جمع بندی یقین آور نبودن اعجاز قرآن

تب‌های اولیه

102 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بیت المعمور;1010722 نوشت:
با سلام

بهتر است ابتدا بگوییم آیا قرآن خارق العاده است؟

چند نکته درباره قرآن مهم است که معمولا نه گفته میشود و نه به آن توجه میشود.

1

میتوانیم سخن را به چند دسته تقسیم کنیم
معمول ترین دسته بندی این است :
نظم
نثر
در یک دسته بندی دیگر
شعر ، سجع ، نثر

شاخه بندی های ریز تر هم امکان دارد.

قرآن نه شعر است و نه نثر معمولی
قرآن نوعی کلام آهنگین و نزدیک به سجع است.
در گذشته سجع به مانند شعر گسترده نبود.
کاهنان گاهی از کلام سجع گونه بهره می بردند
اما با کلمات بعضا بی معنا و فاقد ارزش معنایی.
( در قرآن این دو نفی شده و ذکر شده قرآن نه قول شاعر است و نه قول کاهن )
سجع بعد از اسلام گسترش پیدا کرد.
البته سجع نیز متدهای مختلفی دارد.
مثلا سجعی که در نهج البلاغه وجود دارد با سجع قرآن متفاوت است.

همین خاص بودن سبک بیانی قرآن باعث شد
نام خاصی برای آن بگذارند و مثلا از عبارت فواصل قرآنی استفاده کنند.

سلام

سجع زیاد داریم مانند بوستان سعدی
ایا صرف سجع بودن یک کلام کافیست برای معجزه بودن ؟
چرا بوستان خارق العاده نباشد ولی قران باشد ؟

بیت المعمور;1010722 نوشت:
قرآن بیان است نه نوشتار

اگر به شما بگویند یک سخنرانی آماده کن و بنویس آسان تر است
یابگویند فی المجلس ده دقیقه سخنرانی کن
کدام یک سخت تر است؟
قطعا انسان اگر بخواهد فی المجلس و در لحظه سخن بگوید سخت است
و ممکن است دچار اشتباهات زیاد شوید
حتی در سخنرانی آماده نیز احتمال سوتی یا فراموشی هست.

حالا تصور کنید به شما بگویند
سخنرانی ات باید به صورت سجع باشد.

آیا کار راحتی است؟

اینکه شخصی بیاید و سخنانی سجع گونه و با معانی بلند و منطبق با شرایط حال حاضر بگوید و تپق نزند، شگفت انگیز نیست؟!

این حرف شما بی معنیست همه سجع ها و شعرها درابتدا بیان هستند و سپس نوشته می شوند
همچنین من شنیده ام که ایات پس از نازل شدن توسط حضرت علی نوشته می شده است

هدی;1010730 نوشت:
شامل اعجاز بلاغی، اعجاز بیانی، اسلوب و نظم گفتار، هندسه ساختاری قرآن و ... که می توانید در کتب علوم قرآنی درباره آنها مطالعه کنید . پرداختن به این موارد و تعریف و تبیین مثالهای آنها از فرصت تاپیک خارج است . لذا در کتب علوم قرآنی نظیر علوم قرآنی استاد معرفت، علوم قرآنی دکتر حجتی ،علوم قرآنی شهید حکیم ،علوم قرآنی سیوطی و سایر کتب علوم قرآنی آن را مطالعه نمایید .

بزرگوار اگر قران شامل همه این مواردی که گفتین باشد و همه هم به ان اقرار کنند
تنها می توان گفت پیامبر در اوج بلاغت و فصاحت بوده است
چرا حالا معجزه ؟

هدی;1010730 نوشت:
بزرگوار!هیچ یک از ما ملزم نیستیم دیگران را قانع کنیم بلکه ملزم هستیم که دلایل منطقی و صحیح ارائه نماییم، ممکن است فردی به هر دلیلی صلاح نداند که قانع شود یا اعتراف به اقناع نماید ،حتی در مورد شخص انبیاء الهی (علیهم السلام) هم با ارائه معجزات، برخی ایمان نمی آوردند و اعجاز را به سحر نسبت می دادند.
لذا ما ملزمیم دلایل صحیح بیاوریم .شما نیز از پس ادله ی ارائه شده اگر پرسشی دارید بیان کنید؛اظهار کلی :"قانع نشدم" پاسخ علمی و منطقی برای ادله ارائه شده نمی باشد .

