جمع بندی چرا ما باید رساله داشته باشیم؟ مگر قرآن کامل نیست؟

تب‌های اولیه

52 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا ما باید رساله داشته باشیم؟ مگر قرآن کامل نیست؟

درود
من این سوال رو چند سالی هست واسم مطرحه و هیچگونه به جواب نرسیدم.
مگه قرآن کامل ترین کتاب الهی نیست؟ به جای اینکه مثل مابقی ادیان به حرف و دستور کتاب الهیمون گوش کنیم، چرا باید در کنارش رساله داشته باشیم و هرچی که رساله میگه رو گوش کنیم؟
به عنوان مثال تو قرآن در مورد پوشش زن گفته فقط باید پوششی باشه روی سر و گردن.
ولی تو رساله با کلی سختگیری و تفصیل این مسئله پوشش زن بحث شده!

من سعی در این دارم اطلاعاتم رو ببرم بالا، چون حس می کنم در مورد دینم دچار تردید شدم.
لطفن اگه جواب میدین فقط آیه قرآن بیارین که من بتونم رجوع کنم، احادیث و اینا رو من خیلیاش رو قبول ندارم.

سپاس

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد شعیب


با سلام خدمت شما دوست گرامی

قرآن به عنوان کتاب هدایت و وحی الهی تمام کلیات هدایت بشر را برای آنها در بر دارد و هیچ کم و کاستی در این زمینه ندارد کامل و جامع بدون نقص و عیب.
برنامه ای مدون برای هدایت بشر به سوی کمال مقصود و رسیدن به اوج بندگی و لقای الهی.
وقتی به این کتاب هدایت مراجعه می کنیم می بینیم که خود قرآن کلام پیامبرش را باعث هدایت و تبعیت از آن را واجب شمرده است و اطاعت از رسولش را اطاعت از خود برشمرده است:

مَنْ يُطِعِ الرّسُولَ فَقَدْ أطَاعَ الله (نساء80)
«آن كسى كه از اين پيغمبر اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است.»
يَا أيّهَا الّذِينَ آمَنُوا أطِيعُوا اللهَ وَ أطِيعُوا الرّسُولَ وَ اُولِى الأمْرِ مِنْكُمْ
(نساء59) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا اطاعت كنيد! و از پيغمبرتان و صاحبان امرتان كه از شما هستند اطاعت كنيد!»
وَ مَا أرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إلاّ لِيُطَاعَ بِإذْنِ اللهِ(نساء64) «و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه مردم از وى به اذن خدا اطاعت كنند.(حشر7)

پس همین قرآن کامل و جامعی که بدون شک از طرف خدا آمده است یکی از دستوراتش تبعیت و پیروی از دستورات و سخنان پیامبرش است .
از طرفی چون کتاب قرآن کتاب کلیات هدایت و دستور های الهی است در بیشتر موارد به ذکر کلیات بدون جزئیات پرداخته است مثلا فرموده است " اقم الصلوه" ولی نفرموده که چند رکعت و چگونه . نفرموده رکوع و سجودش باید کدام مقدم و دیگری موخر باشد.
یا فرموده زکات بدهید ولی نفرموده که چه مقدار بدهید. فرموده خمس بدهید ولی نفرموده از چگونه و فرموده است تبعیت از ولی امر خود بکنید ولی نفرموده ولی امر شما بعد از پیامیر چه کسانی هستند (اصول را فرموده و فروع را به پیامبر واگذاشته است)
پس قرآن جامع هدایت است اما همین جامع هدایت یکی از دستوراتش این است که باید به حدیث پیامبر نیز گوش فرا دهیم.
حال همین پیامبر که گفتارش به صراحت قرآن مورد تایید و مورد طبعیت قرار می گیرد فرموده است:

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما


«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند مگر بر سر حوض کوثر.»


پیامبر خدایی که بنا بر صریح آیه قرآن حرفش باید تبعیت شود فرموده اهل بیت من (امامان شیعه) همسنگ و هم میزان قرآن هستند و حرف آنها بر شما حجت است آنها مفسران قرآن هستند و اگر به آنها چنگ بزنید و احکام دین خدا را از این طریق دریافت منید هرگز گمراه نمی شوید.

پس کلام اهلبیت پیامبر همچون کلام پیامبر مورد تایید قرآن است و دین خدا از این دو طریق به بندگان خدا می رسد اصول را قرآن می فرماید و اهلبیت آن را ترجمه و تفسیر می کنند و فروع آن را بیان می کنند.

بنا براین منابع دریافت دین خدا برای ما مسلمانان کتاب خدا و فرمایشات رسول خدا و اهلبت آن حضرت می باشد.
اما در زمان غیبت چون دست رسی به امام معصوم برای دریافت احکام دینی ممکن نمی باشد خود حضرات مردم را به کسانی که احادیث اهلبیت را نقل می کنند و عالمانی که آنها را جمع می کنند مراجعه داده اند و فرموده اند اگر به ما دسترسی نداشتید به عالمان دین مراجعه کنید .
و این عالمان دین و مراجع معظم تقلید حرفی از خودشان نمی زنند بلکه کلام خدا و روایات اهلبیت را به صورت منسجم و منظم با شکلی آراسته(رساله عملیه) به ما تحویل می دهند و نه چیزی از خود به آن می افزایند و نه چیزی از آن کم می کنند.

امام زمان:
و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله علیهم
اما در حوادثی كه بعداً بوجود می‌آید در مورد آنها به راویان احادیث‌ ما رجوع كنید زیرا آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان می‌باشم.
(صدوق، كمال الدین و تمام النعمة، قم، مؤسسه النشر الاسلامی الجماعة المدرسین ج 2، ص 493 وسائل الشیعه، ج 27، ص 140،)



پس اطاعت از خدا و رسول او و اهلبیت رسول خدا همه بر ما واجب است و در طول هم قرار دارد احادیث پیامبر و اهلبیت رسول خدا مورد تایید قرآن و در کنار قرآن لازم الاجرا است و مراجع تقلید هم کار اضافه ای در این طریق نکرده اند بلکه فقط احادیث را در کنار آیات دیده اند و حکم خدا را از آنها استخراج کرده اند و در کتابی به نام رساله عملیه به ما تحویل داده اند.

بحث حجاب برای زنان هم همین گونه است (گذشته از این که قرآن خیلی از احکام حجاب را بیان کرده است) احادیث به تفسیر و تبیین آن پرداخته اند و محدوده حجاب و ... را بیان کرده اند. و مراجع تقلید همان بیان قرآن و اهلبیت را در رساله بیان کرده اند.

والسلام:Gol:

bbehsan;633851 نوشت:
من سعی در این دارم اطلاعاتم رو ببرم بالا، چون حس می کنم در مورد دینم دچار تردید شدم.
لطفن اگه جواب میدین فقط آیه قرآن بیارین که من بتونم رجوع کنم، احادیث و اینا رو من خیلیاش رو قبول ندارم.

این که شما به قرآن رجوع د ارین چیز بسیار خوبیست و متاسفانه یکی از نقاط ضعف ما رجوع کم به قرآن است .

این ایه قرآن رو حدس بزنین چیست

پیغمبر به مردم بگو اگر شما خدا را دوست دارید ..............................خدا هم شما را دوست دارد .

بنظرتان خدا چه چیزی رو فرموده که داشته باشید تا دوستتان داشته باشد ؟

پاسخ این سوال راهی است به پاسخ شما
چون کم میام لطفا نقل قول کنید

بپاخیزیم;634932 نوشت:
این که شما به قرآن رجوع د ارین چیز بسیار خوبیست و متاسفانه یکی از نقاط ضعف ما رجوع کم به قرآن است .

این ایه قرآن رو حدس بزنین چیست

پیغمبر به مردم بگو اگر شما خدا را دوست دارید ..............................خدا هم شما را دوست دارد .

بنظرتان خدا چه چیزی رو فرموده که داشته باشید تا دوستتان داشته باشد ؟

پاسخ این سوال راهی است به پاسخ شما
چون کم میام لطفا نقل قول کنید

ممنونم از پاسختون
این کدوم آیه قرآنه؟
نمیدونم، شاید جای خالی اهل بیت باشه.
ولی مشکل من اینجاست که هیچ سندی رو نمی تونم پیدا کنم که مرحوم آیت الله لنکرانی که مرجع تقلید منه جزو عترت و اهل بیت پیامبر محسوب بشه.
حس می کنم اینا همش سختگیری های ملت و دولت ایران (ایرانی اسلامی) هست که برای اسلامی نگه داشتن مملکت و منافع خودشون هست.

شعیب;634846 نوشت:
يَا أيّهَا الّذِينَ آمَنُوا أطِيعُوا اللهَ وَ أطِيعُوا الرّسُولَ وَ اُولِى الأمْرِ مِنْكُمْ (نساء59) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا اطاعت كنيد! و از پيغمبرتان و صاحبان امرتان كه از شما هستند اطاعت كنيد!»

ممنون از پاسختون
همیشه خیلی زیاد و مفید توضیح میدین، خدا خیرتون بده.
این صاحب امر که از خودمون هم هست یعنی مرجع تقلید من درسته؟ این مرجع تقلید ها رو من قبول ندارم، سوم راهنمایی بودم دیدم کتاب لنکرانی تو خونست و مامان و بابا مرجعشون لنکرانیه، ماهم به تبعیت مقلد ایشون شدیم. یکم که بزرگتر شدم فهمیدم حرف هاشون مشابه همه، پی بردم که هیچکدوم رو قبول ندارم.

یه جا اینطوری حرف زدم گفتن دینت رو انتخابی کردی، گلچین کردی و داری می پرستی.
یه مرجع تقلید میگه فلان کاری حرومه، یکی دیگه مکروهه، این انتخابی نیست؟ یکی میاد حرف یه مرجع تقلیدی رو قبول می کنه که راحتتر قوانین دینی رو وضع می کنه و از اون پیروی می کنه، اینجا دیگه ما داریم حرف یه بنده رو گوش میدیم تا حرف خدامون رو...!! چه توجیهی واسه این وجود داره؟

من دلم میخواد فقط حرف خدا رو گوش کنم، حرف قرآن رو گوش کنم.
قرآن اجبار نکرده که از حرف صاحب امر پیروی کنم، گفته از خدا، قرآن، پیامبر و صاحب امرتون پیروی کنید.
ولی یه حرف خوبی زدید، قرآن گفته نماز بخونید ولی نگفته چطوری و چند رکعت و غیره... اینا رو ما تو رساله می خونیم! اینجاست که من شک می کنم به اینکه آیا باید قبول داشته باشم یا خیر! و از اون طرف سختگیری های اضافی و بیخود و بی منطقی رو از رساله ها می بینم که زده میشم از رساله و دین اسلام!

bbehsan;635238 نوشت:
ولی مشکل من اینجاست که هیچ سندی رو نمی تونم پیدا کنم که مرحوم آیت الله لنکرانی که مرجع تقلید منه جزو عترت و اهل بیت پیامبر محسوب بشه.
حس می کنم اینا همش سختگیری های ملت و دولت ایران (ایرانی اسلامی) هست که برای اسلامی نگه داشتن مملکت و منافع خودشون هست.

سوال باید دارای منطق باشه

طبق فرمایش شما دولت اسلامی .......مراجع و رساله ها رو درست کردند

و قبلاً مرجع تقلید و رساله ای در کار نبوده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

----------------------------------------

اگر این منطق ما باشه پس کلاس درس و معلم و شرح درس ها همه باید جمع بشه

چون خود کتاب درس هست ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

در قرآن داریم ید الله فوق ایدیهم ....... و طبق نظر شما اگر فقط به قرآن و الفاظ آن بپردازیم شما این آیه رو معنی کنید

و از هیچ شرح و تفسیری استفاده نکنید

...............................

میبینید که لازم است کسانی این آیه و امثال این آیه را شرح و تفسیر کنند

لذا خداوند با کتاب خود اطاعت پیامبر و امامان را هم واجب دانسته

و اکنون که امام زمان غائب هستند به فرموده خودشان باید به راویان احادیث

و مراجع تقلید مراجعه کرد ......

