جمع بندی چه تفاوتی در محتوای داستان های شاهنامه و داستان های قرآن وجود دارد؟

تب‌های اولیه

160 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چه تفاوتی در محتوای داستان های شاهنامه و داستان های قرآن وجود دارد؟

سلام

چه تفاوتی از لحاظ محتوایی - مفهومی بین داستان های قرآن ، و داستان های شاهنامه وجود داره ؟!!

لطفا بحث های کلی راجع به مفاهیم قرآن انجام ندید ، مشخصا بگید توی داستان های قرآن فلان موضوع هست که توی داستان های شاهنامه وجود نداره .

با تشکر .:Gol:

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد تذکره

داستان های قرآنی کاملا واقعی و مورد اعتماد و جهانی و در امور اعتقادی و تاریخی و دینی و...است ولی داستان های شاهنامه فردوسی ضمن دارا بودن واقعیات از امور غیر واقعی برخوردار بوده و بعضا مورد اعتماد نبوده و افسانه هم دارد و ملی و تاریخی صرف است.
شاهنامه شرح احوال، پیروزی ها، شکست ها، ناکامی ها و دلاوری های ایرانیان از کهن ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).

کشمکش های خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان‌های مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز اینها بعضی از این داستان‌ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.
منابع :

  • صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران ج۱ چاپ دوم. تهران: انتشارات قُقنوس ۱۳۸۱. شابک: ISBN ۹۶۴-۳۱۱-۰۱۳-۳
  • صفا، ذبیح‌الله. حماسه‌سرایی در ایران، از قدیمی‌ترین عهد تاریخی تا قرن چهاردهم هجری. انتشارات امیرکبیر. چاپ سوم. سال ۱۳۵۲
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران. انتشارات نیل ۱۳۵۰

خیلی خلاصه عرض کنم :
قرآن برای هدایت بشریت آمده است : یهدی للتی هی اقوم
لذا داستان های قرآن صرف داستان نیست بلکه با هدف عبرت و پند و هدایت انسان ها آمده است
اما داستان های شاهنامه برای صرف داستان است.

[="Verdana"][="Black"][="3"]

تذکره;642811 نوشت:
داستان های قرآنی کاملا واقعی و مورد اعتماد و جهانی و در امور اعتقادی و تاریخی و دینی و...است ولی داستان های شاهنامه فردوسی ضمن دارا بودن واقعیات از امور غیر واقعی برخوردار بوده و بعضا مورد اعتماد نبوده و افسانه هم دارد و ملی و تاریخی صرف است.
شاهنامه شرح احوال، پیروزی ها، شکست ها، ناکامی ها و دلاوری های ایرانیان از کهن ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).

کشمکش های خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان‌های مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز اینها بعضی از این داستان‌ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.
منابع :

  • صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران ج۱ چاپ دوم. تهران: انتشارات قُقنوس ۱۳۸۱. شابک: ISBN ۹۶۴-۳۱۱-۰۱۳-۳
  • صفا، ذبیح‌الله. حماسه‌سرایی در ایران، از قدیمی‌ترین عهد تاریخی تا قرن چهاردهم هجری. انتشارات امیرکبیر. چاپ سوم. سال ۱۳۵۲
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران. انتشارات نیل ۱۳۵۰

سلام

داستان های قرآن به نظر مسلمانان واقعی هستند ، وگرنه از نظر علم و عقل علمی ، غیرواقعی و تخیلی به حساب می آیند. به عنوان مثال داستان های نوح،ابراهیم و نمرود ، موسی و فرعون ، عیسی و مریم و سایر داستان های قرآنی کاملا غیرحقیقی هستند.

نکته دیگر که راجع به پراکندگی داستان های شاهنامه بود را میتوان اینطور پاسخ داد که در قرآن نیز این پراکندگی فراوان است و اصولا به جز داستان یوسف بقیه داستان های قران پراکنده و فاقد نظم در چینش هستند.

پس از این دو وجه داستان های شاهنامه و قران تفاوتی باهم ندارند.[/][/][/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

تذکره;643194 نوشت:
خیلی خلاصه عرض کنم :
قرآن برای هدایت بشریت آمده است : یهدی للتی هی اقوم
لذا داستان های قرآن صرف داستان نیست بلکه با هدف عبرت و پند و هدایت انسان ها آمده است
اما داستان های شاهنامه برای صرف داستان است.

خیر چنین نیست. از داستان های شاهنامه نیز دقیقا همان مفاهیم را میتوان استخراج کرد.

در قران چه مفهومی وجود دارد که در شاهنامه وجود ندارد؟[/][/][/]

تذکره;642811 نوشت:
داستان های قرآنی کاملا واقعی و مورد اعتماد و جهانی و در امور اعتقادی و تاریخی و دینی و...است ولی داستان های شاهنامه فردوسی ضمن دارا بودن واقعیات از امور غیر واقعی برخوردار بوده و بعضا مورد اعتماد نبوده و افسانه هم دارد و ملی و تاریخی صرف است.

سلام

بزرگوار داستانهای قران هم غیر واقعی دیده می شوند مگر همه انها را معجزه بدانیم
مثلا زندگی کردن حضرت یونس در شکم نهنگ و غیره

Dahim Darni;638849 نوشت:
چه تفاوتی از لحاظ محتوایی - مفهومی بین داستان های قرآن ، و داستان های شاهنامه وجود داره ؟!!

وعلیکم سلام

برادر بزگوار من امیدوارم حالتون خوب باشه

بزگوار نیازی به زحمت شیعه نیست که پاسخ شما را دهد بلکه ان کسانی که محور علم و عقل در جهان هستند قبل از شما به قیاس علم و قران پرداخته اند مانند مورس بوکای که به نتایجی رسیده اند که ماحصل ان شد مسلمان شدن انها

«موريس بوكاى» در كتاب «مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم» به بررسى مطالب علمى قرآن، تورات و انجيل پرداخته است و در موارد متعدّدى اعتراف مى‏كند كه تورات و انجيل با يافته‏هاى علوم تجربى مخالف است، اما قرآن مطالب مخالف علم ندارد، بلكه در اين مورد مطالب اعجازآميزى بيان كرده است

- The Bible the Quran and Science. Maurice Bucaille اين كتاب چند بار به فارسى و به عربى ترجمه شده است. نام ترجمه‏هاى فارسى و عربى آن به اين قرار است:
- حبيبى، حسين، عهدين، قرن و علم، انتشارات سلمان، 1357
- دبير، ذبيح اللَّه، مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل و قرآن و علم، انتشارات فرهنگى و اسلامى، 1365؛
- التوراة و الانجيل و القرآن و العلم الحديث؛
- دراسة الكتب المدرسة فى ضوء المعارف الحديثة.

حالا برادر عزیز اگر شما علاقه دارید ما به مباحث علوم قرانی بپردازیم و انچه نیاز بود ما گفتیم حالا سوال ما از شما این است مباحث علمی شاهنامه را نشان ما دهید و یا مثلا بفرماید فلان دانشمند برجسته گفته است در شاهنامه برهان های متقن و مبسوط علمی هست که بشر تازه به ان رسیده و یا هنوز قابل کشف نیست

بفرماید پاسخ دهید ما منتظر می مانیم

Dahim Darni;697368 نوشت:
داستان های قرآن به نظر مسلمانان واقعی هستند ، وگرنه از نظر علم و عقل علمی ، غیرواقعی و تخیلی به حساب می آیند. به عنوان مثال داستان های نوح،ابراهیم و نمرود ، موسی و فرعون ، عیسی و مریم و سایر داستان های قرآنی کاملا غیرحقیقی هستند.

چطور داستان عیسی و فرعون و موسی و مریم حجت نزد مسلمانان است در حالی که موسی مقدسات یهودیان و عیسی و مریم هم مقدسات اهل نصارا هست از کی تا بحال مخالفین در اسلام شعبه زده اند که یهودیان و مسیحیان هم حز مسلمانان شده اند؟
پس این اسستدلال شما در باب مقبولیت قصص قرانی نزد مسلمانان مبذولی مردود است
اینکه فرمودید این قصص قرانی از نظر علم و عقل غیر واقعی هست خیلی عذر می خواهم یا عقل شما متافیزکی هست یا عقل ما پیشرفته زیرا اگر غیر واقعی به نظر می رسد چرا ادیان مبانی عقلی و حقوقی و شرعی خود را بر این موازین استوار ساخته اند؟ اگر قرار باشد اجماع عقول را کنار بزنیم و عقل شما را حجت بدانیم یا باید بپذیریم شما خدایی یا باید بپذیریم عقل سلیم در حضرت عالی دچار عیب شده است زیرا عقل سلیم می پذیرد که اجماع رجوع کند و نه یک فرد

اما فرمودید ایات قران پراکنده هست، خوب این مسئله نیاز مند به عقلی با معرفت است که بخواهد به ان مقام برسد تا حکمت و یا وجه حکمت این موضوع را بفهد در اسلام هر ایه ای براساس شان نزولی صادر می شد و شان نزول هم مترتب بر وقوع عملی و رخدادی بوده حالا سوال من اینجاست شاهنامه بر وقوع چه عملی صادر می شده؟ و یا برای جه کسی صادر شده؟

Dahim Darni;697372 نوشت:
خیر چنین نیست. از داستان های شاهنامه نیز دقیقا همان مفاهیم را میتوان استخراج کرد.

شما مفاهیم علمی شاهنامه را برای ما توضیح دهید شما که مدعیتان بر این است مفاهیم ان علمی و عقلی هست بفرماید ثابت نمایید کجایش منطق علمی هست و علوم نظری چه چیزی را با توجه به احتجاج به شاهنامه ثابت کرده است ثانیا بالاخره ما کدام قول شما را بپذیریم شاهنمامه عقلی است یا خلاف عقل است زیرا در جایی ادعا می کنید

Dahim Darni;697368 نوشت:
پس از این دو وجه داستان های شاهنامه و قران تفاوتی باهم ندارند.

Dahim Darni;697368 نوشت:
داستان های قرآن به نظر مسلمانان واقعی هستند ، وگرنه از نظر علم و عقل علمی ، غیرواقعی و تخیلی به حساب می آیند

پس طبق عقیده شما وقتی داستان قرانی غیر و خلاف عقل و علم است و از طرفی می گوید داستان شاهنامه با قران تفاوتی ندارد پس شاهنامه هم خلاف عقل است وقتی شاهنامه خلاف عقل است چطور ادعا دارید از شاهنامه برداشت عقلی هم می شود؟ شما ابتدا پارادوکس کلامی و اعتقادی خودتان را حل کنید ثانیا پارادوکس عقلی خودتان را اصلاح کنید و بعدا اشکال به قران کنید کسی که منطق علمی ثبا نداره چگونه از عقل سخن می گوید؟

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697445 نوشت:
وعلیکم سلام

برادر بزگوار من امیدوارم حالتون خوب باشه

بزگوار نیازی به زحمت شیعه نیست که پاسخ شما را دهد بلکه ان کسانی که محور علم و عقل در جهان هستند قبل از شما به قیاس علم و قران پرداخته اند مانند مورس بوکای که به نتایجی رسیده اند که ماحصل ان شد مسلمان شدن انها

«موريس بوكاى» در كتاب «مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم» به بررسى مطالب علمى قرآن، تورات و انجيل پرداخته است و در موارد متعدّدى اعتراف مى‏كند كه تورات و انجيل با يافته‏هاى علوم تجربى مخالف است، اما قرآن مطالب مخالف علم ندارد، بلكه در اين مورد مطالب اعجازآميزى بيان كرده است

- The Bible the Quran and Science. Maurice Bucaille اين كتاب چند بار به فارسى و به عربى ترجمه شده است. نام ترجمه‏هاى فارسى و عربى آن به اين قرار است:
- حبيبى، حسين، عهدين، قرن و علم، انتشارات سلمان، 1357
- دبير، ذبيح اللَّه، مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل و قرآن و علم، انتشارات فرهنگى و اسلامى، 1365؛
- التوراة و الانجيل و القرآن و العلم الحديث؛
- دراسة الكتب المدرسة فى ضوء المعارف الحديثة.

حالا برادر عزیز اگر شما علاقه دارید ما به مباحث علوم قرانی بپردازیم و انچه نیاز بود ما گفتیم حالا سوال ما از شما این است مباحث علمی شاهنامه را نشان ما دهید و یا مثلا بفرماید فلان دانشمند برجسته گفته است در شاهنامه برهان های متقن و مبسوط علمی هست که بشر تازه به ان رسیده و یا هنوز قابل کشف نیست

بفرماید پاسخ دهید ما منتظر می مانیم

سلام

شما باید یه بار دیگه سوالات رو بخونید.

نمیخوام موضوع رو به حاشیه ببرم. لطف کنید یه دلیل علمی برای توجیه تولد عیسی از مریم بیارید . بعدش صحبت میکنیم که ایا قران با علم موافق هست یا نه.[/][/][/]

Dahim Darni;697483 نوشت:
سلام

شما باید یه بار دیگه سوالات رو بخونید.

نمیخوام موضوع رو به حاشیه ببرم. لطف کنید یه دلیل علمی برای توجیه تولد عیسی از مریم بیارید . بعدش صحبت میکنیم که ایا قران با علم موافق هست یا نه.

وعلیکم سلام سوالات خوانده شد و پاسخ هم داده شد پس تا اینجا شما هیچ دلیل علمی نتوانسته اید از شاهنامه بیاورید به من بفرماید ماجرای رستم و سهراب منطق علمیش چه هست که شما می گوید شاهنامه هم وزنه علمی هست؟ بفرماید پاسخ دهید

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697461 نوشت:
چطور داستان عیسی و فرعون و موسی و مریم حجت نزد مسلمانان است در حالی که موسی مقدسات یهودیان و عیسی و مریم هم مقدسات اهل نصارا هست از کی تا بحال مخالفین در اسلام شعبه زده اند که یهودیان و مسیحیان هم حز مسلمانان شده اند؟
پس این اسستدلال شما در باب مقبولیت قصص قرانی نزد مسلمانان مبذولی مردود است
اینکه فرمودید این قصص قرانی از نظر علم و عقل غیر واقعی هست خیلی عذر می خواهم یا عقل شما متافیزکی هست یا عقل ما پیشرفته زیرا اگر غیر واقعی به نظر می رسد چرا ادیان مبانی عقلی و حقوقی و شرعی خود را بر این موازین استوار ساخته اند؟ اگر قرار باشد اجماع عقول را کنار بزنیم و عقل شما را حجت بدانیم یا باید بپذیریم شما خدایی یا باید بپذیریم عقل سلیم در حضرت عالی دچار عیب شده است زیرا عقل سلیم می پذیرد که اجماع رجوع کند و نه یک فرد

اما فرمودید ایات قران پراکنده هست، خوب این مسئله نیاز مند به عقلی با معرفت است که بخواهد به ان مقام برسد تا حکمت و یا وجه حکمت این موضوع را بفهد در اسلام هر ایه ای براساس شان نزولی صادر می شد و شان نزول هم مترتب بر وقوع عملی و رخدادی بوده حالا سوال من اینجاست شاهنامه بر وقوع چه عملی صادر می شده؟ و یا برای جه کسی صادر شده؟

در منطق شما همه نفهم و نادان هستند . من از عقل پیشرفته شما میخوام ولادت عیسی رو با زبان علمی برام توضیح بده.

