جمع بندی گام به گام سیاست های زنانه در ارتباط با مادر شوهر (ارتباط موفق با خانواده همسر)

تب‌های اولیه

59 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

‌‌‌‌‌‌‌‌طرز تهيه ي هوو :
روش اول
١) هيچ انتظاري ازش نداشته باش.
٢) توقع احترام متقابل نداشته باش.
به احترام شوهر از جا بلند شويد از سر كار مياد آب و آبميوه خنك بديد دستش
٣) ازش اصلا نپرس چرا شب ها دير به منزل مي آيد. براش قرمه سبزي و كشك بادمجون بپزيد
٤) بچه هاشو ببريد مدرسه و كلاس هاي متفرقه و بر گردونيد
٥) به خانوادش احترام بگذاريد
٦) لباسا و جوراباشو بشوريد
٧) از رخت و لباس و مسافرتتون بزنيد و براش پس انداز كنيد و يكيشو دوتا كنيد
Dirol هر موقع بي حرمتي و فحاشي كرد لبخند بزنيد.
9) در اختلافات و مشاجرات فقط تو خودت بريز و درباره آن گفتگو نكن و نخواه با واسطه يا مشاوره حلش كنيد. بگو چون تو مرد است هر چه شما بفرماييد همان درست است.

بعد از چند سال پیش خودش میگه
نکنه من ...... هستم و خودم خبر ندارم
بعد ميره سرتون هوو مياره !!!
تذكر: مجموع توصيه بالا با هم موثر است

‌‌‌‌‌‌‌‌طرز تهيه ي هوو :
روش دوم
١) به شوهرتان احترام نگذاريد
٢) اقتدارش را له و لورده كنيد
٣) به مادر و پدرش بد بگوييد
٤) موقع نقد كاري به رفتار بدش نداشته باشيد كل وجودش را نقد كنيد( خوب و بد را)
٥) مقابلش مثل يك مرد باشيد و كم نياريد
٦) با تمكين نكردن جريمه اش كنيد
٧) دير به رختخواب برويد و هر روز سرتون تو گوشي باشه
Dirol از مردها ديگر تعريف كنيد او را با ديگران مقايسه كنيد
9) كنترلگر باشيد اجازه ندهيد با خانواده اش صحبت خصوصي داشته باشد استراق سمع كنيد.

بعد از چند سال پیش خودش میگه او فكر كرده ي ......هست و من .... هستم
بعد ميره سرتون هوو مياره !!! (شايدم زود ترخيصي شما را امضا كرد كه برويد آزاد شويد)

...........
نكات روان شناختي
- مهرطلبي گداوار، وابستگي شديد و احساس بي ارزشي از آفات زندگي زناشويي است.
- بهترين الگوي ارتباطي اين است: من خوبم تو خوبي
- قاطعيت نه پرخاشگري است نه خودخوري و ستم پذيري.
- قاطعيت بهترين الگوي ارتباطي در زندگي زناشويي است و چهار مؤلفه دارد:
صراحت + صميميت + صداقت و احترام متقابل + صبر كردن براي كنترل نكردن

كانال زندگي آرام

حامی;961514 نوشت:
‌‌‌‌‌‌‌‌طرز تهيه ي هوو :
روش اول
١) به احترام شوهر از جا بلند شويد
٢) از سر كار مياد آب و آبميوه خنك بديد دستش
٣) براش قرمه سبزي و كشك بادمجون بپزيد
٤) بچه هاشو ببريد مدرسه و كلاس هاي متفرقه و بر گردونيد
٥) به خانوادش احترام بگذاريد
٦) جوراباش و بشوريد
٧) از رخت و لباس و مسافرتتون بزنيد و براش پس انداز كنيد و يكيشو دوتا كنيد
Dirol هر موقع بي حرمتي و فحاشي كرد لبخند بزنيد.
9) چون مرد است بگوييد هر چه شما بفرماييد هرچند نظر شما منطقي باشد

بعد از چند سال پیش خودش میگه
نکنه من ...... هستم و خودم خبر ندارم
بعد ميره سرتون هوو مياره !!!
تذكر: مجموع توصيه بالا با هم موثر است

