جمع بندی چگونگی تشخیص قرآن از سنت

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام الله





به نام خدا
سلام بر شما

خیر البریه;331670 نوشت:
با سلام وصلوات سوالی داشتم اینکه با ذکر دلیل بفرمایید مردم چگونه متوجه میشدند که پیامبر(ص) درحال خواندن آیات قرآن نازله از سوی جبرئیل است یا در حال گفتن احکام دینی و .... آیا قرآن با سنت از لحاظ هویت شرعی فرق دارند ؟ مثلا از تغییر حالات یا فرمان خود حضرتش بوده یا ..... ؟

هر گاه وحي نازل مي شد ، رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ، كاتبان وحي را فرا مي خواندند و دستور به نگارش ايات نازل شده مي دادند ، اين آيات به مردم ابلاغ مي شد و مردم در حفظ و از بر كردن آن و البته فهم و احكام آن مي كوشيدند .
البته متن قرآن و كلام وحي كلا از سخنان پيامبر (ص) متمايز بود به نحوي كه از مدارك تاريخي صدر اسلام بر مي آيد كفار و مشركين قريش ، اهتمام تام داشتند تا آيات قرآن به گوش مردم و يا كساني كه براي گزاردن حج به مكه مي آمدند ، نرسد و از راههاي مختلف سعي مي كردند راه استماع قرآن كريم را ببندند حتي ايجاد سرو صدا :وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ (1)
و كسانى كه كافر شدند گفتند به اين قرآن گوش مدهيد و سخن لغو در آن اندازيد شايد شما پيروز شويد
خب پيامبر اكرم (ص) در ميان اين مردم زندگي مي كردند سخنان پيامبر (ص) معمولي بود تاثير شگرف و خارق العاده نداشت اما در مورد قرآن كريم اين تاثير خارق العاده بر شنونده كاملا بارز و مشهور بود به نحوي كه اوج مخالفت با قرآن بود و سعي بر اين بود كه از استماع قرآن جلوگيري شود (2)

(1)- فصلت/26

(2)- طفیل بن عمرو دوسی که مردی شریف و شاعری اندیشمند بود می گوید در آن اوقات من وارد مکه شدم. جمعی از قریش به من نزدیک آمدند و گفتند: ای طفیل! تو وارد شهر ما شده ای، این مرد که در بین ماست ما را به ستوه آورده، اجتماع ما را به هم زده، و سر رشته امور ما را از هم گسیخته است. سخن او همچون سحر پسر را از پدر، و برادر را ازبرادر و شوهر را از زن جدا می کند. ما از آن بیم داریم که تو و مردم قبیله ات هم به سرنوشت ما دچار شوی. بنابراین با وی سخن مگو، و چیزی از او مشنو. ( تاريخ اسلام ، علي دواني )


جريان وليد بن مغيره و استماع ايات الهي توسط او و به فكر فرورفتن و اعترافش به غير بشري بودن قران معروف است (3) لذا بين سخنان و تبيينات پيامبر(ص) از احكام و آيات با خود ايات الهي كاملا تفاوت و تمايز وجود داشت چه بر مبناي اينكه مردم ايات الهي را از بر بودند و مي دانستند اين بخش از كلام پيامبر (ص) قرآن است و مابقي توضيحات آن حضرت (ص) است و چه بر مبناي اينكه بين قرآن و سخنان پيامبر (ص) تفاوت آشكار وجود داشت همانگونه كه موجب شد كفار و مشركين در صدد محروم ساختن مردم از استماع قرآن كريم باشند .


(3)- روزى بزرگان قريش نزد وى آمدند و پرسيدند: سخنانى كه محمد مى‏گويد چيست؟ آيا سحر است، يا جادو است، يا خطابه است؟ وليد بن مغيره گفت: بگذاريد بروم از نزديك سخن او را بشنوم سپس اظهار نظر كنم
.
سپس برخاست و آمد در حجر اسماعيل و نزديك به پيغمبر نشست و به پيغمبر گفت:اى محمد! قسمتى از شعرت را براى من بازگو كن.
پيغمبر فرمود: شعر نيست، بلكه كلام خداوندى است كه پيغمبران را برانگيخته است. وليد گفت:پاره‏اى ازآن را بر من بخوان. پيغمبر شروع كرد به خواندن سوره «حم سجده‏» تا به اين آيه شريفه رسيد: «اگر از شنيدن اين آيات روى برتافتنداى پيغمبر بگو من شما را راز صاعقه‏اى مانند صاعقه‏اى كه بر قوم عاد و ثمود فرود آمد بيم مى‏دهم‏»( فان اعرضوا فقل انذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود. سوره فصلت 130/
همين كه وليد اين را شنيد به سختى لرزيد و موى بر بدنش راست‏شد، سپس برخاست و به خانه‏اش رفت، و به سورى قريش بازنگشت.قريش به ابوجهل گفتند: وليد عمويت دين محمد را پذيرفته است. ديدى كه به طرف ما نيامد. سخن محمد را شنيد و به خانه‏اش رفت. قريش از اين واقعه سخت غمگين شدند.
روزبعد ابوجهل به نزد وليد رفت و گفت، عمو! ما را سرشكسته و رسوا ساختى! وليد گفت: چطور برادر زاده؟
ابوجهل: براى اينكه به دين محمد گرويده‏اى.
وليد بن مغيره: نه، من به دين محمد نگرويده‏ام، و همچنان بر آئين قوم خود و پدرانم (بت پرستى) باقى هستم، ولى من سخن كوبنده‏اى از وى شنيدم كه بدنها را به لرزه مى‏آورد.
ابوجهل: آيا آن سخن شعر بود؟
وليد: نه، آنچه من شنيدم شعر نبود.
ابوجهل: خطابه بود؟
وليد: نه، زيرا خطابه كلامى پيوسته است، ولى سخنان محمد كلام پراكنده است كه شبيه به هم نيست و داراى زيبائى خاصى است.
ابوجهل: پس همان خطابه است.
وليد: نه، خطابه نيست.
ابوجهل: پس چيست؟
وليد: بگذار درباره آن درست فكر كنم.
فرداى آن روز سران قريش وليد بن مغيره را ملاقات نموده و پرسيدند:خوب، به نظرت آنچه محمد مى‏ گويد چيست؟ وليد گفت: بگوييد: سحر است. زيرا دلهاى مردم را به سوى خود جذب كرده است!
همچنين در جاي ديگر در مورد قرآن مي گويد : ه خدا قسم اين سخن شيرينى خاصى دارد و زيبائى مخصوصى از آن مى ‏درخشد. درختى است كه شاخه آن پرميوه و تنه آن پربركت است. اين سخنى است كه بشر نمى ‏تواند آن را به زبان آورد ( ر.ك:اعلام الورى ،ص41).