راجع به قوانین اسلامی هم اینهمه پیشرفت در جوامع اسلامی از صدقه سر همین قوانین اسلام عزیز هست.[/][/][/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697485 نوشت:
وعلیکم سلام سوالات خوانده شد و پاسخ هم داده شد پس تا اینجا شما هیچ دلیل علمی نتوانسته اید از شاهنامه بیاورید به من بفرماید ماجرای رستم و سهراب منطق علمیش چه هست که شما می گوید شاهنامه هم وزنه علمی هست؟ بفرماید پاسخ دهید

سید چرا طفره میری؟

اگه میتونی ولادت عیسی رو با علم ثابت کن ،

این بار سومه ، اگر توانایی اثبات نداری با یکی دیگه بحث کنیم.[/][/][/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697485 نوشت:
وعلیکم سلام سوالات خوانده شد و پاسخ هم داده شد پس تا اینجا شما هیچ دلیل علمی نتوانسته اید از شاهنامه بیاورید به من بفرماید ماجرای رستم و سهراب منطق علمیش چه هست که شما می گوید شاهنامه هم وزنه علمی هست؟ بفرماید پاسخ دهید

سید چرا طفره میری؟

اگه میتونی ولادت عیسی رو با علم ثابت کن ،

این بار سومه ، اگر توانایی اثبات نداری با یکی دیگه بحث کنیم.[/][/][/]

Dahim Darni;697486 نوشت:
در منطق شما همه نفهم و نادان هستند . من از عقل پیشرفته شما میخوام ولادت عیسی رو با زبان علمی برام توضیح بده.

راجع به قوانین اسلامی هم اینهمه پیشرفت در جوامع اسلامی از صدقه سر همین قوانین اسلام عزیز هست.

فرمودید در منطق ما همه نفهم هستند غیر عزیز دلم همه نفهم نیستند این قول شما هست و نه قول من لذا این هم نشان از بی منطقی شما هست که قول خود را به من منصوب می کنید

من از شما سوال کردم گفتم شما ادعا دارید که فرعون و موسی و عیسی و مریم داستانش نزد اسلام حجت است و گفتم قول شما خلاف اجماع عقل است زیرا عقول موسی را از یهود می داند و عیسی و مریم را از نصارا بلکه این قصص در ادیان غیر اسلام و قبل از اسلام بوده لذا ادعای شما باطل است و خلاف عقل شما اینجا باید بیاید پاسخ دهید که عقلی که از ان سخن می گفتید خلاف اجماع حکم کرده و از سلامت این عقل دفاع کنید و حالا من کی گفتم عقول ملت لایشئرون هست؟

قوانین اسلام هم به نوبه خوب بحث خواهیم کرد

بنده چن ردیه بر همین کامنت شما در قبل زده ام لذا فرار از بحث نکنید ادله و حجیت پراکندگی ایات و ماهیت اعتقاد به عیسی و مریم و غیره را دادم چه ادله ای دارید برای پاسخ اقامه کنید

Dahim Darni;697488 نوشت:
سید چرا طفره میری؟

اگه میتونی ولادت عیسی رو با علم ثابت کن ،

این بار سومه ، اگر توانایی اثبات نداری با یکی دیگه بحث کنیم.

شما چرا پاسخ ما را نمی دهی؟ شما ادعا داری قران منطق علمی ندارد اما شاهنامه دارد شما بفرما برهان های علمی جنگ رستم با سهراب را بگو؟ چگونه نوش دار می تواند احیا هر گنه زخمی ولو سرطان ایدز و هپاتیت از نوع c قبل از مرگ باشد بفرماید ثابت کن

[="3"]

Dahim Darni;638849 نوشت:
سلام

چه تفاوتی از لحاظ محتوایی - مفهومی بین داستان های قرآن ، و داستان های شاهنامه وجود داره ؟!!

لطفا بحث های کلی راجع به مفاهیم قرآن انجام ندید ، مشخصا بگید توی داستان های قرآن فلان موضوع هست که توی داستان های شاهنامه وجود نداره .

با تشکر .:Gol:


بسم الله ... الرحمن الرحیم
سلام
شاید چهار تفاوت عمده در محتوای داستان و در نحوه‌ی روایتش وجود داشته باشد:

۱. کلام خدا حق است و باطل در آن راه ندارد، حقیقت است و دروغ درش نیست، هر مثالی که زده است حقیقت داشته است و افسانه‌سرایی در ان راه ندارد و زائیده‌ی ذهن کسی نیست
۲. تمام مطالب را نقل نکرده است و مثلاً قارون خیلی حرفها زده بود ولی خداوند فقط یک جمله از او را نقل کرده است که او گفت این مال‌ها را از علم خودم کسب کرده‌ام و مثلاً همین عبارت غضب خدا را بر او واجب کرده است، این عبرت است که مراقب باشیم مشابه آن حرف را نزنیم یا مشابه این طرز تفکر را نداشته باشیم که همان غضب بر ما هم واجب شود با توجه به اینکه سنت خداوند تبدیل و تحولی ندارد ... و سایر داستان‌ها هم به همین نحو
۳. در بحث متشابهات برخی داستان‌ها طوری بیان شده‌اند که شخصی که در دلش مرض هست با همان داستان گمراه شود و کسانی هدایت شوند که مطابق تذکر قرآن آنچه ندانستند را از راسخان در علم پرسیدند ... بر همین اساس به کمک متن قرآن در روایت کردن داستان انبیاء برای ایشان گناهکار بودن را به زعم خود اثبات می‌کنند و اهل بیت علیهم‌السلام و اولیاء خدا به کمک همان متن و همان روایت ایشان را رفع اتهام کرده و شأن ایشان را بالا می‌برد
۴. این داستان‌ها ظاهری دارند و باطن‌هایی و تمام آیات قرآن دارای بطون بسیارند، این مسأله به طور محدود در داستان‌های غیرقرآنی هم می‌تواند باشد، ولی کسی که نمی از ابعاد قرآن را چشیده باشد خواهد گفت این کجا و آن کجا ... همینکه این روایات آیت الهی هستند (در نظام آیه‌ای بیان گردیده‌اند) و اثبات الهی بودن قرآن هستند به تنهایی باید برای نشان دادن این تفاوت‌ها کافی باشد[/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697497 نوشت:
شما چرا پاسخ ما را نمی دهی؟ شما ادعا داری قران منطق علمی ندارد اما شاهنامه دارد شما بفرما برهان های علمی جنگ رستم با سهراب را بگو؟ چگونه نوش دار می تواند احیا هر گنه زخمی ولو سرطان ایدز و هپاتیت از نوع c قبل از مرگ باشد بفرماید ثابت کن

سید نوبری بولا.

میشه بگی کجا گفتم افسانه های شاهنامه منطق علمی دارن??

بعد توقع داری جوابتم بدم؟ خخخ

من گفتم قران با علم تناسب نداره . شما میگی داره. منم میگم ولادت عیسی رو با علم ثابت کن.[/][/][/]

Dahim Darni;697372 نوشت:
از داستان های شاهنامه نیز دقیقا همان مفاهیم را میتوان استخراج کرد.

این هم قول شما در مقابل به قول کارشناس

[="Verdana"][="Black"][="3"]

باء;697506 نوشت:
[="3"]
بسم الله ... الرحمن الرحیم
سلام
شاید چهار تفاوت عمده در محتوای داستان و در نحوه‌ی روایتش وجود داشته باشد:

۱. کلام خدا حق است و باطل در آن راه ندارد، حقیقت است و دروغ درش نیست، هر مثالی که زده است حقیقت داشته است و افسانه‌سرایی در ان راه ندارد و زائیده‌ی ذهن کسی نیست
۲. تمام مطالب را نقل نکرده است و مثلاً قارون خیلی حرفها زده بود ولی خداوند فقط یک جمله از او را نقل کرده است که او گفت این مال‌ها را از علم خودم کسب کرده‌ام و مثلاً همین عبارت غضب خدا را بر او واجب کرده است، این عبرت است که مراقب باشیم مشابه آن حرف را نزنیم یا مشابه این طرز تفکر را نداشته باشیم که همان غضب بر ما هم واجب شود با توجه به اینکه سنت خداوند تبدیل و تحولی ندارد ... و سایر داستان‌ها هم به همین نحو
۳. در بحث متشابهات برخی داستان‌ها طوری بیان شده‌اند که شخصی که در دلش مرض هست با همان داستان گمراه شود و کسانی هدایت شوند که مطابق تذکر قرآن آنچه ندانستند را از راسخان در علم پرسیدند ... بر همین اساس به کمک متن قرآن در روایت کردن داستان انبیاء برای ایشان گناهکار بودن را به زعم خود اثبات می‌کنند و اهل بیت علیهم‌السلام و اولیاء خدا به کمک همان متن و همان روایت ایشان را رفع اتهام کرده و شأن ایشان را بالا می‌برد
۴. این داستان‌ها ظاهری دارند و باطن‌هایی و تمام آیات قرآن دارای بطون بسیارند، این مسأله به طور محدود در داستان‌های غیرقرآنی هم می‌تواند باشد، ولی کسی که نمی از ابعاد قرآن را چشیده باشد خواهد گفت این کجا و آن کجا ... همینکه این روایات آیت الهی هستند (در نظام آیه‌ای بیان گردیده‌اند) و اثبات الهی بودن قرآن هستند به تنهایی باید برای نشان دادن این تفاوت‌ها کافی باشد[/]

سلام

مورد اول رو هرکسی میتونه راجع به عقیده اش بگه.پس دلیلی نیست.

موارد دو تا چهار هم تفاوت نیستند .

من یه سوال مشخص پرسیدم و یه جواب مشخص میخوام. چه مفهومی در قرآن هست که در شاهنامه نیست؟

آقایون هرچیزی گفتن جز جواب به این سوال.[/][/][/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697526 نوشت:
این هم قول شما در مقابل به قول کارشناس

من کجا گفتم افسانه های شاهنامه منطق علمی دارن؟؟

چرا باید هر سوالو ده بار پرسید؟[/][/][/]

Dahim Darni;697520 نوشت:
منم میگم ولادت عیسی رو با علم ثابت کن.


اولا بنده پاسخ گفتم که شما هم بحث رستم و سهراب را از علم ثابت کن

ثانیا اینکه علوم حاظر خیلی از مسائل علمی را نمی تواند ثابت کند دلیلی بر مخالفت باعقل نیست زیرا عقل بر سه قسم یک بار خلاف عقله یک بار عین عقله یک بار هم فراتر از عقله اینکه مسئله این تولد فراتر از عقل هست دلیلی بر این نیست که مخالفت با عقل دارد عزیز دلم پاسخ شما را قران داده است

قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿ال عمران/47﴾
[مريم] گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است گفت چنين است [كار] پروردگار خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند چون به كارى فرمان دهد فقط به آن مى‏گويد باش پس مى‏باشد

این خواست خداست حال سوال می کنیم امروزه خیلی از زنان و مردان هستند که با توجه به اینکه نزدیکی می کنند هم ازدواج نمی کنند یا روی به لقاح مصنوعی می اورند و یا اینکه مجبورند از پرورش گاه بچه بیاورند حال همان طور که دو نفر نزدیکی می کنند و بچه دار نمی شوند و این خواست خداست همان طور هم قدرت خدا مقدر شده و شخصی که نزدیکی هم نداشته حامله می شود این مسئله فراتر از عقل است برادر عزیزم و خلاف عقل نیست

اما متاسفانه علمای اهل سنت توهین شدید لحنی به حضرت مریم داشته اند

فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً : قیل قعدت فی مشرفة للاغتسال من الحیض متحجبة بشیء یسترها وکانت تتحول من المسجد إلى بیت خالتها إذا حاضت وتعود إلیه إذا طهرت فبینما هی فی مغتسلها أتاها جبریل علیه السلام متمثلاً بصورة شاب أمرد سوی الخلق لتستأنس بکلامه ، ولعله لتهییج شهوتها به فتنحدر نطفتها إلى رحمها .هنگامی که حضرت مریم در حال غسل کردن بود ، جبرائیل به شکل یک جوان بدون ریش بر او وارد شد و شهوت مریم را شعله ور کرد و بعد جبرئیل نطفه اش را وارد رحم مریم کرد
تفسیر بیضاوی ج4ص7

Dahim Darni;697532 نوشت:
من کجا گفتم افسانه های شاهنامه منطق علمی دارن؟؟


اقا من چند بار باید جوابت رو بدم؟

کارشناس شد قران دارای هدایت های مختلف است و شما هم پاسخ دادید همین برداشت ها هم از قران می شود لذا وقتی قران هدایت علمی دارد شما که می گویی همین برداشت از شاهنامه می شود یعنی چه؟ واقعا نمی دانم مسائل ابتدایی را شما متوجه نمی شوید را من ضامنش باید باشم؟

سيد عباس;697461 نوشت:
چطور داستان عیسی و فرعون و موسی و مریم حجت نزد مسلمانان است در حالی که موسی مقدسات یهودیان و عیسی و مریم هم مقدسات اهل نصارا هست از کی تا بحال مخالفین در اسلام شعبه زده اند که یهودیان و مسیحیان هم حز مسلمانان شده اند؟
پس این اسستدلال شما در باب مقبولیت قصص قرانی نزد مسلمانان مبذولی مردود است
اینکه فرمودید این قصص قرانی از نظر علم و عقل غیر واقعی هست خیلی عذر می خواهم یا عقل شما متافیزکی هست یا عقل ما پیشرفته زیرا اگر غیر واقعی به نظر می رسد چرا ادیان مبانی عقلی و حقوقی و شرعی خود را بر این موازین استوار ساخته اند؟ اگر قرار باشد اجماع عقول را کنار بزنیم و عقل شما را حجت بدانیم یا باید بپذیریم شما خدایی یا باید بپذیریم عقل سلیم در حضرت عالی دچار عیب شده است زیرا عقل سلیم می پذیرد که اجماع رجوع کند و نه یک فرد

اما فرمودید ایات قران پراکنده هست، خوب این مسئله نیاز مند به عقلی با معرفت است که بخواهد به ان مقام برسد تا حکمت و یا وجه حکمت این موضوع را بفهد در اسلام هر ایه ای براساس شان نزولی صادر می شد و شان نزول هم مترتب بر وقوع عملی و رخدادی بوده حالا سوال من اینجاست شاهنامه بر وقوع چه عملی صادر می شده؟ و یا برای جه کسی صادر شده؟

جناب داهیم چرا پاسخ این مطالب ما را نمی دهید شما که عقول همه ادیان را مورد مضحکه و تمسخر قرار داده اید حداقل 4 میلیارد ادم از نظر شما ناقص العقل هستند برادر عزیز من، همه اینها بی عقلند الا شما؟

[=&amp] داستان های قرآن واقعی است اما داستان های شاهنامه واقعی نیست.
و واقعی بودن داستان های شاهنامه اثبات پذیر نیست.[/]

[=&amp]چرا داستان های قرآن واقعی است ؟[/]

[=&amp]برهان اعجاز

[/]

[=&amp]تفاوت اصلی در واقعی بون یا نبودن این داستان ها است.[/]
[=&amp]مثلا داستانی که واقعی باشد، به عنوان یک گزارش از واقعیت و دنیای خارجی لحاظ می شود.[/]
[=&amp]یعنی همانطور که بررسی رفتار ذرات کوانتومی و نور، باعث میشود که علم تغییر کند و تکامل پیدا کند. و به اشتباهات خودش پی ببرد.[/]

[=&amp]دقیقا بررسی یک گزارش و داستان واقعی در قرآن، می تواند این اثر را داشته باشد.[/]

