطق داشته باشد.یک استاد آشنا به ادبیات عرب در حد نخبه باید علم منطق هم بلد باشد ، علم کلام، فلسفه در حد عالی.که بتواند به این دست سوالات پاسخ بدهد.که مثلا پاسخ دهد که، این فلان پدیده، آیا عملیست فرابشری یا نه؟؟باید علاوه بر علم و سواد شعر و ادبیات.باید منطق و فلسفه هم بلد باشد و در آن خبره باشد.چون یک سوال فلسفی و منطقی هست.و کسی که به علم منطق و فلسفه آشنا باشد، نهایت خواهد گفت من با پدیده ای مواجه شدم که در سواد من نیست.و من برایش توجیه ای ندارم.همین.مگر ما کم استاد فیزیک در حد نخبه داریم که اینها یهودی هستند و بر اعتقادات باطل خود اسرار دارند؟؟طرف نخبه ی فیزیک هست ولی منطق و فلسفه ی ضعیفی دارد..به همین سادگی.یک کارشناس اشنا به ادبیات عرب هم می تواند نخبه باشد ولی منطق ضعیفی داشته باشد.نیوتون رو فرض کنید که بر علم فیزیک کلاسیک احاطه داشت.نخبه بود.تئوری پرداز بود.فکر می کنید دیدگاه او نسبت به پدیده های کوانتومی چه می بود اگر با آنها روبه رو میشد که تا آخر عمرش روبه رو نشد؟؟ آنها را پدیده های ماورائی و معجزه می دید یا می گفت اینها پدیده هایی هستند که علم من و سواد من توجیهی برایشان ندارد؟؟
آدما با آدما فرق می کنند.بعضی ها همین که پدر بزرگترشان چیزی بگوید، به آن دل می بندند، به آن باور می کنند و به شدت به آن اعتماد می کند و اصلا احتمال خلاف آن را نمی دهند.بعضی سطح توقعشان بالاتر هست.با پدیده ها و رخداد هایی مواجه شدند که در مواردی نه به پدرشان و نه بلکه حتی به یک دانشمند و استاد ادبیات و آشنا به علوم غریبه هم اعتماد نمی کنند و چیزی بگوید به آن دل نمی بندند و به آن اعتماد نمی کنند به همین سادگی.و حق هم دارند....

بله جناب پارسا مهر.
با این بخش از صحبت شما خیلی موافقم:

نقل قول:
با پدیده ها و رخداد هایی مواجه شدند که نه به پدرشان و نه بلکه حتی به یک دانشمند و استاد ادبیات و آشنا به علوم غریبه هم چیزی بگوید به آن دل نمی بندند و به آن اعتماد نمی کنند به همین سادگی.

با این تفاوت که انگیزه ها را مختلف می دانم حتی در قرآن هم خداوند می فرماید که کفار از پیامبر(صلی الله علیه و آله) متوقع بودند برای اینکه صدق گفتارش را نشان بدهد خیلی کارها بکند من جمله اینکه حتی خدا و ملائکه را برای آنان بیاورد:

«وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا*أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا*أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا*أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ...»(1)و گفتند تا از زمين چشمه‏ اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد*يا [بايد] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى*يا چنانكه ادعا مى ‏كنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى*يا براى تو خانه‏ اى از طلا[كارى] باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو [هم] اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم... .

بنابراین بنده می فهمم یکنفر نخواهد قانع شود یعنی چه.

حالا منکرین آن زمانها وقتی با اعجاز غیر قابل انکاری مواجه می شدند که دیگر هیچ جوره نمی توانستند از زیرش شانه خالی کنند میگفتند ما را سحر کرده، ولی مردم امروز میگویند از کجا معلوم در آینده کسی نتواند آن معجزات را بیاورد.
منظورشان این است که مثلا در آینده بصورت علمی کسی به مرده فقط دست بزند و مرده زنده شود یا عصایش را به نیل بزند و نیل در آن از وسط باز بشود و درجا خشک بشود و یا .... راهکار مردم زمان ما در مواجهه با آنچه نمی توانند انکارش کنند و از طرفی هم نمیخواهند یا نمی توانند یا مایل نیستند بپذیرند، این است که می گویند کسی نمیتواند از نظر علمی اطمینان بدهد تا آخر عمر بشر بر روی زمین کسی نتواند این کارها را انجام دهد.



