جمع بندی گرایش به مذهب که اخیرا در من به وجود آمده واقعیت است یا توهم؟

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

owari;503740 نوشت:
در لابلای حرفهایتان کلام‌هایی را می‌بینم که از معصوم علیه‌السلام تحت عنوان اسرار خوانده‌ام که هر کسی آنها درک نمی‌کند و به همین دلیل نباید در عموم بیان شود

بسیار کنجکاو شدم. میشه اون اسرار رو نقل کنید یا حداقل منبعش رو بگید؟
owari;503740 نوشت:
که البته اگر طاعت به دنبال خودش نداشته باشد دروغ است

صحبت من هم همینه دیگه. آخه من چجور مومنی هستم که عادات گذشته ام رو به نماز ترجیح میدم؟ به قول حجت الاسلام پناهیان کسی که لذت عشق خدا رو چشید دیگه سراغ لذات ناچیز دیگه نمیره. اما من مشکلم اینه که دو دقیقه ای که خودم هستم عاشقم بعد دوباره که عاداتم میان میشینن تو وجودم دیگه همه چی تموم میشه و اون حسه از بین میره و عاداتمن که دارن منو کنترل میکنن. من اگه بتونم اون دو دقیقه رو بکنم 24 ساعت دیگه از خدا چی میخوام آخه؟ البته باید خودشون بندازن تو دلم دیگه. من چکاره ام این وسط؟ خدایا بگردان ما را آنچه باید باشیم و بچرخان روی ما را از آنچه نشاید باشم. آمین یا رب العالمین.

باید جوانان عزیز این هشدار امام علی(علیه السلام) را جدی بگیرند که می فرمایند: «غالب الشهوة قبل قوة ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واستفادتک ولم تقدر علی مقاومتها»10 پیش از آن که تمایلات نفسانی به تجری و تندروی عادت کنند با آن ها مقابله کن، زیرا اگر تمایلات در تجاوز و خودسری نیرومند شوند، فرمانروای تو خواهند شد و تو را به هرسو که بخواهند می برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهی داد.

این دقیقا توصیف الان منه. منو به هر سو که میخوان میبرن و قدرت مقاومت در برابر اونها رو ندارم! خدایـــــــــــــــا تو که حقانیت اسلام رو خودت نشونم دادی در این موردم خودت کمکم کن. نذار بیچاره بشم. آمین یا رب العالمین.

شُکر;505013 نوشت:

صحبت من هم همینه دیگه. آخه من چجور مومنی هستم که عادات گذشته ام رو به نماز ترجیح میدم؟ به قول حجت الاسلام پناهیان کسی که لذت عشق خدا رو چشید دیگه سراغ لذات ناچیز دیگه نمیره. اما من مشکلم اینه که دو دقیقه ای که خودم هستم عاشقم بعد دوباره که عاداتم میان میشینن تو وجودم دیگه همه چی تموم میشه و اون حسه از بین میره و عاداتمن که دارن منو کنترل میکنن. من اگه بتونم اون دو دقیقه رو بکنم 24 ساعت دیگه از خدا چی میخوام آخه؟ البته باید خودشون بندازن تو دلم دیگه. من چکاره ام این وسط؟ خدایا بگردان ما را آنچه باید باشیم و بچرخان روی ما را از آنچه نشاید باشم. آمین یا رب العالمین.

