جمع بندی کارکرد ازدواج موقت در صدر اسلام

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
کارکرد ازدواج موقت در صدر اسلام

بنام خدا
کارکرد ازدواج موقت در صدر اسلام چگونه بوده است ؟
چند سوال درباره ازدواج موقت دارم که ازدواج موقت برای چه تشریع شده است ؟ فرهنگ حاکم بر ازدواج موقت در صدر اسلام چگونه8 بوده است ؟
فرضا بخاطر جنگ یا عوامل دیگر جمعیت مردها 30 درصد کمتر از زنها شود در اینصورت جمعیت مردها 43 درصد از زنها کمتر است . مفهوم اینست که به ازای هر 7 مرد فقط 3 زن اضافی وجود دارد که سه مرد از هفت مرد با آنها برای بار دوم ازدواج کنند و 4 مرد دیگر نمیتوانند ازدواج دوم نمایند .
از طرفی ازدواج موقت با دختر باکره عاقلانه نیست و اون چیزی که تا حالا درباره ازدواج موقت شنیده ایم با زنان بیوه است .در واقع ازدواج موقت دختر هدف اسلام با تشکیل خانواده را زیر سوال میبرد.
آیا در صدر اسلام ازدواج موقت دختر باکره برای نیازهای جنسی توسط پیغمبر و ائمه توصیه میشده است ؟

با توجه به ارزشی که اسلام برای تشکیل خانواده قائل شده کارکرد ازدواج موقت چگونه میشود ؟
ایا مطرح کردن ازدواج موقت برای اطفا غریزه جنسی نسل جوان درست است؟

آیا ازدواج موقت برای مسائل متفرقه و حاشیه ای جامعه طراحی نشده تا مسائل متفرقه حل شود و منجر به مشکلات و فحشا نشود؟ مثلا مردان بتوانند به زنان بیوه و بچه هایشان رسیدگی کنند و برای دوری از منکر این در چهار چوب ازدواج موقت باشد . یا مردی اگر زنش مشکل داشت بتواند غرایزش را تعدیل کند بدون اینکه خانواده اش را با مشکل مواجه کند بدون اینکه وارث جدیدی بیاید و مشکلات بعدی درست شود و..... .

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد صدیقین

سؤال:
کارکرد ازدواج موقت در صدر اسلام چه است؟

پاسخ:

ازدواج موقت همان طور که از نامش هم پیداست، یک راه حل موقت و محدود است. اگر مروری به آن چه که در آموزه‌های قرآنی و روایی و روش زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) داشته باشیم به روشنی در می‌یابیم که در دین مبین اسلام، تلاش و تأکید ویژه‌ای بر تشکیل دائمی خانواده و توجه ویژه به همسر و فرزندان شده است و در این مسأله تردیدی وجود ندارد؛ اما به طور طبیعی، عده‌ای هم در جامعه وجود دارند که به هر دلیل ـ مثلا فوت همسر یا توان مالی نداشتن یا شرایط مناسب ازدواج دایم را نداشتن و ... ـ از دسترسی به همسر دائمی محروم هستند. با این افراد باید چه کار کرد؟ یا باید بگوییم: خویشتن‌داری کنید و عفاف بورزید! (که گفتنش آسان است اما غریزه سرکش، همیشه تاب این امر و نهی‌های زاهدانه را ندارد و طغیان‌ها می‌کند!) و یا باید بگوییم: شما معذور هستید و می‌توانید با انحراف اخلاقی، غریزه خود را تأمین کنید (که باطل بودن این پیشنهاد روشن است و نیاز به توضیح ندارد) یا این که یک راه محدود و موقت، فراروی این افراد قرار دهیم و مشکل آن‌ها را موقتا حل کنیم. این راهِ حلِ موقت و حلال، همان ازدواج موقت است که با شرایط معینی که احکامش در رساله‌های عملیه آمده، تجویز شده است. بسیاری از پرسش‌هایی که در این زمینه دارید را در لینک زیر ـ به نقل از بیان توانای استاد مطهری ـ پاسخ داده‌ام که ان شاء الله مطالعه می‌فرمایید:

http://www.askquran.ir/thread28657.html

مطالعه این نوشته هم مناسب است:
#10

[="DarkRed"]سلام
یکی از کارکردهای ازدواج موقت توی صدر اسلام این بوده که چون همسران زنان در جنگها شهید میشدن
و چون زنان به دست افرادی که در ان زمان نبودن نیفتن این کار را رواج دادن[/]

صدیقین;550571 نوشت:
بسیاری از پرسش هایی که در این زمینه دارید را در لینک زیر _به نقل از بیان توانای استاد مطهری_ پاسخ داده ام که ان شاء الله مطالعه می فرمایید:
http://www.askquran.ir/thread28657.html