به همین سادگی.


1. اسراء/90-93

و الا کدام انسان منصفی است که ببیند 1400 سال قبل یک فرد درس ناخوانده بیاید و بگوید کوهها حرکت میکنند و بعد از هزار سال علم بشر به این واقعیت برسد و این امر را اعجازی الهی نداند یا مثلا چگونه است که دقیقا همین کتابی که می گویند اعجاز است و از جانب خداست باید 1400 سال بعد در یک روستا و در یک لحظه بطور کامل به حفظ یک پیر مرد بی سواد برسد؟(1) حالا چرا هیچ کجای دنیا کتاب دیگری در یک لحظه به حفظ هیچ انسان بی سواد و باسواد دیگری نمی رسد و نرسیده؟

اینها برای برخی، یقین آور نیست چون نمیخواهند به یقین برسند.
فکرتان را مشغول بررسی این ادله یقینی و متقن و غیر قابل انکار نکنید زیرا افرادی که بخواهند نپذیرند نخواهند پذیرفت و افرادی که بنا را بر نپذیرفتن گذاشته باشند دهها توجیه و تفسیر بی ربط از این مساله بیان خواهند کرد .
طبیعتا بنده که جای خود دارم انبیاء الهی هم نتونستند این افراد را قانع کنند .شما هم نمیتوانید قانعشان کنید چون بنا را بر این گذاشتند که قانع نشوند . زمین و زمان منتظر کسی نمی ماند و عمر میگذرد و فردا در پیشگاه الهی پاسخی برای رد اینهمه ادله متقن وجود نخواهد داشت .

1. ر.ک به شرح حال کربلایی کاظم ساروقی [الحمدلله و المنة که جریان کربلایی کاظم حدود 24 سال قبل از انقلاب اتفاق افتاد وگرنه برخی میگفتند بعد از انقلاب آخوندها این داستان را ساخته اند.]

بنده تصور میکنم آنچه در این مورد باید گفته می شد بیان شده است .
قبل از پست اخیر جناب نوتینگ، تاپیک آماده جمع بندی بود که با ارسال ایشان ، بستن و جمع بندی تاپیک را متوقف کردم تا مطلب ایشان به بحث گذاشته شود اما متاسفانه بنظر می رسد روند بحث در تاپیک همان روند قبلی است و صرفا جملات، با تعابیر دیگری بیان می شوند .
تصور بنده این است که آنچه عرض شد و شرکت کنندگان در بحث عنوان کردند در منظر تمامی کاربران و میهمانان هست .اگر مطلب جدید یا بیان دیگری غیر از آنچه تا کنون بیان شده، بفرمایید در غیر اینصورت اگر اجازه بفرمایید به جمع بندی بحث بپردازیم.

متشکرم

هدی;1013808 نوشت:
و الا کدام انسان منصفی است که ببیند 1400 سال قبل یک فرد درس ناخوانده بیاید و بگوید کوهها حرکت میکنند و بعد از هزار سال علم بشر به این واقعیت برسد و این امر را اعجازی الهی نداند یا مثلا چگونه است که دقیقا همین کتابی که می گویند اعجاز است و از جانب خداست باید 1400 سال بعد در یک روستا و در یک لحظه بطور کامل به حفظ یک پیر مرد بی سواد برسد؟(1) حالا چرا هیچ کجای دنیا کتاب دیگری در یک لحظه به حفظ هیچ انسان بی سواد و باسواد دیگری نمی رسد و نرسیده؟