در ثانی رساله ی مراجع مطالب خودشان نیست بلکه شرح آیات قرآن و احادیث ائمه است

مثلاً در مورد حجاب آیه قرآن میفرماید

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ

شما معنی این آیات را بفرمائید و بگویید کدام رساله ضد این آیه را گفته است

بگو به زنان مومن چشمهای خود را حفظ کنند

پاکدامن باشند

زینت های خود را آشکار نکنند

مگر آنچه ظاهر است (مثل صورت و کف دست ها)

و مقنعه های خود را روی گریبان بیاندازند

و مجدداً برای تاکید میفرماید زینت های خود را آشکار نکنند

مگر برای شوهران خود

--------------------------------------------------

مشکل شما در کدوم آیه است ؟؟؟؟؟؟



سلام

قرآن کتاب کاملی است اما در ، در سینه علم داده شدگان .بنص عنکبوت 49

وبنص حدیث متواتر ثقلین اگر قران همراه عترت باشد تا قیامت جوابگو ومایه هدایت بشر است ....

افسوس که خلیفه ثانی دستور داد که : جردوا القران ... قرانها را تجرید کنید ! صححه الالبانی و الذهبی

وامام دوازدهم هم غائب شد ......

عقل و فطرت;634978 نوشت:
سلام همیشه برای من سوال بوده...

با سلام خدمت شما کاربر گرامی
تا جایی که یادم می آید 2 یا سه بار بنده با شما این بحث را شروع کردم (البته شما میان سوال دوستان وارد شدید و استارتر نبودید) و همیشه همین چند آیه را آوردید و بنده جوابتان را دادم و میانه بحث رها کردید.
انشاء الله در این بحث بتوانیم تا آخر خدمت شما باشیم و شما بتوانید این سوال همیشگیتان را یک بار برای همیشه پاسخ بگیرید.

عقل و فطرت;634978 نوشت:
چرا شما خود رسول رو از طریق خدا قران تعریف نمی کنیدتا همه چیز برای شما روشن بشه؟
چطور شما اینطوری نتیجه میگیرید:

بفرمایید معرفی کنید ما استفاده می کنیم.

عقل و فطرت;634978 نوشت:
چطور شما همچین فاجعه ای در دین رو ایجاد کرده اید و میبینید که این بندگان خدا چطور دارن متوجه این قضیه میشن؟ نفس هیچ انسانی نمی پذیره که قران بالای تاقچه ها خاک خورده و فقط به درد تلاوت کردن می خوره در حالی که تمامی احکام از رساله های انسان ها و احکام انسان ها خارج میشه؟ اگر قرار شما از این کتب دست نوشته پیروی کنید دیگر نازل شدن کتاب از سوی خدا چیست؟ یا خدا همه رو توی یک کتاب می آورد یا اینکه اینگونه بندگان رو معطل کتاب های شیعه و سنی و وهابیت نمی کرد... اما یه چیزی هست... خداوند شما و دیگر بندگان رو معطل نکرده و صراحتاً بیان کرده:

این به تعبیر شما "فاجعه " را (که ما منطق قرآن می دانیم نه فاجعه) خود قرآن برای هدایت بشر قرار داده است :
مَنْ يُطِعِ الرّسُولَ فَقَدْ أطَاعَ الله (نساء80) «آن كسى كه از اين پيغمبر اطاعت كند از خداوند اطاعت كرده است.»

اگر مدعی عمل به قرآنیم به تمام قرآن عمل کنیم نه یک چند آیه گزینشی از آن را که مطابق رای خود و برای بیان عقاید خود کنار هم می گذاریم(که اگر همان ها را هم بی طرفانه بررسی کنیم می بینیم غیر از آنچیزی است که ما می خواستیم از آن برداشت کنیم)
«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ[بقره/۸۵] آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى‏ آورید، و به بعضى كافر مى‏ شوید؟! براى كسى از شما كه این عمل (تبعیض در میان احكام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏ شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏ دهید غافل نیست»

عقل و فطرت;634978 نوشت:
نفس هیچ انسانی نمی پذیره که قران بالای تاقچه ها خاک خورده و فقط به درد تلاوت کردن می خوره

بله و هر کس این را بگوید که قرآن فقط و فقط مال تلاوت است اشتباه می گوید قرآن کتاب زندگی است باید در زندگی جریان پیدا کند و باید طبق احکام آن زندگی کرد نماز خواند روزه گرفت زکات داد و ...اما این کارها را چگونه باید انجام دهیم آیا جزئیات هم بیان شده است؟؟:
bbehsan;635257 نوشت:
یه سوال، به این دلیل می پرسم که از زبون شما میخوام راهنمایی بشم، ممنون میشم جواب بدید؛
نمازی که میخونیم و جزئیاتش توی قرآن نیومده. اگه قراره فقط به حرف قرآن گوش کنید نماز رو چطوری می خونید؟

اما آیاتی که آوردید همه اش با کمی دقت مشخص می شود که نمی تواند مویدی برای گفتار شما باشد:

عقل و فطرت;634978 نوشت:
اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿٣﴾
فقط از آنچه از جانب خدا برایتان نازل گردیده پیروی کنید و غیر از آن از هیچ اولیای دیگری پیروی نکنید بسیار کم است آنچه را متذکر می شوید﴿۳﴾اعراف

آیا پیامبر و حرف او "من دونه اولیاء" است واقعا هیچ عقل سلیمی می تواند این را بپذیرد!!!!!!!!؟؟
پیامبر خدا و حرف او از طرف خدا نعوذ بالله اولیای طاغوت معرفی شود!!؟؟؟؟؟ این حرف خیلی عجیب است .
چرا که می دانید خدا در قرآن دو ولی را معرفی می کند و دو خط را ترسیم می کند 1. خط و ولایت الله 2. خط و ولایت طاغوت "الله ولی الذین آمنو ....والذین کفرو اولیائهم الطاغوت".
از این گذشته خدا در جای جای قرآن اولیای حق را معرفی کرده است: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوا الامر منکم.
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
چرا این ها را نمی بینید ؟؟
آیا همین خدا خط خود و اولیا الله را مشخص نکرده است ؟؟
هر کس که از این خط بیرون باشد اولیا الشیطان است و " من دون الله"
حال شما پیدا کنید مصداق های این اولیاالله و اولیا الطاغوت را
کدام کتاب کتاب ولی خدا و کدام کتاب، کتاب ولی شیطان است؟؟؟

عقل و فطرت;634978 نوشت:
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (5 | المائدة - 44)
ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند؛ و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‌نمودند. بنابر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند.

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (5 | المائدة - 45)
و بر آنها [= بنی اسرائیل‌] در آن [= تورات‌]، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‌باشد؛ و هر زخمی، قصاص دارد؛ و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‌نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‌شود؛ و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (5 | المائدة - 47)
اهل انجیل [= پیروان مسیح‌] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند.

خوب تا بحال از خودتون سوال کردید که کتاب هایی که باهاش حکم می کنید نازل شده از سوی خدا هستند یا نه؟
خداوند تورات و انجیل و قران رو نازل کرده یا کلینی و صدوق و بحار و مسلم و بخاری و .... ؟

إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا (17 | الإسراء - 9)
این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (5 | المائدة - 68)
ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (2 | البقرة - 79)
پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا (4 | النساء - 60)
آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیش از تو نازل شده، ایمان آورده‌اند، ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. امّا شیطان می‌خواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهه‌های دور دستی بیفکند.


و این آیات هم هکذا
همه و همه این را می رساند که باید احکام الهی از طریق ولایت الله گرفته شود و ولایت الله زا خدا در قرآن معرفی کرده است:
انما ولیکم الله و رسوله و المومنون الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکات و هم راکعون.

[="Tahoma"]بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

«قل إنّ الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون» سوره مبارکه یونس - آیه ۶۹

مواظب باش دوست عزیز حرفات افترا نشه...

«إنما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یوقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم الراکعون» سوره مبارکه مائده - آیه ۵۵

اون آیه ای که شما آوردی دقت کن آورده «من دون الله»،ما دونوع اولیا داریم،الهی و من دون اللهی...آیه فوق مبین اولیا الهی است و مشخصه...

«أطیعوا الله و أطیعوا الرسول واحذروا فان تولیتم فٱعلموا أنما علی رسولنا البلاغ المبین»
سوره مبارکه مائده - آیه ۹۲

این هم...

«و ما أنزلنا علیک الکتاب الا لتُبَیِّنَ لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمة لقوم یؤمنون»
سوره مبارکه نحل - آیه ۶۴

شما که میگید خود قرآن کافیه و به تاویل و تفسیر و پیامبر و امام و... نیازی نیست،معنی آیه فوق چیه؟

امام علي عليه السّلام فرمودند:
علیکم بکتاب الله... من عمل به سبق؛
بر شما باد رجوع به کتاب خدا(قرآن) ... کسی که به آن عمل کند از همه پیشی می گیرد.
نهج البلاغه خطبه 155

امام صادق عليه السّلام فرمودند:
يا مفضل لو تدبر القرآن شيعتنا لما شکوا في فضلنا ... .
اي مفضل، اگر شيعيان ما در قرآن تدبر کنند و بينديشند، هر آينه شک نمي کردند در بزرگي و فضل ما.
بحار الأنوار، ج 53، ص 25

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:
القرآن افضل کل شيءٍ دون الله.
قرآن افضل از هر چيزي است جز ذات اقدس الهي.
الکافي، ج 2، ص 238

امام باقر عليه السّلام فرمودند:
القرآن خاص و عام و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ و الراسخون في العلم يعلمونه و رواه.
براي قرآن خاص و عام و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ است که صاحبان و راسخين در علم آن را مي دانند و روايت مي کنند.
مستدرک الوسائل، ج 17، ص 332

«...و لا یعلم تأویله إلا الله و الراسخون فی العلم...»
(آیه ۷ سوره آل عمران)

امام صادق عليه السّلام فرمودند:
نزل القرآن اربعة اَرباعٍ رُبعٌ فينا و ربعٌ في عدوّنا و ربعٌ سُننٌ و امثالٌ و ربعٌ فرائض واحکام.
قرآن بر چهار بخش نازل شده، يک چهارم درباره ما و يک چهارم درباره دشمنان ما و يک چهارم در سنن و امثال و يک چهارم آن واجبات و احکام است.
الکافي، ج 6، ص 464

امام علي عليه السّلام فرمودند:
فان في القرآن علم الاولين و الاخرين لم يدع لقائل مقالاً و لا يعلم تاويله الا الله و الراسخون في العلم.
بدرستي که در قرآن علم اولين و آخرين است، براي گوينده مجالي را نگذاشته است و تأويل آن را (احدي) نمي داند مگر خدا و راسخين در علم.
بحار الأنوار، ج 24، ص 179
(آیه ۷ سوره مبارکه آل عمران)

به راستی کیست جز حضرت علی (علیه السلام) که پیامبر اسلام حضرت محمد(صلوات الله علیه و آله و سلم) ایشان را در مدینة العلم یعنی وجود گرانقدر خود معرفی میکننو و حتی در وصیت خود هم «عترت» در کنار «قرآن» آمده...

پيامبر اکرم صلّى الله عليه و آله فرمودند:
إنّي قَد تَرَكْتُ فِيكُمُ الثّقلَيْنِ ، ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهما لَن تَضِلّوا بَعْدي، وأحَدُهُما أكْبَرُ مِنَ الآخَرِ: كِتابُ اللّه ِ حَبْلٌ مَمْدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأرضِ، وعِتْرَتي أهلُ بَيْتي ، ألَا وإنَّهُما لَن يَفْتَرِقا حتّى يَرِدا علَيَّ الحَوضَ؛
من در ميان شما دو شى ءگرانبها گذاشته ام كه تا وقتى به آنها چنگ آويزيد هرگز پس از من گمراه نمى شويد و يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خدا كه ريسمانى است از آسمان به زمين كشيده و عترت و خاندان من. بدانيد كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا كنار حوض [كوثر] نزد من آيند.
بحار الأنوار: 23 / 106 / 7

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:
إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی أهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا؛
من دو چیز ارزشمند در میان شما می گذارم؛ کتاب خدا، و عترت و اهل بیتم، اگر به آنها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی شوید.
غايه المرام 1/115

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:
المَهدِی مِن عِترَتی مِن وُلدِ فاطِمَةَ؛
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از عترت من و از فرزندان فاطمه است.
بحار الأنوار، ج38، ص44

دوست گرامی،خداوند تعالی ولی امر‌ ما را بیان کرده است...
انما از ادات حصر است بمعنی تنها...
اول خداوند دوم رسول و صاحب امران ما(یا در آیات دیگر کسانی که در حال رکوع زکات میدهند که بین مسلمین اجماع است که این آیه در سأن حضرت علی(ع) میباشد...)
و همچنین خود قرآن از تأویل داشتن خود خبر میدهد و میفرماید:تاویلش را جز خداوند و راسخون در علم احدی نمیداند...

