جمع بندی چگونه به همسرم «نه» بگویم؟

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد امیـد

[TD][/TD]

هـدا;998055 نوشت:
با سلام و احترام،

من با همسرم مشکلی دارم که ممنون می شم بهم کمک کنید مهارت لازم رو کسب کنم و مشکل رو از بین ببرم.

مشکل اینه که همسرم درخواست های ریز و زیادی از من داره. مانند اینکه: لامپ رو روشن کن، دمپایی رو بذار اینجا، و خیلی موارد کوچیک از این دست.

مادامیکه من فورا برم و کاری که ازم خواسته رو عینا به شکلی که دوست داره انجام بدم، کاملا براش عادیه، طوریکه تشکر هم نمی کنه. اما مشکل بزرگتر اینجاست که اگه یه وقت ازش ناراحت باشم یا به هردلیلی سختم باشه کاری که گفته رو انجام بدم، به خودش اجازه میده بی احترامی کنه. ضمنا اعصاب خودش هم خیلی خورد می شه و حس می کنه من بهش گستاخی کردم.

من دوست دارم گاهی ازم درخواست هایی داشته باشه و انجام بدم. اما وقتی می بینم هراز گاهی که نمی خوام درخواستی رو اجابت کنم، هم به من بی احترامی می کنه و هم به خودش فشار عصبی سنگینی وارد می کنه، به این نتیجه رسیدم که بهتره طوری رفتار کنم که کلا این توقع درش از بین بره. عادت کنه که خودش کارهای ریزش رو انجام بده. اما مهارت لازم برای اینکارو ندارم. نمی دونم چطور بهش نه بگم که گستاخی یا بی توجهی یا لجبازی تعبیر نشه، و ازم ناراحت نشه.

این نکته رو اضافه کنم که طرز فکر و شخصیتش طوری نیست که بتونم مسئله رو منطقی و با گفتگوی مسالمت آمیز مطرح کنم. وگرنه موضوع رو منطقی بیان می کردم. ولی نگرشش طوریه که باید بدون توضیح و تفسیر، "در عمل" طوری رفتار کنم که اثر مناسب رو داشته باشه. یعنی باید مهارت واکنش مناسب به درخواست هاش رو داشته باشم.

ممنون می شم در این مورد راهنماییم کنید.

سلام
خیلی خوب است که برای حلّ مشکلتان به دنبال مهارت آموزی هستید. به نظر می رسد که همسرِ پرتوقّعی دارید. برای حل این مشکل، توصیه هایم را در سه بخش خدمتتان ارائه می دهم:
بخش اول) در برابر حرف ها و انتظاراتِ زیادِ همسرتان، سبک رفتاری قاطعانه را یاد بگیرید و تمرین نمایید. توضیح:
ما در ارتباط با اطرافیان به سه سَبک رفتاری برخورد می کنیم:

1- سبک پرخاشگرانه:
در این سبک همواره به دنبال مقصر هستیم و انگشت اشاره ما به سمت اطراف است تا یک مقصّر بیابیم. با احساسات خود آشنا نیستیم و مدام در کلمات خود از متلک استفاده می کنیم و لحنمان تُند است:«تو این کار را کردی»، «این طوری گفتی» و.... شوهر شما از این سبک رفتاری بهره می برد. زیربنای واکنش پرخاشگرانه این است که نیازهای فرد همیشه بر حقّ و مهمّ تر از نیازها و خواسته های دیگران است. فردی که خشمگین می شود، معتقد است که حقّ دارد به آن چه می خواهد برسد و کاری را که دوست دارد، انجام دهد. در این حالت ممکن است صدایش را بلند کند یا به شکلی تحقیرآمیز یا تهدیدکننده حرف بزند. امّا مسلّماً این کار، صمیمیّت را از بین می برد.

2- سبک منفعلانه:
فرد منفعل در مقابل دیگران بیشترین پاسخش سکوت، لبخند یا تأیید است؛ اما بعد ناراحت می شود، بدگویی می کند و از دیگران می خواهد که از او حمایت کنند. نگاه چشمی ندارد، همیشه عصبانیّت های پنهانی دارد که با مدل های بیمارگونه نشان می دهد. زیر بنای واکنش انفعالی این است که نیازهای فرد از نیازها و خواسته های دیگران بی اهمّیت تر است. در این حالت فرد معتقد است که شایسته آن چه می خواهد نیست. به جای آن همه تلاشش را بر این می گذارد که خواسته دیگران را محقّق کند تا به هدف هایش برسد. در صورتی که این وضعیت ادامه یابد، به فردی بی اراده و منفعل تبدیل می شود که همیشه منتظر است دیگران برای او تصمیم بگیرند.

3- سبک قاطعانه:
چنین فردی کاملاً به حِسّ های خود آگاه است. در عین این که به دیگران و خودش بی احترامی نمی کند و خودش هم با کلام و رفتارش وارد حریم کسی نمی شود اما می تواند ناراحتی های خود را مطرح کند و به راحتی نه بگوید. زیر بنای واکنش قاطعانه این است که فرد حق دارد نیازهایش را دنبال کند و دیگران هم مُتقابلا این حق را دارند که دنبال تحقّق نیازهای خود باشند. فرد در جریان تحقّق بخشیدن به نیازها و خواسته های خود، حق و حقوق دیگران را رعایت می کند و به خواسته ها و احساسات آنها ارزش می نهد.

