جمع بندی کُلَّ یَوْم هُوَ فِى شَأْن

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسم الله الرحمن الرحیم


علامه طباطبایی(ره) در ذیل تفسیر آیه « آیه الکرسی» به نحوه اثر علل و مسباب طبیعی و مساله شفاعت می پردازد و می فرماید:


« لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»[1]خداى تعالى نسبت به موجودات هم داراى" ملك" بكسره ميم است، و هم داراى ملك به ضمه ميم، و ملك بكسره ميمش نسبت به موجودات به اين معنا است كه ذات موجودات و اوصاف و آثار آنها كه توابع ذات هستند همه قائم به ذات خدا است، و جمله مورد بحث هم همين معنا را افاده مى‏كند، پس اين جمله هم بر مالكيت خدا نسبت به ذات موجودات دلالت دارد، و هم بر مالكيتش نسبت به نظام آثار آن.


پس بر روى هم" الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ"، اين مطلب فهمیده می شود، كه سلطنت مطلقه در عالم وجود از آن خداى سبحان است و هيچ تصرفى از كسى و در چيزى ديده نمى‏شود، مگر آنكه تصرف هم مال خدا و از خدا است.


[تاثير علل و اسباب طبيعى به اذن و تاثير و تصرف خدا منتهى مى‏گردد]

در نتيجه، اين شبهه به ذهن مى‏افتد كه اگر مطلب از اين قرار باشد پس ديگر، اين اسباب و عللى كه ما در عالم م ى‏بينيم چكاره‏ اند؟ و چطور ممكن است در عين حال آنها را هم مؤثر بدانيم؟ و در آنها تصور اثر كنيم؟ با اينكه هيچ تاثيرى نيست جز براى خداى سبحان.


از اين توهم چنين جواب داده شده كه تصرف اين علل و اسباب در اين موجودات و معلولها خود وساطتى است در تصرف خدا، نه اينكه تصرف خود آنها باشد، به عبارتى ديگر علل و اسباب در مورد مسببات شفاء دهندگانى هستند كه به اذن خدا شفاعت مى‏كنند و شفاعت (كه عبارت است از واسطه‏اى در رساندن خير و يا دفع شر و اين خود نوعى تصرف است از شفيع در امر كسى كه مورد شفاعت است) وقتى با سلطنت الهى و تصرف الهى منافات دارد كه منتهى به اذن خدا نگردد، و بر مشيت خداى تعالى اعتماد نداشته باشد، بلكه خودش مستقل و بريده از خدا باشد، و حال آنكه چنين نيست براى اينكه هيچ سببى از اسباب و هيچ علتى از علل نيست، مگر آنكه تاثير آن به وسيله خدا و نحوه تصرفاتش به اذن خدا است، پس در حقيقت تاثير و تصرف خود خدا است، پس باز هم درست است بگوئيم در عالم به جز سلطنت خدا و قيوميت مطلق او هيچ سلطنتى و قيوميتى نيست.[2]



[/HR] [1] - سوره بقره،آیه255..


[2] - ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 507



با نام و یاد دوست

سلام و عرض ادب



تاپیک جمع بندی

بسم الله الرحمن الرحیم

كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ نشان مى‏دهد كه تمام كارها و تدبير جهان زير نظر خدا و با اراده و دخالت او اداره مى‏شود و او هر روز در كارى غير از روز گذشته است.[1]


امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود: سپاس از آن خدائى است كه نميرد و عجائب وى تمامى نپذيرد، زيرا هر روز در كار تازه‏اى است از نظر ابتكار تازه‏هائى كه نبوده است.[2]


در آيه شريفه وجوهى است:

1- على ابن ابراهيم قمى رحمه اللّه فرمايد: يحيى و يميت و يرزق و يزيد و ينقص: زنده مى‏نمايد و مى‏ميراند و روزى مى‏دهد و زياد فرمايد و كم مى‏نمايد.


2- در امالى- شيخ طوسى رحمه اللّه روايت نموده از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله: كل يوم هو فى شأن فان من شانه ان يغفر ذنبا و يفرج كربا و يرفع قوما و يضع آخرين: هر آنى در شأن است، پس بدرستى كه از شأن سبحانى است اينكه مى‏آمرزد گناه را، و فرج مى‏دهد مكروب را، ترفيع دهد جماعتى را، و پست گرداند دسته ديگر را.


3- در مجمع- از شأن او سبحانه است احياى قومى و اماته جماعتى ديگر و اعطاى سلامتى به جمعى و مرض نسبت بدسته‏اى و غير آن از هلاك و انجاء و حرمان و اعطاء و امور ديگر كه در شماره نمى‏آيد از حوادثات عالم.


4- از بعضى اكابر نقل است كه شأن سبحانى ايصال منافع باشد به تو و دفع مضار از تو، پس تو غافل مشو از طاعت ذاتى كه غافل نيست از نيكوئى كردن در حق تو.


5- زمخشرى- در كشاف- يكى از ملوك، معنى آيه را از وزير خود پرسيد گفت: مرا يك روز مهلت ده تا بيان كنم. گفت: چنين باشد. پس وزير متفكر و دلتنگ به خانه آمد. در ميان غلامان غلام سياهى بود، خواجه را غمناك ديد، پرسيد چه چيز مغموم ساخته تو را؟ وزير جواب نگفت. غلام گفت شايد سبب فرح تو من باشم. وزير حال را گفت، غلام گفت: شاه را بگو مرا غلامى است تفسير آيه را مى‏داند. ملك امر به احضار غلام نمود. گفت: هر روز خداى در چه شأن باشد؟ گفت: اى ملك، شأن خدا آنست: يولج الليل فى النهار و يولج النهار فى الليل و يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى و يشفى سقيما و يسقم سليما و يفقر غنيا و يغنى فقيرا و يذل عزيزا و يعز ذليلا. ملك گفت چنين است، احسنت، نيكو گفتى، پس ملك امر نمود لباس وزير را از بدنش خلع و در غلام پوشانيدند و او را منصب وزارت داد. غلام گفت اى ملك «هذا من شأن ربنا» اين هم از شان پروردگار ماست.


تتمه: در شأن نزول آيه گفته‏ اند كه يهودان گفتند خداى تعالى روز شنبه كار نمى ‏كند، آيه نازل شد «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ».[3]



[/HR] [1] - قرشى سيد على اكبر، تفسير أحسن الحديث، ج‏10، ص: 482.

[2] - اصول كافى-ترجمه كمره‏اى، ج‏1، ص: 407.

[3] - حسينى شاه عبدالعظيمى، حسين ،تفسير اثنا عشري، ج‏12، ص415-416.



موضوع قفل شده است