براستی از این واضح تر؟
و اینکه با نص قرآن به موارد ذیل میرسیم:
ولی مسلمین بودن حضرت محمد(ص)
ارجحیت رسول از مومنین نسبت به خودشان
ولی مسلمین بودن ائمه(طبق آیه ولایت و وصیت پیامبر خدا(ص) و...)
تأویل داشتن قرآن
جز خدا و راسخون علم احدی تأویل قرآن را نمیداند
اطیعوا الله+و اطیعوا الرسول و اولی...

دو اطیعوا...

پیامبر(ص) لزوم توجه به قرآن و عترت را یبان فرمودند...
عترت رسول خدا(ص) احکام و تفسیر و...را بیان فرمودند...
در دوران غیبت طبق امر حضرت مهدی(عج) وظیفه ما رجوع به فقها یا محدیثین است...

امام صادق عليه السّلام فرمودند:
سَلامُ اللّه ِ عَلى أَهْلِ قُم. يَسْقِى اللّه ُ بِلادَهُمُ الغَيْثَ، وَ يُنَزِّلُ اللّه ُ عَلَيْهِمُ الْبَرَكاتِ، وَ يُبَدِّلُ اللّه ُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ، هُمْ أَهْلُ رُكُوعٍ وَ سُجُودٍ وَ قيامٍ وَ قُعُودٍ، هُمُ الْفُقَهاءُ الْعُلَماءُ، هُمْ أَهْلُ الدِرايَةِ وَ الرِوايَةِ وَ حُسْنِ الْعِبادَةِ؛
سلام بر مردم قم، خداوند شهرهاى آنان را با باران سيراب مى كند، و بركتها را بر آنان نازل مى كند، و بديهاى آنان را به خوبى ها تبديل مى كند، آنها اهل ركوع و سجود و قيام و قعود هستند. آنان فقيه و دانشمند هستند. آنان اهل درك حقايق و روايت و عبادت نيكو هستند.
بحارالانوار، ج 60 ، ص 217

امام صادق عليه السّلام فرمودند:
سَيَأتي زَمانٌ تَكونُ بَلدَةُ قُمَّ و أهلُها حُجَّةً عَلَى الخَلائِقِ و ذلِكَ في زَمانِ غَيبَةِ قائِمِنا إلى ظُهُورِهِ ؛
روزگارى خواهد آمد كه شهر قم و مردمان آن حجّت بر ديگر مردمان باشند؛ آن روزگار در زمان غيبت قائم ما است تا آن گاه كه ظهور كند .
بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 213

دقت کنید «حجت»...

امام کاظم عليه السّلام فرمودند:
تفقهوا في دينِ الله فَأنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصيرةِ وَ تَمامُ العِبادَةِ؛
«در دين خدا تفقه و کاوش کنيد، چرا که فقه و فهم دين، کليد بصيرت و کامل کننده عبادت است.»
بحارالانوار، ج 10، ص 247.

دوست گرامی سعی کنید همانطور از ظاهر آیات احکام غسل خود را(!!!) استخراج میکنید قبل آن سری به آیات درباره ولایت و اهل بیت بزنید...
و متوجه خواهید شد که جز خداوند و چهارده معصوم کسی از علم خدا بنفسه آگاه نیست...

و کافی و بحار و... هم تنها احادیث آن انوار الهی نه جایگزین قرآن بلکه در کنار قرآن...طبق وصیت و تذکر رسول خدا(ص) که قرآن و عترت تا حوض کوثر باهم هستند...

فقها و مراجع از قرآن و احادیث و طبق رویه هایی احکام و... را استخراج و استنباط میکنند نه طبق و هوی و هوس یا حدس...یا اینکه چون اسلام دین آسانی است پس نماز فلان است و...

عقل و فطرت;634978 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام همیشه برای من سوال بوده...
چرا شما خود رسول رو از طریق خدا قران تعریف نمی کنیدتا همه چیز برای شما روشن بشه؟:khab:
چطور شما اینطوری نتیجه میگیرید:

رسول = محمد = حدیث = کلینی و صدوق و بحار و ... = رساله های مراجع تقلید ؟؟؟

چطور شما همچین فاجعه ای در دین رو ایجاد کرده اید و میبینید که این بندگان خدا چطور دارن متوجه این قضیه میشن؟ نفس هیچ انسانی نمی پذیره که قران بالای تاقچه ها خاک خورده و فقط به درد تلاوت کردن می خوره در حالی که تمامی احکام از رساله های انسان ها و احکام انسان ها خارج میشه؟ اگر قرار شما از این کتب دست نوشته پیروی کنید دیگر نازل شدن کتاب از سوی خدا چیست؟ یا خدا همه رو توی یک کتاب می آورد یا اینکه اینگونه بندگان رو معطل کتاب های شیعه و سنی و وهابیت نمی کرد... اما یه چیزی هست... خداوند شما و دیگر بندگان رو معطل نکرده و صراحتاً بیان کرده:

اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿٣﴾
فقط از آنچه از جانب خدا برایتان نازل گردیده پیروی کنید و غیر از آن از هیچ اولیای دیگری پیروی نکنید بسیار کم است آنچه را متذکر می شوید﴿۳﴾اعراف

اولیای دیگر همان کتب حدیثی صدوق و بحار و مسلم هستند که شیطان باعث شده اینها جای قران رو بگیرند. در حالی که خداوند صراحتاً سه بار محکم فرموده:

إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (5 | المائدة - 44)
ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند؛ و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‌نمودند. بنابر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند.

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (5 | المائدة - 45)
و بر آنها [= بنی اسرائیل‌] در آن [= تورات‌]، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‌باشد؛ و هر زخمی، قصاص دارد؛ و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‌نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‌شود؛ و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (5 | المائدة - 47)
اهل انجیل [= پیروان مسیح‌] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند.

خوب تا بحال از خودتون سوال کردید که کتاب هایی که باهاش حکم می کنید نازل شده از سوی خدا هستند یا نه؟
خداوند تورات و انجیل و قران رو نازل کرده یا کلینی و صدوق و بحار و مسلم و بخاری و .... ؟

إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا (17 | الإسراء - 9)
این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (5 | المائدة - 68)
ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (2 | البقرة - 79)
پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا (4 | النساء - 60)
آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیش از تو نازل شده، ایمان آورده‌اند، ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. امّا شیطان می‌خواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهه‌های دور دستی بیفکند.

اینها ایاتی هست که هرگز برای مردم نمی خوانید و کتمان می کنید.

عقل و فطرت;635267 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام دوست عزیزم... خوشحالم که ارزش بسیار زیادی برای آیات خدا قائل هستید.
در مورد نماز....
شما فکرش رو بکنید که وهابیت چطوری نماز میخونه؟آیا مثل شیعه ها نماز میخونه؟ آیا اهل سنت که از سنت پیامبر و از شیعه ها هم به پیامبر نزدیک تر بودن مثل شیعه ها نماز میخونن؟
چرا اینطوریه؟
مطابق آیات قران کریم نماز دارای زمان های بخصوصی هست..برای مثال قبل از ظهر و بعد از ظهر و قبل غروب تا بعد شب و ... و در شب و ...
خداوند قوانینی که لازم بوده برای اقامه ی نماز رو برای ما در قران شرح کامل داده برای مثال وضو گرفتن قبل از نماز... و وضو کاملاً در قرآن شرح داده شده... شما هیچ آیه ای را نمی بینید که خداوند شما را معطل سنت کرده باشه... مثلاً گفته باشه قبل از نماز وضو بگیرید سپس نگفته باشه که وضو رو چطوری بگیرید و شما مجبور باشید به هر دری بزنید تا طریقه ی گرفتن وضو رو ببینید...
من خودم همیشه برام سوال بود که چرا وقتی جنب میشم باید کل بدنم رو بشورم و اول راست و بعد چپ رو بشورم که اینهمه داستان پیش بیاد برام؟ در حالی که قران داره میگه چه قضای حاجت کردید و چه جنب شدید خودتون رو بشورید(فقط همون قسمت که کثیف شده)!!! تموم شد و رفت... حاضرم قسم بخورم که دین اسلام اینقدر اسون و لذت بخشه و مذاهب اونقدر سختش کردن که فقط باعث ایجاد وسواس در مردم میشه..

اما نماز... اگر از همین شیوخ شیعه و سنی بپرسید که رکعات نماز رو در قران به شما اثبات کنن نمی تونن... چون ما در قران چیزی به عنوان رکعات نماز یا خوندن اون به عربی نماز نداریم!!! چیزی به عنوان کتبیر و تشهد و ... نداریم...
من خودم نمازم رو فارسی میخونم جاهایی که بلدم عربی هم میخونم فرقی برام نمی کنه و کاملاً متوجه هستم که با خدای خودم چه چیزی دارم بیان میکنم و قبل از اون یه سری حرکات تکراری رو هر روز تکرار میکردم بدون اینکه متوجه بشم چی دارم میگم!
شما فکر میکنید موسی و هارون چند رکعت و چطوری نماز میخوندن؟مثل شیعه ها میخوندن یا مثل سنی ها؟

وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (10 | یونس - 87)
و به موسی و برادرش وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‌هایی در سرزمین مصر انتخاب کنید؛ و خانه‌هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‌شوند!)»

خوبه خودتون هم میگید...شما نماز بدون قنوت و رکوع و سجود میخونید؟رکعاتش؟هر چقدر آسون تر باشه چون اسلام دین آسانیه!؟

و ضمنا تشیع از عترت احکام و عقاید و... را گرفته و امام علی (ع) باب علم رسول خدا هستند و علم رسول خدا علم ناب وحی شده از سوی خداست...علوم دینی ما از راسخون گرفته شده نه از ظن و گمان شخصی...[/]

bbehsan;635238 نوشت:
ممنون از پاسختون
همیشه خیلی زیاد و مفید توضیح میدین، خدا خیرتون بده.

با سلام خدمت شما دوست گرامی
من هم از حسن توجهتون به بحث کمال تشکر را دارم
از نحوه بحثتون کاملا پیداست که دنبال حقیقت هستید انشا الله که بتوانیم در این مسیر همراه خوبی برای شما باشیم:Gol:

bbehsan;635238 نوشت:
این صاحب امر که از خودمون هم هست یعنی مرجع تقلید من درسته؟ این مرجع تقلید ها رو من قبول ندارم، سوم راهنمایی بودم دیدم کتاب لنکرانی تو خونست و مامان و بابا مرجعشون لنکرانیه، ماهم به تبعیت مقلد ایشون شدیم. یکم که بزرگتر شدم فهمیدم حرف هاشون مشابه همه، پی بردم که هیچکدوم رو قبول ندارم.