[=&amp]یعنی هم مبانی علمی را تغییر دهد و هم مبانی عقلی [/]
[=&amp]لذا وقتی مطمئن میشویم که یک داستان واقعی است به دنبال تحلیل درست علمی هستیم و نه نفی کردن آن. [/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

سيد عباس;697533 نوشت:

اولا بنده پاسخ گفتم که شما هم بحث رستم و سهراب را از علم ثابت کن

ثانیا اینکه علوم حاظر خیلی از مسائل علمی را نمی تواند ثابت کند دلیلی بر مخالفت باعقل نیست زیرا عقل بر سه قسم یک بار خلاف عقله یک بار عین عقله یک بار هم فراتر از عقله اینکه مسئله این تولد فراتر از عقل هست دلیلی بر این نیست که مخالفت با عقل دارد عزیز دلم پاسخ شما را قران داده است

قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿ال عمران/47﴾
[مريم] گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است گفت چنين است [كار] پروردگار خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند چون به كارى فرمان دهد فقط به آن مى‏گويد باش پس مى‏باشد

این خواست خداست حال سوال می کنیم امروزه خیلی از زنان و مردان هستند که با توجه به اینکه نزدیکی می کنند هم ازدواج نمی کنند یا روی به لقاح مصنوعی می اورند و یا اینکه مجبورند از پرورش گاه بچه بیاورند حال همان طور که دو نفر نزدیکی می کنند و بچه دار نمی شوند و این خواست خداست همان طور هم قدرت خدا مقدر شده و شخصی که نزدیکی هم نداشته حامله می شود این مسئله فراتر از عقل است برادر عزیزم و خلاف عقل نیست

اما متاسفانه علمای اهل سنت توهین شدید لحنی به حضرت مریم داشته اند

فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً : قیل قعدت فی مشرفة للاغتسال من الحیض متحجبة بشیء یسترها وکانت تتحول من المسجد إلى بیت خالتها إذا حاضت وتعود إلیه إذا طهرت فبینما هی فی مغتسلها أتاها جبریل علیه السلام متمثلاً بصورة شاب أمرد سوی الخلق لتستأنس بکلامه ، ولعله لتهییج شهوتها به فتنحدر نطفتها إلى رحمها .هنگامی که حضرت مریم در حال غسل کردن بود ، جبرائیل به شکل یک جوان بدون ریش بر او وارد شد و شهوت مریم را شعله ور کرد و بعد جبرئیل نطفه اش را وارد رحم مریم کرد
تفسیر بیضاوی ج4ص7

من از بیضاوی و اهل سنت و ... نپرسیدم . شما معلوم نیست کجا سیر میکنی.

من از شما خواستم با علم پزشکی ) نه با تفسیر و حدیث ) ولادت عیسی رو ثابت کنی. خب بگو نمیتونم.

شما ادعا کردی قران با علم منافات نداره ، اما وقت عمل که شد برا من از تفسیر اوردی .

هروقت ولادت عیسی رو با علمثابت کردی میتونیم باهم بحث کنیم.

نکته بعدی داستان های شاهنامه منطق علمی ندارن.افسانه هستند.دقیقا مثل افسانه های خیالی قران.هردو در خیالی بودن مشترک هستند.چون هردو با علم در تضادند.

امیدوارم حالا فهمیده باشی من چی میگم.[/][/][/]

[="3"]

Dahim Darni;697528 نوشت:

سلام

مورد اول رو هرکسی میتونه راجع به عقیده اش بگه.پس دلیلی نیست.

موارد دو تا چهار هم تفاوت نیستند .



بسم الله
سلام
پاسخ‌های داده شده برای کسانی است که می‌دانند قرآن چه کتابی است و می‌خواهند تفاوت داستان‌های قران با داستان‌های معمول را بدانند، اگر شما فرضتان بر این است که قرآن هیچ کتاب خاصی نیست در این صورت آن مطالب برای شما نیست و برای کسان دیگری است که شاید بعداً این تاپیک را بخوانند
Dahim Darni;697528 نوشت:

من یه سوال مشخص پرسیدم و یه جواب مشخص میخوام. چه مفهومی در قرآن هست که در شاهنامه نیست؟

آقایون هرچیزی گفتن جز جواب به این سوال.


خیر، آن پاسخ‌ها پاسخ سؤال پرسیده شده هست ولی پاسخ شخص شما با پیش‌فرض‌های ذهنی‌اتان نیست ...
از نظر کسی که قرآن را از طرف خدا نداند قرآن هیچ فرقی با کتاب‌های دیگران ندارد مادامی‌که مانند کتاب داستان یا روزنامه خوانده شود ... قرآن معجزه‌ی پیامبر خداست ولی اثبات الهی بودن این کتاب از طریق داستان‌هایش نیست که اینقدر به دنبال مقایسه‌ی ظاهر متن آن با کتاب‌های دیگر باشید ... از طریق آیاتش هست و درک الهی بودن آنها هم راه خودش را دارد که در بحث تحدّی نهایت آن مطرح می‌شود

برای آنکه آب پاکی را به دستتان بریزم اصولاً انسان در عالم ظاهر هیچ ملاکی برای تعیین الهی بودن یا نبودن یک کتاب یا چیز دیگر ندارد، انسان ظاهر بین راهی برای شناخت خدا ندارد، ایمان بر پایه‌ی عقل است و درک حضوری و باطنی، یک کتاب خیلی که علمی باشد می‌گویند نویسنده‌اش خیلی عالم بوده است و نمی‌گویند کار خدا بوده است، خیلی که هنرمندانه باشد می‌گویند نویسنده‌اش خیلی هنرمند بوده است و نمی‌گویند خدا بوده است، در مورد نهج‌البلاغه که در بلاغت سرآمد است هم گفته‌اند نویسنده‌اش را نه بشر توانمش خواند نه خدا توانمش گفت و باز نمی‌گویند که حضرت علی علیه‌السلام نعوذ بالله خدا بوده باشند، در مورد سایر معجزات هم همینطور ... اینکه شما می‌خواهید دنبال ملاک الهی در ظاهر قرآن بگردید اشتباه شماست، قرآن ظاهرش خارق‌العاده هم باشد خواهند گفت سِحر است و باز نمی‌فهمند که آیت الهی باشد چنانکه معجزات خارق عادت انبیاء سلف را سحر و انبیاء علیهم‌السلام را ساحر خطاب می‌کردند ...

مگرنه سؤالتان سؤال خیلی بغرنجی نیست که نشود پاسخش را داد ... گرچه هر چه هم که گفته شود گوشه‌ای است محدود و اندک از کلّی که هست و ما نمی‌دانیم ...

Dahim Darni;697368 نوشت:
داستان های قرآن به نظر مسلمانان واقعی هستند ، وگرنه از نظر علم و عقل علمی ، غیرواقعی و تخیلی به حساب می آیند. به عنوان مثال داستان های نوح،ابراهیم و نمرود ، موسی و فرعون ، عیسی و مریم و سایر داستان های قرآنی کاملا غیرحقیقی هستند.

کاملاً غیرحقیقی هستند؟ اثباتتان برای این گزاره‌ی مستحکم چیست؟ اینکه دلیلی برای درستی یک مطلب نیافته باشید خودش دلیل باشد برای با اطمینان رد کردن آن مطلب در کدام منطق پذیرفته است؟ در سیره‌ی عقلا نیست ولی در سیره‌ی دانشمندان غربی امروز به وفور یافت می‌شود، همانها که می‌گویند تا نبینند باور نمی‌کنند و بعد به اینکه عقلشان به چشمشان باشد افتخار هم می‌کنند!
برادر حقیر اگر به شما بگویم ظاهر بین و کسی که عقلش به چشمش هست بهتان برمی‌خورد یا به آن افتخار خواهید کرد؟ ان شاء الله که ناراحت شوید ... اگر ناراحت شدید در استدلال‌هایتان تجدید نظر کنید ...[/]

Dahim Darni;697544 نوشت:
شما ادعا کردی قران با علم منافات نداره ، اما وقت عمل که شد برا من از تفسیر اوردی .

شما اولا پاسخ این مطالب ما را بده که فرار کردی

چطور داستان عیسی و فرعون و موسی و مریم حجت نزد مسلمانان است در حالی که موسی مقدسات یهودیان و عیسی و مریم هم مقدسات اهل نصارا هست از کی تا بحال مخالفین در اسلام شعبه زده اند که یهودیان و مسیحیان هم حز مسلمانان شده اند؟
پس این اسستدلال شما در باب مقبولیت قصص قرانی نزد مسلمانان مبذولی مردود است
اینکه فرمودید این قصص قرانی از نظر علم و عقل غیر واقعی هست خیلی عذر می خواهم یا عقل شما متافیزکی هست یا عقل ما پیشرفته زیرا اگر غیر واقعی به نظر می رسد چرا ادیان مبانی عقلی و حقوقی و شرعی خود را بر این موازین استوار ساخته اند؟ اگر قرار باشد اجماع عقول را کنار بزنیم و عقل شما را حجت بدانیم یا باید بپذیریم شما خدایی یا باید بپذیریم عقل سلیم در حضرت عالی دچار عیب شده است زیرا عقل سلیم می پذیرد که اجماع رجوع کند و نه یک فرد

اما فرمودید ایات قران پراکنده هست، خوب این مسئله نیاز مند به عقلی با معرفت است که بخواهد به ان مقام برسد تا حکمت و یا وجه حکمت این موضوع را بفهد در اسلام هر ایه ای براساس شان نزولی صادر می شد و شان نزول هم مترتب بر وقوع عملی و رخدادی بوده حالا سوال من اینجاست شاهنامه بر وقوع چه عملی صادر می شده؟ و یا برای جه کسی صادر شده؟

Dahim Darni;697544 نوشت:
من از شما خواستم با علم پزشکی ) نه با تفسیر و حدیث ) ولادت عیسی رو ثابت کنی. خب بگو نمیتونم.

:khaneh:

علم پزشکی؟ علم پزشکی که خود در بسیاری از اوقام انقدر معذور و معدوم است که علمش را از اهل بیت می گیرد

ثانیا پاسخ داده شده اگر ردیه ای دارید بفرماید

Dahim Darni;697544 نوشت:
نکته بعدی داستان های شاهنامه منطق علمی ندارن.افسانه هستند.دقیقا مثل افسانه های خیالی قران.هردو در خیالی بودن مشترک هستند.چون هردو با علم در تضادند.

اینکه اقرار کردید افسانه تخیلی هست پس مهر بطلان بر ان خورد اما اینکه فرمودید قران با علم در تضاد است اولا متضاد بودن انرا شما باید ثابت کنید و ثانیا دانشمندم ثابت نموده اند قران در طول علم است و نیازی به قول شما نیست

ما فهمیدیم شما چه می گوید شما شما از ردیه زدن ترس و حراس دارید خوب اگر ردیه ای دارید ما در خدمت شما هستیم ضمن اینکه همین که ما پاسخ مطالب و سوالات علمی شما را از روایات می دهیم موید این است سنت و تفسیر علوم اسلام همگام با علم است وگرنه بضاعت پاسخ علمی ندارد حالا ما منتظر می مانیم پاسخ شما چه هست

[="Verdana"][="Black"][="3"]

باء;697563 نوشت:
پاسخ‌های داده شده برای کسانی است که می‌دانند قرآن چه کتابی است و می‌خواهند تفاوت داستان‌های قران با داستان‌های معمول را بدانند، اگر شما فرضتان بر این است که قرآن هیچ کتاب خاصی نیست در این صورت آن مطالب برای شما نیست و برای کسان دیگری است که شاید بعداً این تاپیک را بخوانند

مجددا سلام .

قصد من از ایجاد تاپیک همین است که خوانندگان ببینند آیا تفاوتی میان داستان های شاهنامه و داستان های قرآن وجود دارد یا خیر ؟!

اینکه بگوییم قرآن کلام خداست پس حق است و غیرقابل مقایسه ! که نمیشود جواب .

کارشناس وجه واقعی بودن را وسط کشیدند ، من هم گفتم به همان اندازه که داستان های شاهنامه خیالی و افسانه ای ست ، داستان های قرآن نیز خیالی و غیرواقعی می باشد .

باء;697563 نوشت:
خیر، آن پاسخ‌ها پاسخ سؤال پرسیده شده هست ولی پاسخ شخص شما با پیش‌فرض‌های ذهنی‌اتان نیست ...
از نظر کسی که قرآن را از طرف خدا نداند قرآن هیچ فرقی با کتاب‌های دیگران ندارد مادامی‌که مانند کتاب داستان یا روزنامه خوانده شود ... قرآن معجزه‌ی پیامبر خداست ولی اثبات الهی بودن این کتاب از طریق داستان‌هایش نیست که اینقدر به دنبال مقایسه‌ی ظاهر متن آن با کتاب‌های دیگر باشید ... از طریق آیاتش هست و درک الهی بودن آنها هم راه خودش را دارد که در بحث تحدّی نهایت آن مطرح می‌شود

برای آنکه آب پاکی را به دستتان بریزم اصولاً انسان در عالم ظاهر هیچ ملاکی برای تعیین الهی بودن یا نبودن یک کتاب یا چیز دیگر ندارد، انسان ظاهر بین راهی برای شناخت خدا ندارد، ایمان بر پایه‌ی عقل است و درک حضوری و باطنی، یک کتاب خیلی که علمی باشد می‌گویند نویسنده‌اش خیلی عالم بوده است و نمی‌گویند کار خدا بوده است، خیلی که هنرمندانه باشد می‌گویند نویسنده‌اش خیلی هنرمند بوده است و نمی‌گویند خدا بوده است، در مورد نهج‌البلاغه که در بلاغت سرآمد است هم گفته‌اند نویسنده‌اش را نه بشر توانمش خواند نه خدا توانمش گفت و باز نمی‌گویند که حضرت علی علیه‌السلام نعوذ بالله خدا بوده باشند، در مورد سایر معجزات هم همینطور ... اینکه شما می‌خواهید دنبال ملاک الهی در ظاهر قرآن بگردید اشتباه شماست، قرآن ظاهرش خارق‌العاده هم باشد خواهند گفت سِحر است و باز نمی‌فهمند که آیت الهی باشد چنانکه معجزات خارق عادت انبیاء سلف را سحر و انبیاء علیهم‌السلام را ساحر خطاب می‌کردند ...

مگرنه سؤالتان سؤال خیلی بغرنجی نیست که نشود پاسخش را داد ... گرچه هر چه هم که گفته شود گوشه‌ای است محدود و اندک از کلّی که هست و ما نمی‌دانیم ...

با عرض معذرت اینها همه جملات کلی و کلیشه ای هستند که هیچ موضوعی را اثبات نمی کنند .

اگر داستان های قرآن با داستان های شاهنامه تفاوتی دارند به طور مشخص تفاوت را مطرح کنید . همانطور که کارشناس مواردی را مطرح کردند .

باء;697563 نوشت:
کاملاً غیرحقیقی هستند؟ اثباتتان برای این گزاره‌ی مستحکم چیست؟ اینکه دلیلی برای درستی یک مطلب نیافته باشید خودش دلیل باشد برای با اطمینان رد کردن آن مطلب در کدام منطق پذیرفته است؟ در سیره‌ی عقلا نیست ولی در سیره‌ی دانشمندان غربی امروز به وفور یافت می‌شود، همانها که می‌گویند تا نبینند باور نمی‌کنند و بعد به اینکه عقلشان به چشمشان باشد افتخار هم می‌کنند!
برادر حقیر اگر به شما بگویم ظاهر بین و کسی که عقلش به چشمش هست بهتان برمی‌خورد یا به آن افتخار خواهید کرد؟ ان شاء الله که ناراحت شوید ... اگر ناراحت شدید در استدلال‌هایتان تجدید نظر کنید ...

