جمع بندی گوساله پرستی، خداپرستی، بت پرستی

تب‌های اولیه

34 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
گوساله پرستی، خداپرستی، بت پرستی

گوساله پرستی خدا پرستی است یعنی چه؟
فصوص الحکم

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد بصیر

هیمان;373180 نوشت:
گوساله پرستی خدا پرستی است یعنی چه؟

باسلام و عرض ادب
گوساله پرستی، خدا پرستی از نوع گوساله ایِ آن است. منتهی ممکن است منظور از این جمله این باشد که آن افرادی که گوساله یا بت می پرستند، به خاطر فطرت پرستش و خداپرستی ای باشد که در آنها وجود دارد، اما به خاطر خطا و اشتباه در مصداق، این پرستش را به سمت گوساله که خود مخلوق خداست می برند و در خطا می افتند.

ببخشید میتونم بدونم کجای دنیا گوساله رو میپرستن؟
کدوم منطقه؟
ممنون میشم اگر پاسخ بدین...

دختر خوب;373672 نوشت:
ببخشید میتونم بدونم کجای دنیا گوساله رو میپرستن؟
کدوم منطقه؟
ممنون میشم اگر پاسخ بدین...

منظور این دوستمون در پست اول، گوساله پرستی در زمان حضرت موسی علیه السلام بود. ولی الان هم امثال گوساله و گاو و غیره در بین بعضی از اقوام هندوها احترام خاصی دارد.

[="Blue"][="3"]ابن عربی : گوساله پرستی هم نوعی خداپرستی است!

ابن­ عربی در ماجرای گوساله پرستی بنی اسرائیل و عتاب حضرت موسی علیه السّلام به برادرش هارون علیه السلام مدّعی است که این سرزنش و عتاب بدان جهت بوده که چرا هارون، گوساله پرستی را مُنکَر و زشت شمرده و سعه صدر نداشته است.

«… فکان عَتَبَ موسی اخاهُ هارون لمّا وقع الامر فی إنکاره و عَدَم اِتِّساعِهِ ، فَاِنَّ العارفَ مَن یَریَ الحَق فی کلّ شیء بَل یَراه عَینَ کُلِّ شَیئ ٍ… » [۱]

توضیح :

بنا به تحلیل و گفتار ابن عربی آنها که گوساله را پرستیدند، خدا را عبادت کردند جهت اطّلاع از این ظلم و معصیت عظیم بنی اسرائیل به آیات مربوطه رجوع شود . [۲]

این عمل تا آنجا قبیح و مورد انکار بوده که به فرمان الهی جمعی ( خداپرستان ) مأمور قتل گوساله پرستان گردیدند.[۳]

در این کشتار عجیب، جمعی از مجرمین تسلیم گردیده و موحّدین مأمور شدند بدون پروا و رعایت نَسَب و رَحِم بقیه را بکشند. تفصیل این قضایا و نیز عتاب موسی علیه السلام به هارون و بلاء ‌و عذاب­ سامری ( عامل اصلی گمراهی بنی اسرائیل و شخصی که گوساله را ساخت ) در روایات نقل گردیده و خلاصه کلام آنکه اظهارات ابن عربی در برابر این همه آیات [۴]
و روایات و براهین عقلی، ‌موجب شگفتی است.


[/HR][۱] – فصوص الحکم ، ‌فص هارونی ‌،ص ۲۹۵ ،‌شرح عبدالرزاق کاشانی، مطبعة مصطفی البابی الحلبی واولاده بمصر ،‌الطبعةالثّالثه ۱۴۰۷ = ۱۹۸۷ م .


[۲] - از جمله سوره بقره آیات ۵۴، ۵۱،‌ ۹۲، ۹۳ و نساء ،‌۱۵۳ و اعراف ،‌۱۵۱
[۳] – البقره [۵۴].