خیر البریه;331670 نوشت:
مثلا از تغییر حالات یا فرمان خود حضرتش بوده یا ..... ؟

پيامبر (ص) هم بواسطه جبرئيل وحي را دريافت مي كردند و هم بدون واسطه .
پیامبر هنگام نزول وحی مستقیم، بر خود احساس سنگینی می کرد و از شدت سنگینی که بر او وارد می شد بدنش داغ می شد و از پیشانی مبارکش عرق سرازیر می گشت. اگر بر شتری یا اسبی یا حیوان دیگری سوار بود، کمر حیوان خم می شد و به نزدیک زمین می رسید.
علامه طباطبائی می نویسد: “اخباری که بر این حالات غیر عادی پیامبر هنگام نزول وحی، اشاره دارند به حد مستفیض می باشند”(4)
امام صادق (ع) در این باره می فرماید: “هنگامی که وحی بدون واسطه ملک بر رسول خدا نازل می شد، این حالات در پیامبر اکرم رخ می داد؛ ولی هنگامی که وحی به واسطه جبرئیل (ع) فرود می آمد، رسول خدا می فرمود: جبرئیل به من گفت…"(5)یعنی هنگام دریافت وحی توسط جبرئیل حالت پیامبر عادی بود.
لذا اگر وحي مستقيم بود كه از حالات پيامبر (ص) مشهود بود كه وحي بر ايشان (ص) نازل شده است و اگر هم وحي غير مستقيم و بواسطه جبرئيل بود كه حضرتشان (ص) اعلام مي كردند جبرئيل نازل شد .


(4)- الميزان ، ج 20،ص139

(5)- بحار الانوار ، ج 18 ، ص 271

خیر البریه;331670 نوشت:
ا سلام وصلوات سوالی داشتم اینکه با ذکر دلیل بفرمایید مردم چگونه متوجه میشدند که پیامبر(ص) درحال خواندن آیات قرآن نازله از سوی جبرئیل است یا در حال گفتن احکام دینی و .... آیا قرآن با سنت از لحاظ هویت شرعی فرق دارند ؟ مثلا از تغییر حالات یا فرمان خود حضرتش بوده یا ..... ؟

سلام
حالات پیامبر اکرم ص حین نزول وحی متفاوت بود و همگان متوجه می شدند
دیگر اینکه خود حضرت هم به نزول وحی تصریح می فرمودند و کاتبان وحی را برای نوشتن فرا می خواندند
والله الموفق

با سلام وتشکر از همه بزرگواران

بنص قرآن : {وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى } ان هو الا وحی یوحی النجم3و4 یعنی سخن وسنت پیامبر (ص) در هر حال وحی است واحادیث نیز بران شاهد :

ألا إنى أوتيت الكتاب ومثله


معه ألا يوشك رجل شبعان على أريكته يقول عليكم بهذا القرآن فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه وما وجدتم فيه من حرام فحرموه ألا لا يحل لكم لحم الحمار الأهلى ولا كل ذى ناب من السباع ولا لقطة معاهد إلا أن يستغنى عنها صاحبها ومن نزل بقوم فعليهم أن يقروه فإن لم يَقْرُوه فله أن يُعْقِبَهم بمثل قراه (أحمد ، وأبو داود ، والطبرانى عن المقدام بن معديكرب)

مرز بین کتاب وسنت کجاست ؟

خیر البریه;351565 نوشت:
با سلام وتشکر از همه بزرگواران

بنص قرآن : {وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى } ان هو الا وحی یوحی النجم3و4 یعنی سخن وسنت پیامبر (ص) در هر حال وحی است واحادیث نیز بران شاهد :