با سلام.استاد بنده یاد جنس و شکل و شمایل بعضی پاسخ های کارشناسان در تاپیک هایی پیشین افتادم.مثلا یکجا که ما چندباره از استاد مشکور خواستیم و تمنا کردیم که بگویند دلیلشان چیست که فکر می کنند باید پشت هر نظمی یک شعور باشد.یک اگاهی و شعور و ناظم با شعور باشد.چرا باید باشد؟؟می دانید محکم ترین دلیل استاد مشکور چه بود به اعتراف خودشان؟ایشان آمدند صرفا ویژگی های نظم رو ذکر کردند و گفند خوب، حالا نظم، ناظم با شعور می خواد دیگه!!به همین سادگی!! و من هم در پاسخ به ایشان عرض کردم که، اینکه شما بیایید ابتدا ویژگی های نظم را که خود بنده هم به آنها واقفم را مطرح کنید و بعد بدون دلیلی، سوال کنید، که جز این است که اینها نیاز به ناظم(با شعور) دارد، شد دلیل محکم؟؟؟
آخر سر هم استاد مشکور ما رو متهم کردند که به اینکه فطرت ما خراب هست و اینها، یکجورایی بی انصافیم...به هر حال، فقط شما هم کاش می شد به ما پاسخ بدهید که چطور می شود که، کارشناسان سایت(استاد مسلم، صدیق، طاها، عامل، قول سدید و... همگی)، خورشید عالم تاپ، خورشیدی که از فرط درخشش و روشناییش چشم آدم کور می شود، یعنی جبر را منکر میشوند؟؟؟ و رای به این نمی دهند که اختیار انسان با عقل تضاد آشکاری دارد؟؟؟یعنی به سادگی تو روز روشن، جلوی ده ها بازدید کننده، منکر دو به اضافه دو چهار میشوند!!!.شما کاش پاسخ این پرسش را به ما می دادید، آنوقت ماهم خیلی ساده و به طرق مختلف می گفتیم که، کدام انسان منصفی ممکن است مشاهدات شما را که بهشان اشاره کردید را ببیند ولی، آنها را اعجاز الهی نداند.چه کسی منصف هست و چه کسی منصف نیست.
واسلام...

هدی;1013808 نوشت:
و الا کدام انسان منصفی است که ببیند 1400 سال قبل یک فرد درس ناخوانده بیاید و بگوید کوهها حرکت میکنند و بعد از هزار سال علم بشر به این واقعیت برسد و این امر را اعجازی الهی نداند یا مثلا چگونه است که دقیقا همین کتابی که می گویند اعجاز است و از جانب خداست باید 1400 سال بعد در یک روستا و در یک لحظه بطور کامل به حفظ یک پیر مرد بی سواد برسد؟(1) حالا چرا هیچ کجای دنیا کتاب دیگری در یک لحظه به حفظ هیچ انسان بی سواد و باسواد دیگری نمی رسد و نرسیده؟
اینها برای برخی، یقین آور نیست چون نمیخواهند به یقین برسند.
فکرتان را مشغول بررسی این ادله یقینی و متقن و غیر قابل انکار نکنید زیرا افرادی که بخواهند نپذیرند نخواهند پذیرفت و افرادی که بنا را بر نپذیرفتن گذاشته باشند دهها توجیه و تفسیر بی ربط از این مساله بیان خواهند کرد .
طبیعتا بنده که جای خود دارم انبیاء الهی هم نتونستند این افراد را قانع کنند .شما هم نمیتوانید قانعشان کنید چون بنا را بر این گذاشتند که قانع نشوند . زمین و زمان منتظر کسی نمی ماند و عمر میگذرد و فردا در پیشگاه الهی پاسخی برای رد اینهمه ادله متقن وجود نخواهد داشت .

ببینید دوست عزیر همانطور که در پستهای قبلی گفتم بحث این تاپیک در رابطه با اعجاز بیانی قرآن بود نه اعجاز علمی قرآن .

هدی;1013777 نوشت:
ینها سفسطه است . اشتباهات عادی در مسیر پیشرفت علوم چه ارتباطی دارد به بیان یک حقیقت علمی ؟
اینکه دانشمندان اعتراف کنند که در شناسایی نخستین الگوهای “امواج گرانشی” بیگ بنگ دچار اشتباه شده اند چه ربطی دارد به یک حقیقت علمی ثابت شده؟
عجب !!!
اینکه در این زمینه دانشمندان اعتراف کردند که اشتباه کرده اند دلیل می شود در گردش زمین به دور خورشید تردید کنیم؟ دلیل می شود در جاذبه زمین ترید کنیم ؟ بگوییم چون دانشمندان اعتراف کرده اند در شناسایی نخستین الگوهای “امواج گرانشی” بیگ بنگ دچار اشتباه شده اند پس مثلا یقینی در این زمینه وجود ندارد که گردش زمین به دور خورشید در آینده رد نشود؟!!!