[۴] - وَقَضی رَبُّکَ اَلّا تَعبُدُوا إلّا إیّاه … اسری ، ۲۳ ،‌پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید … ،‌این آیه و آیاتی نظیر إیّاکَ نَعبُدُ‌… ( که در اینجا مقدم شدن مفعول بر فاعل ، افاده حصر می کند ) همگی اهمیت انحصار عبادت ( توحید در عبادت ) را برای ذات اقدس حق تعالی مدلّل می دارد


[/][/]

بصیر;373670 نوشت:
گوساله پرستی، خدا پرستی از نوع گوساله ایِ آن است. منتهی ممکن است منظور از این جمله این باشد که آن افرادی که گوساله یا بت می پرستند، به خاطر فطرت پرستش و خداپرستی ای باشد که در آنها وجود دارد، اما به خاطر خطا و اشتباه در مصداق، این پرستش را به سمت گوساله که خود مخلوق خداست می برند و در خطا می افتند.

سلام
اگر پست بالا را بخوانید می بینید منظورشان این چیزی که شما می گویید نیست!
علامه حسن زاده آملی:توحید عوام انست که پیامبران به مردم می گفتند بت نپرستید. توحید خواص آنست که جمیع عبادتها عبادت حق تعالی است !!!!!
علامه حسن زاده آملی در یکی از تالیفاتشان به نام ممدالهمم در شرح فصوص الحکم پرده از مطلبی برمی دارند که شنیدن آن خالی از لطف نیست. ایشان در بیان تاویل آیات سوره مبارکه طه در باب گوساله پرست شدن قوم حضرت موسی(ع) پس از رفتن آن جناب به کوه طور و سپس ماجرای بحث موسی(ع) و هارون(ع) چنین می فرمایند:….موسی(ع) بواقع و نفس الامر و به امر توحید اعلم از هارون بود. چه اینکه می دانست اصحاب عجل چه کسی را پرستش می کردند. زیرا او عالم بود که خداوند حکم فرموده که جز او پرستش نشود و انچه را حکم فرمود غیر ان نخواهد شد (پس جمیع عبادتها عبادت حق تعالی است(منظورش این است چون موجودی جز خدا وجود ندارد بت پرستی هم خدا پرستی است-مترجم) و لکن ((ای بسا کس را که صورت راه زد)).بنابراین عتاب موسی برادرش هارون را از این جهت بود که هارون انکار عبادت عجل می نمود و قلب او چون موسی اتساع نداشت. چه اینکه عارف حق را در همه چیز می بیند بلکه او را عین هر چیز می بیند (غرض شیخ در اینگونه مسائل در فصوص و فتوحات دیگر زبر و رسائلش بیان اسرار ولایت و باطن است برای کسانی که اهل سرند هرچند به حسب نبوت تشریع مقر است که باید توده مردم را از عبادت اصنام بازداشت. چنانکه انبیا عبادت اصنام را انکار می فرمودند) این مطلب از کتاب ممدالهمم در شرح فصوص الحکم چاپ سوم صفحه۵۱۴ نقل شد.آنچه مایه تعجب است آنست که این استاد بزرگوار که از بزرگان عرفان وفلسفه زمان هستند در این مطلب داستان مذکور را به شیوه جدیدی طرح می کنند. به ترتیبی که ناراحتی موسی(ع) از گوساله پرست شدن قوم نبود چراکه موسی(ع) می دانست که گوساله سامری خدا بود و مردم در واقع خدا را پرستش می کردندبلکه ناراحتی موسی(ع) به سبب آن بود که هارون(ع) مردم را از گوساله پرستی منع می کرد و این کاری اشتباه بود. این بخش از مطالب کتاب در واقع شرحی است همراه با تایید بر کلمات شیخ اکبر محیی الدین بن عربی صاحب کتاب فصوص الحکم که وی در واقع بیان کننده این نظر می باشد. به همین دلیل در پایان بحث آقای حسن زاده در داخل پرانتز می فرماید که این قبیل مطالب در کلام ابن عربی از جمله موارد مربوط به توحید خواص است که با توحید عوام متفاوت است! توحید عوام انست که پیامبران به مردم می گفتند بت نپرستید. ولی توحید خواص آنست که جمیع عبادتها عبادت حق تعالی است؟!نکته قابل توجه آنست که در ادامه این قصه دستور می رسد که توبه گوساله پرستان قوم موسی(ع) آنست که یکدیگر را به قتل رسانند. چنانکه خداوند متعال می فرماید: و اذ قال موسی لقومه یا قوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم فتاب علیکم انه هو التواب الرحیمسوره مبارکه بقره آیه شریفه ۵۴