با سلام
بنده مطلب شما در در اسک قرآن مطالعه کردم . اصل سوال بنده این بود که آیا دختران باکره نیز در چهار چوب ازدواج موقت هستند ؟
که شما در قسمتهایی از اسک قرآن به ازدواج موقت دختران اشاره کردید .
بنده از شما یک سوال دارم .
آیا شما حاضرید دختر تان را اولین ازدواجش است به عقد موقت پسری در بیاورید ؟

مطلب دیگرم اینست که وقتی دخترها اول ازدواج موقت کنند بعدا که ازدواج دائم کنند آیا این ازدواج دائم را تحت تاثیر قرار نمیدهد ؟

بنده موافق هرچه که شرع گفته هستم اما بنظرم این موضوع مطرح شده ازدواج موقت بعنوان یک راه کار عمومی درست نیست .
آیا در صدر اسلام ازدواج موقت جوانها و مخصوصا دخترها وجود داشته ؟ دلیل این پرسش عدم دریافت پاسخ است .

سلام مجدد خدمت شما

بپاخیزیم;551684 نوشت:
بنده از شما یک سوال دارم . آیا شما حاضرید دختر تان را اولین ازدواجش است به عقد موقت پسری در بیاورید ؟

چند نکته خدمت شما دوست گلم عرض کنم:

اول اینکه: من هر نظری داشته باشم، چه دخلی به حکم شرعی داره؟! من می گویم این حکم بد است. آیا این دلیلی می شود برای بد و نامشروع بودن این حکم؟! فلانی می گوید این حکم خوب است. آیا نظر او دلیلی می شود برای خوب و مشروع بودن این حکم؟! اصلا نظر شخصی ما دخلی به حکم شرعی و نظر خدای متعال داره؟! مگر خداوند متعال به ما یاد نداد که وقتی حکمی صادر کردم، حق چون و چرا و اما و اگر ندارید؟!


وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً(غافر/36)
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است

شما دوست گرامی، ناخواسته مغالطه ای در کلامتان ایجاد کرده اید و خواسته اید نظر شخصی بنده را ملاک حکم الهی قرار دهید، که البته این طریقی اشتباه است و هیچگاه استنباط احکام شرعی را نباید با احساسات شخصی قاطی کرد و الا دیگر آن حکم، حکم خدا نیست؛ حکم شخصی و دلخواه است!

دوم اینکه در ازدواج دختر باکره _به نظر اکثر مراجع عظام_ اذن ولی شرط است. از سوی دیگر، معمولا هیچ ولیی راضی به ازدواج موقت دختر باکره اش نمی شود و خدای متعال هم حکیمانه این اذن را به ولی دختر داده (حالا اگر ولی ای شرایط خاصی مد نظرش بود و مصلحت خاصی منظور نظرش بود و به چنان ازدواجی راضی شد، خودش می داند، و قطعا من و شما از او نسبت به دخترش، باغیرت‌تر نیستیم و نخواهیم بود!)

سوم اینکه (این سومش خیلی نکته ی نابیه،) عین این اشکال جنابعالی را شخصی نادان به امام باقر (علیه السلام) ایراد کرد و امام هم پاسخ بسیار زیبایی به او داد و او را قانع نمود؛ لطفا توجه فرمایید:

كشف الغمة قَالَ الْآبِيُّ فِي كِتَابِ نَثْرِ الدُّرَرِ رُوِيَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مَعْمَرٍ اللَّيْثِيَّ قَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع- بَلَغَنِي أَنَّكَ تُفْتِي فِي الْمُتْعَةِ- فَقَالَ أَحَلَّهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ- وَ سَنَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَمِلَ بِهَا أَصْحَابُهُ- فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ فَقَدْ نَهَى عَنْهَا عُمَرُ- قَالَ فَأَنْتَ عَلَى قَوْلِ صَاحِبِكَ- وَ أَنَا عَلَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص- قَالَ عَبْدُ اللَّهِ فَيَسُرُّكَ أَنَّ نِسَاءَكَ فَعَلْنَ ذَلِكَ- قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ مَا ذِكْرُ النِّسَاءِ هَاهُنَا يَا أَنْوَكُ- إِنَّ الَّذِي أَحَلَّهَا فِي كِتَابِهِ وَ أَبَاحَهَا لِعِبَادِهِ- أَغْيَرُ مِنْكَ وَ مِمَّنْ نَهَى عَنْهَا تَكَلُّفاً- بَلْ يَسُرُّكَ أَنَّ بَعْضَ حَرَمِكَ تَحْتَ حَائِكٍ مِنْ حَاكَةِ يَثْرِبَ نِكَاحاً- قَالَ لَا قَالَ فَلِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ قَالَ لَا أُحَرِّمُ- وَ لَكِنَّ الْحَائِكَ مَا هُوَ لِي بِكُفْوٍ- قَالَ فَإِنَّ اللَّهَ ارْتَضَى عَمَلَهُ وَ رَغِبَ فِيهِ وَ زَوَّجَهُ حُوراً- أَ فَتَرْغَبُ عَمَّنْ رَغِبَ اللَّهُ فِيهِ- وَ تَسْتَنْكِفُ مِمَّنْ هُوَ كُفْوٌ لِحُورِ الْجِنَانِ كِبْراً وَ عُتُوّاً- قَالَ فَضَحِكَ عَبْدُ اللَّهِ- وَ قَالَ مَا أَحْسَبُ صُدُورَكُمْ إِلَّا مَنَابِتَ أَشْجَارِ الْعِلْمِ- فَصَارَ لَكُمْ ثَمَرُهُ وَ لِلنَّاسِ وَرَقُهُ (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏46، ص: 357)