سلام علیکم مؤمن،
نه اینکه بخواهم مثل سایر ان اطرافیان خاص آزارتان دهم و بگویم چه شد که متحول شدید و ... و خلاصه ابراز تعجب آنطوری کنم، ولی هنوز بر سر تعجب پست قبلیم هستم! حرفهایتان مثل کسی که دو روزه متحول شده نیست، پخته‌تر از اونیه که سعی دارید معرفیش کنید، احتمالاً باید انسان عمیقی باشید، و البته لطف خداوند هم خد و حساب ندارد. ان شاء الله که موفق باشید و روز به روز ساعات خوش وصلتان طولانی‌تر شود. اما اینکه می‌گویید ناراحتید که چرا همیشه آنطور نیستید و باز انگار برگشته‌اید سر پله‌ی اول این خاص شما نیست. برخی یاران امام صادق علیه‌السلام نگران از امام سؤال کردند اینکه ما وقتی نزد شما هستیم و از صحبت‌های شما استفاده می‌کنیم اینقدر از دنیا جدا شده و به خداوند متوجه می‌گردیم ولی بعد که به خلوت خودمان می‌رویم باز همان آدم‌های قبلی می‌شویم نشانه‌ی نفاق است (چون در قرآن آیه‌ای هست که برخی در نزد تو اظهار دینداری می‌کنند و چون به خلوت روند کفرشان را آشکار می‌کنند، آشکار در عمل برای خودشان و هم‌فکرهایشان)؟ امام پاسخ دادند که خیر. عالمی هم افرادی مثل ما را مانند توری مثال می‌زدند که وقتی در جمع نیکان هستیم و ازایشان تأثیر می‌گیریم خودمان را مانند آنها می‌یابیم و در احوالات آنها شریک می‌شویم مانند توری وقتی که در یک مایع قرار دارد، ولی وقتی از آن جمع خارج می‌شویم انگار که توری از مایع خارج شده باشد تمام آن بار معنوی و حال خوش مثل قطرات مایع از سوراخ‌هایمان بیرون می‌ریزد و باز همان توری‌ای باقی می‌مانیم که بودیم. نتیجه اینکه اگر می‌خواهید آن آب کسب شده را با خود داشته باشید باید سوراخ‌هایتان را بگیرید و پر کنید. ما نواقصی داریم که مانع کسب فیض دائم است، زمانی بسته به شرایط یا ... حال معنوی خوبی را تجربه می‌کنیم ولی بعد که شرایط عوض می‌شود انگار تغییر شرایط حال ما را هم با خود می‌برد، این برای این است که ما خودمان استعداد نگهداری فیض را کسب نکرده‌ایم. در حدیث است که درد شما گناهان شماست و دوای درد شما استغفار. سوراخ‌ها و نواقص وجودی ما و بیماری‌های روحی ما را گناهانمان تشکیل می‌دهند که در بیان عرفانی حجاب‌های ظلمانی هستند و ریشه‌ی هر حجابی هم از جهل است و غفلت از مهمترین صورت‌های جهل است. ذکر خداوند عقل را بیدار می‌کند و عقل چراغ دل است و دل را روشن می‌کند و دل روشن شده سینه را فراخ می‌کند و سینه‌ای که برای خداوند فراخ شود محل کفر نیست، اما برخی در روندی معکوس با انجام گناه و با انواع وسوسه و ... که محل فرودشان سینه است (الذی یوسوی فی صدور الناس) به دل نفوذ کرده و آن را تاریک می‌کنند، دل مریض شده و عقل تاریک می‌گردد، عقل هست ولی نورش فراموش می‌شود و گاه سیگنال‌های اشتباه هم می‌فرستد و ...
راهی نداریم جز اطاعت خداوند، اطاعت خداوند میسر نمی‌شود مگر با ذکر و یادآوری خداوند و نعماتش و حق او بر ما و ... و ذکر مؤثر نمی‌شود مگر از پس کسب معرفت. البته علما بهتر می‌دانند، اینها را که گفتم خودم هم فقط نظری دانسته‌ام و عرفان عملی جایگاه بالاتری دارد و البته باید خیلی مراقب عرفان‌های کاذب که راست و باطل را مخلوط می‌کنند و یصدون هن سبیل الله می‌کنند بود، عرفان شیعه در پس شریعت است و نه جایگزین آن و ...

شُکر;505017 نوشت:
باید جوانان عزیز این هشدار امام علی(علیه السلام) را جدی بگیرند که می فرمایند: «غالب الشهوة قبل قوة ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واستفادتک ولم تقدر علی مقاومتها»10 پیش از آن که تمایلات نفسانی به تجری و تندروی عادت کنند با آن ها مقابله کن، زیرا اگر تمایلات در تجاوز و خودسری نیرومند شوند، فرمانروای تو خواهند شد و تو را به هرسو که بخواهند می برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهی داد.