ما پیامبر را به عنوان مفسر اصلی قرآن قبول داریم و این را هم خود قرآن به ما یاد داده است:
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل44)

  • بر تو نيز قرآن را نازل کرديم تا آنچه رابرای مردم نازل شده است برايشان بيان کنی و باشد که بينديشند
این پیامبر اولوا الامر (صاحبان امر ) را برای ما معرفی کرده است : که اهلبیت پیامبر اولوا الامر ما هستند. و در زمان غیبت برای این که دسترسی به امام نداریم باید از احادیث آنها که به ما رسیده پیروی کنیم حال یا خود مما می توانیم برویم این احادیث را ببینیم و معتبر بودنش را بررسی کنیم یا نه؟ اگر می توانیم که باید این کار را بکنیم و اگر نمی توانیم از کسانی که این توانایی را دارند باید یاد بگیریم.
مرجع تقلید هیچ حرفی از خودش نمی زند بلکه می رود این آیات و روایات را می بیند و با هم می سنجد و حکم خدا را از آن استخراج می کند .
پس ما از از حرف های شخصی مرجع که پیروی نمی کنیم بلکه از احکامی که مرجع از احادیث و آیهای قرآن بیرون کشیده پیروی می کنیم.
و تقلید از مرجع تقلید مراجعه جاهل به عالم است مرجع تقلید عالم به احکام دین است.

bbehsan;635238 نوشت:
یه مرجع تقلید میگه فلان کاری حرومه، یکی دیگه مکروهه، این انتخابی نیست؟ یکی میاد حرف یه مرجع تقلیدی رو قبول می کنه که راحتتر قوانین دینی رو وضع می کنه و از اون پیروی می کنه، اینجا دیگه ما داریم حرف یه بنده رو گوش میدیم تا حرف خدامون رو...!! چه توجیهی واسه این وجود داره؟

بزرگوار ، مرجع تقلید متخصص در احکام دین است و کارهای تخصصی دارای اختلافات جزئی است وقتی در یک علمی دو نفر متخصص باشند بنا بر آن میزان تخصصشان و مبانیشان در برخی از جاها با هم اختلاف دارند .
مثلا وقتی به پزشک متخصص قلب مراجعه می کنیم یک دارویی می نویسد و می گوید که تشخیص من این است و دارویش این. اما دوباره به متخصص دیگری مراجعه می کنیم تشخیص متفاوتی دارد با داریی دیگر و همچنین دکتر سوم با اندک اختلافی...
با این وجود ما نمی توانیم بگوییم پزشکی و طب بی اساس و گزافه است چرا که بیماری من که یک چیز بیش نیست چرا دارو ها متفاوت شد؟؟!
بلکه باید گفت متخصص خود درد را می بیند و با دانش خود علت را استنباط می کند و یک کار تخصصی انجام می دهد و به نظر خود به واقعیت امر رسیده است اگر چه اشتباه کرده ولی بر اساس قوانین پزشکی عمل کرده و نظر داده است.
مرجع تقلید هم متخصص در پیدا کردن حکم الهی است او به آیات و روایات مراجعه کرده و حکم خدا را استنباط می کند درست است که حکم خدا یک چیز بیش نیست اما مرجع هم متخصص است و بنا بر قواعد علم اصول فقه نظر خود را از استنباطش می دهد.
و این باعث برخی از اختلافات در فتواها در رساله ها می شود البته شایان ذکر است که این اختلاف ها خیلی کم هستند و در موارد ریزی اختلاف وجود دارد و در احکام اساسی و اصلی هیچ اختلافی نیست.
مثلا طریقه خواندن نماز و گرفتن روزه و دادن زکات و ...این موارد اختلافی در آنها نیست.

bbehsan;635238 نوشت:
من دلم میخواد فقط حرف خدا رو گوش کنم، حرف قرآن رو گوش کنم.
قرآن اجبار نکرده که از حرف صاحب امر پیروی کنم، گفته از خدا، قرآن، پیامبر و صاحب امرتون پیروی کنید.

دوست گرامی
همین که قرآن می فرماید اطیعوا یعنی اطاعت کنید و این یعنی اطاعت واجب است یعنی اجبار شرعی

bbehsan;635238 نوشت:
و از اون طرف سختگیری های اضافی و بیخود و بی منطقی رو از رساله ها می بینم که زده میشم از رساله و دین اسلام!

اگر بفهمیم که این مسایلی که در رساله هست و به قول شما سخت گیرانه است حکم خداست و خدا تبعیت از آن را واجب کرده آیا باز هم زده می شویم؟؟
هرگز . خدا خیر و صلاح ما را می خواهد و اگر امری را آن هم در ظاهر سخت برای ما فرموده باشد به خاطر صلاح و مصلحت ماست و نفعی برای خودش ندارد.

عقل و فطرت;635267 نوشت:
شما هیچ آیه ای را نمی بینید که خداوند شما را معطل سنت کرده باشه...

فعلا برای دست گرمی برای ما و دوستان بفرمایید این زکاتی که قرآن می فرماید برای مواردی واجب است مثلا گوسفند یا گاو یا ... چقدر باید بپردازیم؟؟
یا این که قرآن می فرماید" السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما" از کجای دستشان باید قطع کنیم.
یا این سارق چقدر سرقت کرد باید دستش را قطع کرد حتی اگر از دم مغازه که رد می شد ناخنک زد باید دستش قطع شود ؟؟
این که قرآن می فرماید باید دیه داد دیه خراش بر صورت چقدر است ؟؟
دیه قتل انسان چقدر است؟؟ وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ
فعلا برای شروع کافی است

سلام

فریب فقط قرانیان را نخورید که همین دینتان را هم از دست خواهید داد !

این قوم که بنص قرآن منافقند و رسول خدا ص آنها را باطل خواند وپیشگویی کرد ابتدا برای کنار زدن ثقل ثانی (عترت) که همان مفسرین ومترجمین قران بودند شعار حسبنا کتاب الله سر دادند و مایه اختلاف اسلام وبدبختی بشر را باعث شدند .

همین اواخر هم بعلت روی گرداندن از حدیث وسنت ، در چاه بیخدایی وبی دینی گرفتار آمدند .

قران در کنار سنت کامل میشود زیرا قرائات مختلفی از آیات وجود دارد که معنای متضادی دارند مانند :

شکی نیست که آیات بینات موجب هدایت است اما بحث بر سر رسیدن به همین آیات است !

من از کجا بدانم که مقصود خداوند از آیه زیر چیست:

[=&quot]قوله تعالى: إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا [مريم: 19/ 19].[/]
[=&quot]قرأ قالون بخلف عنه، وورش، وأبو عمرو، ويعقوب: (ليهب لك غلاما زكيّا) بالياء، وقرأ الباقون: لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا بالهمزة [/][=&quot].[/]

لاهب قرآن است یا لیهب ؟ آیا خداوند بخشید یا جبرئیل ؟!

یا آیه زیر به چه صورت قرائت شده :

[=&quot]قوله تعالى: ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها [البقرة: 2/ 106].[/]

تا 13 قرائت آمده[=&quot] که بعضی موید سهو ونسیان رسول خداست بعضی هم نه .....[/]

[=&quot]یا آیه :[/]

[=&quot]قوله تعالى: قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ [هود: 11/ 46].[/]
[=&quot]قرأ الكسائي ويعقوب: (إنّه عمل غير صالح) بنصب اللام والراء. وحجّته حديث أم سلمة قالت: قلت يا رسول الله كيف أقرأ: عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ أو عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ؟[/]
[=&quot]فقال: عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ بالنصب
[/]

[=&quot]بالاخره خدای متعال منظورش از آیه چیه : آیا پسر نوح غیر صالح بود یا سوال نوح غیر صالح ؟؟؟!!!!![/]

[=&quot]همچنین :
[/]

[=&quot] [=&quot]قوله تعالى: فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ [النّساء: 4/ 25].[/]
[=&quot]قرأ الكوفيين إلا حفصا: (فإذا أحصنّ) بفتح الألف والصاد، وقرأ الباقون: فَإِذا أُحْصِنَّ (1) بضم الهمزة، وكسر الصاد.[/]
[=&quot]قال القرطبي: أحصنّ بالفتح أسلمن، وبالضم: تزوجن (2).[/]

[=&quot]آیا اسلام آوردن مُحصِن است یا شوهر ؟![/]

[=&quot]یا آیه :[/]

[/]

[=&quot]قوله تعالى: وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ [الأحزاب: 33/ 33].
[/][=&quot]قرأ نافع، وعاصم: وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ بفتح القاف، وهذا لا يكون من [/][=&quot]([/][=&quot]الوقار)، إنما هو من (الاستقرار). قال الكسائي: العرب تقول: «قررت بالمكان استقر فيه» لغتان بكسر الراء وفتحها[/][=&quot].

[/][=&quot]وقرأ الباقون: (وقرن) بكسر القاف. احتمل أن يكون من (الوقار)[/]

بالاخره منظور خدا این بود که زنان در خانه شان با وقار زندگی کنند یا از خانه شان بیرون نیایند ؟!

همچنین در ساده ترین مسائل دینی مانند وضوا وقرائت نماز و هزاران اختلاف :

[=&quot]قوله تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ [المائدة: 5/ 6].[/]
[=&quot]قال أبو زرعة: قرأ نافع، وابن عامر، والكسائي، وحفص: وَأَرْجُلَكُمْ بالفتح، وحجتهم أنها معطوفة على الوجوه والأيدي؛ فأوجبوا الغسل عليهما.[/]
[=&quot]
[/]

بالاخره قرآن گفته مسح کنید یا بشورید ؟!

و در نزدیکی با زنی که حیضش تمام شده آیا بعد از غسل یا بعد از قطع حیض میتوان با وی جماع کرد ؟! :

[=&quot]قوله تعالى: وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ، فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ [البقرة: 2/ 222].[/]
[=&quot]قرأ حمزة، والكسائي، وشعبة عن عاصم، وخلف العاشر: (حتّى يطّهّرن) بتشديد الطاء، والهاء.[/]
[=&quot]وقرأ الباقون: حَتَّى يَطْهُرْنَ بتخفيف الطاء، وإسكان الراء[/]

[=&quot]
[/]

همچنین هدف خداوند از نزول آیه زیر چی بود :

[=&quot]قوله تعالى: أَوْ لامَسْتُمُ (لمستم) النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا [النّساء: 4/ 43].[/]

آیا منظور قران از لمس جماع بوده یا لمس ؟!!!!!

پس برای رسیدن به هدف ایات قران چاره ای از مراجعه به سنت صحیح ندارید .

http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=152809&page=2

bbehsan;635278 نوشت:
نه دیگه مشکل اینجاست شما و نقدکننده های دین و قرآن میاین به شعور یه جوون مسلمون امثال من توهین می کنید.

بهتره به جای تهمت زدن سوالهایی که مطرح کردم جواب بدین ؟؟

چه توهینی به شما شده شما میفرمایید دولت اسلامی رساله و مراجع رو درست کردند ؟؟؟؟؟

یعنی 30 ساله اینا درست شدند ...واقعاً که

شما به روایت معصوم شک می کنید در حالی که باید به خودتان و شبهه افکنی خودتون شک کنید که از کجا آب میخوره

bbehsan;635278 نوشت:
طبق فرمایش شما دولت اسلامی .......مراجع و رساله ها رو درست کردند

و قبلاً مرجع تقلید و رساله ای در کار نبوده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

----------------------------------------

اگر این منطق ما باشه پس کلاس درس و معلم و شرح درس ها همه باید جمع بشه

چون خود کتاب درس هست ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

در قرآن داریم ید الله فوق ایدیهم ....... و طبق نظر شما اگر فقط به قرآن و الفاظ آن بپردازیم شما این آیه رو معنی کنید

و از هیچ شرح و تفسیری استفاده نکنید

...............................

میبینید که لازم است کسانی این آیه و امثال این آیه را شرح و تفسیر کنند

لذا خداوند با کتاب خود اطاعت پیامبر و امامان را هم واجب دانسته

و اکنون که امام زمان غائب هستند به فرموده خودشان باید به راویان احادیث

و مراجع تقلید مراجعه کرد ......

در ثانی رساله ی مراجع مطالب خودشان نیست بلکه شرح آیات قرآن و احادیث ائمه است

مثلاً در مورد حجاب آیه قرآن میفرماید

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ

شما معنی این آیات را بفرمائید و بگویید کدام رساله ضد این آیه را گفته است

بگو به زنان مومن چشمهای خود را حفظ کنند

پاکدامن باشند

زینت های خود را آشکار نکنند

مگر آنچه ظاهر است (مثل صورت و کف دست ها)

و مقنعه های خود را روی گریبان بیاندازند

و مجدداً برای تاکید میفرماید زینت های خود را آشکار نکنند

مگر برای شوهران خود

--------------------------------------------------

مشکل شما در کدوم آیه است ؟؟؟؟؟؟

جواب این سوال من رو بدید و میدونم که جوابی ندارید .

امیدوارم از راه خودتون اسلام رو بشناسید و تهمت به این و اون نزنید .

موفق باشید

عقل و فطرت;635502 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
جناب خیر البریه... اول اینکه ما قرآنیون نیستیم. کسانی که فقط قران را قبول دارند در چاهی از گمراهی هستند... ما طبق نص صریح قران بر پا کننده تورات و انجیل و صحف انبیا و انچه بر محمد نازل شده هستیم(مائده 64).و مطابق نص صریح قران از اولیای غیر انچه نازل شده مانند کتب حدیثی شما پیروی نمیکنیم(اعراف 3).... و مطابق نص صریح قران هیچ فرقی بین انچه بر موسی و عیسی و سایر پیامبران داده شده با قران نمی گذاریم وگرنه مسلمان نیستیم(آل عمران 84 و 85). و ما به انچه حکم می کنیم که خداوند نازل کرده و کسانی که بر طبق انچه خدا نازل کرده حکم نمی کنند کافر و فاسق و ظالم هستند(مائده 44 و 45 و 47).بنده میدانم که شما حتی در تغییر کردن یا نکردن و یا وحی بودن قران هم در شک هستید.اما اگر دوست دارید پاسخ سوالات خود را بگیرید.آن را یکی یکی بپرسید و اینگونه پراکنده سوال نکنید.
قطعاً نه شما و نه هیچ مذهبی ای چه شیعه و چه سنی نمیتواند کتب حدیثی خود اعم از بحار و کلینی و صدوق و مسلم و بخاری را از ایات خداوند اثبات کند.... ولی من ایاتی برای شما ارائه میکنم که صراحتاً دارای ایین بودن را در برپایی تورات و انجیل و قران و تمامی کتب می داند(مائده 64). آیا شما از واژه های متشابه در قران به کتب حدیثی و عترت می رسید در حالی که قران تنها خودش را هادی میداند(الإسراء - 9)؟ چرا عترات را با قران اثبات نمی کنید؟

سلام علیکم

مخلوطی از حق وباطل !

