جمع بندی چرا محبت های من انسان ها را وحشی می کند؟

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

دلیل چهارم: عدم توجه به مراتب فعل اخلاقی و تناسب سنجی با ظرفیت درونی
در قرآن آمده است: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان‏. همانا خداوند به عدالت و احسان فرمان میدهد.(1)
بنابراین توصیه اول قرآن عدالت است. عدالت حق و وظیفه هر انسانی است و هیچ کس نباید در رعایت آن معذور و در برخورداری از آن محروم باشد. اما احسان و نیکی در وهله بعد مورد توصیه است و ظرفیت بالاتری را میطلبد.
پی نوشت:
(1) نحل، 90.

دلیل پنجم: محبت بیجا و احسان افراطی
نیکی چو از حد بگذرد نادان خیال بد کند......
گاهی اوقات شما واقعا به نیت خوبی کاری را میخواهید در حق کسی انجام دهید. اما او چون انتظار چنین کاری را از شما ندارد و یا برای خود اینقدر ارزش قائل نیست دچار تردید و بد بینی در مورد شما میشود و ممکن است برخورد نامناسبی انجام دهد. مثلا با ماشین شخصی، برای مسافری که منتظر تاکسی است نگه میدارید و اصلا قصد گرفتن کرایه هم ندارید. اما او سوار نمی شود چون احساس میکند شما میخواهید بیش از کرایه معمول از او پول بگیرید!

دلیل ششم: واکنش به شخصیت نه رفتار
برخی اوقات واکنش غیر قابل انتظاری که از طرف مقابل در برابر خوبی به او میبینیم در حقیقت واکنش به خصوص همان خوبی نیست. بلکه واکنش به مجموعه رفتارهای ما با اوست. هر انسانی در ذهن خود فایلی از انسان های دیگر میسازد که معمولا خاطرات تلخ و شیرین خود با او را در آن بایگانی میکند. افرادی که قدرت بخشیدن دیگران را ندارند همیشه منتظر فرصتی برای بی حساب شدن با طرف مقابلشان هستند. بنابراین وقتی کار خوبی در حق آنها انجام میشود، تازه خود را بی حساب میبینند و اصلا احساس نمی کنند که باید تشکر و یا جبران کنند. حتی ممکن است این نرمش و عقب نشینی را فرصتی برای حمله و انتقام گیری قرار دهند.

دلیل هفتم: به یادسپاری خوبی های خود و بدی های دیگران
افرادی که دارای این صفت باشند در رابطه با دیگران بیشتر دچار چالش میشوند.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام: أحْيِ مَعروفَكَ بِإماتَتِهِ. با ميراندن (فراموش كردن) احسان‏ خود، آن را زنده گردان.(1)
الإمامُ عليٌّ عليه السلام: إذا صُنِعَ إلَيكَ مَعروفٌ فَاذكُرْ، إذا صَنَعتَ مَعروفاً فَانْسَه‏. وقتی کسی به تو نیکی کرد آن را به یاد بسپار و وقتی تو به کسی نیکی کردید آن را از یاد ببر.(2)
الإمامُ الحسنُ عليه السلام: مَن عَدَّدَ نِعَمَهُ مَحَقَ كَرَمَهُ. هر كه احسانهاى خود را بر شمرد، بخشندگى خويش را از بين برده است.(3)

پی نوشت ها:

  1. منتخب میزان الحکمة، ج2، ص824.
  2. همان.
  3. همان، ص1066.

دلیل هشتم: اشتباه گرفتن بی احترامی با صمیمیت
برخی افراد ممکن است رفتاری به ظاهر ناهنجار را نشانه صمیمیت بدانند. بنابراین در جمع های دوستانه این رفتارها را نشان میدهند و اگر از طرف مقابل هم ببینند ناراحت نمی شوند و واکنش نشان نمی دهند. خوش بینانه اش این است که انسان های شوخ طبع و پرنشاطی هستند. افرادی که اصولی فکر میکنند و متانت و جدیت بیشتری دارند با چنین افرادی رابطه خوبی نمی توانند برقرار کنند.

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:
مثلا یک بار رفته بودیم بیرون از شهر و توی راه برگشت به یکیشون گفتم آب معدنی رو بده خیلی تشنمه.

و او هم به اندازه ای که تشنه اش بود آب معدنی رو خورد و باقیش رو از پنجره ماشین ریخت بیرون.

بهش گفتم چرا اینکارو کردی؟ گفت دوست دارم حالتو بگیرم.


شما خودتان این رفتار - حال گرفتن- را در مورد دیگران نداشته اید؟ نه در مورد آن شخص تنها، بلکه کلا دیگران.
معمولا دیگران بر اساس رفتاری که خود ما داریم، با ما رفتار میکنند.
مثلا اگر ما اهل شوخی نباشیم، کسی با ما شوخی نمی کند.

نکته دیگر:
شما هر درخواستی را از هر کسی نکن. از کسی بکن که بدانی اخلاق و روحیاتش طوری است که مثلا حرمت نگه میدارد و دارای آن حد از جود و بزرگ منشی هست که آن درخواست شما را برآورد.

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:
حرف من درباره بدی هایی هست که در اثر محبت کردن بوجود میاد.

یعنی طرف قصد بدی کردن نداره. بلکه به محض اینکه محبت می بینه شروع به بدی کردن میکنه.


