جمع بندی چرا محبت های من انسان ها را وحشی می کند؟

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Im_Masoud.Freeman;986257 نوشت:

ولی اینکه چرا کلا محبت کردن به برخی آدم ها به جای نرم کردن آنها را سخت میکند ؟ و اینکه چه راهی برای مقابله وجود دارد ؟

سلام

ما مسئول رفتار دیگران نیستیم

مسئول رفتار خودمون هستیم

اگر به احادیث رجوع کنید ائمه به دشمنانشون هم کمک می کردن

برای اون ها واکنش طرف مقابل مهم نبود

بلکه اخلاص در عمل خودشون مهم بود

ما وقتی می خوایم کاری انجام بدیم طرف مقابلمون رو غیر خدا در نظر می گیریم

در حالی که هدفمون محبت به خدا باید باشه نه غیر خدا

همین نداشتن حسن نیت موجب می شه ما بازخورد منفی بگیریم

خداوند نتیجه کاری رو برای غیر خدا انجام بشه ، به همون شخص واگذار می کنه

در حالی که اگر برای خدا انجام بشه خداوند پاسخش رو می ده و پاسخ احسان از جانب خدا غیر از احسان نخواهد بود

با سلام و تشکر از همه دوستانی که تا اینجا در بحث شرکت کردند و تحلیل های متنوع و خوبی ارائه دادند. موضوع از این قرار بود که دوست خوبمان اهل محبت به دیگران است اما پاسخ خوبی در قبال این محبت و احسان از آنها دریافت نمیکند. این مسئله میتواند دلایل مختلفی داشته باشد که در اینجا سعی میکنم آنها را بیان کنم. چون مخاطب ما تنها مطرح کننده این پرسش نیست به صورت کلی و حداکثری این دلایل را بیان میکنم و نمیخواهم تمام این دلایل را در مورد ایشان صادق بدانم. این دلایل که در حدود 10 تا هستند را به تدریج قرار میدهم. ان شا الله بعد از ریشه یابی وارد راهکار میشویم.(به امید همراهی و صبوری شما و استارتر عزیز)

دلیل اول: کمرنگ بودن نیت الهی
پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) میفرمایند: أمّا علَامةُ البارِّ فعَشرَةٌ: يُحِبُّ في اللَّهِ، ويُبْغِضُ في اللَّهِ، ويُصاحِبُ في اللَّهِ، ويُفارِقُ في اللَّهِ، ويَغْضَبُ في اللَّهِ، ويَرْضى‏ في اللَّهِ، ويَعملُ للَّهِ، ويَطلُبُ إلَيهِ، ويَخْشَعُ للَّهِ خائفا مَخُوفاً طاهِراً مُخْلِصاً مُسْتَحْيِياً مُراقِباً، ويُحْسِنُ في اللَّه‏. نشانه نيكوكار ده چيز است: براى خدا دوست می دارد، براى خدا دشمنى می ورزد، براى خدا يار و همراه می ‏شود، براى خدا جدا می ‏شود، براى خدا خشم می گيرد، براى خدا خشنود می شود، براى خدا كار می كند، خدا جوست، در برابر خدا خاشع و ترسان و هراسان و پاك و با اخلاص و با حيا و مراقب خود است و براى خدا احسان‏ و نيكى می كند.(1)

یک کار خوب حداقل میتواند به دو نیت انجام شود: نیت انسانی و نیت الهی. در نیت انسانی فرد برای ارضای حس بشر دوستانه، چشیدن لذت کمک به دیگران، رهایی از عذاب وجدان و ..... کار خیری در حق دیگران انجام میدهد. نیت انسانی نیت بدی نیست اما این احساس را به مخاطب ما منتقل میکند که ما به خاطر خودمان و اینکه دچار عذاب وجدان نشویم به او کمک کردیم. یعنی گویا به این کمک کردن نیاز داشته ایم و در پی تامین نیاز خود بوده ایم. برای خودمان نیز این توقع را ایجاد میکند که وقتی من به خاطر او از خودگذشتگی کردم او نیز باید به خاطر من از خودگذشتگی کند. اما نیت الهی داشتن هیچ کدام از این مشکلات را ندارد. ما با پاسخ نگرفتن از طرف مقابل نه تنها ناراحت نمی شویم حتی شاید احساس کنیم اجرمان هم بیشتر میشود. وقتی پای خدا و ثواب و عقاب او در میان روابط و مناسبات اجتماعی باز شود معادلات تغییر میکند.

امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند: أشَدُّ النّاسِ عُقوبةً رجُلٌ كافَأَ الإحْسانَ‏ بالإساءَة. شدید ترین عقوبت برای کسی است که نیکی را با بدی جواب دهد.(2)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند: ثلاثةٌ مِنَ الذُّنوبِ تُعَجَّلُ عُقوبَتُها ولا تُؤَخَّرُ إلى الآخِرَةِ: عُقوقُ الوالِدَينِ، والبَغيُ على الناسِ، وكُفر الاحسان. سه گناه است كه كيفرشان در همين دنيا می رسد و به آخرت نمی افتد: آزردن پدر و مادر، زورگويى و ستم به مردم، و ناسپاسى نسبت به خوبيهاى ديگران.(3)

شاید با این نوع نگاه اگر به کسی احسان کنیم و اسائه ببینیم به جای تنفر نسبت به او دلمان به حالش بسوزد!

پی نوشت ها:

  1. منتخب مزان الحکمة، ج1، ص166.
  2. همان، ص280.
  3. همان، ص498.

Im_Masoud.Freeman;986186 نوشت:
در مورد جمله ی آبی رنگ من اصلا همچین نظری در مورد خودم ندارم.

ولی مطالبی که در ادامه آوردی دقیقا همین رفتار رو خودت داری در مورد من انجام میدی و جای من و اونها رو در جمله ی آبی رنگ عوض کردی.

شما فکر میکنی تا طرف گفت اِهِم من بالا تا پایینش رو آسفالت میکنم که چرا در حضور اندیشمندی مثل من گفتی اِهِم.

نمی دونی که من چقدر گذشت و سکوت کردم تا به این مرز از خشم و ناراحتی رسیدم و همین گذشت و سکوت های من اونها را وحشی کرده.

وگرنه در مقابل افرادی دیگر که تحقیرشان میکنند به شدت تعظیم و ادب و احترام میکنند.

سلام مسعود.
منظورم این نبود که تو خود بزرگ بین هستی!
منظورم اینه که اونا هم به اندازه ی تو مهم هستند. مثل بازی کامپیوتری نیست که چون شخصیت اصلی کنترلش دست توئه مهمه و بقیه شخصیت های بازی ، از پیش تعیین شده و بی ارزشن و فقط برای تو ساخته شدن.
تو چقدر مهمی اونا هم دقیقا همونقدر مهم هستند. پس اگر تو روی بعضی چیزا حساسی اونا هم روی بعضی چیزا حساسن. چجوری بگم. منظورم اینه که اینطور حس کن که همه آدما تویی! روح تو در 8 میلیارد جماعته! اونقدرا که به فکر احساسات و اهداف و زندگی و آخرت خودت هستی باید برای اونا هم همین رو مد نظر داشته باشی. امیدوارم متوجه منظورم شده باشی.
لب مطلب اینکه چیزی که برای خودت نمیپسندی برای بقیه نپسند چیزی که برای خودت میپسندی برای بقیه بپسند. خودتو بزار جای دیگران بعضی مواقع.

Im_Masoud.Freeman;986186 نوشت:
سوء تفاهمی در کار نیست. من که نمی تونم کل شخصیت طرف رو واست توضیح بدم و رفتارهای گذشته اش رو بگم تا حرفمو بهت ثابت کنم.

من مسئله ای با طرف نداشتم. در واقع من رابطه ام باهاش خوب بود. دلیلی نداره با من اینطوری حرف بزنه.

غرورش رو باید برای کسانی که باهاش قطع ارتباط کردن حفظ کنه. وقتی اومد توی سالن اونوقت برای اونها قیافه بگیره. نه برای من.

این اولین رفتارش نیست و بارها و بارها رفتارهای این چنینی در جاهای مختلف انجام داده.


درسته تو مخالفش نیستی اما وقتی با اون گروه هستی و زنگ میزنی یعنی با همین. اگه قیافه بگیره و ناز کنه خبرش به بقیه میرسه! این کاری که اینجا کرده یه جورایی غریزی هست!

Im_Masoud.Freeman;986186 نوشت:
نه اتفاقا من بخاطر خدا مهربانی نمی کردم

بیشتر حس انسان دوستی و نوع دوستی که دارم باعث میشه اینکارهارو بکنم و برای رضای خدا نیست که امیدوارم کم کم بخاطر خدا بشه.