روایت شده که: عبد الله بن معمر ليثى به امام باقر (علیه السلام) گفت: شنيده ‏ام شما به ازدواج موقت فتوا می دهی! امام فرمود: خدا در قرآن آن را حلال اعلام کرده و پيامبر سنت قرار داده و اصحاب نيز بدان عمل كرده‏ اند. عبدالله بن معمر گفت: عمر از آن نهى كرده! امام فرمود: تو به گفته رفیق خودت هستی [یعنی تو به جای پذیرش فرمان خداوند، دستور عمر را انجام می دهی!]، و من به فرمایش پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) هستم. عبدالله بن معمر گفت: مايلى زنان خويشاوندت چنين كارى بكنند؟! امام فرمود: نادان! زنان خويشاوند من چه ربطی به این مساله دارد؟! آن كسى كه اين كار را در قرآن براى بندگان خود حلال نموده و اجازه داده، از تو و آن كسى كه بي جهت از آن جلوگيرى كرده، غيرتش بيشتر است. حالا بگو ببينم مايلى يكى از بستگان نزديكت، با مردى از كولی هاى مدينه ازدواج کند؟ عبدالله بن معمر گفت: نه! امام فرمود: چرا چيزى كه خدا حلال كرده را حرام مي کنی؟! گفت: حرام نمي کنم اما كولى با من هم‌کفو نيست. امام فرمود: آیا از کسی که [مؤمن است و از این نظر] مورد توجه خداست رویگردانی، و از کسی که [خداوند به او پاداش حوريه می دهد و] هم‌کفو حوریان بهشتی است از روی سرکشی و تکبر پرهیز می کنی؟! عبد الله بن معمر [که گویی قانع شده بود] خندید و گفت: سينه‏ هاى شما كانون علم و دانش است كه ميوه آن نصيب شما، و برگش براى مردم است.

خلاصه اینکه، حکم خدا را با احساسات شخصی تان قاطی نکنید! ازدواج دختر باکره با اذن ولی انجام می شود و معمولا هیچ ولی ای به ازدواج موقت دختر باکره اش اجازه نمی دهد مگر چند روز قبل از عقد دائم که توافقات ازدواج دائم قطعی شده و زوجین به همراه خانواده برای خرید جهیزیه ازدواج اقدام می کنند.

بپاخیزیم;551684 نوشت:
مطلب دیگرم اینست که وقتی دخترها اول ازدواج موقت کنند بعدا که ازدواج دائم کنند آیا این ازدواج دائم را تحت تاثیر قرار نمیدهد ؟

اول اینکه توصیه ای به ازدواج موقت دختران باکره نداریم! در کدام دستور یا فتوا آمده که دوشیزگان را به ازدواج موقت سفارش نماید؟! توصیه اسلام، ازدواج دائم است.

دوم اینکه اگر دختری با اذن ولیش تشخیص داد که مصلحتش اینست که ازدواج موقت کند، آن دیگر به من و شما ارتباطی ندارد و خودش مصلحتش را بهتر تشخیص می دهد و ولی‌اش نسبت به دخترش غیرت‌مند‌تر است از من و شمایی که نسبت به او غریبه هستیم.

کسی که به هر دلیل به ازدواج موقت رو می آورد، آسیب های این ازدواج را هم باید بپذیرد. بخشی از حکمت تشریع ازدواج موقت را در پاسخ اول و هم در لینکی که ارجاع دادم، عرض کردم. اصلا به خاطر آسیب های موجود در ازدواج موقت است که دوشیزگان نوعا تمایلی به این نوع ازدواج ندارند و ولی‌شان هم نوعا اجازه و اذن چنین ازدواجی را نمی دهد (و درست هم هست).