خود محبت ، بدی به وجود نمیاره. بلکه محبت متقابل به وجود میاره
پس اشکال از اصل محبت نیست. بلکه احتمالا اشکال از "نحوه به کار بردن محبت" است. یعنی شما باید دقت کنید ببینید محبت را در چه مواردی و به چه مقداری و به چه صورتی به کار ببرید.

مثلا به نظرم، محبتهایتان "دنباله دار" نباشد. مثلا در مورد دعوت آن فرد بایکوت شده به سالن: همینکه بهش بگید "ما داریم میریم شما نمیای؟ اگه بیایی خوشحال میشیم"، کافیست. دیگه نیازی به اصرار کردن و پافشاری کردن نیست. این اصرار ، به نظرم اشتباهه و باعث نتایج بدی خواهد شد.

دلیل نهم: اشتباه گرفتن ترس با احترام
گاهی ممکن است ترس دیگران نسبت به خودمان را احترام تعبیر کنیم. اما احترامی ارزش دارد که توام با مقداری صمیمیت و علاقه باشد.
در سیره امام سجاد (علیه السلام) آمده است:
وجود مقدّسش، روزی یکی از خدمتکارانش را دوبار صدا زد، از پاسخ دادن خودداری کرد. چون بار سوّم جواب داد، حضرت فرمود: صدای مرا در دوبار گذشته نشنیدی؟ عرضه داشت: چرا، فرمود: چرا جوابم را نمی دادی؟ گفت: یا ابن رسول اللّه از مواخذه تو احساس ایمنی میکردم. امام زبان به شکر گشود و به پیشگاه حقّ عرضه داشت: خدا را سپاس که مملوکان من خودشان را از من در امان می بینند.(1)
پی نوشت:
(1) مشکاة الانوار، ترجمه عطاردی، ص168.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

عبد شکور;986369 نوشت:

شما خودتان این رفتار - حال گرفتن- را در مورد دیگران نداشته اید؟ نه در مورد آن شخص تنها، بلکه کلا دیگران.
معمولا دیگران بر اساس رفتاری که خود ما داریم، با ما رفتار میکنند.

من معمولا تا کسی اذیتم نکنه اذیتش نمی کنم

قبلا آنها یکی میگفتند من جوابشون رو می دادم. و وقتی هم آشتی میکردیم منم باهاشون خوب بودم.

درسته که مقابل به مثل خوب نیست. ولی در مجموع من خیلی رفتارم از اونها بهتر بود و هست.

ولی بیشترین ناراحتی از جایی شروع شد که من دیگه تصمیم گرفتم مقابل به مثل نکنم و لج و لج بازی و ... رو بزارم کنار.

از اون موقع خیلی تحت فشار قرار گرفتم و واسم سخت بود که جوابشون رو ندم ولی خوب می خواستم پای عهدم وایسم.

اگرچه گاهی از دستم در میره و از کوره در میرم ولی نسبت به گذشته خیلی خیلی بهتر شدم.

عبد شکور;986369 نوشت:

مثلا به نظرم، محبتهایتان "دنباله دار" نباشد. مثلا در مورد دعوت آن فرد بایکوت شده به سالن: همینکه بهش بگید "ما داریم میریم شما نمیای؟ اگه بیایی خوشحال میشیم"، کافیست. دیگه نیازی به اصرار کردن و پافشاری کردن نیست. این اصرار ، به نظرم اشتباهه و باعث نتایج بدی خواهد شد.

آخ که عجب اشتباهی کردم این تاپیک رو زدم

واقعا پست های کاربران خیلی روی اعصابم هست

امیدوارم با حذف تاپیک موافقت کنند.[/][/][/]

بدیع;986331 نوشت:
فردی در قبال خوبی بدی کند به عنوان یک اختلال رایج و یا رذیله شایع معرفی و شناخته نشده است. اتفاقا بالعکس طبع همه انسان ها بر جبران و مقابله به مثل افریده شده است.

سلام استاد گرامی

زدی ضربتی ضربتی نوش کن و انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت!!جواب های هو هست و موشک جواب موشک و...!!

متاسفانه مارگزیده از ریسمان سیاه سفید می ترسه!!

خوبی کردن هم گاهی وقتها به بعضی ها نیومده خصوصا اگه بزرگ باشند و کم فکر!!

گاهی وقتها آرزو می کنیم رفتارها را از کودکی می دیدیم که سطح فکر ما درباره ی او مثبت و منفی نباشد و درک ما این باشد که می فهمد!! دنیای امروزی سرشار از این انسانهایی است که بنا به دلایل محیط زیست

جامعه و اطرافیان یا حتی یک کینه ی قدیمی هنوز فرق خوب و بد را نمی دانند یعنی برای خودشان یک مار هفت خط شده اند می فهمند ولی هیچ وقت نشانی از عذرخواهی از اشتباه نیست

متاسفانه عنوان تاپیک صحیح است بخشش هم حد و مرزی دارد و همین طور کینه و تلافی!!

سپاس:-h@};-

Im_Masoud.Freeman;986376 نوشت:

آخ که عجب اشتباهی کردم این تاپیک رو زدم

واقعا پست های کاربران خیلی روی اعصابم هست

امیدوارم با حذف تاپیک موافقت کنند.

سلام

.....
چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید
ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده،

و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید
و در واقع شرّ و فساد شما در آن است،

و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.

بقره216

موضوع قفل شده است