جمع بندی چیزی که من از توحید فهمیدم

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چیزی که من از توحید فهمیدم

به نام خدا

سلام و خسته نباشید

اون چیزی که من از توحید فهمیدم اینه که چون منظور ما از الله ذات کامل به جمیع جهات هستش و چنین ذاتی جز با اتحاد تمام اجزاء و موجودات ممکن نمیشه پس هیچ چیز جدا از انسان نمیتواند الله باشد چون حداقل چیزی غیر از او هست که او را درک میکند و این نشان میدهد که آن چیز کامل نیست !

مثلا اگه شما بگی فلان جن الله هستش حرفتون به این دلیل غلطه که چون الله یعنی اله ی جامع من جمیع جهات ، پس دیگه یا شما جزئی از اون چن هستی یا اون جن کامل نیست و نمیتونه الله باشه !

ولی مشکلی که با این نوع اعتقاد دارم اینه که در چنین صورتی نمیتوان چیزی رو جدا کرد و گفت این الله هستش ، در واقع به هیچی نمیشه گفت الله مگه اینکه شامل حال خوده ما هم بشه !

و اگه شامل حال خوده ما هم بشه باید گفت ما خدایی هستیم که مثلا خلق کردیم نه اینکه او خدایی هست که خلق کرده !

لطفا در مورد اینطور برداشت از خداوند توضیح بدید و اگه درک من از توحید صحیح هستش بگین چرا قرآن گفته مثلا هو الله الذی و نگفته ما خداوندی هستیم که ...

در واقع چرا باید خداوند رو غیر از خودمون بدونیم ؟ این بحث کمال خداوند با بحث بی اجزاء بودن اون توی سر من نمیره لطفا این مساله رو به زبان ساده به صورت کامل توضیح بدید !

در ضمن با استناد به حدیث و آیه بگین منظور از توحید چیه اگه این نیست ! در ضمن اونجا که میگن قل هو الله احد منظور از احد چیست ؟ و منظور از واحد در اونجاهایی که میگن ان الهکم لواحد چیست ! فرق اینارو هم بگین ممنون !

من بارها در این مورد تایپک زدم و یا نتیجه نداده یا اینکه جمع بندی نشده یا تایید نشده تایپکم ! لطفا اجازه بدید یه بحث کامل در این مورد داشته باشیم و به هیچ چیزی نگین خارج از بحث تایپکه چون این پست رو مخصوص حل مشکلات خودم در مورد توحید زدم !

اینکه میگین کمالات خدا در طول کمالات ماست و در عرض آن نیست که خب همین نتیجه را میدهد که کمالات ما کمالات خداست !

در ضمن یه توضیحی هم در مورد کمال و اینکه کمال به چی میگن ارائه بدید ممنون یا حق .

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدیق

به من بیاموز;943138 نوشت:
اون چیزی که من از توحید فهمیدم اینه که چون منظور ما از الله ذات کامل به جمیع جهات هستش و چنین ذاتی جز با اتحاد تمام اجزاء و موجودات ممکن نمیشه پس هیچ چیز جدا از انسان نمیتواند الله باشد چون حداقل چیزی غیر از او هست که او را درک میکند و این نشان میدهد که آن چیز کامل نیست !

باسلام و عرض ادب
پیش از پاسخ به سوال شما، ابتدا لازم است قدری در مورد مسئله توحید بحث داشته باشیم.

نکته اول: معنای توحید
توحید که از مهمترین اعتقادات اسلامی و در مقابل شرک است، دارای مراتب و درجاتی است. مهمترین این درجات عبارتند از:
الف. توحید در ذات
ب. توحید در صفات
ج. توحید در ربوبیت
د. توحید در عبادت

در این میان و با توجه به سوال شما، مسئله توحید در ذات را توضیح میدهیم.
توحید در ذات، خود دارای چندین اطلاق است:
1. توحید ذات به معنای بساطت ذات
2. توحید ذات به معنای عدم تعدد ذات

اولین اطلاق وحدت که از آن به وحدت احدی یاد میشود به معنای عدم ترکیب در ذات حق تعالی است.
دومین اطلاق وحدت نیز، وحدت واحدی است که به معنای آن است که هیچ موجود دیگری وجود ندارد که همانند ذات حق تعالی باشد.

اما مطالبی که شما در مورد توحید مطرح کردید

به من بیاموز;943138 نوشت:
اون چیزی که من از توحید فهمیدم اینه که چون منظور ما از الله ذات کامل به جمیع جهات هستش و چنین ذاتی جز با اتحاد تمام اجزاء و موجودات ممکن نمیشه پس هیچ چیز جدا از انسان نمیتواند الله باشد چون حداقل چیزی غیر از او هست که او را درک میکند و این نشان میدهد که آن چیز کامل نیست !