ألا إنى أوتيت الكتاب ومثله


معه ألا يوشك رجل شبعان على أريكته يقول عليكم بهذا القرآن فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه وما وجدتم فيه من حرام فحرموه ألا لا يحل لكم لحم الحمار الأهلى ولا كل ذى ناب من السباع ولا لقطة معاهد إلا أن يستغنى عنها صاحبها ومن نزل بقوم فعليهم أن يقروه فإن لم يَقْرُوه فله أن يُعْقِبَهم بمثل قراه (أحمد ، وأبو داود ، والطبرانى عن المقدام بن معديكرب)

مرز بین کتاب وسنت کجاست ؟

سلام
عنوان وحی یک عنوان کلی است و می تواند شامل همه انواع الهامات الهی بشود و ظاهرا منظور از وحی بودن تمام کلمات پیامبر ص این است
چه اینکه حضرت در تمام حالات خود در محضر دوست هست و هرآنچه او بر لبان مبارکش می گذارد به مردم ارائه می کند . او به خود اجازه نمی دهد در محضر ذوالجلال از خود سخنی داشته باشد .
اما خدای متعال برخی بیانات را بطور خاص با عنوان کلام و کتاب تشریعی به پیامبر ص ابلاغ فرمود تا به مردم برساند و پیامبر ص نیز آنها را تحت عنوان قرآن و وحی خاص الهی به مردم ابلاغ فرمود
به نظر حقیر تفاوت ماهوی وحی تشریعی و سایر الهامات به تفاوت کلام در محضر و کلام حاضر است به این معنا که تا نبی اکرم ص خود را بعنوان عبد محض در محضر خدای متعال می بیند و به او نظر دارد که چه امر می فرماید تا به عباد بگوید ملهم است اما وقتی که جذبه اورا از خود فانی ساخته و مسخر تام الهی در دریافت کلام خاص اراده شده حق می گردد وحی تشریعی را دریافت می کند به عبارت دیگر نبی اکرم در وحی عام در محضر است و در وحی خاص کلام او کلام حاضر یعنی عین کلام خدای متعال است
اما از اینسوی خود نبی اکرم ص وحی تشریعی را با اعلام ، نشان دار می فرمودند تا همه بدانند و آنرا با کلام عادی حضرت اشتباه نگیرند
هرچند بین وحی قرآنی و کلام عادی نبی اکرم ص هم تفاوت مشخصی از لحاظ ساختار بیانی و غیره وجود دارد
در یک بیان دیگر می توان اینطور گفت که : کلام عادی پیامبر ص همان پیام الهی است که وجود نبی اکرم ص برایش بافت معنایی و لفظی تعیین کرده است اما وحی تشریعی آنست که خدای متعال بافت معنایی و لفظیش را تعیین فرمود و کل یعمل علی شاکته
والله الموفق

با سلام

اين مقدمه را ذكر كردم تا برسم به اينجا كه با تحقيقي كه من كردم كلمه قرآن در صدر اسلام ودر منابع اول وكهن بدين معني امروزي نبوده واستعمال نميشده است بزبان ديگر قرآن شامل آيات و تفسير وشان نزول آنها بوده است كه آنها را باهم ميخواندند مثل ختم صحيح بخاري كه الان هم در شرق ايران انجام ميشود و مثلا گفته ميشده قرآن علي (ع) يا كتاب علي (ع) و علت جدايي آيات از سنت وتفسير آنها همان شعار حسبنا كتاب الله بود كه منجر به تحريف و تاسيس تفاسير و برداشتهاي مختلف ومتارض از قرآن (آيات) گرديد .

دلايل من چيست ؟ در منابع عامه و خاصه از كتاب علي يا صحيفه علي يا قرآن علي سخن رفته است :

ثقه الاسلام كليني رحمه الله در كافي آورده :

محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن ابن محبوب، عن هشام بن سالم، عن ابي خالد الكابلي، عن ابي جعفر عليه السلام قال: وجدنا في كتاب علي عليه السلام " أن الارض لله يورثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين " أنا وأهل بيتي الذين أورثنا الله الارض ونحن المتقون والارض كلها لنا، فمن أحيا أرضا من المسلمين فليعمرها وليؤد خراجها إلى الامام من أهل بيتي وله ما أكل منها فإن تركها أو أخربها وأخذها رجل من المسلمين من بعده فعمرها وأحياها فهو أحق بها من الذي تركها، يؤدي خراجها إلى الامام من أهل بيتي وله ما أكل منها حتى
اين عبارت قرآن است يا حديث ؟


محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن الحسن بن محبوب، عن مالك بن عطية، عن أبي حمزة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: وجدنا في كتاب علي (عليه السلام)

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): إذا منعت الزكاة منعت الارض بركاتها.
وبإسنادة، عن يونس، عن عبدالله سنان قال: قال أبوعبدالله عليه السلام: الرجم في القرآن قول الله عزوجل: إذا زنى الشيخ والشيخة فارجموهما البتة فإنهما قضيا الشهوة


در اين روايت امام صادق (ع) ميگويند كه رجم در قرآن بوده !


حتى جاء في فهرست النديم أيضاً أنّ قرآن علي كان موجوداً عند أحد علماء الشيعة الكبار في عصر النديم،


در منابع عامه هم مثلا در صحيح بخاري آمده كه :


111 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سَلَامٍ قَالَ أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ عَنْ سُفْيَانَ عَنْ مُطَرِّفٍ عَنْ الشَّعْبِيِّ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ هَلْ عِنْدَكُمْ كِتَابٌ قَالَ لَا إِلَّا كِتَابُ اللَّهِ أَوْ فَهْمٌ أُعْطِيَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ أَوْ مَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ قَالَ قُلْتُ فَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ قَالَ الْعَقْلُ وَفَكَاكُ الْأَسِيرِ وَلَا يُقْتَلُ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ


آيا در قرآن امروزي چنين مطالبي هست ؟!



حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ حَدَّثَنَا مُطَرِّفٌ أَنَّ عَامِرًا حَدَّثَهُمْ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ هَلْ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ مِنْ الْوَحْيِ إِلَّا مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ قَالَ لَا وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَعْلَمُهُ إِلَّا فَهْمًا يُعْطِيهِ اللَّهُ رَجُلًا فِي الْقُرْآنِ وَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ قُلْتُ وَمَا فِي الصَّحِيفَةِ قَالَ الْعَقْلُ وَفَكَاكُ الْأَسِيرِ وَأَنْ لَا يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ


6903 - حَدَّثَنَا صَدَقَةُ بْنُ الْفَضْلِ أَخْبَرَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ حَدَّثَنَا مُطَرِّفٌ قَالَ سَمِعْتُ الشَّعْبِيَّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جُحَيْفَةَ قَالَ سَأَلْتُ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ هَلْ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ مِمَّا لَيْسَ فِي الْقُرْآنِ وَقَالَ مَرَّةً مَا لَيْسَ عِنْدَ النَّاسِ فَقَالَ وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ مَا عِنْدَنَا إِلَّا مَا فِي الْقُرْآنِ إِلَّا فَهْمًا يُعْطَى رَجُلٌ فِي كِتَابِهِ وَمَا فِي الصَّحِيفَةِ قُلْتُ وَمَا فِي الصَّحِيفَةِ قَالَ الْعَقْلُ وَفِكَاكُ الْأَسِيرِ وَأَنْ لَا يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ


به كلمات ليس في القران و ليس عند الناس دقت شود ، منظور چيست ؟


حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ حَدَّثَنَا مُطَرِّفٌ أَنَّ عَامِرًا حَدَّثَهُمْ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيٍّ ح حَدَّثَنَا صَدَقَةُ بْنُ الْفَضْلِ أَخْبَرَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ حَدَّثَنَا مُطَرِّفٌ سَمِعْتُ الشَّعْبِيَّ يُحَدِّثُ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جُحَيْفَةَ قَالَ سَأَلْتُ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ هَلْ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ مِمَّا لَيْسَ فِي الْقُرْآنِ وَقَالَ ابْنُ عُيَيْنَةَ مَرَّةً مَا لَيْسَ عِنْدَ النَّاسِ فَقَالَ وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ مَا عِنْدَنَا إِلَّا مَا فِي الْقُرْآنِ إِلَّا فَهْمًا يُعْطَى رَجُلٌ فِي كِتَابِهِ وَمَا فِي الصَّحِيفَةِ قُلْتُ وَمَا فِي الصَّحِيفَةِ قَالَ الْعَقْلُ وَفِكَاكُ الْأَسِيرِ وَأَنْ لَا يُقْتَلَ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ


به جمله : فَهْمًا يُعْطَى رَجُلٌ فِي كِتَابِهِ ؛ دقت شود كه يعني فقط امام علي (ع) مفسر قرآن است .


1870 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ مَا عِنْدَنَا شَيْءٌ إِلَّا كِتَابُ اللَّهِ وَهَذِهِ الصَّحِيفَةُ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَائِرٍ إِلَى كَذَا مَنْ أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثًا أَوْ آوَى مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ وَقَالَ ذِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَاحِدَةٌ فَمَنْ أَخْفَرَ مُسْلِمًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ وَمَنْ تَوَلَّى قَوْمًا بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ قَالَ أَبُو عَبْد اللَّهِ عَدْلٌ فِدَاءٌ



حَدَّثَنِي مُحَمَّدٌ أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ خَطَبَنَا عَلِيٌّ فَقَالَ مَا عِنْدَنَا كِتَابٌ نَقْرَؤُهُ إِلَّا كِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى وَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ فَقَالَ فِيهَا الْجِرَاحَاتُ وَأَسْنَانُ الْإِبِلِ وَالْمَدِينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَيْرٍ إِلَى كَذَا فَمَنْ أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثًا أَوْ آوَى فِيهَا مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ وَمَنْ تَوَلَّى غَيْرَ مَوَالِيهِ فَعَلَيْهِ مِثْلُ ذَلِكَ وَذِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَاحِدَةٌ فَمَنْ أَخْفَرَ مُسْلِمًا فَعَلَيْهِ مِثْلُ ذَلِكَ


حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ كَثِيرٍ أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ مَا كَتَبْنَا عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَّا الْقُرْآنَ وَمَا فِي هَذِهِ الصَّحِيفَةِ قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةُ حَرَامٌ مَا بَيْنَ عَائِرٍ إِلَى كَذَا فَمَنْ أَحْدَثَ حَدَثًا أَوْ آوَى مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ عَدْلٌ وَلَا صَرْفٌ وَذِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَاحِدَةٌ يَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ فَمَنْ أَخْفَرَ مُسْلِمًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ وَمَنْ وَالَى قَوْمًا بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ


- حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا جَرِيرٌ عَنْ الْأَعْمَشِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ مَا عِنْدَنَا كِتَابٌ نَقْرَؤُهُ إِلَّا كِتَابُ اللَّهِ غَيْرَ هَذِهِ الصَّحِيفَةِ قَالَ فَأَخْرَجَهَا فَإِذَا فِيهَا أَشْيَاءُ مِنْ الْجِرَاحَاتِ وَأَسْنَانِ الْإِبِلِ قَالَ وَفِيهَا الْمَدِينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَيْرٍ إِلَى ثَوْرٍ فَمَنْ أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثًا أَوْ آوَى مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ وَمَنْ وَالَى قَوْمًا بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ وَذِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَاحِدَةٌ يَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ فَمَنْ أَخْفَرَ مُسْلِمًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفٌ وَلَا عَدْلٌ


ودر صحيح مسلم :

وَحَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِى شَيْبَةَ وَزُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ وَأَبُو كُرَيْبٍ جَمِيعًا عَنْ أَبِى مُعَاوِيَةَ - قَالَ أَبُو كُرَيْبٍ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ - حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِىِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ خَطَبَنَا عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ فَقَالَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ عِنْدَنَا شَيْئًا نَقْرَأُهُ إِلاَّ كِتَابَ اللَّهِ وَهَذِهِ الصَّحِيفَةَ - قَالَ وَصِحِيفَةٌ مُعَلَّقَةٌ فِى قِرَابِ سَيْفِهِ - فَقَدْ كَذَبَ فِيهَا أَسْنَانُ الإِبِلِ وَأَشْيَاءُ مِنَ الْجِرَاحَاتِ وَفِيهَا قَالَ النَّبِىُّ صلى الله تعالى عليه وسلم « الْمَدِينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَيْرٍ إِلَى ثَوْرٍ فَمَنْ أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثًا أَوْ آوَى مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لاَ يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفًا وَلاَ عَدْلاً وَذِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَاحِدَةٌ يَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ وَمَنِ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ أَوِ انْتَمَى إِلَى غَيْرِ مَوَالِيهِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لاَ يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفًا وَلاَ عَدْلاً ». وَانْتَهَى حَدِيثُ أَبِى بَكْرٍ وَزُهَيْرٍ عِنْدَ قَوْلِهِ « يَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ ». وَلَمْ يَذْكُرَا مَا بَعْدَهُ وَلَيْسَ فِى حَدِيثِهِمَا مُعَلَّقَةٌ فِى قِرَابِ سَيْفِهِ.


3867 - وَحَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِىِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ خَطَبَنَا عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ فَقَالَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ عِنْدَنَا شَيْئًا نَقْرَأُهُ إِلاَّ كِتَابَ اللَّهِ وَهَذِهِ الصَّحِيفَةَ - قَالَ وَصَحِيفَةٌ مُعَلَّقَةٌ فِى قِرَابِ سَيْفِهِ - فَقَدْ كَذَبَ. فِيهَا أَسْنَانُ الإِبِلِ وَأَشْيَاءُ مِنَ الْجِرَاحَاتِ وَفِيهَا قَالَ النَّبِىُّ -صلى الله عليه وسلم- « الْمَدِينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَيْرٍ إِلَى ثَوْرٍ فَمَنْ أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثًا أَوْ آوَى مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لاَ يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفًا وَلاَ عَدْلاً وَذِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَاحِدَةٌ يَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ وَمَنِ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ أَوِ انْتَمَى إِلَى غَيْرِ مَوَالِيهِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لاَ يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَرْفًا وَلاَ عَدْلاً ».



وجالب سخن عمر بن الخطاب است كه بالاي منبر فرياد ميزد كه آيه رجم در قرآن بوده :



حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ الزُّهْرِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ قَالَ عُمَرُ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ يَطُولَ بِالنَّاسِ زَمَانٌ حَتَّى يَقُولَ قَائِلٌ لَا نَجِدُ الرَّجْمَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَيَضِلُّوا بِتَرْكِ فَرِيضَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ أَلَا وَإِنَّ الرَّجْمَ حَقٌّ عَلَى مَنْ زَنَى وَقَدْ أَحْصَنَ إِذَا قَامَتْ الْبَيِّنَةُ أَوْ كَانَ الْحَبَلُ أَوْ الِاعْتِرَافُ قَالَ سُفْيَانُ كَذَا حَفِظْتُ أَلَا وَقَدْ رَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَرَجَمْنَا بَعْدَهُ.بخاري



قَامَ فَأَثْنَى عَلَى اللَّهِ بِمَا هُوَ أَهْلُهُ ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي قَائِلٌ لَكُمْ مَقَالَةً قَدْ قُدِّرَ لِي أَنْ أَقُولَهَا لَا أَدْرِي لَعَلَّهَا بَيْنَ يَدَيْ أَجَلِي فَمَنْ عَقَلَهَا وَوَعَاهَا فَلْيُحَدِّثْ بِهَا حَيْثُ انْتَهَتْ بِهِ رَاحِلَتُهُ وَمَنْ خَشِيَ أَنْ لَا يَعْقِلَهَا فَلَا أُحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَكْذِبَ عَلَيَّ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالْحَقِّ وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ فَكَانَ مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ آيَةُ الرَّجْمِ فَقَرَأْنَاهَا وَعَقَلْنَاهَا وَوَعَيْنَاهَا رَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَرَجَمْنَا بَعْدَهُ فَأَخْشَى إِنْ طَالَ بِالنَّاسِ زَمَانٌ أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ وَاللَّهِ مَا نَجِدُ آيَةَ الرَّجْمِ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَيَضِلُّوا بِتَرْكِ فَرِيضَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ وَالرَّجْمُ فِي كِتَابِ اللَّهِ حَقٌّ عَلَى مَنْ زَنَى إِذَا أُحْصِنَ مِنْ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ إِذَا قَامَتْ الْبَيِّنَةُ أَوْ كَانَ الْحَبَلُ أَوْ....بخاري