بله . غیر حقیقی هستند و در دنیای واقعی غیرقابل رخ دادن .

ما اکنون نزدیک به 120000 گونه حشره داریم ، صرف نظر از پنج انقراضی که در جهان رخ داده است و از تنوع گونه ها کاسته ، نوح چگونه توانسته اینهمه حشره را جمع آوری کند و در کشتی قرار دهد ؟! تازه این فقط گونه های حشرات هستند !

ابراهیم چگونه در آتش نسوخت ؟!

موسی چگونه توانست آن بلاها را بر سر نیل بیاورد ؟!

عیسی چگونه بی پدر زاده شد ؟!

ووو

اینها همگی سوالاتیست که هرذهنی را مشغول می کند . تازه این سوالات کمترین و ساده ترین سوالات هستند . شما یا هرکس دیگری به این سوالات جوابی علمی بدهید تا بنده نیز بگویم داستان های قرآن با علم منافات ندارد .

تشکر.[/][/][/]

[="3"]

Dahim Darni;697572 نوشت:

مجددا سلام .

قصد من از ایجاد تاپیک همین است که خوانندگان ببینند آیا تفاوتی میان داستان های شاهنامه و داستان های قرآن وجود دارد یا خیر ؟!



بسم الله
سلام
تفاوت وجود دارد ... چند موردش هم بیان گردید ولی برخی از این تفاوت‌ها را تنها کسانی می‌توانند به آن معترف باشند که حقانیت و الهی بودن قرآن را از پیش دانسته باشند
Dahim Darni;697572 نوشت:

اینکه بگوییم قرآن کلام خداست پس حق است و غیرقابل مقایسه ! که نمیشود جواب .

چرا جواب نیست؟ اگر کلام خدا باشد پس حق هم هست دیگر اینکه واضح است!
مشکل اینجاست که شما می‌خواهید این تفاوت‌ها را مبنای اثبات الهی بودن قرآن معرفی کنید و بعد بگویید که این مبنا اشتباه است پس آن حکم هم باطل است، در حالی که اینطور نیست و اینکه خدا بگوید عیسی علیه‌السلام بدون وجود پدر و از مادری باکره متولد شد دلیل الهی بودن قرآن نیست ... بلکه پذیرش آن نتیجه‌ی پذیرش الهی بودن قرآن است و از آن به بعد است که تفاوت این داستان با داستان‌های دیگر بر مؤمن به این کتاب به خوبی مشخص می‌گردد.
Dahim Darni;697572 نوشت:

کارشناس وجه واقعی بودن را وسط کشیدند ، من هم گفتم به همان اندازه که داستان های شاهنامه خیالی و افسانه ای ست ، داستان های قرآن نیز خیالی و غیرواقعی می باشد .

حقیر هم گفتم که داستان‌های قرآن همگی حق و ناظر به حقیقت بوده و هستند و در آن باطل راه ندارد چون کلام خداوند حق متحقق است ... اما طبیعی است که شما نتوانید این موضوع را درک کنید، چرا که شما هنوز الهی بودن قرآن برایتان روشن نشده است ...
Dahim Darni;697572 نوشت:

با عرض معذرت اینها همه جملات کلی و کلیشه ای هستند که هیچ موضوعی را اثبات نمی کنند .

کلیشه‌ای هستند؟ واقعاً؟ شما معنای کلیشه را می‌دانید یعنی چه؟ بسیاری از بزرگواران مسلمان و مؤمن به آن حرفهای حقیر شاید انتقاد داشته باشند و بعد شما آنها را کلیشه‌ای می‌دانید؟
بماند که ادعا نکردم دارم چیزی را اثبات می‌کنم ... اینکه الهی بودن قرآن باید چطور اثبات شود را در تاپیک‌های دیگر مفصل بحث کرده‌ایم و اینجا صرفاً به بیان جملات توصیفی اکتفا شده بود

اما حالا که اصرار دارید از شما می‌پرسم ... بنده یک جبعه‌ی در بسته به شما می‌دهم و ادعا می‌کنم که از طرف خداست و خودم هم از طرف خدا رسالت دارم، اما از شما که در پذیرش رسالت بنده تردید دارم می‌خواهم که قبل از باز کردن درب جعبه به بنده بگویید که در این جعبه اگر چه چیزی باشد شما به بنده ایمان خواهید آورد؟ بفرمایید با کدام معیار تشخیص می‌دهید که این جعبه مستقیماً از طرف خداست ... بی‌صبرانه منتظر دانستن معیارهای شما برای تشخیص الهی بودن این یا نبودن این جعبه هستم.

Dahim Darni;697572 نوشت:

اگر داستان های قرآن با داستان های شاهنامه تفاوتی دارند به طور مشخص تفاوت را مطرح کنید . همانطور که کارشناس مواردی را مطرح کردند .

به طور مشخص بیان شد ولی سؤال شما اشکال دارد از آن جهت که این سؤال اصلاً مناسب شما نیست، یعنی هر جوابی که به آن داده شود از آن هیچ نتیجه‌ای نمی‌توانید بگیرید ... چرا که اثبات الهی بودن قرآن از طریق اختلاف داستان‌های آن با داستان‌های شاهنامه نیست که با رد یا اثبات آن بتوانید اظهار نظری در مورد الهی بودن یا نبودن قرآن داشته باشید ... پس شما دارید سؤال اشتباهی را می‌پرسید، سؤالتان را عوض کنید
Dahim Darni;697572 نوشت:

بله . غیر حقیقی هستند و در دنیای واقعی غیرقابل رخ دادن .

غیرحقیقی است؟
آیا رخداد آنها خلاف عقل منطقی است که بتوان گفت در عالم حقیقت و واقعی ناممکن‌الوجود است؟ یا صرفاً خلاف تجربیات معمول ماست؟
اگر خلاف تجربیات هست ولی خلاف عقل نباشد پس ممکن‌الوجود است ولی سابقه‌ای نداشته است ... کل عالم وجود و همین تجربیات مدّ نظر شما ابداع خداوند است و بدون سابقه‌ی وجود خلق شده‌اند و از خداوند مبدع ابداع و بداء هیچ بعید نیست ...
از نظر علوم تجربی هم رویکرد شما علمی نیست ... هر تجربه‌ی جدیدی که نتایج ابتدائاً غیر قابل باوری داشته باشد را به همین سادگی رد کرده یا به تمسخر می‌گیرید؟ حتماً می‌گویید در زمان ارسال رسل تجربه‌ی جدیدی مطرح نبوده است اما در واقع بوده است، در اینجا صورتی از ارتباط بین خدا و انسان مطرح می‌شده است که تا قبل از آن به آن صورت برای آن امت‌ها مطرح نبوده است، اینکه خداوند بنده‌ای از میان خود امت را نماینده‌ی خود کرده و به رسالت بفرستد، این تجربه‌ی جدیدی است و اینکه در این تجربه‌ی جدید پدیده‌های جدیدی مطرح شوند که تا قبل از آن مطرح نبوده‌اند از همین روی قابل درک است ... در قرآن نیامده است که همه چیز معمولی بوده باشد و بعد یکهو شتری از دل کوه بیرون آمده باشد، بلکه ابتدا صحبت از تجربه‌ی جدیدی به اسم نبوت و رسالت در میان امت را مطرح می‌کند و بعد در ارتباط از نوع جدیدی که بین انسان و خالق همه چیز و واضع همه‌ی قوانین طبیعت و غیر آن برقرار شده است صحبت از شکل‌گیری رخدادهایی در ورای تجربیات گذشته می‌کند ...
اتفاقا معجزات انبیاء علیهم‌السلام همگی علمی بوده‌اند، ولی از نظر شما علم چیزی است که تکرار‌پذیر و تجربه‌پذیر باشد و برای آنکه تجربه‌ای تکرار شود باید شرایط آن تکرار شود و اگر شرایطش تکرار نشود و کسی بگوید پس این علم نیست چون دوباره تجربه نشده است این شخص با این حرف تنها سطح درک خود را به چالش کشیده است، مثل این است که کسی بنشیند در خانه‌اش و بگوید چرا گداخت هسته‌ای رخ نداد؟ پس گداخت هسته‌ای دروغ است! شما آن ارتباط را ایجاد کنید اگر به همه‌ی شرایط آن مسلط شدید (
که نمی‌شوید چون به اراده‌ی خدا نمی‌توانید احاطه پیدا کنید) و باز آن رخداد رخ نداد، شتر از دل کوه بیرون نیامد و عصا مار نشد و نیل آن رخدادها را تجربه نکرد بگویید این داستان‌ها دروغ هستند چون شرایطش باز ایجاد شد ولی نتیجه چیز دیگری بود و به عبارت دیگر آن روایت‌های تعریف شده افسانه و دروغ هستند و علمی نیستند ...

به همین دلیل گفتم استدلال‌هایتان بدون اساس است ... شما می‌گویید علمی نیست چون با آن شرایط دیگر تجربه نشده است و ما می‌گوییم آن شرایط دیگر پیش نیامده است نه اینکه پیش آمده باشد و تجربه‌ی شما چیز دیگری را نشان دهد ... خلاف عقل هم که نیستند که بگوییم حتماً دروغ است بنابراین نهایت کاری که باید بکنیم سکوت است، ولی شما با اطمینان رد می‌کنید و این بر خلاف عقل است ...

Dahim Darni;697572 نوشت:

ما اکنون نزدیک به 120000 گونه حشره داریم ، صرف نظر از پنج انقراضی که در جهان رخ داده است و از تنوع گونه ها کاسته ، نوح چگونه توانسته اینهمه حشره را جمع آوری کند و در کشتی قرار دهد ؟! تازه این فقط گونه های حشرات هستند !

ابراهیم چگونه در آتش نسوخت ؟!

موسی چگونه توانست آن بلاها را بر سر نیل بیاورد ؟!

عیسی چگونه بی پدر زاده شد ؟!

ووو

اینها همگی سوالاتیست که هرذهنی را مشغول می کند . تازه این سوالات کمترین و ساده ترین سوالات هستند . شما یا هرکس دیگری به این سوالات جوابی علمی بدهید تا بنده نیز بگویم داستان های قرآن با علم منافات ندارد .

تشکر.


سؤال‌های خوبی است ... بپرسید تا بدانید ... اگر برخی از آنها را هم ما پاسخش را نمی‌دانستیم با هم می‌نشینیم فکر می‌کنیم تا شاید پاسخی برایش بیابیم ... ولی شما می‌پرسید تا به مخاطبانتان نشان دهید که قرآن دروغ است و خدایی وجود ندارد، می‌خواهید انکار کنید و دیگران را هم از ایمان باز بدارید ... حال آنکه در این کار شما حداکثر می‌توانید ایجاد شبهه نمایید و کسانی که اهل تفکر و تعقل نیستند و سطحی هستند را از اسلام جدا کنید یا از ورود به آن باز دارید ... مگرنه این مسائل دلیلی بر اثبات غلط بودن قرآن و اسلام نیستند ... و البته اسلام و قرآن برای خودشان اثبات‌ دارند و اینطور نیست که کلاً نه بشود آنها را رد کرد و نه اثبات ...

وضعیت شما و دوستان دیگری که در این همه تاپیک شبانه‌روز سرگرم ممارست برای اثبات دروغ بودن اسلام و قرآن هستید اینطور است که کسی بنشیند در یک گوشه‌ای و یک مسأله را از راهی بررسی کند که از آن راه آن مسأله را نه می‌توان اثبات کرد و نه رد کرد، بعد هم اصرار داشته باشد که این که نمی‌توانید از این راه این مسأله را اثبات کنید نشان می‌دهد که این مسأله غلط است و باید دست از ادعای درستی آن بردارید و اعتراف کنید که دروغ می‌گفته‌اید! اگر هم کسی به شما بگوید که این راه برای بررسی این مسأله راه مناسبی نیست می‌گویید اینها بهانه است بگویید بلد نیستیم و خلاصمان کنید! ... و در این میان دیگر کاری ندارید که آن مسأله راه دیگری برای اثبات خودش داشته باشد یا نه!

اگر شما هم مثل آن بردار دیگری هستید که مدام ادعا می‌کرد من حقیقت‌طلب هستم و می‌خواهم پاسخ سؤالاتی که می‌پرسم را بدانم ولی بعد در پیام خصوصی اعتراف کرد که مطمئن است اسلام غلط است و تمام تلاشش در این تاپیک‌ها برای این است که این را به همگان نشان دهد و دیگران را از اسلام باز دارد تکلیفتان مشخص است ... اما اگر بر خلاف آن شخص بدون اینکه ظاهر سازی کنید و دروغ بگویید به دنبال پاسخ سؤالهایتان هستید جواب ما این است که این سؤال الآن کمکی به شما نمی‌کند، ما به آنها جواب داده‌ایم ولی جوابمان به کار شما نمی‌آید ... اگر شک دارید که قرآن از طرف خدا هست یا نه به آن یا به ترجمه‌ی آن گوش بدهید و در آیات آن تدبر کنید، اگر باز شک داشتید سعی کنید پیش خودتان (نه برای دیگران) و برای اثبات به خودتان آن را رد کنید، از تمام امکاناتتان هم استفاده کنید، هیچ امتیاز و آوانسی هم به خدای ادعایی قرآن ندهید، به خدا بگویید که اگر هست و وجود دارد و قرآن از طرف اوست خودش به شما بفهماند که این کتاب نشانه‌ی خدایی او و رسالت حضرت محد صلی‌الله‌علیه‌وآله است و گرنه ادعاهای درون قرآن که در آن خلاف آن گفته شده است باید دروغ باشند و شما به این خدا کافر می‌شوید و اگر قیامتی باشد هم عذر دارید که به دنبال اثبات حقانیت آن بوده‌اید و خداوند خودش خلف وعده کرده است ... تنها از این طریق می‌توانید به یقین برسید که قرآن و اسلام از طرف خدا نیست و یا خدای اسلام وجود خارجی ندارد ... باقی روش‌ها قابل قبول نیست ... خدای قرآن گفته است اگر شک دارید این کار را بکنید پس اگر کار دیگری کردید و خدا را نیافتید، مثل کارهایی که شما در این تاپیک و دوستان دیگر در تاپیک‌های دیگر می‌کنید، در این صورت عذر شما پذیرفته نخواهد شد چون از راهش به مسأله نپرداختید ...

اگر حقیقت‌طلب هستید در این ساعات روحانی برایتان بهترین دعاها را دارم و ان شاء الله خداوند شما را در مسیر هدایتی قرار دهد که بسیاری به شما غبطه بخورند ... ولی اگر اهل کفر و نفاق هستید که تنها به دنبال ایجاد شبهه و بازداشتن بندگان خدا از راه ایمان و سلامت هستید برایتان همان دعایی را می‌کنیم که برای هر منافق یا کافر دیگری هم همان دعا را می‌کنیم

:Gol:[/]

تذکره;642811 نوشت:
داستان های قرآنی کاملا واقعی و مورد اعتماد و جهانی

درود

کاملن روی داده و جهان به آن اهتماد دارد ؟

جهان ؟ از مردم بیش از دو ملیارد نفر هندو چین چند نفر به داستانهای نُبی اهتماد دارند ؟

چگونه به ما نشان می دهید که داستان هاروت و ماروت -یاجوج و ماجوج واکهی است ؟

تذکره;643194 نوشت:
داستان های قرآن صرف داستان نیست بلکه با هدف عبرت و پند و هدایت انسان ها آمده است
اما داستان های شاهنامه برای صرف داستان است.

