جمع بندی چرا مذهبیون اسلامی کلامشون فاقد شفافیت است؟

تب‌های اولیه

55 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پارسا مهر;923422 نوشت:
استاد گرامی در تائید حرف بنده همین بس که فرقه ها و مکاتب گوناگون پدید آمده...همین بس که از دل همین قرآن داعش ها بیرون آمده....

اتفاقا همین گروهی که شما نام بردید، موید عرض بنده است که برداشت های شخصی افراد را نباید به نام دین و مذهب نوشت. کجای دین این ادعای افراد مذکور را بیان می کند؟ وقتی شخص در تبیین دین از اهل دین جدا شد، از مفسران واقعی که همان اهل بیت باشند جدا شد، معلوم است که به افراط می افتد.
افراط و تفريط در هر کاري ، نه تنها انسان را به نتيجه دلخواه نمي رساند ، بلکه گاه نتيجه عکس مي دهد. امام علي(ع) منشأ افراط و تفريط را ناداني مي داند و مي فرمايد:
"لا يري الجاهل الاّ مفرطاً أو مفرّطاً؛ نادان افراط يا تفريط مي کند". (1)
براي رسيدن به اعتدال و ميانه روي بايد شناخت خود را نسبت به واقعيت هاي زندگي و تعاليم اسلامي افزايش دهيم و در همه مراحل، زندگيِ پيشوايان دين را سرمشق خود سازيم.

پی نوشت :
1. نهج البلاغه، کلمات قصار 67.

پارسا مهر;923422 نوشت:
استاد گرامی در تائید حرف بنده همین بس که فرقه ها و مکاتب گوناگون پدید آمده...همین بس که از دل همین قرآن داعش ها بیرون آمده....همین بس که هزار چهار صد سال است که شیعه و سنی سر و کل هم می زنن و هر یک نتیجه و خواست خود را از دل قرآن بیرون آورده، یکی می گوید امامت اونطوری یکی می گوید امامت اونطوره...چرا سر مباحث علمی اینگون دعوا و سر و کله زدن نیست...چرا در سر کتاب های نیوتون انیشتن و داروین هفتاد فرقه بیرون نیامده، چرا سر کتاب های روانشانی صد تا فرقه بیرون نیامده..چرا متخصصات و دانشمندان انقدر روشن و شفاف سخن می گویند...استاد گرامی مذهبیون از کودکی با قرآنی بزرگ می شوند که هزاران مفسر کتاب های تفسیری مختص خود را بیرون داده اند....یک تفسیر فلان می گوید، یک تفسیر فلان می گوید...صد ها کتاب تفسیری مختلف بیرون آمده، کتاب تفسیری در هزار سال پیش می گوید که بله منظور قرآن این بوده که خورشید دور زمین حرکت می کند، بعد مفسر امروز می گوید نه منظور قرآن این بوده که خورشید در کهکشان حرکت می کند!!!!!!!...در یک همچین جوی و در یک همچین شرایطی وقتی مذهبی با قرآن خو می گیرد رنگ و رفتار و کردار و گفتارش هم رنگ و بوی قرآن می گیرد...طوری حرف می زند که بشود ده ها تفسیر از آن بیرون آورد...طوری حرف می زند که بعد ها خیلی راحت زیرش می زنن....تا دیروز که مفسران می گفتند خورشید دور زمین حرکت می کند و باعث شب و روز می شود، چه شد امروز مفسران چیز دیگری می گویند...این است جنس و قالب قرآن...


1. اختلاف بر مسائل مسائل اعتقادی، ریشه در عواملی دارد که زمینه ساز این انحرافات شد. مثلا همین موضوع امامت را که مثال زدید نص صریح در قرآن کریم داریم و مطلب بر هیچ کس پوشیده نیست. بلکه آن چه سبب این گونه اختلافات شده، تعصبات شخصی افراد و تمایلات مادی ایشان است.