بپاخیزیم;551684 نوشت:
بنده موافق هرچه که شرع گفته هستم اما بنظرم این موضوع مطرح شده ازدواج موقت بعنوان یک راه کار عمومی درست نیست
اگر موافق دستورات شرعی هستید، باید به همه احکام الهی احترام بگذارید و پذیرا باشید. در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل شده که «فَلَوْلَاهُ مَا زَنَى إِلَّا شَقِيٌّ أَوْ شَقِيَّةٌ لِأَنَّهُ كَانَ يَكُونُ لِلْمُسْلِمِينَ غَنَاءٌ فِي الْمُتْعَةِ عَنِ الزِّنَا» اگر او [یعنی عمر] ازدواج موقت را منع نمی کرد، جز انسان های پست، كسی مرتكب زنا نمی شد، زیرا مسلمانان به واسطه ازدواج موقت، از زنا بی‌نیاز می شدند.

معنای اضافه ای که بنده از این روایت استنباط می کنم اینست که هر زنایی که به واسطه منع ازدواج موقت رخ می دهد، یک گناهش را هم در نامه عمل خلیفه دوم ثبت می کنند! چون او بود که این بدعت منع حلال الهی را پایه ریزی کرد، و از پیامبر روایتی به این مضمون داریم که کسی که سنت بدی پایه گذاری کند، گناه کسانی که به آن سنت بد عمل کنند، را بر دوش خواهد کشید.

دوست عزیز، در احکامی که مربوط به یک جامعه عظیم است و میلیون ها انسان مختلف در آن زندگی می کنند، نباید با احساسات عمل کرد و احکام الهی را زیر سؤال برد! زنا شوخی نیست! انحراف جنسی شوخی نیست! بدبختانه می شنویم یا می خوانیم افراد زیادی را که به هر دلیل نتوانسته اند ازدواج کنند، و بعد به استمنا یا زنا رو آورده اند! بیشتر از این توضیح نمی دهم چون اوضاع بدتر از چیزی است که تصور می کنید و مناسب نیست توضیح بدهم!

شما که با ازدواج موقت مخالفید، بفرمایید با این همه همسر بیوه چکار باید کرد؟!
برخی از بیوه ها، زنان جوانی هستند که همسرشان را در تصادف ها یا شغل ها یا حوادث از دست داده اند و هنوز در اوج غرایز جنسی بیدارشده‌شان هستند و ممکن است ازدواج دائم و سریع برای برخی از آنها میسر نباشد! با اینها باید چکار کرد؟! آمار طلاق در کشورمان خیلی وحشتناک شده! سری به آمار موجود در سایت ثبت احوال و سایت های مربوطه بزنید! آیا برای همه آنها شرایط ازدواج دائم مهیاست؟!

نمی گویم تمام این افراد بروند ازدواج موقت کنند! قطعا اگر می توانند ازدواج دائم داشته باشند، یا با مقداری صبر ازدواج دائم برایشان مهیا می شود، حتما صبر کنند و به زندگی مشترک دائمی رو بیاورند، اما اگر به هر دلیل ازدواج دائم برای اینگونه افراد ممکن نباشد باید چکار کرد؟!

یا باید زاهدانه به ایشان بگویید: "عفاف بورزید"! که گفتنش آسان است اما شهوت و غریزه همیشه به این حرف های زاهدانه گوش نمی دهد!

یا باید بگویید: "بروید _خدای ناکرده و معاذ الله_ زنا و استمنا کنید"! که هر دو از گناهان کبیره است و بیراهه بدعاقبتی است.

و یا اینکه راه ازدواج موقت را پیش رویشان قرار دهید. (البته با همسری هم‌کفو، مناسب، سالم، مؤمن، امین، راستگو، نه هر آدم پلیدی که به ناموس مردم نگاه کثیف دارد و به دنبال بی آبرو کردن این و آن است و فقط به دنبال کارهای حیوانی‌اش است؛ یک ازدواج شرافتمندانه و شرعی و قانونی اما موقت)

بپاخیزیم;551684 نوشت:
آیا در صدر اسلام ازدواج موقت جوانها و مخصوصا دخترها وجود داشته ؟ دلیل این پرسش عدم دریافت پاسخ است .
در روایات وارد شده که ازدواج موقت در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده و اصحاب بدان عمل می کرده اند اما خلیفه دوم، با خودسری بدعت های عجیب و غریبی در احکام اسلامی وارد کرد که یک موردش همین منع ازدواج موقت بود و چون قدرت سیاسی و حکومتی داشت و مخالفینش را سرکوب می کرد، هیچکس نتوانست در مقابل بدعت هایش مبارزه کند!

