کی برتره ؟ «مریخی ها یا ونوسی ها»

تب‌های اولیه

68 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

manmehdiam;101897 نوشت:
کارشناس محترم ، آذربانو

!!!!!!!!!!!!!!

نه اشتباه نکید ، بنده کارشناس نیستم .
مثل دیگر کاربران عادی، منتهی در سِمَت همکار اجرایی بخش مشاوره و خانواده هستم .

نظراتی که عرض می کنم بر اساس یافته ها و مطالعات خودم از دیدگاه دین هست ، که جهت آگاهی و روشنگری بیشتر خودم و دیگر کاربران محترم در اینجا مطرح کردم .

manmehdiam;101897 نوشت:
آذربانوي گرامي برتري مرد بر زن را قبول کرده اند ، ساير کارشناسان محترم گويا موافق اين امر نيستند

در این تاپیک محوریت بحث روی دو موضوع هست :
1- بررسی موضوع "برتری جنسیت مرد بر زن"
2- بررسی موضوع "برتری حقوقی مرد بر زن"

که در مورد اول با توضیحاتی که دوستان و کارشناسان محترم ارائه دادند و بنده هم بعداً اشاره ای می کنم فکر نمی کنم جای بحث بیشتری باشه .

بعد از تکمیل مورد اول محوریت بحث بیشتر روی مورد دوم هست،
که بنده دلایلی برای "برتری حقوقی مرد بر زن" هم عرض می کنم و کارشناسان محترم بحث رو ادامه بدن و تکمیل کنند.

ادامه دارد ...

حامی;101867 نوشت:

این که خدا فرمود در قران مرد برتر است باید رفت تو عمق از چه لحاظ؟

به قول حامی اینکه خداوند در قرآن فرموده است
الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض ؛

فضل و برتری در چی؟
در شرف؟
انسانیت؟
قدرت معنوی و روحی ؟
؟؟؟!!!

مگه خود خدا نفرموده :

"یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر و أنثی... ان اکرمکم عند الله أتقیکم؛
ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و ... در حقیقت ارجمندترین و گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است".
حجرات/ 13

****************

در مورد برتری مرد بر زن با توجه به روایات و آیات ، برتری در استعدادها و مزایای زندگی است نه برتری در شخصیت زن و مرد .

زن و مرد اگر چه در انسانیت تفاوتی ندارند، ولی از نظر امور جسمانی (قدرت اعضا و جوارح)، احساسات ، عواطف ، تمایلات و اخلاق، فعالیت‏های مغزی و مسئولیتهای زندگی تفاوت هایی دارند.

و این تفاوتها و مسئولیت ها به لحاظ خصوصیاتی هست که در مردان وجود دارد، نظیر :

1. غلبه ی قدرت تفکر مرد بر نیروی عاطفه و احساسات او،
2. داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر در جهت دفاع از حریم خانواده،
3. تعهد مالی در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداخت هزینه های زندگی و ... که به عهده ی مرد گذاشته شده است.

پس با این وجود ، برتری برای پذیرش برخی از مسئولیت ها مانند سرپرستی خانواده و نفقه دادن و... ، برتری از لحاظ مسئولیت های سنگین زندگیست نه برتری شخصیتی

که به نظرم تأمل و تفکر در تفسیر همین آیه، شرف مطلب را روشن می کند

از کارشناسان محترم در خواست می کنم، اگر بنده در اشتباهم روشنم کنید.

************
این مطالب، توضیح مختصری در راستای بررسی ""برتری جنسیت مرد بر زن" بود.

فکر کنم اول این موضوع کاملا برای همه روشن بشه و بعد بریم روی موضوع دوم بهتر هست .

در مورد دلایل "برتری حقوقی مرد بر زن" هم انشاالله بعداً در خدمتم .

در پناه حق ؛

آذر بانو;101408 نوشت:

سئل یهودی عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :
مَا فَضْلُ الرِّجَالِ عَلَى النِّسَاءِ؟

قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله و سلم كَفَضْلِ السَّمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ وَ كَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ فَبِالْمَاءِ تَحْيَا الْأَرْضُ وَ بِالرِّجَالِ تَحْيَا النِّسَاءُ لَوْ لَا الرِّجَالُ مَا خُلِقَ النِّسَاءُ
لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ ؛

شخصی یهودی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسید
برتری مردان بر زنان چیست ؟

حضرت فرمودند : چونان برتری آسمان بر زمین . با آب است که زمین زنده می شود و با مردان زنان ، اگر مردان نمی بودند خداوند زنان را نمی آفرید .
به دلیل قول خداوند متعال : مردان مسلط بر زنان هستند به خاطر آنکه خداوند بعضی را (مردان) بر بعضی دیگر (زنان) برتری بخشیده است .