استاد

یکین دارید که این سخن شما سد درسد درست است ؟

داستانهای شاهنامه تنها داستان است و پند و اندرز ندارد ؟

سيد عباس;697445 نوشت:
تورات و انجيل با يافته‏ هاى علوم تجربى مخالف است، اما قرآن مطالب مخالف علم ندارد،

آیا تنها بر گشت خورشید ( رد الشمس ) برای دانش گریز بودن داستانهای نُبی بسنده نیست ؟

[="Verdana"][="Black"][="3"]

باء;697599 نوشت:
تفاوت وجود دارد ... چند موردش هم بیان گردید ولی برخی از این تفاوت‌ها را تنها کسانی می‌توانند به آن معترف باشند که حقانیت و الهی بودن قرآن را [="#FF0000"]از پیش[/] دانسته باشند

لطف کنید تفاوت هایی را بیاورید تا یک نامسلمان مثل مرا قانع کند . این دین برای اثبات خود دلیل برون دینی ندارد ؟!! اگر ندارد به ما بگویید که دیگر انقدر نپرسیم !

باء;697599 نوشت:
چرا جواب نیست؟ [="#FF0000"]اگر [/]کلام خدا باشد پس حق هم هست دیگر اینکه واضح است!

دقیقا من هم در همان اگر مانده ام !

باء;697599 نوشت:
حقیر هم گفتم که داستان‌های قرآن همگی حق و ناظر به حقیقت بوده و هستند و در آن باطل راه ندارد چون کلام خداوند حق متحقق است ... اما طبیعی است که شما نتوانید این موضوع را درک کنید، چرا که شما هنوز الهی بودن قرآن برایتان روشن نشده است ...

به قسمتی از سخنانتان که انتخاب کرده ام دوباره نگاه کنید . آیا طبق این سخنانتان من می توانم نتیجه بگیرم که تنها دلیل شما برای واقعی بودن داستان های قرآن ، الهی بودنشان است و نه یک دلیل علمی ؟!

باء;697599 نوشت:
بنده یک جبعه‌ی در بسته به شما می‌دهم و ادعا می‌کنم که از طرف خداست و خودم هم از طرف خدا رسالت دارم، اما از شما که در پذیرش رسالت بنده تردید دارم می‌خواهم که قبل از باز کردن درب جعبه به بنده بگویید که در این جعبه اگر چه چیزی باشد شما به بنده ایمان خواهید آورد؟ بفرمایید با کدام معیار تشخیص می‌دهید که این جعبه مستقیماً از طرف خداست ... بی‌صبرانه منتظر دانستن معیارهای شما برای تشخیص الهی بودن این یا نبودن این جعبه هستم.

اگر در چنین موقعیتی قرار بگیریم به شما می گویم دروغ می گویید و این توهمی بیش نیست . زیرا امکان ندارد کسی از طرف خدا آمده باشد و رسالت خدا را بر عهده گرفته باشد . ( این نظر اکنون مخالف عقیده ایست که چندماه پیش داشتم ) برای این عقیده ام هم دلایلی دارم . هیچ نیازی نیست که کسی از جانب خدا ماموریت هدایت پیدا کرده باشد .

باء;697599 نوشت:
چرا که اثبات الهی بودن قرآن از طریق اختلاف داستان‌های آن با داستان‌های شاهنامه نیست که با رد یا اثبات آن بتوانید اظهار نظری در مورد الهی بودن یا نبودن قرآن داشته باشید

خوب پس ما چه کنیم ؟! ما از راهی میخواهیم قرآن را با دیگر آثار مقایسه کنیم شما می فرمایید این راه نادرست است . وقتی شما حتی حاضر نیستید قرآن را با شاهنامه مقایسه کنید چگونه آنرا الهی می دانید ؟! به هر حال باید از جایی شروع کرد .

باء;697599 نوشت:
کل عالم وجود و همین تجربیات مدّ نظر شما ابداع خداوند است و بدون سابقه‌ی وجود خلق شده‌اند و از خداوند مبدع ابداع و بداء هیچ بعید نیست ...

خیر من موافق نیستم . ما در دنیای واقعی زندگی می کنیم . در این دنیا تاکنون دیده ایم که اگر آتش بر بدن کسی بیفتد ، اورا می سوزاند . اما قرآن حکایتی خلاف آنچه ما دیده ایم نقل می کند . عقل من و هر کس دیگری که در این جهان زندگی کرده حکم می کند که این خبر غیرواقعی و نادرست است ، زیرا با دیده ها و تجربیات ما نمی سازد . در صورتی می توان احتمال صحت این خبر را داد که این اتفاق در جایی خارج از جهان ما رخ داده باشد . حال شما هرچه قدر هم اصرار کنید مخالفت و تعارض داستان ابراهیم و نمرود با تجربیات ما برطرف نمی شود .

باء;697599 نوشت:
اتفاقا معجزات انبیاء علیهم‌السلام همگی علمی بوده‌اند، ولی از نظر شما علم چیزی است که تکرار‌پذیر و تجربه‌پذیر باشد و برای آنکه تجربه‌ای تکرار شود باید شرایط آن تکرار شود و اگر شرایطش تکرار نشود و کسی بگوید پس این علم نیست چون دوباره تجربه نشده است

شما کدام علم را می گویید ؟! بر اساس کدام علم سوخته نشدن بدن ابراهیم در آتش ، کاملا علمی است ؟!

اصولا هر وقت سوالی از دین می شود می گویند این علمش هنوز نیامده ، علمش پیش امام زمان است هروقت آمد جواب می دهد ، ما به درجه ای نرسیده ایم که به آن جواب بدهیم ، علمی است اما علمش را شماها نمی فهمید ! ووووو

بزرگوار اینها که من مثال آوردم خلافش ثابت شده ، دوباره و سه باره دقت کنید ! خلافش ثابت شده .

ثابت شده که انسان بی پدر زاده نمی شود ،

ثابت شده که بدن انسان در آتش می سوزد ،

ثابت شده که آب رودخانه ای به عظمت نیل با عصا و این جور چیزا باز نمی ایستد !

آنوقت شما می گویید همه اینها علمیست ؟!!

باء;697599 نوشت:
سؤال‌های خوبی است ... بپرسید تا بدانید ...

کیست که پاسخ دهد ؟؟؟

باء;697599 نوشت:
اگر حقیقت‌طلب هستید در این ساعات روحانی برایتان بهترین دعاها را دارم و ان شاء الله خداوند شما را در مسیر هدایتی قرار دهد که بسیاری به شما غبطه بخورند ... ولی اگر اهل کفر و نفاق هستید که تنها به دنبال ایجاد شبهه و بازداشتن بندگان خدا از راه ایمان و سلامت هستید برایتان همان دعایی را می‌کنیم که برای هر منافق یا کافر دیگری هم همان دعا را می‌کنیم

هیچ وقت توهم دشمن نداشته باشید . هیچ وقت به سوالاتی که راجع به عقیده تان می شود با دید غرض و غرض ورزی نگاه نکنید .[/][/][/]

ژیان;697606 نوشت:
آیا تنها بر گشت خورشید ( رد الشمس ) برای دانش گریز بودن داستانهای نُبی بسنده نیست ؟

سلام علیکم

برادر بزگوارم اگر شما به موضوع تاپیک دقت می کردید در می یافتید که موضوع در باب معجزات قرانی هست و نه سنت نبی

اما مبحث رد الشمس هم از از معجزات ولایت تکوینی رسول الله ص هست و منافاتی با عقل ندارد این که علم نمی تواند انرا ثبات کند دلیلی بر این نیست خلاف علم است امروزه علم پزشکی خیلی از بیماری ها را نمی تواند درمان کند اما اهل بیت این بیاماران صعب العلاج را شفا می دهند، کجای این مسئله خلاف عقل است؟ اینکه علم نمی تواند پاسخ گو باشد دلیلی بر بطلان ان نیست برادر بزگوار مضاف بر اینکه پیشتر عارض شدیم مسائل عقلی بر سه مسئله است یا خلاف عقله یا عین عقله یا فراتر از عقل است این مسائل نیف فراتر از عقل هست و نه خلاف عقل

سيد عباس;697629 نوشت:
برادر بزگوارم اگر شما به موضوع تاپیک دقت می کردید در می یافتید که موضوع در باب معجزات قرانی هست و نه سنت نبی

سید گرامی بدان و آگاه شو که نُبی ینی همان کُرآن Quran ( قرآن) که می گویید نه نبی که ینی پیامبر

نبی

فرهنگ فارسی معین

(نُ) (اِ.) قرآن مجید.

ژیان;697651 نوشت:
سید گرامی بدان و آگاه شو که نُبی ینی همان کُرآن Quran ( قرآن) که می گویید نه نبی که ینی پیامبر

جناب فلوکس بنده شما را می شناسم کاربری بودید که قبلا به گمانم با نام نوری یا همچین چیزی در این سایت فعالیت می کردید که مسدود شدید

علی کل حال

خوب این قضیه رد الشمس مربوط به حدیث است چه ارتباطی با ایه دارد؟

وثانیا پیشتر هم پاسخ را دادیم

بعد اوردی نبی یعنی قران و الی اخر در ادبیات عرب کسی به نبی نمی گوید قران عزیز دلم :khaneh:

[="3"]

Dahim Darni;697622 نوشت:

لطف کنید تفاوت هایی را بیاورید تا یک نامسلمان مثل مرا قانع کند . این دین برای اثبات خود دلیل برون دینی ندارد ؟!! اگر ندارد به ما بگویید که دیگر انقدر نپرسیم !


تفاوتی که شما را قانع کند که قرآن کتاب آسمانی است؟ شما خودتان در ادامه‌ی صحبت‌هایتان گفتید که اگر جعبه‌ای بیاورم و بگویم از طرف خداست راحت می‌گویید دروغ است چون امکان آن را صفر می‌دانید، حالا چه چیزی نشانتان دهم که قانع شوید؟ نظرتان چیست در مورد کسی که می‌گوید من هرگز قانع نخواهم شد و هر چه بگویید می‌گویم دروغ است ولی شما سعی بی‌خود کنید که مرا قانع کنید؟
دلیل برون دینی اسلام برای اثبات خودش قرآن است ولی نه صرف ظاهر آن ... بحث تحدی در قرآن یک بحث کلیدی است که متأسفانه گاهی خوب توضیح داده نمی‌شود ... در ادامه در همین پست باز کمی به این مسأله می‌پردازم ان شاء الله
Dahim Darni;697622 نوشت:

دقیقا من هم در همان اگر مانده ام !

بله واضح است که مشکل شما با آن «اگر» است ولی این را که دیگر می‌توانید قبول کنید که برای کسی که آن «اگر» برطرف شده باشد و بداند که کتاب از طرف خداست دیگر آن پاسخ‌های داده شده قابل قبول است! به همین دلیل گفته شد که پاسخ سؤال پرسیده شده داده شده است ولی در آنها برای شخص شما پاسخی نیست و این سؤال را وقتی شما بپرسید جوابش در هر صورت به کارتان نمی‌اید
Dahim Darni;697622 نوشت:

به قسمتی از سخنانتان که انتخاب کرده ام دوباره نگاه کنید . آیا طبق این سخنانتان من می توانم نتیجه بگیرم که تنها دلیل شما برای واقعی بودن داستان های قرآن ، الهی بودنشان است و نه یک دلیل علمی ؟!

تقریباً می‌شود گفت که بله نتیجه‌گیری شما درست است ...
اما خیلی راحت می‌توان قرآن را دلیل بر خودش شناساند آن هم دلیلی که خیلی محکم‌تر از دلیل علمی دیگری باشد ...
دلیل یعنی دلالت‌کننده ... دلیل به تنهایی اثبات درستی یک مطلب نیست و تنها به سمت آن مطلب هدایت می‌کند ... خیلی از دلایل را برای خیلی از افراد که بیان کنید آنها نمی‌توانند بپذیرند چون با مطالبی که از پیش دانسته و در واقع پذیرفته‌اند سازگار نیست ... سؤالی که پیش می‌اید این است که از کجا معلوم آن پیش‌فرض‌ها درست باشند؟
هر استدلالی و تأکید می‌کنم که هر استدلالی مبتنی بر یک سری پیش‌فرض است و برای بررسی درستی یک گزاره نه تنها آن گزاره که تمام پیش‌فرض‌های دلیلی که اثبات کننده‌ی آن هست را نیز باید بررسی کرد و این واکاوی پیش‌فرض‌ها اگر ادامه یابد به جایی می‌رسد که خود آن فرضیات دیگر مبتنی بر دلیلی نباشند ... این فرضیات می‌شوند اصول موضوعه یا بدیهیات که بدون دلیل پذیرفته می‌شوند ... اما از کجا بدانیم که این بدیهیات درست فرض شده‌ند یا خیر؟ دو راه داریم:
  • یکی سعی و خطا که شما در پیش گرفته‌اید و به جای بررسی فرض‌ها نتیجه‌ی آنها را مدام با اطراف خود مقایسه می‌کنید، در این صورت فقط وقتی که به بن‌بست می‌رسید می‌فهمید که فرضیاتی که در نظر گرفته بودید اشتباه بوده است و باید در آنها تجدید نظر کنید ... خیلی وقتها هم اشتباهات زیادی ممکن است داشته باشید ولی اصلاً متوجه نباشید تا شاید چند ده سال یا چند صد سال آینده در تجربیات متعدد بشود به آن پی برد ... از این راه عمر نوح علیه‌السلام هم شاید کفایت نکند که شخص بتواند به اطمینان برسد که راهش درست است و به حقیقت رسیده است و فرض‌هایی که اکنون پذیرفته است هرگز دیگر به مشکلی بر نخواهد خورد ... بر همین اساس این روش رسیدن به حق محکوم به شکست است چون نه هر کسی عمر نوح دارد و نه هر کسی توان تحقیقات و سعی و خطاهای زیاد را دارد ... در واقع از این مسیر هرگز هیچ کسی نمی‌تواند به اطمینان در مورد درستی راهش برسد ... همیشه باید در شک باشید و باید معترف باشید به اینکه نمی‌دانید و شاید شما بر اشتباه بوده و دیگری به حقیقت نزدیکتر از شما باشد ... این مسیری است که بسیاری از حتی علمای غربی هم نتوانستند بهتر از آن را بیابند و متأسفانه دوستانی که زخم‌خورده‌ی افکار ضعیف غربی هستند هم در همین وادی گرفتار شده‌اند ... بعد هم شعار برتراند راسل را تکرار می‌کنند که آن کس که گفت می‌دانم حتما نمی‌داند ... یعنی همین که دیگر اصلاً باورشان نمی‌شود کسی بتواند در مدتی محدود به حقیقت دست یابد و باقی زندگی‌اش را با اطمینان زندگی کند!
  • راه دوم تلاش برای سنجش صحت همان بدیهیات است و البته اینجا دیگر این صحت‌سنجی بر مبنای دلیل و استدلال و تعقل و غیره نیست ... از نظر آن علمای غربی راهی برای این کار نیست ... برخی که قدم را جلوتر گذاشته و می‌گویند حقیقتی وجود ندارد و قائل به نسبی‌گرایی می‌شوند و عجیب است که قائل به درستی روش سعی و خطا در بالا باشند، چون در عمل درستی جهان واقعی را که مدام خود را با آن همسو می‌کنند را پذیرفته‌اند ... اما از نظر عقلا و فلاسفه اولین و قطعی‌ترین شناخت هر انسانی از حقیقت شناخت او از خودش هست ... این شناخت از درک حضوری ایجاد می‌شود و شخص اطمینان دارد که وجود دارد و کمترین احتمالی بر خلاف آن نمی‌دهد که اگر به زبان هم چنین احتمالی بدهد در درون خود می‌داند که خلاف آن قابل تصور نیست ... پس ما می‌توانیم چیزی را بدون دلیل بپذیریم و با این حال این پذیرفتن مبتنی بر درکی باشد که قوی‌تر از هر درک مبتنی بر هر دلیلی باشد ... قرآن و سایر معجزات در این موضع درک است که خود را به انسان معرفی کرده و انسان آنها را می‌شناسد و می‌پذیرد ... به این معنا که بگوید اگر من وجود دارم بدون شک قرآن هم حتماً از طرف خداست ... امتحان کردن این مطلب نیازی ندارد که شخص از ابتدا مسلمان باشد، اگر به تدبر در قرآن و در صورت نیاز به تحدی قرآن عمل کند خواهد دید که چنین درکی برایش ایجاد می‌شود، اگر آن درک را تأیید کند می‌شود مسلمان و اگر بعد از آنکه فهمید از طرف خداست انکار کند می‌شود کافر ... و کافر کارش دروغ گفتن به خودش می‌باشد، یعنی می‌فهمد قرآن از طرف خداست و اسلام حق است ولی شخص چون دوست ندارد تبعات مسلمان شدن را بپذیرد ترجیح می‌دهد انکار کند و برای این کار دست به توجیه می‌زند و قبل از هر کس دیگری سعی می‌کند خودش را قانع کند که اسلام حقیقت نیست، بعد در عالم خارج هم به دنبال هم‌دست و شریک می‌گردد و بقیه‌ی ماجرا
Dahim Darni;697622 نوشت:

اگر در چنین موقعیتی قرار بگیریم به شما می گویم دروغ می گویید و این توهمی بیش نیست . زیرا امکان ندارد کسی از طرف خدا آمده باشد و رسالت خدا را بر عهده گرفته باشد . ( این نظر اکنون مخالف عقیده ایست که چندماه پیش داشتم ) برای این عقیده ام هم دلایلی دارم . هیچ نیازی نیست که کسی از جانب خدا ماموریت هدایت پیدا کرده باشد .

خوب پس مسأله کامل روشن شد ... شما سؤالی می‌پرسید که مطمئن هستید هر چه به شما بگویند جواب قانع‌کننده‌ای نیست، پس چرا اصلاً می‌پرسید؟ یک دلیل بیاورید که نباید در نیت شما تردید کرد ...
در ادامه لطفاً دلایلتان را بازگو کنید تا همانطور که شما منتقد ما هستید ما هم منتقد شما باشیم، تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد ...
Dahim Darni;697622 نوشت:

خوب پس ما چه کنیم ؟! ما از راهی میخواهیم قرآن را با دیگر آثار مقایسه کنیم شما می فرمایید این راه نادرست است . وقتی شما حتی حاضر نیستید قرآن را با شاهنامه مقایسه کنید چگونه آنرا الهی می دانید ؟! به هر حال باید از جایی شروع کرد .

کتابی آمده که خود را منتسب به خدایی می‌داند و می‌گوید هر که تردید دارد این کار را کند ... حالا ما می‌خواهیم اثبات کنیم که این ادعا دروغ است و اصلاً این کتاب منتسب به هیچ خدایی نیست ... بهترین راه این است که از همان راهی که خود آن خدایی ادعایی گفته است عمل کنیم و نشان دهیم که ادعایش اشتباه است ... مگرنه ما می‌گوییم قرآن پر است از علوم مکنون و شما بخواهید بگویید که نیست، هر تلاشی که بکنید ما می‌گوییم اینها علم است ولی شما هنوز متوجه نمی‌شوید، شما هم نه می‌توانید رد کنید و نه می‌توانید قبول کنید ... در همین علوم جدید این مطلب خیلی واضح است که از هر فرمول‌بندی و از هر روشی یک سری پاسخ و تایج می‌توان گرفت و مثلاً هر نتیجه‌ای را از هر روشی نمی‌توان گرفت، اگر یک روش در مورد یک سؤال سکوت کرد یعنی حرفی در آن زمینه ندارد و باید از روش دیگری استفاده کرد

جایی که باید شروع کرد را در بالا بیان کردم ... حقیر همانقدر به الهی بودن قرآن اطمینان دارم که به وجود داشتنم اطمینان دارم ... هیچ دلیل عقلی و علمی نمی‌تواند چنین اطمینانی را ایجاد کند ... و این راه رسیدن به اطمینان در مورد شاهنامه جواب نمی‌دهد ... شما اگر آنچه در باره‌ی قرآن گفته شده است رادر مورد شاهنامه انجام دهید حکیم ابوالقاسم فردوسی را مقابل خود نمی‌بینید ولی در مورد قران نازل کننده‌ی قران را از رگ گردن نزدیک‌تر به خود خواهید یافت ... در آن حالت با تمام وجود اعتراف خواهید کرد که قران از طرف خداست ... بعد که مدتی بگذرد و از آن حالت بیرون بیایید دوباره همه چیز برایتان مثل روز اول می‌شود و اینجاست که برخی انکار می‌کنند و می‌گویند توهم بود و برخی آن را در ذهن خود نگاه می‌دارند ... این تجربه خیلی مشابه تجربه‌ی کشتی‌نشستگان در طوفان است که وقتی خود را در معرض غرق شدن دیدند و امیدشان از همه جا قطع شد ناگهان نوری را از درون خود می‌بینند و او را می‌شناسند و با او سخن می‌گویند و عهد می‌بندند که اگر نجات یابند انسان دیگری شوند و انکار نکنند، این تجربه در آن زمان که تجربه‌اش می‌کنند واقعی‌تر از هر واقعیتی است که تا قبل از آن دیده یا پذیرفته‌اند و هیچ کسی در آن شرایط توان انکار آن را نخواهد داشت، اما وقتی خطر برطرف شد و با ساحل رسیدند یک عده شکرگزار می‌مانند و یک عده توجیه می‌کنند و می‌گویند شاید اصلاً خدایی نبود و آسمان خودش صاف شد، به هر حال دو حالت که بیشتر نداشت یا قرار بود صاف شود و یا قرار نبود که صاف نشود و الآن یکی از همان دو حالت رخ داد ... اگر کسی حقیقتاً تردید کند می‌تواند از خدایی که شک دارد که وجود دارد یا خیر بخواهد که او را دوباره در آن حالت قرار دهد که او باز آن تجربه‌ی حضور را تجربه کند ... چیزی که تجربه‌پذیر باشد علمی است و می‌توان این تجربه‌ی حضور و آن حالت غفلت بعد از آن را بررسی‌هایی کرد که کدام درست‌تر است و بعد تصمیم گرفت که ایمان آورد یا نیاورد ... باعث تأسف است که باید اعتراف کنم که حقیر بارها و بارها این تجربه را کردم تا ایمان کامل بیاورم ... اما برخی هستند که دلشان صاف است و با یک تجربه‌ی دیدن خدا دیگر دست از اوهام برداشته و آنچه برایشان در بیداری مثل روز روشن بوده را انکار نمی‌کنند ... گرچه تجربه‌ی عجیب و بزرگی هم بوده باشد ...

اما کسی که ساز و کار فهمیدن و یاد گرفتن را نشناسد و صرفاً همیشه به دنبال دلیل باشد بدون آنکه بداند دلیل چطور به سمت فهمیدن و درک کردن دلالت می‌کند چنین کسی اگر فهمیدن در او بدون دلیل و از راه مستقیم حاصل شد هم باز به دنبال دلیل خواهد گشت، گمانش این است که صرف وجود دلیل محکم یعنی فهمیدن، در حالی که دلیل صرفاً مسأله را به سمت بدیهیاتی که مستقیماً قابل درک مستقیم باشند فرو می‌کاهد و برخی مسائل هستند که از ابتدا در سطح بدیهیات می‌توانند درک شوند و در حدّ یقینی پذیرفته شوند ... این مسائل همان فطریات هستند ... فطریات در همه هستند ولی در بیشتر افراد در سنین قبل از بلوغ در اثر تربیت خانوادگی و اجتماعی فراموش می‌شوند و بایگانی می‌شوند و در نتیجه تا نشانشان داده شود به یاد نمی‌آورند، ولی اگر در دریا بیفتند و در سختی بیفتند و در یک میدان مبارزه مانند تحدی قرآن بیفتند و تمام دانسته‌های خود را زیر و رو کنند تا مگر مطلبی را بیابند که کمکشان نماید در این خانه‌تکانی است که فطرتشان پیدا می‌شود و در این حالت است که اگر مطلبی موافق فطرت باشد بی هیچ عذر و بهانه‌ای پذیرفته می‌شود ... گرچه گاهی بعداً با هزار توجیه مورد انکار قرار بگیرد

Dahim Darni;697622 نوشت:

خیر من موافق نیستم . ما در دنیای واقعی زندگی می کنیم . در این دنیا تاکنون دیده ایم که اگر آتش بر بدن کسی بیفتد ، اورا می سوزاند . اما قرآن حکایتی خلاف آنچه ما دیده ایم نقل می کند . عقل من و هر کس دیگری که در این جهان زندگی کرده حکم می کند که این خبر غیرواقعی و نادرست است ، زیرا با دیده ها و تجربیات ما نمی سازد . در صورتی می توان احتمال صحت این خبر را داد که این اتفاق در جایی خارج از جهان ما رخ داده باشد . حال شما هرچه قدر هم اصرار کنید مخالفت و تعارض داستان ابراهیم و نمرود با تجربیات ما برطرف نمی شود .

بروید علی‌اللهی‌های کردستان را ببینید که چطور اتش بر بدن خود می‌گذارند و نمی‌سوزند، یا باز همانها را ببینید که چطور شمشیر از پهلوی خود رد می‌کنند بدون آنکه یک قطره خون از آن بیاید با آنکه کمترین زخمی در این بدن خونریزی‌ها راه می‌اندازد، یا بروید مرتاض‌های هندی را ببینید که چطور قوانین علوم جدید را در عمل به تمسخر می‌گیرند و بعد اعتراف کنید به اینکه تجربیات شما و تمام علمای غرب و شرق جز اندکی از بسیار هیچ نیست ...
Dahim Darni;697622 نوشت:

شما کدام علم را می گویید ؟! بر اساس کدام علم سوخته نشدن بدن ابراهیم در آتش ، کاملا علمی است ؟!

علمی که شما قبول دارید می‌گوید در شرایط یکسان باید اتفاق یکسان بیفتد و بنده گفتم شرایط یکسان پیش نیامده چون آن ارتباط خاص میان خدا و بنده‌ی خدا و بندگان خدا دیگر برقرار نشده است ... اگر شرایط آزمایش یکسان نباشد و نتیجه هم یکسان نباشد از نظر علوم تجربی هم همچنان این روایات و داستان‌ها ممکن است علمی باشند، ممکن هم هست که نباشند، عاقلانه این است که سکوت کنند ولی ایشان ظاهراً خیلی دوست ندارند عاقل به نظر برسند
Dahim Darni;697622 نوشت:

اصولا هر وقت سوالی از دین می شود می گویند این علمش هنوز نیامده ، علمش پیش امام زمان است هروقت آمد جواب می دهد ، ما به درجه ای نرسیده ایم که به آن جواب بدهیم ، علمی است اما علمش را شماها نمی فهمید ! ووووو

البته برخی از آنها را هم می‌دانیم ... ولی آنچه می‌دانیم در مقابل آنچه نمی‌دانیم بسیار کم است ... با این وجود می‌دانیم که بسیاری (
بسیاری یعنی زیاد و نه اکثریت) از نظریات دانشمندان غربی و شرقی هم توهم و افسانه‌سرایی است ...
Dahim Darni;697622 نوشت:

بزرگوار اینها که من مثال آوردم خلافش ثابت شده ، دوباره و سه باره دقت کنید ! خلافش ثابت شده .

ثابت شده که انسان بی پدر زاده نمی شود ،

ثابت شده که بدن انسان در آتش می سوزد ،

ثابت شده که آب رودخانه ای به عظمت نیل با عصا و این جور چیزا باز نمی ایستد !

آنوقت شما می گویید همه اینها علمیست ؟!!



بله بنده اصرار دارم که علمی هستند ...
برای مثال در یکی از محض‌ترین شاخه‌های ریاضی قضیه‌ای هست به اسم پارادوکس باناخ‌-تارسکی که می‌گوید شما یک شیء به من بدهید من آن را به حداقل ۵ قسمت تقسیم می‌کنم که حداقل یکی از آنها اندازه‌پذیر نباشد و دوباره به هم می‌چسبانم و شما دو شیء خواهید داشت که هر کدام عیناً مانند آن شیء قبلی باشد، یعنی اثبات ۱=۲ از نظر ریاضی و جالب است بدانید که این قضیه اثبات محکم دارد و بازی و ریاضی نیست و غلط هم نیست، البته اثبات وجودی است و صرفاً می‌گوید می‌شود این کار را کرد ولی نمی‌گوید چطور ... و البته صورت‌های دیگر همین قضیه می‌گوید شما یک توپ به شعاع r به من بدهید تا من همان توپ را به شعاع 2r به شما پس بدهم، یعنی تعداد و اندازه اصلاً اهمیتی ندارد و از ۱ می‌شود راحت به هر عددی رسید ... برخی مسیحیان به شوخی یا جدی سعی کردند معجزه‌ی اطعام حضرت عیسی علیه‌السلام به ۵۰۰۰ نفر با چند عدد ماهی و نان را با همین قضیه توضیح بدهند و بگویند حضرت مسیح علیه‌السلام این علم را داشته‌اند که چطور باید این کار را کرد ... در اسلام هم ما مشابه این اطعام را داشته‌ایم که رسول خدا و حضرت علی علیهما‌السلام چنین اطعامی را داده باشند ... این یعنی از نظر اسلام قانون بقای جرم بی‌معناست و اینکه در تجربیات شما این مسأله در حدّ یک اصل لایتغیر علمی باشد صرفاً محدود بودن تجربیات شما را نشان می‌دهد و نه اشتباه بودن این مسائل را ...
تجربیات خود در مورد علی‌اللهی‌های کردستان و مرتاض‌های هندی را افزایش دهید احتمالاً بدون توجه به اسلام خواهید گفت بشر امروز بر خلاف ادعایش بسیار بی‌سواد است و بدتر از ان بسیار کم‌خرد و جاهل است که ادعا دارد همه چیز را می‌داند و دوست دارد در هر زمینه‌ای نظر بدهد
Dahim Darni;697622 نوشت:

کیست که پاسخ دهد ؟؟؟

پاسخ برخی را دست و پا شکسته می‌دانیم و پاسخ الباقی را باید فکر کنیم و در آیات و روایات بگردیم و دست آخر ممکن است پاسخ برخی را هم تا ظهور امام زمان علیه‌السلام متوجه نشویم ... تازه در اول راه هستیم ... نیروهای جوانمان هم که شما باشید به جای همت کردن در این تحقیقات فعلاً همت کرده‌اید در اثبات حقانیت جبهه‌ی طاغوت و علوم سکولار ... مگرنه جهان اسلام مدعی شماست که چرا در این زمینه‌ها کار نمی‌کنید نه اینکه شما مدعی جهان اسلام باشید که چرا هنوز پاسخ سؤالات شما را نمی‌دانند ...
Dahim Darni;697622 نوشت:

هیچ وقت توهم دشمن نداشته باشید . هیچ وقت به سوالاتی که راجع به عقیده تان می شود با دید غرض و غرض ورزی نگاه نکنید .