هیمان;373180 نوشت:
گوساله پرستی خدا پرستی است یعنی چه؟
فصوص الحکم

سلام
عموم دانشمندان دینی معتقدند خداپرستی یک گرایش فطری درونی است و تنها ممکن است انسان در مصداق خارجی آن دچار اشتباه شود وگرنه
اصل گرایش درونی در همه یکسان است یعنی کسی که خدای یکتا را می پرستد بر همان مبنای می پرستد که یک گوساله پرست می پرستد
لذا این بیان می تواند ناظر به این حقیقت باشد .
والله الموفق

[="Blue"][="3"]

حامد;373827 نوشت:
عموم دانشمندان دینی معتقدند خداپرستی یک گرایش فطری درونی است و تنها ممکن است انسان در مصداق خارجی آن دچار اشتباه شود

سلام
قسمت اول که خداپرستی(فقط پرستش الله) یک فطرت درونی است صحیح است فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها
اما بت پرستی ناشی از فطرت نیست چون فطرت پرستش خدای متفرق و ناقص را قبول ندارد أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ بلکه فطرت تنها پرستش خدای واحد قهار را قبول دارد
پس نمی توان گفت بت پرست مطابق فطرتش بت پرست است و در مصداق دچار اشتباه شده چون در فطرت بین اصل و مصداق تفاوتی نیست بلکه فطرت اصل همراه با مصداق را پذیرفه نه اصل یا مصداق را.
حامد;373827 نوشت:
کسی که خدای یکتا را می پرستد بر همان مبنای می پرستد که یک گوساله پرست می پرستد

استغفر الله!
یعنی مبنای پرستش شما با گوساله پرست یکی است؟
مبنای ما که عقل است در کنار فطرت اما مبنای گوساله پرست حتی فطرت هم نیست چون فطرت بت های متعدد را نمی پسندد أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ
حامد;373827 نوشت:
لذا این بیان می تواند ناظر به این حقیقت باشد

خودش توضیح داده که منظورم چیست حالا شما می خواهید بگویید منظورش چیز دیگری است؟!![/][/]

ask;373821 نوشت:
اگر پست بالا را بخوانید می بینید منظورشان این چیزی که شما می گویید نیست!
علامه حسن زاده آملی:توحید عوام انست که پیامبران به مردم می گفتند بت نپرستید. توحید خواص آنست که جمیع عبادتها عبادت حق تعالی است !!!!!

یعنی از پیامبران خواص تری هم وجود داره ؟
البته من این حرف و از طرفداران مکاتب عرفانی هند هم شنیدم

شعر درباره فضیلت بت!!!!!!!!!!!!!!

شیخ محمود شبستری » گلشن راز

بت اینجا مظهر عشق است و وحدت
بود زنار بستن عقد خدمت

چو کفر و دین بود قائم به هستی
شود توحید عین بت‌پرستی

چو اشیا هست هستی را مظاهر
از آن جمله یکی بت باشد آخر

نکو اندیشه کن ای مرد عاقل
که بت از روی هستی نیست باطل

بدان که ایزد تعالی خالق اوست
ز نیکو هر چه صادر گشت نیکوست

وجود آنجا که باشد محض خیر است
وگر شری است در وی آن ز غیر است

مسلمان گر بدانستی که بت چیست
بدانستی که دین در بت‌پرستی است

وگر مشرک ز بت آگاه گشتی
کجا در دین خود گمراه گشتی

ندید او از بت الا خلق ظاهر
بدین علت شد اندر شرع کافر

تو هم گر زو ببینی حق پنهان
به شرع اندر نخوانندت مسلمان

ز اسلام مجازی گشت بیزار
که را کفر حقیقی شد پدیدار

درون هر بتی جانی است پنهان
به زیر کفر ایمانی است پنهان

همیشه کفر در تسبیح حق است
و «ان من شیء» گفت اینجا چه دق است

چه می‌گویم که دور افتادم از راه
«فذرهم بعد ما جائت قل الله»

بدان خوبی رخ بت را که آراست
که گشتی بت‌پرست ار حق نمی‌خواست

هم او کرد و هم او گفت و هم او بود
نکو کرد و نکو گفت و نکو بود

یکی بین و یکی گوی و یکی دان
بدین ختم آمد اصل و فرع ایمان

نه من می‌گویم این بشنو ز قرآن
تفاوت نیست اندر خلق رحمان

موضوع قفل شده است