واقعا عجیبه !!!
دوست عزیز کسی نمیگوید زمین گرد است به خاطر اینکه دانشمندان گفته اند !!!! ( هر کسی که این حرف را بزند مشخص است که صرفا تقلید میکند )
زمین گرد است به خاطر اینکه تصاویر ماهواره ای و ادله اش موجود است .
صرف اینکه دانشمندان یک چیز را بگویند (!!) دلیل بر درست بودن آن نیست.

هدی;1013777 نوشت:
اینکه یک فردی ادعای پیامبری کند و فی الحال مرده ای را زنده کند ( بدون حضور در اتاق عمل و استفاده از دارو و ...) و اهل فن پزشکی اقرار کنند که چنین مساله ای در علم پزشکی هرگز رخ نمی دهد،

همانطور که در پست اولم گفتم برای پی بردن به اینکه مرده زنده کردن و تبدیل عصا به اژدها و حتی شق القمر معجزه است نیاز نیست که به کسی رجوع کنیم. هر انسانی میتواند بفهمد که این کارها خرق عادت و معجزه است. ( بر عکس اعجاز بیانی قرآن )

ایا شما که چندین سال است به شبهات پاسخ میدهید , تا به حال کسی از شما سوال کرده که از کجا بفهمیم شق القمر معجزه است ؟؟؟ تنها سوالی که میپرسند این است که ایا واقع شده است یا نه ؟
چون همه میفهمند که این خرق عادت و معجزه است.

واز انجایی که پیامبر خاتم حجتش باید برای همه ( بدون توجه به زمان و مکان و زبان و ......... ) حجتی کامل باشد شما بفرمایید که چگونه میتوان به اعجاز بیانی قرآن پی برد ؟؟؟

هدی;1013808 نوشت:
و الا کدام انسان منصفی است که ببیند 1400 سال قبل یک فرد درس ناخوانده بیاید و بگوید کوهها حرکت میکنند و بعد از هزار سال علم بشر به این واقعیت برسد و این امر را اعجازی الهی نداند یا مثلا چگونه است که دقیقا همین کتابی که می گویند اعجاز است و از جانب خداست باید 1400 سال بعد در یک روستا و در یک لحظه بطور کامل به حفظ یک پیر مرد بی سواد برسد؟(1) حالا چرا هیچ کجای دنیا کتاب دیگری در یک لحظه به حفظ هیچ انسان بی سواد و باسواد دیگری نمی رسد و نرسیده؟

من، قرآن یک کتابی هست که پر از ابهام هست اگر میگوید هست مفسر تفسیر میکند که نیست اگر میگوید نیست مفسر تفسیر میکند هست. این که بهترین موردی که پیدا کردید بیشترین شباهت را با یک نظریه علمی میتواند داشته باشد اعجاز نیست. اینگونه که فرمودید درست نیست زیرا شما انتظار ایمان بر اساس یک جمله را نباید داشته باشید مثلا اگر شعر هزار سال پیش بگه دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی بگید این انرژی هسته ایه. ایمان و بلکه هر امر مهمی به تناسب اهمیت نیاز به شواهد بزرگتری داره و از کنار هم چیدن پازلهای زیادی ایمان یا بی ایمانی شکل میگیره.
البته مطلبی که میفرمایید بی اهمیت نیست و به خودی خود میشه یک پوئن مثبت برای شما. همونطور که مثلا شخص شما با مثال زدن فرو رفتن خورشید در چشمه گل آلود یا حکم استفاده جنسی از زنان اسیر، بی ایمان نمیشید بلکه مجموعه ای از شواهد باعث تصمیم گیریتون شده.
موردی دومی هم که میفرمایید "یا مثلا چگونه است که دقیقا همین کتابی که می گویند اعجاز است و از جانب خداست باید 1400 سال بعد در یک روستا و در یک لحظه بطور کامل به حفظ یک پیر مرد بی سواد برسد؟(1) حالا چرا هیچ کجای دنیا کتاب دیگری در یک لحظه به حفظ هیچ انسان بی سواد و باسواد دیگری نمی رسد و نرسیده؟" خب کتاب به حفظ کسی نرسیده ولی آیا هیچ داستانهای مشابه دیگری از غیر مسلمانها مثلا عرفانها یا دینهای غیر اسلامی ادعا نشده؟ مسلمانان که نه تنها ادعا، بلکه حتی وقوع خارجی داستانهای عجیب رو هم قبول دارند مثل قبول داشتن سحر و جادو و ...