2. نمی دانم چقدر کتاب های روانشناسی و آثار همون مولفین رو که نام بردید، خوندین و مطلع هستید. اما خوبه که بدانید تا جایی که مطالعه کردم در این زمینه اختلافات زیادی هست. اگر شما اطلاع ندارید دلیل بر نبودن آن نیست. نمونه بازر آن بعد آموزشی در جهان است که در هر کشوری از سبکی و طریقی استفاده می شود.
در خصوص نظریه پردازی هایی که انجام شده از جمله جاذبه زمین و .... باید بدانید که قبل از این اندیشمندان، قرآن آنها را بیان کرده بوده است:
«اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السمَوَتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنهَا ثمَّ استَوَى عَلى الْعَرْشِ وَ سخَّرَ الشمْس وَ الْقَمَرَ كلُّ یجْرِى لاَجَلٍ مُّسمًّى یُدَبِّرُ الاَمْرَ یُفَصلُ الاَیَتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ؛[رعد/۲] خدا همان كسى است كه آسمان را - بدون ستونى كه قابل رؤیت باشد - آفرید سپس خدا همان كسى است كه آسمانها را چنانكه مى بینید بدون ستون بر پا داشت یا آنها را با ستونهاى نامرئى بر افراشت (الله الذى رفع السماوات بغیر عمد ترونها)»
در تفسیر نمونه، در تبیین آیه چنین می نویسد:
« براى جمله (بغیر عمد ترونها) دو تفسیر گفته اند: نخست اینكه همانگونه كه مى بینید آسمان ، بیستون است (گوئى در اصل چنین بوده، ترونها بغیر عمد) دیگر اینكه (ترونها)، صفت براى (عمد) بوده باشد كه معنیش چنین است، آسمانها را بدون ستونى كه مرئى باشد، برافراشته است، كه لازمه آن وجود ستونى براى آسمان است، اما ستونى نامرئى!.
و این همان است كه از امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام) در حدیث حسین بن خالد آمده است، او مى گوید از امام ابى الحسن الرضا (علیهالسلام ) پرسیدم، اینكه خداوند فرموده و السماء ذات الحبك (سوگند به آسمان كه داراى راههاست ) یعنى چه، فرمود: این آسمان راههائى به سوى زمین دارد... حسین بن خالد مى گوید عرض كردم چگونه مى تواند راه ارتباطى با زمین داشته باشد در حالى كه خداوند مى فرماید آسمانها بیستون است، امام فرمود: عجیب است، آیا خداوند نمى فرماید بدون ستونى كه قابل مشاهده باشد؟ من عرض كردم آرى، فرمود: پس ستونهائى هست و لیكن شما آنرا نمى بینید.

این آیه با توجه به حدیثى كه در تفسیر آن وارد شده است، پرده از روى یك حقیقت علمى برداشته كه در زمان نزول آیات، بر كسى آشكار نبود، چرا كه در آن زمان هیئت بطلمیوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى كرد، و طبق آن آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پیاز روى هم قرار داشتند و طبعا هیچكدام معلق و بیستون نبود، بلكه هر كدام بر دیگرى تكیه داشت، ولى حدود هزار سال بعد از نزول این آیات، علم و دانش بشر به اینجا رسید كه افلاك پوست پیازى، به كلى موهوم است و آنچه واقعیت دارد، این است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جایگاه خود، معلق و ثابتند، بى آنكه تكیه گاهى داشته باشند، و تنها چیزى كه آنها را در جاى خود ثابت میدارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه یكى ارتباط با جرم این كرات دارد و دیگرى مربوط به حركت آنهاست.
این تعادل جاذبه و دافعه به صورت یك ستون نامرئى ، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است . حدیثى كه از امیر مؤ منان على (علیهالسلام ) در این زمینه نقل شده بسیار جالب است ، طبق این حدیث امام فرمود: : این ستارگانى كه در آسمانند، شهرهائى هستند همچون شهرهاى روى زمین كه هر شهرى با شهر دیگر (هر ستاره اى با ستاره دیگر) با ستونى از نور مربوط است. آیا تعبیرى روشن تر و رساتر از ستون نامرئى یا ستونى از نور در افق ادبیات آن روز براى ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نیروى دافعه پیدا مى شد؟ (1)

با این وجود باید توجه کرد که قرآن اگر چه از سوی خدای آگاه به تمام حقایق هستی است، اما کتابی برای هدایت بشر است. و نباید نظریات و فرضیه های علمی را در آن جستجو کرد. و کسانی که سعی می کنند، با نشان دادن فرضیه های تجربی در قرآن، (به گمان خود)، جایگاه قرآن را بالاتر ببرند، در واقع قرآن را درست نشناخته اند. هنگامی که براهین مستحکم و غیر قابل نقض لزوم رجوع به قرآن را اثبات می کند چه نیازی به تکیه بر فرضیه های تجربی است؟ آیا می توانیم به وارونگی جایگاه علوم (عقلی و تجربی) در جامعه تکیه کنیم و مطالب عقلی و مسلم را با نظریات تجربی وجاهت ببخشیم؟
و از آن بالاتر وقتی قرآن با علم حضوری ما به گستردگی وجودمان و استعدادهای وسیعمان جایگاهش روشن می شود و تبعیتش واجب می گردد، نباید قرآن را تابع فرضیه های علمی کنیم تا متاعی برای کسب افتخار باشد! در حالی که باید پناهگاه اضطرار بشر به وحی باشد که هیچ بدل و جایگزینی نمی تواند بیابد.

