جمع بندی چرا پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) در زمان همسر اولشان ازدواج مجدد نکردند؟

تب‌های اولیه

124 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

شبـنم;686993 نوشت:
سلام
اولاً هر چیزی باید یه دلیل علمی و طبیعی داشته باشد اینجوری باشه هر حادثه ایی رو میشه اعجاز دانست دنبال دلیل براش نباشیم
حالا در مورد حضرت زهرا و حضرت مریم بپذیریم که اعجاز بوده ولی در مورد دیگر دختران انبیاء چنین مسئله ایی قابل قبول نیست

سلام:Gol:

همین اندازه که اعجازگونه بودن این مسأله را در باره حضرت مریم و حضرت زهرا (علیهماالسلام) پذیرفتید جای شکر دارد زیرا پذیرش حق گواهی بر حق جویی شما دارد. محل بحث ما این دو بزرگوار هستند که نص صریح آیات و روایات بر این مطلب تأکید دارد و دیگر دختران انبیاء فعلاً از بحث ما خارج می باشند.

شبـنم;686993 نوشت:
چرا خداوند در وجود زنان چیزی زشت و عبث قرار داده خالقش خودش بوده خدا خود اراده کرده در وجود زنان چنین چیزی باشد
از طرفی آنقدر زشت و ناپسند است که یک ضعف برای زن محسوب میشود و نشانه ناقص بودنش به گونه ایی که مانعی است برای زندگی زناشویی و از این حیث مرد میتونه چون زنش حیض می بیند سراغ زن دیگری رود و از این چیز زشت و ناپسند دختران انبیاء مبرا هستند
شماها از طرفی چنان حیض رو بر سر زنان می کوبید و آن رو نشانه حقارت و ضعف جنس زن می شمارید که ادم از زن بودنش احساس حقارت می کند
و با افتخار هم اعلام می کنید زنان برتر جهان از این ناپاکی به دور هستند
از طرف دیگه خلقت خدا رو هم زیر سئوال میبرید پس خداوند یه چیز بیهوده آفریده که فقط باعث شرمندگی زنان شود

بزرگوار کجا ما چنین نسبتهایی به مسئله قاعده گی زنان داده و به شأن و منزلت زنان هجوم آوردیم؟

مگر نه آنکه گفتیم: "عادات ماهیانه زنان گرچه از یك جهت عیب نیست و آن این كه لازمه سلامت مزاج آنان است اما همه می دانند كه این ایام برای آنان ایجاد زحمت می نماید و دچار مشكلات جسمی فراوانی می شوند. حال چه اشكالی دارد كه خداوند در بین زنان به طور ویژه و معجزه گونه به یك زن تفضل نماید و او را از این زحمت معاف دارد بدون این كه وی سلامت جسمیش تحت تأثیر واقع شود و در عین حال قدرت فرزند آوری اش نیز باقی باشد."

و نیز گفتیم: از جهتی "می توان ادعا نمود كه عادت زنانه عیب محسوب می شود فلذا امیرمۆمنان علیه السلام طبق نقل نهج البلاغه از آن تعبیر به نقصان ایمان نموده اند چرا كه زنان در این ایام از نماز محروم می شوند (نهج البلاغه عبده ج1ص129) حال چه اشكال دارد كه خداوند به یكی از زنان تفضل نموده و برای این كه آن زن هیچ گاه از نماز و تقرب جستن محروم نشود او را طاهره و مطهره قرار دهد." این عیب ذاتی و تکوینی نیست بلکه عارضی است زیرا چنانکه حضرت (ع) فرمودند: این عارضه موجب می شود زنان در این ایام از نماز محروم شوند.

مگر نه اینست که بیماری لازمه وجودی انسان است اما عیب ذاتی نیست بلکه از این جهت عیب و نقص محسوب می شود که انسان را از انجام کامل فرائض الهی باز می دارد. قضیه حیض و نفاس در زنان نیز از همین سنخ است.

فلذا به هیچ عنوان در این گزاره ها به خلقت خدا اشکال وارد نشده و این عارضه در زنان نه تنها لازمه وجودی آنهاست بلکه موجب شرمندگی ایشان نیز نیست. اینکه در اراده خدا چنین مقرر شده برخی بانوان نظیر حضرت زهرا و مریم (علیماالسلام) پاک و مطهر از این عوارض باشند قطعاً بنا به حکمتها و مصالحی بوده که بیان آن گذشت.

موفق باشید ...:Gol:

[="Tahoma"][="3"]

شبـنم;686974 نوشت:
اگر شرط ازدواج مجدد همین دو مورد است پس چرا مصرانه بر این که ازدواج مجدد پیامبر و حضرت علی در زمان آن دو بانو موجب حسادت زنان دیگر می شد و باعث فروپاشی زندگی تاکید میکنی؟

سلام
لطفا با دقت بیشتری به مطالعه آنچه که گفته شد بپردازید
اولا ما گفتیم عدالت واجب تنها به ان دو مورد خلاصه می شود اما رعایت برخی موارد دیگر مستحب است که اهل بیت به ان موارد مستحب عمل می نمودند
ثانیا ما دلیل آوردیم که حتی پس از فوت حضرت خدیجه برخی از همسران پیامبر مثل عایشه حتی بعد از وفات به ایشان حسادت می کردند و خود عایشه می گوید: من آن قدر که به خدیجه حسادت می ورزیدم به هیچ یک از زن های پیامبر حسادت نمی‌ورزیدم.»( فتال نیشابوری، محمد بن حسن؛ روضه الواعظین، قم، انتشارات رضی، بی­تا، ج 2 ص 269 و عسقلانی، ابن حجر؛ الاصابة، بیروت، دارالکتب العلمیة، اول، 1415هـ ق، ج 8 ص103و حلبی شافعی، ابوالفرج؛ السیره الحلبیه، بیروت، دارالکتب العلمیه، دوم، 1427هـ ق، ج 3، ص 440)
ثالثا دلایل ما مبتنی بر موارد دیگری بود که اگر با دقت بیشتری مطالعه نمایید زوایای مختلف آن برای شما آشکار خواهد شد.
شبـنم;686974 نوشت:
با خوندن احکامی که گفتی حس انسان بودن زن بهم دست نداد

متاسفانه این از نگرش ناقض شما به احکام متعالی اسلام ناشی می شود زیرا اسلام زن را دارای هویتی مستقل، آزاد می داند که همه امکانات رشد و کمال که برای مردان وجود دارد را برای زنان نیز معتقد است. آیات فراوان این یکسان بودن زن و مرد را در امکان رشد گوشزد می نماید:
انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی(آل عمران 195)

من عمل صالحا من ذکر او انثی وهو مومن...(مومن40)

وده ها آیه دیگر که در همین راستاست. اسلام تاجایی ارزش زن و مادر بودن را بالا میداند که بهشت را زیر پای مادران می داند. رسول اسلام در توصیه به یک جوان، خدمت به مادر را در دفعه اول، دوم وسوم مطرح و در مرحله چهارم خدمت به پدر را توصیه می فرمایند.

اسلام زن را گل خوشبو معرفی می نماید(المراه ریحانه)

همانگونه که ملاحظه می شود اسلام برای زن جایگاه بس والا و بی نظیری ترسیم فرموده است که فقط زن است که می تواند به این جایگاه رفیع دست بیابد.

شبـنم;686974 نوشت:
این یه نقضه که بیان کردی باور نمیکنم پیامبر ما به احساس زنانش اینقدر بی توجه بوده باشه

در قرآن كريم هدف از بعثت انبيا، به خصوص پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) تعليم و تزكيه بيان شده است. در برخى از آيات قرآن، «تزكيه» قبل از «تعليم» آمده و در برخى نيز «تعليم» قبل از تزكيه ذكر شده است. البته اين تقديم و تأخير در موارد مختلف، نكته تفسيرى دارد كه بايستى در جاى خود بحث شود اما از آنجا که یکی از رسالت های انبیاء تزکیه می باشد این رفتار پیامبر هم در همین راستا و برای زدودن شعله ی حسادت از وجود زنان بوده و نقصی محسوب نمی شود.[/][/]

**گلشن**;687058 نوشت:
بزرگوار ناپاکی که می گویند منظور ناپاکی روحیست و نه جسمی
البته به زعم شما که می گویید حیض ناپاکیست وگرنه ما که می گوییم فیزیو لوژی بدن انسان و ناپاکی نیست

وگرنه ایا خون خیض ناپاک تر از روده است که درونش مدفوع ادمیست
حتما ادعا می کنید که ایشان حتی روده هم نداشته و از هر نوع حدثی در امان بوده !!!!!!


سلام:Gol:

خون حیض گرچه مربوط به فیزیولوژی بدن است اما در ناپاک بودن و عدم طهارت آن بدلایل شرعی تردیدی نیست و اگر غیر آن بود زنان می توانستند در دوران قاعده گی نماز بخوانند.

خون حیض هم تا مادامیکه در زمانهای خاص از بدن دفع نشده و داخل بدن است حکم به ناپاکی و عدم طهارت فرد نمی کند و آلودگی ها و قاذورات داخل روده ها نیز چنین است وقتی دفع می شوند ناپاکند فلذا فرد باید طهارت بجوید.

**گلشن**;687058 نوشت:
در ضمن این یکی از احادیثی هست که به ان اشاره می کنید

3- شيخ صدوق به سند خود از عمر بن على(ع) از پدرش على(ع) روايت كرده كه از پيامبر پرسيدند: بتول يعنى چه؟ ما شنيده ايم كه گفته ايد: مريم و فاطمه بتول اند. فرمود: «بتول كسى است كه هرگز خون حيض نديده است. حيض بر دختران پيامبران مكروه است»

پس طبق این حدیث باید بقیه دختران پیامبر هم حیض ندیده باشند و حتی دختران پیامبران دیگر !!!!!
و این امر مختص حضرت فاطمه و مریم نیست


در پست قبلی به سرکار شبنم توضیح دادیم بدلیل تصریح آیات و روایات به پاکی و طهارت روحی و جسمی حضرت فاطمه و مریم (علیهماالسلام) بدون شک عدم وجود خون حیض و نفاس بنحو اعجازگونه در این دو بزرگوار ثابت است و آنچه محل بحث ماست زندگی این دو بزرگوار است در خصوص مصادیق دیگر بحث مستقل و مجزایی می طلبد و در حوصله این بحث نیست.

ضمن اینکه روایات به طهارت جسمانی این دو بزرگوار تصزیح داشته و در باره دیگر دختران انبیاء بنحو تصریح گفته نشده بلکه با عبارت کراهت و ناپسند بودن آمده که در جای خود قابل بررسی است.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;687120 نوشت:
در پست قبلی به سرکار شبنم توضیح دادیم بدلیل تصریح آیات و روایات به پاکی و طهارت روحی و جسمی حضرت فاطمه و مریم (علیهماالسلام) بدون شک عدم وجود خون حیض و نفاس بنحو اعجازگونه در این دو بزرگوار ثابت است و آنچه محل بحث ماست زندگی این دو بزرگوار است در خصوص مصادیق دیگر بحث مستقل و مجزایی می طلبد و در حوصله این بحث نیست.

سلام

دلائل شما من و به یاد یک داستان حقیقی قرون وسطایی انداخت
من شنیده ام که جلسه ای از دانشمندان غربی در قرون وسطی تشکیل شده و بحثسشان تعداد دندانهای اسب از روی ایات و روایات بوده
و هرکسی ایه ای و روایتی می اورده که تعداد دندانهای اسب این تعداد است
که یکی از دانشمندان می گوید ایات و روایات را رهاکنید و بیایید برویم دندانهای اسب را بشماریم
که ان دانشمند نگون بخت مرتد شناخته شده و محکوم به اعدام می شود
حالا حقیر می گویم هر دختری که مانند حضرت فاطمه در عرض نه سال پنج بارداری داشته باشد
بدنش رخصت قاعده گی نمی یابد شما می گویید ایات و روایات اینچنین می گویند
حرفی نیست بزرگوار هرکس به عقیده خودش :Gol:

مشکور;687120 نوشت:
ضمن اینکه روایات به طهارت جسمانی این دو بزرگوار تصزیح داشته و در باره دیگر دختران انبیاء بنحو تصریح گفته نشده بلکه با عبارت کراهت و ناپسند بودن آمده که در جای خود قابل بررسی است.

در ضمن اگر قاعده نشدن فضیلت است چرا این فضیلت به دختران انبیائ رسیده ولی به حضرت خدیجه و زیننب نرسیده ؟
ایا مقام دختران دیگر پیامبر از خدیجه س و زینب س بیشتر است ؟

**گلشن**;687237 نوشت:
در ضمن اگر قاعده نشدن فضیلت است چرا این فضیلت به دختران انبیائ رسیده ولی به حضرت خدیجه و زیننب نرسیده ؟
ایا مقام دختران دیگر پیامبر از خدیجه س و زینب س بیشتر است ؟

**گلشن**;687237 نوشت:
دلائل شما من و به یاد یک داستان حقیقی قرون وسطایی انداخت
من شنیده ام که جلسه ای از دانشمندان غربی در قرون وسطی تشکیل شده و بحثسشان تعداد دندانهای اسب از روی ایات و روایات بوده
و هرکسی ایه ای و روایتی می اورده که تعداد دندانهای اسب این تعداد است
که یکی از دانشمندان می گوید ایات و روایات را رهاکنید و بیایید برویم دندانهای اسب را بشماریم
که ان دانشمند نگون بخت مرتد شناخته شده و محکوم به اعدام می شود
حالا حقیر می گویم هر دختری که مانند حضرت فاطمه در عرض نه سال پنج بارداری داشته باشد
بدنش رخصت قاعده گی نمی یابد شما می گویید ایات و روایات اینچنین می گویند
حرفی نیست بزرگوار هرکس به عقیده خودش

سلام علیکم

خواهر خوب و بزرگوارم،، اگر در مورد بتول بودن حضرت زهرا(س) همچنان برایتان سوال است میتوانید ان شاءالله در این خصوص تاپیکی ایجاد بفرمایید و در انجا مفصل مباحثه نمایید تا کامل به پاسخ سوالاتتان برسید اما بحث این تاپیک بتول بودن یا نبودن حضرت زهرا(س) نیست!

از همکاری شما بسیار سپاسگزارم:Gol:

یازهرا(س)

با سلام
استاد پاسخگو جناب "مشکور" و کاربر محترم جناب "علی" واقعا به صبر و حوصله شما تبریک میگم. :Gol:


سلام.
بنده هم از استاد عزیز مشکور و برادر گرامی علی تشکر می کنم

اما در مورد این مطلب که

neɠïn;687471 نوشت:
میبنیم چقدر اون مثال دندان اسب که سرکار گلشن زدند به این صحبت ها میخوره

**گلشن**;687237 نوشت:
دلائل شما من و به یاد یک داستان حقیقی قرون وسطایی انداخت
من شنیده ام که جلسه ای از دانشمندان غربی در قرون وسطی تشکیل شده و بحثسشان تعداد دندانهای اسب از روی ایات و روایات بوده
و هرکسی ایه ای و روایتی می اورده که تعداد دندانهای اسب این تعداد است
که یکی از دانشمندان می گوید ایات و روایات را رهاکنید و بیایید برویم دندانهای اسب را بشماریم
که ان دانشمند نگون بخت مرتد شناخته شده و محکوم به اعدام می شود

1-نام کسی که این حرف را زده،فرانسیس بیکن بوده.فرانسیس بیکن دانشمند نبوده و می گویند که فیلسوف است.

2-فرانسیس بیکن اعدام نشده است.محکوم به اعدام هم نشده مرتد هم شناخته نشده بر خلاف نقل شما.به علت سینه پهلو فوت کرده است.

3-در مسیحیت،چیزی به نام روایات به معنای روایاتی که در اسلام استفاده می شود،نداریم.پس نگویید می خواستند به روایت توسل جویند.داستان را عوض نکنید.کلمه روایت را اضافه نکنید.اگر واقعاً توسل به متنی بوده،با فرض مسیحی بودن و دینی بودن این متن،این متن الهی نبوده

4-اصلاً داستان را کامل عوض کرده اید.فرانسیس بیکن و چند فیلسوف دیگر داشتند بحث می کردند هر اسب چند دندان دارد.هر کدامشان آرای فلاسفه دیگر را مثلا نظر افلاطون و دیگران را نقل می کردند.وقتی نوبت به بیکن رسید،گفت برویم در طویله ببینیم اسب ها چند دندان دارند.پس اولاً داستان در یک محیط دینی نبوده و ارتباطی با متون دینی نداشته و همه فیلسوف بوده اند،نه مذهبی.بر خلاف داستان غیرواقعی شما.هیچ کسی به متن مذهبی توسل نکرده است.

5-حرف بیکن درست است.چون ما راه حلمان در این مسئله تجربه است.ولی درباره مسائل الهی خیر،اصلاً اینطور نیست.قیاستان مع الفارق است.

پس اولاً داستان شما غیر واقعی است و داستانی به این صورت اتفاق نیافتاده است.ثانیاً داستان شما موضوعیت ندارد.ثالثاً داستان ربطی به روایات ندارد.رابعاً داستان ربطی به توسل به متون مذهبی و مذهب ندارد.

این چه وضعشه سرکار یارب اگه قرار بود تو پروفایل جواب بدیم دیگه واسه چی تاپیک میزاریم در ضمن شما که حذف میکنی چرا پست رحمت رو حذف نکردی منم جواب نقل قول ایشون رو دادم یعنی ما نباید جواب نقل قولی که روی پستمون میشه رو بدیم ؟ یا شاید چون مخالف نظر شما پست میزاریم حذفش میکنی؟ اگه اینجوریه بگو تا دیگه در تاپیکی که جنابعالی مدیر هستی وارد نشیم ضمنا کسی از شما نخواست به پروفایل منتقلش کنی
خیلی مسخره است

رحمت;687503 نوشت:
-نام کسی که این حرف را زده،فرانسیس بیکن بوده.فرانسیس بیکن دانشمند نبوده و می گویند که فیلسوف است.

2-فرانسیس بیکن اعدام نشده است.محکوم به اعدام هم نشده مرتد هم شناخته نشده بر خلاف نقل شما.به علت سینه پهلو فوت کرده است.

3-در مسیحیت،چیزی به نام روایات به معنای روایاتی که در اسلام استفاده می شود،نداریم.پس نگویید می خواستند به روایت توسل جویند.داستان را عوض نکنید.کلمه روایت را اضافه نکنید.اگر واقعاً توسل به متنی بوده،با فرض مسیحی بودن و دینی بودن این متن،این متن الهی نبوده

4-اصلاً داستان را کامل عوض کرده اید.فرانسیس بیکن و چند فیلسوف دیگر داشتند بحث می کردند هر اسب چند دندان دارد.هر کدامشان آرای فلاسفه دیگر را مثلا نظر افلاطون و دیگران را نقل می کردند.وقتی نوبت به بیکن رسید،گفت برویم در طویله ببینیم اسب ها چند دندان دارند.پس اولاً داستان در یک محیط دینی نبوده و ارتباطی با متون دینی نداشته و همه فیلسوف بوده اند،نه مذهبی.بر خلاف داستان غیرواقعی شما.هیچ کسی به متن مذهبی توسل نکرده است.

5-حرف بیکن درست است.چون ما راه حلمان در این مسئله تجربه است.ولی درباره مسائل الهی خیر،اصلاً اینطور نیست.قیاستان مع الفارق است.

پس اولاً داستان شما غیر واقعی است و داستانی به این صورت اتفاق نیافتاده است.ثانیاً داستان شما موضوعیت ندارد.ثالثاً داستان ربطی به روایات ندارد.رابعاً داستان ربطی به توسل به متون مذهبی و مذهب ندارد.