no0thing;1013845 نوشت:
ر رابطه با اعجاز بیانی قرآن بود نه اعجاز علمی قرآن

سلام.امیدوارم تکراری نباشند من تمام صفحات رو نخوندم مطالبی که عرض می کنم.و نظر کارشناس رو دوست دارم بدونم، اگر مطالب خارج از موضوع نیست.مطلب رو قدیما نوشته بودم جایی.نیاز به ویرایش داره.
تا جایی از آیات بر می آید.، پیامبر و قرآن ادعای اعجاز و معجزه به معنای خرق عادت رو نداشتن، به معنای یک چیز شگفت انگیز مثل شکافته شدن ماه رو نداشتن، یا گویا در این موضوع تردید وجود داشته.(البته همیشه راه تفسیر بازه، ما هرچی بگیم، هرچی آیه بیاریم، بازم، یکی می تونه بگه، نه از کجا معلوم، قرآن اصلا منظورش چیزی دیگه بوده!!!)به هر حال با این نکته و مقدمه....
ما در قرآن داریم:
سوره اسراء آیه 59 وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَشظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا (59)
و هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آن معجزات را تكذيب كردند و به قوم ثمود ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود، ولى به آن ستم كردند و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي فرستيم. (59)


آیه می گه ما رو از فرستادن آیات باز داشت»وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ »

منظور از آیات چیه؟؟
با بررسی آیات مختلف و توجه بر فحوای کلام، می شه اینطور نتیجه گرفت که اینجا منظور از آیات، معجزات است، البته معجزات از آن نوعی که خارق العاده یا خرق عادت به نظر می رسند، مثل شکافته شدن ماه(دقت کنید معجزات در ظاهر خارق عادت و ملموس در آیه مطرح هست و نه هر معجزه ای یا هر نشانه ای)
آیت به عنوان معجزات خارق العاده یا خرق عادت در آیات دیگر هم به کار رفته.به طور مثال در آیات زیر:

سوره النمل (27) آیه 12 وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
دستت را در گريبان ببر تا بي هيچ آسيبي سفيد بيرون آيد با نه نشانه نزد فرعون و قومش برو که مردمي عصيانگرند
سوره النمل (27) آیه 13 فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
چون نشانه هاي روشنگر ما را ديدند گفتند : اين جادويي آشکار است


یا همچنین در آیات زیر، تذکر داده می شود که ما آیت یا معجزاتی خرق عادت که به پیامبران پیشین داده شده می خواهیم نه آن که معجزه یا آیت در خیال پیامبر است که قرآن را به خیال خود معجزه یا آیت می خواند:

سوره الأنبياء (21) آیه 5 بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الأَْوَّلُونَ
گفتند : نه ، خوابهاي پريشان است ، يا دروغي است که مي بندد يا شاعري است پس براي ما از آن گونه که به پيامبران پيشين داده شده بود معجزه اي بياورد


در آیه بالا، دسته ای از منکران پیامبر و یا شکاکان، آیت یا معجزه از نوع خارق العاده یا خرق عادت می خواهند…مثلا همان که عصا به اژدها تبدیل شد.

پس از معانی «آیة» مخصوصا آنجا که مخالفان آن را طلب می کنند معجزه ای است خرق عادت، با این توضیحات.از آیه 59 از سوره اسراء هم می توان اینگونه از فحوای کلام فهمید که پیامبر به مخالفان می گوید که ما را از انجام آیت(معجزات همراه با خرق عادت) بازداشت…(در حالی که آیت های دیگری که مثلا یکی قرآن است و در ظاهر خرق عادت به نظر نمی رسیده در نزد کسانی، که آیه اش آمد، آورده شده است.)