باور کنید همه این طور نیست که صلاح ندانند که قانع شوند این فکر شما بدبینی و بدگمانی به همه است

لطفا پست شماره 9 را جواب بدهید که سوال من هم می باشد

ممنون

یک سوال دیگر

ایا خود پیامبر قران را از حفظ بوده اند ؟

**گلشن**;1010742 نوشت:
سلام

سجع زیاد داریم مانند بوستان سعدی
ایا صرف سجع بودن یک کلام کافیست برای معجزه بودن ؟
چرا بوستان خارق العاده نباشد ولی قران باشد ؟

این حرف شما بی معنیست همه سجع ها و شعرها درابتدا بیان هستند و سپس نوشته می شوند
همچنین من شنیده ام که ایات پس از نازل شدن توسط حضرت علی نوشته می شده است

با سلام

1

بین شگفت انگیزی و خارق العاده بودن با اعجاز تفاوت وجود دارد.

2

بین نوشتن و بیان تفاوت وجود دارد.
شما وقتی میخواهید یک داستان تاریخی را بازگو کنید یا یک کتاب ادبی بنویسید.
ساعتها وقت می گذارید و برایش تحقیق می کنید.
بارها ویرایش میکنید و داشتن برگه های چرک نویس طبیعی است.
بعد هم که آماده شد باید برود زیر دست ویراستار و غلط های املایی و ادبی اش را اصلاح کنید.

اما سخن گفتن این طور نیست.
سخنی که از دهانتان خارج شد باز نمی گردد.

3

اگر سعدی نیز روبروی شما بایستد و فی المجلس یک صفحه داستان سجع گونه، ایراد کند
شگفت انگیز است.
به او احسنت خواهید گفت.
قطعا در 1400 سال پیش وقتی کسی بیانی سجع گونه می آورد که تراوت و تازگی دارد و از حیث معنا و لفظ متعالی است، باید هم شگفت انگیز باشد.
سجع را به این خاطر گفتم که بدانید سبک بیان قرآن یک بیان دم دستی و کلیشه ای و ساده ای نیست.
و اگر دقت کنید بین سجع ها از حیث ظاهر و معنا تفاوت وجود دارد و اعراب این را می فهمیدند و شگفت زده می شدند.

4

اعجاز گاهی برای اثبات نبوت و اثبات خدا به کار برده میشود. که در جای خودش میتوان بحث کرد.
اما گاهی و بیشتر از اعجاز برای شناخت مصداق نبی، استفاده می شود.
یعنی میخواهیم بدانیم آیا فلانی پیامبر هست یا نه ؟
در اینجا از طریق سبر و تقسیم میتوان به دین حق رسید.
به این صورت که ما پذیرفتیم خداوند پیامبر می فرستد و دین حقی دارد ، فقط باید مصداق آن دین حق را پیدا کنیم.
در اینجا از گزاره های اعتقادی مثل توحید و نبوت بهره می بریم.
مثلا می گوییم ادیان توحیدی دارای پیامبر کدام اند؟
مثلا اسلام و یهودیت و مسیحیت
بعد مثلا میگوییم کدام کتاب تحریف نشده
مثلا می گوییم قرآن

برخی میگویند اصلا قرآن معجزه نیست
و فقط کتاب خداست که بیان فصیح و زیبایی دارد
که با نقل متواتر به ما رسیده است.
ما فقط باید اثبات کنیم این انسان مصداق نبی است که
هر کس از طریقی به آن می رسد.