مثال یک: شوهرتان از شما چیزی می خواهد و شما به دلیلی آن را انجام نمی دهید و شوهرتان اهانت می نماید:
سبک رفتاریِ پرخاشگرانه:
[شما با عصبانیّت] حرف دهنت را بفهم. حق نداری به من توهین کنی.

سبک رفتاریِ منفعلانه:
ناراحت می شوید؛ ولی سکوت می کنید. وقتی شوهرتان در خانه نیست، بدگوییِ او را به مادرش می کنید.

سبک رفتاری قاطعانه:
[شما بدون داد و بیداد، با لحنی قاطع] همان طور که انتظار دارید من به شما احترام بگذارم، من هم متقابلاً انتظار دارم به من احترام بگذارید.

مثال دو: شوهرتان از شما می خواهد لامپ را خاموش کنید. اما در آن زمان دوست ندارید این کار را انجام دهید:
سبک رفتاریِ پرخاشگرانه:
[شما با عصبانیت] پاشو خودت لامپ رو خاموش کن. حقّ نداری به من دستور بدی.

سبک رفتاریِ منفعلانه:
شما ناراحت می شوید؛ ولی سکوت می کنید.

سبک رفتاری قاطعانه:
[شما بدون داد و بیداد، با لحنی قاطع] بهتر نیست گاهی خودت کارهایت را انجام بدهی؟

رفتار قاطعانه و بدون داد و بی داد را تمرین کنید و در برابر خواسته های غیرمنطقی همسرتان از آن بهره بگیرید.
از سوی دیگر شوهر شما باید مهارت کنترل خشم را یاد بگیرد و عصبانیتش را کنترل کند. همسرتان اگر به برخی رفتارهای شما انتقادی دارد، باید آن انتقاد را به صورتی منطقی و به دور از پرخاشگری و توهین با شما در میان بگذارد.

ادامه دارد...

هـدا;998055 نوشت:
من با همسرم مشکلی دارم که ممنون می شم بهم کمک کنید مهارت لازم رو کسب کنم و مشکل رو از بین ببرم.

بخش دوم) اگر نمی خواهید صددرصد به یک خواسته یِ همسرتان عمل کنید و در واقع می خواهید به او «نه» بگویید، از این اُسلوب استفاده کنید:
«باشه؛ ولی ...».
مثال: شوهرتان به شما می گوید:«دمپایی را اینجا بذار»؛ اما شما می دانید که دمپاییْ کثیف است و باید شسته شود. به جای اینکه به او بگویید:«نمی ذارم»، بگویید:«باشه، ولی بعد از اینکه اون رو شستم».
به این صورت به او مستقیماً «نه» نمی گویید. افرادِ لجباز و پُرتوقّع تحمّلِ شنیدنِ «نه» را ندارند. پس باید به گونه ای ظریف به او «نه» بگویید.

بخش سوم) مهارت کنترل خشم را تمرین کنید و آن را به کار گیرید: هر بار که عصبانی شدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید. انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید. به این صورت می توانید خشم عصبانیت خود را کنترل نمایید.

- هنگام انتقاد از رفتار شوهر، نکات زیر را رعایت کنید:
الف- از يادآوري نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقاط ضعف همسرتان صحبت کنيد، نقاط قوتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد مي‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بيان کند؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفي بداند و پذيرش بيشتري نسبت به حرف شما پيدا کند.
ب- اعتدال را رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (صلوات الله و سلامه علیه) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.

ج- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقتي و قابل تغيير مي باشد. به جاي استفاده از جملاتي که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادي ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: بی احساس هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
« وقتی که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادی، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهی؟(خواسته)».
مثال: وقتی دیروز (x) سرم داد کشیدی و حرف های بی ادبانه زدی(y) از دستت عصبانی شدم(z). ميشه دیگه این کار رو نکنی؟(خواسته).

د- از کلماتی مثل «چرا» برای سؤال از رفتار همسرتان استفاده نکنید:
وقتی با کلمه «چرا» از همسرتان در مورد رفتارش سؤال می پرسید، تصور می نماید که در حال بازجویی از او هستید و می خواهید آزادی اش را محدود کنید. مثلا وقتی می خواهید به همسرتان بفهمانید از اینکه به شما اهانت می کند، ناراحت هستید، از جمله «چرا به من توهین می کنی؟» استفاده نکنید. به جای این جمله، از همان قالب (روش xyz+خواسته) بهره بگیرید.

ادامه دارد...

هـدا;998055 نوشت:
من با همسرم مشکلی دارم که ممنون می شم بهم کمک کنید مهارت لازم رو کسب کنم و مشکل رو از بین ببرم.

بخش چهارم) به یاد داشته باشید تغییر رفتارِ شوهرتان، یک شبه و یک ماهه و یک ساله صورت نمی گیرد؛ بلکه نیازمند زمان و صرف وقت می باشد. شوهرتان سال ها با این رفتار زندگی کرده و احتمالا مادرش همیشه به خواسته هایش عمل می کرده است. تغییر رفتار و جایگزینی رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به محلّ قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به محلّ جدید ساعت دیواری عادت کنید. یادگیریِ شوهرتان نیز زمان لازم دارد. مهمّ این است که شروع کنید.