چند نمونه از روایات:
در كتاب بداية المجتهد تاليف "ابن رشد اندلسى" آمده که كه جابر ابن عبد اللَّه انصارى مى‏ گفت: ازدواج موقت در ميان ما در عهد پيامبر و در خلافت ابوبكر و نيمى از خلافت عمر، معمول بود، سپس عمر از آن نهى كرد!

در صحيح مسلم از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل شده كه مى‏ گفت: ما در زمان پيامبر به طور ساده اقدام به ازدواج موقت مى‏ كرديم و اين وضع ادامه داشت تا اينكه عمر در مورد عمرو بن حريث از اين كار (بطور كلى) جلوگيرى كرد!

جالب اينكه در صحيح ترمذى كه از كتب صحاح معروف اهل تسنن است و همچنين از دارقطنى مى‏ خوانيم: كسى از اهل شام از عبد اللَّه بن عمر در باره حج تمتع سؤال كرد او در جواب صريحا گفت اين كار، حلال و خوب است. مرد شامى گفت: پدر تو از اين عمل نهى كرده است. عبد اللَّه بن عمر برآشفت و گفت: اگر پدرم از چنين كارى نهى كند و پيامبر آن را اجازه دهد، آيا سنت مقدس پيامبر را رها كنم و از گفته پدرم پيروى كنم؟ برخيز و از نزد من دور شو! نظير اين روايت در باره ازدواج موقت از عبد اللَّه بن عمر از صحيح ترمذى به همین صورت كه گفتیم نقل شده است.*

--------------
*برای منابع رجوع کنید به: تفسیر نمونه، ج 3، ص 328 به بعد.

[=&quot] همانطور که در پستهای قبلی کاملا مشخص است بنده هرگز با ازدواج موقت مخالف نیستم بلکه نسبت به ارائه آن بعنوان یک راهکار عمومی سوال دارم[/][=&quot] .
[/][=&quot]اینکه ما به جوانها بگوییم برید ازدواج موقت کنید درست است ؟ دوشیزگان که به این کار تن نمیدهند و بقول شما پدرشان اجازه نمیدهد . تعداد زنان بیوه هم که قابل مقایسه با جوانان نیست . پس از کجا برن ازدواج موقت کنند؟ [/][=&quot]
[/][=&quot]بنظر میرسد همانطور که از پست های قبلی جناب صدیقین برداشت میشود ازدواج موقت یک راهکار جنبی است نه یک راهکار عمومی[/][=&quot] .
[/][=&quot]مسئولین یک خراب کاری کردن و باعث عقب افتادن ازدواج جوانها شدن بعد اومن گفتن ازدواج موقت کنن . این راه حلشون هم مثل همون خراب کاری های قبلیشونه[/][=&quot] . [/]

سلام مجدد خدمت شما

بپاخیزیم;557917 نوشت:
[=&amp] همانطور که در پستهای قبلی کاملا مشخص است بنده هرگز با ازدواج موقت مخالف نیستم بلکه نسبت به ارائه آن بعنوان یک راهکار عمومی سوال دارم[/][=&amp]. [/][=&amp]اینکه ما به جوانها بگوییم برید ازدواج موقت کنید درست است ؟ [/]
همان طور که در پاسخ های قبل عرض کردم (به لینک ارجاعی پاسخ اول مراجعه کنید)، به ازدواج موقت تشویق نشده و ظاهرا تشویق های وارد شده در روایات، برای اعلام حلال بودن این کار بوده که خلیفه دوم بدون دلیل و از روی بدعت آن را حرام اعلام کرده بود و به خاطر فتوای بدعت گونه او بود که ازدواج موقت صدها سال به عنوان تابو و گناه بین عموم مردم شناخته شد! ضمن اینکه عرض شد سیره اهل بیت و دستورات دینی به ازدواج دائم و تشکیل خانواده دعوت و تشویق کرده (معلوم شد پاسخ ها را با دقت مطالعه نمی کنید!)

