جمع بندی چرا مسخره نکنیم؟

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مسلمان ایرانی;393119 نوشت:
یعنی عبارت "لا یسخر قوم من قوم" خاص قومهای مؤمن است؟[/

در پستهای قبلی پاسخ شما به طور واضح داده شد دستورات اخلاقی این آیات خطاب به مومنین است نه غیر مومن چرا که ایمان به خدا با مسخره کردن دیگران ناسازگار است.

سینا;393135 نوشت:
مسلمان ایرانی;393119 نوشت:
یعنی عبارت "لا یسخر قوم من قوم" خاص قومهای مؤمن است؟

در پستهای قبلی پاسخ شما به طور واضح داده شد دستورات اخلاقی این آیات خطاب به مومنین است نه غیر مومن چرا که ایمان به خدا با مسخره کردن دیگران ناسازگار است.

خطاب که بدیهی است که با مؤمنین است، منظورم کسانی بود که نباید تمسخر شوند.

این فرمایش شما که ایمان خدا با مسخره کردن دیگران، ناسازگار است[بر اساس کدام برهان؟] و اینکه آنرا یک رذیله اخلاقی می خوانید با تمثیلهای دیگری که در جهت مجاز بودن استهزاء بیان می دارید، ناسازگار است. لطفاً بفرمایید که آیا تمسخر همیشه بد است یا گاهی هم خوب است؟

سؤال مهم: به عنوان یک استاد اخلاق، نظر مکاتب اخلاقی مختلف در مورد اینکه تمسخر همیشه بد است یا نه، را بیان بفرمایید.

با تشکر

سینا;393118 نوشت:
البته واژه «قوم»، را بعضی مفسران به معنای عام یعنی زن ومرد گرفته اند وبعضی قوم را فقط به معنای مردان. اگر معنی قوم عام باشد شامل هر دو گروه باشد ، مجزّا آمدن «و لا نساء»، در واقع تأکیدی است بر این که زنان نیز چون مردان، در ارزش ها و تکالیف اخلاقی سهیم اند.ویا این که زنان بیش از مردان، در معرض ابتلا به خودبینی و استهزای دیگران می باشند.در بعضی تفاسیر نیز آمده ممکن است مجزا آمدن «و لا نساء...» در قبال «قوم من قوم»، از باب ذکر خاص بعد از عام باشد

با سلام و عرض ادب و احترام.

علت این سیاق نمی تواند این باشد که در صدر اسلام معمولاً زنان و مردان محفل مختلط نداشته اند؟ مثلاً ما امروزه در ادارات و محافل خانوادگی ممکن است شاهد تمسخر بین زن و مرد نیز باشیم. اما در آن زمان احتمالاً مردان و زنان محافل جداگانه ای داشته اند و تمسخر هم معمولاً بین گروه همجنس اتفاق می افتاده است. می توان این طور گفت؟

با تشکر. :Hedye:

مسلمان ایرانی;393185 نوشت:
خطاب که بدیهی است که با مؤمنین است، منظورم کسانی بود که نباید تمسخر شوند.

در رابطه با این موضوع به طور کامل در پستهای قبلی صحبت شد همانطور که می بینید در این آیه دو بار لفظ ایمان ومشتقات آن بکار برده شده است .در ابتدای آیه خطاب یا ایها الذین امنوا که این خطاب نشان دهنده ی این است که مخاطب این آیه، مومنان هستند پس دستور نهی تمسخر به مومنان داده شده است در ادامه با عبارت بئس لاسم الفسوق بعد الایمان روبرو می شویم که درتفسیر این بخش نیز آمده که منظور از مسخره شوندگان نیزمومنان هستندبنابراین می شود گفت این دستور نوعی دستور اخلاقی درون دینیست برای مومنان نسبت به یکدیگر.

مسلمان ایرانی;385321 نوشت:
سؤال:

1.ابتدا بفرمایید معنی دقیق تمسخر در لسان عرب و تفاوت آن با استهزاء چیست.

2.آیا احتمال اینکه گروهی از ما بهتر باشد، دلیلی محکم برای تمسخر نکردن است؟

3.آیا اگر برای ما ثابت شد که فرد یا گروهی از برتر نیست، آیا حق تمسخر پیدا خواهیم کرد؟

4.چرا قرآن به جای این فرمایش نمی فرماید که تمسخر، ستم به دیگران و پایینتر از شأن انسان است؟


سلام
نهی در اینجا به حسب انگیزه و تصور مسخره کنندگان است
یعنی چون انها با نگاه تحقیرامیزی به افراد نگاه می کنند به خود اجازه می دهند انها را مسخره کنند
لذا می فرماید از این نگاه پرهیز کن چه بسا او بهتر از تو باشد
والله الموفق