‌‌‌‌‌‌‌‌طرز تهيه ي هوو :
روش دوم
١) به شوهرتان احترام نگذاريد
٢) اقتدارش را له و لورده كنيد
٣) به مادر و پدرش بد بگوييد
٤) موقع نقد كاري به رفتار بدش نداشته باشيد كل وجودش را نقد كنيد( خوب و بد را)
٥) مقابلش مثل يك مرد باشيد و كم نياريد
٦) با تمكين نكردن جريمه اش كنيد
٧) دير به رختخواب برويد و هر روز سرتون تو گوشي باشه
Dirol از مردها ديگر تعريف كنيد او را با ديگران مقايسه كنيد
9) كنترلگر باشيد اجازه ندهيد با خانواده اش صحبت خصوصي داشته باشد استراق سمع كنيد.

بعد از چند سال پیش خودش میگه او فكر كرده ي ......هست و من .... هستم
بعد ميره سرتون هوو مياره !!! (شايدم زود ترخيصي شما را امضا كرد كه برويد آزاد شويد)

حامی;961507 نوشت:
بزرگواري بفرماييد
متمركز شويد روي اين پرسش

اگر تلفیقی از این دو راهکار رو داشته باشید احتمالا موفق شوید که هووو را از سر باز کنید

مگر اینکه در هر صورت هووو وجود دارد Smile

تازه عروس;960011 نوشت:
باتوجه به اینکه قرارهست باخانواده ی همسرم یک جازندگی کنم از الان چطور برخوردکنم که بعدابه مشکل برنخورم

ریحــانه الــنبی;961503 نوشت:
اگر در رابطه با والدین همسران، خواسته و میل همسر درک شود پذیرش حضور معقول والدین بالا می رود که عرض کردم محصول آن دوست داشته شدن و دوست داشتن است(حب و محبوب)

اللیل والنهار;961492 نوشت:
ممکنه پسری به مادرش احترام نمیزاره این دلیل نمیشه عروس هم رفتار مشابه همسرش داشته باشه

میشناسم زن و شوهری که تو خونه پدری آقا زندگی میکنند

مادر شوهر کمتر از گل به عروسش نمیگه همه زندگیش هم پسرشه

ولی رفتار این دو با مادر خیلی بده

میونه زن و شوهر خیلی خوبه ولی همیشه عروس شوهرش رو پر میکنه میفرست سر مادر شوهر با اینکه تو یه خونه هستند ولی مادر شوهر حسرت دیدن نوه اش رو داره

چرا مادر شوهر از نظر ظاهری و رفتاری مطابق با سلیقه عروس خانم نیست

طوری رفتار کرده که پسر مذهبی که باید به والدین احترام گذاشتن رو هم رعایت کنه کاملا به مادرش و پدرش بی احترامی میکنه

یعنی میخوام بگم خوب بودن رابطه زن و شوهر نمی تونه منتهی به خوب شدن رابطه بین عروس و مادر شوهر بشه
یعنی اینجا عروس برای اینکه مقبولیتش پیش شوهر بیشتر بشه کاملا رفتاری ازش سر میزنه که پسرشون ممکنه ازش سر بزنه یا بلاعکس

اینجا نقش آقا خیلی تعیین کننده هست

اگر آقا هم ارزشی برای خانواده خودش قائل نباشه میشه که عروس هم سوء استفاده کنه

منظور بنده تو همه پستهای قبلی هم اینه عروس نباید با توجه به خواست شوهر یا هر چیز دیگه به خانواده شوهر بی احترامی کنه و حتی شوهرش رو به این کار ترغیب کنه وقتی به ریشه موضوع برسیم مبینم همون دیدگاه که مادر شوهر مادر نمی تونه باشه و همش سرک میکشه تو زندگی ما اینا هست که نمیزاره عروس معقول رفتار کنه

فکر میکنه صبح که داره مادر شوهر به پسرش موقع سر کار رفتن حال و احوال پرسی میکنه میخواد یادش بده که روزگار اینو سیاه کنه Smile