سالها قبل جواب این خزعبلات را دادیم مطلب جدیدی نیست لطفا مطالعاتتان را عمیقتر ووسیعتر ودقیقتر کنید تا نیاز به تکرار مکررات نباشد ....

اما اگر اینگونه است که قران به تنهایی کافی بود چرا اینهمه اختلاف و تفرقه آنهم در ساده ترین مسائلی مانند نماز و وضو و زکات و.....

اگر قران به تنهایی کافیست چرا یک آیه در خود همین قران نگفته که فقط قران برایتان کافیست ؟ برعکس فرمود که رسول خدا ص مامور تبیین وبیان قرآن است و .... هر انچه رسول دادتان بگیرید و از هرآنچه نهیتان نمود دوری کنید ؟!

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (نحل64

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ....

اگر قران تا قیامت کافیست و تبیان لکل شئ و تفصیل کل شئ هست چرا در باره گروههای خونی واقتصاد و اتم و.... چیزی در آن نیامده تا بشریت را در هر زمان هدایت کند ؟

البته جواب همه اینها را خودم مستدلا ومنطقا دارم .

تفصیل بحثهای سالهای قبل با قرآنیان :

Download

[="Tahoma"][="Navy"]

bbehsan;633851 نوشت:
درود
من این سوال رو چند سالی هست واسم مطرحه و هیچگونه به جواب نرسیدم.
مگه قرآن کامل ترین کتاب الهی نیست؟ به جای اینکه مثل مابقی ادیان به حرف و دستور کتاب الهیمون گوش کنیم، چرا باید در کنارش رساله داشته باشیم و هرچی که رساله میگه رو گوش کنیم؟
به عنوان مثال تو قرآن در مورد پوشش زن گفته فقط باید پوششی باشه روی سر و گردن.
ولی تو رساله با کلی سختگیری و تفصیل این مسئله پوشش زن بحث شده!

من سعی در این دارم اطلاعاتم رو ببرم بالا، چون حس می کنم در مورد دینم دچار تردید شدم.
لطفن اگه جواب میدین فقط آیه قرآن بیارین که من بتونم رجوع کنم، احادیث و اینا رو من خیلیاش رو قبول ندارم.

سپاس


سلام
قرآن کریم به مثابه قانون اساسیه پس قوانین و برنامه های اجرایی اون رو مفسرین رسمی آن یعنی معصومین ع و پس از ایشان علمای شایسته پرهیزکار بیان کنند
یا علیم[/][/]

bbehsan;635315 نوشت:
رفاتون بوی پاکی و خلوص خاصی میده، بوی صداقت میده، خیلی لذت بردم از صحبتاتون.
من حدود 4 ساله نمیدونم چی شد که به نماز شب رو آووردم و بدون وقفه هر شب میخونمش و لذت واقعی از نماز و مناجات با خدا و دینم رو با نماز شب تجربه کردم. ولی همین سختگیری های اضافی و بیخودیه که اکثر مردم من جمله من رو از دین دور که هیچ، حتی به گناه هم وا میداره.

حالا متوجه واژه "معطل" شدم. میشه آیاتی که در مورد نحوه وضو، نحوه غسل، نحوه نماز و غیره و اون چیزایی که ما رو این وسواس ها رهایی بده رو بهم معرفی کنی؟
حتی یه کتاب هم بهم معرفی کنید که اینطور جزئیاتی داخلش معرفی و رجوع به قران داده شده باشه هم کافیه واسم.


لطفافبل از اینکه مرید این آقا بشوید از صحت گفته هایشان آگاه شوید اینکه رساله را قبول ندارید به خاطر صحت قران است یابه خاطر تنبلی؟
این اعمالی که در رساله هست نتیجه تلاش بیست ساله مرجع تقلیداست اگر شما اسلام واقعی می خواهیدوبه قران اعتقاددارید باید بدانید این الفاظ وحرکاتی که تکراری تلقی کردیدروپیامبروکسی که خداوند قران ناطق نامیده انجام می دادند

عقل و فطرت;635535 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.

جناب خیرالبریه... برای بار دوم عرض میکنم که ما قرانیون نیستیم و قرانیون فقط بر طبق قران حکم میکنند... کتب ما تمامی صحف نازل شده بر انبیا هست از ادم تا خاتم.
در ضمن من چیزی جز آیات خدا برای شما نمی خوانم و خزعبلات آیات خدا نیستند آیا سخنی از من شنیده اید که بدون ریفرنس به ایات حکم کرده باشم؟
این اختلاف و تفرقه را قران ایجاد نکرده است بلکه مذاهب ایجاد کرده اند... این شیعه و سنی و وهابی و سلفی و شافعی و حنبلی و حنفی هستند که با هم اختلاف دارند مثل اینکه فراموش کرده اید.

قران کافی است اما باید بدانید که ایات اقامه ی تورات و انجیل هم جزو آیات قران هستند و برای همین قران کافی است و عدم برپا کردن یکی از ایات قران دیگر کافی بودن قران را زیر سوال می برد:

أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَىٰ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (29 | العنكبوت - 51)
آیا برای آنان کافی نیست که این کتاب را بر تو نازل کردیم که پیوسته بر آنها تلاوت می‌شود؟! در این، رحمت و تذکّری است برای کسانی که ایمان می‌آورند.

اما تبین.... برای من همیشه جالب و سوال بوده که شما چطور از واژه ی تبین کتب حدیثی کلینی و صدوق و ... اثبات میکنید ولی از این ایه نتیجه ی خاصی نمی گیرید و تورات و انجیل رو مهجور کرده و دور انداخته اید؟

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (5 | المائدة - 68)
ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

اما تبین چیست و ایا قران نیاز به روشن سازی و حدیث تراشی دارد؟

تببن به معنای حدیث تراشی و تبلیغ غیر آیات نیست... بلکه به معنای آشکار کردن در مقابل پنهان کردن است.ترجمه ی واژه ها را خود آیات متشابه خداوند به ما بازگو میکنند... دقت کنید:

وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ (3 | آل عمران - 187)
و هنگامی را که خدا، از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شده، پیمان گرفت که حتماً آن را برای مردم آشکار سازید و کتمان نکنید! ولی آنها، آن را پشت سر افکندند؛ و به بهای کمی فروختند؛ و چه بد متاعی می‌خرند؟!


مطابق قرآن تبین به معنای آشکار کردن در مقابل پنهان سازی هست نه به معنای حدیث تراشی و روشن سازی ایات زیرا ایات الله مبین و روشن هستند و نیاز به روشن سازی ندارند:

الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ (15 | الحجر - 1)
الر، این آیات کتاب، و قرآن مبین است.

طس ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ (27 | النمل - 1)
طس - این آیات قرآن و کتاب مبین است،

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ ۙ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (16 | النحل - 64)
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی؛ و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‌آورند!

قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ (2 | البقرة - 69)
گفتند: «از پروردگار خود بخواه که برای ما آشکار سازد رنگ آن چگونه باشد؟ « گفت: خداوند می‌گوید: «گاوی باشد زرد یکدست، که رنگ آن، بینندگان را شاد و مسرور سازد.»

میبینید که آشکار کننده ی آیات خود الله است نه موسی...

به آیاتی هم که خودتان اوردید بیشتر دقت کنید:

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ ۙ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (16 | النحل - 64)
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها آشکار کنی؛ و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‌آورند!

بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ ۗ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (16 | النحل - 44)
از دلایل روشن و کتب و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!

طبق ایات قران تبین نه به معنای حدیث تراشی است و نه به معنای پیروی کردن از کتب حدیثی و روایی بلکه روشن سازی در مقابل کتمان کردن امده یعنی آشکار کردن و پنهان نکردن ایات... نه حدیث تراشی...

اولا تکرار میکنم که من قران را قبول دارم اما با تعقل و دلیل نه صم بکم ، بعد از مطالعه عهدین و همین قرآن و کتب زیاد وعمیق اهل سنت و تشیع به آیاتی بر میخوریم که نمیتوانیم مقصود خدای متعال را بفهمیم حتی در قرائت آیاتیکه روزانه هزاران مرتبه از زبان رسول خدا ص میشنیدند اختلاف عجیبی کردند مثل آیه مالک یوم الدین یا ملک ، کدامیک قرانست ودر لوح محفوظ ؟! تا 14 قرائت آمده !!!!!!!

حتی معنی قران در صدر اول ، مقصوداین جمع عثمان نبود بلکه شامل همه کلام رسول = وحی و بیان یا همان کتاب + سنت بود والبته که معجز وکامل و در دست کسانی بود که بنص 49 عنکبوت : بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم ....

همواره در کنار کتاب باید شریکش هم باشد تا اختلافات را بر طرف کند .

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ {البقرة/213}

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآَيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ( آل عمران19)

وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ {آل عمران/105}

وَلَقَدْ آَتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (هود110)

وَلَقَدْ آَتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (45فصلت)

واختلاف در کتب همیشگی است. چون کتاب را تحریف میکنند هم لفظی هم معنوی .

ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ {البقرة/176}

اینها چرا در کتاب اختلاف میکنند وعلت این اختلاف در کتاب از کجاست ؟ آیا غیر از اینکه بنص 49 عنکبوت ، قران را از راسخین در علم قبول نکردند و برای خودشان قرانی که ناسخ از منسوخش شناخته نمیشود جمع کردند ؟!

وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ (4بينه)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا آَمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا ( نساء136)

اگر در آیات همین قران دقت کرده بودید میدیدید که سنت خدای متعال یکسان است وهیچ فرقی بین امم قبل و ما وجود ندارد بلکه اگر آنها به 70 فرقه تقسیم شدند ما به 73 فرقه !
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ {غافر/5}
یعنی هیچ فرقی بین امم قبل و ما وجود ندارد و همه امتها واصحاب انبیاء اجتماع کردند بر تحریف دین و قتل رسولانشان :
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ {آل عمران/

واما چه کسی ترجمان و حافظ قرآن و حدود آنست و احکام نورانی قران را تا قیامت برای سعادت بشر استخراج میکند :

وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ {الشورى/10}

این حکم الله را چه کسی میتواند از قرآن دریابد ؟

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

واین امر سنت لا یتغیر خدای سبحان است که همیشه یکنفر بعنوان واسطه بین انسان والله ،داشته باشد (وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ.... ولکل قوم هاد ) چه روزی که فقط دونفر روی کره زمین بودند چه امروز که میلیارها نفر وجود دارند وهمیشه یک نفر حجت و واسطه فیض بین الله ومردم و رافع وفارق اختلافات و مبین کتاب است (وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ..... فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ .... وَيَوْمَ نَبْعَثُ فی كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا )

و واسطه فیض بین مردم والله در این زمان ، وجود مبارک امام دوازدهم ارواحنا فداه هادی امت است (ولکل قوم هاد) که به نص قرآن کریم ، شهید و حجت بر ماست .

ودر هنگام ظهور حافظ قرآن ؛ دین اسلام جهانگیر میشود وحقیقت قرآن به ظهور میرسد .

[="Blue"]

عقل و فطرت;635502 نوشت:
طعاً نه شما و نه هیچ مذهبی ای چه شیعه و چه سنی نمیتواند کتب حدیثی خود اعم از بحار و کلینی و صدوق و مسلم و بخاری را از ایات خداوند اثبات کند....