مسلمان ایرانی;393185 نوشت:

این فرمایش شما که ایمان خدا با مسخره کردن دیگران، ناسازگار است[بر اساس کدام برهان؟]
با تشکر
[=&amp]

همانطور که می دانید وصف مومن [/]به شرط وجود شرایط خاص به شخص مسلمان تعلق می گیرد چرا که بین اسلام وایمان تفاوت و وفاصله وجود دارد.در واقع خیلی از ما مسلمان هستیم اما در جرگه ی مومنین بودنمان مشکوک است چرا که انگیزه در ایمان فقط وفقط بهره ی معنویست.اسلام نیز ممکن است بدون عمل باشد اما مومن بدون عمل معنا پیدا نمی کند.به هر حال ایمان یك درجه بالاتر از اسلام است وهمانطور که گفتیم ایمان انسان موقعی معنا پیدا می کند که همراه با عمل باشد هرچقدر در عمل کوتاهی کنیم به همان میزان از ایمان دور شده ایم در رابطه با این آیه نیز خداوند مومنان را نهی از تمسخر کرده است چرا که مومن بودن با تمسخر دیگران سازگاری ندارد وهمانطور که گفتیم در باطن تمسخر چندین گناه دیگر نیز نهفته است که انسان با انجام آن لحظه به لحظه از ایمان دور می شود.
همان‌گونه كه عمل صالح با جوهر ايمان سازگار است و موجب رشد ايمان مى‌شود، در مقابل، عكس آن نيز همين‌گونه است. یعنی گناه، دشمن ایمان است.چرا که روح گناه، تبعيت از شيطان و دور شدن و روى گرداندن از خدا است. واین امر با ایمان سازگاری ندارد نه تنها برای استهزاءبلکه برای همه ی گناهان این امر صدق می کند.پشتوانه و اعتبار اخلاقیات به ایمان است.البته ایمان مراتب بسیاری دارد که هر چه گناه تکرار شود انسان به مرتبه ی پاین تر تنزل پیدا می کند.

مسلمان ایرانی;393185 نوشت:
و اینکه آنرا یک رذیله اخلاقی می خوانید با تمثیلهای دیگری که در جهت مجاز بودن استهزاء بیان می دارید، ناسازگار است. لطفاً بفرمایید که آیا تمسخر همیشه بد است یا گاهی هم خوب است با تشکر

همانطورکه گفتیم استهزاءیک رذیله ی اخلاقیست که خداوند ما را از آن نهی کرده است.در این آیه به یکی از دلایل حرمت استهزاء اشاره شده است وآن وجود ایمان است چرا که مومن به واسطه ی ایمان، حرمت پیدا می کند و بدین وسیله احترام به مومن لازم می شود منتها این مطلب به این معنا نیست که در مقابل غیر مومن می توان استهزاءکرد چرا که استهزاءامری لغو تلقی می شود وما نسبت به امور لغو وبیهوده نیز مورد نهی قرار گرفته ایم.(البته این امر یک دستور اخلاقیست نه فقهی )آنچه که به عنوان هدف برای انسان در نظر گرفته شده رسیدن به سعادت وکمال است در قرآن نیز از روش های گوناگون برای رسیدن به این امر بهره گرفته شده است.منتها در بعضی شرایط بعضی از امور باز هم به همان دلیل تامین سعادت وسلامت فردی واجتماعی بشر مورد استثنا قرار گرفته است به عنوان مثال در همین سوره ما از غیبت نهی شده ایم اما در بعضی شرایط غیبت جایز است ویا دروغ به عنوان گناه کبیره تلقی می شود اما در بعضی شرایط دروغ مصلحتی جواز پیدا کرده است لازم است بدانیم در این شرایط ، دیگر غیبت ودروغ موضوعیت ندارد واصلا عنوان غیبت ودروغ هم می توان به آنها نداد.در رابطه با تمسخر نیز با توجه به آیات دیگر قرآن می بینیم که خداوند برای اصلاح وتربیت بشر در بعضی موارد از اسلوب استهزاءبهره برده است پس می شود گفت درآن شرایط نیز استهزاء وتمسخر موضوعیت ندارد بلکه امر مهمی وجود داشته وبه همین دلیل اجازه ی چنین مطلبی داده شده است.بنابراین می شودگفت استهزاء رذیله ی اخلاقی است مگر در موارد محدود که دیگر حکم رذیله ندارد آن هم با وجود شرایط لازم .