علاوه بر این که ما نباید مطالب را با هم خلط کنیم و نظریه پردازی افراد درباره فرضیه های علمی رو به قرآن و یا حتی مفسران نسبت بدیم.

پی نوشت :
1. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۰، صفحه ۱۰۸- ۱۰۹.

پارسا مهر;923422 نوشت:
طوری حرف می زند که بشود ده ها تفسیر از آن بیرون آورد...طوری حرف می زند که بعد ها خیلی راحت زیرش می زنن....تا دیروز که مفسران می گفتند خورشید دور زمین حرکت می کند و باعث شب و روز می شود، چه شد امروز مفسران چیز دیگری می گویند...این است جنس و قالب قرآن...

این یه امر طبیعی است که وقتی جنس کلام قرآن با جنس مطالعه کنندگان قرآن متفاوت است، برداشت ها هم شخصی خواهد شد. چرا که قرآن از نور است و انسان از ماده. لذا هر برداشتی که انسان داشته باشد اگر از غیر اهل آن باشد، می تواند تغییر کند. آن چه تغییر نمی کند کلام امام معصوم است که اهل قرآن است. بقیه هر چه بگویند قابل تغییر است.
به آن چه بیان شد روشن می شود که جنس و قالب قرآن، اختلاف پذیر نیست این اظهار نظر ها و برداشت های شخصی افراد و مراجعه به غیر اهل قرآن است که زمینه ساز برداشت های نادرست از قرآن و تغییر در اندیشه های ایشان می شود.

بگذریم که این مبحث بیشتر اعتقادی و قرآنی است. در صورت نیاز به بحث، می تونید در تاپیک جدید مطرح کنید تا کارشناسان اعتقادات و قرآن در خدمت شما باشند.

از همه این موارد هم که بگذریم این تغییر در رای و نظر اگر بنابود صرفا به خاطر قرآن باشد نمی بایست در بین غیر مذهبی ها می بود. در حالی که بر هر پژوهشگری این اختلافات روشن و معلوم است.

پارسا مهر;923422 نوشت:
بنده منظورم این بود که نود درصد اعتقادات مذهبیون که برداشتی از قرآنه پوشالیه....یعنی به این معنی که مثلا فلانی اعتقادش اینه که بنا به قرآن فرشته اختیار نداره...بعد قرآن که گفته هاش گفتم شفاف نیست...فردا پس فردا شبهه ای پیش می آد حرفشو عوض می کنه خیلی راحت و می گه نه، بنا به قرآن فرشته اختیار داره.!!!!!ما از همون اولم منظورمون این بود که فرشته اختیار داره...یعین بیش از نود درصد اعتقادات پوشالیه و رنگ عوض می کنه...امروز فرشته مختاره...فردا فرشته مجبوره..امروز شفاعت اینطوریه اونطوریه...فردا اینطوریه اونطوریه...اصلا یک وضعیه...


برادر عزیز؛ این که فرد این تغییر در رای و نظر را پیدا می کند در خوشبینانه ترین حالت، به ضعف تامل و تدبر خود فرد بر می گردد نه اصل اعتقادات. اونی که شما می فرمایید تغییر کرده اعتقادات نیست. برداشت شخص است که تغییر کرده و این ربطی به شفافیت قرآن ندارد.
هر چند کلام در این جا بسیار است اما چون بحث اعتقادی است در تاپیک دیگری مطرح کنید تا همکاران اعتقادات خدمت شما باشند.

سلام ...
جناب نسیم رحمت ابتدائا خدمتتون سلام عرض میکنم ... نمیدونستم که شما رو میخواهند به عنوان پاسخگو معرفی کنند ... من شما رو یکی از خوش اخلاق ترین و موجه ترین شخصیتهای این سایت میدونم ...