این دقیقا توصیف الان منه. منو به هر سو که میخوان میبرن و قدرت مقاومت در برابر اونها رو ندارم! خدایـــــــــــــــا تو که حقانیت اسلام رو خودت نشونم دادی در این موردم خودت کمکم کن. نذار بیچاره بشم. آمین یا رب العالمین.

البته کارشناس محترم قاعدتاً راهنمایی‌های لازم را به شما خواهند داشت، لیکن دو نکته را در نظر داشته باشید:
۱. امکان ندارد کسی بخواهد از بدیها به سمت خوبیها برود و خداوند مانع او شود، ارتباط از طرف خداوند همیشه برقرار است و اگر خط قطع است هم از طرف ماست:

فَاذْكُرُ‌ونِي أَذْكُرْ‌كُمْ وَاشْكُرُ‌وا لِي وَلَا تَكْفُرُ‌ونِ [البقره، ۱۵۲]: پس مرا یاد کنید تا شما را یاری کنم و شکر گذارید و کفران نورزید
... نَسُوا اللَّـهَ فَنَسِيَهُمْ ... [التوبة، ۶۷]: خداوند را فراموش کردند پس (او هم) ایشان را فراموش نمود (به خودشان واگذار کرد)

۲. کسی که مست شراب است که عقلش پوشیده است و قاعدتاً هر گناهی کند نباید برایش ثبت شود، اما شاید به همین دلیل مست شدن خودش به اندازه‌ی مجموعه‌ی تمامی گناهان ایراد دارد. حالا یک مفر مست است، اصلاً نماز نمی‌تواند بخواند، ولی وقتی مستی از سرش افتاد هنوز تا ۴۰ روز نمازش قبول نیست (به قول کارشناسان محترم این سایت نمازش صحیح هست و بر گردنش هم هست و باید بخواند ولی به مقام قبولی نخواهد رسید). حالا فرض کنید شخص ناراحتی شدید ابراز کند که خدایا دیگر شراب نمی‌خورم نمازم را در همین روز بیستم هم بپذیر. اگرچه از قدرت و رحمت خداوند بعید نیست که توبه‌ی او را بپذیرد و سیئات او را به حسنات تبدیل کند ولی این دوری از رحمت خداوند تا آن ۴۰ روز به هر حال اثر تکوینی آن فعل گناه (نوشیدن) است. اینکه هست را نمی‌توان به درگاه خداوند شکایت کرد ولی اینکه نباشد را می‌شود از خداوند خواست؛ به قول مولانا:

سایه‌ی حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود
گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
چون نشینی بر سر کوی کسی عاقبت بینی تو هم روی کسی
چون ز چاهی میکنی هر روز خاک عاقبت اندر رسی در آب پاک
جمله دانند این اگر تو نگروی هر چه می‌کاریش روزی بدروی

دعا بفرمایید که ما هم عامل به شرع خداوند شویم و نه فقط بمانیم همین ناقل علم اولیاء خدا.
یاعلی

owari;505024 نوشت:
حرفهایتان مثل کسی که دو روزه متحول شده نیست

دو روز نیست دو ساله، ولی همونطور که خودتون فرمودید لطف خداوند حد و حساب ندارد. چون من هرموقع به گذشته ام نگاه میکنم عاملی جز لطف خداوند رو در این تغییر دخیل نمیبینم.

owari;505033 نوشت:
ولی این دوری از رحمت خداوند تا آن ۴۰ روز به هر حال اثر تکوینی آن فعل گناه (نوشیدن) است.

دقیقا. یکی از اثرات گناهان گذشته ام همین دریغ شدنِ لیاقتِ عاشق بودن و کشیدن ناز معشوق از من است.

پیام های شما بسیار دلنشین هستند و مملو از راهنمایی های عارفانۀ عاشقانۀ عاقلانه اند، که در عین اینکه جای بسی تامل دارند غلیان بخش چشمۀ عشق نیز هستند. بسیار ممنون از شما. خدایا شُکرت. خداوندا ناقلین علم اولیاء خود را زیاد و در پناه خود محفوظ بگردان و همۀ ما را عاملین به شریعت خود قرار بده. آمین یا رب العالمین.

موضوع قفل شده است