سلام.
خود قرآن از کجا ثابت می شود؟
همین راویان حدیث همین قرآن را هم به ما رسانده اند منتها در مورد قرآن گفته اند قال الله فی کتابه کذا و کذا
در مورد سخنان رسول الله گفته اند قال رسول الله کذا و کذا
البته در خود قرائات قرآن هم اختلاف وجود دارد و به طرق مختلف قرائت شده اما برخی روایات تواتر لفظی دارند و هیچ شک و شبهه ای در آنها نیست.
پس چگونه است که شما قال الله را قبول می کنید اما قال رسول الله را تکذیب می کنید؟[/]

عقل و فطرت;635558 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام.
لطفاً مطالب این تاپیک را دنبال کنید و پاسخ های کارشناسان و پاسخ های بنده را مطالعه ی دقیق کنید تا ببینید که آیا خداوند و آیاتش رساله های مراجع تقلید شما را تایید میکند یا خیر... اگر تایید کرد بنده خودم قول میدهم که تمامی کسانی را که از رساله های مراجع شما به سوی قران و تورات و انجیل برده ام بازگردانم.. که قطعاً اینطور نیست به این دلیل که بنده خودم در حوزه های علمیه تشیع بزرگ شده ام و به آن آگاه هستم.و فقط اگاهی میدهم و انتخاب اینکه شما آیات خدا را برپا کنید یا رساله های مراجع خود را با خودتان است.فقط امیدوارم که بنده از این سایت حذف نشوم... زیرا اگر حذف شوم مهری خواهد بود بر گوش ها و چشم های شما برای ندیدن ایات الله تعالی...

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (2 | البقرة - 79)
پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!


من به هیچ عنوان با شما بحث نمی کنم وترجیح می دهم مهر برگوش وچشمم بخورد تا پیش صاحب قران وپیامبرم در روز جزا شرمنده نشوم وای برشما که جوانان رو به سمت جهم برده ایداز خدا نمی ترسید؟
شما ظاهر قران رو می خونید و به با طنش عمل نمی کنید
مثل الذین حملوا التورات ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحملون اسفارابئس مثل القوم الذین کذبوا بایات الله والله لا یهدی القوم الظالمین

عقل و فطرت;635588 نوشت:
....

لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَ‌سُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿١٦٤﴾ ال عمران

كَمَا أَرْ‌سَلْنَا فِيكُمْ رَ‌سُولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ ﴿١٥١﴾ بقره
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُ‌وا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ‌ مِن كُلِّ فِرْ‌قَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُ‌وا قَوْمَهُمْ إِذَا رَ‌جَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُ‌ونَ ﴿١٢٢﴾ توبه

عقل و فطرت;635590 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.

اگر میخواهید گوش و چشمتان را به روی ایات خدا ببندید من مشکلی ندارم من از شما نخواستم که با من بحث کنید خواستم که مطالعه و دنبال کنید و بدانید اگر کسی به ایات خدا عامل باشد به جهنم نمی رود... اگر ما که برپا کننده ی ایات الله تعالی هستیم میرویم جهنم پس شیعیان و اهل سنت که قران را همراه تورات و انجیل مهجور کرده اند و از کتب تاریخی و دست نوشته ی خود احکام را بیرون می کشند وضعشان چطور است؟ ایه ای هم که اورده اید را مجدد بخوانید!
در ضمن قران باطن ندارد... تاویل دارد که جز خدا نمی داند و ان هم زمانی روشن خواهد شد که رویدادهایش رخ دهد.... یوم الدین....

هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (7 | الأعراف - 53)
آیا آنها جز انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، (کار از کار گذشته، و پشیمانی سودی ندارد؛ و) کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» (ولی) آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند؛ و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان :گم می‌شوند.


از نظر ما پیامبر,امیر المومنین علی علیه السلام وفاطمه زهراسلام الله علیها ویازده فرزندشان قران ناطق هستند جز قران عمل نمی کنند ومراجعی که واقعا پیرو این بزرگوارانند به قران واز قران عمل می کنند
برپاکننده ی آیات الهی کسی را به گمراهی نمی کشاندنماز خواندن به صورت معمول پیروی از امامان است وراه بهشت نه به زبان فارسی وهرگونه که دلم بخواهد
شیعیان واهل سنت قران را مهجور کرده اند شما می خواهید آنها را از مهجوریت در بیاورید ؟/؟چقدر جالب

[="Black"]

عقل و فطرت;635588 نوشت:
آیا شما در قران شک دارید؟ و گواهی بندگان خدا در کتب حدیثی و روایی را بر آنچه خدا نازل کرده ترجیح میدهید؟ جالب است.چگونه گواهی انان بر گواهی خدا در قران برای شما ارجعیت دارد؟ بلکه شما در خود ایات خدا در شک هستید و باید تاریخ نویسان گواهی دهند که این کتاب دستخوش تغییر است یا نه... نه خداوند...

کدام قرآن و کدام قرائت؟خداوند قرآن را به شما مستقیما وحی نموده یا به طریقی و از طریق واسطه این قرآن فعلی به شما رسیده؟
اگر به طریقی رسیده سوال ما از شما واضح است که این واسطه ها که می گویند قال الله فی کتابه کذا و کذا چرا شما این را قبول می کنید اما از همینها به تواتر ثابت است که قال رسول الله انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی را قبول نمی کنید؟
این واسطه ها که یکی هستند فقط تفاوت در قال الله و قال رسول الله است نه طریقه وصول این اقوال به دست ما
عقل و فطرت;635588 نوشت:
و باید تاریخ نویسان گواهی دهند که این کتاب دستخوش تغییر است یا نه... نه خداوند...

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ ۚ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُلْ لَا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ (6 | الأنعام - 19)
بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست؛ و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‌رسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آیا براستی شما گواهی می‌دهید که معبودان دیگری با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‌دهم». بگو: «اوست تنها معبود یگانه؛ و من از آنچه برای او شریک قرارمی‌دهید، بیزارم!»

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (15 | الحجر - 9)
ما ذکر را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ (75 | القيامة - 17)
چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست!


شما یا جایگاه بحث علمی را نمی دانید و یا خودتان را به ندانستن می زنید.
بنده از شما می پرسم همین انا نحن نزلنا الذکر و همین ان علینا جمعه و قرآنه از کجا به دست شما رسیده که به آن می خواهید استناد کنید؟
خداوند که مستقیما به شما این آیات را وحی نکرده و یا رسول الله مستقیما این آیات را برای شما قرائت نکرده
شما از واسطه هایی آن را گرفته اید که به آنها راویان قرآن می گویند همین قرائتی که می خوانید و برای ما استناد می کنید از حفص از عاصم و عاصم از عبدالرحمن نقل نموده و روایت کرده اند این قرآن با این قرائت را اما همین راویان قرآن که قرآن را نقل نموده اند اگر حدیث ثقلین را نقل کنند شما قبول نمی کنید که همین تناقض آشکاری در عملکرد فرقه شماست.
حالا کاری به این هم نداریم که این قرائات شاذ می باشند اما آن احادیث متواتر

شما ادعا دارید قال الله را قبول می کنید اما قال رسول الله را خیر و چه چیزی شایسته تر است برای شما جز همین آیه ای که آوردید
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا (4 | النساء - 150)
کسانی که خدا و پیامبرانِ او را انکار می‌کنند، و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می‌گویند: «به بعضی ایمان می‌آوریم، و بعضی را انکار می کنیم» و می‌خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند...

عقل و فطرت;635588 نوشت:
مشکل شما و کارشناسان بحث در همین جاست که پاسخ سوال مرا نداده اید.. من از شماها خواستم با ایات خدا رسول را برای من تعریف کنید... شما به علت اینکه رسول را نمی شناسید بین کلام الله و رسول جدایی انداخته اید... و قال رسول را با قال الله جدا میدانید... در حالی که قال رسول همان قال الله است... اگر پاسخ سوال مرا بدهید قطعاً به خیلی از جواب ها خواهید رسید.اما پاسخ من در خود قران است.لطفاً به سوال من جواب دهید.

بنده که به شما گفتم شما هنوز در اول راه مانده اید آنوقت می خواهید من برای شما از قرآنی که شما نمی توانید برای ما مشخص کنید که چه کسی این قرآن را برای شما روایت کرده دلیل بیاورم؟[/]

سلام و عرض ادب

تا حضور کارشناس صبر کنید

ان الله مع الصابرین


عقل و فطرت;635410 نوشت:
رخی از آیات عمومی پیرامون زکات در تورات مقدس:

با سلام
ما قرار است به احکام دین اسلام آن هم از نظر قرآن عمل کنیم نه تورات و انجیل و...
پس لطفا بروید سراغ قرآن. این که جایگاه زکات در کتب مقدس کجاست که با یک جستجوی ساده در اینترنت بدست می آید و این مطالب "لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ"

عقل و فطرت;635410 نوشت:
به فرموده قرآن یکی از راه های رسیدن به تزکیه گذر از مال است:

خب این زکات در اموال که خدا هم به پیامبرش می فرماید از آنها بگیر چقدر است بلاخره این اموال کدام هستند از هر کدام چقدر ؟؟
حتمامی خواهید بگویید حد اعتدال !!! خب این حد اعتدال چقدر است ؟؟ چه کسی باید آن را مشخص کند؟؟ به چه چیز هایی زکات تعلق می گیرد ؟؟ از هر کدام چقدر ؟؟ این که من یک پر کاه بدهم بگویم این اعتدال است و دیگری یک گوسفند و دیگری یک گاو بدهد چه حرج و مرجی پیش خواهد آمد این دیگر نشد قوانین دینی شد حرج و مرج شخصی!!
از این گذشته خدا به پیامبرش دستور می دهد "خذ من اموالهم صدقه" آخر چقدر ؟؟ هرچقدر که زورش رسید؟؟(نعوذ بالله) عجب دین بی در و پیکری
"بیزارم از این کهنه خدایی که تو داری"

عقل و فطرت;635427 نوشت:
در قرآن مبین الله امر به بُریدن فیزیکی دست سارق نمیکند بلکه الله سبحان در متن مقدس قرآن مبین فتوا میدهد که در صورت دستگیری سارق اولاً: اختیارات از او کاملاً سلب گردد، ثانیاً: مال به سرقت رفته به مالباخته باید عودت داده شود (یا عوض داده شود):

*** وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿المائدة: ٣٨﴾: مرد دزد و زن دزد را پس قطع کنید اختیارات را از ایشان(سلب اختیار نمائید از ایشان ) کیفری بدآنچه خود فراهم کردند بازدارندگی از نزد الله و الله عزتمند حکیم است.


جل الخالق !!!
این همه مجاز گویی ؟؟!!
معنای ید واضح است و معنای قطع هم واضح است. هر مجازی قرینه می خواهد.
حتی در همان آیه
عقل و فطرت;635427 نوشت:
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ (12 | يوسف - 50)
هم اصل بر قطع دست است مگر این که قرینه ای بر خلاف داشته باشیم(که قرینه هست)
این از ابتدائیات مراجعه به هر متنی است آن هم متن وزین و محکمی مثل قرآن ؟
اصاله الظهور اصل ابتدائی هر گفتار و نوشتاری است.
از این که بگذریم با این روش سخیف تفسیری که در پیش گرفته اید باید آیه
عقل و فطرت;635427 نوشت:
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ (12 | يوسف - 50)
را به این صورت تفسیر کنید(با مبانی خودتان پیش می روم)

در آیه زیر گفتید قطع ید به معنای سلب اختیار است

عقل و فطرت;635427 نوشت:
*** وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿المائدة: ٣٨﴾: مرد دزد و زن دزد را پس قطع کنید اختیارات را از ایشان(سلب اختیار نمائید از ایشان ) کیفری بدآنچه خود فراهم کردند بازدارندگی از نزد الله و الله عزتمند حکیم است.

پس در این آیه هم همان را بگویید "بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ" کسانی که اختیاراتشان را سلب کرده اند!!!!!!!!!
ببینید چقدر بی پایه است این نوع تفسیر
و باز در آیه"
عقل و فطرت;635427 نوشت:
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ ۖ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنْ هَٰذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ (12 | يوسف - 31)
چقدر سخیف است بیان تفسیری شما که بگوییم زنها از خودشان سلب اختیار کردند!!!!!
واقعا خودتان به زوائد کلامتان پایبند هستید؟؟؟؟

قرآنی که که خدا می فرماید ما آن را به عربی مبین نازل کردیم
«تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبینٍ[حجر/۱] این است آیات كتاب و آیات قرآن كه روشن كننده حقائق است.»

عقل و فطرت;635438 نوشت:
به این ترتیب مشخص می شود که میزان دیه و فدیه در قرآن به نظر اولیای دم واگذارده شده است، همانطور که بخشش قتل عمد نیز در قرآن به نظر اولیای دم واگذارده شده است ﴿البقرة: ١٧٨﴾.