جناب نسیم رحمت ...
ببینید ... هیچ کسی هیچ ادعایی نداره که در درون دین اسلام آیه ای داریم که از مومنین میخواهد که شفاف نباشند ... من هم این رو قبول دارم ...

و اصلا خیلی از مومنین رو انسانهایی میدونم که رفتار و کرداری شفاف دارند ...

ولی مشگل از اونجایی بوجود میاد که به مرور زمان اتفاقها و رویدادهایی میوفته که یک شخص اسلامی برای اینکه میخواهد زندگی اسلامی داشته باشه شروع میکنه به سیاست ورزی ... و چه بسا کاره اشتباهی هم نباشه ... اونچنانچه همه ما از این کارها میکنیم ...

مشگل از اونجا بوجود میاد که :

* برخی از دستورات مذهبی ( بایدی هستند ) یعنی شخص باید فلان کار رو بکنه و باید فلان کار رو ترک کنه .
* و برخی جاها دست افراد باز میمونه .

اینجوری میشه که مثلا یک شخص اسلامی برای اینکه میخواهد از یک کاره حرام فاصله بگیره ... ناگهان دست به انجام دادن یک کاره بدتر و حرامتر ( نمیدونم اصلا همچین اصطلاح دینی داریم یا نه ) میزنه .

مثلا یک شخص اسلامی رو تصور کنین ... که میخواد زندگی خدا محوری رو داشته باشه ... چادر سرش میکنه ... سرش رو پائین میندازه ... شیطونی نمیکنه و در درون چشم نامحرم نگاه نمیکنه و ... و وقتی که فرصتهای زندگیش رو از دست داد ... اونوقت شروع میکنه به متنفر شدن از خدا و انتقام گرفتن از خدا و برقراری روابط نامشروع ... و تا تهش هم میره ...

یعنی اون شخص ارادی یک سری دستورات اسلامی رو انجام داده ... به مرور زمان شکل زندگیش وارده یک فازه دیگه ای شده ... تصمیم گیری در درون اون شرایط خیلی سخت تر شده ... کاری به مرتب بدتر و حرامتر رو انجام میده ...

در حالیکه یه شخص معمولی ... ممکن هست مانتو روسری باشه ... در درون چشم نامحرم هم نگاه بکنه ... بگو بخند هم راه بندازه ... ولی حرمت بعضی چیزها رو نگه داره و بخاطره شیطونی ها و روابط اجتماعی که برقرار کرده ... 1 سال بعد هم خیلی راحت ازدواج کنه و شرایط زندگیش اونقدر سخت نشه که بخواد روابط نامشروع برقرار کنه و ...

من مساله عدم شفافیت مذهبیون اسلامی رو همینجوری میبینم ...
ایشان یک سری دستورات اسلامی رو انجام میدهند ... به مرور زمان نوع زندگیشون وارد فاز جدیدی میشه ... و بعدش بالاجبار به سمته عدم شفافیت میرن ... که میزنه همه چیز رو خراب میکنه ...

مثالش این همه سیاستمدار اسلامی که داریم ...

اوایلش همشون انسانهای خوب و درست کرداری بودند ...
دروغ نمیگفتند و مال مردم خوری نمیکردند و جلویه مال مردم خوری رو هم میگرفتند .
به مرور زمان بعضی از مردم قدر نشناس ... از حسن نیت ایشان استفاده میکنن و از رفتار خوب ایشان سو استفاده میکنند .
ایشان هم ... دیگه شفاف سازی نمیکنه ... پورت ها رو میبنده ...
اینجوری میشه که یک فرصت خیلی خوبی برای زیر دستان اون شخص بوجود میاد که بتونند دزدی کنند و کلاه برداری کنند

یعنی اون شخص خواسته یک کاره خوب بکنه ... ولی برای انجام دادن اون کاره خوب شفاف سازی رو از بین برده ... و نتیجتا فساد به صورت سازمان یافته وارد زیر گروهش شده .

صمیمی;923423 نوشت:
البته بنده هم میپذیرم که بعضی مذهبیون کلامشون ممکنه شفاف نباشه اما این انصاف نیست که انرا به همه تعمیم بدیم.اتفاقا علت بعضی اختلافات بخاطر اینه که کمتر به قرآن توجه میشه.و کمتر اعمال دینی با قرآن تطبیق داده میشه.(بعنوان مثال آیه ای که در مورد مسح پا در وضو گفته ولی بعضی اهل سنت پاهای خود رو میشورن و این باعث اختلاف بین شیعه و سنی شده)بنظر من قران خیلی مظلوم شده.