منظور من نقل دقیق داستان نبوده و قصد قصه گویی نداشتم
بلکه منظور من نتیجه و رویکرد کلی داستان است که در اینجا کاربرد دارد

neɠïn;687569 نوشت:
این چه وضعشه سرکار یارب اگه قرار بود تو پروفایل جواب بدیم دیگه واسه چی تاپیک میزاریم در ضمن شما که حذف میکنی چرا پست رحمت رو حذف نکردی منم جواب نقل قول ایشون رو دادم یعنی ما نباید جواب نقل قولی که روی پستمون میشه رو بدیم ؟ یا شاید چون مخالف نظر شما پست میزاریم حذفش میکنی؟ اگه اینجوریه بگو تا دیگه در تاپیکی که جنابعالی مدیر هستی وارد نشیم
خیلی مسخره است

سلام علیکم
با تشکر از شما خواهر خوب و بزرگوارم که در بحث شرکت مینمایید:Gol:
اگر پستها و پرسش و پاسخها مربوط به اصل سوال باشد هیچ موردی ندارد و هرگز حذف یا ویرایش نمیشود! اما اگر از موضوع اصلی خارج شده و دارد به حاشیه میرود باید در صورت تمایل به مباحثه با طرف مقابل در پروفایل ادامه یابد
بنده حقیر یک پست از شما و یک پست از جناب رحمت را نگه داشتم وپستهای بعد از آن را حذف نمودم، زیرا اگر پاسخ میماند مجدد برروی پست شما برای پاسخ پست دیگری میخورد و به همین منوال بحث طولانی و خارج از موضوع تاپیک میشود! حالا هم اگر لطف بفرمایید پست قبلتان را نیز به پروفایل ایشان منتقل بفرمایید بنده نیز پاسخ جناب رحمت را حذف نموده و به پروفایل شما منتقل مینمایم
در این تاپیک پستهای زیادی بود که مخالف نظر بنده حقیر بود اما بنده آنها را حذف نکرده ام چونکه داشت پیرامون موضوع اصلی تاپیک بجث میشد

در نظر داشته باشید فردی که وارد تاپیک میشود انتظار دارد به پاسخ سوال اصلی برسد و بحث های حاشیه ای باغث میشود تاپیک از اصل موضوع دور شود و به نتیجه نرسد
از همکاری شما در ایجاد یک مباحثه علمی و معرفتی به دور از هرگونه حاشیه متشکرم:Gol:

یازهرا(س)

کاربران محترم و بزرگوار

جهت یادآوری
موضوع تاپیک

چرا پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) در زمان همسر اولشان ازدواج مجدد نکردند اما امامان دیگر ازدواج کردند؟

از اینکه لطف نموده و پیرامون موضوع تاپیک گفتگو بفرمایید سپاسگزار خواهم بود

باتشکر
یازهرا(س)


سلام

از بین امامان امام سجاد فقط یک زن آزاد ( فاطمه دختر امام حسن) به عنوان همسر داشتند و بقیه زنانشان همه کنیز بوده اند.

امام رضا هم فقط مادر امام جواد به نام سبکیه یا خیزران را به عنوان همسر داشتند تا اینکه مامون دخترش ام حبیبه را به عقد حضرت در آورد.شدند دو تا همسر.

امام جواد هم فقط یک کنیز به نام سمانه ( مادر امام بعدی) داشتند تا اینکه مامون دخترش ام الفضل را به عقد حضرت درآورد که همین زن امام را به شهادت رساند و امام جواد قربانی تعدد زوجات شد.

امام هادی هم فقط یک کنیز به عنوان همسر برایشان گزارش شده است.

امام حسن عسگری هم فقط یک کنیز ( نرجس خاتون) داشتند.
امام مهدی را هم که دیگر خودتان می دانید.

عصران;687705 نوشت:
سلام

از بین امامان امام سجاد فقط یک زن آزاد ( فاطمه دختر امام حسن) به عنوان همسر داشتند و بقیه زنانشان همه کنیز بوده اند.

امام رضا هم فقط مادر امام جواد به نام سبکیه یا خیزران را به عنوان همسر داشتند تا اینکه مامون دخترش ام حبیبه را به عقد حضرت در آورد.شدند دو تا همسر.

امام جواد هم فقط یک کنیز به نام سمانه ( مادر امام بعدی) داشتند تا اینکه مامون دخترش ام الفضل را به عقد حضرت درآورد که همین زن امام را به شهادت رساند و امام جواد قربانی تعدد زوجات شد.

امام هادی هم فقط یک کنیز به عنوان همسر برایشان گزارش شده است.

امام حسن عسگری هم فقط یک کنیز ( نرجس خاتون) داشتند.
امام مهدی را هم که دیگر خودتان می دانید.


با سلام و تشکر از عصران عزیز

آن چه كه دركتب تاريخي معتبر نقل شده امير المومنين(ع)، در مجموع با ده زن ازدواج كرده است، اما هنگامي كه به شهادت رسيد چهارهمسر داشت.(ر.ك: محمد جواد مولوي نيا، تاريخ چهارده معصوم، موسسه انتشاراتي امام عصر(عج) چاپ اول، 1384،ص116).

نخستين همسر آن حضرت، فاطمه زهرا (ع) دخت گرامى پيامبر خدا بوده است.على عليه السلام تا زمانى كه فاطمه سلام الله عليها در قيد حيات به سر مى‏ برد با كس ديگرى پيمان زناشويى نبست. پس از وفات فاطمه، آن حضرت با امامه دختر ابو العاص بن ربيع بن عبد العزى بن عبد شمس كه فرزند زينب دختر پيغمبر بود با سفارش فاطمه(س) ازدواج كرد( منتهي الامال ج اول ص 351 ,چاپ هجرت) چرا كه حضرت زهرا(س) مي دانست امامه زني مهربان و با فرزندان فاطمه بانيكويی و ملايمت رفتارخواهد نمود. ام البنين دختر حزام بن دارم كلابيه، زن ديگرى بود كه على (ع) او را به عقد خود درآورد و هدف علي عليه السلام از ازدواج با او به وجود آمدن فرزندان شجاع بود.علي عليه السلام به عقيل پيشنهاد كرد كه براي او زني انتخاب كند كه فرزندان شجاع به دنيا آورد و عقيل ام البنين را برايش پيدا كرد و از او چهار فرزند بسيار خوب به دنيا آمد وهمه در كربلا به شهادت رسيدند.

پس از ام البنين، آن حضرت با ليلى دختر مسعود بن خالد النهشلية تميمه دارميه ازدواج كرد و پس از وى با اسماء بنت عميس خثعمى پيمان زناشويى بست.اسماء تا قبل از شهادت جعفر بن ابيطالب، همسر وى بود و پس از شهادت جعفر، ابوبكر او را به ازدواج خود درآورد و چون ابو بكر از دنيا رفت، على (ع) او را به همسرى خويش گرفت. يكى ديگر از همسران امير المؤمنين (ع) ام حبيب دختر ربيعه تغلبيه و موسوم به صهبا بوده است .اين زن از قبيله «سبى» بود كه خالد بن وليد در عين التمر بر آنها حمله برده و ايشان را به اسيرى گرفته بود. خوله دختر جعفر بن قيس بن مسلمه حنفى و يا به قولى ديگر خولة دختر اياس از ديگر زنان آن حضرت بوده است.همچنين على (ع) با ام سعد يا ام سعيد دختر عروة بن مسعود ثقفى و نيز مخبأة دختر امرى القيس بن عدى كلبى پيمان زناشويى بست.

آنچه مسلم است در اسلام، داشتن چهار زن دايم با توجه به شرائط آن جايز است بنابراين همه‌ افراد مي‌توانند با توجه به شرايط و امكانات خود، تا چهار زن به طور هم‌زمان داشته باشند. امام علي وساير امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ با توجه به اين حكم شرعي اسلام، حق داشتند كه به طور هم‌زمان تا چهار زن دايم داشته باشند با اين وجود ازدواج‌هاي متعدد معصومين ـ عليهم السلام ـ حتّي در همين گستره‌اي كه شرع اجازه داده است، هيچ‌گاه از روي هوس نبوده و به خاطر برخي مصالحی بوده که به برخی از آنها اشاره شد، به ازدواج دوّم و... اقدام مي‌نمودند.

ادامه دارد ...:Gol:

مشکور;687769 نوشت:
آنچه مسلم است در اسلام، داشتن چهار زن دايم با توجه به شرائط آن جايز است بنابراين همه‌ افراد مي‌توانند با توجه به شرايط و امكانات خود، تا چهار زن به طور هم‌زمان داشته باشند. امام علي وساير امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ با توجه به اين حكم شرعي اسلام، حق داشتند كه به طور هم‌زمان تا چهار زن دايم داشته باشند با اين وجود ازدواج‌هاي متعدد معصومين ـ عليهم السلام ـ حتّي در همين گستره‌اي كه شرع اجازه داده است، هيچ‌گاه از روي هوس نبوده و به خاطر برخي مصالحی بوده که به برخی از آنها اشاره شد، به ازدواج دوّم و... اقدام مي‌نمودند.

ولی بسیار جالب است که هر چی رو به جلوتر میرویم از تعداد همسران امامان کاسته می شود تا آنجا که امامان آخر عملاً یک همسر داشته اند نه بیشتر و این روال در مورد فقها و روحانیون نیز دیده می شود
شاید به قول شما در اسلام بنا به شرایط هر مرد بتواند چهار همسر اختیار کند ولی مثل اینکه این شرایط و امکانات روز به روز تنگ تر و محدودتر شده است تا آنجا که اکثر مردان به تک همسری روی آورده اند
آنچه مسلم است شرایط تعیین کننده ی برخی حدود و احکام بوده است و اکنون نیز شرایط ایجاب می کند مردان به تک همسری روی آوردند
سواد و تحصیلات زنان، اشتغال اکثریت زنان و توانایی تامین مخارج، حضور در جامعه و مشاهده واقعیات باعث شده خیلی از زنان از پذیرفتن چندهمسری مردان ممانعت کنند

[="Black"][="3"]

عصران;687705 نوشت:
امام هادی هم فقط یک کنیز به عنوان همسر برایشان گزارش شده است.
امام حسن عسگری هم فقط یک کنیز ( نرجس خاتون) داشتند.

سلام.
هر چه به امامان آخر نزدیک می شویم شرایط برای ائمه سخت تر می شد و حتی عمر مبارکشان در زندان سپری می شد و طبیعتا نمی توانستند به حالت معمول زندیگ سپری کنند علاوه بر آنکه اطلاعات تاریخی که از آنها به دست ما رسیده بسیار کم بوده و روایات زیادی که بتوانیم نتیجه گیری درست داشته باشیم به دلیل شرایط آن زمان به دست ما نرسیده بنا بر این افرادی که در تاریخ و کتب ثبت شده است به عنوان همسر ذکر می شود و چه بسا ایشان همسرانی داشته اند که در تاریخ ذکر نشده است به تعبیر دقیقتر آن عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود اینکه ما در منابع تاریخی اسامی همسران دیگر امامام مثل امام هادی و امام عسکری را نمی دانیم دلیل بر نبود نیست.(مغالطه توسل به جهل)

بر اساس تحقيقى كه دانشمندان محقق نموده اند و ما از بررسى كتابهاى بسيار (مانند مجلدات بحار الانوار و كتاب ارشاد مفيد و ...) به دست آورده ايم ، ازدواجهاى امامان (ع ) در آمار زير خلاصه مى شود:
1 امام على (ع )
1. فاطمه زهرا (س) : همسر اول ایشان . تا زمانی که آن حضرت درقیدحیات بودند امیر المؤمنین (ع) با زن دیگری ازدواج نکردند به دلایلی که در این تاپیک دوستان ذکر کردند
2ـامامه: خواهر زاده حضرت فاطمه زهرا (س) بود و علی (ع) بر حسب وصیت زهرا (س) با ایشان ازدواج کرد.
3ـ خوله
4ـام البنین : مادر حضرت ابوالفضل (ع).
5 ـاسماء بنت عمیس
6 ـلیلا : دختر مسعود بن خالد.
7ـام سعید
8 ـمخبأة
9ـ ام حبیب


[/HR]2 امام حسن مجتبى (ع )
1- جعده بنت اشعث.
2- ام عبد الله
3- مادر حضرت قاسم (ع) که کنیز بوده است.
4- عایشه الخثعمیه
5- خوله الفزاریه
6- ام کلثوم : دختر فضل بن عباس
7- ام اسحاق : دختر طلحة بن عبدالله تمیمی
8- ام بشیر : دختر ابی مسعود انصاری.
9- هند : دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
10- زنی از دختران عمرو ابن أهیم المنقوی
11- زنی از دختران زراره
12- زنی از طایفه ثقیف که فرزندی بنام عمر بدنیا آورد.
13- زنی از طایفه بنی شیبان از آل همام.


[/HR]
3 امام حسين (ع )، پنج زن داشت
1ـ لیلی : دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا،
2ـ شهر‌بانو(شاه زنان) : دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(ع)،
3ـ رباب : دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع،
4ـ ام اسحاق : دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.
5- قضاعه: که از او فرزندی به نام جعفر داشت.

[/HR]
4 امام سجاد (ع ) يك زن آزاد، و شش كنيز داشت=مجموعا هفت زن

[/HR]
5 امام باقر (ع ) دو زن آزاد و دو كنيز داشت =مجموعا چهار زن

[/HR]
6 امام صادق (ع ) يك زن آزاد و چند كنيز داشت=مجموعا ؟ زن
از تعداد کنیز های حضرت در منابع تاریخی چیزی ذکر نشده اما وجود تعدادی کنیز مسلم است

[/HR]
7 امام كاظم (ع ) شش همسر داشت كه همه كنيز بودند

[/HR]
8 امام رضا (ع ) يك همسر آزاد به نام خيزران (مادر امام جواد ) داشت ، و يك كنيز به نام سبیکه، و مدتى ام حبيبه دختر ماءمون همسر او بود.=مجموعا سه زن

[/HR]
9 امام جواد (ع ) يك همسر داشت به نام سمانه مادر امام هادى (ع )، و نيز همسر ديگرش ام الفضل دختر ماءمون بود.=مجموعا دو زن

[/HR]
10 امام هادى (ع ) يك همسر داشت به نام سليل و اطلاعات دیگری در دست نیست.

[/HR]
11 امام حسن عسكرى (ع ) يك همسر داشت به نام نرجس مادر حضرت قائم (عج) طبق برخی از نقل ها که اختلاف هم موجود است البته در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت.
(مسعودی، إثبات الوصیة، ص۲۶۶، به نقل از: پاکتچی، «حسن عسکری(ع)، امام»، ص ۶۱۸)
[/HR][/][/]

پاسخ حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته) در خصوص سؤال مذکور ( یک سوال دیگر مد نظر است )به شرح زیر است:

1. در ازدواج مجدد رضایت همسر اول فقط در صورتی لازم است که شخص بخواهد با خواهرزاده یا برادرزاده همسر اول ازدواج کند.

البته اگر در ضمن عقد ازدواج اول شرط شده باشد که ازدواج های دیگر با اذن همسر صورت پذیرد، عمل به این شرط تکلیفاً واجب است، هرچند نکاح وضعاً صحیح است و لو بدون اذن. مگر این که قانون کشور اسلامی (نظام ولایت فقیه) این نکاح را باطل اعلام کند.

2. در صحت ازدواج علاقه قلبی دخالت ندارد، هرچند بدون شک در بقاء و سلامت اجتماعی ازدواج چنین امری لازم است.

با توجه به متن بالا

آیا برای ازدواج با کنیز یا خریدن آن برای ارتباط و فرزند آوری و ...، اجازه و رضایت زن آزاد ( زن اول ) لازم است ؟

این سوال می تواند به روشن شدن ازدواج های معصومین با کنیزان مرتبط باشد.

رحمت;687857 نوشت:
بر اساس تحقيقى كه دانشمندان محقق نموده اند و ما از بررسى كتابهاى بسيار (مانند مجلدات بحار الانوار و كتاب ارشاد مفيد و ...) به دست آورده ايم ، ازدواجهاى امامان (ع ) در آمار زير خلاصه مى شود:

سلام و تشکر:Gol:

از رحمت بزرگوار تشکر می کنم که بحث مورد نظر بنده را که در نظر داشتم گام به گام مطرح کنم تکمیل کرده و زحمت ما را به یکباره متقبل شدند. سپاس:Gol:

و طاها;687909 نوشت:
با توجه به متن بالا

آیا برای ازدواج با کنیز یا خریدن آن برای ارتباط و فرزند آوری و ...، اجازه و رضایت زن آزاد ( زن اول ) لازم است ؟

این سوال می تواند به روشن شدن ازدواج های معصومین با کنیزان مرتبط باشد.


سلام و تشکر:Gol:

این سؤال در تایپیک "ازدواج های بدون عقد" مورد بررسی قرار گرفته به آدرس مذکور مراجعه کنید با توجه به عدم ارتباط با موضوع این تایپیک، در این فضا امکان بررسی بیشتر نیست اگر ابهام و یا سؤالی باقی بود جداگانه مطرح کنید بررسی شود. تشکر:Gol:

مشکور;687947 نوشت:

سلام و تشکر:Gol:

این سؤال در تایپیک "ازدواج های بدون عقد" مورد بررسی قرار گرفته به آدرس مذکور مراجعه کنید با توجه به عدم ارتباط با موضوع این تایپیک، در این فضا امکان بررسی بیشتر نیست اگر ابهام و یا سؤالی باقی بود جداگانه مطرح کنید بررسی شود. تشکر:Gol:

سلام.

سوال من چیز دیگری بود و در آن تاپیک هم پاسخی نبود.
در ضمن مرتبط با جستار است.
حال اگر شما متوجه سوال نشدید حرف دیگری است.

شبـنم;687813 نوشت:
ولی بسیار جالب است که هر چی رو به جلوتر میرویم از تعداد همسران امامان کاسته می شود تا آنجا که امامان آخر عملاً یک همسر داشته اند نه بیشتر و این روال در مورد فقها و روحانیون نیز دیده می شود
شاید به قول شما در اسلام بنا به شرایط هر مرد بتواند چهار همسر اختیار کند ولی مثل اینکه این شرایط و امکانات روز به روز تنگ تر و محدودتر شده است تا آنجا که اکثر مردان به تک همسری روی آورده اند
آنچه مسلم است شرایط تعیین کننده ی برخی حدود و احکام بوده است و اکنون نیز شرایط ایجاب می کند مردان به تک همسری روی آوردند
سواد و تحصیلات زنان، اشتغال اکثریت زنان و توانایی تامین مخارج، حضور در جامعه و مشاهده واقعیات باعث شده خیلی از زنان از پذیرفتن چندهمسری مردان ممانعت کنند

سلام و ادب:Gol:

پاسخ شما در فراز اول یادداشت کاربر محترم رحمت مورد توجه قرار گرفته است که مورد تأیید است.

بر خلاف نظر شما شرایط، عامل تعیین کننده حدود و احکام شرع مقدس نبوده است بلکه احاطه و علم و حکمت مطلق خداوند نسبت به همه اقتضاءات و شرایط بوده که به تشریع این احکام انجامیده است بعبارتی شرایط و اقتضائات داخل در حدود و احکام الهی است نه اینکه حدود و احکام داخل در شرایط و اقتضائات باشد.

مجدداً تصریح می کنیم حکم تعدد زوجات بنا به حکمت و مصلحت حکیمانه خدای جکیم به وجه کلی بر اساس شرایط و اقتضائات روحی و طبیعت مردان و بر اساس شرایط و اقتضائات و ضرورتهای جامعه بنفع همگان اعم از زنان و مردان تشریع شده که البته واجد شرایطی است که در این زمینه بسیار سخن گفته شد.

بعلاوه، بر خلاف نظر شما شرایط فعلی جامعه امروز جهان چه جوامع غربی و چه اسلامی روی آوردن به این حکم الهی و سنت نبوی است زیرا در شرایطی که غرب وحشی و محروم از معنویت، گرفتار انواع و اقسام فساد و تجاوز، ارتباطات حرام و غیرمشروع، روسپیگری و همجنس بازی و ... است و حتی جامعه زنان غرب علیرغم آگاهی از اینهمه فساد مردان جامعه شان به اسم فمینیست و دفاع از حق زنان و دفاع از تک همسری بر این جلوه های کثیف ضدانسانی مهر تأیید می زنند آیا بازگشت به نسخه نجات بخش حکم تعدد زوجات اسلامی تنها راه نجات نیست؟

و در جامعه اسلامی نیز همین اتفاقات و رویکردهای نامبارک فرهنگ غرب بصورت مخفی و آشکار رواج یافته و زنان نیز عمدتاً یا باخبرند و یا خود را به بی خبری زده اند، و عمدتاً زنان ما یا تحت تأثیر روحیات احساسی برخورد با هوو و رقیب و یا تحت تأثیر تبلیغات مدافعان دروغین حقوق بشری فمنیست با این حکم مترقی و نجات بخش مخالفت می کنند! آیا مخالفت زنان با ازدواج مجدد و یا فرهنگ ازدواج موقت حلال مشکل است؟ آیا این مخالفت، سرپوشی دائمی بر نیاز روحی و طبیعی مردان است که از نگاه حکیمانه شارع مقدس مخفی نمانده؟ آیا این قبیل مخالفتها شیوه ای مناسب برای مصادره مردان صرفاً بنفع خویش است؟ قطعاً چنین نیست تنها سؤالی که باقی می ماند آنست که تحت تأثیر این مخالفتها در گاه نیاز و ضرورت مردان و فقدان فرهنگ و شرایط لازم برای ازدواج مجدد و یا ازدواج موقت، گناه جوانان و مردانی که برای دفع نیاز خود به دامن گناه (زنا) در همه ی اقسامش پناه می برند به عهده کیست؟

مضافاً اینکه اتفاقاً شرایط حال امروز ما اعم از برتری تعداد زنان نسبت به مردان، بالا رفتن آمار زنان بیوه و مطلقه، بالا رفتن سن ازدواج و به تبع آن افزایش تعداد دختران ازدواج نکرده و مشکل جمعیت و علل دیگر ... ضرورت فرهنگ سازی، روی آوردن و عملی کردن این حکم الهی را بیش از هر زمان دیگری به ما تذکر می دهد.