اشتباهی که در این مطلب وجود دارد،
اولا: مشخص نکرده که مراد از توحید، کدام قسم ازتوحید است.

ثانیا: فهم نادرستی از توحید است.
توحید در ذات، همانطور که گفته شد، به معنای آن است که ذات خداوند بسیط است و ترکیب در خداوند راه ندارد(وحدت احدی) و نیز ذاتش همانند و شبیهی ندارد(وحدت واحدی)
بنابراین، توحید به معنای، آن نیست که همه موجودات با خداوند وحدت دارند و غیر از او وجود ندارد.

ثالثا: خلط بین وحدت وجود و همه خدایی است.
مشکل دیگر این مطلب ان است که بین وحدت وجود با همه خدایی اشتباه کرده است.
وحدت وجود در معنای صحیح و قابل اثبات آن، بدان معناست که همه کمالات وجودی که در بین موجودات وجود دارد، خداوند متعال خالی از آن کمال نیست بلکه آن کمال را به نحو اتم و کامل تری دارد.
اگر انسان عالم است، خداوند متعال به عنوان واجب الوجود، آن را در عالی ترین مرتبه اش دارد. دلیل این مسئله نیز آن است که اگر این صفت را به نحو عالی اش نداشته باشد، ذات او مرکب میشود و این با وحدت احدی منافات دارد.
بنابراین، وحدت وجود به هیچ وجه به معنای آن نیست که انسان نیز خدا یا جزئی از خداوند است.چرا که در این صورت، خودش مستلزم ترکیب بالفعل خداوند خواهد شد که با وحدت احدی منافات دارد.

به من بیاموز;943138 نوشت:
ولی مشکلی که با این نوع اعتقاد دارم اینه که در چنین صورتی نمیتوان چیزی رو جدا کرد و گفت این الله هستش ، در واقع به هیچی نمیشه گفت الله مگه اینکه شامل حال خوده ما هم بشه !

این سوال ناشی از فهم نادرست از وحدت وجود و به تبع آن فهم ناقص از توحید ذاتی احدی است.
در حالیکه هیچ گاه وحدت وجود به مشعنای آن نیست که انسان و سنگ و درخت، خدا یا جزیی از خداوند است.

به من بیاموز;943138 نوشت:
در واقع چرا باید خداوند رو غیر از خودمون بدونیم ؟ این بحث کمال خداوند با بحث بی اجزاء بودن اون توی سر من نمیره لطفا این مساله رو به زبان ساده به صورت کامل توضیح بدید !

در این مورد
اولا: خداوند غیر از ماست زیرا وجود ما و خداوند، در دو مرتبه کاملا جدای وجودی قرار دارد. خداوند واجب الوجود است و سایر موجودات، ممکن الوجود.
ثانیا: بی جزء بودن خداوند و وحدت احدی او نه تنها مستلزم همه خدایی یا همه در خدایی نیست بلکه اصولا با آن سازگار نیست. یعنی اگر من به عنوان یک موجود جزئی از خداوند باشم، خداوند مرکب از من و غیر من خواهد شد. از سوی دیگر، چون من به عنوان یک موجود جسمانی، دارای اجزای مادی هستم، ذات خداوند نیز باید مرکب از اجزای مادی باشد که هیچ یک با توحید احدی و عدم بساطت در ذات الهی سازگار نیست.

به من بیاموز;943138 نوشت:
ضمن اونجا که میگن قل هو الله احد منظور از احد چیست ؟ و منظور از واحد در اونجاهایی که میگن ان الهکم لواحد چیست ! فرق اینارو هم بگین ممنون !

تفاوت این دو مرحله در دو آیه از سوره توحید بیان شده است:
در آیه اول سوره توحید به توحید احدی(عدم ترکیب) اشاره دارد: "قل هو الله احد"
در آیه چهارم این سوره نیز به توحید واحدی(عدم شریک و شبیه) اشاره دارد: "لم یکن له کفوا احد"

منظور از واحد "الاهکم اله واحد" نیز توحید واحدی است.

به من بیاموز;943138 نوشت:
اینکه میگین کمالات خدا در طول کمالات ماست و در عرض آن نیست که خب همین نتیجه را میدهد که کمالات ما کمالات خداست !