معمولا اولین پاسخی که به این آیه و اشکال داده می شه، اینه که این آیه منظورش از معجزه نوع خاصی از معجزه است نه هر معجزه ای!!!!و پیامبر از آوردن معجزاتی خاص معذور است.
البته ما هم اشاره کردیم که هر آیت یا هر معجزه ای منظور نیست. بلکه آن آیت به صورت ملموس خرق عادت منظور است.
به قول استاد عامل که نظر بسیاری از عالمان دینی ما است، معجزات دو نوع هستند:

  • 1. معجزاتى كه براى اثبات صدق دعوت پيامبر و تشويق ايمان آورندگان و تخويف منكران ضرورت دارد.
  • 2. معجزاتى كه جنبه اقتراحى يعنى»پيشنهاد بهانه جويانه» دارد، و در تاريخ پيامبران، نمونه‏هاى متعددى از آن را مى‏بينيم كه در برابر منكران انجام گرديد، ولى آنها هرگز ايمان نياوردند و به همين دليل به مجازاتهاى الهى گرفتار شدند.

مدافعان قرآن معجزات را به دو دسته معجزه بالا طبقه بندی می کنند و می پندارند و ادعا می کنند که منظور آیه از عدم فرستادن معجزه، تنها معجزات نوع دوم است…یعنی معجزاتی که جنبه افتراحی دارد!!فارق از اینکه برای این ادعا و طبقه بندی، قرینه و دلیل کافی و منطقی ای بیان نشده از قران….نکته ای که اینجا گفتنی است، این است که اصولا دسته بندی معجزات به دو نوعی که در بالا ذکرش رفت و گفتن از اینکه، ما را از انجام معجزات افتراحی باز داشت، بی معنیست….معجزه معجزه است(به معنای واقعی اش که همراه با خرق عادت است) …اگر منکران معجزه خواستند، معنی ندارد روی آن برچسب معجزه افتراحی بزنیم و آن را متمایز کنیم…می توانیم درخواست کنندگان به معجزه را به معجزات دسته ی اول ارجاء دهیم…مثلا مردم معجزه خواستند(معجزه از نوع افتراحی)…می توانیم بگوییم، ما معجزه آورده ایم و آن مثلا دو نیم کردن ماه است، اگر شک دارید و شاهد معجزه ی ما نبودید، خیلی خوب این هم مثلا معجزه ی دوم…دیگر دسته بندی معجزات به دو نوع بالا بی معنی است… پس این جور دسته بندی معجزه و اینکه منظور پیامبر فلان نوع معجزه بود، اساسا یک امر بی معنی و بی دلیل است…و در ادامه آیاتی می آوریم که اساس این دسته بندی و ادعای مدافعان را رد می کند.
اما خورده ای هم که با فرض درست بودن نظر مدافعان جا دارد که گرفته شود این است که، پس چرا مسلمانان به نقل از روایت و گذاره های تاریخ اینطور می گویند که معجزه شق القمر، معجزه ای بود به در خواست مشرکان؟یعنی از نوع افتراحی؟خود می گویید که خدا منکر می شود از آوردن معجزات افتراحی و بعد ادعا می کنید که شق القمر بر اساس روایات افتراحی بوده؟؟

همانطور که گفته شد آیاتی دیگر در قرآن وجود دارند که اساسا وجود معجزات نوع اول را نیز با تردید جدی همراه می کنند….مثلا این آیه:
سوره طه (20) آیه 133 وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الأُْولى
و گفتند : چرا معجزه اي از پروردگارش براي ما نمي آورد ؟ آيا دليلهاي روشني که در صحيفه هاي پيشين آمده ، به آنها نرسيده است ؟