و در پایان گوشزد می کنیم عواملی که بعنوان مانع تحقق حکم الهی تعدد زوجات برشمردید اگر در این مسأله دخالت مستقیم داشته باشند نشان رشد و کمال نیستند بلکه اتفاقاً هر عاملی که انسان را در برابر احکام حکیمانه الهی که در پرتو دین و شریعت صادر شده قرار دهد مصداق علم الهی نبوده و نشاندهنده آنست که منشأ آن علوم غیر الهی است و تبعیت از این علوم و آگاهیها تبعیت از مصداق بارز طاغوت (شیطان و هوای نفس) است در حالیکه انسان به اطاعت و پیروی الله و اوامر رسول و اولواالامر و پرهیز از اطاعت و پیروی طاغوتها امر شده است.

موفق باشید ...:Gol:

و طاها;687909 نوشت:
با توجه به متن بالا

آیا برای ازدواج با کنیز یا خریدن آن برای ارتباط و فرزند آوری و ...، اجازه و رضایت زن آزاد ( زن اول ) لازم است ؟

این سوال می تواند به روشن شدن ازدواج های معصومین با کنیزان مرتبط باشد.


سلام و مجدد:Gol:

در همان تایپیکی که ارجاع دادیم اشاره کردیم که بحث ازدواج یک امر است و بحث تملک کنیز امر دیگری بعبارتی مالک کنیز با وی ازدواج نمی کند بلکه به صرف تملک، کنیز بر وی حلال بوده و مالک کنیز می تواند از وی تمتع ببرد. البته در صورتی که مالک، کنیز را آزاد کند می تواند پس از آزادی و رضایت کنیز با وی ازدواج کند.

اما در خصوص مسأله ای که در ادامه بیان کردید (اجازه و رضایت زن آزاد ( زن اول ) (در تملک کنیز) لازم است؟) مسأله ای فقهی است و باید کارشناسان فقه و احکام پاسخ دهند.

سپاس از دقت نظر شما:Gol:

مشکور;687975 نوشت:

سلام و مجدد:Gol:

اما در خصوص مسأله ای که در ادامه بیان کردید (اجازه و رضایت زن آزاد ( زن اول ) (در تملک کنیز) لازم است؟) مسأله ای فقهی است و باید کارشناسان فقه و احکام پاسخ دهند.

سپاس از دقت نظر شما:Gol:

سلام و سپاس

دقیقا مد نظرم همین قسمت است.

چرا که اگر تعدد زوجات معصومین مربوط به کنیزان باشد و رضایت زن آزاد شرط باشد ، کلی در تحلیل مسئله و چرایی آن، توفیر دارد.

رحمت;687857 نوشت:
سلام.
هر چه به امامان آخر نزدیک می شویم شرایط برای ائمه سخت تر می شد

سلام

بله درست می فرمایید مثلا واقفی ها به امام رضا طعنه می زدند که چرا فرزندی به عنوان جانشین ندارند بنابراین امام رضا باید تعدد زوجات می داشتند تا جلوی تبلیغات آنها را بگیرند و احتمال به دنیا آوردن فرزند را افزایش بدهند. در صورتی که تا قبل از عقد دختر مامون فقط یک زن داشتند.

رحمت;687857 نوشت:
و چه بسا ایشان همسرانی داشته اند که در تاریخ ذکر نشده است به تعبیر دقیقتر آن عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود اینکه ما در منابع تاریخی اسامی همسران دیگر امامان مثل امام هادی و امام عسکری را نمی دانیم دلیل بر نبود نیست.(مغالطه توسل به جهل)

در اینگونه مسائل ما احتمالات قوی بر احتمالات ضعیف ارجحیت می دهیم و همچنین توجه داشته باشید که فقط اخباری که به دست ما رسیده اند برایمان حجت هستند و اخباری که به دستمان نرسیدند برای ما حجت نیستند. مثلا من هم می توانم بگویم که شاید روایاتی هم باشند که به تعدد زوجات کراهت شدید می دهند و شما هم نمی توانید بگویید که چنین نیست زیرا ندانستن دلیل بر نبودن نیست. ( مغالطه توسل به جهل)!!

رحمت;687857 نوشت:
امام رضا (ع ) يك همسر آزاد به نام خيزران (مادر امام جواد ) داشت ، و يك كنيز به نام سبیکه، و مدتى ام حبيبه دختر ماءمون همسر او بود.=مجموعا سه زن

به نظر می رسد در این رابطه اشتباه کردید تا جایی که من می دانم برای مادر امام جواد یک زن با دو نام خیزران و سبکیه ذکر شده نه اینکه هرکدام از این دو نام دو زن جداگانه باشند.

رحمت;687857 نوشت:
مام جواد (ع ) يك همسر داشت به نام سمانه مادر امام هادى (ع )

البته همین بانو سمانه هم کنیزی بود که یکی از اصحاب به ایشان هدیه داد و خودشان آن بانو را به عنوان کنیز نخریدند.

رحمت;687857 نوشت:
و نيز همسر ديگرش ام الفضل دختر ماءمون بود

خدا لعنتش کند.

رحمت;687857 نوشت:
بته در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت.
(مسعودی، إثبات الوصیة، ص۲۶۶، به نقل از: پاکتچی، «حسن عسکری(ع)، امام»، ص ۶۱۸)

اعتبار کتاب اثبات الوصیه مخدوش است فکر کنم که این موضوع هم جای آن نباشد که درباره ی اعتبار کتاب اثبات الوصیه سخن بگویم.
علاوه بر آنکه داشتن کنیز حتما این معنی را نمی دهد که آن کنیز در نکاح مالک خود بوده است مانند سمیه اولین بانوی شهید اسلام که با اینکه کنیز بود ولی خودش شوهر ( یاسر) داشت.

یک نکته دیگر به صورت عمومی درباره ی ازدواج امامان آنکه به گفته علما کنیز در عصر حاضر موضوعیت ندارد بنابراین شما نمی توانید تعدد کنیزان امامان را به صورت مطلق برای مسئله تعدد زوجات استفاده کنید.

در پایان هم یک حدیث از امام علی (ع) می آورم فقط حیف که سندش مرسل است:

امام علی : مَن أكثَرَ المَناكِحَ غَشِيَتْهُ الفَضائحُ.( عیون الحکم و المواعظ لیثی ص 464 و غررالحکم ص 658)

ترجمه: امام علی (ع) فرمودند: هر کس بسیار نکاح کند رسواییها و فضایح او را در بر می گیرند.

از میان پیامبرانی که در قرآن نام آنها آمده است:

حضرت آدم ابو البشر فقط یک همسر داشتند.

حضرت نوح که نهصد و پنجاه سال پیامبری کرد در برخی اخبار آمده که دو همسر داشتند ولی با توجه به آیه ی 10 سوره تحریم (( ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأه نوح)) داشتن یک همسر صحیح تر به نظر می رسد.

حضرت ابراهیم فقط یک زن آزاد به عنوان همسر ( حضرت ساره) داشتند و حضرت هاجر کنیز بودند. البته به فرمان خدا حضرت هاجر و فرزندش را در بیابان برهوت به امان خدا رها کردند. و البته بعدا بهشان سر زدند.

در روایات برای حضرت اسماعیل دو همسر گزارش شده است.

[SPOILER]چندی‌ نگذشت‌ که‌ دختری‌ را از قبیله جرهم به‌ همسری‌ برگزید. (1) در این‌ زمان‌ ابراهیم‌ علیه‌السلام که‌ در شام‌ می‌زیست‌، موافقت‌ ساره‌ را برای‌ رفتن‌ به‌ مکه‌ و ملاقات‌ اسماعیل‌ جلب‌ کرد و ساره‌ از او خواست‌ تا نزد اسماعیل‌ درنگ‌ نکند و حتی‌ از مرکب‌ خویش‌ نیز فرود نیاید. ابراهیم‌ چون‌ به‌ منزل‌ اسماعیل‌ در مکه‌ رسید، فرزندش‌ را در خانه‌ نیافت‌ و همسر جرهمی‌ با او به‌ احترام‌ رفتار نکرد. چون‌ پس‌ از بازگشت‌ پدر، اسماعیل‌ از آنچه‌ گذشته‌ بود، آگاهی‌ یافت‌، از آن‌ زن‌ جدا شد و از میان‌ همان‌ جرهمیان‌ همسری‌ دیگر برگزید که‌ در منابع‌ از او با نام‌های‌ سیده‌، حیفا و رِعله‌ یاد شده‌ است‌. (2) (3) (4) (5) آنگاه‌ که‌ ابراهیم‌علیه‌السلام دیگر بار به‌ دیدار اسماعیل‌ آمد، باز امکان‌ ملاقات‌ دست‌ نداد، ولی‌ با همسر دوم‌ او دیدار کرد و این‌ زن‌ با رویی‌ گشاده‌ از ابراهیم‌علیه‌السلام پذیرایی‌ کرد (6) (7) (8)

1- بلعمی‌، ج۱، ص۲۶۰، ( که‌ نام‌ او را «لیا» گفته‌ است‌)محمد، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
2-ابن‌ سعد، محمد، ج۱، ص۲۵، کتاب‌ الطبقات‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ زاخاو و دیگران‌، لیدن‌، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م‌.
3-ابن‌ هشام‌، عبدالملک‌، ج۱، ص۵، السیرة النبویه، به‌ کوشش‌ مصطفی‌ سقا و دیگران‌، قاهره‌، ۱۳۵۵ق‌/۱۹۳۶م‌.
4-یعقوبی‌، احمد، ج۱، ص۲۷، تاریخ‌، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌/ ۱۹۶۰م‌.
5-ثعلبی‌، احمد، ج۱، ص۱۰۰، قصص‌ الانبیاء، قاهره‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.
6-بغوی‌، حسین‌، ج۱، ص۱۵۱-۱۵۲، معالم‌ التنزیل‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
7-یعقوبی‌، احمد، ج۱، ص۲۶-۲۷، تاریخ‌، بیروت‌، ۱۳۷۹ق‌/ ۱۹۶۰م‌.
8-ثعلبی‌، احمد، ج۱، ص۸۳، قصص‌ الانبیاء، قاهره‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.

[/SPOILER]

حضرت اسحاق فقط یک همسر داشتند: حضرت ربه کا

حضرت یعقوب تعدد زوجات داشتند و نزدیک بود پسران زن اولش پسر زن دومش را بکشند!

حضرت لوط یک همسر داشتند.

حضرت شعیب به احتمال زیاد یک همسر داشتند.

حضرت ایوب که صبرشان مثال زدنی است فقط یک همسر داشتند.

حضرت موسی فقط یک همسر داشتند: حضرت صفورا دختر حضرت شعیب

حضرت زکریا هم فقط یک همسر داشتند : حضرت الیزابت

حضرت عیسی و حضرت یحیی هم که اصلا همسر نداشتند.

حضرت محمد هم بعد از حضرت خدیجه فقط ام المومنین عایشه دوشیزه و زن آزاد ایشان بود و بقیه زنانشان یا بیوه بودند و یا کنیز.

عصران;688053 نوشت:
...

سلام

منظور شما این است که تعدد زوجات ( همسر آزاد) به خودی خود استحباب ندارد ؟ یا سنت پیامبران و ائمه نبوده است ؟

[=&quot]محمد بن الحسن بإسناده عن محمد بن احمد بن یحیی عن موسی بن عمر بن یزید عن محمد بن سنان عن أبی سعید [/]
[=&quot]قال سئل أبو عبدالله ع عن التمتع بالأبکار اللواتی بین الأبوین [/]
[=&quot]فقال لابأس و لاأقول کما یقول هؤلاء الأقشاب[/][=&quot][/]

[="Arial"]

مشکور;687971 نوشت:

سلام و ادب:Gol:

پاسخ شما در فراز اول یادداشت کاربر محترم رحمت مورد توجه قرار گرفته است که مورد تأیید است.

بر خلاف نظر شما شرایط، عامل تعیین کننده حدود و احکام شرع مقدس نبوده است بلکه احاطه و علم و حکمت مطلق خداوند نسبت به همه اقتضاءات و شرایط بوده که به تشریع این احکام انجامیده است بعبارتی شرایط و اقتضائات داخل در حدود و احکام الهی است نه اینکه حدود و احکام داخل در شرایط و اقتضائات باشد.

مجدداً تصریح می کنیم حکم تعدد زوجات بنا به حکمت و مصلحت حکیمانه خدای جکیم به وجه کلی بر اساس شرایط و اقتضائات روحی و طبیعت مردان و بر اساس شرایط و اقتضائات و ضرورتهای جامعه بنفع همگان اعم از زنان و مردان تشریع شده که البته واجد شرایطی است که در این زمینه بسیار سخن گفته شد.

بعلاوه، بر خلاف نظر شما شرایط فعلی جامعه امروز جهان چه جوامع غربی و چه اسلامی روی آوردن به این حکم الهی و سنت نبوی است زیرا در شرایطی که غرب وحشی و محروم از معنویت، گرفتار انواع و اقسام فساد و تجاوز، ارتباطات حرام و غیرمشروع، روسپیگری و همجنس بازی و ... است و حتی جامعه زنان غرب علیرغم آگاهی از اینهمه فساد مردان جامعه شان به اسم فمینیست و دفاع از حق زنان و دفاع از تک همسری بر این جلوه های کثیف ضدانسانی مهر تأیید می زنند آیا بازگشت به نسخه نجات بخش حکم تعدد زوجات اسلامی تنها راه نجات نیست؟

و در جامعه اسلامی نیز همین اتفاقات و رویکردهای نامبارک فرهنگ غرب بصورت مخفی و آشکار رواج یافته و زنان نیز عمدتاً یا باخبرند و یا خود را به بی خبری زده اند، و عمدتاً زنان ما یا تحت تأثیر روحیات احساسی برخورد با هوو و رقیب و یا تحت تأثیر تبلیغات مدافعان دروغین حقوق بشری فمنیست با این حکم مترقی و نجات بخش مخالفت می کنند! آیا مخالفت زنان با ازدواج مجدد و یا فرهنگ ازدواج موقت حلال مشکل است؟ آیا این مخالفت، سرپوشی دائمی بر نیاز روحی و طبیعی مردان است که از نگاه حکیمانه شارع مقدس مخفی نمانده؟ آیا این قبیل مخالفتها شیوه ای مناسب برای مصادره مردان صرفاً بنفع خویش است؟ قطعاً چنین نیست تنها سؤالی که باقی می ماند آنست که تحت تأثیر این مخالفتها در گاه نیاز و ضرورت مردان و فقدان فرهنگ و شرایط لازم برای ازدواج مجدد و یا ازدواج موقت، گناه جوانان و مردانی که برای دفع نیاز خود به دامن گناه (زنا) در همه ی اقسامش پناه می برند به عهده کیست؟

مضافاً اینکه اتفاقاً شرایط حال امروز ما اعم از برتری تعداد زنان نسبت به مردان، بالا رفتن آمار زنان بیوه و مطلقه، بالا رفتن سن ازدواج و به تبع آن افزایش تعداد دختران ازدواج نکرده و مشکل جمعیت و علل دیگر ... ضرورت فرهنگ سازی، روی آوردن و عملی کردن این حکم الهی را بیش از هر زمان دیگری به ما تذکر می دهد.

و در پایان گوشزد می کنیم عواملی که بعنوان مانع تحقق حکم الهی تعدد زوجات برشمردید اگر در این مسأله دخالت مستقیم داشته باشند نشان رشد و کمال نیستند بلکه اتفاقاً هر عاملی که انسان را در برابر احکام حکیمانه الهی که در پرتو دین و شریعت صادر شده قرار دهد مصداق علم الهی نبوده و نشاندهنده آنست که منشأ آن علوم غیر الهی است و تبعیت از این علوم و آگاهیها تبعیت از مصداق بارز طاغوت (شیطان و هوای نفس) است در حالیکه انسان به اطاعت و پیروی الله و اوامر رسول و اولواالامر و پرهیز از اطاعت و پیروی طاغوتها امر شده است.

موفق باشید ...:Gol:

یعنی چی ؟

چون تو گناه نیوفتیم باید حتما چن تا زن داشته باشیم؟

من کاملا با حرف های اینجوری و کوبنده مخالفم

حالا اینجا چن تا بچه (پسر) این حرف ها رو بخونن فک میکنن زن گرفتن همینجوری ...خود قران کلی اما و اگر اورده حالا شما یهوایی مجوز دادین

بعدشم همه تو یدونش موندن چه برسه به...

[/]

[="Black"][="3"]

عصران;688035 نوشت:
بله درست می فرمایید مثلا واقفی ها به امام رضا طعنه می زدند که چرا فرزندی به عنوان جانشین ندارند بنابراین امام رضا باید تعدد زوجات می داشتند تا جلوی تبلیغات آنها را بگیرند و احتمال به دنیا آوردن فرزند را افزایش بدهند. در صورتی که تا قبل از عقد دختر مامون فقط یک زن داشتند.

سلام
اولا امام رضا تعدد زوجات داشته اند برخي از كتب مانند (ائمتنا از علي محمد علي دخيل، ج2، ص76) براي حضرت سه همسر نوشته اند ـ سبيكه و برخي گفته اند سكينه و برخي او را خيزران گفته اند و برخي هم نام او ريحانه معرفي كرده اند كه در هر صورت اين خانم عظيم الشأن و مؤمنه از خانواده ماريه قبطيه همسر پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله بوده است كه از اين همسر مؤمنه امام جواد علیه السلام متولد شده است. مرحوم شيخ عباس قمی مي نويسد: در جلالت و عظمت وي همين بس كه حضرت موسي بن جعفر علیه السلام به يزيد بن سليط امر فرمود كه سلام آن حضرت را به او برساند.
2ـ ام حبيبه دختر مأمون
3ـ مادر ابراهيم.

پس مجموعا ایشان طبق برخی از نقل ها سه همسر داشته

ضمن همین مطلب پاسخ این قسمت را هم بدهم:

عصران;688035 نوشت:
به نظر می رسد در این رابطه اشتباه کردید تا جایی که من می دانم برای مادر امام جواد یک زن با دو نام خیزران و سبکیه ذکر شده نه اینکه هرکدام از این دو نام دو زن جداگانه باشند.

در برخی از نقل های تاریخی به دو اسم ذکر شده اما به هر حال حداقل سه همسر ذکر شده حتی اگر سبیکه و سکینه و دره و ریحانه و ... را همگی یک نفر فرض کنیم با این حال دو نفر دیگر به عنوان همسر هستند که مجموعا سه نفر می شوند.

ثانیا در مورد تعداد فرزندان ایشان پرسیدید در در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا علیه السلام اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع ، حسن، جعفر، ابراهیم ، حسین، عایشه . سبط بن جوزی در تذکرة الخواص ، پسران حضرت ر اچهار تن ، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید براین است، که امام هشتم علیه السلام فرزندی جز امام محمد جواد علیه السلام نبوده است و ابن شهر آشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند اما به هر حال اختلاف وجود دارد.

ثالثا امام رضا مدتی که در ایران بود به اجبار در ایران حضور داشتند و به اجبار با ام حبیبه ازدواج کردند و طبعا اختيار ازدواج هم نداشتند ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که دختران مامون که لعنت خدا بر او باد بسیار غیرتی و مخالفت تعدد زوجات و کنیز داشتن بودند:khaneh:

این نقل تاریخی ىر كشف الغمه هم آمده که یکی از دختران مامون به اسم ام الفضل كه لعنت خدا بر او باد که در عقد امام جواد بود به پدرش نامه می نویسد که
أن أم الفضل كتبت‏ إلى أبيها من المدينة تشكو أبا جعفر و تقول إنه يتسرى علي و يغيرني‏ فكتب إليها المأمون يا بنية إنا لم نزوجك أبا جعفر لنحرم‏ عليه حلالا فلا تعاودي لذكر ما ذكرت بعدها.

امام جواد کنیز های متعددی بر سر من می آورد (با آنها ارتباط دارد) و من را غیرتی می کند:Nishkhand: پس مامون لعنت الله علیه جواب می دهد که ای دخترم من تو را به عقد او در نیاوردم که حلال خدا را بر او حرام کنم پس دیگری در این باره با من صحبت نکن!

متاسفانه برخي از مدعیان اسلام امروزه به اندازه مامون ملعون پایبند به ظاهر شریعت نیستند که این منافق ملعون پایبند بوده و مخالفت ظاهری با حکم خدا نمی کرده هر چند در باطن خبیث ترین انسان هاست!!!!!