قدرت زبان نرم را دست کم نگیرید. در گذشته جادوگرها با حرکات عجیب و غریب مردم را جادو می کردند. اما امروزه افرادِ کاردان، انسان ها را با زبانشان سحر و جادو می نمایند. توانایی خود را در این زمینه تقویت نمایید. شما می توانید.

کتاب «مهارت های زناشویی» نوشته «مَتیو مَک کِی» که چند انتشارات آن را چاپ کرده اند (مثل انتشارات ارجمند و نشر ابن سینا) را تهیه و مطالعه نمایید. کتاب «مهارت گفتگو برای همسران» نوشته «زهره شیری» را به صورت رایگان از اینترنت دانلود و مطالعه کنید. توصیه های این دو کتاب راهنمای خوبی می باشد.

در صورت به کارگیری موارد فوق و عدم موفقیت، همراه همسرتان به یک روانشناس و مشاور خانواده متعهد و خبره در شهر خود مراجعه نمایید. شاید شوهرتان از شما حرف شنوی نداشته باشد، ولی از یک آقای روانشناس حرف شنوی داشته باشد و رفتارش را اصلاح نماید.

امیدوار باشید.

هـدا;998055 نوشت:
با سلام و احترام،

من با همسرم مشکلی دارم که ممنون می شم بهم کمک کنید مهارت لازم رو کسب کنم و مشکل رو از بین ببرم.

مشکل اینه که همسرم درخواست های ریز و زیادی از من داره. مانند اینکه: لامپ رو روشن کن، دمپایی رو بذار اینجا، و خیلی موارد کوچیک از این دست.

مادامیکه من فورا برم و کاری که ازم خواسته رو عینا به شکلی که دوست داره انجام بدم، کاملا براش عادیه، طوریکه تشکر هم نمی کنه. اما مشکل بزرگتر اینجاست که اگه یه وقت ازش ناراحت باشم یا به هردلیلی سختم باشه کاری که گفته رو انجام بدم، به خودش اجازه میده بی احترامی کنه. ضمنا اعصاب خودش هم خیلی خورد می شه و حس می کنه من بهش گستاخی کردم.

من دوست دارم گاهی ازم درخواست هایی داشته باشه و انجام بدم. اما وقتی می بینم هراز گاهی که نمی خوام درخواستی رو اجابت کنم، هم به من بی احترامی می کنه و هم به خودش فشار عصبی سنگینی وارد می کنه، به این نتیجه رسیدم که بهتره طوری رفتار کنم که کلا این توقع درش از بین بره. عادت کنه که خودش کارهای ریزش رو انجام بده. اما مهارت لازم برای اینکارو ندارم. نمی دونم چطور بهش نه بگم که گستاخی یا بی توجهی یا لجبازی تعبیر نشه، و ازم ناراحت نشه.

این نکته رو اضافه کنم که طرز فکر و شخصیتش طوری نیست که بتونم مسئله رو منطقی و با گفتگوی مسالمت آمیز مطرح کنم. وگرنه موضوع رو منطقی بیان می کردم. ولی نگرشش طوریه که باید بدون توضیح و تفسیر، "در عمل" طوری رفتار کنم که اثر مناسب رو داشته باشه. یعنی باید مهارت واکنش مناسب به درخواست هاش رو داشته باشم.

ممنون می شم در این مورد راهنماییم کنید.

سلام

خوب روش های بیانی زیادی ممکنه وجود داشته باشه من میتونم این متن رو پیشنهاد بدم در شرایط و زمان مناسب ولی خوب قرار نیست عین این متن رو بگید :
[SPOILER]
همسر عزیزم من خیلی تو رو دوست دارم لطفا با من مهربون باش. من دوست دارم از من حمایت کنی.
من همسر تو هستم همیشه سعی میکنم باهات مهربون باشم و بهت عشق بدم. لطفا توی صحبتهات با من مهربون باش. من دوست دارم توی خونه کار کنم و تو آسوده باشی ولی تو هم من رو تنها نذار حمایتم کن. دوست دارم خودم عاشقانه کار کنم دوست ندارم رابطه ی من و تو مثل کارگر و کارفرما باشه. من انتظار دارم تو هم توی کارهای خونه از من حمایت کنی و پشتم باشی.
[/SPOILER]

هـدا;998055 نوشت:

اما مشکل بزرگتر اینجاست که اگه یه وقت ازش ناراحت باشم یا به هردلیلی سختم باشه کاری که گفته رو انجام بدم، به خودش اجازه میده بی احترامی کنه.

سلام و عرض ادب

همسر شما این طور تربیت شده است :

اگر کسی به حرفت گوش نکرد ، به تو بی احترامی کرده است !

شما باید به او بفهمانید که اشتباه فکر می کند

با او درد دل کنید و مساله را برایش روشن کنید

مهربانانه به او بگویید که

عزیزم ،

اگر کاری که از من خواسته ای را انجام نمی دهم ،

به دلیل عصبانیت یا مساله دیگری است

و قصد بی احترامی به تو را ندارم .