روش کار کن.
خیلی لذت بخشه که برای خدا باشه کار هات. اینجوری وقتی طرف مقابلت در مقابل خوبی ای که کردی بد ترین واکنش رو انجام میده تو ناراحت نمیشه خوشحال تر میشی لذت میبری. چون میدونی خداوند ازت راضی تره. به خاطر امر خدا حاضر شدی فحش بخوری یا سکه ی یه پول بشی! لذت بخش تر میشه! ولی وقتی برای مردم باشه دیگه اگه در مقابل خوبی هات اگه به اندازه ی کافی تشکر نکنن هم ممکنه بهت بر بخوره!
گل

دلیل دوم: بی توجهی به آثار اخروی احسان
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: مَن قادَ ضَريراً أربَعينَ خُطوَةً عَلى‏ أرضٍ سَهلَةٍ، لا يَفي بِقَدرِ إبرَةٍ مِن جَميعِهِ طِلاعُ الأرضِ ذَهَباً، فإن كانَ فيما قادَهُ مَهلَكَةٌ جَوَّزَهُ عَنها وَجَدَ ذلكَ في ميزانِ حَسَناتِهِ يَومَ القِيامَةِ أوسَعَ مِنَ الدّنيا مِائةَ ألفِ مَرَّة. هر كس نابينايى را در دشتى چهل قدم راه برد، اگر همه زمين پر از طلا گردد [و به او داده شود] به اندازه سوزنى از پاداش اين كار او داده نشده است. چنانچه او را از خطرى كه بر سر راهش قرار داشته باشد بگذراند، روز قيامت اين كار در ترازوى حسنات او صد هزار بار بزرگتر از دنيا باشد.(1)
کسی که انتظار چنین پاداشی را بکشد منتظر پاداش دیگری نمی ماند.

پی نوشت:

  1. منتخب میزان الحکمة، ج2، ص826

دلیل سوم: بی توجهی به آثار دنیوی احسان
امام صادق (عليه السلام): يَعيشُ النّاسُ بإحسانِهِم‏ أكثرَ مِمّا يَعيشُونَ بأعمارِهِم‏. مردم بیشتر از اینکه با عمر طبیعی خود زندگی کنند، بر اثر نیکوکاری خود زندگی میکنند(و زنده می مانند). (1)
این نتیجه ای که در این روایت برای احسان شمرده شده است در دنیا نصیب نیکوکار میشود اما نه از طرف کسی که به او احسان شده است. بلکه پاداش وضعی احسان در دنیا است.
پی نوشت:
(1) منتخب میزان الحکمة، ج1، ص30.

همه ی دوستان به همراه کارشناس محترم کاملا در جاده خاکی تشریف دارند

فکر میکنم خیلی واضح توضیح دادم

ببینید دوستان تعداد افرادی که من باهاشون مشکل دارم چهار پنج نفر هستن.

اونهم طی سالیان اخلاقشون همینجوری بوده.

حسود هستن. به خوشی دیگران راضی نیستن. بخیل هستن. اینا به خودشون مربوطه و بدی هم در این رابطه بکنن مسئله ای نیست.

منم بخاطر خوبی هایی که در حقشون میکنم انتظار جبران کردن ندارم. فقط می خوام آزار نرسونن همین.

ضمن اینکه من هرگز در زندگی کسی دخالت نمی کنم و از اینکار فراری هستم.

اینکه گفتم کاری واسم نمی کنن. یعنی فقط واسه من کاری نمی کنن.برای بقیه با سر می دوند.

حرف من درباره بدی هایی هست که در اثر محبت کردن بوجود میاد.

یعنی طرف قصد بدی کردن نداره. بلکه به محض اینکه محبت می بینه شروع به بدی کردن میکنه.

یعنی اگر من بهش کمک نمی کردم هرگز اینکاهارو نمی کرد.

ولی به محض اینکه کاری واسش کردم یه دفعه تغییر کرد.

مثلا یک بار رفته بودیم بیرون از شهر و توی راه برگشت به یکیشون گفتم آب معدنی رو بده خیلی تشنمه.

و او هم به اندازه ای که تشنه اش بود آب معدنی رو خورد و باقیش رو از پنجره ماشین ریخت بیرون.

بهش گفتم چرا اینکارو کردی؟ گفت دوست دارم حالتو بگیرم.

در حالی که وقتی من هم مثل اونها خودم رو میزنم به بیخیالی و مثل اونها مقابل به مثل میکنم

یک دفعه سلطان ادب و نزاکت و شخصیت میشن و دیگر نه تنها آزاری به من نمی رسونند بلکه بسیار هم بهم احترام میگذارند.

یک دفعه شروع میکنن به مسخره کردن. وقتی من هم آنها را مسخره میکنم یه دفعه عقب نشینی میکنن

ولی اگر سکوت کنم دست از سرم بر نمی دارند

دوستان لطفا سعی کنید حرف های ساده ی من رو متوجه بشید.

ببینید من در اجتماع و بین دوستانم بسیار محبوب هستم.