5

این نظر هم بد نیست گفته شود
چرا برخی مشرکان با شنیدن آیات خداوند انگشت در گوش میکردند یا پنبه در گوش می کردند؟
یا چرا توصیه می کردند کسی به قرآن خواندن پیامبر را گوش نکند؟
یا چرا سه تن از بزرگان مشرکان سه شب برای شنیدن کلام خدا مخفیانه به نزدیک خانه پیامبر رفتند با اینکه هر بار گفتند دیگر نباید بیاییم؟
و نیز برخی روایات
به ما می فهماند اعجاز قرآن متکی به روح و نفس پیامبر بوده است. و این پیامبر بود که وقتی قرآن میخواند مردم گویا حقیقت را به چشم می دیدند و منقلب می شدند.... و به همین خاطر می گفتند او ساحر است و سحر بیان دارد...

6

عموما اعجاز بیانی قران این طور معرفی میشود

فصاحت و بلاغت

7

تحلیل های مختلفی میتوان برای تحدی و اعجاز مطرح کرد
بنده یک نمونه دیگر مطرح می کنم.

آیات تحدی برای اثبات اعجاز قرآن نبود بلکه برای رفع تردید کسانی بود که تصور می کردند قرآن کپی و نسخه برداری شده از کتاب دیگران است.
به تعبیر دیگر شاید آنها پذیرفته بودند این کتاب را خود پیامبر نمیتواند گفته باشد پس حتما از جایی کپی کرده
لذا می فرماید بروید و مثل قرآن یا کپی اش را بیاورید ...

بیت المعمور;1010811 نوشت:
بین شگفت انگیزی و خارق العاده بودن با اعجاز تفاوت وجود دارد.

2

بین نوشتن و بیان تفاوت وجود دارد.
شما وقتی میخواهید یک داستان تاریخی را بازگو کنید یا یک کتاب ادبی بنویسید.
ساعتها وقت می گذارید و برایش تحقیق می کنید.
بارها ویرایش میکنید و داشتن برگه های چرک نویس طبیعی است.
بعد هم که آماده شد باید برود زیر دست ویراستار و غلط های املایی و ادبی اش را اصلاح کنید.

اما سخن گفتن این طور نیست.
سخنی که از دهانتان خارج شد باز نمی گردد.

3

اگر سعدی نیز روبروی شما بایستد و فی المجلس یک صفحه داستان سجع گونه، ایراد کند
شگفت انگیز است.
به او احسنت خواهید گفت.
قطعا در 1400 سال پیش وقتی کسی بیانی سجع گونه می آورد که تراوت و تازگی دارد و از حیث معنا و لفظ متعالی است، باید هم شگفت انگیز باشد.
سجع را به این خاطر گفتم که بدانید سبک بیان قرآن یک بیان دم دستی و کلیشه ای و ساده ای نیست.
و اگر دقت کنید بین سجع ها از حیث ظاهر و معنا تفاوت وجود دارد و اعراب این را می فهمیدند و شگفت زده می شدند.

4

اعجاز گاهی برای اثبات نبوت و اثبات خدا به کار برده میشود. که در جای خودش میتوان بحث کرد.
اما گاهی و بیشتر از اعجاز برای شناخت مصداق نبی، استفاده می شود.
یعنی میخواهیم بدانیم آیا فلانی پیامبر هست یا نه ؟
در اینجا از طریق سبر و تقسیم میتوان به دین حق رسید.
به این صورت که ما پذیرفتیم خداوند پیامبر می فرستد و دین حقی دارد ، فقط باید مصداق آن دین حق را پیدا کنیم.
در اینجا از گزاره های اعتقادی مثل توحید و نبوت بهره می بریم.
مثلا می گوییم ادیان توحیدی دارای پیامبر کدام اند؟
مثلا اسلام و یهودیت و مسیحیت
بعد مثلا میگوییم کدام کتاب تحریف نشده
مثلا می گوییم قرآن

برخی میگویند اصلا قرآن معجزه نیست
و فقط کتاب خداست که بیان فصیح و زیبایی دارد
که با نقل متواتر به ما رسیده است.
ما فقط باید اثبات کنیم این انسان مصداق نبی است که
هر کس از طریقی به آن می رسد.