اگر رابطه شما خوب نیست

سعی کنید از یک بزرگتر یا یک مشاور بخواهید شما را همراهی کند و در بهبود روابط شما با همسرتان شما را یاری کند

بر خدا توکل کنید و از دعای خیر برای زندگی و همسرتان غافل نباشید

آن چه به آن می اندیشید ، آینده شما را خواهد ساخت

اگر همسرتان را انسانی بی منطق فرض بگیرید

این بی منطقی تا پایان عمر ادامه خواهد یافت !

اما اگر افکارتان را مثبت کنید و با همسرتان مهربانانه رفتار کنید و از زیرکی های زنانه استفاده کنید

به نتیجه مطلوب خواهید رسید

به طور مثال وقتی از شما خواسته داشت و شما قادر به انجام ان نبودید

بگویید

عزیزم ، همسرم یا هر عبارت زیبایی که به ذهنتان می رسد

خسته هستم ، دستم بنده ، یا هر مساله ای که هست

لطفا خودت انجامش بده

از محبت خارها گل می شود

در پناه حق تعالی

استاد ایا روشی هست برای فهمیدن چنین خصلتی قبل از ازدواج؟

امید;998340 نوشت:
امیدوار باشید.

یاس...;998693 نوشت:
استاد ایا روشی هست برای فهمیدن چنین خصلتی قبل از ازدواج؟

سلام

از اینکه در این موضوع مشارکت می نمایید، صمیمانه سپاسگزارم.

برای فهمیدنِ ویژگی های شخصیّتیِ افراد، پرسشنامه هایِ متعدّدی ساخته و نوشته شده است. معروف ترینِ این پرسشنامه ها، پرسشنامه شخصیّتیِ NEO می باشد. این پرسشنامه، پنج عامل یا حیطه را مورد ارزیابی قرار می دهد. پنج عاملِ مزبور عبارتند از: روان آزردگی، بُرون گرایی، گُشودگی، موافق بودن و باوجدان بودن. هر حیطه، شش جنبه یا مقیاسِ فرعی دارد؛ یعنی صفات شخصیّتیِ خاصّی که جنبه های مختلفِ هر حیطه را نشان می دهند.
عاملِ «موافق بودن» (Agreeableness) شاخصی است که می تواند ویژگیِ موردِ نظر شما را نشان دهد. فرد موافق اساساً نوع دوست است، با دیگران احساسِ همدردی می کند و مشتاقِ کمک به آنها است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در برابرِ افرادِ موافق، افرادِ ناموافق یا مخالفْ خودمحور بوده و به قصد و نیّت دیگران مظنون هستند و بیشتر اهل رقابت هستند تا همکاری. افرادِ موافق محبوب تر از افراد مخالف هستند. البته باید بگویم که هر کدام از این ویژگی ها در جای خود، مفید هستند و فرد را به موفقیّت سوق می دهند و در غیرِ جایِ خود، مُضرّ هستند و فرد را از موفقیّت دور می کنند. مثلا ویژگیِ موافق بودن در جایگاهِ قاضی یا وکیل برتری ندارد. اما این ویژگی در جایگاهِ یک شوهر یا یک پرستار یا یک روانشناس بسیار مفید است. همچنین ویژگی مخالف بودن، در جایگاهِ یک قاضی یا وکیل یا استاد دانشگاه یا کارآگاه بسیار مفید است، اما در جایگاهِ یک شوهر یا یک روانشناس برتری ندارد و فرد را از موفقیّت در این جایگاه دور می کند.

شش مقیاسِ فرعیِ عامل موافق بودن، عبارتند از: اعتماد، رک گویی یا سادگی، نوع دوستی، همراهی،تواضع، دل رحم بودن یا نرمش در برابر دیگران. موارد قرمز رنگ می توانند ویژگی های مورد نظرِ شما را مشخّص نماید.
برای بررسیِ تناسب میان دختر و پسر توصیه می شود پس از گفتگوهای مقدّماتی در سه جلسه یِ خواستگاری، دختر و پسر «با همدیگر» به یک روانشناس و مشاور خانواده یِ متعهّد و خبره در شهر خود مراجعه نمایند و از او بخواهند پس از گرفتنِ آزمون شخصیّتیِ NEO یا دیگر آزمون های معتبر به بررسیِ تناسب میان دختر و پسر بپردازد و ریسکِ ازدواج را مشخص نماید.
البته این به آن معنا نیست که ازدواج با فردِ مخالف یا موافق باعث بدبختی است؛ بلکه می توان با یادگیریِ مهارت های زناشویی به خوبی با این افراد رابطه برقرار کرد و زندگیِ آرامش بخشی را تجربه نمود.

امید;998339 نوشت:
ج- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقتي و قابل تغيير مي باشد. به جاي استفاده از جملاتي که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادي ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: بی احساس هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
« وقتی که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادی، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهی؟(خواسته)».
مثال: وقتی دیروز (x) سرم داد کشیدی و حرف های بی ادبانه زدی(y) از دستت عصبانی شدم(z). ميشه دیگه این کار رو نکنی؟(خواسته).