و در هر جایی وارد میشم خیلی زود همه از من خوششون میاد و بهم اعتماد میکنن و اعتبار کسب میکنم.

ولی این مشکل رو فقط توی بستگان دارم. البته الان مدت هاست با آنها قطع ارتباط کردم.

خدا شاهد هست که از وقتی با آنها قطع ارتباط کردم روز به روز حال روحی و معنوی ام و کلا زندگیم رو به پیشرفت هست.

در ابتدا می خواستم تاپیکی ایجاد کنم به اسم" چرا اذیت کردن من برای دیگران لذت بخش هست ؟ "

واقعا نمی دونم چجوری توضیح بدم که متوجه بشید.

من به دنبال دلیل ناراحت شدن خودم نیستم.

من می خواهم ببینم که چرا محبت کردن برخی انسان ها را اینگونه درنده میکند.

آیا اینکه من اخلاص ندارم باعث می شود آنها بدی کنند ؟

آیا اصلا من درست فکر میکنم که محبت کردن باعث درندگی آنها می شود یا دلیل دیگری دارد.

خیلی پشیمون شدم از اینکه این تاپیک رو ایجاد کردم.

عارف;986259 نوشت:
دوم اینکه باید قدرت تشخیص داشته باشید که به چه کسی دارید کمک می کنید: آیا طرف بیخود ازتون طلبکاره و توقع داره که در اینصورت بهتره براش کاری نکنید! اگر آدم متوقعی نیست و شما خودتان میخواهید لطفی کنید, باید در حد ظرفیت و لیاقتش بکنید به قول معروف مثل باران نباشید که بر همه یکسان می بارد...مگر اینکه واسه خدا کار می کنید که خارج از حالت شماست.

فیزیکدان;986325 نوشت:
سلام. بنده 99.9999999 درصد حق رو به استارتر میدم. لیاقت افراد مخصوصا در ایران برای خرج محبت براشون روز به روز کمتر میشه . شک نکنید که تنها کسی که در برخورد با شما منافعش رو در نظر نمیگیره پدر و مادر هست و بقیه رو دیگه اصلا نباید توقعی هرگز نداشته باشید. با تک تک جمله های پست اول استارتر موافقم چون خودم هم تجربه اش کردم. هیچ ربطی هم نداره که شما نیتت از این کار چی بوده یا مسلمان هستی و مسیحی هستی یا .... . به نظرم در ایران تا زمانی که حداقل اطمینان نسبی از اینکه طرف مقابل لیاقت محبت شما رو داره یا رو کسب نکردی باید با احتیاط و به دور از ایثار باهاش رفتار کنی. مگر اینکه از این کار هدف خیلی بزرگی داشته باشی مثل کاری که شهدا کردن و جانشون رو ایثار کردن برای یک هدف خیلی خیلی بزرگ وگرنه در تعاملات روزمره فقط ضرر نصیبت میشه.

با سلام
پرتوقع و قدرنشناس بودن یک فرد میتواند دلیل برای اولویت ندادن به او در احسان باشد همانطوری که امیرالمومنین (علیه السلام) میفرماید: خَيرُ المَعروفِ‏ ما اصيبَ بِهِ ‏الأبرار. بهترين احسان‏ آن است كه به نيكان شود.(1)

اما صرف پر توقع بودن و یا قدرنشناس بودن یک فرد نمی تواند دلیل برای محروم کردن او از احسان باشد. چرا که نیکوکاری به یک فرد فقط به خاطر لیاقت او نیست و دلایل دیگری نیز میتواند داشته باشد. به این روایات دقت کنید:

رسول الله صلى الله عليه و آله: رَأسُ العَقلِ بَعدَ الدِّينِ التَّوَدُّدُ إلَى النّاسِ، واصطِناعُ الخَيرِ إلى‏ كُلِّ بَرٍّ وفاجِر. سَرلوحه خِرَد، بعد از ديندارى، دوستى با مردم و خوبى كردن به هر آدمى، از نيك و بد، است.(2)

رسول الله صلى الله عليه و آله: اصطَنِعِ الخَيرَ إلى‏ مَن هُوَ أهلُهُ، وإلى‏ مَن هُوَ غَيرُ أهلِهِ، فإن لَم تُصِبْ مَن هُوَ أهلُهُ فأنتَ أهلُهُ. خوبى كن چه به كسى كه شايسته آن است و چه به كسى كه شايستگى آن را ندارد؛ زيرا اگر كسى كه به او احسان‏ كرده‏اى شايستگى احسان‏ را نداشته باشد، تو به فضيلت احسان‏ دست يافته ‏اى. (3)

امام علی (علیه السلام) میفرمایند: مَن لم يُجازِ الإساءَةَ بالإحسانِ‏ فليسَ مِن الكِرام‏. كسى كه بدى را به نيكى پاسخ ندهد از بزرگواران نيست.(4)

پی نوشت ها:

  1. میزان الحکمة، ج7، ص315.
  2. منتخب میزان الحکمة، ج2، ص824.
  3. همان.
  4. همان، ج2، ص1066.