5

این نظر هم بد نیست گفته شود
چرا برخی مشرکان با شنیدن آیات خداوند انگشت در گوش میکردند یا پنبه در گوش می کردند؟
یا چرا توصیه می کردند کسی به قرآن خواندن پیامبر را گوش نکند؟
یا چرا سه تن از بزرگان مشرکان سه شب برای شنیدن کلام خدا مخفیانه به نزدیک خانه پیامبر رفتند با اینکه هر بار گفتند دیگر نباید بیاییم؟
و نیز برخی روایات
به ما می فهماند اعجاز قرآن متکی به روح و نفس پیامبر بوده است. و این پیامبر بود که وقتی قرآن میخواند مردم گویا حقیقت را به چشم می دیدند و منقلب می شدند.... و به همین خاطر می گفتند او ساحر است و سحر بیان دارد...

6

عموما اعجاز بیانی قران این طور معرفی میشود

فصاحت و بلاغت

7

تحلیل های مختلفی میتوان برای تحدی و اعجاز مطرح کرد
بنده یک نمونه دیگر مطرح می کنم.

آیات تحدی برای اثبات اعجاز قرآن نبود بلکه برای رفع تردید کسانی بود که تصور می کردند قرآن کپی و نسخه برداری شده از کتاب دیگران است.
به تعبیر دیگر شاید آنها پذیرفته بودند این کتاب را خود پیامبر نمیتواند گفته باشد پس حتما از جایی کپی کرده
لذا می فرماید بروید و مثل قرآن یا کپی اش را بیاورید ...

بزرگوار همه مطالبی که فرمودین را بنا به صحت هم که بگذاریم برای ما یقینی نیست چون ما باید تایید صحت انها را از دیگران بشنویم
حرف دوستمان و حرف من همین است که ما که فارسی زبان هستیم نمی توانیم پی به فصاحت و بلاغت قران ببریم
بلکه باید تایید ان را از دیگران بشنویم که برای ما یقین اور نیست

**گلشن**;1010955 نوشت:
بزرگوار همه مطالبی که فرمودین را بنا به صحت هم که بگذاریم برای ما یقینی نیست چون ما باید تایید صحت انها را از دیگران بشنویم
حرف دوستمان و حرف من همین است که ما که فارسی زبان هستیم نمی توانیم پی به فصاحت و بلاغت قران ببریم
بلکه باید تایید ان را از دیگران بشنویم که برای ما یقین اور نیست

شما پرسیدید

اعجاز لفظی شامل چیست ؟

من هم گفتم شامل ، سبک بیان یعنی سجع میشود.
شامل بیان بدون ایراد ( نه نوشتار ) میشود.
شامل فصاحت و بلاغت میشود.

و همان ابتدا هم به شما گفتم شگفت انگیز بودن و خارق العاده بودن با اعجاز فرق می کند.

بنده خواستم بگویم اعجاز لفظی شامل چه چیزهایی میشود.

برخی نکات دیگر کمی مرتبط بود
و برخی را جهت مطالعه و آشنایی شما یا خواننده عرض کردم.

اعجاز چیست ؟

این هم حداقل در نگاه مردم تعاریف متفاوتی دارد.
اینهارا جهت تفکر و آشنایی عرض میکنم.

برخی اعجاز را مرتبط با یک احساس شگفتی درونی می دانند.
یعنی تا زمانی که من از فعلی شگفت زده نشوم و آن را غیر طبیعی ندانم، آن چیز معجزه نیست.
مثلا اگر کسی با شنیدن قرآن خواندن یک معصوم بیهوش میشود و میگوید من می دانم این غیر طبیعی است این خدایی است. این بشری نیست..
خوب او اعجاز را همین می داند.

برخی شگفتی را در علوم تجربی تعریف می کنند نه در ادراک درونی.
مثل اینکه قوانین طبیعت شکسته شود یا دور زده شود.
مثلا کسی ابن سینا را می بیند که کارهای خارق العاده ای با آهنربا انجام می دهد. او فکر میکند قوانین طبیعت شکسته شده است.