یعنی با این همه دشمنی که از هر طرف به اسلام و تشیع می‌رسد واقعاً ما توهم دشمنی داریم؟
اگر کسی بگوید که من می‌دانم این سؤالم پاسخ ندارد و باز مصر هستم که بپرسم تا شما اعتراف کنید که ما هنوز نمی‌دانیم و بعد ما همین ندانستن را پتک کنیم تا بگوییم اسلام دین ندانستن است .... آیا نباید به نیت او شک کرد؟ پس از نظر شما به چه چیزی شک کنیم؟
ما اگر خیلی چیزها را نمی‌دانیم بخاطر این است که با توجه به جایگاه انسان در عالم خلقت معرفت نفس و علم توحید و علوم انسانی همیشه اصل بوده و علوم طبیعی فرع بر آن بوده است و در این ۱۴۰۰ سال آنقدر دشمنی زیاد بوده که علما وقت کافی برای پرداختن به فرعیات نداشته‌اند ... ولی امروز که دشمن با همان فرعیات دارد جوانان ما که شما باشید را نسبت به آن اصلیات بی‌گانه و مردد و دچار سوء ظن می‌کند حکم عقل است که این فرعیات هم دیگر به اندازه‌ی اصول اهمیت داده شوند ... اینکه حضرت آقا هم دستور به جهاد علمی داده‌اند می‌تواند در همین راستا باشد و بر تمام علمای اسلام چه بسا تکلیف شرعی باشد که در این راستا تلاش کنند و از این وظیفه شانه خالی نکنند ... گرچه امثال شما هم این وظیفه را دارید اگر زخم‌های تهاجم فرهنگی بر تنتان خوب شود ان شاء الله و به دامان اسلام بازگردید ... حیف از این همه استعداد و همتی که شماها دارید و صرف علومی می‌شود که ده یا بیست سال بعد یک نفر بخاطر رد کردن آنها جایزه‌ی نوبل می‌گیرد ...

:Gol:[/]

Dahim Darni;697572 نوشت:

ابراهیم چگونه در آتش نسوخت ؟!



نکته اول :

اکنون اگر کسی در آتش بیفتد و نسوزد، و دانشمندان هم بالای سر این اتفاق، نظاره گر باشند.

چه می گویند ؟

آیا آنچه با چشمان خود دیده اند را انکار می کنند ؟ یا اینکه به دنبال توجیه و دلیل می گردند ؟

نکته دوم :

آیا علم تجربی، می تواند متوجه شود این اتفاق در گذشته رخ داده است یا خیر ؟

مسلما نمی تواند متوجه شود. چون گذشته قابل تجربه نیست.
پس علم نمی تواند در مورد چیزی که نمی داند رخ داده یا نداد ، قضاوتی داشته باشد.
اگر رخ داده است باید به دنبال توجیه و دلیل باشد.
اگر رخ نداده است نیازی به توجیه نیست.

نکته سوم :

ما چگونه متوجه می شویم یک اتفاق عجیب رخ داده است ؟

از جهت تاریخی ممکن است کسی بگوید این اتفاقات یا برخی از آنها به صورت متواتر یا غیر متواتر نقل شده اند.
اگر کسی برای این نقل ها اعتباری قائل باشد. پس باید به دنبال توجیه و دلیل آن باشد.

نکته چهارم :

علم زبان اثبات دارد و نه زبان نفی. یعنی نمی تواند بگوید فلان حادثه رخ نداده است.
اما می تواند بنا بر مبانی فکری خودش، بگوید این حادثه برای من اثبات نشده است.

نکته پنجم :

این واقعیات با برهان اعجاز اثبات میشود.
لذا کسانی که علم را منحصر در علم تجربی نمی دانند برایشان حجت است.
و کسانی که تنها به علم تجربی باور دارند آن را نمی پذیرند اما نمی توانند آن را نفی کنند.

نقل قول:
موسی چگونه توانست آن بلاها را بر سر نیل بیاورد ؟!

اگر این اتفاق اکنون در نیل رخ دهد، علم چگونه آن را تحلیل میکند ؟
اگر رخ داده است که باید به دنبال توجیه و دلیل باشد
و اگر رخ نداده که نیازی به توجیه ندارد.

علم تجربی نمی تواند رخ ندادنش را اثبات کند.

نقل قول:
عیسی چگونه بی پدر زاده شد ؟!

اگر اکنون کسی بدون پدر زاده شود ؟ چگونه توجیه میشود ؟

آیا اتفاقی که در پیش چشم انسان ها رخ می دهد قابل انکار است ؟

اکنون در علم تجربی وغیر تجربی مسائلی هست که در آن اختلاف نظر وجود دارد اما دلیل نمیشود چون ما نمی دانیم دلیلش چیست پس بگوییم نیست.

به همین خاطر اگر من بگویم یک اژدهای هفت سر خاصی در کره مریخ وجود دارد شما نمی توانید بگوییدوجود این اژدها علمی نیست. چون مریخ را نگشته اید.
اما می توانید به این خاطر که دلیل موجهی برایش ارائه نکرده ام، آن را نپذیرید.
یعنی چه من ادعا کنم و چه نکنم. شما نمی توانید با علم تجربی ثابت کنید این اژدها وجود ندارد.
آیا قرآن برای داستاهایش دلیل و برهان ارائه کرده است ؟ بله. برهان اعجاز.
البته برخی می گویند این داستان ها، از طریق تواتر یا غیر تواتر نیز قابل اثبات است. که البته بنده ادعایی ندارم.

سيد عباس;697723 نوشت:
جناب فلوکس بنده شما را می شناسم

گویی این هم نشانه ادب سیادت شماست که دیگران را اینگونه سدا می زنید

سيد عباس;697723 نوشت:
خوب این قضیه رد الشمس مربوط به حدیث است چه ارتباطی با ایه دارد؟

سيد عباس;697723 نوشت:
در ادبیات عرب کسی به نبی نمی گوید قران عزیز دلم

متاسفم

نمی دونستم با کی دارم بحث می کنم

شما بهتره برید همون ادب و ادبیات رو یاد بگیرید

Dahim Darni;697572 نوشت:
ابراهیم چگونه در آتش نسوخت ؟!

موسی چگونه توانست آن بلاها را بر سر نیل بیاورد ؟!

عیسی چگونه بی پدر زاده شد ؟!

ووو

سلام

اینها اگر چه فعلا ظاهرا با علم سازگار نیست
اما نمونه های فراوان ان در جهان اتفاق می افتد

مثلا همین زاده شدن عیسی بدون پدر
جدیدا می توانند از بدن خود زن اسپرم تهیه کرده و تنها با وجود زن جنین را ایجاد کنند

اما موارد دیگر هم اتفاق می افتد
مثلا چگونه یک نفر می تواند چهل روز در زیر خاک زنده بماند و بعد سالم بیرون اید
چگونه می توانند باران ایجاد کنند تنها با قدرت فکر
یا چگونه مرتاض های هندی کارهای خلاف علم انجام می دهند

پس این اتفاقات همین الان هم زیاد اتفاق می افتد
و زیاد عجیب نیست
انسانی را می توانید تصور کنید که چندین ساله خوراک اون فقط شیشه و فلزه
توی کتاب گینس از این عجایب مستدل زیاده
ایا اینها با علم جور در می اید

[="Verdana"][="Black"][="3"]سلام

باء;697736 نوشت:
تفاوتی که شما را قانع کند که قرآن کتاب آسمانی است؟

خیر ، تفاوتی که مرا قانع کند داستان های قرآن از داستان های شاهنامه برتر و بهتر هستند ، از هر نظر .

باء;697736 نوشت:
دلیل برون دینی اسلام برای اثبات خودش قرآن است ولی نه صرف ظاهر آن ... بحث تحدی در قرآن یک بحث کلیدی است که متأسفانه گاهی خوب توضیح داده نمی‌شود ... در ادامه در همین پست باز کمی به این مسأله می‌پردازم ان شاء الله

خود دلیل خودش است ، این قضیه را بنده قبول ندارم .

چرا که از این پس هرکسی می تواند کتابی بنویسد و بگوید این از خداست . وقتی هم بگوییم دلیل ؟ می گوید خود این کتاب دلیل است !!

باء;697736 نوشت:
یکی سعی و خطا که شما در پیش گرفته‌اید و به جای بررسی فرض‌ها نتیجه‌ی آنها را مدام با اطراف خود مقایسه می‌کنید، در این صورت فقط وقتی که به بن‌بست می‌رسید می‌فهمید که فرضیاتی که در نظر گرفته بودید اشتباه بوده است و باید در آنها تجدید نظر کنید

قرآن آنقدر خود را مطمئن جلوه می دهد که اگر یک خطا داشته باشد انگار تمام آن خطاست ، و یا اگر قسمتی از آن الهی نباشد ، انگار کل آن الهی نیست .

من به عمر نوح نیاز ندارم ، تا همین الان غلط های بسیاری از جنبه های مختلف از قرآن بیرون کشیده ام . در این تاپیک هم دارم راجع به تفاوت یک اثر زمینی و یک اثری که ادعا می کند آسمانیست صحبت می کند . جالب اینجاست که پاسخ شما همان ادعای قرآن است : یعنی چون قرآن گفته من آسمانی هستم ، پس آسمانی هست . حالا دلیل قرآن چه بوده ؟! خود قرآن !!!!

کارشناس تفاوتی را ذکر کردند ، مبنی بر اینکه شاهنامه غیرواقعی و اسطوره ایست ، اما قرآن واقعی . من دنبال تفاوت هایی از این دست هستم ، میخوام ببینم پیروان قرآن چه تفاوتی بین داستان های کتاب مقدسشون و شاهنامه می بینن .

باء;697736 نوشت:
امتحان کردن این مطلب نیازی ندارد که شخص از ابتدا مسلمان باشد، اگر به تدبر در قرآن و در صورت نیاز به تحدی قرآن عمل کند خواهد دید که چنین درکی برایش ایجاد می‌شود، اگر آن درک را تأیید کند می‌شود مسلمان و اگر بعد از آنکه فهمید از طرف خداست انکار کند می‌شود کافر

من در همین قرآن تدبر کردم ، دیدم در مواردی نزاکت ندارد ( تاپیک هم راجع به ادب قرآن زده ام ) ، مشاهده کردم که با علم امروز مخالفت دارد ، مشاهده کردم در مواردی با حقوق بشر در تضاد است ، مشاهده کردم در مواردی خشونت و انعطاف لازم را ندارد ، مشاهده کردم زیبایی لفظی در آیات مکی آن هست ، مشاهده کردم برخی دستوراتش خوب و زیبا هستند ( مثلا احترام به والدین و یا مسئله خانواده ) .

عزیز من ، من همه اینهارو باهم دیدم ، موارد خوبش رو نگه داشتم ، موارد نادرست و نامناسبش رو هم کنار گذاشتم .

من بر خلاف شما با دید سیاه یا سفید به ماجرا نگاه نمیکنم ، هر کتابی مسلما نقاط مثبت داره ، نقاط منفی هم داره . من هم هیچ ابایی ندارم که هم نقاط مثبت قرآن رو بگم ، هم نقاط منفی و نادرستش رو .

باء;697736 نوشت:
خوب پس مسأله کامل روشن شد ... شما سؤالی می‌پرسید که مطمئن هستید هر چه به شما بگویند جواب قانع‌کننده‌ای نیست، پس چرا اصلاً می‌پرسید؟ یک دلیل بیاورید که نباید در نیت شما تردید کرد ...
در ادامه لطفاً دلایلتان را بازگو کنید تا همانطور که شما منتقد ما هستید ما هم منتقد شما باشیم، تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد ...

خیر ، من سوالی پرسیده ام و می خواهم قانع شوم ، اما جواب شما چه بوده ؟!

قرآن حق است .
چرا؟
چون الهی است .
چرا الهی است ؟
چون قرآن گفته !!!

خب معلومه که من با این جواب قانع نشم ، این اصلا جواب نیست ، دور تسلسل است .

باء;697736 نوشت:
بروید علی‌اللهی‌های کردستان را ببینید که چطور اتش بر بدن خود می‌گذارند و نمی‌سوزند، یا باز همانها را ببینید که چطور شمشیر از پهلوی خود رد می‌کنند بدون آنکه یک قطره خون از آن بیاید با آنکه کمترین زخمی در این بدن خونریزی‌ها راه می‌اندازد، یا بروید مرتاض‌های هندی را ببینید که چطور قوانین علوم جدید را در عمل به تمسخر می‌گیرند و بعد اعتراف کنید به اینکه تجربیات شما و تمام علمای غرب و شرق جز اندکی از بسیار هیچ نیست ...

واقعا انتظار نداشتم دست به دامان دروایش کردستان و مرتاض های هندی بشوید !

پسرعموی خود من سوزن از لپش رد می کرد بدون اینکه هیچ خونی از لپش بیاد . این کارها همگی حقه و چشم بندیست ،

از همان معلق ایستادن مرتاض ها بگیرید که مشخص شد حقه بوده ، تا راه رفتن روی ذغال که اصلا دلیل علمی دارد و با ترمودینامیک توجیه می شود ، و همین سیخ به بدن فروکردن ها که همگی حقه و ترفند هستند ، هیچ کدام نمی توانند داستان های قرآنی را واقعی جلوه دهند . مگر اینکه شما یا همچون قضیه روی ذغال راه رفتن برای آن توجیه علمی بیاورید و یا آنکه بگویید ابراهیم حقه زد !

باء;697736 نوشت:
علمی که شما قبول دارید می‌گوید در شرایط یکسان باید اتفاق یکسان بیفتد و بنده گفتم شرایط یکسان پیش نیامده چون آن ارتباط خاص میان خدا و بنده‌ی خدا و بندگان خدا دیگر برقرار نشده است ... اگر شرایط آزمایش یکسان نباشد و نتیجه هم یکسان نباشد از نظر علوم تجربی هم همچنان این روایات و داستان‌ها ممکن است علمی باشند، ممکن هم هست که نباشند، عاقلانه این است که سکوت کنند ولی [="#FF0000"]ایشان ظاهراً خیلی دوست ندارند عاقل به نظر برسند[/]

اگر قراره شما هم به شخصیت بنده توهین کنید همین الان بحث با شمارو تموم میکنم . چون کسی ارزش بحث کردن داره که به طرف مقابل احترام بذاره .

به قول خودتون ممکنه اتفاق نیفتاده باشه ، پس ممکنه قرآن دروغ گفته باشه ، پس ممکنه قرآن از خدا نباشه ، پس عقیده شما احتمالیه و همه حرفهایی که راجع به یقین به الهی بودن قرآن میزنید دروغه .

باء;697736 نوشت:
با این وجود می‌دانیم که بسیاری (بسیاری یعنی زیاد و نه اکثریت) از نظریات دانشمندان غربی و شرقی هم توهم و افسانه‌سرایی است ...