امالی صدوق / 192

سعید;101859 نوشت:
بسم الله الرحمان الرحیم

با سلام و تشکر از همه خوبان

نه مرد مطلقاً از زن بهتر است و نه زن ، بلکه مردها ازجهاتى بر زنان برترى دارند و زنان نیز از جهاتى بر مردان برترى دارند.از مردان کارها و آثارى بر مى آید که از زنان بر نمى آید و از زنان کارها و آثارى بر مى آید که از مردان بر نمى آید.پس نمى توانیم به طور مطلق بگوییم مرد بهتر از زن است یا بگوییم زن بهتر از مرد است ، بلکه مىگوییم هرکدام خاصیتى دارند و هر کدام به جاى خود خوب اند. مرد با خصوصیاتى که خدا به او داده ، خوب است و باید این طور باشد. اگر این خصوصیات وروحیات را نمى داشت ، نقص بود و زن هم با خصوصیاتى که خداوند متعال به او داده،خوب است و باید آن طور باشد و اگر آن روحیات و خصائص را نمی داشت ، بد و ناقص بود. نمى توان به طور مطلق قضاوت کرد که یک جنس بر جنس دیگرى برترى دارد. هر کدام به جاى خود خوب و زیبا خلق شده اند و هر دو مکمل یکدیگر در رسیدن به هدف خلقت انسان هستند و هر دو جزئی از نظام احسن می باشند. خدای متعال هر آنچه خلق کرده بر نظام احسن آفریده است "الذی احسن کل شی ء خلقه" بنابراین نفس سوال صحیح نیست.

موفق باشید:gol:



سلام علیکم ، کارشناس محترم این دو متن با هم همخوانی ندارند، لطفا در این مورد توضیح دهید.

حامی;101870 نوشت:
لازم نیست راه دور برویم شهید مطهری امام خمینی و...اسلام شناس هستند بخوانیم اینها در خانه با همسران شان چگونه برخورد می کردند.

به نظر من راه های نزدیک تر و الگوهای مهم تری هم وجود داره ... (چون بعضی فکر می کنند این سیره و روش دوست داشتن و گرامی داشتن زن در اهلبیت علیهم السلام کمرنگ بوده. )

سیره و روش برخورد خود اهلبیت علیهم السلام با خانواده و همسرانشان نمایانگر بسیار روشن و کاملی هست .

مطلب در این زمینه خیلی زیاد هست ولی به یک مورد اشاره می کنم :

امام حسین علیه السلام در مورد تکریم همسر و فرزند خود، اشعاری دارد که از بالاترین علاقه قلبی و نهایت احترام به همسر و فرزندش حکایت می کند.

سیدالشهداء علیهم السلام در مورد همسرش حضرت رباب و دخترش سکینه می فرماید:

لَعَمْرُکَ اِنَّنی لاَُحِبُّ دارا
تَکُونُ بِها سکینَةُ وَ الرُّبابُ
اُحِبُّهُما وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالی
وَ لَیْسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابٌ

«به جانت سوگند! من خانه ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب باشد، من آنها را دوست دارم و عمده اموالم را [به آنان] می بخشم و برای کسی شایسته نیست که مرا سرزنش کند.»

(ظاهراً این جملات را خطاب به برادرشان امام حسن مجتبی علیهم السلام فرموده اند)

.

با سلام

ممنون از استارتر تایپک و سپاس از مشارکت بالای دوستان در موضوع به این مهمی

دوستان بزرگوار نظرات خوبی فرمودند و مطالب ارزنده ای بررسی شده است

ولی بنده هر چی مطالب را دنبال می کردم
با این که نوشته ها به قلم های مختلف از زوایای متفاوتی نوشته شده بود ولی یک نوع همخوانی و ارتباط بین نوشته ها یافتم
به عبارت دیکر مطالب همه در تایید هم بودند و یا اگر نکوییم در تایید هم در تکمیل هم بودند
هر مطلبی مطلب دیگری را کامل تر می کرد
هر چه در مورد جدا کردن و برتری بخشیدن به یک جنس انسان بر جنس دیگر مطلب نوشته می شود انگار که به هم نزدیک می شوند

ادامه دارد.....

باز سلام

هر کسی بخواهد در مورد انسان مطلب بنویسد یا مرد است یا زن
و هر یک بالفطره می توانند این را در خود حل کنند ( بحث فطرت را وسط کشیدم دوستان اشکال نکنند اکر بحث فطری بود باید همه قبول میکردند -- توضیحات می اید )

این بحث در اموزه های دینی اسلام عزیز به راحتی قابل حل است
خداوند یه روح و دو جسم افریده است
روح انسان ــ نه مرد و نه زن ــ از نفخت فیه من روحی است و انچه مهم است این است
از این جهت مهم است که خداوند در این بخش نعمات را به طور مساوی بین بندگان خود قرار داده است

راههای هدایت را در اختیار همه قرار داده است
و این بخش جنسیت ندارد
نوع انسان است
روح انسان
تعالی انسان است
و ان هم در اختیار انسان است نه مرد و نه زن هم مزد و هم زن

این مطلب است که فردی که معتقد به مبانی اسلام باشد این مساله برایش حل خواهد بود

ادامه دارد....