بپاخیزیم;557917 نوشت:
[=&amp]دوشیزگان که به این کار تن نمیدهند و بقول شما پدرشان اجازه نمیدهد . تعداد زنان بیوه هم که قابل مقایسه با جوانان نیست . پس از کجا برن ازدواج موقت کنند؟[/]
رفیق، چرا این قدر به دوشیزگان گیر دادید؟! در کدام آیه یا روایت، دوشیزه ها را به ازدواج موقت تشویق کرده که دائم عنوان دوشیزه ها را تکرار می کنید؟! در پاسخ های قبل عرض کردم که حکمت تشریع ازدواج موقت چه بوده. دوشیزه ها خودشان عقل و اختیار دارند که با اجازه ولی شان، ازدواج دائم یا موقت داشته باشند؛ حالا اینکه به کدام نوع ازدواج راغب هستند، این به من و شما و به حکم ازدواج موقت چه ارتباطی دارد؟! اتفاقا انتخاب درست هم اینست که به خاطر برخی آسیب های گریزناپذیر ازدواج موقت، دوشیزگان به سمت ازدواج موقت نروند و حتما به ازدواج دایم فکر کنند و الا روشن است کسی که به هر دلیل به ازدواج موقت رو می آورد، آسیب های گریزناپذیر این ازدواج را هم باید بپذیرد و همان طور که در اینجا #7 عرض کردم به خاطر آسیب های موجود در ازدواج موقت است که دوشیزگان نوعا تمایلی به این نوع ازدواج ندارند و ولی‌شان هم نوعا اجازه و اذن چنین ازدواجی را نمی دهد و درست هم هست. حکم ازدواج موقت بر اساس مصلحتی دقیق و جامعه شناسانه تشریع شده که یک توضیحش در اینجا #3 گذشت.

فرموده اید تعداد زن های های بیوه و بی سرپرست و مطلقه و چه و چه، کفاف جوان ها را نمی دهد! این آمار را از کجا بدست آوردید؟!

به نظرم بین منطق علمی بحث، با روش اجرایی آن خلط کرده اید و نادرستی اجرای این حکم را دلیل بر نارسایی اصل حکم پنداشته اید! در حالی که بین این دو، تفاوت وجود دارد. اگر در جامعه ای، آموزه های دینی به درستی آموزش داده نشد و به درستی تبیین نشد و مراحل اجرایی حکم هم تسهیل نشد، نتیجه اش می شود همین که برخی حاضراند زنا کنند اما تن به ازدواج موقت ندهند! این یعنی بدعت خلیفه دوم در عموم جامعه شیعه هم اثر روانی اش را گذاشته و ازدواج موقت هنوز بین ما به عنوان تابو شناخته می شود! نتیجه دیگرش هم می شود همین که برخی ازدواج موقت را جایگزین ازدواج دائم پنداشته اند و به زن دائمشان توجهی نمی کنند و در عوض، به اسم ازدواج موقت دنبال هوسبازی هایشان رفته اند و زندگی شان را به تباهی و اختلال دچار کرده اند!

اینکه ماها هنوز با دستورات دینی و حکمت تشریع احکام و نحوه اجرای درست آنها آشنایی و التزام لازم را نداریم، اینها ربطی به احکام الهی ندارد! از بی عرضگی ماست و از ماست که بر ماست! برخی حتی حماقت کردند و خواستند زن های فاحشه و هرزه های خیابانی را در خانه های عفاف جمع کنند تا با اسم صیغه و ازدواج موقت، زندگی ننگین آن گناهکاران را با رنگ و روی دینی، ظاهرالصلاح کنند! غافل از اینکه با این طرح احمقانه، اسم ازدواج موقت را هم در حد زنا و فاحشه گری پایین آوردند و از این نظر آن را بدنام کردند!

بپاخیزیم;557917 نوشت:
[=&amp]مسئولین یک خراب کاری کردن و باعث عقب افتادن ازدواج جوانها شدن بعد اومن گفتن ازدواج موقت کنن . این راه حلشون هم مثل همون خراب کاری های قبلیشونه[/][=&amp] . [/]
دولت موظف است راه ازدواج دائم و تشکیل خانواده را برای جوانان آسان کند؛ حالا به وظیفه اش عمل می کند یا نه، خودشان باید جوابگوی مردم باشند!

عموم مردم هم بایستی رسم و رسوماتی که خواستگاهش دین نیست و فقط پایبست ازدواج جوانان است را یکی یکی بردارند و ازدواج ها را آسان کنند! (امر و نهی ای صادر نمی کنم بلکه راه صحیح را از نظرگاه خود بیان می کنم)

مهریه به تعداد سال تولد، با سنت پیامبر سازگاری ندارد!
معیار اولی و اصلی قرار دادنِ زیبایی و ثروتمند بودن، با اخلاق دینی سازگاری ندارد!
چشم و هم‌چشمی های فامیلی و گرفتن مجالس پرخرج عروسی، با سیره اولیای دین سازگاری ندارد!
و ...

ما هر کاری که دلمان می خواهد می کنیم و به حرف اولیای دین هم هیچ گوش نمی دهیم، آن وقت انتظار داریم همه چیز خوب و عالی باشد و آمار طلاق و جدایی، سه به یک نشود! قصه یک بام و دو هواست!