عزیزم اشتباه اولو کردی که یکجا ساکن شدی هرچقدرم مادرشوهرت خوب وقتی 24 ساعته پیش هم باشی هم دخالت پیش میاد هم راحتی جدا بودنو نداری میشد تو یک محله خونه گرفت واسه نزدیک بودن به مادرشوهر .هرچقدرم خوب اخر عروسی یه موقع میرسه میبینی همه چی ریختن سرت و به عنوان وظیفه هم نگاه میکنن شوهرتون تک پسره یا تک قرزند؟اگه خواهر شوهر دارید با سیاست نشون بدید اونم وظیفه ای داره واسه هرکاری پیش قدم نشید که ارزشکارتون بمونه
و اینکه در یک ساختمان دو دو طبقه یا قسمت مجزا یا نه کلا پیش مادرشوهر تو یک خونه هستید؟
اگه بخش مجزا دارید بعد عروسی این نباشه وقت بی وقت برید پایین یا اون طرف.اگه برای دعوت به صرف غداست قشنگ جا بندازید یک روز در هفته (حالا روزش با خودتون ولی ثابت باشه همونطور اون یه وعده ای که شما مادرشوهر دعوت میکنید روزش ثابت)اینجوری از سرزده اومدن و اذیت شدنتون جلوگیری میشه اگه خونه دارید یا شاغلید ولی جوریه زودتر از شوهر به فاصله چندساعت میرسید برای اینکه هر روزنیاد پیش تون وقتی اومد احترام بزارید و وسایل پذیرایی پیششون بعدش خودتون تو اشپزخونه مشغول کنید اگه درس دارید با کتاب لپ تاپ یا کلا با تبلتی و حرف نزنید تهش بله -خیر.و برای شب و عصرتونم تایم دونفره تون داشته باشید با محبت و تو ارامش زبون خووش(این سه شرط خیلی مهمه) به شوهرون بگید الان اول جونیمون و ازدواجمونه میخوام با هم بیشتر باشیم همو بیشتر بشناسیم و قلق زندگی دستمون بیاد و... که واسه هرجایی و هرشبی مادرشوهرم تو برنامه نباشه. یک روزم در هفته باهاشون برید بیرون تفریحی شبی همین
غیر این باشه یقینا بعد چند سال اتشفشان میشید مثل این میمونه شوهرتون یه بچه داره که حداقل بچه بهتره مثل مادرشوهر اذیت کن و دخالت کن نیست این مورد رو دیدم که میگم.بعدچندسال پشیمون شید باید 2برابرشوتایم اعصاب بزارید شوهرتون رو درست کنید ولی تا اولشه راحت میشه عادتشون داد
هرچقدرم خوب یه هرچیزی یه حدفاصلی داره همونطور که شما تمام مسائل و مشکلات داخل خونواده تون رو به همسرتون نباید انتقال بدید و یه حدی هست رابطه شما و خانواده ایشونم همینه.مانع وضایف فرزندی شوهرتون نشید اما نذارید به هیچ وجه در حقتون کوتاهی بشه
برای باقی مسائلم اگه واقعا راهنمایی خوب میخواید به نظرم تو حوزه خونواده انجمن نوعروس بهتره
خوشبخت باشی عزیزم

حامی;961507 نوشت:
به نظرتون لازمه به همسرم بگم که بعضی حرف های مادرش ناراحتم میکنه؟اگربله چطورعنوان کنم که همسرم هم اذیت نشه؟

هوالرزاق

سلام خواهر بزرگوارم ان شاءالله بهترین راه حل ها و اموزش ها نصیبتان گردد.
[SPOILER]درباره این قسمت از سوالتون خواستم بگم که باید اول ببنیم دیدگاه همسرتون درباره حرف های مادرشون چیه.
یعنی میتونن تفکیک کنند خوب و بد رو یا نه. میتونن تشخیص بدن حق رو از ناحق یا نه.
گاهی بعضی پسر ها حرفف حرف مادرشان است حتی به ناحق و طرف مادرشان رو میگیرند.
و گفتن حرف دلتون باعث میشه فکر کنند که شما دارید چغلی مادر رو میکنید و بد او رو میگویید.
برخی دیگر تشخیص می دهند که این حرف ایا به نفع زندگی است یا خیر..