در این که کلام افراد می تونه شفاف نباشه، شکی نیست اما مدعای استارتر محترم و برخی دوستان این است که افراد مذهبی این گونه اند که عرض شد این عدم شفافیت اختصاص به مذهبی ها ندارد و غیر مذهبی ها هم در بسیاری از موارد غیر شفاف و مبهم و تو در تو صحبت می کنند.
موارد اختلافی که در خصوص آیات قرآن دیده می شود به جهت این است که به جای حرکت در ریلی که آگان واقعی از حقیقت قرآن برای ما مشخص کرده اند، مسیر انحرافی گام نهاده اند وراه را گم کرده اند. خب معلوم است که به جای رسیدن به سرمنزل مقصود، سر از جای دیگری دربیاورند. در واقع این اختلاف نیست بلکه یکی حق است و یکی باطل. پس در حقیقت تشطط و اختلاف نیست.

سعدی شیرازی;923459 نوشت:
سبک قرآن بر خلاف تورات، به شکلیه که وارد جزئیات نمیشه.

چه چیزی را با چه چیزی مقایسه می کنید؟! قرآن محفوظ رو با تورات تحریف شده ! اصلا منطقی نیست.

مارینر;923476 نوشت:
جناب نسیم رحمت ابتدائا خدمتتون سلام عرض میکنم ... نمیدونستم که شما رو میخواهند به عنوان پاسخگو معرفی کنند ... من شما رو یکی از خوش اخلاق ترین و موجه ترین شخصیتهای این سایت میدونم ...

از حسن نظرتان سپاسگزارم. اما حقیقت امر اینه که خود شما الان دچار همون عدم شفافیت مورد نظرتان هستید و من الان دقیقا نمیدانم که عبارات بالا رو به چه قصدی فرمودید و واقعا نفهمیدم که منظورتون از عبارت " ...نمیدونستم که شما رو میخواهند به عنوان پاسخگو معرفی کنند ..." چیه؟ الان دارین مدح می کنید یا ذم ؟ دارین در لفافه و کنایه مطلب رو بیان می کنید یا خیر؟ اما به حسب وظیفه اخلاقی خودم کلام شما رو حمل بر حسن نظر کردم و لذا در ابتدای سخن بابت همبن امر هم از شما تشکر کردم. اما حقیقت امر چیست؟ والله عالم happy
خواهر گرامی ؛ اگر با این نگاه که در بالا عرض کردم به مووضعات نگاه کنیم، کلام هر کسی می تونه شفاف نباشه و مخاطب رو در حیرت باقی بذاره که منظورش چی بوده. در حالی که منظور فرد کاملا روشنه و مثلا ممکنه مثل خود شما بگه که کنایه بود و منظورم عکس اونی که نوشتم هست.laughing اونوقت من مخاطب برداشت دیگری داشته ام.

مارینر;923476 نوشت:
مشگل از اونجا بوجود میاد که :
* برخی از دستورات مذهبی ( بایدی هستند ) یعنی شخص باید فلان کار رو بکنه و باید فلان کار رو ترک کنه .
* و برخی جاها دست افراد باز میمونه .
اینجوری میشه که مثلا یک شخص اسلامی برای اینکه میخواهد از یک کاره حرام فاصله بگیره ... ناگهان دست به انجام دادن یک کاره بدتر و حرامتر ( نمیدونم اصلا همچین اصطلاح دینی داریم یا نه ) میزنه .
مثلا یک شخص اسلامی رو تصور کنین ... که میخواد زندگی خدا محوری رو داشته باشه ... چادر سرش میکنه ... سرش رو پائین میندازه ... شیطونی نمیکنه و در درون چشم نامحرم نگاه نمیکنه و ... و وقتی که فرصتهای زندگیش رو از دست داد ... اونوقت شروع میکنه به متنفر شدن از خدا و انتقام گرفتن از خدا و برقراری روابط نامشروع ... و تا تهش هم میره ...
یعنی اون شخص ارادی یک سری دستورات اسلامی رو انجام داده ... به مرور زمان شکل زندگیش وارده یک فازه دیگه ای شده ... تصمیم گیری در درون اون شرایط خیلی سخت تر شده ... کاری به مرتب بدتر و حرامتر رو انجام میده ...
در حالیکه یه شخص معمولی ... ممکن هست مانتو روسری باشه ... در درون چشم نامحرم هم نگاه بکنه ... بگو بخند هم راه بندازه ... ولی حرمت بعضی چیزها رو نگه داره و بخاطره شیطونی ها و روابط اجتماعی که برقرار کرده ... 1 سال بعد هم خیلی راحت ازدواج کنه و شرایط زندگیش اونقدر سخت نشه که بخواد روابط نامشروع برقرار کنه و ...