قَالَ عُمَرُ لَوْلَا أَنْ يَقُولَ النَّاسُ زَادَ عُمَرُ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَكَتَبْتُ آيَةَ الرَّجْمِ بِيَدِي وَأَقَرَّ مَاعِزٌ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالزِّنَا أَرْبَعًا فَأَمَرَ بِرَجْمِهِ وَلَمْ يُذْكَرْ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَشْهَدَ مَنْ حَضَرَهُ وَقَالَ حَمَّادٌ إِذَا أَقَرَّ مَرَّةً عِنْدَ الْحَاكِمِ رُجِمَ وَقَالَ الْحَكَمُ أَرْبَعًا .بخاري






قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَقَدِمْنَا الْمَدِينَةَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالْحَقِّ وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ فَكَانَ فِيمَا أُنْزِلَ آيَةُ الرَّجْمِ .بخاري



4513 - حَدَّثَنِى أَبُو الطَّاهِرِ وَحَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى قَالاَ حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ أَخْبَرَنِى يُونُسُ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ أَخْبَرَنِى عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ أَنَّهُ سَمِعَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ يَقُولُ قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَهُوَ جَالِسٌ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ مُحَمَّدًا -صلى الله عليه وسلم- بِالْحَقِّ وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ فَكَانَ مِمَّا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةُ الرَّجْمِ قَرَأْنَاهَا وَوَعَيْنَاهَا وَعَقَلْنَاهَا فَرَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَرَجَمْنَا بَعْدَهُ فَأَخْشَى إِنْ طَالَ بِالنَّاسِ زَمَانٌ أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ مَا نَجِدُ الرَّجْمَ فِى كِتَابِ اللَّهِ فَيَضِلُّوا بِتَرْكِ فَرِيضَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ وَإِنَّ الرَّجْمَ فِى كِتَابِ اللَّهِ حَقٌّ عَلَى مَنْ زَنَى إِذَا أَحْصَنَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ إِذَا قَامَتِ الْبَيِّنَةُ أَوْ كَانَ الْحَبَلُ أَوْ الاِعْتِرَافُ.مسلم



نظر شما چيست ؟ ‌آيا قرآن هر خواندني است چون به تورات وانجيل هم قرآن ميگفتند يا .... !!!!!!

خیر البریه;351997 نوشت:
با سلام

اين مقدمه را ذكر كردم تا برسم به اينجا كه با تحقيقي كه من كردم كلمه قرآن در صدر اسلام ودر منابع اول وكهن بدين معني امروزي نبوده واستعمال نميشده است بزبان ديگر قرآن شامل آيات و تفسير وشان نزول آنها بوده است كه آنها را باهم ميخواندند مثل ختم صحيح بخاري كه الان هم در شرق ايران انجام ميشود و مثلا گفته ميشده قرآن علي (ع) يا كتاب علي (ع) و علت جدايي آيات از سنت وتفسير آنها همان شعار حسبنا كتاب الله بود كه منجر به تحريف و تاسيس تفاسير و برداشتهاي مختلف ومتارض از قرآن (آيات) گرديد .

دلايل من چيست ؟ در منابع عامه و خاصه از كتاب علي يا صحيفه علي يا قرآن علي سخن رفته است :

سلام
اتفاقا همان حسبنا کتاب الله نشانه تمایز کلام تشریعی خدای متعال و کلام نبی اکرم ص در نزد مردم آن زمان بوده است
استعمال کلمه کتاب بر قرآنی که مشتمل بر تفسیر نویسنده آن هست هم دلیلی بر یکی بودن کلام الله و کلام نبی ص نیست چه اینکه تفاوت ساختار کلامی متن قرآن و حدیث تفسیر کننده آن واضح است
و نهایت اینکه اساسا استعمال کتاب در مجموعه ای از قرآن و تفسیر روایی دلیل بر جزء قرآن بودن حدیث ندارد چه اینکه استعمال اعم از صحت و خالی از دقت و مجمل است
دیگر اینکه این مطلب شما در کلام معصومین ع به نحو ایجابی مطرح نشده است و هیچگاه ایشان تفسیر روایی آیات را جزء کلام الله معرفی نکرده اند
والله الموفق