سلام بر همگی

و


سلام علیکم استاد گرامی

با تشکر از راه نمایی کامل تان

ببخشید این روشی که بالا اشاره داشته اید،میشود خلاصه اش این باشد؟

1 توصیف رفتار
2 بیان احساسات
3 بیان خواسته خود

لبخند نگاه;998745 نوشت:
1 توصیف رفتار
2 بیان احساسات
3 بیان خواسته خود

سلام

از مشارکت تان در این موضوع صمیمانه تشکر می کنم.

درست می گویید. خلاصه خوبی برای روش بیان احساسات و نیازها گفتید.
با اجازه کپی می کنم.

@};-happy@};-

امید;998713 نوشت:
ریسکِ ازدواج را مشخص نماید

و چقدر باید به نتیجه این ازمون اهمیت داد؟ یعنی چطوری باید تصمیم گیری کرد؟مثلا همه چی خوب بوده اما ازمون چیز دیکری رو نشون میده...باید چکار کرد؟8->

یاس...;998900 نوشت:
و چقدر باید به نتیجه این ازمون اهمیت داد؟ یعنی چطوری باید تصمیم گیری کرد؟مثلا همه چی خوب بوده اما ازمون چیز دیکری رو نشون میده...باید چکار کرد؟

آزمون در کنار مصاحبه می تواند تفاوت های دختر و پسر و میزان تواناییِ دو طرف برای تحمّلِ این تفاوت ها را مشخص کند.
ترکیب «آزمون+مصاحبه» توسّط یک روانشناسِ خبره و متعهّد با درصد خطایِ کمی می تواند ریسک ازدواج را مشخص کند.
این کار مثل آزمایش های ژنتیک پیش از ازدواج است. هیچ آزمایشی نمی تواند صددرصد پیش بینیِ درستی داشته باشد. آزمون های روانشناسی هم فقط تفاوت ها را آشکار می کنند. شاید به علّت وجود مسائلی (مانند: فامیل بودنِ دختر و پسر) با وجود اختلافِ زیاد میانِ آنها، ازدواجشان به جدائی و طلاق منتهی نشود.

:-q
سلام البته از نشون دادن این شکلک هم غافل نشو

با سلام و احترام خدمت همه دوستان گرامی،

حس می کنم دارم افسرده می شم، و دیگه امیدی به رابطمون ندارم.

استاد امید گرامی، حق با شماست، من باید جراتمند می بودم. بلد نبودم چطور با این تیپ شخصیتی رفتار کنم. چون این آدم برای من خیلی غریبست. خیلی غریبه. نه فقط دستور دادن ها و تعیین تکلیف کردن هاش، بلکه خیلی از رفتارهاش. مهم تر از همه بی مهری و سرد بودنش. و از اون بدتر نفرتش که ظاهرا بخاطر احساس ضعف و ناکامی و حسادتیه که نسبت به من داره.

شاید فکر کنید این اخلاق ها رو می تونستم قبل از ازدواج بفهمم. اما این آدم بدجوری تضاد شخصیت داره. یعنی اون چیزی که از بیرون دیده می شه، اصلا قابل قیاس با چیزی نیست که بعد از ازدواجمون دیدم.

خباء و شروحیل گرامی، حرفاتون آشنا و در عین حال غریبه بود. دیگه محبت توی قلبم داره می میره، چنین نگاه و احساسی بهش ندارم که این حرفها ازم بربیاد.

از یک طرف می بینم لایق دوست داشتن نیست، از یک طرف نمی تونم باور کنم که ارتباطمون اینطور شده. یبار سعی می کنم بهش محبت کنم، و نیازم به دوست داشتن و محبت کردن رو برطرف کنم. یبار سعی می کنم به این زندگی عادت کنم و وقتم رو پر کنم.

واقعیتش، موضوعی که باعث شد این تاپیک رو ایجاد کنم یک بی احترامی کلامی نبود.

کسی که متاسفانه باید ازش بعنوان همسرم نام ببرم، در جواب یک محبت ظاهرا نابجای من (بهش اصرار کردم براش شام بکشم، آخه تازگی خیلی ضعیف شده) با عصبیت و تندی برخورد کرد. من ناراحت شدم اما چیزی نگفتم. بعدش ازم خواست کاری رو براش انجام بدم، اما من گفتم بخاطر اون رفتارت انجام نمی دم. دوباره گفت و من دوباره گفتم که انجام نمی دم. یک دفعه دوید به سمتم و چند تا مشت، با آخرین قدرتش، کوبید توی سرم. بعدم طوری از موهام می کشیدم روی زمین که واقعا می خواست گردنم رو بشکنه.

حالا بیشتر از دو هفته از اون جریان می گذره، تازه با من قهره و برای خونه خرید نمی کنه. من دو بار سعی کردم برخلاف میلم باهاش آشتی کنم (چون مهمون داشتیم)، و وقتی از رفتار اون شبم گلایه کرد، چیزی در مورد کار خودش نگفتم (اونقدر کارش وحشیانه بود که فکر می کنم بهتره تغافل کنم). ولی گفت که فعلا قصد نداره با من آشتی کنه.

می بینید جناب امید؟ من خیلی در رفتارهای جراتمندانه با چنین آدمی ضعیف هستم. نه تنها نمی تونم کارها رو درست پیش ببرم، بلکه حتی در چنین موقعیتی بدهکار هم می شم.