این امکانات مدنی که امروزه شما دارید ازش استفاده میکنید ، از همین توهم ها و افسانه سرایی های دانشمندان شرقی و غربی اومده ، نه از علم لدنی آقا امام صادق و آقا امیرالمومنین !!

یه جوری حرف نزنید که فکر کنیم تو دنیای واقعی نیستید و به جز حرفهای امام جماعت مسجدتون حرف کسی رو نشنیدید ، یه کم به دنیای واقعی بیاید ، خدمتی که الکساندر فلمینگ به بشریت کرده رو کدوم یک از ائمه شما انجام داده ؟!

شما چشمتون رو ببنیدید و علم غربی و شرقی ها رو افسانه سرایی بدونید ، ببینیم شماها از قرآن و حدیث چه علمی تولید میکنید که به درد بشریت بخوره .

میدونید نتیجه قرآن و حدیث چیه ؟! نتیجه اش داعشه ، نتیجه اش طالبانه ، نتیجه اش بوکوحرامه ووو . اینها که از جیبشون چیزی نیاوردن ، هرکاری که انجام میدن بلافاصله آیه یا حدیثی برای توجیهش میارن .

امیدوارم یه کمی واقع بیینانه به جهان نگاه کنید و از این تفکرات خسته کننده قدیمی دست بردارید .

باء;697736 نوشت:
بله بنده اصرار دارم که علمی هستند ...
برای مثال در یکی از محض‌ترین شاخه‌های ریاضی قضیه‌ای هست به اسم پارادوکس باناخ‌-تارسکی که می‌گوید شما یک شیء به من بدهید من آن را به حداقل ۵ قسمت تقسیم می‌کنم که حداقل یکی از آنها اندازه‌پذیر نباشد و دوباره به هم می‌چسبانم و شما دو شیء خواهید داشت که هر کدام عیناً مانند آن شیء قبلی باشد، یعنی اثبات ۱=۲ از نظر ریاضی و جالب است بدانید که این قضیه اثبات محکم دارد و بازی و ریاضی نیست و غلط هم نیست، البته اثبات وجودی است و صرفاً می‌گوید می‌شود این کار را کرد ولی نمی‌گوید چطور ... و البته صورت‌های دیگر همین قضیه می‌گوید شما یک توپ به شعاع r به من بدهید تا من همان توپ را به شعاع 2r به شما پس بدهم، یعنی تعداد و اندازه اصلاً اهمیتی ندارد و از ۱ می‌شود راحت به هر عددی رسید ... برخی مسیحیان به شوخی یا جدی سعی کردند معجزه‌ی اطعام حضرت عیسی علیه‌السلام به ۵۰۰۰ نفر با چند عدد ماهی و نان را با همین قضیه توضیح بدهند و بگویند حضرت مسیح علیه‌السلام این علم را داشته‌اند که چطور باید این کار را کرد ... در اسلام هم ما مشابه این اطعام را داشته‌ایم که رسول خدا و حضرت علی علیهما‌السلام چنین اطعامی را داده باشند ... این یعنی از نظر اسلام قانون بقای جرم بی‌معناست و اینکه در تجربیات شما این مسأله در حدّ یک اصل لایتغیر علمی باشد صرفاً محدود بودن تجربیات شما را نشان می‌دهد و نه اشتباه بودن این مسائل را ...
تجربیات خود در مورد علی‌اللهی‌های کردستان و مرتاض‌های هندی را افزایش دهید احتمالاً بدون توجه به اسلام خواهید گفت بشر امروز بر خلاف ادعایش بسیار بی‌سواد است و بدتر از ان بسیار کم‌خرد و جاهل است که ادعا دارد همه چیز را می‌داند و دوست دارد در هر زمینه‌ای نظر بدهد

عزیزم پارادوکس باناخ تارسکی اونقدر پیچیده هست که بزرگترین ریاضیدانان جهان هنوز پیرامونش حرف و حدیث دارن ، بعضی مثل لبگ اصل انتخاب که با استفاده از همین اصل پاردوکس باناخ مطرح شده رو رد میکنن ، عده ای دیگه پارادوکس مطرح شده رو جزئی از دنیای ریاضیات و کاملا علمی میدونن . عده ای هم در حال تحقیق روی توضیح دادن اون هستند . این جور مسائل در دنیای علمی وجود داره و تحقیق راجع به اون ادامه خواهد داشت تا به نتیجه ای درست برسیم .

نظیر همین رو در دنیای ژنتیک داشتیم ، زمانی تصور میشد که با سلول تخصصی نمیشه به جاندار جدید رسید و کارهای یان ویلموت به نظر تناقض و پارادوکس می رسید ، اما بعدها توجیه علمی این کار مطرح شد . این موارد در دنیای علم به دلیل تفاوت در دستگاه مختصاتیست که آزمایش انجام می شود .

اشتباه شما هم همینجاست ، شما یا باید ثابت کنید که داستان های قرآنی در شرایطی خاص انجام شدند و دستگاه مختصات جداگانه ای داشته اند و یا آنکه بپذیرید این داستان ها با واقعیات امروز جور در نمی آیند .

باء;697736 نوشت:
ولی امروز که دشمن با همان فرعیات دارد جوانان ما که شما باشید را نسبت به آن اصلیات بی‌گانه و مردد و دچار سوء ظن می‌کند حکم عقل است که این فرعیات هم دیگر به اندازه‌ی اصول اهمیت داده شوند

عزیز من ، شما چرا داستان سازی و پرونده سازی میکنید ؟!!

من خودم شخصا کتابهای تاریخی را به دست گرفتم و مطالعه کردم ، نخستین نقطه شک من به تشیع قضیه شهادت فاطمه زهرا بود ، بعد از آن نیز بقیه مسائل به ترتیب به تحقیق خودم بررسی شدند و کنار گذاشته شدند ، کم کم این شک به قرآن رسید و امروز میدانم که قرآن اصلا کتابی آسمانی نیست .

اما دلیل اینکه از آسمان رسولی نیامده هم ساده است ، چون انسان ها به رسول نیاز ندارند ، عقل آنها رسول آنهاست و عقل شان در طول تاریخ تکامل یافته و تکامل می یابد و تکامل خواهد یافت .

موید باشید .[/][/][/]

[="Verdana"][="Black"][="3"]

**گلشن**;697902 نوشت:
سلام

اینها اگر چه فعلا ظاهرا با علم سازگار نیست
اما نمونه های فراوان ان در جهان اتفاق می افتد

مثلا همین زاده شدن عیسی بدون پدر
جدیدا می توانند از بدن خود زن اسپرم تهیه کرده و تنها با وجود زن جنین را ایجاد کنند

سلام

میشه مدرکی ارائه بدید که از بدن زن " اسپرم " تهیه کرده باشند ؟!!!

در " جانوارن " پدیده بکرزائی وجود داره ، اما حتی اگر فرض کنیم بکر زائی در انسان هم صورت بگیره ، بازهم جنسیت جنین ماده خواهد بود نه نر !!!

به علاوه شما چطور میخواید ثابت کنید که در جریان تولد عیسی چه اتفاقی افتاده ؟!

**گلشن**;697902 نوشت:
مثلا چگونه یک نفر می تواند چهل روز در زیر خاک زنده بماند و بعد سالم بیرون اید
چگونه می توانند باران ایجاد کنند تنها با قدرت فکر
یا چگونه مرتاض های هندی کارهای خلاف علم انجام می دهند

شما اول ثابت کنید مواردی که ذکر کردید اتفاق افتاده تا بعد راجع به علمی بودنش صحبت کنیم .

اینکه کجا با قدرت فکر باران ایجاد شده ،

یا کدوم انسانی چهل روز زیر خاک بدون هوا زندگی کرده .

تشکر .[/][/][/]

Dahim Darni;638849 نوشت:
چه تفاوتی از لحاظ محتوایی - مفهومی بین داستان های قرآن ، و داستان های شاهنامه وجود داره ؟!!

سلام:

تفاوتش به اندازه تفاوت حق جل جلاله است با فردوسی!!!!!

این التراب و ربّ الارباب

[="Verdana"][="Black"][="3"]

حبیبه;697953 نوشت:
تفاوتش به اندازه تفاوت حق جل جلاله است با فردوسی!!!!!

سلام

خیر ، هیچ تفاوتی وجود ندارند . شاید به نظر شما داستان یوسف و زلیخا مطلب خاص و عجیبی داشته باشد ، اما حقیقتا هیچ چیز خاصی ندارد و مثل هرداستان دیگری در هر کتاب داستان یا رمانی صرفا یک افسانه و قصه است .

شما به من بفرمایید همین قصه یوسف و زلیخا چه چیز خاصی دارد ؟! هر مطلب خاص و عجیبی در آن وجود دارد را ممنون می شوم به من بگویید .[/][/][/]

Dahim Darni;638849 نوشت:
سلام

چه تفاوتی از لحاظ محتوایی - مفهومی بین داستان های قرآن ، و داستان های شاهنامه وجود داره ؟!!

لطفا بحث های کلی راجع به مفاهیم قرآن انجام ندید ، مشخصا بگید توی داستان های قرآن فلان موضوع هست که توی داستان های شاهنامه وجود نداره .

با تشکر .:Gol:

شاهنمامه که در قرن سوم سروده شد قبل اون یک کتاب منسجم نبوده و به صورت افسانه بین مردم سینه به سینه میگشته
ما ایرانی ها مدیون این شاعر بزرگوار هستیم
اما مقایسه نابجاییه

[="Verdana"][="Black"][="3"]

piano;697968 نوشت:
شاهنمامه که در قرن سوم سروده شد قبل اون یک کتاب منسجم نبوده و به صورت افسانه بین مردم سینه به سینه میگشته
ما ایرانی ها مدیون این شاعر بزرگوار هستیم
اما مقایسه نابجاییه

سلام

این مقایسه تنها در صورتی نابه جا هست ، که شما دلیل بیارید و بگید این دو در این موارد باهم اختلاف دارند و به این دلایل قرآن از شاهنامه بهتره .

چشم بسته و بی هیچ دلیلی که از شما نمی پذیرند . باید دلیل داشته باشید .

به عنوان مثال من میگم شاهنامه اثری انسانی و به دور از فحاشی و توهینه . بر خلاف قرآن که تعابیر زشت و نادرستی در اون وجود داره .

عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنيمٍ ( قلم - 13 )

گستاخ، [و] گذشته از آن [="#FF0000"]زنازاده[/] است، ( ترجمه فولادوند )

در شاهنامه ظاهر کسی مورد تمسخر قرار نمیگیره ، اما در قرآن :

سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُوم ( قلم - 16 )

بر خرطوم او داغ خواهيم نهاد . ( یعنی بینی بزرگی همچون خرطوم فیل دارد . هههه )

بله ، از این نظر مقایسه شاهنامه و قرآن نابه جاست .

اگر شمام دلیلی دارید مطرح بفرمایید تا ببینیم قرآن چگونه نسبت به شاهنامه بهتر و برتر است ؟!!

تشکر .[/][/][/]

حبیبه;697953 نوشت:
تفاوتش به اندازه تفاوت حق جل جلاله است با فردوسی!!!!!

درود

ببنید با شعار دادن چیزی استوار نمی گردد

اگر دلیل و نشانه دارید بیاورید و اگر نه این گفته ی شما جز آرمان خواهی بی پایه چیزی نیست

مذهبی ها بیشتر بجای آوردن دلیل و برهان و روشنگری ؛ بیشتر آرمان خواهی و دلبستگی ها و اهساس های خود را به مانشان می دهند

Dahim Darni;697977 نوشت:
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُوم ( قلم - 16 )

بر خرطوم او داغ خواهيم نهاد . ( یعنی بینی بزرگی همچون خرطوم فیل دارد . هههه )

گویی دراز شدن دماغ دروغزنان پیش از پینوکیو در بین ارب ها رواژ داشته است

حبیبه;697953 نوشت:
تفاوتش به اندازه تفاوت حق جل جلاله است با فردوسی
دیگه این هم اغراق هست چون خدا مثلی نداره که تفاوت دو چیز مثل تفاوت خدا با مخلوقات باشه...لذا قران برتر از شاهنامه هست ولی نه مثل برتری خدا و خلق...چون قران فقط مخلوق و حداکثر کلام خداست....ولی در کل مطلب درسته قران از شاهنامه بهتر و مفاهیمش بسیار بالا تر است

ژیان;697979 نوشت:
مذهبی ها بیشتر بجای آوردن دلیل و برهان و روشنگری ؛ بیشتر آرمان خواهی و دلبستگی ها و اهساس های خود را به مانشان می دهند
سلام رفیق...تفاوت قران با شاه نامه مثل تفاوت ژیان می مونه با بنز...شاه نامه تخیلی هست اگه اشتباه نکنم اکثرش تخیلی هست و لی قران ماورالطبیعه و بهترین راه سعادتی است که بشر بخودش دیده....دنیا و اخرتت رو نشون میده اما شاه نامه فوقش دنیا رو بر یه سری داستان پند میده که اونم کلی نیست اما قران کلی ریز ودرشت راه زندگی رو نشون میده و انسانیت رو در اوج کمال اموزش میده...یه سوال دارم ازتون...شما ایا قران را یکبار از اول تا اخر بزبون فارسی خوندیدن معنیشو...

Dahim Darni;697957 نوشت:

سلام

خیر ، هیچ تفاوتی وجود ندارند . شاید به نظر شما داستان یوسف و زلیخا مطلب خاص و عجیبی داشته باشد ، اما حقیقتا هیچ چیز خاصی ندارد و مثل هرداستان دیگری در هر کتاب داستان یا رمانی صرفا یک افسانه و قصه است .

شما به من بفرمایید همین قصه یوسف و زلیخا چه چیز خاصی دارد ؟! هر مطلب خاص و عجیبی در آن وجود دارد را ممنون می شوم به من بگویید .

به نام خدا

با سلام

بعضی چیزها را انسان می ماند که چه بگوید!!!

نه اینکه حرفی نیست نه،شما برای درک تفاوت سخن خلق با سخن خالق باید تفاوت خلق با خالق را بدانید.

خانه از پای بست ویران است

خواجه در فکر نقش ایوان است

سؤال شما جسارتا از پایه و اساس غلط است(عذر می خواهم)

یک مثال می زنم و زحمت را کم می کنم:

نامه ای از دست محبوب شما به دستتان می رسد

کسی به شما می گوید این نامه را به من بده عین همان مطالب را می نویسم و به شما می دهم

قبول می کنید؟

چرا؟

همان مطالب را می نویسد،عین همان!!!!

جاذبه عشق محبوب شما همان تاثیری است که در کلام اوست و در عین آن کلام از دیگری نیست.

درک تاثیر قران بر روح و روان و جان انسان چشیدنی است،به قول معروف با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود.

nothing;697988 نوشت:
.تفاوت قران با شاه نامه مثل تفاوت ژیان می مونه با بنز..

آفرین

ماهم همین رو می خواهیم بگید :ok:سنجش خوبی است

ژیان و بنز هردو ساخته دست بشرند و قرآن و شاهنامه هم همینجور -

بهر هال ما پذیرفتیم که شاهنامه ژیان و کرآن Quran بنز است سپاسگزارم

این ساخته فردوسی و آن ساخته ی پیامبر اسلام ( صلوات الله علیه وآله و سلم )

پیروز باشید

nothing;697988 نوشت:
ایا قران را یکبار از اول تا اخر بزبون فارسی خوندیدن معنیشو.

نه شرمنده من کرآن به زبون پارسی نخوندم بیشتر به زبان خود کرآن Quran خوندم

موضوع قفل شده است