عصران;688035 نوشت:
در اینگونه مسائل ما احتمالات قوی بر احتمالات ضعیف ارجحیت می دهیم و همچنین توجه داشته باشید که فقط اخباری که به دست ما رسیده اند برایمان حجت هستند و اخباری که به دستمان نرسیدند برای ما حجت نیستند. مثلا من هم می توانم بگویم که شاید روایاتی هم باشند که به تعدد زوجات کراهت شدید می دهند و شما هم نمی توانید بگویید که چنین نیست زیرا ندانستن دلیل بر نبودن نیست. ( مغالطه توسل به جهل)!!

اولا زمانی که دو شی نقیض هم باشند اثبات یکی نفی دیگری است یعنی اگر روایاتی باشند که بگویند تعدد زوجات مستحب است که چنین روایاتی موجود است وجود اینها هم اثبات شی است و در این اثبات شی نفی نقیض آن هم موجود است یعنی نفی کراهت و حرمت اما اگر دو شی با هم ارتباطی نداشته باشند اثبات دیگری نفی ما عدا نمی کند که مثلا چون یک همسر برای فلان امام ثابت شد پس همسران دیگر نفی شدند،چون بسیاری از این منابع به دست ما نرسیده است و ما وقتی استحباب تعدد زوجات را اثبات شده می گیریم و امام را هم معصوم می دانیم که ترک اولی نمی کند پس معتقدیم که تعدد زوجات داشته اند اما اینکه کسی استناد کند به متنی که مثلا یک همسر برای ایشان ذکر شده و همسر دیگری ذکر نشده به او گفته می شود که اول اثبات شی نفی ما عدی نمی کند اینکه یک همسر برای ایشان ثابت است همسران دیگر که اسم آنها به دست ما نرسیده را نفی نمی کند و ثانیا عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود اینکه شما نام آنها را پیدا نکردید دلیل بر نبود نیست.

ثانیا زمانی که شما ادله داخلی را می توانید بسنجید و حکم دهید که ادله خارجی نداشته باشیم که ما چنین ادله ای داریم مثلا همین الان فقط در ایران ده هزار و پانصد مقبره از امامزادگان موجود است و غالب امامان ما هم عمر طولانی نکرده اند اینکه مثلا این تعداد نسل با یک همسر و دو همسر در این مدت عمر کوتاه امامان افزایش یابند محتمل نیست و ثانیا دلیل خارجی دوم ما همان استجباب تعدد زوجات و عمل آنها به این استحباب است مضافا اینکه حتی برای همان ائمه هم همسران متعددی ذکر شده که اسامی آنها را ذکر کردیم.

عصران;688035 نوشت:
البته همین بانو سمانه هم کنیزی بود که یکی از اصحاب به ایشان هدیه داد و خودشان آن بانو را به عنوان کنیز نخریدند.

اولا همین مطلب را به روایت صحیح ثابت کنید (چون معمولا در نقل های تاریخی روایت صحیح کمتر یافت می شود البته چون شما دنبال سند صحیح هستید و یکی از مطالب بنده ایراد گرفتید بنده این مطلب را گفتم و گرنه بنده ممکن است همین نقل را قبول داشته باشم)

ثانیا همانگونه که می دانید ملاک برتری انسانها ایمان و تقوی است نه کنیز یا آزاد بودن ... پس صرف اینکه همسران ائمه کنیز هم باشند چیزی را اثبات نمی کند.

ثالثا طبق فتوای برخی مثلا آیت الله مکارم ازدواج کنیز با فرد آزاد تنها در صورت ضرورت و عدم دسترسی به ازدواج با زنان آزاد جایز است (بنابر احتیاط واجب طبق نظر برخی) و حتی متن قرآن هم همین است وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ
و هر كس از شما، از نظر مالى نمى‏تواند زنانِ [آزادِ] پاكدامنِ با ايمان را به همسرى [خود] درآورد، پس با دختران جوانسالِ با ايمان شما كه مالك آنان هستيد ازدواج كند.

بنا بر این با توجه به قرآن ممکن است همسران ائمه که کنیز بوده اند با توجه به حرمت و یا حداقل کراهت ازدواج با کنیز امام آنها را آزاد کرده و به عنوان زن آزاد با آنها ازدواج کنند.(مگر اینکه اصلا ازدواج را مطرح نکنیم و به عنوان ملک یمین صحبت نماییم)

رابعا همسران دیگری هم در برخی از نقل ها ذکر شده که ما به انها اشاره کردیم

عصران;688035 نوشت:
اعتبار کتاب اثبات الوصیه مخدوش است فکر کنم که این موضوع هم جای آن نباشد که درباره ی اعتبار کتاب اثبات الوصیه سخن بگویم.

اولا کتاب اثبات الوصیه معتبر است و اگر می خواهید می توانید در تاپیک دیگری پیرامون اعتبار آن صحبت کنیم

ثانیا در اغلب نقل های تاریخی سند معتبر برای آن یافت نمی شود مگر مطالبی که تواتر دارند و یا موارد خاص بنا بر این ما در موضوعات فقهی معمولا به سند اهمیت می دهیم و در موارد تاریخی با شواهد و قرائن به اعتبار آن پی می بریم یعنی اگر بنده درخواست سند برای مطالب شما داشته باشم نمی توانید اکثر آن را ثابت کنید.

عصران;688035 نوشت:
علاوه بر آنکه داشتن کنیز حتما این معنی را نمی دهد که آن کنیز در نکاح مالک خود بوده است مانند سمیه اولین بانوی شهید اسلام که با اینکه کنیز بود ولی خودش شوهر ( یاسر) داشت.

اصل بر این است که ملک یمین بر صاحب خود حلال است حتی اگر کنیز با مرد دیگری با اجازه مولی ازدواج کند هر وقت صاحب کنیز اراده کند بر ان مردی که ازدواج کرده واجب است همسر خود را طلاق دهد پس صرف وجود احتمال چیزی را ثابت نمی کند مضافا بر اینکه ادله خارجی بر این مورد داریم که قبلا ذکر شد.

عصران;688035 نوشت:
یک نکته دیگر به صورت عمومی درباره ی ازدواج امامان آنکه به گفته علما کنیز در عصر حاضر موضوعیت ندارد بنابراین شما نمی توانید تعدد کنیزان امامان را به صورت مطلق برای مسئله تعدد زوجات استفاده کنید.

اتفاقا از ادله ای که اهمیت تعدد زوجات و ازدواج موقت را در این دوره پررنگ تر می کند همین موضوعیت نداشتن کنیز است که در ان زمان راه های ارضای نیاز جنسی محدود به ازدواج دائم و موقت نبود بلکه شامل ملک یمین نیز بود اما اکنون که کنیز موضوعیت خود را از دست داده ازدواج موقت و تعدد زوجات چه بسا اهمیت بیشتری پیدا نماید.

ثانیا اینکه اکثر ائمه که شرایط مناسبی برای تعدد زوجات داشته اند به این کار اقدام نموده اند برای جواز و بلکه رجحان آن در صورت توانایی و عدالت کفایت می کند و نیازی به مطالب دیگری نیست.

عصران;688035 نوشت:
امام علی : مَن أكثَرَ المَناكِحَ غَشِيَتْهُ الفَضائحُ.( عیون الحکم و المواعظ لیثی ص 464 و غررالحکم ص 658)

شما سند مرسل آوردی که معلوم نیست نویسنده قرن شش چطور این روایت را امام علی روایت نموده است بعد از شش قرن و در هیچ یک از کتب قبلی هم نیامده!!!!!
اما بنده روايت صحيح مي آورم بر خلاف روایت شما بر استحباب کثرت مناکح
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع يَقُولُ‏ ثَلَاثٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْعِطْرُ وَ أَخْذُ الشَّعْرِ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ.
علامه مجلسی سند حدیث را صحیح می داند و هم چنین بهبودی (مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏20، ص: 5)
محمر بن خلاد مي گويد شنيدم حضرت رضا(ع) مي فرمود: سه چيز از سنت پيامبران است: عطر زدن، زدودن موهاي زائد بدن و كثرت طروقه». طروقه دو معنا دارد یکی آمیزش و دیگری هسران
یعنی از انجا که غالب 124000 پیامبر کثره الطروقه شیوه آنها بوده،سنت انها شناخته می شود.

[/][/]

[="Black"][="3"]

عصران;688053 نوشت:
از میان پیامبرانی که در قرآن نام آنها آمده است:

سلام مجدد

وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا ﴿النساء: ١٦٤﴾
و پیامبرانی که سرگذشت آنها را پیش از این، برای تو باز گفته‌ایم؛ و پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان نکرده‌ایم

در قران نه تنها داستان تمام انبیا ذکر نشده بلکه حتی تمام زندگی یک پیامبر هم از همه جهات توضح داده نشده که دلایل ان عبارتند از

کتاب تاریخی نبودن قرآن
قرآن یک کتاب تاریخی نیست. قرآن کتابی نیست که بخواهد زندگی همه انبیا را که در حقیقت تاریخ طول زندگی انسان است بیان کند و تعداد کتب آن شاید نزدیک به یک کتاب‌خانه کوچک باشد که با برنامه کتاب آسمانی مناسب نمی‌باشد.

برای عدم تکرار
تاریخ انبیا اکثرش تکراری است و اهل فن معتقدند اکثر تاریخ گذشتگان تکرار مکررات است و می‌دانیم که تکرار بدون دلیل با فصاحت در کلام منافات دارد؛ لذا قرآن از مجموع تاریخ انبیا بخش مهم علمی و تاریخی آن و عوامل عبرت‌ آمیز آن‌ها را که در زندگی این پیامبران لازم بود شناخته شود، نقل کرده است و از ذکر موارد دیگر مثلا تعداد همسران و فرزندان که جنبه هدایت ندارد و در سنت به انها بعضا اشاره شده چشم پوشی کرده

دلیل دیگر مجهول بودن اکثر نام انبیا برای عرب‌های آن زمان است. انبیایی که تاریخ آن‌ها نقل شده است، برای اعراب آن روز نوعاً شناخته شده بودند؛ ولی انبیای دیگر برایشان ناشناس بودند؛ همین عامل عدم آشنایی، سبب خدشه‌دار شدن وحی بود که باعث انکار وحی می‌شد؛ بدین‌سان که مردم بگویند از کسانی سخن می‌گوید که کسی آن را نشنیده است. به همین دلیل به‌طور سربسته بدان‌ها اشاره شده است و عموما به اطلاعاتی که انها داشته اند بسنده نموده یعنی اگر اعراب اعتقادی بر این داشته اند که فلان نبی دو همسر داشته و برای آنها شناخته شده بوده قرآن از همان فقط داستان انهم برای هدایت نه تاریخ نگاری نقل کرده.

عصران;688053 نوشت:
حضرت ابراهیم فقط یک زن آزاد به عنوان همسر ( حضرت ساره) داشتند و حضرت هاجر کنیز بودند. البته به فرمان خدا حضرت هاجر و فرزندش را در بیابان برهوت به امان خدا رها کردند. و البته بعدا بهشان سر زدند.

حداقل سه همسر برای ابراهیم ذکر شده

- تعدد زوجات سيدنا إبراهيم عليه السلام:
كان لسيدنا إبراهيم عليه السلام ثلاث زوجات حسبما ورد في التوراة والإنجيل:
أ- السيدة/ هاجر (كتاب الخلق: 16/ 4) وهى أم سيدنا إسماعيل عليه السلام.
ب- السيدة/ سارة (الخلق: 18/ 15) وهى أم سيدنا إسحاق عليه السلام.
جـ- السيدة قثورة (الخلق: 25/ 10) وكان لها ستة بنين وهذه أسماؤهم:
زمران، يقان، مدان، مديان، أسباق، سنوخ.

عصران;688053 نوشت:
حضرت یعقوب تعدد زوجات داشتند

ایشان هم چهار همسر داشتند

2- تعدد زوجات سيدنا يعقوب عليه السلام:
كان له أربع زوجات (الخلق: 29/ 23- 29) وأسماؤهن كما يلي:
أ- لياه (الخلق: 29/ 23) وهى أم سمون، لاوى، يهوده، أشكار وزبون.
ب- زلفة: وهى أم ابنين وهما: جد وآثر.
جـ- راخيل: ولها ابنان: سيدنا يوسف عليه السلام وبنيامين.
د- بلهمة: وهى أم دان (ونفتاى) .

عصران;688053 نوشت:
حضرت موسی فقط یک همسر داشتند: حضرت صفورا دختر حضرت شعیب

ایشان هم چهار همسر داشتند

3- تعدد زوجات سيدنا موسى عليه السلام:
تزوج سيدنا موسى عليه السلام بأربع نساء (كتاب الخروج: 2/ 31) وأسماؤهن كما يلي:
أ- سفورة وهى أم جيسون والعيزر.
ب- جبشيه.
جـ- بنت قيني (قاضيون 16/1) .
د- بنت حباب (قاضيون 4/ 16) .

عصران;688053 نوشت:
حضرت عیسی و حضرت یحیی هم که اصلا همسر نداشتند.

جواز تعدد زوجات در کلام حضرت عیسی :

فقد ورد قول سيدنا عيسى عليه السلام في إنجيل متى باب 25 حينما أخبر عن بعثته أنه عليه السلام أخبر عن عشر أبكار. "تزوجت خمس منهن بعريس واحد وذهبن إلى بيتهن، أما الخمس الأخريات فتخلفن ولم يفتح لهن الباب".
وهذه الجملة الواحدة تدل بكل وضوح على أن سيدنا عيسى عليه السلام كان يجيز تعدد الزوجات. فقد أول بعض القسيسين هذه الجملة قائلين أن المسيح قد تكلم بأسلوب تمثيلي. نعم: ولو كان كذلك: الحق أنه لا يمكن لنبي أن يقول شيئاً بأسلوب تمثيلي عن أمر ما إلا إذا كان ذلك الأمر مرغوباً لديه.

حضرت سليمان و داود را هم فراموش کردید بگویید

عصران;688053 نوشت:
حضرت نوح که نهصد و پنجاه سال پیامبری کرد در برخی اخبار آمده که دو همسر داشتند ولی با توجه به آیه ی 10 سوره تحریم (( ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأه نوح)) داشتن یک همسر صحیح تر به نظر می رسد.

در این آیه تصریحی بر تک همسر بودن نوح نیست مثل همان آیات اول این سوره که توبیخ عایشه و حفصه می باشد اما دال بر این مطلب نیست که پیامبر دو همسر داشته اند این ایه نیز که توبیخ زن نوح است دال بر این مطلب نیست که ایشان یک همسر داشته اند بلکه در نقل ها چیز دیگری امده و از برخى روایات استفاده مى شود كه نوح دو همسر داشت به نام «عمورة» و «رابعا» كه «رابعا» و فرزندش «كنعان» به حضرت نوح ایمان نیاوردند و سوار بر كشتى نشدند و هلاك گشتند.همسر دیگر او «عموره» با فرزندانش « سام » و « حام » و « یافث » به نوح ایمان داشتند و سوار بر كشتى شدند و نجات یافتند.

بنده احتمالا دو سه روزی نتوانم به این سایت سر بزنم اگر جوابی بر این مطلب دادید بعدا جواب شما را خواهم داد.[/][/]

[="Black"][="3"]

و طاها;688028 نوشت:
چرا که اگر تعدد زوجات معصومین مربوط به کنیزان باشد و رضایت زن آزاد شرط باشد ، کلی در تحلیل مسئله و چرایی آن، توفیر دارد.

سلام.
نفس نکاح با کنیز مکروه است و ائمه چنین ازدواجی نداشتند وَأَن تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿النساء: ٢٥﴾ (خودداری از ازدواج با کنیزان برای شما بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است.) مگر اینکه زنی کنیز باشد و بعد آزاد شود و آنگاه مثل زن آزاد می توان با او ازدواج نمود که در اینصورت دیگر ازدواج با کنیز نخواهد بود که این حکم مربوط به ازدواج با کنیز دیگری با اجازه مولی است اما مالک کنیز با وی ازدواج نمی کند بلکه به صرف تملک، کنیز بر وی حلال بوده و مالک کنیز می تواند از وی تمتع ببرد و نیازی به اجازه همسر و مانند آن ندارد و کراهتی هم در این وجود ندارد بلکه ظاهرا استحباب هم داشته باشد مطابق عروه.

اما در مورد رضایت خیر چنین چیزی مطرح نیست روایت صحیح السند و معتبری وارد شده است که حتی ما می بینیم که در بیت امام معصوم(ع) نیز این مسأله مخالف همسر وجود داشته است که امام معصوم(ع) نیز با این مسأله برخورد کرده اند. به روایت زیر که از کتاب شریف تهذیب الأحکام از کتب اربعه شیعه است توجه بفرمائید:

«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فُسْطَاطَهُ‏ وَ هُوَ یُکَلِّمُ امْرَأَةً فَأَبْطَأْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِیلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَکَانَ الَّذِی أَحْبَطَ اللَّهُ فِیهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ کُنْتُ أَرَدْتُ الْإِحْرَامَ فَقُلْتُ ضَعُوا لِیَ الْمَاءَ فِی الْخِبَاءِ فَذَهَبَتِ الْجَارِیَةُ بِالْمَاءِ فَوَضَعَتْهُ فَاسْتَخْفَفْتُهَا فَأَصَبْتُ مِنْهَا فَقُلْتُ اغْسِلِی رَأْسَکِ وَ امْسَحِیهِ مَسْحاً شَدِیداً لَا تَعْلَمُ بِهِ مَوْلَاتُکِ فَإِذَا أَرَدْتِ الْإِحْرَامَ فَاغْسِلِی جَسَدَکِ وَ لَا تَغْسِلِی رَأْسَکِ فَتَسْتَرِیبَ مَوْلَاتُکِ فَدَخَلَتْ فُسْطَاطَ مَوْلَاتِهَا فَذَهَبَتْ تَتَنَاوَلُ شَیْئاً فَمَسَّتْ مَوْلَاتُهَا رَأْسَهَا فَإِذَا لُزُوجَةُ الْمَاءِ فَحَلَقَتْ رَأْسَهَا وَ ضَرَبَتْهَا فَقُلْتُ لَهَا هَذَا الْمَکَانُ الَّذِی أَحْبَطَ اللَّهُ فِیهِ حَجَّکِ.
تهذیب الأحکام ج1 ص134

ترجمه: محمد بن مسلم میگوید: خدمت امام صادق علیه‌السلام در خیمه‌اش وارد شدم در حالی که او با زنی صحبت می‌کرد. کمی این و آن پا کردم. پس امام گفت: نزدیک بیا. این ام‌اسماعیل است (همسر ایشان) و من یقین دارم که این مکان، مکانی است که خدا حج اول او را تباه کرد!قصد احرام (برای حج) را داشتم و گفتم که برایم در آن خیمه آب قرار دهید و کنیز آب را برد و آنجا گذاشت. با آن کنیز بودم ..... و سپس به او گفتم که سرت را بشوی و خوب خشک کن که خانم (ام‌اسماعیل) متوجه نشود و زمانی که قصد احرام داشتی، بدنت را بشوی و سرت را نشوی، که خانم به تو شک نکند. (توضیح: در غسل برخلاف وضوء، موالات لازم نیست و می‌توان بخشی را شست و شستن بخشی دیگر را با تاخیر انجام داد) آن کنیز (پس از شستن سر و خشک کردن آن) داخل خیمه خانم شد تا چیزی بردارد. خانم سر او را لمس کرد و آب به دستش چسبید!! پس سرش را تراشید و بر آن کوبید، پس به او گفتم که این مکانی است که خدا در آن حج تو را تباه کرد.»

البته از این حدیث 2 نکته را می توان برداشت کرد که قابل توجه است: نکته ی اول اینکه امام(ع) از همان ابتدا نمی خواستند حساسیت زائی بکنند و توجه همسر اولشان به این مسأله جلب شود که این نکته می تواند قابل توجه باشد. اما نکته ی بعد آنکه بعد از آنکه همسر امام(ع) متوجه این امر شد و سر کنیز را تراشید؛ امام(ع) نیز با قاطعیت با او برخورد کردند.

پس از همین روایت صحیح می فهمیم که با توجه به عدم رضایت همسر امام به ارتباط امام با کنیز ،امام به این عدم رضایت توجهی نکرد اما از آنطرف هم سعی بر ایجاد حساسیت ننمود و می خواست به طریقی این رابطه مخفی باشد که بعدا آشکار شد و همسر امام با آن کنیز برخورد کرد و امام نیز همسرش را به دلیل برخورد با کنیز مواخذه نمود.[/][/]

guest;688062 نوشت:
یعنی چی ؟

چون تو گناه نیوفتیم باید حتما چن تا زن داشته باشیم؟

من کاملا با حرف های اینجوری و کوبنده مخالفم


سلام:Gol:

ما در هیچ کجای مباحث نگفتیم برای اینکه به گناه نیفتیم حتماً باید چند زن داشته باشیم بلکه گفتیم شارع مقدس حکم حکیمانه تعدد زوجات را برای مردان تشریع کرده که اگر در شرایطی که توضیح آن بارها گذشت، قرار گرفت برای رفع نیاز و ضرورتی که پیش آمده به حرام نیفتد بلکه با ازدواج مجدد نیاز خود را مرتفع سازد.