خلاصه اگر همسر شما از نوع اول باشه گفتن حرف دلتون به او به نظر کارو سخت کنه.
شاید نباید مستقیم گفت و روش های دیگری باید در پیش گرفت.
بازم در این باره جناب حامی صحبت کنند بهتره..[/SPOILER]

تازه عروس;960011 نوشت:
دل مادرشوهرم

یک مطلب دیگرم بگم خدمتتون (نظرات شخصی بنده اس و منبع علمی ندارم برایشان)
[SPOILER]شما دارید به عنوان عروس وارد یک خانواده جدید میشوید
خانواده ای که سال های سال با رفتار ها و اعتقادات خاص به خودشون در کنار هم بودند.
اعضای خانواده با هم اخت هستند و تک تک رفتار ها و حرفای هم دیگه براشون یک معنا و مفهوم داره.
هر مدل لبخند مادر هر نوع نگاه مادر هر نوع اخم مادر یا بقیه چیزا ها معنا و مفهومی برای اعضا خانواده داره.
و شما از آن بی اطلاع هستید.

شما در یک خانواده و با یک نوع رفتار بزرگ شدید و همسرتان هم در خانواده ای دیگر..
و چون شما قرار است در یک جا زندگی کنید خیلی چیزا ها خواهید دید. چون آن ها روال عادی زندگی خودشان را دارند
ازادی ها حرکات و ... و ممکنه شما رو اذیت کنه.
میخوام بگم که شما با خانواده خودتون وصلت نکردید و وارد یک مکان جدیدی میشوید که کم کم باید به آن انس پیدا کنید.
اینجا قرار نیست کسی عوض شود. باید انسان ها رو همانطور که هستند پذیرفت.

رفتار مادر همسرتان قطعا با مادر خودتان تفاوت دارد و چون شماتازه به ان جمع پیوستید تک تک رفتار شما انجا تحلیل میشود.
به نظرم شما چند سال اول زندگیتون اگر قرار هست آنجا زندگی کنی کمی باید با دقت رفتار کنید و مراقب جرف ها و صحبت هاتون باشید.
محتاط باشید.

اما نکته مهم به نظرم اینجاست که باید در خانواده همسرتان حل شوید. منظور و مفهوم تک تک حملات و صحبت ها درک کنید.
سریع عصبی نشوید و قضاوت نکنید. و اگر چیزی شما رو اذیت کرد از مادر شوهرتون بپرسید و ازش بخواهید که واضح تر منظورش رو بیان کنه.

از چغلی کردن حرف بردن پیش همسر و همسر به مادر شوهر هم به نظرم بپرهیز بهتر و به صلاح باشد.
بالاخره هر جایی ادم وارد بشه ممکنه یه عده بخوان ادمو زمین بزنن شما توجه نکن به این موضوع و رفتار انسان دوستانه و نیت پاک خودت رو نشان بده.
کم کم با رفتار شما هم اشنا میشوند و نیت شما رو درک میکنند. زمان میبره ولی درست میشه همه جی.
در هر اتفاقی واکنش های مادر شوهرتان را ببنید. کلا سعی کنید بیشتر نگاه کنید
و گوش کنید ببنید چه طور رفتار میکنند در واجه با اتفاقات دور و اطراقتون. دستتون میاد رفتار و نیات مادر شوهرتون رو.
کمک کردن در اموز خانه همیاری با مادر شوهر هم دلی با او و از این کارها هم که عالیست.

[/SPOILER]

[=Times New Roman][="#000000"]چقدر خوبه که استاد حامی اخیرا همه رو فعالیت میدن آدم حس توی کلاس بودن بهش دست میده happy