از کجای آیات همچین حکمی را استخراج کردید ؟؟؟!!!!!!
عجب دین بی درو پیکری ساختید که حتی به اندازه ادیان قبلی هم کارایی ندارد
عقل و فطرت;635438 نوشت:
اگر گاو، غلامی یا کنیزی را بزند، سی مثقال نقره به صاحب او داده شود، و گاو سنگسار شود (آیات 28 تا 32 فصل 21 از صحیفه خروج تورات)

پس این گونه است که هرکجا حکمی خواستید و نیافتید می گویید خدا آن را به شما واگذار کرده است.(عجب)
واقعا این حرف ها را خودتان باورتان می شود
نماز هرگونه که بخواهید زکات آنقدر که میلتان بکشد حج هر چند دفعه که زورتان رسید طواف کنید (هرچی بیشتر بهتر!!)
عجب دینی؟؟
همین بود آن "معطل نگذاشتن" و " نیاز به سنت نداشتن" ی که می گفتید

واقعا شما فکر می کنید خدا راضی است که دینش این گونه بی درو پیکر ارائه شود آنوقت احکامش از طریق پیامبرش ارائه نشود و تبیین نشود(کمی فکر کنید)
آن هم پیامبری که خدا در باره او می فرماید:"لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً" عمل پیامبر را الگوی مسلمانان قرار داده . همچین الگویی را در انجام اعمال دینی رها کرده و به تفسیر های شخصی افرادی مثل شما تمسک کنیم (حاشا و کلا)
پیامبری که اطاعت از او را بارها در کنار اطاعت خود ذکر کرده است" اطیعوا الله و اطیعوا الرسول.."
پیامبری را که خدا می فرماید اگر می خواهید من خدا شما را دوست بدارم از او تبعیت کنید"قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ويغفر لكم ذنوبكم والله غفور رحيم"
پیامبری که عدم اطاعت از او را موجب کفران معرفی می کند قل أطيعوا الله والرسول فإن تولوا فإن الله لايحب الكافرين

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به همه ی برادران و خواهران گرامی

مقدمه

چرا قرآن به تنهایی مرجع ما نیست؟چرا نیاز به رساله و أئمه وقتی قرآن نزد ماست؟
پاسخ واضح است،خود قرآن به حقایق راهنمایی میکند...
حتی اگر بخواهیم مقدمات را از قرآن فرا بگیریم قرآن این کلام حق،خود بیان میکند...
در ادامه به این مباحث خواهیم پرداخت...

قرآن؛بی نیاز کننده ما از دیگر کتب و اشخاص

نظری به آیات قرآن

سوره مبارکه نساء،آیه ۵۹:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُم
ْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را!
و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

سوره مبارکه نساء،آیه ۶۴:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا

ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود.
و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.

سوره مبارکه نساء،آیه ۸۰:

مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ
وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا

کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت ؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسؤول نیستی).

سوره مبارکه مائده،آیه ۹۲:
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ
وَاحْذَرُوا فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود و بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است).

سوره مبارکه أعراف،آیه ۱۵۷:
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیار پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند.

سوره مبارکه نور،آیه ۵۴:
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ و
َأَطِيعُوا الرَّسُول َفَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید!و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!»

سوره مبارکه نور،آیه ۵۶:
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وأَطِيعُوا الرَّسُول لعلکم تُرْحَمُونَ

و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.

سوره مبارکه محمد،آیه ۳۳:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را،و اطاعت کنید رسول (خدا) را، و اعمال خود را باطل نسازید!

سوره مبارکه حشر،آیه ۷:
مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)،و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!

با توجه به لزوم‌ اطاعت رسول خدا(ص)،نگاهی به احادیث آن نبی رحمت(ص) میکنیم:

پيامبر صلي الله عليه و آله :
اِنّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتابَ اللّه ِ وَعِتْرَتى اَهْلَ بَيْتى لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْتَمَسَّكْتُمْ بِهِما وَ لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ؛
پيامبر صلي الله عليه و آله :
من دو چيز ارزشمند در ميان شما مى گذارم: كتاب خدا و عترت و اهل بيتم ، اگر به آنها چنگ بزنيد، هرگز گمراه نمى شويد.
شرح احقاق الحق، ج 5، ص 28

رسول اللّه صلي الله عليه و آله :
إنّي تارِكٌ فيكُم ما إن تَمَسَّكتُم بِهِ لَن تَضِلّوا بَعدي، أحدُهُما أعظَمُ مِنَ الآخَرِ : كتابُ اللّه ِ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ ،وعِترَتي أهلُ بَيتي، ولَن يَتَفَرَّقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ ، فَانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :

من در ميان شما چيزى به يادگار نهاده ام كه مادامى كه بدان چنگ در زنيد هرگز پس از من گمراه نگرديد؛ يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خدا كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين و عترتم، اهل بيتم، واين دو هرگز از هم جدانشوند تا در كنار حوض كوثر بر من واردآيند، پس بنگريد درنبودنِ من حقم را درباره اين دو چگونه ادا مى كنيد.
سنن الترمذيّ : 5 / 663 / 3788 عن زيد بن أرقم .

عنه صلي الله عليه و آله :
إنّي قَد تَرَكتُ فيكُمُ الثَّقَلَينِ ، أحَدُهُما أكبَرُ مِنَ الآخَرِ : كِتابَ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأَرضِ ، وعِترَتي أهلَ بَيتي ، ألا إنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
من در ميان شما دو ثقل به يادگار مى نهم كه يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خداوند عزّوجل كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين و عترت من كه همان اهل بيت من است. آگاه باشيد كه اين دو هرگز از هم جدايى نپذيرند تا كنار حوض كوثر بر من وارد آيند.
مسند ابن حنبل : 4 / 54 / 1121 عن أبي سعيد الخدريّ .

رسول اللّه صلي الله عليه و آله :
إنّي تارِكٌ فيكُم أمرَينِ إن أخَذتُم بِهِما لَن تَضِلّوا : كِتابَ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ ، وأهلَ بَيتي عِترَتي . أيُّهَا النّاسُ ، اِسمَعوا وقَد بَلَّغتُ أنَّكُم سَتَرِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ ، فَأَسأَلُكُم عَمّا فَعَلتُم فِي الثَّقَلَينِ ، والثَّقَلانِ كِتابُ اللّه ِ جَلَّ ذِكرُهُ وأهلُ بَيتي ، فَلا تَسبِقوهُم فَتَهلِكوا ، ولا تُعَلِّموهُم فَإِنَّهُم أعلَمُ مِنكُم
پيامبرخدا صلي الله عليه و آله :
من دو چيز در ميان شما مى نهم كه اگر به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد: كتاب خداوند عزّوجل و اهل بيت من كه همان عترت من است. اى مردم! گوش كنيد، به من خبر رسيده است كه در كنار حوض كوثر بر من وارد خواهيد شد و من پيرامون اين كه با اين دو امر سترگ چه كرديد از شما پرسش خواهم كرد. اين دو امر سترگ، كتاب خداوند والانام و اهل بيت من است،پس از آنها پيشى نگيريد كه نابود مى شويد و به آنها نياموزيد كه داناتر از شمايند.

الكافي : 1 / 294 / 3 عن عبد الحميد بن أبي الديلم عن الإمام الصادق عليه السلام ، وراجع تفسير العيّاشيّ : 1 / 250 / 169 عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام .

عنه صلي الله عليه و آله:
مَن تَمَسَّكَ بِعِترَتي مِن بَعدي كانَ مِنَ الفائِزينَ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
هركه پس از من به عترتم تمسّك جويد از رستگاران است.
كفاية الأثر : 22 عن ابن عبّاس .

رسول اللّه صلي الله عليه و آله :
أيُّهَا النّاسُ ، إنّي فَرَطُكُم وأنتُم وارِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ . ألا وإنّي سائِلُكُم عَنِ الثَّقَلَينِ ، فَانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما ، فَإِنَّ اللَّطيفَ الخَبيرَ نَبَّأَني أنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَلقَياني ، وسَأَلتُ رَبّي ذلك فَأَعطانيهِ ، ألا وإنّي قَد تَرَكتُهُما فيكُم : كِتابَ اللّه ِ وعِترَتي أهلَ بَيتي ، فَلا تَسبِقوهُم فَتَفَرَّقوا ، ولا تُقَصِّروا عَنهُم فَتَهلِكوا ، ولا تُعَلِّموهُم فَإِنَّهُم أعلَمُ مِنكُم
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
اى مردم! من جلوتر از شما مى روم و شما در كنار حوض [كوثر ]بر من وارد مى شويد ؛ آگاه باشيد كه من درباره ثقلين از شما خواهم پرسيد؛ پس بنگريد كه پس از من با آن دو چه مى كنيد؛ چه خداوند لطيف خبير مرا خبر داد كه: اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا اين كه به ديدار من بيايند و من اين امر را از پروردگارم خواستم و او خواهش مرا برآورد. آگاه باشيد كه من در ميان شما اين دو را بر جاى گذاشته ام: كتاب خدا و عترت، يعنى اهل بيتم را. پس از آنان پيشى نگيريد كه دچار تفرقه و پراكندگى مى شويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مى شويد و به آنان چيز ياد ندهيد زيرا كه ايشان از شما داناترند.
الإرشاد : 1 / 180 ، وراجع تفسير العيّاشيّ : 1 / 4 / 3 .

عنه صلي الله عليه و آله :
مَن أحَبَّ أن يَحيا حَياةً تُشبِهُ حَياةَ الأَنبِياءِ ويَموتَ ميتَةً تُشبِهُ ميتَةَ الشُّهَداءِ ويَسكُنَ الجِنانَ الَّتي غَرَسَهَا الرَّحمنُ فَليَتَوَلَّ عَلِيًّا وَليُوالِ وَلِيَّهُ وَليَقتَدِ بِالأَئِمَّةِ مِن بَعدِهِ ، فَإِنَّهُم عِترَتي خُلِقوا مِن طينَتي . اللّهُمَّ ارزُقهُم فَهمي وعِلمي ، ووَيلٌ لِلمُخالِفينَ لَهُم مِن اُمَّتي ، اللّهُمَّ لا تُنِلهُم شَفاعَتي
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
هر كه دوست دارد كه مانند پيامبران زندگى كند و مرگى چون مرگ شهيدان داشته باشد و در بهشتى كه خداى رحمان كاشته است ساكن شود بايد از على پيروى كند و با دوست او دوستى كند و به امامانِ پس از او اقتدا نمايد؛ زيرا كه ايشان عترت منند و از طينت من آفريده شده اند. بار خدايا! فهم و دانش مرا روزى ايشان فرما. واى بر آن دسته از امّت من كه مخالفت آنان كنند؛ بار خدايا! شفاعت مرا شامل حال اين مردمان مگردان.

الكافي : 1 / 208 / 3 عن سعد بن طريف عن الإمام الباقر عليه السلام .

رسول اللّه صلي الله عليه و آله :
الحَسَنُ وَالحُسَينُ إماما اُمَّتي بَعدَ أبيهِما وسَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ ، واُمُّهُما سَيِّدَةُ نِساءِ العالَمينَ ، وأبوهُما سَيِّدُ الوَصِيّينَ . ومِن وُلدِ الحُسَينِ تِسعَةُ أئِمَّةٍ ، تاسِعُهُمُ القائِمُ مِن وُلدي ، طاعَتُهُم طاعَتي ، ومَعصِيَتُهُم مَعصِيَتي ، إلَى اللّه ِ أشكُو المُنكِرينَ لِفَضلِهِم ، وَالمُضَيِّعينَ لِحُرمَتِهِم بَعدي ، وكَفى بِاللّه ِ وَليًّا وناصِرًا لِعِترَتي وأئِمَّةِ اُمَّتي ، ومُنتَقِمًا مِنَ الجاحِدينَ لِحَقِّهم «وسَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا أيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبونَ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
حسن و حسين بعد از پدرشان، امامان امّت من و سرور جوانان اهل بهشت اند و مادر آن دو، بانوى زنان جهان است و پدرشان، سرور اوصياء است. از نسل حسين، نُه امام پديد آيد كه نهمين ايشان، قائم از نسل من است، اطاعت از ايشان اطاعت از من است و نافرمانى آنان، نافرمانى من است. به خدا شكايت مى برم از كسانى كه فضل ايشان را انكار كنند و پس از من، حرمت آنان را بشكنند و كافى است كه خدا، پشتيبان و ياور عترت و امامان امّت من باشد و انتقام گيرنده از منكران حقّ آنان «و كسانى كه ستم كرده اند به زودى خواهند دانست كه چه فرجامى در انتظار آنان است»
كمال الدين : 260 / 6 ، فرائد السمطين : 1 / 54 / 19 كلاهما عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، والآية 227 من سورة الشعراء .