مخالفت من و شما با حکم الهی وجهی ندارد بلکه اگر انسان از فطرت و سرشت پاک و الهیش فاصله نگرفته باشد نه تنها با اصل این حکم الهی مخالفت نمی کند بلکه برای سلامت روح فرد و جامعه در جهت فرهنگ سازی این سنت الهی تلاش خواهد کرد. بعبارتی انسان اگر تحت تربیت صحیح دینی قرار گرفته، مکتبی بار بیاید از همه احکام الهی از جمله این حکم مترقی استقبال کرده و این امر را جدای از سبک زندگی دینی نمی داند.

موفق باشید ...:Gol:

رحمت;688174 نوشت:

سلام.
نفس نکاح با کنیز مکروه است و ائمه چنین ازدواجی نداشتند وَأَن تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿النساء: ٢٥﴾ (خودداری از ازدواج با کنیزان برای شما بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است.) مگر اینکه زنی کنیز باشد و بعد آزاد شود و آنگاه مثل زن آزاد می توان با او ازدواج نمود که در اینصورت دیگر ازدواج با کنیز نخواهد بود که این حکم مربوط به ازدواج با کنیز دیگری با اجازه مولی است اما مالک کنیز با وی ازدواج نمی کند بلکه به صرف تملک، کنیز بر وی حلال بوده و مالک کنیز می تواند از وی تمتع ببرد و نیازی به اجازه همسر و مانند آن ندارد و کراهتی هم در این وجود ندارد بلکه ظاهرا استحباب هم داشته باشد مطابق عروه.

اما در مورد رضایت خیر چنین چیزی مطرح نیست روایت صحیح السند و معتبری وارد شده است که حتی ما می بینیم که در بیت امام معصوم(ع) نیز این مسأله مخالف همسر وجود داشته است که امام معصوم(ع) نیز با این مسأله برخورد کرده اند. به روایت زیر که از کتاب شریف تهذیب الأحکام از کتب اربعه شیعه است توجه بفرمائید:

«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فُسْطَاطَهُ‏ وَ هُوَ یُکَلِّمُ امْرَأَةً فَأَبْطَأْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِیلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَکَانَ الَّذِی أَحْبَطَ اللَّهُ فِیهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ کُنْتُ أَرَدْتُ الْإِحْرَامَ فَقُلْتُ ضَعُوا لِیَ الْمَاءَ فِی الْخِبَاءِ فَذَهَبَتِ الْجَارِیَةُ بِالْمَاءِ فَوَضَعَتْهُ فَاسْتَخْفَفْتُهَا فَأَصَبْتُ مِنْهَا فَقُلْتُ اغْسِلِی رَأْسَکِ وَ امْسَحِیهِ مَسْحاً شَدِیداً لَا تَعْلَمُ بِهِ مَوْلَاتُکِ فَإِذَا أَرَدْتِ الْإِحْرَامَ فَاغْسِلِی جَسَدَکِ وَ لَا تَغْسِلِی رَأْسَکِ فَتَسْتَرِیبَ مَوْلَاتُکِ فَدَخَلَتْ فُسْطَاطَ مَوْلَاتِهَا فَذَهَبَتْ تَتَنَاوَلُ شَیْئاً فَمَسَّتْ مَوْلَاتُهَا رَأْسَهَا فَإِذَا لُزُوجَةُ الْمَاءِ فَحَلَقَتْ رَأْسَهَا وَ ضَرَبَتْهَا فَقُلْتُ لَهَا هَذَا الْمَکَانُ الَّذِی أَحْبَطَ اللَّهُ فِیهِ حَجَّکِ.
تهذیب الأحکام ج1 ص134

ترجمه: محمد بن مسلم میگوید: خدمت امام صادق علیه‌السلام در خیمه‌اش وارد شدم در حالی که او با زنی صحبت می‌کرد. کمی این و آن پا کردم. پس امام گفت: نزدیک بیا. این ام‌اسماعیل است (همسر ایشان) و من یقین دارم که این مکان، مکانی است که خدا حج اول او را تباه کرد!قصد احرام (برای حج) را داشتم و گفتم که برایم در آن خیمه آب قرار دهید و کنیز آب را برد و آنجا گذاشت. با آن کنیز بودم ..... و سپس به او گفتم که سرت را بشوی و خوب خشک کن که خانم (ام‌اسماعیل) متوجه نشود و زمانی که قصد احرام داشتی، بدنت را بشوی و سرت را نشوی، که خانم به تو شک نکند. (توضیح: در غسل برخلاف وضوء، موالات لازم نیست و می‌توان بخشی را شست و شستن بخشی دیگر را با تاخیر انجام داد) آن کنیز (پس از شستن سر و خشک کردن آن) داخل خیمه خانم شد تا چیزی بردارد. خانم سر او را لمس کرد و آب به دستش چسبید!! پس سرش را تراشید و بر آن کوبید، پس به او گفتم که این مکانی است که خدا در آن حج تو را تباه کرد.»

البته از این حدیث 2 نکته را می توان برداشت کرد که قابل توجه است: نکته ی اول اینکه امام(ع) از همان ابتدا نمی خواستند حساسیت زائی بکنند و توجه همسر اولشان به این مسأله جلب شود که این نکته می تواند قابل توجه باشد. اما نکته ی بعد آنکه بعد از آنکه همسر امام(ع) متوجه این امر شد و سر کنیز را تراشید؛ امام(ع) نیز با قاطعیت با او برخورد کردند.

پس از همین روایت صحیح می فهمیم که با توجه به عدم رضایت همسر امام به ارتباط امام با کنیز ،امام به این عدم رضایت توجهی نکرد اما از آنطرف هم سعی بر ایجاد حساسیت ننمود و می خواست به طریقی این رابطه مخفی باشد که بعدا آشکار شد و همسر امام با آن کنیز برخورد کرد و امام نیز همسرش را به دلیل برخورد با کنیز مواخذه نمود.

سلام و عرض ادب

و سپاس فراوان برای راهنمایی و پست های ارزشمند شما.

واقعیتش چیزی در ذهنم از گذشته مانده بود که به ذهن آمد. گویی زن آزاد در موردی اولویت داشت شاید در تعیین مهر بوده و مسئله زیر سوال رفتن شان زن آزاد و ... به هر حال در حد خاطرات ذهنی بود.

باز هم سپاس

[="Arial"]

رحمت;688174 نوشت:

سلام.
نفس نکاح با کنیز مکروه است و ائمه چنین ازدواجی نداشتند وَأَن تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿النساء: ٢٥﴾ (خودداری از ازدواج با کنیزان برای شما بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است.) مگر اینکه زنی کنیز باشد و بعد آزاد شود و آنگاه مثل زن آزاد می توان با او ازدواج نمود که در اینصورت دیگر ازدواج با کنیز نخواهد بود که این حکم مربوط به ازدواج با کنیز دیگری با اجازه مولی است اما مالک کنیز با وی ازدواج نمی کند بلکه به صرف تملک، کنیز بر وی حلال بوده و مالک کنیز می تواند از وی تمتع ببرد و نیازی به اجازه همسر و مانند آن ندارد و کراهتی هم در این وجود ندارد بلکه ظاهرا استحباب هم داشته باشد مطابق عروه.

اما در مورد رضایت خیر چنین چیزی مطرح نیست روایت صحیح السند و معتبری وارد شده است که حتی ما می بینیم که در بیت امام معصوم(ع) نیز این مسأله مخالف همسر وجود داشته است که امام معصوم(ع) نیز با این مسأله برخورد کرده اند. به روایت زیر که از کتاب شریف تهذیب الأحکام از کتب اربعه شیعه است توجه بفرمائید:

«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فُسْطَاطَهُ‏ وَ هُوَ یُکَلِّمُ امْرَأَةً فَأَبْطَأْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِیلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَکَانَ الَّذِی أَحْبَطَ اللَّهُ فِیهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ کُنْتُ أَرَدْتُ الْإِحْرَامَ فَقُلْتُ ضَعُوا لِیَ الْمَاءَ فِی الْخِبَاءِ فَذَهَبَتِ الْجَارِیَةُ بِالْمَاءِ فَوَضَعَتْهُ فَاسْتَخْفَفْتُهَا فَأَصَبْتُ مِنْهَا فَقُلْتُ اغْسِلِی رَأْسَکِ وَ امْسَحِیهِ مَسْحاً شَدِیداً لَا تَعْلَمُ بِهِ مَوْلَاتُکِ فَإِذَا أَرَدْتِ الْإِحْرَامَ فَاغْسِلِی جَسَدَکِ وَ لَا تَغْسِلِی رَأْسَکِ فَتَسْتَرِیبَ مَوْلَاتُکِ فَدَخَلَتْ فُسْطَاطَ مَوْلَاتِهَا فَذَهَبَتْ تَتَنَاوَلُ شَیْئاً فَمَسَّتْ مَوْلَاتُهَا رَأْسَهَا فَإِذَا لُزُوجَةُ الْمَاءِ فَحَلَقَتْ رَأْسَهَا وَ ضَرَبَتْهَا فَقُلْتُ لَهَا هَذَا الْمَکَانُ الَّذِی أَحْبَطَ اللَّهُ فِیهِ حَجَّکِ.
تهذیب الأحکام ج1 ص134

ترجمه: محمد بن مسلم میگوید: خدمت امام صادق علیه‌السلام در خیمه‌اش وارد شدم در حالی که او با زنی صحبت می‌کرد. کمی این و آن پا کردم. پس امام گفت: نزدیک بیا. این ام‌اسماعیل است (همسر ایشان) و من یقین دارم که این مکان، مکانی است که خدا حج اول او را تباه کرد!قصد احرام (برای حج) را داشتم و گفتم که برایم در آن خیمه آب قرار دهید و کنیز آب را برد و آنجا گذاشت. با آن کنیز بودم ..... و سپس به او گفتم که سرت را بشوی و خوب خشک کن که خانم (ام‌اسماعیل) متوجه نشود و زمانی که قصد احرام داشتی، بدنت را بشوی و سرت را نشوی، که خانم به تو شک نکند. (توضیح: در غسل برخلاف وضوء، موالات لازم نیست و می‌توان بخشی را شست و شستن بخشی دیگر را با تاخیر انجام داد) آن کنیز (پس از شستن سر و خشک کردن آن) داخل خیمه خانم شد تا چیزی بردارد. خانم سر او را لمس کرد و آب به دستش چسبید!! پس سرش را تراشید و بر آن کوبید، پس به او گفتم که این مکانی است که خدا در آن حج تو را تباه کرد.»

البته از این حدیث 2 نکته را می توان برداشت کرد که قابل توجه است: نکته ی اول اینکه امام(ع) از همان ابتدا نمی خواستند حساسیت زائی بکنند و توجه همسر اولشان به این مسأله جلب شود که این نکته می تواند قابل توجه باشد. اما نکته ی بعد آنکه بعد از آنکه همسر امام(ع) متوجه این امر شد و سر کنیز را تراشید؛ امام(ع) نیز با قاطعیت با او برخورد کردند.

پس از همین روایت صحیح می فهمیم که با توجه به عدم رضایت همسر امام به ارتباط امام با کنیز ،امام به این عدم رضایت توجهی نکرد اما از آنطرف هم سعی بر ایجاد حساسیت ننمود و می خواست به طریقی این رابطه مخفی باشد که بعدا آشکار شد و همسر امام با آن کنیز برخورد کرد و امام نیز همسرش را به دلیل برخورد با کنیز مواخذه نمود.

من 10 بار خوندم این مطلب یعنی واقعا امام با کنیز ازدواج کرده؟بعدشم زنشم خبر نداشته؟
:Moteajeb!:

مشکور;688414 نوشت:

سلام:Gol:

ما در هیچ کجای مباحث نگفتیم برای اینکه به گناه نیفتیم حتماً باید چند زن داشته باشیم بلکه گفتیم شارع مقدس حکم حکیمانه تعدد زوجات را برای مردان تشریع کرده که اگر در شرایطی که توضیح آن بارها گذشت، قرار گرفت برای رفع نیاز و ضرورتی که پیش آمده به حرام نیفتد بلکه با ازدواج مجدد نیاز خود را مرتفع سازد.

مخالفت من و شما با حکم الهی وجهی ندارد بلکه اگر انسان از فطرت و سرشت پاک و الهیش فاصله نگرفته باشد نه تنها با اصل این حکم الهی مخالفت نمی کند بلکه برای سلامت روح فرد و جامعه در جهت فرهنگ سازی این سنت الهی تلاش خواهد کرد. بعبارتی انسان اگر تحت تربیت صحیح دینی قرار گرفته، مکتبی بار بیاید از همه احکام الهی از جمله این حکم مترقی استقبال کرده و این امر را جدای از سبک زندگی دینی نمی داند.

موفق باشید ...:Gol:

بله خدا گفته اما خدای بزرگ هیچوقت نگفته این وسط همه چی قاطی پاتی شه این حکم شاید بعضی وقتا حتی جایز هم نباشه نمیشه به این محکمی گفتش فرهنگ سازی نشده و این حرف ها .دیگه بیشتر باید روی این موضوع فرهنگ سازی شه که هوای نفس تا کجااااااااااااا[/]

guest;688432 نوشت:
بله خدا گفته اما خدای بزرگ هیچوقت نگفته این وسط همه چی قاطی پاتی شه این حکم شاید بعضی وقتا حتی جایز هم نباشه نمیشه به این محکمی گفتش فرهنگ سازی نشده و این حرف ها .دیگه بیشتر باید روی این موضوع فرهنگ سازی شه که هوای نفس تا کجااااااااااااا

سلام علیکم:Gol:

اگر این حکم در جای خودش بنا به ضرورت و برای رفع نیاز فرد و جامعه عملی شود نه تنها چیزی بهم ریخته نمی شود بلکه عین حق و عدالت است. بله مسأله تعدد زوجات در اصل بنا به حکم اولیه مستحب است اما در شرایطی بنا به حکم ثانویه ممکن است واجب، مکروه و یا حتی حرام شود که مصادیق آن بیان شد.

حقیقتاً در شرایط و وضعیت حال جهان (که بیانش گذشت) تلاش برای فرهنگ سازی این حکم یک ضرورت است و هر کس در این مسیر کوتاهی کرده و یا با آن مخالفت کند قطعاً مسئول بوده و باید عندالله پاسخگو باشد.

بله مهمتر از مسأله تعدد زوجات که امری مستحب بوده و باید در وضعیت کنونی فرهنگ سازی شود تلاش و اهتمام همگان در جهت فرهنگ سازی امر خودسازی و مجاهدت نفس است که امری واجب و حیاتی است. اگر این مهم در همه رگه های حیاتی جامعه احیاء شود بدون شک، حساسیت ناصواب و نامطلوبی که در برابر غالب ارزشها و احکام الهی از جمله حکم تعدد زوجات، در جوامع اسلامی دیده می شود برطرف خواهد شد.

موفق باشید ...:Gol:

واقعا تعدد زوجات مستحب است ؟؟

iranimij;688594 نوشت:
واقعا تعدد زوجات مستحب است ؟؟

سلام علیکم
باتشکر از شما کاربر گرامی و محترم به خاطر حضور در گفتگو

لطفا جهت رسیدن به پاسخ سوال خود به تاپیک های زیر مراجعه بفرمایید

http://www.askdin.com/thread45331.html#post609598

http://www.askdin.com/thread45376.html#post610407

یازهرا(س)

guest;688432 نوشت:

من 10 بار خوندم این مطلب یعنی واقعا امام با کنیز ازدواج کرده؟بعدشم زنشم خبر نداشته؟
:Moteajeb!:

بله خدا گفته اما خدای بزرگ هیچوقت نگفته این وسط همه چی قاطی پاتی شه این حکم شاید بعضی وقتا حتی جایز هم نباشه نمیشه به این محکمی گفتش فرهنگ سازی نشده و این حرف ها .دیگه بیشتر باید روی این موضوع فرهنگ سازی شه که هوای نفس تا کجااااااااااااا

سلام

میخواهم یک نکته ای بگویم

در گذشته فرزند و نسل خیلی اهمیت داشته است. هم از نظر تعداد و هم از نظر کیفیت و نژاد و سلامت.

به گونه ای که حضرت امیر علیه السلام برای فرزندی چون عباس ، مشورت می گیرند که از کدام قبیله و چه خانواده ای زن بگیرند.

در قرآن هم کثرت اموال و اولاد یک فاکتور مهم ذکر شده است و در فرهنگ گذشتگان و فرهنگ دینی ( البته وقتی در مسیر درستی باشند.) ارزشمند است.

مثلا شما اگر توجه کنید چندین امام ، فرزندان کنیز هستند. گر چه آزاد شده بودند و به ازدواج امام در آمده بودند.

یا حتی نژادشان ممکن است آفریقایی باشد. اما هر زنی و رحمی شایستگی تولد یک امام را ندارد.

لذا داشتن ِ زن بیشتر به داشتنِ فرزندان بیشتر و سالمتر و متفاوت کمک می کرده است.

حتی اکنون در جامعه اگر علم پزشکی به کمک زنان نیاید ، بسیاری فرزند نمی آورند یا سقط می کنند یا عقیم هستند. ( البته در آقایان هم کم نیستند )

یا حتی برخی می گویند زنی که به صورت طبیعی بتواند فرزند بیاورد شایسته فرزند آوری بیشتر است. چون قرار بر این است نسل قوی بشود. نه یک نسل معیوب و ضعیف ...

و ....

و طاها;688654 نوشت:
در گذشته فرزند و نسل خیلی اهمیت داشته است. هم از نظر تعداد و هم از نظر کیفیت و نژاد و سلامت.

خوب ما هم که از اول همین رو می گیم تازه رسیدین به حرف ما
می گیم تعدد به هر دلیلی فرهنگ ان زمان بوده
مثل همین فرزند اوری بیشتر
نه حالا که اقا و خانم یک فرزند بیشتر نمی خواهند

**گلشن**;688685 نوشت:
خوب ما هم که از اول همین رو می گیم تازه رسیدین به حرف ما
می گیم تعدد به هر دلیلی فرهنگ ان زمان بوده
مثل همین فرزند اوری بیشتر
نه حالا که اقا و خانم یک فرزند بیشتر نمی خواهند

ما هم از اول حرف شما را نمی زدیم Lol بلکه عکس حرف شما را می زنیم. این فرهنگ کنونی اشتباه است و فرهنگ گذشتگان درست است. ( کثرت و کیفیت )

مشکور;687971 نوشت:
بر خلاف نظر شما شرایط، عامل تعیین کننده حدود و احکام شرع مقدس نبوده است بلکه احاطه و علم و حکمت مطلق خداوند نسبت به همه اقتضاءات و شرایط بوده که به تشریع این احکام انجامیده است بعبارتی شرایط و اقتضائات داخل در حدود و احکام الهی است نه اینکه حدود و احکام داخل در شرایط و اقتضائات باشد.

با سلام
جناب مشکور اگر شرایط احکام را تحت الشعاع قرار نمیدهد چرا گذر زمان باعث تغییر در حکم برده داری شده است ؟
چرا اکنون در کشور ما اجرای حکم سنگسار دیده نمیشود؟
چرا دزدان در کشور ما بجای قطع شدن انگشتان با جریمه ی نقدی و رد مال یا گذراندن مدتی در حبس به راحتی آزاد میشوند مگر حکم قطع شدن دست سارق نیز حکم اللهی نیست ؟
چرا این حکم الان تغییر کرده ولی حکم چهار همسری مردان اصلا و ابدا تغییر ناپذیر است .

