جمع بندی چگونه بفهمیم یک مرگ به اجل حتمی بوده یا غیر حتمی؟

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چگونه بفهمیم یک مرگ به اجل حتمی بوده یا غیر حتمی؟

سلام بر شما

سوال و ابهامی برایم وجود دارد.

بر اساس بررسی آیات قرآن بالاخره مرگ افراد به مرگ قطعی است یا غیر قطعی.

اساسا چنین ملاکی چگونه قابل شناخت است که مرگ ما به اجل حتمی است یا نه معلق بود.

ممنون می شم پاسخ بدید.

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

جمع بندی

_________________________

پرسش:

بر اساس بررسی آیات قرآن بالاخره مرگ افراد به مرگ قطعی است یا غیر قطعی. اساسا چنین ملاکی چگونه قابل شناخت است که مرگ ما به اجل حتمی است یا معلق؟

پاسخ:

پیش از پاسخ باید دو نکته برای اصلاح نگاه به اجل بیان کنم:

مقدمه اول:  اینکه اجل انسان بدون توجه به علل و عوامل آن تعیین نمیشود. بلکه هر مرگی قطعا در گرو اسباب و علل آن است. و اجل معلق و اجل مسمی مطلقا به این معنا نیست که خداوند قبل از افرینش انسان نعوذبالله نشسته و یک تاریخ تعیین کرده است و سپس وقتی آن تاریخ رسیده، آن شخص را بیمار کرده یا تصادفی طراحی کرده یا مانند آن! بلکه چون خداوند از ازل به حوادثی که مرگ انسان را رقم می زند آگاه است زمان مرگ هم در لوح محفوظ ثبت شده است.

بنابراین نباید گمان کنید که از قبل خداوند چند مرگ برای انسان انتخاب کرده و چندتاش را معلق قرار داده، و آخری را هم اجل مسمی و حتمی! چنین تقسیم بندی ای لغو و بیهوده و خارج از حکمت است. خدا که می داند این شخص کِی می میرد چه لزومی دارد اجل معلق و اجل حتمی تعیین کند.

مقدمه دوم: ببینید تقسیم اجل به «اجل معلق» و «اجل مسمی» برای ما انسان هاست که از زمان مرگ، علل آن، و روند شکل گیری این علل اطلاعی نداریم، اما برای خداوند همه چیز روشن است. این تقسیم بندی برای این است که توجه داشته باشیم اولا همه ما یک مرگ حتمی داریم که گریزی از آن نیست، و ثانیا هم ما خودمان در زمان این اجل نقش داریم، و هم یک سری علل و عواملی خارج از اختیار ما، و هم خداوند متعال که در ورای همه این علل است.

بیان مسئله:

طبق آنچه که گذشت روشن میشود که تمام مرگ هایی که اتفاق می افتد همگی مرگ حتمی است، نه مرگ معلق، چون مرگ معلق، مرگی است که به خاطر تکمیل نشدن عللش، از سر انسان رفع شده باشد. همه انسان ها روزی که می میرند آن روز، روز مرگ حتمی و اجل مسمای آنهاست. اما در این میان مرگ هایی بوده است که از سرشان دفع شده است، به آنها مرگ معلق می گویند که میتوانست مرگ حتمی ایشان باشد اما به خاطر یک سری تغییر شرایط از سر انسان رفع شده اند.

از آنجا که بالاخره همه انسان ها روزی با مرگ از دنیا خواهند رفت همگی یک اجل مسمی یا حتمی دارند که بالاخره روزی خواهد آمد و علل و شرایط زندگی اگرچه می توانند این اجل را به تاخیر بیندازند، اما نمی توانند آن را به طور کلی نفی کنند.

این نشان میدهد که اصلا موضوع چیز دیگری است. انسان در لحظه لحظه عمرش ممکن است در خطر مرگ قرار گیرد اما آن مرگی که به وقوع می پیوندد این مسئله را برای ما روشن میکند که اجل مسمی یا مرگ حتمی شخص بوده است! یکی از این اجل های معلق که به خاطر نقص در علل محقق نشده اند، بالاخره علت کامله آن تحقق یافته و تبدیل به اجل مسمی می شود، نه اینکه ما دو نوع اجل داشته باشیم.

تفاوت در این است که اجل معلق در لوح محو و اثبات بوده و قابل تغییر است، اما اجل مسمس در لوحی فراتر از آن یعنی لوح محفوظ است که در آن تغییری نیست.(1) به این معنا که از میان اجل ها آن اجلی که به صورت قطعی علل آن محقق شده و منتهی به مرگ می شوند در آن به عنوان اجل مسمی ثبت شده است.

بنابراین همه انسان ها به مرگ حتمی مُرده اند، اما گاهی می توانستند این مرگ را عقب بیندازند، و چون شرایط را تغییر نداده اند این مرگ برای ایشان رقم خورده است. مثلا کسی که با موتور تک چرخ می زند و مغزش متلاشی می شود، خب معلوم میشود این مرگ، اجل حتمی او بوده است، اما بدین معنا نیست که خودش در این حتمی کردن مرگش نقشی نداشته است، بلکه مجموعه تصمیم گیری ها و سایر شرایط، این مرگ را برای او حتمی کرده است.

پی نوشت ها:

  1. ر.ک: طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، نشر جامعه مدرسین، قم، چاپ پنجم، 1374، ج7، ص9.
موضوع قفل شده است