پرسش:
به زبان ساده و با بیانی کوتاه، بفرمایید تشریع حکم ازدواج موقت چه ضرورتی دارد؟

پاسخ:
ازدواج موقت همان طور که از نامش هم پیداست، یک راه حل موقت و محدود است. اگر مروری به آنچه که در آموزه‌های قرآنی و روایی و روش زندگی پیامبر اکرم (صلي الله عليه و أله) و امامان معصوم (علیهم السلام) داشته باشیم به روشنی درمی‌یابیم که در دین مبین اسلام، تلاش و تاکید ویژه‌ای بر تشکیل دائمی خانواده و توجه ویژه به همسر و فرزندان شده است و در این مساله تردیدی وجود ندارد،

اما به طور طبیعی عده‌ای هم در جامعه وجود دارند که به هر دلیل _مثلا فوت همسر یا توان مالی نداشتن یا شرایط مناسب ازدواج دایم را نداشتن و ..._ از دسترسی به همسر دایمی محروم‌اند. با این افراد باید چکار کرد؟

یا باید بگوییم: خویشتن‌داری کنید و عفاف بورزید! (که گفتنش آسان است اما غریزه سرکش، همیشه تاب این امر و نهی‌های زاهدانه را ندارد و طغیان‌ها می کند!)

و یا باید بگوییم: شما معذورید و می‌توانید با انحراف اخلاقی، غریزه خود را تامین کنید (که باطل بودن این پیشنهاد روشن است و نیاز به توضیح ندارد)

یا اینکه یک راه محدود و موقت، فراروی این افراد قرار دهیم و مشکل آن‌ها را موقتا حل کنیم. این راهِ حلِ موقت و حلال، همان ازدواج موقت است که با شرایط معینی که احکامش در رساله‌های عملیه آمده، تجویز شده است.

سؤال:
پاسخ کسانی که به اصل ازدواج موقت، اشکال کرده و می‌گویند: آیا شما حاضرید دختر باکره‌ خودتان را به عقد موقت کسی در بیاورید، چیست؟

پاسخ:
پاسخ را ضمن بیان سه نکته عرض می‌کنم:
نکته اول:
خدای متعال به ما یاد داد که وقتی حکمی صادر کردم، شما دیگر حق چون و چرا و اما و اگر ندارید؟!

«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً» (1)
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است

حکم ازدواج موقت، در قرآن کریم سوره نساء آیه 24 آمده:«...فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً...»
...و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى‌كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد...
و روایات ذیل آیه هم جزئیات حکم را برایمان روشن نموده و ما حق چون و چرا درباره حکم خداوند حکیم را نداریم! یکی از بدعت های عمر بن خطاب این بود که بدون دلیل این حکم خداوند را حرام اعلام نمود! از امام علی (علیه السلام) نقل شده که:
«لو لا ان عمر نهی عن المتعة ما زنی الا شقی (و مطابق روایت دیگر فرمود: الا الاشقیاء)» : اگر عمر ازدواج موقت را منع نمی‌کرد، جز افراد شقی و بدبخت کسی زنا نمی‌کرد. (2)

نکته دوم:
در ازدواج دختر باکره ـ به نظر اکثر مراجع عظام ـ اذن ولی شرط است. معمولا هم هیچ ولی‌ای راضی به ازدواج موقت دختر باکره اش نمی‌شود و خدای متعال هم حکیمانه این اذن را به ولی دختر داده است. حالا اگر ولی‌ای شرایط خاصی مد نظرش بود و مصلحت خاصی منظور نظرش بود و به چنان ازدواجی راضی شد، خودش می‌داند، و قطعا من و شما از او نسبت به دخترش، باغیرت‌تر نیستیم و نخواهیم بود!

نکته سوم:
عین همین اشکال را شخصی نادان به امام باقر (علیه السلام) ایراد کرد و امام هم پاسخ بسیار زیبایی به او داد و او را قانع نمود؛ لطفا توجه فرمایید:

«كشف الغمة قَالَ الْآبِيُّ فِي كِتَابِ نَثْرِ الدُّرَرِ رُوِيَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مَعْمَرٍ اللَّيْثِيَّ قَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع- بَلَغَنِي أَنَّكَ تُفْتِي فِي الْمُتْعَةِ- فَقَالَ أَحَلَّهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ- وَ سَنَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَمِلَ بِهَا أَصْحَابُهُ- فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ فَقَدْ نَهَى عَنْهَا عُمَرُ- قَالَ فَأَنْتَ عَلَى قَوْلِ صَاحِبِكَ- وَ أَنَا عَلَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص- قَالَ عَبْدُ اللَّهِ فَيَسُرُّكَ أَنَّ نِسَاءَكَ فَعَلْنَ ذَلِكَ- قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ مَا ذِكْرُ النِّسَاءِ هَاهُنَا يَا أَنْوَكُ- إِنَّ الَّذِي أَحَلَّهَا فِي كِتَابِهِ وَ أَبَاحَهَا لِعِبَادِهِ- أَغْيَرُ مِنْكَ وَ مِمَّنْ نَهَى عَنْهَا تَكَلُّفاً- بَلْ يَسُرُّكَ أَنَّ بَعْضَ حَرَمِكَ تَحْتَ حَائِكٍ مِنْ حَاكَةِ يَثْرِبَ نِكَاحاً- قَالَ لَا قَالَ فَلِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ قَالَ لَا أُحَرِّمُ- وَ لَكِنَّ الْحَائِكَ مَا هُوَ لِي بِكُفْوٍ- قَالَ فَإِنَّ اللَّهَ ارْتَضَى عَمَلَهُ وَ رَغِبَ فِيهِ وَ زَوَّجَهُ حُوراً- أَ فَتَرْغَبُ عَمَّنْ رَغِبَ اللَّهُ فِيهِ- وَ تَسْتَنْكِفُ مِمَّنْ هُوَ كُفْوٌ لِحُورِ الْجِنَانِ كِبْراً وَ عُتُوّاً- قَالَ فَضَحِكَ عَبْدُ اللَّهِ- وَ قَالَ مَا أَحْسَبُ صُدُورَكُمْ إِلَّا مَنَابِتَ أَشْجَارِ الْعِلْمِ- فَصَارَ لَكُمْ ثَمَرُهُ وَ لِلنَّاسِ وَرَقُهُ»
(3)
روایت شده که: عبد الله بن معمر ليثى به امام باقر (علیه السلام) گفت: شنيده‌‏ام شما به ازدواج موقت فتوا می‌دهی! امام فرمود: خدا در قرآن آن را حلال اعلام کرده و پيامبر سنت قرار داده و اصحاب نيز بدان عمل كرده‏‌اند. عبدالله بن معمر گفت: عمر از آن نهى كرده! امام فرمود: تو به گفته رفیق خودت هستی [یعنی تو به جای پذیرش فرمان خداوند، دستور عمر را انجام می‌‌دهی!]، و من به فرمایش پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) هستم. عبدالله بن معمر گفت: مايلى زنان خويشاوندت چنين كارى بكنند؟! امام فرمود: نادان! زنان خويشاوند من چه ربطی به این مساله دارد؟! آن كسى كه اين كار را در قرآن براى بندگان خود حلال نموده و اجازه داده، از تو و آن كسى كه بی‌جهت از آن جلوگيرى كرده، غيرتش بيشتر است. حالا بگو ببينم مايلى يكى از بستگان نزديكت، با مردى از كولی‌هاى مدينه ازدواج کند؟ عبدالله بن معمر گفت: نه! امام فرمود: چرا چيزى كه خدا حلال كرده را حرام می‌کنی؟! گفت: حرام نمی‌کنم اما كولى با من هم‌کفو نيست. امام فرمود: آیا از کسی که [مؤمن است و از این نظر] مورد توجه خداست رویگردانی، و از کسی که [خداوند به او پاداش حوريه می دهد و] هم‌کفو حوریان بهشتی است از روی سرکشی و تکبر پرهیز می‌کنی؟! عبد الله بن معمر [که گویی قانع شده بود] خندید و گفت: سينه‏ هاى شما كانون علم و دانش است كه ميوه آن نصيب شما، و برگش براى مردم است.

نتیجه:
حکم خدا را نباید با احساسات شخصی قاطی کرد! ازدواج دختر باکره با اذن ولی او انجام می شود و معمولا هیچ ولی‌ای هم به ازدواج موقت دختر باکره‌اش اجازه نمی‌دهد مگر چند روز قبل از عقد دائم که توافقات ازدواج دائم قطعی شده و زوجین به همراه خانواده برای خرید جهیزیه ازدواج اقدام می‌کنند.
ازدواج موقت، همان طور که از نامش هم پیداست یک راه حل موقت است و اگر مروری به آنچه که در آموزه‌های قرآنی و روایی و روش زندگی پیامبر اکرم
(صلى الله عليه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) وارد شده داشته باشیم به روشنی درمی‌یابیم که در دین مبین اسلام، تلاش و تاکید ویژه ای بر تشکیل دائمی خانواده و توجه ویژه به همسر و فرزندان شده است. به خاطر آسیب‌های گریزناپذیر ازدواج موقت، توصیه می‌شود دوشیزگان از آن پرهیز‌کنند و زندگی‌شان را با ازدواج دائم سامان دهند.

منابع:
1. غافر: 40/ 36.
2. احسائی، محمد بن ابراهیم، عوالی اللئالی، ج 2 ، ص 125 و 126، ح 346 و 347.
3. مجلسي، محمدباقر، بحار الأنوار، ج ‏46، ص 357.

موضوع قفل شده است