در سوره هود آیه 38 آمده است:

و يصنع الفلك و كلما مر عليه ملا من قومه سخروا منه قال ان تسخروا منا فانا نسخر منكم كما تسخرون
نوح به ساختن كشتى پرداخت ، هر وقت دسته اى از مردمش از كنار او مى گذشتند مسخره اش مى كردند، نوح مى گفت : امروز شما ما را مسخره مى كنيد و به زودى ما نيز شما را همينطور مسخره مى كنيم .

در تفسیر المیزان جلد 10 ذیل این آیه آمده است:
در اين آيه سوالى به ذهن مى آيد، و آن اين است كه اگر سخريه عمل زشتى است چرا نوح (عليه السلام ) به كفار فرموده ما شما را مسخره مى كنيم ، و اگر بد نيست چرا آيه كفار را ملامت مى كند بر اينكه نوح را مسخره مى كردند؟ جوابش اين است كه آنچه از سخريه زشت است ابتدائى آن است و اما اگر جنبه مجازات و تلافى باشد آن هم در جائى كه فايده اى عقلائى از قبيل پيشبرد هدف و اتمام حجت بر آن مترتب شود زشت نيست و به همين جهت قرآن كريم در جاى ديگر نسبت سخريه را به خود خداى تعالى داده و فرموده : (فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب اليم ).نكته ديگرى كه در آيه مورد بحث است اين است كه با آوردن جمله (كما تسخرون ) مماثلت و به يك اندازه بودن سخريه را معتبر فرموده است .

بنابراین این آیه اشاره اي به جواز مقابله به مثل آنهم با وجود شرایط لازم دارد.

مؤمن;393250 نوشت:

با سلام و عرض ادب و احترام.

علت این سیاق نمی تواند این باشد که در صدر اسلام معمولاً زنان و مردان محفل مختلط نداشته اند؟ مثلاً ما امروزه در ادارات و محافل خانوادگی ممکن است شاهد تمسخر بین زن و مرد نیز باشیم. اما در آن زمان احتمالاً مردان و زنان محافل جداگانه ای داشته اند و تمسخر هم معمولاً بین گروه همجنس اتفاق می افتاده است. می توان این طور گفت؟

با تشکر.

:Hedye:

نکته ای که در تفاسیر در رابطه با این آیه به ان اشاره شده است اهمیت موضوعات اخلاقی ارائه شده در این سوره است بنابراین به دلیل اهمیت موضوعات اخلاقی واز جمله مسئله ی تمسخر واستهزاء ،زنان ومردان جداگانه مورد خطاب قرار گرفته اند بنابراین با نظر به این اهمیت ویژه می شود گفت چه اختلاط زن ومرد در جامعه ی ان روز وجود می داشت وچه این اختلاط وجود نمی داشت ،به دلیل اهمیت موضوع هر دو گروه مورد خطاب قرار می گرفتند.

سینا;394549 نوشت:
نوح مى گفت : امروز شما ما را مسخره مى كنيد و به زودى ما نيز شما را همينطور مسخره مى كنيم .

در تفسیر المیزان جلد 10 ذیل این آیه آمده است:
در اين آيه سوالى به ذهن مى آيد، و آن اين است كه اگر سخريه عمل زشتى است چرا نوح (عليه السلام ) به كفار فرموده ما شما را مسخره مى كنيم ، و اگر بد نيست چرا آيه كفار را ملامت مى كند بر اينكه نوح را مسخره مى كردند؟ جوابش اين است كه آنچه از سخريه زشت است ابتدائى آن است و اما اگر جنبه مجازات و تلافى باشد آن هم در جائى كه فايده اى عقلائى از قبيل پيشبرد هدف و اتمام حجت بر آن مترتب شود زشت نيست و به همين جهت قرآن كريم در جاى ديگر نسبت سخريه را به خود خداى تعالى داده و فرموده : (فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب اليم ).


با سلام.

در زمانی که کار از کار گذشته و بدکاران گرفتار شده اند چه فایده عقلایی برای تمسخر وجود دارد؟ زمان عذاب دیگر نه مجال اتمام حجت است و نه فرصت هدایت. از ظاهر چنین آیاتی به نظر می رسد در اسلام خیلی چیزها قبح ذاتی ندارند و برای مؤمنین مجازند. اما بدون اجازه خداوند یا برای منکرین گناه محسوب می شوند. این طور نیست؟

حقیقتش را بخواهید نمی دانم چرا در فرمایشات شما نوعی دوگانگی حس می کنم (البته شاید منظور شما را درست متوجه نشدم).

با تشکر.

مسلمان ایرانی;393185 نوشت:
سؤال مهم: به عنوان یک استاد اخلاق، نظر مکاتب اخلاقی مختلف در مورد اینکه تمسخر همیشه بد است یا نه، را بیان بفرمایید.

با سلام. امیدوارم این سؤالم را فراموش نکرده باشید!

موضوع قفل شده است