این مسئله نیز تبیین مختصری از وحدت وجود قابل دفاع است.
اینکه کمالات ما در طول کمالات خداوند است، یعنی در سلسله مراتب وجودی، همانطور که وجود خداوند در مرتبه والاتر و برتری از وجود ما قرار دارد. صفات حق تعالی و کمالات او نیز در مرتبه والاتری از کمالات قرار دارد.

نتیجه گیری این جمله نیز مبهم است.
اینکه کمالات ما کمالات خداوند است دو معنا میتواند داشته باشد.
نخست اینکه کمالات ما، جزیئ از کمالات خداوند است، این نادرست است و با وحدت احدی سازگار نیست و مستلزم ترکیب است.
دوم اینکه کمالات ما، عین کمالات خداوند است هرچند مرتبه این کمالات میتواند متفاوت باشد. این سخن درستی است. یعنی علم در انسان، همان معنا و کارکردی را دارد که در خداوند است ولی مرتبه و شدت و ضعف این ها کاملا با یکدیگر متفاوت است.

صدیق;945141 نوشت:

این مسئله نیز تبیین مختصری از وحدت وجود قابل دفاع است.
اینکه کمالات ما در طول کمالات خداوند است، یعنی در سلسله مراتب وجودی، همانطور که وجود خداوند در مرتبه والاتر و برتری از وجود ما قرار دارد. صفات حق تعالی و کمالات او نیز در مرتبه والاتری از کمالات قرار دارد.

نتیجه گیری این جمله نیز مبهم است.
اینکه کمالات ما کمالات خداوند است دو معنا میتواند داشته باشد.
نخست اینکه کمالات ما، جزیئ از کمالات خداوند است، این نادرست است و با وحدت احدی سازگار نیست و مستلزم ترکیب است.
دوم اینکه کمالات ما، عین کمالات خداوند است هرچند مرتبه این کمالات میتواند متفاوت باشد. این سخن درستی است. یعنی علم در انسان، همان معنا و کارکردی را دارد که در خداوند است ولی مرتبه و شدت و ضعف این ها کاملا با یکدیگر متفاوت است.

لطفا توضیح بدین وقتی میگین کمالات ما عین کمالات خداست یعنی چه ؟ یعنی به هم شبیه هستن ؟ از یک نوع هستن ؟

خب حالا اومدین از یک نوع بودن ، چطوریه که من یه کمالی دارم، خدا هم اون کمال رو داره بعد مرتبه ی مالکیت خداوند بالاتره بعد کمال من زیر مجموعه و جزئی از کمال خدا نیست ؟ این منطقا چطور ممکنه ؟

و مساله بسیار بسیار مهم !

یک حدیثی آیه ای چیزی بیارین که به صراحت گفته باشه کمالات ما جزئی از کمالات خداوند نیست !

در ضمن اگر اینطور باشد که کمال من اینجا باشد کمال خدا آن طرف باشد ، کمال من قطره و کمال خداوند کوه باشد ، نمیشود گفت اینها در طول هم هستند ، اینها دیگر در عرض هم هستند !

اصلا بگین ببینم منظور از اینکه بعضی ها میگن کمالات ما در طول کمالات خداست یعنی چی ؟ ( البته اینو در مورد اراده شنیدم و خب اراده و قدرت هم نوعی کماله به خاطر همین همچین فکری به سرم زد اصلا درسته ؟ )

به من بیاموز;945167 نوشت:
لطفا توضیح بدین وقتی میگین کمالات ما عین کمالات خداست یعنی چه ؟ یعنی به هم شبیه هستن ؟ از یک نوع هستن ؟

یعنی از یک سنخ وجودی هستند.
یعنی علم چه تعریف و چه کارکردی دارد؟ همانها بر علم خداوند نیز صادق است.
به عبارت فنی، این صفات، همانند اصل وجود اموری تشکیکی هستند
تشکیکی اند یعنی نه با یکدیگر متباین هستند و نه عینا با هم تساوی دارند.
همانند نور که در خورشید، لامپ و شمع، در یک سنخ می گنجد هرچند با هم مساوی هم نیستند.
یعنی با هم اختلاف رتبه دارند.

به من بیاموز;945167 نوشت:
یک حدیثی آیه ای چیزی بیارین که به صراحت گفته باشه کمالات ما جزئی از کمالات خداوند نیست !

بنده سراغ ندارم.
شاید باشد ولی من ادعایی ندارم.
شما فرمودید که کمالات ما جزئی از کمالات خداوند است، پس ادعا از جانب شماست.
پس دلیل هم بر عهده شماست.
چرا که شیوه بحث اینطور است که
البینه(دلیل) علی المدعی.

موضوع قفل شده است