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:
واقعا نمی دونم چجوری توضیح بدم که متوجه بشید.

من به دنبال دلیل ناراحت شدن خودم نیستم.

من می خواهم ببینم که چرا محبت کردن برخی انسان ها را اینگونه درنده میکند.

آیا اینکه من اخلاص ندارم باعث می شود آنها بدی کنند ؟

آیا اصلا من درست فکر میکنم که محبت کردن باعث درندگی آنها می شود یا دلیل دیگری دارد.

خیلی پشیمون شدم از اینکه این تاپیک رو ایجاد کردم.

اتفاقا خیلی موضوع خوبی مطرح کردید. ان شا الله به جوابتان خواهید رسید. اما نباید عجله کنید.

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:

من می خواهم ببینم که چرا محبت کردن برخی انسان ها را اینگونه درنده میکند.

آیا اینکه من اخلاص ندارم باعث می شود آنها بدی کنند ؟

آیا اصلا من درست فکر میکنم که محبت کردن باعث درندگی آنها می شود یا دلیل دیگری دارد.

خیلی پشیمون شدم از اینکه این تاپیک رو ایجاد کردم.

با سلام

برادر گرامی

فکر کن من می خوام تو رو آزمایش کنم

بهت می گم باید خوبی کنی

حتی جواب بدی رو هم باید با خوبی بدی

بعد هی باهات بد رفتاری میکنم تا آزمایشت کنم ببینم تونستی به خودسازی برسی یا نه ...

اما تو می گی چرا باید جواب بدی رو با خوبی بدم

نمیخوام

خوب شما توی این آزمایش مردود می شی ...

خداوند می خواد ما رو بسازه

آزمایشمون می کنه

ببینه برای بازخورد عمل و این که محبوب جمع بشیم داریم احسان میکنیم

یا برای رضای خدا داریم این کار رو انجام می دیم

که این طور که بنده دیدم اغلب افراد برای اینکه محبوبیت داشته باشن تو اجتماع این کار رو میکنن

نه برای اطاعت امر خدا

یکی از امامان مورد ناسزای یک نفر قرار گرفت

به در خونه اون شخص رفت

گفت اگر حرف هایی که زدی در مورد من درسته خدا من رو ببخشه

واگر نادرسته خدا تو رو ببخشه

این ها باید الگوی ما باشن ...

این که یک نفر به ما حسادت میکنه وسیله آزمایش ماست

اگر شخصی به ما بدی کنه و ما هم مثل خودش باهاش رفتار کنیم تفاوت ما با اون شخص چیه؟؟؟؟

ما نمونه ای مثل امامان رو داریم که در نماز جماعت مخالفان خودشون شرکت می کردن !!!

حسابش رو بکنید یه نفر حق شما رو گرفته برید پشتش بایستید نماز بخونید!(البته به فرادا میخوندن)

این معنای واقعی مطیع خدا بودن هست

انسان باید غرورش رو خورد کنه تا بتونه به خدا برسه ....

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:
حرف من درباره بدی هایی هست که در اثر محبت کردن بوجود میاد.

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:
من می خواهم ببینم که چرا محبت کردن برخی انسان ها را اینگونه درنده میکند.

Im_Masoud.Freeman;986327 نوشت:
آیا اصلا من درست فکر میکنم که محبت کردن باعث درندگی آنها می شود یا دلیل دیگری دارد.

تا آنجا که من اطلاع دارم نه در منابع روانشناسی و نه در منابع دینی اینکه فردی در قبال خوبی بدی کند به عنوان یک اختلال رایج و یا رذیله شایع معرفی و شناخته نشده است. اتفاقا بالعکس طبع همه انسان ها بر جبران و مقابله به مثل افریده شده است. بنابراین یک احتمال این است که افرادی که از آنها سخن میگویید به یک اختلال روانی و بیماری اخلاقی نادر مبتلا باشند. اما احتمال دوم که به نظر من قوی تر است این است که رفتار این طیف افراد دلیل دیگری داشته باشد که در حال بررسی این دلایل هستیم. البته باز هم تاکید میکنم برخی از این دلایل ممکن است بر شما صدق نکند. صرفا به خاطر اینکه بحث برای همه قابل استفاده باشد گفته میشود.
موضوع قفل شده است