حامد;352004 نوشت:
سلام
اتفاقا همان حسبنا کتاب الله نشانه تمایز کلام تشریعی خدای متعال و کلام نبی اکرم ص در نزد مردم آن زمان بوده است
استعمال کلمه کتاب بر قرآنی که مشتمل بر تفسیر نویسنده آن هست هم دلیلی بر یکی بودن کلام الله و کلام نبی ص نیست چه اینکه تفاوت ساختار کلامی متن قرآن و حدیث تفسیر کننده آن واضح است
و نهایت اینکه اساسا استعمال کتاب در مجموعه ای از قرآن و تفسیر روایی دلیل بر جزء قرآن بودن حدیث ندارد چه اینکه استعمال اعم از صحت و خالی از دقت و مجمل است
دیگر اینکه این مطلب شما در کلام معصومین ع به نحو ایجابی مطرح نشده است و هیچگاه ایشان تفسیر روایی آیات را جزء کلام الله معرفی نکرده اند
والله الموفق

با سلام

مساله مهم اينجاست كه قائل به شعار حسبنا القران خودش معتقد به وجود أيه رجم در قرأن بوده :

4513 - حَدَّثَنِى أَبُو الطَّاهِرِ وَحَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى قَالاَ حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ أَخْبَرَنِى يُونُسُ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ أَخْبَرَنِى عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ أَنَّهُ سَمِعَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ يَقُولُ قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَهُوَ جَالِسٌ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ مُحَمَّدًا -صلى الله عليه وسلم- بِالْحَقِّ وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ فَكَانَ مِمَّا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةُ الرَّجْمِ قَرَأْنَاهَا وَوَعَيْنَاهَا وَعَقَلْنَاهَا فَرَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَرَجَمْنَا بَعْدَهُ فَأَخْشَى إِنْ طَالَ بِالنَّاسِ زَمَانٌ أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ مَا نَجِدُ الرَّجْمَ فِى كِتَابِ اللَّهِ فَيَضِلُّوا بِتَرْكِ فَرِيضَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ وَإِنَّ الرَّجْمَ فِى كِتَابِ اللَّهِ حَقٌّ عَلَى مَنْ زَنَى إِذَا أَحْصَنَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ إِذَا قَامَتِ الْبَيِّنَةُ أَوْ كَانَ الْحَبَلُ أَوْ الاِعْتِرَافُ.مسلم

سوال ديگر كه جوابش شفاف نشد مربوط به حديث زير است :

وبإسنادة، عن يونس، عن عبدالله سنان قال: قال أبوعبدالله عليه السلام: الرجم في القرآن قول الله عزوجل: إذا زنى الشيخ والشيخة فارجموهما البتة فإنهما قضيا الشهوة .كافي

سلام
به فرض صحت صدور روایات مذکور با اصل عدم تحریف مردود است
والله الموفق

پرسش:
مردم چگونه متوجه می شدند که پیامبر(ص) درحال خواندن آیات قرآن نازله از سوی جبرئیل است یا در حال گفتن احکام دینی؟

پاسخ:
هر گاه وحي نازل مي شد ، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ، كاتبان وحي را فرا مي خواندند و دستور به نگارش ايات نازل شده مي دادند ، اين آيات به مردم ابلاغ مي شد و مردم در حفظ و از بر كردن آن و البته فهم و احكام آن مي كوشيدند .
البته متن قرآن و كلام وحي كلا از سخنان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) متمايز بود به نحوي كه از مدارك تاريخي صدر اسلام بر مي آيد كفار و مشركين قريش ، اهتمام تام داشتند تا آيات قرآن به گوش مردم و يا كساني كه براي گزاردن حج به مكه مي آمدند ، نرسد و از راههاي مختلف سعي مي كردند راه استماع قرآن كريم را ببندند حتي ايجاد سرو صدا :وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ (1)

و كسانى كه كافر شدند گفتند به اين قرآن گوش مدهيد و سخن لغو در آن اندازيد شايد شما پيروز شويد
خب پيامبر اكرم (ص) در ميان اين مردم زندگي مي كردند سخنان پيامبر (ص) معمولي بود تاثير شگرف و
خارق العاده نداشت اما در مورد قرآن كريم اين تاثير خارق العاده بر شنونده كاملا بارز و مشهور بود به نحوي كه اوج مخالفت با قرآن بود و سعي بر اين بود كه از استماع قرآن جلوگيري شود (2)

جريان وليد بن مغيره و شنیدن آيات الهي توسط او و به فكر فرورفتن و اعترافش به غير بشري بودن قرآن معروف است (3) لذا بين سخنان و تبينات پيامبر(ص) از احكام و آيات با خود آيات الهي كاملا تفاوت و تمايز وجود داشت چه بر مبناي اينكه مردم آيات الهي را از بر بودند و مي دانستند اين بخش از كلام پيامبر (ص) قرآن است و مابقي توضيحات آن حضرت (ص) است و چه بر مبناي اينكه بين قرآن و سخنان پيامبر (ص) تفاوت آشكار وجود داشت همانگونه كه موجب شد كفار و مشركين در صدد محروم ساختن مردم از استماع قرآن كريم باشند .