مشکور;687971 نوشت:
در جامعه اسلامی نیز همین اتفاقات و رویکردهای نامبارک فرهنگ غرب بصورت مخفی و آشکار رواج یافته و زنان نیز عمدتاً یا باخبرند و یا خود را به بی خبری زده اند، و عمدتاً زنان ما یا تحت تأثیر روحیات احساسی برخورد با هوو و رقیب و یا تحت تأثیر تبلیغات مدافعان دروغین حقوق بشری فمنیست با این حکم مترقی و نجات بخش مخالفت می کنند! آیا مخالفت زنان با ازدواج مجدد و یا فرهنگ ازدواج موقت حلال مشکل است؟ آیا این مخالفت، سرپوشی دائمی بر نیاز روحی و طبیعی مردان است که از نگاه حکیمانه شارع مقدس مخفی نمانده؟ آیا این قبیل مخالفتها شیوه ای مناسب برای مصادره مردان صرفاً بنفع خویش است؟ قطعاً چنین نیست تنها سؤالی که باقی می ماند آنست که تحت تأثیر این مخالفتها در گاه نیاز و ضرورت مردان و فقدان فرهنگ و شرایط لازم برای ازدواج مجدد و یا ازدواج موقت، گناه جوانان و مردانی که برای دفع نیاز خود به دامن گناه (زنا) در همه ی اقسامش پناه می برند به عهده کیست؟

اولا همانطور که می دانید چهار همسری مختص همه ی مردان نیست که زنان بپذیرند یا نپذیرند همه ی مردان واجب الشرایط چند همسری و تعدد گردند.
ثانیاً شما خوب می دانید الان وضع تغییر یافته شاید غرب و فیمینست در پدید آمدن این جو بی تاثیر نبوده است ولی الان وضع تغییر کرده به گفته ی بنده و شما هم تغییر نخواهد یافت
تا زمانی که چندهمسری باعث احساس خفت و خورای در زنان گردد مخالفت و مقاومت در زنان در برابر این پدیده دیده خواهد شد
ثالثا بنا به نظر برخی فقها زنان قادرند و میتوانند ضمن عقد شرط و شروطی برای زوج تعیین کنند تا در صورت ازدواج مجدد به راحتی تقاضای طلاق دهند برخی فقها نیز رضایت همسر اول را شرط دانسته اند حال حتی اگر پدیده ی چند همسری رواج پیدا کند زنانی که مقلد چنین فقهایی هستند از این حقوق برخوردارند و اینگونه نیست که هیچ مخالفتی با این حکم صورت نگیرد و همه زنان به تعدد همسر زوجشون رضایت دهند.
رابعا همانطور که قبلا هم گفتم شما و دیگر دوستان تنها و تنها دلیل فساد را عدم پذیرش تعدد زوجات مرد معرفی می کنید و مخالفت زنان با این حکم را علت اصلی فساد و فحشای می دانید به راستی اگر این چنین است چرا باید در کشوری چون عربستان که به وفور تعدد در آن دیده می شود هم فساد و فحشا وجود داشته باشد تا جاییکه به زائرین نوجوان پسرمون قصد تجاوز داشته اند مگر از نعمت صیغه و تعدد زوجات محرومند ؟
چرا شیوخ عرب با وجود داشتن کلی کنیز و همسر در همین دوران هم منشا اصلی فساد و فحشا در کشورهای عربی هستند پس این وسط تعدد زوجات چه نقشی بازی میکنه؟ آنان هر چی بر شهوتشون افزودند تشنه تر شدند
آیا در زمان حضرت علی علیه اسلام که تعدد زوجات رواج داشته هیچ فسادی وجود نداشته است ؟ اگر داشته باشد باز نظر شما رد میشود .
جناب مشکور بهتره در جامعه ریشه های فساد رو بهتر شناسایی کنید تا راه حلی هم که ارائه میدید عملی تر و کاربردی تر باشد.
رحمت;687857 نوشت:
بر اساس تحقيقى كه دانشمندان محقق نموده اند و ما از بررسى كتابهاى بسيار (مانند مجلدات بحار الانوار و كتاب ارشاد مفيد و ...) به دست آورده ايم ، ازدواجهاى امامان (ع ) در آمار زير خلاصه مى شود:
1 امام على (ع )
1. فاطمه زهرا (س) : همسر اول ایشان . تا زمانی که آن حضرت درقیدحیات بودند امیر المؤمنین (ع) با زن دیگری ازدواج نکردند به دلایلی که در این تاپیک دوستان ذکر کردند
2ـامامه: خواهر زاده حضرت فاطمه زهرا (س) بود و علی (ع) بر حسب وصیت زهرا (س) با ایشان ازدواج کرد.
3ـ خوله
4ـام البنین : مادر حضرت ابوالفضل (ع).
5 ـاسماء بنت عمیس
6 ـلیلا : دختر مسعود بن خالد.
7ـام سعید
8 ـمخبأة
9ـ ام حبیب
2 امام حسن مجتبى (ع )
1- جعده بنت اشعث.
2- ام عبد الله
3- مادر حضرت قاسم (ع) که کنیز بوده است.
4- عایشه الخثعمیه
5- خوله الفزاریه
6- ام کلثوم : دختر فضل بن عباس
7- ام اسحاق : دختر طلحة بن عبدالله تمیمی
8- ام بشیر : دختر ابی مسعود انصاری.
9- هند : دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
10- زنی از دختران عمرو ابن أهیم المنقوی
11- زنی از دختران زراره
12- زنی از طایفه ثقیف که فرزندی بنام عمر بدنیا آورد.
13- زنی از طایفه بنی شیبان از آل همام.

3 امام حسين (ع )، پنج زن داشت
1ـ لیلی : دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، مادر حضرت علی اکبر، شهید کربلا،
2ـ شهر‌بانو(شاه زنان) : دختر کسری یزدگرد سوم، پادشاه ایران، مادر امام سجاد(ع)،
3ـ رباب : دختر امریء القیس بن عدی، مادر حضرت سکینه و عبدالله رضیع،
4ـ ام اسحاق : دختر طلحه بن عبدالله، مادر فاطمه بنت الحسین.
5- قضاعه: که از او فرزندی به نام جعفر داشت.

4 امام سجاد (ع ) يك زن آزاد، و شش كنيز داشت=مجموعا هفت زن

5 امام باقر (ع ) دو زن آزاد و دو كنيز داشت =مجموعا چهار زن

6 امام صادق (ع ) يك زن آزاد و چند كنيز داشت=مجموعا ؟ زن
از تعداد کنیز های حضرت در منابع تاریخی چیزی ذکر نشده اما وجود تعدادی کنیز مسلم است

7 امام كاظم (ع ) شش همسر داشت كه همه كنيز بودند

8 امام رضا (ع ) يك همسر آزاد به نام خيزران (مادر امام جواد ) داشت ، و يك كنيز به نام سبیکه، و مدتى ام حبيبه دختر ماءمون همسر او بود.=مجموعا سه زن

9 امام جواد (ع ) يك همسر داشت به نام سمانه مادر امام هادى (ع )، و نيز همسر ديگرش ام الفضل دختر ماءمون بود.=مجموعا دو زن

10 امام هادى (ع ) يك همسر داشت به نام سليل و اطلاعات دیگری در دست نیست.

11 امام حسن عسكرى (ع ) يك همسر داشت به نام نرجس مادر حضرت قائم (عج) طبق برخی از نقل ها که اختلاف هم موجود است البته در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت.
(مسعودی، إثبات الوصیة، ص۲۶۶، به نقل از: پاکتچی، «حسن عسکری(ع)، امام»، ص ۶۱۸)


با سلام
یعنی حافظه ی تاریخی و نقلی 1400 سال پیش آنقدر قوی است که تعداد زنان و کنیزان امامان رو به این درستی بسنجد ولی در بیان دقیق تاریخ ولادت و سن تنها دختر پیامبرمان می لنگند؟
هنوز تاریخ دقیق وفات پیامبرمان را نمی دانیم ولی خوب تعداد زنانشان را می شمارید
هنوز شک دارند ام الکثوم کربلا کیست ولی از تعداد پشت پرده نشین های امامان اطلاعات درست ارائه داده اند؟
یعنی هیچ جای تاریخ ثبت نشده همسر امامی کنیز داشته باشد برای کمک در کارهای منزل همچون فاطمه زهرا تمامی این کنیزان تحت تملک و اختیار امامان بوده اند آن هم برای تمتع جنسی !!!!
اگر اینگونه است چرا کنیزان حضرت فاطمه را جزء همسران و کنیزان حضرت علی اسم نمی برید ؟
یعنی اگر کنیز دختربچه ایی هم در منزل امامان وجود داشته آن هم به این زنان اضافه کرده اید ؟
عجبا مثل اینکه برای ما و گذشتگانمان هیچ چیزی مهمتر از شمردن تعداد زنان وجود نداشته که حافظه تاریخیمون هم فقط در این زمینه قوی بوده و است

**گلشن**;688685 نوشت:
خوب ما هم که از اول همین رو می گیم تازه رسیدین به حرف ما
می گیم تعدد به هر دلیلی فرهنگ ان زمان بوده
مثل همین فرزند اوری بیشتر
نه حالا که اقا و خانم یک فرزند بیشتر نمی خواهند

سلام مجدد:Gol:

یکی از ضرورتهایی که در زمانه کنونی، توجه و پرداختن به راهکارهای افزایش جمعیت؛ از جمله مسأله تعدد زوجات را روشن می سازد مشکل جمعیت است. در وضعیت کنونی این مشکل بقدری حاد شده که باید همه خانواده ها و خصوصاً جوانان بطور ویژه به آن توجه کنند. اینکه مردان و زنان ما در این خصوص چگونه می اندیشند و برای راحتی و آسایش خود تنها به یک فرزند فکر می کنند نمی تواند ملاک درستی باشد این نگاه سطحی، احساسی و غیرعالمانه به مسأله جمعیت کشور که متأسفانه به وضعیت قرمز رسیده شبیه همان نگاه احساسی، منفعت جویانه و غیرعالمانه به مسأله تعدد زوجات و بسیاری فاکتورهای دیگر است که مورد اشاره قرار گرفت.

مقام معظم رهبری امام خامنه ای (مدظله العالی) علاوه بر مطرح کردن مسئله اصلاح روند جمعیتی کشور در دیدارهای مردمی، بر توجه فوق العاده و اقدامات فوری کارشناسان امر تاکید نموده‌اند و در اقدامی لازم و مناسب سیاستهای کلی جمعیت را نیز ابلاغ نمودند. ایشان سال ۹۱ در اجتماع مردم بجنورد می‌فرمایند: «یکی از خطاهائی که خود ما کردیم -بنده خودم هم در این خطا سهیمم- این مسئله تحدید نسل از اواسط دهه ۷۰ به این طرف باید متوقف میشد. البته اوّلی که سیاست تحدید نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، لیکن از اواسط دهه ۷۰ باید متوقف میشد. این را متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولین کشور در این اشتباه سهیمند، خود بنده‌ی حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد.» (۱۹ / ۷ / ۱۳۹۱)

در جای دیگر ایشان در دیدار با مسئولان نظام تأکید می‌کنند: «جمعیت کشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بکنم؛ من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم، می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری که میخواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!» (۱۶ / ۵ / ۱۳۹۰)

اکثر قریب به اتفاق کارشناسان حوزه جمعیت، نیز با این دیدگاه موافقند که بررسی این موضوع از حوصله این بحث خارج است و می تواند در تایپیک مستقلی مورد کنکاش قرار گیرد.

در نتیجه، برای رفع بحران جمعیتی کشور باید همه افراد و تمام ظرفیتهای جامعه، همگام و همسو در مسیر رشد و کثرت کمی و کیفی جمعیت قرار گیرد که یکی از راهکارها در این میدان می تواند توجه به حکم الهی تعدد زوجات باشد.

موفق باشید ...:Gol:

مشکور;688795 نوشت:
در جای دیگر ایشان در دیدار با مسئولان نظام تأکید می‌کنند: «جمعیت کشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بکنم؛ من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم، می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری که میخواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!»

سلام
جناب مشکور ما الان هفتاد میلیون جمعیت داریم بنا بر اعلام رسمی اخبار صدا و سیمای کشور خودمون ( شبکه سه ) با نهایت تاسف 5میلیون خانوار ( خانوار نه فرد ) داریم که هیچ یک از اعضای خانواده شان شاغل نیستند ! این یعنی فاجعه برای جامعه جز این فاجعه ی دیگه ایی سراغ دارید.
الان فرض بگیرید صدو پنجاه میلیون جمعیت داشته باشیم این نرخ سر به فلک خواهد کشید
افزایش جمعیت با تعدد زوجات امکان پذیر نخواهد بود راهکار باید عملی و درست و منطقی باشه
مردمی که در سیر کردن شکم یک طفل مانده اند آن هم با یک زن، چگونه سراغ زن دیگه یا بهتره بگم نون خور دیگه خواهند رفت؟
جناب مشکور همین الان هم هستند خانواده هایی که از یک زن و یک مرد تشکیل شده اند نه یک مرد و چند زن و اتفاقا تمایل هم دارند بچه دار بشن آن هم زیاد ولی از خرج و مخارجشش میترسند نه از چیز دیگه ای.
همین الان خیلی از جوانها ( به اضافه برادر خودم ) معطل اند شرایطشون مستعد شه و بتونن ازدواج کنن با این اوضاع حتی سراغ یک زن هم نرفتن چه برسد به چندین زن !!!! مطمئن باشید اگر همین جوانهای مجردمون ازدواج میکردند نیازی نبود برای افزایش جمعیت دست به دامن تعدد زوجات ( راهکاری نشدنی ) بشیم تا این راهکار جواب دهد که نمیدهد ( زن امروز ترجیح میدهد مجرد بماند ولی زیر بار تعدد زوجات نرود ) میشد با اجرای راهکارهای منطقی خیلی زودتر جمعیتمون رو افزایش بدیم.

شما بسیار بیشتر از من در این جامعه حضور دارید و به مشکلات واقفید واقعا جز رفع نیاز جنسی مشکل دیگری در جامعه وجود ندارد ؟
ریشه ی بیکاری، کاهش جمعیت، بدبختی مردمی، فقر و ضعف عقایدشون فقط عدم اجرا شدن تعدد زوجات بود؟

امیدوارم سرکار یارب این پست رو حذف نکنند خیلی تمایل دارم جواب شما رو ببینم.

شبـنم;688892 نوشت:
سلام
جناب مشکور ما الان هفتاد میلیون جمعیت داریم بنا بر اعلام رسمی اخبار صدا و سیمای کشور خودمون ( شبکه سه ) با نهایت تاسف 15 میلیون خانوار داریم که هیچ یک از اعضای خانواده شان شاغل نیستند ! این یعنی فاجعه برای جامعه جز این فاجعه ی دیگه ایی سراغ دارید.
الان فرض بگیرید صدو پنجاه میلیون جمعیت داشته باشیم این نرخ سر به فلک خواهد کشید
افزایش جمعیت با تعدد زوجات امکان پذیر نخواهد بود راهکار باید عملی و درست و منطقی باشه
مردمی که در سیر کردن شکم یک طفل مانده اند آن هم با یک زن، چگونه سراغ زن دیگه یا بهتره بگم نون خور دیگه خواهند رفت؟
جناب مشکور همین الان هم هستند خانواده هایی که از یک زن و یک مرد تشکیل شده اند نه یک مرد و چند زن و اتفاقا تمایل هم دارند بچه دار بشن آن هم زیاد ولی از خرج و مخارجشش میترسند نه از چیز دیگه ای.
همین الان خیلی از جوانها ( به اضافه برادر خودم ) معطل اند شرایطشون مستعد شه و بتونن ازدواج کنن با این اوضاع حتی سراغ یک زن هم نرفتن چه برسد به چندین زن !!!! مطمئن باشید اگر همین جوانهای مجردمون ازدواج میکردند نیازی نبود برای افزایش جمعیت دست به دامن تعدد زوجات ( راهکاری نشدنی ) بشیم تا این راهکار جواب دهد که نمیدهد ( زن امروز ترجیح میدهد مجرد بماند ولی زیر بار تعدد زوجات نرود ) میشد با اجرای راهکارهای منطقی خیلی زودتر جمعیتمون رو افزایش بدیم.

شما بسیار بیشتر از من در این جامعه حضور دارید و به مشکلات واقفید واقعا جز رفع نیاز جنسی مشکل دیگری در جامعه وجود ندارد ؟
ریشه ی بیکاری، کاهش جمعیت، بدبختی مردمی، فقر و ضعف عقایدشون فقط عدم اجرا شدن تعدد زوجات بود؟

امیدوارم سرکار یارب این پست رو حذف نکنند خیلی تمایل دارم جواب شما رو ببینم.

شما که اینقدر به صلاح جامعه آگاهی داری چرا پیامبر نشدی؟

شبـنم;688892 نوشت:
سلام
جناب مشکور ما الان هفتاد میلیون جمعیت داریم بنا بر اعلام رسمی اخبار صدا و سیمای کشور خودمون ( شبکه سه ) با نهایت تاسف 5میلیون خانوار ( خانوار نه فرد ) داریم که هیچ یک از اعضای خانواده شان شاغل نیستند ! این یعنی فاجعه برای جامعه جز این فاجعه ی دیگه ایی سراغ دارید.
الان فرض بگیرید صدو پنجاه میلیون جمعیت داشته باشیم این نرخ سر به فلک خواهد کشید
افزایش جمعیت با تعدد زوجات امکان پذیر نخواهد بود راهکار باید عملی و درست و منطقی باشه
مردمی که در سیر کردن شکم یک طفل مانده اند آن هم با یک زن، چگونه سراغ زن دیگه یا بهتره بگم نون خور دیگه خواهند رفت؟
جناب مشکور همین الان هم هستند خانواده هایی که از یک زن و یک مرد تشکیل شده اند نه یک مرد و چند زن و اتفاقا تمایل هم دارند بچه دار بشن آن هم زیاد ولی از خرج و مخارجشش میترسند نه از چیز دیگه ای.
همین الان خیلی از جوانها ( به اضافه برادر خودم ) معطل اند شرایطشون مستعد شه و بتونن ازدواج کنن با این اوضاع حتی سراغ یک زن هم نرفتن چه برسد به چندین زن !!!! مطمئن باشید اگر همین جوانهای مجردمون ازدواج میکردند نیازی نبود برای افزایش جمعیت دست به دامن تعدد زوجات ( راهکاری نشدنی ) بشیم تا این راهکار جواب دهد که نمیدهد ( زن امروز ترجیح میدهد مجرد بماند ولی زیر بار تعدد زوجات نرود ) میشد با اجرای راهکارهای منطقی خیلی زودتر جمعیتمون رو افزایش بدیم.

شما بسیار بیشتر از من در این جامعه حضور دارید و به مشکلات واقفید واقعا جز رفع نیاز جنسی مشکل دیگری در جامعه وجود ندارد ؟
ریشه ی بیکاری، کاهش جمعیت، بدبختی مردمی، فقر و ضعف عقایدشون فقط عدم اجرا شدن تعدد زوجات بود؟

امیدوارم سرکار یارب این پست رو حذف نکنند خیلی تمایل دارم جواب شما رو ببینم.


سلام و تشکر:Gol:

مشکلاتی که با این سطح جمعیتی وجود دارد عوامل مختلفی دارد که از آن جمله عدم مدیریت درست منابع است وگرنه همانطور که در تحلیل رهبر معظم انقلاب و نظرات کارشناسان وجود دارد کشور ما بدلیل وفور منابع و فرصتها اقتضاء برخورداری جمعیت بیشتری را دارد. که این موضوع، بحث مستقلی می طلبد و در این تایپیک مجال بحث در جزییات این مقوله نیست.

مسأله مشکل اشتغال و ازدواج که مورد اشاره قرار گرفت نیز تابع عوامل مختلفی است و از آن جمله تصرف اکثر فرصت های شغلی توسط خانمهاست و به همین دلیل بسیاری از مردان ما بیکار و مترصد کار هستند و به همین دلیل توانایی و انگیزه ای برای ازدواج ندارند اگر بجای استفاده افراطی از نیروی کار زن،(مخالف کار زنان نیستیم بلکه باید حضور زنان در بسیاری مشاغل یک ضرورت است) فرصت های شغلی در اختیار مردان قرار داده شود بسیاری از مشکلات جامعه به تبع آن مرتفع می شود. بررسی تخصصی و جزئی تر این موضوع نیز تایپیک مستقلی می طلبد.

خواهر بزرگوار!

ما گفتیم بر طرف کردن مشکلات و معضلات جامعه و از آن جمله مسأله جمعیت، تابع عوامل متعددی است و از آن جمله توجه به حکم تعدد زوجات می تواند بعنوان یک راهکار باشد، لطفاً سخن ما را تحریف نکنید در کدام پست و یادداشت، ما تنها راه رفع مشکلات کشور و مسأله جمعیت را در توجه صرف به تعدد زوجات مستند کردیم؟

موفق باشید ...:Gol:

شبـنم;688892 نوشت:
امیدوارم سرکار یارب این پست رو حذف نکنند خیلی تمایل دارم جواب شما رو ببینم.