برخی اعجاز را در شگفتی نمی دانند
بلکه در عدم توانایی بشر می دانند.
و بعد می پرسند خوب از کجا معلوم بشر نتواند بیاورد.
شاید آورده یا شاید بعدا آورد

برخی هم می گویند
اعجاز یعنی کاری خارق العاده همراه با ادعای نبوت
که کسی مانندش را نیاورد.
و همینکه ادعای نبوت و اعجاز پخش شود و کسی مانندش را نیاورد بدان معناست که آن شخص نبی است.
زیرا خداوند حکیم اعجاز را در اختیار فریبکار قرار نمیدهد.
و خداوند حکیم انتظار ندارد عدم توانایی بشر در مورد اعجاز را در همه بشر جستحو کنیم.

این تعریف آخر تقریبا شبیه به تعریف معمول و مشهوراست.

برخی اصلا خارق العاده بودن را لازم نمی دانند.
فکر کنم صرفه جزو این دسته هستند.

انشا الله کارشناس شما را راهنمایی خواهند کرد

بیت المعمور;1010961 نوشت:
شما پرسیدید

اعجاز لفظی شامل چیست ؟

من هم گفتم شامل ، سبک بیان یعنی سجع میشود.
شامل بیان بدون ایراد ( نه نوشتار ) میشود.
شامل فصاحت و بلاغت میشود.

و همان ابتدا هم به شما گفتم شگفت انگیز بودن و خارق العاده بودن با اعجاز فرق می کند.

بنده خواستم بگویم اعجاز لفظی شامل چه چیزهایی میشود.

برخی نکات دیگر کمی مرتبط بود
و برخی را جهت مطالعه و آشنایی شما یا خواننده عرض کردم.

اعجاز چیست ؟

این هم حداقل در نگاه مردم تعاریف متفاوتی دارد.
اینهارا جهت تفکر و آشنایی عرض میکنم.

برخی اعجاز را مرتبط با یک احساس شگفتی درونی می دانند.
یعنی تا زمانی که من از فعلی شگفت زده نشوم و آن را غیر طبیعی ندانم، آن چیز معجزه نیست.
مثلا اگر کسی با شنیدن قرآن خواندن یک معصوم بیهوش میشود و میگوید من می دانم این غیر طبیعی است این خدایی است. این بشری نیست..
خوب او اعجاز را همین می داند.

برخی شگفتی را در علوم تجربی تعریف می کنند نه در ادراک درونی.
مثل اینکه قوانین طبیعت شکسته شود یا دور زده شود.
مثلا کسی ابن سینا را می بیند که کارهای خارق العاده ای با آهنربا انجام می دهد. او فکر میکند قوانین طبیعت شکسته شده است.

برخی اعجاز را در شگفتی نمی دانند
بلکه در عدم توانایی بشر می دانند.
و بعد می پرسند خوب از کجا معلوم بشر نتواند بیاورد.
شاید آورده یا شاید بعدا آورد

برخی هم می گویند
اعجاز یعنی کاری خارق العاده همراه با ادعای نبوت
که کسی مانندش را نیاورد.
و همینکه ادعای نبوت و اعجاز پخش شود و کسی مانندش را نیاورد بدان معناست که آن شخص نبی است.
زیرا خداوند حکیم اعجاز را در اختیار فریبکار قرار نمیدهد.
و خداوند حکیم انتظار ندارد عدم توانایی بشر در مورد اعجاز را در همه بشر جستحو کنیم.

این تعریف آخر تقریبا شبیه به تعریف معمول و مشهوراست.

برخی اصلا خارق العاده بودن را لازم نمی دانند.
فکر کنم صرفه جزو این دسته هستند.

انشا الله کارشناس شما را راهنمایی خواهند کرد

سلام خانم یا اقای بیت المعمور

توضیحات خوبی دادید ولی اصل سوال مرا جواب ندادید

دوباره تکرار می کنم
من فارسی زبان از کجا پی به فصاحت و بلاغت قران ببرم ؟
حتما می گویید به متخصص مراجعه کنم
حرف من این است که چون من خودم نمی توان اعجاز لفظی قران را درک کنم
و اعتمادی هم به متخصصین ندارم
اعجاز قران برای من یقین اور نیست