منکران انگشت به دهان می پرسند، چرا معجزه ای از پروردگارش برای ما نمی آورد؟خوب اگر معجزات نوع اول فرستاده شده و به قول علامه مجلسی 4000 عدد بوده، اگر امثال شق القمری بوده، آیا منطقی است که آیه داشته باشیم و منکران با شگفتی بپرسند که چرا پیامبر معجزه نمی آورد؟؟؟این آیه نشان می دهد که منکران چه معجزات نوع اول و چه معجزات نوع دوم که جنبه افتراحی داشتند را نمی دیدند و با تعجب و شگفتی می پرسیدند که این بابا اگر پیامبر است، چرا معجزه نمی آورد!!!آنها معجزه ای نمی دیدند و پیامبر هم در پاسخ منکران نمی گفتند، من فلان تا معجزه که آوردم، من که قرآن آوردم، بلکه چیز دیگری می گوید که در آیه بالا مشاهده کردید و گویا پیامبر هم ادعایی ندارند که معجزه ای آورده اند(از نوع خرق عادت و شگفت انگیز و خارق العاده)، آن هم بی شمار به ادعای مسلمانان تا جایی که مجلسی 4000 تا شمارش کرده اند…پس خلاصه از برآیند آیات کاملا روشن و واضح است که پیامبر معجزه از نوع خرق عادت انجام نداده اند…یعنی خود اعتراف دارند که معجزه از نوع خرق عادت انجام نداده اند!قرآن هم به آن معنای مرسوم معجزه نیست.چیزی مثل اژدها شدن عصا نیست.هرچند قران هم نشانه و آیت معرفی شده.

پارسا مهر;1013812 نوشت:
با سلام.استاد بنده یاد جنس و شکل و شمایل بعضی پاسخ های کارشناسان در تاپیک هایی پیشین افتادم.مثلا یکجا که ما چندباره از استاد مشکور خواستیم و تمنا کردیم که بگویند دلیلشان چیست که فکر می کنند باید پشت هر نظمی یک شعور باشد.یک اگاهی و شعور و ناظم با شعور باشد.چرا باید باشد؟؟می دانید محکم ترین دلیل استاد مشکور چه بود به اعتراف خودشان؟ایشان آمدند صرفا ویژگی های نظم رو ذکر کردند و گفند خوب، حالا نظم، ناظم با شعور می خواد دیگه!!به همین سادگی!! و من هم در پاسخ به ایشان عرض کردم که، اینکه شما بیایید ابتدا ویژگی های نظم را که خود بنده هم به آنها واقفم را مطرح کنید و بعد بدون دلیلی، سوال کنید، که جز این است که اینها نیاز به ناظم(با شعور) دارد، شد دلیل محکم؟؟؟
آخر سر هم استاد مشکور ما رو متهم کردند که به اینکه فطرت ما خراب هست و اینها، یکجورایی بی انصافیم...به هر حال، فقط شما هم کاش می شد به ما پاسخ بدهید که چطور می شود که، کارشناسان سایت(استاد مسلم، صدیق، طاها، عامل، قول سدید و... همگی)، خورشید عالم تاپ، خورشیدی که از فرط درخشش و روشناییش چشم آدم کور می شود، یعنی جبر را منکر میشوند؟؟؟ و رای به این نمی دهند که اختیار انسان با عقل تضاد آشکاری دارد؟؟؟یعنی به سادگی تو روز روشن، جلوی ده ها بازدید کننده، منکر دو به اضافه دو چهار میشوند!!!.شما کاش پاسخ این پرسش را به ما می دادید، آنوقت ماهم خیلی ساده و به طرق مختلف می گفتیم که، کدام انسان منصفی ممکن است مشاهدات شما را که بهشان اشاره کردید را ببیند ولی، آنها را اعجاز الهی نداند.چه کسی منصف هست و چه کسی منصف نیست.
واسلام...

با سلام.
خوبی فروم ها و انجمنهای اینچنینی به این است که هر کس هر مطلبی می نگارد برای مدت زیادی باقی می ماند و همه می توانند مطالب به بحث گذاشته شده، سوالات، پاسخها، همه و همه را مطالعه کنند.
لذا نتیجه گیری یکطرفه و ژست روشنفکری و منصف بودن بنده در این موارد جواب نمیدهد کما اینکه برای همه اینگونه است . نوشته های ماست و شاید هزاران خواننده که خودشان می خوانند و فکر میکنند. و نتیجه میگیرند.
چه خوب و مناسب و منصفانه است که مطالب تاپیکهای دیگر و مباحثه با اساتید دیگر و گله مندیهایش در موضع خود بیان شود تا قضاوتهایمان هم یکطرفه نباشد.
متشکرم

موضوع قفل شده است