مثال خوبی زدین؛
اگر به قرآن رجوع نماييم، در مي‏ يابيم که خداوند در موارد متعددي مي‏ فرمايد: «چنين مي پنداريد»، «چنان مي انديشيد» و «اين گونه گمان نبريد» که همه اين موارد، نشان دهنده نارسايي و غير واقعي بودن داوري هاي سطحي و عجولانه است. انسان ها معمولاً به سبب دانش اندک خود، عجولانه تصميم مي گيرند. بر مبناي آن عمل مي‏کنند و بسياري از اسرار و مسائل بر آن ها پوشيده مي‏ماند.
خواهر گرامی؛
آنچه شما مطرح کرده ايد، چنين است. مشکل آن افرادحجاب نیست. بلکه بعد از سال ها تجربه در این زمینه با اطمینان کامل عرض می کنم مشکل جای دیگری است. اين گونه نيست که افرادي که بي حجاب هستند، زودتر ازدواج کنند و افرادي که پايبند به حجاب و مسائل شرعي هستند، ديرتر. وجود موارد فراوان در این سالها که بنده تجربه کرده ام خلاف مدعاي شما را ثابت مي کند زيرا ما موارد بسياري را مي شناسيم که خواستگاران، به دليل بي حجابي، آن ها را طرد کرده اند؛
منظور بنده این نیست که این امر تحقق نیافته، نه مصادیقی برای فرمایش شما سراغ دارم بلکه عرض می کنم مشکل جای دیگری است نه تقوا و دین داری. در بسیاری از موارد کمال گرایی ها و وسواس ها و... مهمترین عامل در تاخیر ازدواج هاست که فرد رو به حالت انفجار می رساند و سبب می شود فرد که تا امروز ازاین سمت افتاده، حال به سمت دیگر بیفتد و بر اعتقادات خود پا بگذارد، از مسیر حق خارج شود تا بتواند ازدواج کند.
و حال آن که خداوند راه حل مشکلات را در محوریت تقوا قرار داده است:
کسي که تقوا پيشه سازد، براي خروج او از بن ‏بست‏ ها و دشواري‏ ها راهي برايش قرار مي‏ دهيم. (1)

پي نوشت:
1. طلاق (65)، آيه 2.

مارینر;923476 نوشت:
من مساله عدم شفافیت مذهبیون اسلامی رو همینجوری میبینم ...
ایشان یک سری دستورات اسلامی رو انجام میدهند ... به مرور زمان نوع زندگیشون وارد فاز جدیدی میشه ... و بعدش بالاجبار به سمته عدم شفافیت میرن ... که میزنه همه چیز رو خراب میکنه ...

مثالش این همه سیاستمدار اسلامی که داریم ...

اوایلش همشون انسانهای خوب و درست کرداری بودند ...
دروغ نمیگفتند و مال مردم خوری نمیکردند و جلویه مال مردم خوری رو هم میگرفتند .
به مرور زمان بعضی از مردم قدر نشناس ... از حسن نیت ایشان استفاده میکنن و از رفتار خوب ایشان سو استفاده میکنند .
ایشان هم ... دیگه شفاف سازی نمیکنه ... پورت ها رو میبنده ...
اینجوری میشه که یک فرصت خیلی خوبی برای زیر دستان اون شخص بوجود میاد که بتونند دزدی کنند و کلاه برداری کنند

یعنی اون شخص خواسته یک کاره خوب بکنه ... ولی برای انجام دادن اون کاره خوب شفاف سازی رو از بین برده ... و نتیجتا فساد به صورت سازمان یافته وارد زیر گروهش شده .

خب خودتون هم می فرمایید گاهی افراد ظرفیت شفافیت لازم رو ندارند لذا فرد به جهت مصالحی مجبور به عدم شفافیت می شود. اما اصل این موضوع سبب فساد نمیشه بلکه سوء استفاده دیگران و عدم صحت عملکرد دستگاه های ناظر سبب اختلاس و دزدی و ... می شود. این ربطی به عدم شفافیت ندارد.

موضوع قفل شده است