خواهر خوب و بزرگوارم
درمورد تعدد زوجات و خوب یا بد بودنش و غیره در تاپیکهای مختلف مفصلا بحث شده است، بحث برروی اصل این موضوع(تعدد زوجات) تاپیک را به حاشیه میبرد
در این تاپیک موضوع سر اینکه تعدد زوجات خوب است یا نه، نیست!!
پس بهتر است اگر در مورد اصل تعدد زوجات همچنان شبهه دارید درتاپیکهایی که در این خصوص است ادامه دهید در غیر اینصورت بنده حقیر مجبور میشوم پست ها را حذف نمایم

از اینکه در به نتیجه رسیدن تاپیک همکاری بفرمایید سپاسگزارم

یازهرا(س)

شبـنم;688892 نوشت:
سلام
جناب مشکور ما الان هفتاد میلیون جمعیت داریم بنا بر اعلام رسمی اخبار صدا و سیمای کشور خودمون ( شبکه سه ) با نهایت تاسف 5میلیون خانوار ( خانوار نه فرد ) داریم که هیچ یک از اعضای خانواده شان شاغل نیستند ! این یعنی فاجعه برای جامعه جز این فاجعه ی دیگه ایی سراغ دارید.
الان فرض بگیرید صدو پنجاه میلیون جمعیت داشته باشیم این نرخ سر به فلک خواهد کشید
افزایش جمعیت با تعدد زوجات امکان پذیر نخواهد بود راهکار باید عملی و درست و منطقی باشه
مردمی که در سیر کردن شکم یک طفل مانده اند آن هم با یک زن، چگونه سراغ زن دیگه یا بهتره بگم نون خور دیگه خواهند رفت؟
جناب مشکور همین الان هم هستند خانواده هایی که از یک زن و یک مرد تشکیل شده اند نه یک مرد و چند زن و اتفاقا تمایل هم دارند بچه دار بشن آن هم زیاد ولی از خرج و مخارجشش میترسند نه از چیز دیگه ای.
همین الان خیلی از جوانها ( به اضافه برادر خودم ) معطل اند شرایطشون مستعد شه و بتونن ازدواج کنن با این اوضاع حتی سراغ یک زن هم نرفتن چه برسد به چندین زن !!!! مطمئن باشید اگر همین جوانهای مجردمون ازدواج میکردند نیازی نبود برای افزایش جمعیت دست به دامن تعدد زوجات ( راهکاری نشدنی ) بشیم تا این راهکار جواب دهد که نمیدهد ( زن امروز ترجیح میدهد مجرد بماند ولی زیر بار تعدد زوجات نرود ) میشد با اجرای راهکارهای منطقی خیلی زودتر جمعیتمون رو افزایش بدیم.

شما بسیار بیشتر از من در این جامعه حضور دارید و به مشکلات واقفید واقعا جز رفع نیاز جنسی مشکل دیگری در جامعه وجود ندارد ؟
ریشه ی بیکاری، کاهش جمعیت، بدبختی مردمی، فقر و ضعف عقایدشون فقط عدم اجرا شدن تعدد زوجات بود؟

امیدوارم سرکار یارب این پست رو حذف نکنند خیلی تمایل دارم جواب شما رو ببینم.

سلام

بخش اول :

برای کثرت و کیفیت جمعیت، تعدد زوجات امر پسندیده ای است.

و برای تعدد زوجات، برداشتن موانع اقتصادی و فرهنگی امری پسندیده است.

چرا در این دنیا زحمت می کشیم و دوست داریم در رفاه اقتصادی باشیم ؟ تنها برای لذت بردن دنیوی ؟

یا برای انجام اعمال صالحه ؟ مثلا فرزند آوری و انسان پروری ؟

بخش دوم :

برای کثرت و کیفیت جمیعت، تعدد زوجات امری پسندیده است.
اما هر کسی قدرت اقتصادی آن را ندارد.

پس هر کس قدرت و توانش را دارد می تواند در این امر خیر شرکت کند Smile

بخش سوم :

مگه نونشون و شما میدی ؟
این کلام باورمندان به رزاق بودن خداوند است.

بخش چهارم :

فرزندی که با نون خشک بزرگ شود اما سایه پدر و مادری برای تربیت داشته باشد پیش خداوند عزیز تر است
از فرزندانی که با نون کره و مربا و زیر سایه پدرو مادر بزرگ و تربیت می شوند.

چرا ؟ چون عمل صالح و صالح تر یعنی همین. حالا شما بگویید اینها حماقت است Smile

بخش پنجم :

این حق ثروتمندان جامعه است که از اموالشان برای فرزند آوری و تعدد زوجات بهره ببرند. حال ممکن است کسی بگوید چرا این پول را به فقیران نمی دهد ؟

بله اگر کار حرامی باشد بله. مثلا
الان اگر شما بتوانید نان و ماست بخورید ولی نخورید و مثلا بروید چلو مرغ بخورید و در نتیجه، همسایه ی شما یا یک ایرانی، غذایش نان خشک بشود به جای نان و ماست. ایا کار حرامی انجام داده اید ؟
آیا تا زمانی که فردی از شما فقیر تر است یا تا زمانی که فرد فقیری در جامعه است، غذای شما باید به کمتر و ارزان تر تقلیل یابد و الا حرامی مرتکب شده اید ؟

بخش ششم :

فعلا امر پسندیده ای است حالا شرایطش مهیا شود اتفاق می افتد.

و طاها;688055 نوشت:
منظور شما این است که تعدد زوجات ( همسر آزاد) به خودی خود استحباب ندارد ؟ یا سنت پیامبران و ائمه نبوده است ؟

سلام

من از مطالبی که آوردم نتیجه گیری ای نکردم و برداشت از آنها آزاد است.
اما تاریخ زندگی امامان نشان می دهد که در اوایل دوران که نظام قبیله ای قوی تر بود امامان تعدد زوجات زن آزاد داشتند ولی با گذشت زمان که نظام قبیله ای آن زمان ضعیف تر می شود تعدد زن آزادشان کم شده و تعدد کنیز پیدا می کنند و بعد از گذشت زمان بیشتر در عصر امامان پایانی حتی تعدد کنیزشان نیز کم می شود.( البته نمی گویم این تنها دلیل است)

از نظر من به طور کلی بیشتر زندگی امامان و پیامبران برای الگوبرداری است ولی بعضی از قسمتهای زندگیشان برای عبرت و پند گرفتن است و قابل الگوبرداری نیست.
مثلا داستان حضرت یونس در قرآن که وظیفه پیامبریشان را رها کردند و رفتند برای عبرت است و قابلیت الگوبرداری ندارد.
یا مثال دقیقترش ازدواج امام حسن با جعده است که امام علی یک دختری را برای امام حسن درنظر گرفته بود ولی اشعث بن قیس که از منافقین بود آن دختر را برای پسر خودش گرفت و دختر خودش جعده ی ملعون را به امام حسن انداخت و امام حسن هم قبول کرد.مسلما ما نمی توانیم الگوبرداری کنیم و هر دختری که به ما انداختند را قبول کنیم زیرا امام حسن مجتبی هم با آن عظمتش سر این جریان به شهادت رسید دیگر ما که جای خود داریم. بنابراین بخشی از زندگی معصومین هم برای پند گرفتن است.

[SPOILER]بلاذری درباره نقش منافقانه اشعث در این ازدواج می‌نویسد: امام علی(ع) دختر سعید بن قیس به نام «ام عمران» را برای فرزندش حسن(ع) خواستگاری کرد. سعید با برادرش اشعث به مشورت پرداخت و جریان را به او گفت. اشعث از روی نیرنگ به سعید گفت: پس بهتر نیست او را به پسر من محمد که پسر عمویش هست بدهی؟ بدین طریق، اشعث در مشورت خیانت کرد و سپس دختر خودش جعده را برای ازدواج امام حسن(ع) پیشنهاد داد (انساب الاشراف، ج ۳، ص۱۴ و ۱۵.) [/SPOILER]

برخی مواقع هم نه برای عبرت است و نه برای الگو گرفتن. مثلا حضرت محمد حکم جانب خدا داشتند که می توانستند با بیش از چهار زن دایم ازدواج کنند واین به خودی خود نه برای عبرت است و نه برای الگو ( بیش از چهار زن برای دیگر مسلمانان حرام است.)

رحمت;687857 نوشت:
5 امام باقر (ع ) دو زن آزاد و دو كنيز داشت =مجموعا چهار زن

سلام

امام باقر هم یکی از زنان آزادشان ( ام حکیم) را طلاق دادند بنابراین فقط یک زن آزاد یعنی مادر امام صادق برایشان می ماند . پس امام باقر هم وارد لیست من می شود.

این هم روایتش:

متن عربی : أبوعلي الاشعري ، عن محمد بن عبدالجبار ، عن صفوان ، عن بريد عن مالك بن أعين ، قال : دخلت على أبي جعفر ، وعليه ملحفة حمراء شديدة الحمرة ، فتبسمت حين دخلت فقال : كأني أعلم لم ضحكت ، ضحكت من هذا الثوب الذي هو علي إن الثقفية أكرهتني عليه وأنا احبها فأكرهتني على لبسها
ثم قال : إنا لا نصلي في هذا ، ولا تصلوا في المشبع المضرج قال : ثم دخلت عليه وقد طلقها ، وقال : سمعتها تبرأ من علي فلم يسعني أن أمسكها وهي تبرأ منه . ( بحار الانوار ج 46 ص292 و نفس المصدر ج6 ص 447)

ترجمه: يكي از همسران آن حضرت، ام حكيم دختر اسيد بن مغيره ثقفي بود، (ترجمه از این قسمت است) مالك بن اعين مي گويد: روزي به محضر امام باقر عليه السلام رفتم و ديدم لباس زيبا و رنگين بر تن دارد، خنديدم فرمود: «مي دانم براي چه خنديدي، به خاطر اين لباسي كه پوشيده ام خنديدي، ولي حقيقت اين است كه همسرم (ام حكيم) آن را خواست، چون او را دوست دارم، آن لباس را كه دلخواه او بود پوشيدم.»

پس از مدتي به محضر امام باقر عليه السلام رفتم، باخبر شدم كه امام همان همسر محبوبش را طلاق داده است، علت پرسيدم، فرمود: «شنيدم او از علي عليه السلام اظهار بيزاري كرد، نتوانستم تحمل كنم و نگهداري او را براي خود روا ندانستم، از اين رو او را طلاق داده و از او جدا شدم.»

رحمت;688143 نوشت:
اولا امام رضا تعدد زوجات داشته اند برخي از كتب مانند (ائمتنا از علي محمد علي دخيل، ج2، ص76) براي حضرت سه همسر نوشته اند

کتاب ائمتنا که چاپ اولش برای تاریخ 1378 هجری شمسی است فکر کنم نویسنده ی کتاب هم هنوز زنده باشد خود ایشان از کجا نقل کرده اند؟

رحمت;688143 نوشت:
مرحوم شيخ عباس قمی

حاج شیخ عباس قمی هم که فکر کنم در زمان احمد شاه قاجار زندگی می کردند هزار و صد سال فاصله داشتند.

رحمت;688143 نوشت:
در برخی از نقل های تاریخی به دو اسم ذکر شده اما به هر حال حداقل سه همسر ذکر شده

در کدام منبع متقدم و معتبر سه همسر آمده است می شود آدرس بدهید؟

رحمت;688143 نوشت:
حتی اگر سبیکه و سکینه و دره و ریحانه و ... را همگی یک نفر فرض کنیم با این حال دو نفر دیگر به عنوان همسر هستند که مجموعا سه نفر می شوند.

من که بالاخره نفهمیدم چگونه سه همسر را نتیجه گیری کردید.

رحمت;688143 نوشت:
ثانیا در مورد تعداد فرزندان ایشان پرسیدید

کجا از فرزندان امام رضا سوال کرده بودم؟ فرزندان امام هم هر چند تا باشند سه همسر را برای امام رضا ثابت نمی کنند.

رحمت;688143 نوشت:
در در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا علیه السلام اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع ، حسن، جعفر، ابراهیم ، حسین، عایشه . سبط بن جوزی در تذکرة الخواص ، پسران حضرت ر اچهار تن ، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید براین است، که امام هشتم علیه السلام فرزندی جز امام محمد جواد علیه السلام نبوده است و ابن شهر آشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند اما به هر حال اختلاف وجود دارد.

در اختلافات تاریخی ما نظر مشهور را می پذیریم و بعد آیا علمای قدیم اختلاف نداشتند و یکدفعه ابن جوزی از قرن هفتم آمد و اختلاف ایجاد کرد. در تذکره الخواص هم سخن از زن دیگری نیامده است.

رحمت;688143 نوشت:
ثالثا امام رضا مدتی که در ایران بود به اجبار در ایران حضور داشتند

هجرت امام رضا از مدینه در سال 200 هجری بود(عیون اخبار الرضا، ج2، ص473؛) و شهادتشان هم در سال 203 هجری بود مجموعا سه سال بیشتر اقامت اجباری نداشتند.

رحمت;688143 نوشت:
و به اجبار با ام حبیبه ازدواج کردند

ازدواج اجباری با ام حبیبه هم در سال 202 هجری بوده است ( تاریخ طبری ج 7 ص 149) سال بعدش هم که شهید شدند .امام رضا یک سال بیشتر تعدد زوجات نداشتند!!!

رحمت;688143 نوشت:
و طبعا اختيار ازدواج هم نداشتند

ولی این پایین که چیز دیگری گفتید:

رحمت;688143 نوشت:
که این منافق ملعون پایبند بوده و مخالفت ظاهری با حکم خدا نمی کرده

رحمت;688143 نوشت:
این نقل تاریخی ىر كشف الغمه هم آمده که یکی از دختران مامون به اسم ام الفضل كه لعنت خدا بر او باد که در عقد امام جواد بود به پدرش نامه می نویسد که
أن أم الفضل كتبت‏ إلى أبيها من المدينة تشكو أبا جعفر و تقول إنه يتسرى علي و يغيرني‏ فكتب إليها المأمون يا بنية إنا لم نزوجك أبا جعفر لنحرم‏ عليه حلالا فلا تعاودي لذكر ما ذكرت بعدها.

امام جواد کنیز های متعددی بر سر من می آورد (با آنها ارتباط دارد) و من را غیرتی می کند پس مامون لعنت الله علیه جواب می دهد که ای دخترم من تو را به عقد او در نیاوردم که حلال خدا را بر او حرام کنم پس دیگری در این باره با من صحبت نکن!

علامه اربلی برای قرن هفتم است البته این روایت را که جستجو کردم در ارشاد مفید و مناقب ابن شهر آشوب هم بود. ( فقط جهت یادآوری گفتم) روایت را به صورت کامل خودم می آورم و بررسیش می کنیم.

وقد روى الناس:( خب سند حدیث که معلوم شد حرف مردم! است محترمانه اش این می شود که راوی مجهول است و سند هم مرسل است) أن أم الفضل بنت المأمون كتبت إلى أبيها من المدينة تشكو أبا جعفر عليه السلام وتقول: إنه يتسرى علي ويغيرني، فكتب إليها المأمون: يا بنية، إنا لم نزوجك أبا جعفر لتحرمي عليه حلالا، فلا تعاودي لذكر ما ذكرت بعدها .

سند که ندارد و معلوم نیست که چگونه مردم مکاتبه خصوصی مامون با دخترش ( !!!) را فهمیدند. البته ما قبول می کنیم ولی یادتان باشد که چیزی که عوض دارد گله ندارد.

رحمت;688143 نوشت:
کنیز های متعددی بر سر من می آورد

می توانید بگویید این جمله را از کجای روایت ترجمه کردید و (( کنیزان متعدد )) را از کجای عبارت (( یتسری علی )) آوردید ؟ می تواند منظور آن ملعون همان بانو سمانه باشد و کنیز دیگری هم برای امام جواد گزارش نشده است. البته این هم صرفنظر از مناقشه ای بود که در سند روایت کردیم.

رحمت;688143 نوشت:
اولا زمانی که دو شی نقیض هم باشند اثبات یکی نفی دیگری است یعنی اگر روایاتی باشند که بگویند تعدد زوجات مستحب است که چنین روایاتی موجود است وجود اینها هم اثبات شی است و در این اثبات شی نفی نقیض آن هم موجود است یعنی نفی کراهت و حرمت اما اگر دو شی با هم ارتباطی نداشته باشند اثبات دیگری نفی ما عدا نمی کند

اثبات حکم استحباب تعدد زوجات اگر از طریق نظر مراجع باشد که باید بگویم اجماع علما هم اگر کاشف از قول معصوم یا قرآن نباشد هیچ اعتباری ندارد و اگر از طریق چند روایت باشد که قرآن و سنت بر حدیث مقدم است. پس شما نمی توانید ابتدا با روایات حکم استحباب بدهید و بعد بگویید احتمال تعدد زوجات امامان ( سنت) بیشتر است.

رحمت;688143 نوشت:
به متنی که مثلا یک همسر برای ایشان ذکر شده و همسر دیگری ذکر نشده به او گفته می شود که اول اثبات شی نفی ما عدی نمی کند اینکه یک همسر برای ایشان ثابت است همسران دیگر که اسم آنها به دست ما نرسیده را نفی نمی کند

من هم که نمی گویم که الا و بلا و صد در صد و قطعی قطعی این طور است بلکه همانگونه که گفتم ما احتمالات قوی را بر احتمالات ضعیف ترجیح می دهیم و استصحاب تاریخی می کنیم. و باز هم همانگونه که گفتم فقط اخباری که به دست ما رسیده اند برایمان حجت هستند و اخباری که به دستمان نرسیدند حجت نیستند. حتی اگر راوی یک روایت هم مجهول باشد علما سند حدیث را ضعیف ارزیابی می کنند ممکن است شما بگویید شاید آدم خوبی باشد ولی ما اطلاعاتی از او نداریم پس برای ما حجت نیست. بنابراین وقتی فقط گزارش ازدواج با یک همسر از یک امام به ما رسیده باشد ما آن را به عنوان بخشی از سنت قبول می کنیم و در عوض من هم نمی توانم بگویم که صد و پنجاه روایت درباره ی کراهت نزدیک به حرمت ازدواج مجدد وجود داشت که متاسفانه بز آنها را خورد و به دست ما نرسید!

رحمت;688143 نوشت:
شما نام آنها را پیدا نکردید دلیل بر نبود نیست.

معمولا بودن چیزی را نشان می دهند نبودن چیزی نشان دادنی نیست!

رحمت;688143 نوشت:
ایران ده هزار و پانصد مقبره از امامزادگان موجود است

اولا بسیاری از این امام زاده ها قلابی است و در برخی دوره ها مثلا قاجار کسی خواب نما می شد که اینجا امام زاده است و می آمدند مقبره می ساختند و ما شاهدیم که یک امام زاده با یک اسم دهها مقبره برایش وجود دارد.
بعد هم اینکه خیلی از امام زاده ها هم فرزند مستقیم امام نیستند بلکه نوه یا نواده امام محسوب می شوند مثل عبدالعظیم حسنی.

رحمت;688143 نوشت:
و غالب امامان ما هم عمر طولانی نکرده اند

امام جواد 25 سال و امام هادی 42 سال و امام حسن عسکری هم 28 سال عمر شریف داشتند . البته 25 و 28 سال در آن زمان برای داشتتن کنیز و تعدد زوجات سن کمی نبوده است در حالی که فقط گزارش یک همسر ( ام الفضل که ازدواجش اجباری بود و من هم آدم حسابش نکردم) برای هر امام رسیده است.
امام هادی که 42 سال داشتند را شاید بتوانید بگویید که شرایطشان سخت بوده است ولی دیگر امام رضا را چه کار می کنید که 55 سال عمر شریف داشتند و شرایطشان هم زیاد سخت نبوده است و از زمانی که در دوره امامت پدرشان به سن رشد رسیدند تا 35 سالگی که به امامت رسیدند و تا سن 52 سالگی که مدینه را ترک کردند و نزد مامون عباسی رفتند وقت داشتند تعدد زوجات بکنند پس چرا نکردند؟

رحمت;688143 نوشت:
حتی برای همان ائمه هم همسران متعددی ذکر شده که اسامی آنها را ذکر کردیم.

از امام رضا به بعد را که ما ندیدیم شما تعدد همسران را نشان بدهید و اثبات کنید. نکند منظورتان اختلاف اسامی و نامهاست که هر نام را یک شخص جداگانه تصور کردید؟!

رحمت;688143 نوشت:
اولا کتاب اثبات الوصیه معتبر است و اگر می خواهید می توانید در تاپیک دیگری پیرامون اعتبار آن صحبت کنیم

درباره ی کتاب اثبات الوصیه می توانید سه لینک پایین را ببینید اگر قانع نشدید من خدمتتان هستم:

http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%A9_%28%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%29

http://ansari.kateban.com/post/1196

http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3301/3305/15308/

رحمت;688143 نوشت:
ثانیا در اغلب نقل های تاریخی سند معتبر برای آن یافت نمی شود مگر مطالبی که تواتر دارند و یا موارد خاص بنا بر این ما در موضوعات فقهی معمولا به سند اهمیت می دهیم و در موارد تاریخی با شواهد و قرائن به اعتبار آن پی می بریم یعنی اگر بنده درخواست سند برای مطالب شما داشته باشم نمی توانید اکثر آن را ثابت کنید.