**گلشن**;1010988 نوشت:
سلام خانم یا اقای بیت المعمور

توضیحات خوبی دادید ولی اصل سوال مرا جواب ندادید

دوباره تکرار می کنم
من فارسی زبان از کجا پی به فصاحت و بلاغت قران ببرم ؟
حتما می گویید به متخصص مراجعه کنم
حرف من این است که چون من خودم نمی توان اعجاز لفظی قران را درک کنم
و اعتمادی هم به متخصصین ندارم
اعجاز قران برای من یقین اور نیست

1
یقین منطقی در چنین مسائلی جایی ندارد.
ما از یقین عقلایی صحبت می کنیم.
یقین منطقی تنها در چند گزاره محدود وجود دارد.
البته تفسیرهای مختلفی میتوان از یقین عقلایی ارائه داد.
2
اگر میخواهید خودتان فصاحت و بلاغت قرآن را درک کنید تنها راهش یاد گرفتن زبان عربی و مطالعه کتابهای زباشناسی و بلاغی و مطالعه کتابهای ادبی عربهای فصیح است. و مقایسه آنها با متن های عادی.

اما اگر می خواهید فصاحت و بلاغت قرآن را برای خودتان اثبات کنید
به نظرم هیچ کارشناس منصفی پیدا نمیشود که قرآن را از حیث فصاحت و بلاغت در رتبه های بالا نداند.
شهادت تاریخ هم هست.
حتی انسانهایی که آشنایی مقدماتی با زبان عربی دارند متوجه خاص بودن قرآن می شوند.

3
اگر کسی میخواهد عربی بفهمد تا مثل قرآن بیاورد
باید زحمت یادگیری زبان عربی را به خودش بدهد.
و اگر قرآن باطل باشد، قطعا یک ادیبی می آید و مثلش را می آورد.
به هر حال آن کسی باید همتش زبان عربی باشد که قصد دارد مثل قران بیاورد.
4
این نکته هم مهم است که شهادت ادیبان عرب زبان بر عدم اعجاز قرآن اعتبار و ارزش ندارد.
اعجاز وقتی رد میشود که مثل قران را بیاورند
آن هم با شرایطی که عرض شد
چند نمونه از شرایط که میتوان ردی از آن را در قران پیدا کرد اینها است :
عربی بودن
سجع خاص داشتن
مثل شعر نیست
مثل سجع کاهنان نیست
معانی بلند و عقلانی بودن
ترتیل و بدون سوتی خواندن
خواندنی بودن نه نوشتاری
هماهنگی زبانی و الفاظ و عدم اختلاف در طول زمان

5
برخی علما مثل آیت الله جوادی آملی می گویند
تحدی قرآن مربوط به زبان عربی نیست
و فارسی زبان هم میتواند مثل قران بیاورد
که به نظر حقیر ادعای نادرستی است.

بیت المعمور;1010995 نوشت:
1
یقین منطقی در چنین مسائلی جایی ندارد.
ما از یقین عقلایی صحبت می کنیم.

سلام

من هم منظورم همان یقین منطقیست که در اینجا شما هم اذعان کردید که جایی ندارد

بیت المعمور;1010995 نوشت:
چند نمونه از شرایط که میتوان ردی از آن را در قران پیدا کرد اینها است :
عربی بودن
سجع خاص داشتن
مثل شعر نیست
مثل سجع کاهنان نیست
معانی بلند و عقلانی بودن
ترتیل و بدون سوتی خواندن
خواندنی بودن نه نوشتاری
هماهنگی زبانی و الفاظ و عدم اختلاف در طول زمان

حتی در همین مسایلی که بالا مطرح کردید
بازهم یقین اور نیست
مثلا اینطور نیست که همه اقرار داشته باشند قران دارای معانی بلند و عقلانی است

**گلشن**;1011033 نوشت:
سلام

من هم منظورم همان یقین منطقیست که در اینجا شما هم اذعان کردید که جایی ندارد

با سلام

حتی درباره اثبات خداوند هم میگویند دنبال یقین منطقی نباشید.
فکر کنم قبلا جناب صدیق در این باره مفصل توضیح دادند.
یعنی یک تاپیک مستقل دارد.
به آنجا مراجعه کنید.

موضوع قفل شده است