ما دو نفر خیلی اختلاف شخصیت داریم. شاید بهتر باشه از به مقصد رسوندن این بار کج انصراف بدم و ازش جدا بشم.

سلام

از خواندن ماجرا واقعا ناراحت شدم.

هـدا;999402 نوشت:
من ناراحت شدم اما چیزی نگفتم. بعدش ازم خواست کاری رو براش انجام بدم، اما من گفتم بخاطر اون رفتارت انجام نمی دم. دوباره گفت و من دوباره گفتم که انجام نمی دم. یک دفعه دوید به سمتم و چند تا مشت، با آخرین قدرتش، کوبید توی سرم. بعدم طوری از موهام می کشیدم روی زمین که واقعا می خواست گردنم رو بشکنه.

مرد هر قدر که عصبانی هست، نباید عصبانیّتش را سرِ زن به این صورت خالی کند. شوهر شما مهارت «کنترل خشم» را نمی داند. توصیه می کنم حتما به همراه شوهرتان به یک روانشناس و مشاورِ خانواده متعهّد و خبره مراجعه نمایید. شوهرتان از شما حرف شنوی ندارد و حاضر نیست مهارت کنترل خشم را یاد بگیرد و به احتمال زیاد فقط شما را مقصّر می داند. باید با مشاوره با یک روانشناسِ آگاه، متوجهِ رفتارهای اشتباهش بشود و سعی کند آنها را تصحیح نماید.

هـدا;999402 نوشت:
ما دو نفر خیلی اختلاف شخصیت داریم. شاید بهتر باشه از به مقصد رسوندن این بار کج انصراف بدم و ازش جدا بشم.

من به خانم هایی که به طلاق فکر می کنند، می گویم:
نود درصد خانم هایی که طلاق می گیرند، یک سال پس از جدایی، پشیمان می شوند و تمایل دارند که به زندگی برگردند؛ ولی بیشترِ آنها دیگر امکان برگشت برایشان وجود ندارد.

آدرسِ آمار فوق:
https://www.eghtesadnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-61/167921-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF

توصیه می کنم حتما از شوهرتان بخواهید «با هم» به یک روانشناس و مشاور خانواده متعهّد و خبره مراجعه کنید. برای مطرح کردنِ این موضوع، نباید به او بگویید:« تو رفتارهات باید عوض بشه. باید پیش روانشناس بریم تا درست بشی ». بلکه این گونه بگویید:« من خیلی به اتفاق هایی که بین ما افتاده فکر کردم. من نمی گم بی عیب هستم. به نظرم میرسه ما هر دومون باید یه چیزهایی یاد بگیریم تا بتونیم با هم زندگی کنیم. بهتره با هم به یه روانشناس و مشاور خانواده مراجعه کنیم تا اون به ما یاد بده که چه کار کنیم تا بتونیم به خوبی با هم زندگی کنیم ». به این صورت، خودتان را بی عیب و شوهرتان را پر از عیب و ایراد نشان نمی دهید.

اگر شوهرتان قبول نکرد به همراه شما به روانشناس مراجعه کند، باید از فردی که شوهرتان از او حرف شنوی دارد، بخواهید بدونِ اینکه همسرتان را در جریان صحبت شما قرار دهد، از او بخواهد برای بهتر کردنِ رابطه تان به یک روانشناس و مشاور خانواده متعهّد و خبره مراجعه نمایید و از او کمک بخواهید. این فرد که با شوهرتان صحبت می کند، نباید این حرف را به فرد دیگری غیر از شوهرتان بگوید.

ممنونم. متاسفانه غیر از عدم تمایل همسرم، ما شرایط مالی مراجعه به مشاور رو هم نداریم.

در مورد فکر کردن به جدایی، من دلم نمیاد همسرم رو ترک کنم. حتی با وجود مشکلاتی که داریم. اما این رابطه هم نباید به این شکل ادامه پیدا کنه. و می دونم تنها راه اینه که من یاد بگیرم با واکنش ها و رفتارهای درست، باعث اصلاح رفتار اون بشم.

اولین قدم هم اینه که طوری به درخواست هاش واکنش بدم، که یاد بگیره خودش کارهاش رو انجام بده و به من نگه.

چون من هیچوقت نمی تونم همه درخواست هاش رو انجام بدم. و اون هم توانایی نه شنیدن نداره. بنابراین یک راه میمونه و اون اینکه درخواست هاش رو کاهش بده.

ولی نمی دونم چطور اینکارو انجام بدم.

اگه یه آدم عادی بود، همین چیزی که دو خط بالاتر نوشتم رو براش توضیح می دادم. ولی اونقدر بی منطق و لجبازه که درمورد درستی هرکاریم شک می کنم.