سند صحیح نمی خواهیم شما فقط از یک منبع معتبر و متقدم برای ما شاهد بیاورید. این کتاب حتی نویسنده اش هم معلوم نیست کیست. یک کتاب باید حداقلی از اعتبار را داشته باشد مثلا کتاب البدع ابوالقاسم کوفی که از غلات است و حتی انتساب کتاب هم به او معلوم نیست یا مثلا کتاب مقتل ابی مخنف چاپ اسلامیه که اینکه همان مقتل ابی مخنف اصلی باشد مورد تردید جدی است و با کتاب روضه الشهدا ملاحسین کاشفی نمی توانند مورد استناد تاریخی قرار بگیرند.

رحمت;688143 نوشت:
اولا همین مطلب را به روایت صحیح ثابت کنید (چون معمولا در نقل های تاریخی روایت صحیح کمتر یافت می شود البته چون شما دنبال سند صحیح هستید و یکی از مطالب بنده ایراد گرفتید بنده این مطلب را گفتم و گرنه بنده ممکن است همین نقل را قبول داشته باشم)

می توانید قبول نکنید تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نمی کند. من هم که روایت را دیدم حضرت بانو سمانه را از طریق اینکه پولی به یکی از اصحاب دادند و مشخصاتی از او را گفتند خریدند و آنگونه که قبلا گفتم از طریق هدیه نبوده است:
[SPOILER]سمانه زنی کنیز و از اهالی مغرب (‌حدود بین آفریقا و اندلس) بود که به همراه کاروانی به مدینه آورده شده بود. محمد بن فرج، یکی از یاران امام جواد(ع) نقل می کند: ” امام مرا طلبید و به من فرمود: کاروانی به شهر آمده که در آن کاروان برده فروشی هست که کنیزانی به همراه دارد. شصت دینار به من داد و فرمود: با این شصت دینار کنیزی را که دارای چنین و چنان اوصافی است خریداری کن. نزد برده فروش رفتم و طبق دستور امام رفتار کردم و آن کنیز را نزد امام بردم…”

[/SPOILER]

رحمت;688143 نوشت:
ثانیا همانگونه که می دانید ملاک برتری انسانها ایمان و تقوی است نه کنیز یا آزاد بودن ... پس صرف اینکه همسران ائمه کنیز هم باشند چیزی را اثبات نمی کند.

من هم نگفتم اینکه همسران امامان کنیز باشند چیز بدی است ولی خب احکام زن آزاد و کنیز با هم فرق دارند.

یک نکته دیگر هم اضافه کنم اینکه برخی از امامان به ویژه امام سجاد کارشان این بود که غلامان و کنیزان زیادی را می خریدند و آنهارا تربیت اسلامی می کردند و سپس آزاد می کردند.

رحمت;688143 نوشت:
بنا بر این با توجه به قرآن ممکن است همسران ائمه که کنیز بوده اند با توجه به حرمت و یا حداقل کراهت ازدواج با کنیز امام آنها را آزاد کرده و به عنوان زن آزاد با آنها ازدواج کنند.(مگر اینکه اصلا ازدواج را مطرح نکنیم و به عنوان ملک یمین صحبت نماییم)

بالاخره مقدماتش که از راه کنیزی بوده است.

رحمت;688143 نوشت:
اصل بر این است که ملک یمین بر صاحب خود حلال است حتی اگر کنیز با مرد دیگری با اجازه مولی ازدواج کند هر وقت صاحب کنیز اراده کند بر ان مردی که ازدواج کرده واجب است همسر خود را طلاق دهد پس صرف وجود احتمال چیزی را ثابت نمی کند مضافا بر اینکه ادله خارجی بر این مورد داریم که قبلا ذکر شد.

شیخ بحرانی ( حدائق الناظره ج24 ص 299) نظر مشهور را اینگونه معرفی می کند که در صورتی که شوهر کنیز، یکی از بردگان مولی باشد، طلاق به دست صاحب برده است و اگر شوهر کنیز، مرد آزاد یا برده ی شخص دیگری باشد، طلاق به دست شوهر کنیز است نه صاحب آن. «المفهوم من كلام الاصحاب أنه متى كان زوج الامة حرا أو مملوكا لغير سيد الامة، فإن السيد لا يتسلط على النفسخ بل الطلاق للزوج حرا كان أو عبدا، أما لو كان الزوج مملوكا للسيد، فإن للسيد التسلط على الفسخ كما تقدم مشروحا» و در تأیید آن روایت شیخ طوسی را نقل می کنند و در ادامه، بحث مفصلی طرح می کنند

مگر اینکه بگویید قول مشهور تا زمان شیخ بحرانی چنین نیست و شیخ بحرانی دروغ می گوید که این دیگر بحثی دیگر است.

فقط یک حالت می ماند و آن اینکه شوهر کنیز برده ی خود مالک کنیز باشد که یک حدیث از امام صادق می آورم که در این صورت هم طلاق به دست برده است نه مالک:

عن أبي بصير قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن الرجل يأذن لعبده أن يتزوج الحرة أو أمة قوم، الطلاق إلى السيد أو إلى العبد؟ قال: الطلاق إلى العبد.( کافی ج 11 ص 759)

حالا اگر صاحب کنیز وسوسه شد و خواست این کار را بکند چه می شود:

علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن حماد ، عن الحلبي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي رَجُلٍ زَوَّجَ أَمَتَهُ رَجُلًا ثُمَّ وَقَعَ عَلَيْهَا قَالَ يُضْرَبُ الْحَد.( من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 26)

ترجمه : امام صادق عليه السّلام در باره مردي كه كنيزش را به شوهر داده و سپس با آن كنيز نزديكي كرده بود، فرمود: او را بايد حدّ زد.


رحمت;688143 نوشت:
اتفاقا از ادله ای که اهمیت تعدد زوجات و ازدواج موقت را در این دوره پررنگ تر می کند همین موضوعیت نداشتن کنیز است که در ان زمان راه های ارضای نیاز جنسی محدود به ازدواج دائم و موقت نبود بلکه شامل ملک یمین نیز بود اما اکنون که کنیز موضوعیت خود را از دست داده ازدواج موقت و تعدد زوجات چه بسا اهمیت بیشتری پیدا نماید.

ثانیا اینکه اکثر ائمه که شرایط مناسبی برای تعدد زوجات داشته اند به این کار اقدام نموده اند برای جواز و بلکه رجحان آن در صورت توانایی و عدالت کفایت می کند و نیازی به مطالب دیگری نیست.

ما از جهت سیره و سنت این را گفتیم از آن جهت بحثش جداست و طولانی هم می شود.

رحمت;688143 نوشت:
شما سند مرسل آوردی که معلوم نیست نویسنده قرن شش چطور این روایت را امام علی روایت نموده است بعد از شش قرن و در هیچ یک از کتب قبلی هم نیامده!!!!!

مثلا الان مچ من را گرفتید من که خودم گفتم سندش مرسل است.
بعد هم قرن ششم هرچه باشد نسبت به علامه اربلی و ابن جوزی ( قرن هفتم) و شیخ عباس عباس قمی ( دوره احمدشاه قاجار) و علی محمد علی دخیل ( دوره معاصر) وضعیت بهتری دارد.
سند احادیث برای من مهم است ولی این روایت را برای کسانی آوردم که اعتقاد دارند روایات اخلاقی نیازی به بررسی سندی ندارند.

رحمت;688143 نوشت:
اما بنده روايت صحيح مي آورم بر خلاف روایت شما بر استحباب کثرت مناکح
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع يَقُولُ‏ ثَلَاثٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْعِطْرُ وَ أَخْذُ الشَّعْرِ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ.
علامه مجلسی سند حدیث را صحیح می داند و هم چنین بهبودی (مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏20، ص: 5)
محمر بن خلاد مي گويد شنيدم حضرت رضا(ع) مي فرمود: سه چيز از سنت پيامبران است: عطر زدن، زدودن موهاي زائد بدن و كثرت طروقه». طروقه دو معنا دارد یکی آمیزش و دیگری هسران

همانطور که خودتان گفتید طروقه دو معنا دارد پس باید یکی از معانیش را طرد کنید هر دو تا معنی با هم که نمی شود.

اصلا من برای شما آیه ی قرآن می آورم :

زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ {آل عمران/14}

دوست داشتن شهوانی زنان متاع زندگی دنیا ( =پست) است .
دنیا هم از ریشه دنائت می آید به معنای پستی است.

یک حدیث هم به عنوان اشانتیون می آورم:

وعن أبيه، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن على بن معبد، عن عبد الله بن القاسم، عن عبد الله بن سنان، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال : أوّل ما عُصي الله تعالى بست خصال: حب الدنيا، وحب الرياسة، وحب النوم، وحبّ النساء، وحبّ الطعام، وحب الراحة. ( کافی ج3 ص 711)

ترجمه : امام صادق (ع) فرمودند: نخستین چیزی که با آن عصیان و نافرمانی خدا شد شش چیز بود: دنیاپرستی، حب ریاست، علاقه به غذا(شکم‏پرستی)، محبت زنان، پرخوابی و علاقه به راحتی و تن‏پروری‏».

توجه داشته باشید که (( نساء)) جمع است و مفرد نیست.

رحمت;688143 نوشت:
یعنی از انجا که غالب 124000 پیامبر کثره الطروقه شیوه آنها بوده،سنت انها شناخته می شود.

پست مربوط به پیامبران را انشاء الله فردا جواب می دهم فعلا کار دارم نمی توانم. اگر می خواهید جواب من را بدهید صبر کنید تا اول آن را هم جواب بدهم بعد یکجا جوابم را بدهید.

خرافه ستیز;688901 نوشت:
شما که اینقدر به صلاح جامعه آگاهی داری چرا پیامبر نشدی؟

عجله نکنید پیامبر هم میشم همه چی به وقتش
پیامبر شدن من عجیبتر از مقاومتی که شما برای قایم کردن واقعیت ها میکنید نیست
در تعجبم چرا در برابر بیان واقعیت ها مقاومت میکنی
مثلا میخوای چی رو قایم کنی
دروغه این همه بیکار داریم این آمار رسمی صدا و سیمای کشور است نه بنده
کجا زندگی میکنی اطراف رو ندیدی

یارب;689096 نوشت:
خواهر خوب و بزرگوارم
درمورد تعدد زوجات و خوب یا بد بودنش و غیره در تاپیکهای مختلف مفصلا بحث شده است، بحث برروی اصل این موضوع(تعدد زوجات) تاپیک را به حاشیه میبرد
در این تاپیک موضوع سر اینکه تعدد زوجات خوب است یا نه، نیست!!
پس بهتر است اگر در مورد اصل تعدد زوجات همچنان شبهه دارید درتاپیکهایی که در این خصوص است ادامه دهید در غیر اینصورت بنده حقیر مجبور میشوم پست ها را حذف نمایم

از اینکه در به نتیجه رسیدن تاپیک همکاری بفرمایید سپاسگزارم


دوست عزیز خانم یارب بزرگوار
انتظار دارید بنده از اول تا آخر این تاپیک بپرسم چرا امامان دیگر تعدد داشته اند امام علی و پیامبر تعدد نداشته اند ؟ وگرنه تاپیک به حاشیه کشیده میشود
مطالبی که نقل میشود حول موضوع تاپیک میچرخد اینجا درباره تعدد زوجات صحبت میشود حاشیه سازی صورت نگرفته
بزرگوار شما یه نگاهی به تاپیک های دیگر بندازید از هر موضوع بی ربطی با عنوان تاپیک در آن تاپیک ها سخن گفته شده
من نمیدونم اینجا چه سخن نامربوطی گفته شده که مرتب تذکر میدید
اگر اینجور صلاح میدانید باشه منم از این به بعد در انتهای تمامی پست هایم سوال تایپک را مطرح می کنم
بعدش سخن خرافه ستیزه خیلی ربط داشت من بی ربط بود من که حداقل مفیدتر صحبت کرده بودم !!!!!!!
در ضمن بنده جواب کارشناس رو دادم

شبـنم;689155 نوشت:
دوست عزیز خانم یارب بزرگوار
انتظار دارید بنده از اول تا آخر این تاپیک بپرسم چرا امامان دیگر تعدد داشته اند امام علی و پیامبر تعدد نداشته اند ؟ وگرنه تاپیک به حاشیه کشیده میشود
مطالبی که نقل میشود حول موضوع تاپیک میچرخد اینجا درباره تعدد زوجات صحبت میشود حاشیه سازی صورت نگرفته
بزرگوار شما یه نگاهی به تاپیک های دیگر بندازید از هر موضوع بی ربطی با عنوان تاپیک در آن تاپیک ها سخن گفته شده
من نمیدونم اینجا چه سخن نامربوطی گفته شده که مرتب تذکر میدید
اگر اینجور صلاح میدانید باشه منم از این به بعد در انتهای تمامی پست هایم سوال تایپک را مطرح می کنم
بعدش سخن خرافه ستیزه خیلی ربط داشت من بی ربط بود من که حداقل مفیدتر صحبت کرده بودم !!!!!!!
در ضمن بنده جواب کارشناس رو دادم

ازشما خواهر بزرگوار به خاطر توضیحتان متشکرم:Gol:
همه پست های شما بی ارتباط به موضوع نیست،اتفاقا پستهای خوب و مرتبط با موضوع زیاد گذاشته اید که باعث به نتیجه رسیدن بهتر بحث میشود که جا دارد از شما تشکر کنم، اما جاهایی که موضوع دارد به حاشیه میرود بنده باید یا تذکر دهم یا پست را حذف نمایم زیرا اساتید بزرگورا خود را موظف به پاسخگویی میدانند و با صبر و حوصله پاسخ خواهند داد اما سوالات تکراری و مباحث خارج از تاپیک و بعضا اشکالات غیر منطقی بعضی بزگوران بحث را به جاشیه برده و حتی در خیلی جاها به کل کل کردن و بحث کردن کاربران و بسته شدن تاپیک میگردد و نهایت تاپیک بی نتیجه میماند

اما اجازه بفرمایید برای اینکه هم این موضوع برای شما روشن شود و هم برای دیگر بزرگوران بنده یکبار به صورت کلی توضیح دهم


کاربران گرامی و محترم


در هرتاپیک باید پیرامون موضوع همان تاپیک صحبت شود و صحبت های حاشیه ای باعث میشود از اصل موضوع تاپیک دور بمانیم و به نتیجه مطلوبی نرسیم
با یک مثال توضیح میدهم
شما فرض بفرمایید موضوع پیرامون سرعت ماشین است ،و یک نفر می آید میگیود میخواهیم امروز در مورد سرعت ماشین صحبت کنیم،آیا سرعت ماشین بایدکم باشد؟چرا؟زیاد باشد؟چرا؟ سرعت ماشین به چه چیزهایی بستگی دارد و غیره...
حال یک نفر بگوید من سوالی دارم!چرا ماشین رادیاتور دارد؟ به چه درد میخورد؟ ما به او میگوییم سوال خارج از بحث است!
حال این سوال پیش می آید که مگر آیاسوال این پرسشگر در مورد ماشین نیست؟ پاسخ میدهیم خب معلوم است که در مورد ماشین است،باز سوال میشود آیا مگر موضوع بحث ما هم در مورد ماشین نبود؟ میگوییم چرا بود ،! باز سوال میشود پس چرا میگویید سوال پرسشگر در مورد رادیاتور خارج از بحث است؟!!
جواب میدهیم درست است که بحث در مورد ماشین است و رادیاتور هم از اجزای ماشین است اما بحث ما درمورد سرعت ماشین است نه همه اجزای ماشین!! اگر میگفتیم هرکس هرسوالی درمورد ماشین دارد بپرسد این سوال پرسشگر در مورد رادیاتور هم موضوعیت داشت ولی وقتی بحث برروی یک موضوع خاص متمرکز میشود یعنی فقط باید درمورد آن موضوع و هرچه مرتبط با این موضوع است بحث شود نه موضوعات دیگر!

ازدواج مجدد(دائم و موقت ) نیز همین گونه است! این موضوع از مباحث پر سوال و پر حاشیه است که حرف و حدیث در آن زیاد پیش می آید ،اگر تاپیکی بود با این عنوان کلی :ازدواج مجدد و سوالات پیرامون آن ،آنجا هرسوالی در این زمینه پرسیده میشد خارج از موضوع نبود چونکه یک تاپیک کلی بود که میتواند زیر مجموعه های زیادی داشته باشد
اما اکنونم جناب علی یک شبهه را مطرح نمودند و خودشان هم در جواب شبهه یک سری پاسخها داده اند،شبهه این است:
خیلی ها وقتی ازدواج مجدد مطرح میشود برای رد این موضوع این اشکال را وارد میکنند که شما که میگوید ازدواج موقت خوب است یا مستحب است پس چرا پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) در زمان همسر اولشان هیچ زنی نداشتند؟! پس معلوم است خوب نیست
در پاسخ یک عده میگویند این حرف درست نیست زیرااگر بد بود امامان دیگر هم نباید انجام میدادند درحالی که امامان دیگر در زمان همسر اولشان چند همسری بودند درثانی همان پیامبر (ص) و امام علی (ع) نیز بعد از همسر اولشان چند همسرس شدند
باز یک عده اشکال میکنند مگر میشود معصومین (ع) ترک اولی کنند و مستحبی را انجام ندهند؟ پس اینکه دو بزرگورا در زمان همسر اولشان زن دیگری نداشتند نشان میدهد این موضوع مستحب نبوده است و غیره...

بحث اصلی این تاپیک در حال حاضر این است،حال کاربر محترم جاب علی یک سری دلیل آوردند و بیان نمودند اگر این دو بزرگوار در زمان همسر اولشان زن دیگری نداشتند به این دلایل بوده است و این موضوع خدشه ای به اصل حکم و یا مستحب بود آن و لزوم انجام آن در زمان کنونی نمیزند

اکنون نیز شما بزرگوران یا باید این دلایل سوال کننده را رد کنید،یا اثبات کنید یا دلیل جدیدی برای رد یا اثبات این موضوع یعنی ازدواج نکردن این دو بزگورا در آن زمان و ازدواج امامان دیگر بیاورید

پس الان اگر کسی فرض بیاید بگوید ازدواج مجدد باعث به هم خوردن کانون خانواده میشود چرا باید ازدواج مجدد داشت ؟ درست است که سوال در مورد ازدواج مجدد است اما خارج از بحث تاپیک است

در نتیجه بنده از همه بزرگوران تقاضا دارم که فقط پیرامون سوال به گفتگو بپردازند تا بتوانیم به یک نتیجه درست و متقن دست پیدا کنیم،
همچنین از حضور همه شما بزرگوران در گفتگو نیز سپاسگزارم،اجرکم عندالله

یازهرا(س)

علــی;684843 نوشت:
ممکن است آنان در آن زمان با وجود خدیجه و فاطمه‏ علیهما السلام نیازى به این مسئله نداشته‏ اند؛ زیرا اگر زن داراى تمام کمالات و محاسن باشد، نیاز به چندهمسرى به وجود نخواهد آمد.

علــی;684843 نوشت:
ایجاد عدالت بین آنهاست و اگر نتوان بین چند همسر عدالت برقرار نمود، باید به یک زن اکتفا کرد؛ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً. در نتیجه، ممکن است ایجاد عدالت بین شخصى مثل خدیجه و حضرت زهرا علیها السلام با سایر زنان مشکل بوده باشد

علــی;684843 نوشت:
تحمل نداشته، شدت حسادت زنانگى و بشرى آنها، نظام خانواده پیامبر و على‏ علیه السلام را مختل مى‏کرد.

علــی;684843 نوشت:
و یا احتمال داشت، همسر دوم، نتواند حرمت حضرت فاطمه علیها السّلام را نگهدارد.

علــی;684843 نوشت:
در نتیجه، نمى‏توان زن دیگرى را پیدا کرد که شرایط شراکت در زندگى با آن دو بزرگوار را داشته باشند.

این قسمت ها مورد قبول نیست ، شما نمیتونید خوب دلیل این مسئله را شرح بدید و از جمله هایی استفاده کردید که بیشتر ما را در عقیده مون ثابت نگه میداره.
آیا حسادت زنان دیگر دلیل موجهی است ؟
آیا حضرت فاطمه (س) در راه رضای خدا و دین خدا کم بی احترامی دیدند فداشون بشم
در مورد عدالت امام علی (ع) چه شکی است در هر شرایطی
آیا پیامبر از خدیجه (س) بالاتر نبودند
من نمیتونم توضیح بیشتری بدم ولی با مواردی که شما گفتید بیشتر سوال برام پیش اومد تا قانع بشم.

موضوع قفل شده است