مواردی که بنظرم میرسه
۱.نباید از ارتباط های همسرتون با مادرش و خانواده اش و گاها حتی ارتباط های مالی بین ناراحت بشین
۲.نباید دعواتون با صدای بلند باشه و یا قهر های طولانی مدت داشته باشین
۳.احترام واقعی به مادر و خانواده همسرتون احترام خودتون و پیش همسرتون بالا میبره
۴.تو سال های اولیه ازدواج انتظار محبت و اعتماد و جور بودن زوج های ۳۰ ساله رو نباید داشت بلکه باید با تلاش به وجودش آورد.
۵.اگر اونها به چیزی حساسن باید سعی کنین بپذیرین و در اون فرهنگ ذوب بشین مثلا دوست دارن چادری باشین بپذیرین
۶.اگر غذای خاصی درست کردین سهمی برای خانواده شون در نظر بگیرین
۷.تو کارهای خونه کمک کنین به مادرشوهرتون بعضی وقتا و احواشو جویا بشین طوری که حس نکنه پسرشو از دست داده بلکه حس کنه دختر دیگه ای هم بدست آورده
۸.مشکلات و با لبخند و سیاست و فکر حل کنین نه دعوا و قهر و حرف ها و بحث هایی که به سختی از ذهن و خاطره بیرون میرن
۹.حرف و اسرار اون خونه رو جایی بازگو نکنین
۱۰.در رفت و آمد با خانواده و فامیلتون زیاده روی نکنین چون بلاخره تو چشم هستین و سعی کنین قبل از هر مهمونی اول خانواده همسرتون و دعوت کنین یا باهم دعوت کنین.
۱۱.از نظر هزینه با شرایطشون همگام باشین
۱۲.در کل دخالت های اول زندگی و چاره ای ندارین تا حدی بپذیرین و در طول زمان کمتر میشه
۱۳.هیچ وقت احترام ها رو از بین نبرین و بهشون مستقیم یا غیر مستقیم توهین نکنین یا نیشخند نزنین
۱۴.به روابط اون ها با همسرتون وارد نشین ولی سعی کنین با لبخند وقتی کنار هم نشستن وارد جمعشون کنار همسرتون بشینین.
۱۵.گذشت داشته باشین که ثمره اش و خواهین دید چون آقایون دوست دارن زورگو باشن و اینطور احساس قدرت میکنن این حالت و تا جاییکه مقدوره گذشت کنین و صبور باشین
۱۶.خواسته هاتون و با نرمی بخواین
۱۷.به یاد داشته باشین که ارتباط شما هر طور باشه تا آخر عمر همونطور خواهد موند پس کدورت داشتن و حس بد داشتن به خانواده اش با شما سال ها خواهد موند
۱۸. تو دعواها واقعیت و که ناراحتتون میکنه بگین اما از توهین و تمسخر دوری کنین و احترام و حفظ کنین.
۱۹. رفتارهایی انجام ندین که باعث تحریک خانواده همسرتون بشه مثلا رفتن هر روز به بازار یا مهمانی بدون اطلاع یا هر روز مهمونی گرفتن و دعوت از دوست ها.طوری رفتار کنین که از رفتن به جایی ناراحت نشن. مثلا قبلش به مادرشوهرتون اطلاع بدین کجا میرین و جاش خالی کنین اگر صمیمی بودین.
۲۰. دعواهاتون دیگران و دخالت ندین.
۲۱. اخلاق همسرتون و پیدا کنین که چطور همسری و دوست داره و حس اعتماد و نسبت به خودتون در ایشون ایجاد کنین.
۲۲. مادرشوهرها دوست ندارن نادیده گرفته بشن و ناراحت میشن سعی کنین درکشون کنین.
۲۳. در مشکلات به افراد متخصص و بی طرف مراجعه کنین.
و ...‌
دیگه چیزی به ذهنم نرسید
[/][/]

[="Teal"]

تازه عروس;960011 نوشت:

سلام وعرض ادب من رو پذیراباشید
من از کارشناس محترم تقاضادارم, مدیریت این تاپیک رو به عهده بگیرند وتاپیک رونبندید تا همه ی شبهاتم رو به مرورزمان درکنارشماحل کنم
من تازه عروسی هستم که هنوز باهمسرم هم خانه نشدم
وان شاءالله قراره درآینده بعدازعروسی با مادرهمسرم دریک ساختمان زندگی کنیم
همسرم تک پسرهستن,وپدرهمسرم فوت شدندوتمام هزینه های زندگی به عهده ی همسرم هست
حالاسوالات من:
باتوجه به اینکه قرارهست باخانواده ی همسرم یک جازندگی کنم از الان چطور برخوردکنم که بعدابه مشکل برنخورم
درواقع میخوام ازاول یک زندگی خوب داشته باشم که نه خودم ضررکنم ونه برای همسرم کم بزارم ونه دل مادرشوهرم بشکنه
لطفا مطالبی که هیچ وقت هیچ جایادمون ندادن رویادنمون بدید
دراین جور زندگی ها قطعا پیش میادمادرشوهرچیزی بگه که عروس ناراحت بشه,پیشنهاد خاله وعمه قهره!
ولی من میخوام روش درست رویادبگیرم,وکسی نیست یادبده
خلاصه بگم,چطورعروس وهمسرنمونه باشم بدون اینکه خودخوری کنم ومشکلات رو بریزم تودلم که بشه عقده و چند سال بعدسربازکنه
به نظرتون لازمه به همسرم بگم که بعضی حرف های مادرش ناراحتم میکنه؟اگربله چطورعنوان کنم که همسرم هم اذیت نشه؟

سلام
تبریک میگم ان شاءالله خوشبخت بشین
به نظر من به جای شما باید همسرتون این تاپیک رو میزدن
فقط و فقط مرد میتونه این روابط رو مدیریت کنه ....
ولی کلا منکه حاضرم توی یه زیرزمین زندکی کنم ولی با مادرشوهر نه!!!
مامانبزرگم 15 سال طبقه پایین ما زندگی می کردند و دوتا از عمه هام هم تو خونه ما بزرگ شدن و من همیشه محبت بیش از اندازه پدرو مادرمو دیدم و اینکه هیچوقت دستشون نمک نداشت و حتی بقیه عزیزتر بودن!!
البته بگم نه مامانم نه بابام حتی یکبار هم به یاد ندارم که شکایتی داشتن و میگفتن وظیفه مونه ......

اون زمان من بچه بودم ولی کاملا دخالت های مامانبزرگ و پررو بازی های عمه هام رو میدیدم و مظلومیت مامانم رو ...
واقعا اگر مدیریت خوب پدرم و نادیده گرفتن های مادرم نبود شاید واقعا نمیتونستن 15 سال رو خیلی راحت سر کنن
(مامانبزرگم با دختر خودش فقط تونست دوسال بسازن ؛) )

دخترعموی خودم هم طبقه بالای مادرشوهرشون بودن که متاسفانه اینا دیگه مث نسل قدیم صبور و باتجربه نیستن و دخالت های بیش از حد مادرش باعث طلاق دخترعمومم شد ...

کلا من جای شما بودم به همسرم میگفتم قطعا موظفی در قبال خانواده ت و تشویقشم میکردم به سرزدن،حمایت کردن(مال،معنوی)،حتی بیش از پیش توجه کردن ،رفت و امد و ...

ولی واقعا از قدیمم گفتن دوری و دوستی ، تا جایی که امکان داشت خونه مجزا رو ترجیح میدادم ...

حامی;961430 نوشت:
[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]خب بزرگوران چرا هميشه ما اول شروع كنيم
ببينيم
دوستان نظرشون چيه
بعد در خدمت شما هستم.

پ ن
اگر به دليل حضور خيلي كم تاپيكي الان قبول نمي كنم دوستان نرنجد اين سؤال را هم قبلا در پيام خصوصي پاسخ داده ام.[/][/][/]

به نظر من مرد وظایف خودشو بدونه ودرست رفتار کنه حالا این وسط هر اتفاقی م که میخواد بیفته، میتونه به راحتی حل و فصل کنه البته به شرطی که واقعا منصف باشه ....[/]

[="RoyalBlue"][="3"]خیلی تشکرمیکنم ازشما
ممنون میشم لینک سخنرانی های خوب توسط افرادمقید جهت کسب مهارت ها ی زندگی وهمسرداری رو هم قراربدید[/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

اين خيلي عاليه
بشنيد و يا بخوانيد

[/][/][/]

[="RoyalBlue"][="3"]

حامی;962191 نوشت:
اين خيلي عاليه
بشنيد و يا بخوانيد


ممنون استاد
لطفا هرچی صوت خوب دراین زمینه دارید برامون بزارید
صوت هایی رو که میشه مشترک گوش داد باهمسرمون و...[/][/]

موضوع قفل شده است