اگه درست شدنی نیست همین الان ازش طلاق بگیر مهریه ت رو هم بزار اجرا حالشو جا بیار
چیزی که فراوونه شوهر فردا این یادت میره عاشق یکی دیگه میشی
فک میکنی اسمون سوراخ شده این اقا از اسمون افتاده که اینقد دوستش داشته باشی؟ هزارتا ازین بهترش هست
بعدم اگه اینکارو کردی باز نیاد گولت بزنه برگردی سرزندگیت که بعد یه مدت همین اشه و همین کاسه

pcmousavi;999541 نوشت:
چیزی که فراوونه شوهر

برای اینکه متوجه شوید که در این روزها چیزی که کمیابه شوهره، با آدرس های زیر مراجعه نمایید:

http://www.askdin.com/showthread.php?t=63894

http://www.askdin.com/showthread.php?t=63892

http://www.askdin.com/showthread.php?p=1001822#post1001822

http://www.askdin.com/showthread.php?t=63753

http://www.askdin.com/showthread.php?t=63067

پرسش:

شوهرم خواسته های زیادی از من دارد؛ مانند اینکه لامپ را روشن کن؛ دمپایی را اینجا بگذار و غیره. وقتی که فورا خواسته اش را مطابق آن چه دوست دارد انجام دهم، مشکلی نیست و تشکر نمی کند. اما وقتی به هر دلیلی خواسته اش را انجام ندهم، بی احترامی می کند. من دوست دارم گاهی خواسته هایش را انجام دهم؛ اما وقتی خواسته اش را انجام نمی دهم و بی احترامی می کند، فکر می کنم باید طوری رفتار کنم که این عادتش را ترک نماید و خودش کارهایش را انجام دهد. ولی مهارت لازم برای این کار را ندارم. لطفا مرا در این مورد راهنمایی کنید.

پاسخ:

خیلی خوب است که برای حلّ مشکلتان به دنبال مهارت آموزی هستید. به نظر می رسد که همسرِ پرتوقّعی دارید. برای حل این مشکل، توصیه هایم را در چهار بخش خدمتتان ارائه می دهم:
بخش اول) در برابر حرف ها و انتظاراتِ زیادِ همسرتان، سبک رفتاری قاطعانه را یاد بگیرید و تمرین نمایید. توضیح:
ما در ارتباط با اطرافیان به سه سَبک رفتاری برخورد می کنیم:

1- سبک پرخاشگرانه:
در این سبک همواره به دنبال مقصر هستیم و انگشت اشاره ما به سمت اطراف است تا یک مقصّر بیابیم. با احساسات خود آشنا نیستیم و مدام در کلمات خود از متلک استفاده می کنیم و لحنمان تُند است:«تو این کار را کردی»، «این طوری گفتی» و.... شوهر شما از این سبک رفتاری بهره می برد. زیربنای واکنش پرخاشگرانه این است که نیازهای فرد همیشه بر حقّ و مهمّ تر از نیازها و خواسته های دیگران است. فردی که خشمگین می شود، معتقد است که حقّ دارد به آن چه می خواهد برسد و کاری را که دوست دارد، انجام دهد. در این حالت ممکن است صدایش را بلند کند یا به شکلی تحقیرآمیز یا تهدیدکننده حرف بزند. امّا مسلّماً این کار، صمیمیّت را از بین می برد.

2- سبک منفعلانه:
فرد منفعل در مقابل دیگران بیشترین پاسخش سکوت، لبخند یا تأیید است؛ اما بعد ناراحت می شود، بدگویی می کند و از دیگران می خواهد که از او حمایت کنند. نگاه چشمی ندارد، همیشه عصبانیّت های پنهانی دارد که با مدل های بیمارگونه نشان می دهد. زیر بنای واکنش انفعالی این است که نیازهای فرد از نیازها و خواسته های دیگران بی اهمّیت تر است. در این حالت فرد معتقد است که شایسته آن چه می خواهد نیست. به جای آن همه تلاشش را بر این می گذارد که خواسته دیگران را محقّق کند تا به هدف هایش برسد. در صورتی که این وضعیت ادامه یابد، به فردی بی اراده و منفعل تبدیل می شود که همیشه منتظر است دیگران برای او تصمیم بگیرند.

3- سبک قاطعانه:
چنین فردی کاملاً به حِسّ های خود آگاه است. در عین این که به دیگران و خودش بی احترامی نمی کند و خودش هم با کلام و رفتارش وارد حریم کسی نمی شود اما می تواند ناراحتی های خود را مطرح کند و به راحتی نه بگوید. زیر بنای واکنش قاطعانه این است که فرد حق دارد نیازهایش را دنبال کند و دیگران هم مُتقابلا این حق را دارند که دنبال تحقّق نیازهای خود باشند. فرد در جریان تحقّق بخشیدن به نیازها و خواسته های خود، حق و حقوق دیگران را رعایت می کند و به خواسته ها و احساسات آنها ارزش می نهد.

مثال یک: شوهرتان از شما چیزی می خواهد و شما به دلیلی آن را انجام نمی دهید و شوهرتان بی احترامی می نماید:
سبک رفتاریِ پرخاشگرانه:
[شما با عصبانیّت] حرف دهنت را بفهم. حق نداری به من توهین کنی.

سبک رفتاریِ منفعلانه:
ناراحت می شوید؛ ولی سکوت می نمایید. وقتی شوهرتان در خانه نیست، بدگوییِ او را به مادرش می کنید.

سبک رفتاری قاطعانه:
[شما بدون داد و بیداد، با لحنی قاطع] همان طور که انتظار دارید من به شما احترام بگذارم، من هم متقابلاً انتظار دارم به من احترام بگذارید.