آذر بانو;101412 نوشت:

پرسید آیا حق من (زن) بر گردن او (شوهر) معادل حق او بر گردن من است ؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : نه ، بلکه یک صدم آن هم نیست .
...

وسائل الشیعة / 25300


سلام این حدیث خیلی نامتعارف به نظر می رسد، لطفا کارشناس محترم حدیث بررسی نمایند. از ادبیات امروزی (بلکه یک صدم آن هم نیست! )استفاده شده شاید جعلی باشد.

آذر بانو;101412 نوشت:
امام باقر علیه السلام میفرمایند : زنی به حضور رسول گرامی اسلام ص شرفیاب شد و عرض کرد : حق چه کسی بر مرد بیشتر است ؟ حضرت فرمودند : حق پدرش. پرسید : حق چه کسی بر زن بیشتر است ؟ حضرت فرمودند : حق شوهر . پرسید آیا حق من (زن) بر گردن او (شوهر) معادل حق او بر گردن من است ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : نه ، بلکه یک صدم آن هم نیست .

با سلام خدمت دوستان عزیزم:Gol:

آذر بانوی عزیزم نمیدونم این سخن را شخصا از کتاب نوشتی و یا از سایتی کپی کردی اما باید به اطلاعتو برسونم که این سخن اشتباه نوشته شده
وقتی آن زن میپرسه حق چه کسی بر مرد بیشتر است پیامبر اکرم (ص) میفرمایند حق مادر بر گردن مرد بیشتر است (نه پدر)

اگر به متن این سخن در وسایل الشیعه رجوع کنید متوجه میشوید که قسمت آخر این حدیث یعنی:

آذر بانو;101412 نوشت:
پرسید آیا حق من (زن) بر گردن او (شوهر) معادل حق او بر گردن من است ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : نه ، بلکه یک صدم آن هم نیست . ...

این قسمت و سند آن را از کتابی به نام من لا یحضره الفقیه نوشته ی شیخ صدوق آورده اند:

بخشی از اسناد، روایات مسند کتاب نیز مشکلات چندی از نظر متن و سند دارد. بنابراین به طور کلی باید گفت که کتاب من لا یحضره الفقیه از روایات معتبر فراوانی برخوردار است و به همین خاطر از دیرباز مورد توجه علما قرار گرفته و یکی از منابع اصلی فقها واقع شده است، اما این کتاب مانند دیگر منابع حدیثی از ضعفهای سندی و متنی خالی نیست. همچنان که برخی از فتاوی مرحوم صدوق نیز از فتاوای شاذ (خلاف مشهور) به شمار می‌روند

من کسی نیستم که بخوام درباره ی درستی قسمت آخر این حدیث نظر بدهم به قول استاد حامی:

حامی;101867 نوشت:
افرادی که سال ها در حوزه درس خوانده اند وقتی می خواهند نظری درباره اسلام بدهند تن شان می لرزد که نکنه هوس یا ذهنیتم را نسبت دهم. ما نباید با دیدن یک یا چند حدیث برداشت خودمان را به دین نسبت دهیم

این نوشته ها فقط و فقط نظر بنده است و از کارشناسان محترم میخوام هر جای این نوشته ها اشتباه است را بفرمایند

امام صادق (ع) حضرت به شیعیان سفارش کرد در پذیرش احادیث اهل بیت، قرآن و سنّت پیامبر را معیار قرار دهند؛ یعنى آن دسته از احادیث را که موافق قرآن و سنّت است اخذ کنند: «لا تقبلوا علینا حدیثاً الا ما وافق القرآن و السنّة او تجدون معه شاهداً من احادیثنا المتقدمه...؛ از ما حدیثى را نپذیرید، مگر آن که موافق با کتاب و سنّت باشد یا از دیگر احادیث ما شاهدى بر آن بیابید.»

خیلی جالبه ، حداقل هشت نه نفر کارشناس از این تاپیک بازدید کرده اند و در مورد جعلی بودن حدیث متنی ارسال نکرده اند! اونوقت باید یک کاربر معمولی در مورد مشکوک بودن سند حدیث ، نظر بدهد.
علتش برایم نامفهوم هست!

با سلام و احترام

بنده احادیث رو با آدرس نوشتم و همین طور که سرکار توبه نوشتند کارشناسان و صاحب نظران مختلفی به این تاپیک سر زدند ،
اگر نیاز به نقد یا بررسی حدیث باشه کارشناسان محترم در صف اول هستند جهت نقد یا رد حدیث ؛

درسته کارشناسان زیادی سر زدند ولی شاید هنوز فرصت پاسخ گویی نداشتند و ...

لطفاً از زدن پست های غیرضروری جداً اجتناب کنید ، وگرنه با عرض پوزش مجبور میشم پستها رو حذف کنم .

والسلام علی من اتبع الهدی ؛

موضوع قفل شده است