وضعیت روحی پیامبر هنگام نزول وحی چگونه بود؟
پاسخ: پيامبر (ص) هم بواسطه جبرئيل وحي را دريافت مي كردند و هم بدون واسطه .
پیامبر هنگام نزول وحی مستقیم، بر خود احساس سنگینی می کرد و از شدت سنگینی که بر او وارد می شد بدنش داغ می شد و از پیشانی مبارکش عرق سرازیر می گشت. اگر بر شتری یا اسبی یا حیوان دیگری سوار بود، کمر حیوان خم می شد و به نزدیک زمین می رسید.
علامه طباطبائی می نویسد: “اخباری که بر این حالات غیر عادی پیامبر هنگام نزول وحی، اشاره دارند به حد مستفیض می باشند”(4)

امام صادق (ع) در این باره می فرماید: “هنگامی که وحی بدون واسطه ملک بر رسول خدا نازل می شد، این حالات در پیامبر اکرم رخ می داد؛ ولی هنگامی که وحی به واسطه جبرئیل (ع) فرود می آمد، رسول خدا می فرمود: جبرئیل به من گفت…"(5)یعنی هنگام دریافت وحی توسط جبرئیل حالت پیامبر عادی بود.
لذا اگر وحي مستقيم بود كه از حالات پيامبر (ص) مشهود بود كه وحي بر ايشان (ص) نازل شده است و اگر هم وحي غير مستقيم و بواسطه جبرئيل بود كه حضرتشان (ص) اعلام مي كردند جبرئيل نازل شد .

منابع:
(1)- فصلت/26
(2)- طفیل بن عمرو دوسی که مردی شریف و شاعری اندیشمند بود می گوید در آن اوقات من وارد مکه شدم. جمعی از قریش به من نزدیک آمدند و گفتند: ای طفیل! تو وارد شهر ما شده ای، این مرد که در بین ماست ما را به ستوه آورده، اجتماع ما را به هم زده، و سر رشته امور ما را از هم گسیخته است. سخن او همچون سحر پسر را از پدر، و برادر را ازبرادر و شوهر را از زن جدا می کند. ما از آن بیم داریم که تو و مردم قبیله ات هم به سرنوشت ما دچار شوی. بنابراین با وی سخن مگو، و چیزی از او مشنو. ( تاريخ اسلام ، علي دواني )
(3)- روزى بزرگان قريش نزد وى آمدند و پرسيدند: سخنانى كه محمد مى‏ گويد چيست؟ آيا سحر است، يا جادو است، يا خطابه است؟ وليد بن مغيره گفت: بگذاريد بروم از نزديك سخن او را بشنوم سپس اظهار نظر كنم.
سپس برخاست و آمد در حجر اسماعيل و نزديك به پيغمبر نشست و به پيغمبر گفت:اى محمد! قسمتى از شعرت را براى من بازگو كن.
پيغمبر فرمود: شعر نيست، بلكه كلام خداوندى است كه پيغمبران را برانگيخته است. وليد گفت:پاره‏اى ازآن را بر من بخوان. پيغمبر شروع كرد به خواندن سوره «حم سجده‏» تا به اين آيه شريفه رسيد: «اگر از شنيدن اين آيات روى برتافتنداى پيغمبر بگو من شما را راز صاعقه‏اى مانند صاعقه ‏اى كه بر قوم عاد و ثمود فرود آمد بيم مى‏ دهم‏»( فان اعرضوا فقل انذرتكم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود. سوره فصلت/ 130
همين كه وليد اين را شنيد به سختى لرزيد و موى بر بدنش راست‏شد، سپس برخاست و به خانه‏اش رفت، و به سورى قريش بازنگشت.قريش به ابوجهل گفتند: وليد عمويت دين محمد را پذيرفته است. ديدى كه به طرف ما نيامد. سخن محمد را شنيد و به خانه‏ اش رفت. قريش از اين واقعه سخت غمگين شدند.
روزبعد ابوجهل به نزد وليد رفت و گفت، عمو! ما را سرشكسته و رسوا ساختى! وليد گفت: چطور برادر زاده؟
ابوجهل: براى اينكه به دين محمد گرويده‏ اى.
وليد بن مغيره: نه، من به دين محمد نگرويده‏ام، و همچنان بر آئين قوم خود و پدرانم (بت پرستى) باقى هستم، ولى من سخن كوبنده‏ اى از وى شنيدم كه بدنها را به لرزه مى ‏آورد.
ابوجهل: آيا آن سخن شعر بود؟
وليد: نه، آنچه من شنيدم شعر نبود.
ابوجهل: خطابه بود؟
وليد: نه، زيرا خطابه كلامى پيوسته است، ولى سخنان محمد كلام پراكنده است كه شبيه به هم نيست و داراى زيبائى خاصى است.
ابوجهل: پس همان خطابه است.
وليد: نه، خطابه نيست.
ابوجهل: پس چيست؟
وليد: بگذار درباره آن درست فكر كنم.
فرداى آن روز سران قريش وليد بن مغيره را ملاقات نموده و پرسيدند:خوب، به نظرت آنچه محمد مى‏ گويد چيست؟ وليد گفت: بگوييد: سحر است. زيرا دلهاى مردم را به سوى خود جذب كرده است!
همچنين در جاي ديگر در مورد قرآن مي گويد : به خدا قسم اين سخن شيرينى خاصى دارد و زيبائى مخصوصى از آن مى ‏درخشد. درختى است كه شاخه آن پرميوه و تنه آن پربركت است. اين سخنى است كه بشر نمى ‏تواند آن را به زبان آورد ( ر.ك:اعلام الورى ،ص41)
(4)- الميزان ، ج 20،ص139
(5)- بحار الانوار ، ج 18 ، ص 271

كليد واژه ها : وحي ، كتابت وحي ، تاثير قران، سخنان پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم)

موضوع قفل شده است