مثال دو: شوهرتان از شما می خواهد لامپ را خاموش کنید. اما در آن زمان دوست ندارید این کار را انجام دهید:
سبک رفتاریِ پرخاشگرانه:
[شما با عصبانیت] پاشو خودت لامپ رو خاموش کن. حقّ نداری به من دستور بدی.

سبک رفتاریِ منفعلانه:
شما ناراحت می شوید؛ ولی سکوت می کنید.

سبک رفتاری قاطعانه:
[شما بدون داد و بیداد، با لحنی قاطع] بهتر نیست گاهی خودت کارهایت را انجام بدهی؟

رفتار قاطعانه و بدون داد و بی داد را تمرین کنید و در برابر خواسته های غیرمنطقی همسرتان از آن بهره بگیرید.
از سوی دیگر شوهر شما باید مهارت کنترل خشم را یاد بگیرد و عصبانیتش را کنترل کند. همسرتان اگر به برخی رفتارهای شما انتقادی دارد، باید آن انتقاد را به صورتی منطقی و به دور از پرخاشگری و توهین با شما در میان بگذارد.

بخش دوم) اگر نمی خواهید صددرصد به یک خواسته یِ همسرتان عمل کنید و در واقع می خواهید به او «نه» بگویید، از این اُسلوب استفاده کنید:
«باشه؛ ولی ...».
مثال: شوهرتان به شما می گوید:«دمپایی را اینجا بذار»؛ اما شما می دانید که دمپاییْ کثیف است و باید شسته شود. به جای اینکه به او بگویید:«نمی ذارم»، بگویید:«باشه، ولی بعد از اینکه اون رو شستم».
به این صورت به او مستقیماً «نه» نمی گویید. افرادِ لجباز و پُرتوقّع تحمّلِ شنیدنِ «نه» را ندارند. پس باید به گونه ای ظریف به او «نه» بگویید.

بخش سوم) مهارت کنترل خشم را تمرین کنید و آن را به کار گیرید: هر بار که عصبانی شدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید. انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید. به این صورت می توانید خشم عصبانیت خود را کنترل نمایید.

- هنگام انتقاد از رفتار شوهر، نکات زیر را رعایت کنید:
الف- از يادآوري نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقاط ضعف همسرتان صحبت کنيد، نقاط قوتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد مي‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بيان کند؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفي بداند و پذيرش بيشتري نسبت به حرف شما پيدا کند.
ب- اعتدال را رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (صلوات الله و سلامه علیه) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.

ج- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقتي و قابل تغيير مي باشد. به جاي استفاده از جملاتي که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادي ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: بی احساس هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی.
هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
« وقتی که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادی، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهی؟(خواسته)».
مثال: وقتی دیروز (x) سرم داد کشیدی و حرف های بی ادبانه زدی(y) از دستت عصبانی شدم(z). ميشه دیگه این کار رو نکنی؟(خواسته).

د- از کلماتی مثل «چرا» برای سؤال از رفتار همسرتان استفاده نکنید:
وقتی با کلمه «چرا» از همسرتان در مورد رفتارش سؤال می پرسید، تصور می نماید که در حال بازجویی از او هستید و می خواهید آزادی اش را محدود کنید. مثلا وقتی می خواهید به همسرتان بفهمانید از اینکه به شما اهانت می کند، ناراحت هستید، از جمله «چرا به من توهین می کنی؟» استفاده نکنید. به جای این جمله، از همان قالب (روش xyz+خواسته) بهره بگیرید.

بخش چهارم) به یاد داشته باشید تغییر رفتارِ شوهرتان، یک شبه و یک ماهه و یک ساله صورت نمی گیرد؛ بلکه نیازمند زمان و صرف وقت می باشد. شوهرتان سال ها با این رفتار زندگی کرده و احتمالا مادرش همیشه به خواسته هایش عمل می کرده است. تغییر رفتار و جایگزینی رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به محلّ قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به محلّ جدید ساعت دیواری عادت کنید. یادگیریِ شوهرتان نیز زمان لازم دارد. مهمّ این است که شروع کنید.

قدرت زبان نرم را دست کم نگیرید. در گذشته جادوگرها با حرکات عجیب و غریب مردم را جادو می کردند. اما امروزه افرادِ کاردان، انسان ها را با زبانشان سحر و جادو می نمایند. توانایی خود را در این زمینه تقویت نمایید. شما می توانید.

کتاب «مهارت های زناشویی» نوشته «مَتیو مَک کِی» که چند انتشارات آن را چاپ کرده اند (مثل انتشارات ارجمند و نشر ابن سینا) را تهیه و مطالعه نمایید. کتاب «مهارت گفتگو برای همسران» نوشته «زهره شیری» را از اینترنت دانلود و مطالعه کنید. توصیه های این دو کتاب راهنمای خوبی می باشد.

در صورت به کارگیری موارد فوق و عدم موفقیت، همراه همسرتان به یک روانشناس و مشاور خانواده متعهد و خبره در شهر خود مراجعه نمایید. شاید شوهرتان از شما حرف شنوی نداشته باشد، ولی از یک آقای روانشناس حرف شنوی داشته باشد و رفتارش را اصلاح نماید.

امیدوار باشید.

موضوع قفل شده است