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله :
إنّي قَد تَرَكْتُ فِيكُمُ الثّقلَيْنِ ، ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهما لَن تَضِلّوا بَعْدي، وأحَدُهُما أكْبَرُ مِنَ الآخَرِ : كِتابُ اللّه ِ حَبْلٌ مَمْدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأرضِ، وعِتْرَتي أهلُ بَيْتي ، ألَا وإنَّهُما لَن يَفْتَرِقا حتّى يَرِدا علَيَّ الحَوضَ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
من در ميان شما دو شى ءگرانبها گذاشته ام كه تا وقتى به آنها چنگ آويزيد هرگز پس از من گمراه نمى شويد و يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است: كتاب خدا كه ريسمانى است از آسمان به زمين كشيده و عترت و خاندان من. بدانيد كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا كنار حوض [كوثر] نزد من آيند.
بحار الأنوار : 23 / 106 / 7 ، انظر : بحار الأنوار : 23 / 104 باب 7 ، كنز العمّال : 870 ـ 873 ، 898 ، 942 ـ 947، 951 ـ 953 ، 958 ، 1650 ، 1657 ، 1667 .

سوال:آیا ولایت و امامت أئمه در قرآن ذکر شده؟

پاسخ:هرچند بواسطه اطاعت رسول خدا(ص) به ولایت و امامت میرسیم اما حال آیات قرآن را در این رابطه بررسی میکنیم:

سوره مبارکه نساء،آیه ۵۹:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا واولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را!
و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

سوره مبارکه مائده،آیه ۵۵:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند.

*در اینکه آن شخصی که حین نماز زکات داده حضرت علی(ع) بوده در بین علمای اسلام(شیعه و سنی) هیچ اختلافی نیست.

آیا صحیح است یا نیاز است به کتب اهل کتاب رجوع کنیم؟

سوره آل عمران،آیه ۱۹:
إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

دین در نزد خدا، اسلام است.

و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.

سوره مبارکه مائده،آیه ۳:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَٰلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‌های تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- امّا آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.

سوره مبارکه صف،آیه ۲:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

سوره مبارکه جن،آیه ۱۴:
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَٰئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا

و اینکه گروهی از ما مسلمان و گروهی ظالمند؛ هر کس اسلام را اختیار کند راه راست را برگزیده است.

پس این آیه چیست؟

سوره مبارکه مائده،آیه‌۶۸:
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

ای اهل کتاب!

شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

پاسخ:

اولا،مخاطب این آیه «اهل کتاب» هستند...نه مؤمنین...

سوره مبارکه مائده،آیه‌ ۴۸:
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ

و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن!و از احکام الهی، روی مگردان!
ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم؛و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ (و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ به شما خبر خواهد داد.

سوال:از کجا مشخص است که منظور قرآن است؟

پاسخ:قرینه آیات،در آیه قبل درباره إنجیل چنین آمده:

سوره مبارکه مائده،آیه ۴۷:
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

اهل انجیل [= پیروان مسیح‌] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند!
و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند.

سوال:حال که مشخص شد اطاعت از تمامی دستورات رسول خدا(ص) واجب است و امامت اثبات شد(به همان میزان که از رسول خدا تبعیت لازم است)،قبول،اما رساله آیا گفتار أئمه است؟آیا غیر قرآن نیست؟

اول اینکه أئمه طبق گفتار حضرت خاتم(ص):

عنه صلي الله عليه و آله :
الأَئِمَّةُ بَعدِي اثنا عَشَرَ ، تِسعَةٌ مِن صُلبِ الحُسَينِ عليه السلام ، تاسِعُهُم قائِمُهُم، ألا إنَّ مَثَلَهُم فيكُم مَثَلُ سَفينَةِ نوحٍ ، مَن رَكِبَها نَجا ومَن تَخَلَّفَ عَنها هَلَكَ، ومَثَلُ بابِ حِطَّةٍ في بَني إسرائيلَ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :

امامان پس از من دوازده تن هستند

، نُه تن از پشت حسين عليه السلام كه نهمين ايشان قائم آنهاست. هان، مَثَل آنها در ميان شما همچون كشتى نوح است كه هر كس بدان درآيد نجات يابد و هر كه از آن بازمانَد نابود شود، آنها همچون «باب حطّة» در ميان بنى اسرائيل هستند.
المناقب لابن شهرآشوب : 1 / 295 ، كفاية الأثر : 38 كلاهما عن أبي ذرّ .

جابِرُ بنُ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيُّ :
دَخَلَ جَندَلُ بنُ جُنادَةَ بنِ جُبَيرٍ اليَهودِيُّ عَلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالَ ـ في حديث طويل ـ : أخبِرني يا رَسولَ اللّه ِ عَن أوصِيائِكَ مِن بَعدِك لِأَتَمَسَّكَ بِهِم . قالَ : أوصِيائِيَ الاِثنا عَشَرَ . قالَ جَندَلٌ : هكَذا وَجَدناهُم فِي التَّوراةِ ، وقالَ : يا رَسولَ اللّه ِ ، سَمِّهِم لي . فَقالَ : أوَّلُهُم سَيِّدُ الأَوصِياءِ أبُو الأَئِمَّةِ عَلِيٌّ ، ثُمَّ ابناهُ الحَسَنُ والحُسَينُ، فَاستَمسِك بِهِم ولايَغُرَّنَّكَ جَهلُ الجاهِلينَ ، فَإِذا وُلِدَ عَلِيٌّ بنُ الحُسَينِ زَينُ العابِدينَ يَقضِي اللّه ُ عَلَيكَ ، ويَكونُ آخِرُ زادِكَ مِنَ الدُّنيا شَربَةَ لَبَنٍ تَشرَبُهُ . فَقالَ جَندَلٌ : وَجَدنا فِي التَّوراةِ وفي كُتُبِ الأَنبِياءِ : إيليا وشَبَّرًا وشَبيرًا ، فَهذِهِ أسماءُ عَلِيٍّ والحَسَنِ والحُسَينِ ، فَمَن بَعدَ الحُسَينِ ، وما أساميهِم ؟ قالَ صلي الله عليه و آله : إذَا انقَضَت مُدَّةُ الحُسَينِ فَالإِمامُ ابنُهُ عَلِيٌّ ويُلَقَّبُ بِزَينِ العابِدينَ، فَبَعدَهُ ابنُهُ مُحَمَّدٌ يُلَقَّبُ بِالباقِرِ ، فَبَعدَهُ ابنُهُ جَعفَرٌ يُدعى بِالصّادِقِ ، فَبَعدَهُ ابنُهُ موسى يُدعى بِالكاظِمِ ، فَبَعدَهُ ابنُهُ عَلِيٌّ يُدعى بِالرِّضا ، فَبَعدَهُ ابنُهُ مُحَمَّدٌ يُدعى بِالتَّقِيِّ والزَّكِيِّ ، فَبَعدَهُ ابنُهُ عَلِيٌّ يُدعى بِالنَّقِيِّ والهادي ، فَبَعدَهُ ابنُهُ الحَسَنُ يُدعى بِالعَسكَرِيِّ ، فَبَعدَهُ ابنُهُ مُحَمَّدٌ يُدعى بِالمَهدِيِّ والقائِمِ والحُجَّةِ ، فَيَغيبُ ثُمَّ يَخرُجُ، فَإِذا خَرَجَ يَملَأُ الأَرضَ قِسطًا وعَدلاً كَما مُلِئَت جَورًا وظُلمًا ، طوبى لِلصّابِرينَ في غَيبَتِهِ ، طوبى لِلمُقيمينَ عَلى مَحَبَّتِهِم ، اُولئِكَ الَّذين وَصَفَهُمُ اللّه ُ في كِتابِهِ وقالَ : «هُدًى لِلمُتَّقينَ * الَّذينَ يُؤمِنونَ بِالغَيبِ البقرة : 2 و 3 . ثُمَّ قالَ تَعالى : «اُولئِكَ حِزبُ اللّه ِ ألا إنَّ حِزبَ اللّه ِ هُمُ المُفلِحونَ المجادلة : 22 .
جندل بن جنادة بن جبير يهودى بر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله وارد شد و
ـ در حديثى طولانى ـ گفت: يا رسول اللّه ! از جانشينان پس از خود مرا آگاه كن تا بديشان توسّل جويم. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: جانشينان من دوازده تن هستند. جندل گفت: در تورات اين گونه آنها را يافته ايم. او گفت: يا رسول اللّه ! آنها را براى من نام ببر. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: نخستين آنها سرور اوصيا پدر امامان على است، سپس دو فرزند او حسن و حسين، پس بديشان توسّل جوى و نادانىِ نادانان تو را نفريبد، پس هر گاه على بن الحسين زين العابدين زاده شود خداوند عمر تو بگيرد و آخرين توشه تو از دنيا جرعه اى شير است كه آن را مى آشامى. جندل گفت: ما در تورات و كتب انبيا ايليا و شبر و شبير ديده ايم، پس اينها اسامى على، حسن و حسين هستند. پس از حسين چه كسانى هستند و نام آنها چيست؟ پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: چون دوران حسين سپرى شود فرزند او على امام است كه به زين العابدين ملقّب است، پس از او پسرش محمّد مى آيد كه به باقر ملقّب است و پس از او پسرش جعفر كه صادق خوانده مى شود، پس از او پسرش موسى است كه كاظم خوانده مى شود، پس از او پسرش على است كه رضا خوانده مى شود، پس از او پسرش محمّد است كه تقى و زكىّ خوانده مى شود و پس از او پسرش على است كه نقى و هادى خوانده مى شود و پس از او پسرش حسن است كه عسكرى خوانده مى شود و پس از او پسرش محمّد است كه مهدى خوانده مى شود و قائم و حجّت است و غايب مى شود و سپس خروج مى كند، پس هر گاه خروج كند زمين را از عدل و داد بياكند چنان كه از ظلم و ستم آكنده است، خوشا به حال صابران در دوران غيبت او و خوشا به حال كسانى كه دل به محبّت آنها بسته اند،

اينها همان كسانى هستند كه خداوند آنها را در كتابش توصيف كرده و فرموده است: «هدايت است براى پرهيزگاران، كسانى كه به غيب ايمان دارند»، سپس فرموده است: «ايشان حزب خدايند، هان، حزب خدا، همان رستگارانند».

ينابيع المودّة : 3 / 283 / 2 .

عنه صلي الله عليه و آله :
مَن دانَ بِديني وسَلَكَ مِنهاجي واتَّبَعَ سُنَّتي ، فَليَدِن بِتَفضيلِ الأَئِمَّةِ مِن أهلِ بَيتي عَلى جَميعِ اُمَّتي ، فَإِنَّ مَثَلَهُم في هذِهِ الاُمَّةِ مَثَلُ بابِ حِطَّةٍ في بَني إسرائيلَ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
هر كه دين مرا در پيش گرفت و روش مرا پيمود و از سنّت من پيروى كرد بايد برترى امامان اهل بيت مرا بر همه امّت، باور داشته باشد. مَثَل آنها در ميان اين امّت همچون «باب حطّة» در ميان بنى اسرائيل است.
أمالي الصدوق : 69 / 6 ، تنبيه الخواطر : 2 / 156 كلاهما عن ابن عبّاس .

عنه صلي الله عليه و آله :
الأَئِمَّةُ بَعدِي اثنا عَشَرَ عَدَدُ نُقَباءِ بَني إسرائيلَ ، كُلُّهمُ اُمَناءُ أتقِياءُ مَعصومونَ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
امامان پس از من دوازده تن هستند به شمار نقيبان بنى اسرائيل كه همه آنها امين و پرهيزگار و معصوم هستند.
جامع الأخبار : 62 / 80 .

عنه صلي الله عليه و آله :
أنَا سَيِّدُ النَّبِيّينَ ، وعَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ سَيِّدُ الوَصِيِّينَ ، والحَسَنُ والحُسَينُ سَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ ، والأَئِمَّةُ بَعدَهُما ساداتُ المُتَّقينَ ، وَلِيُّنا وَلِيُّ اللّه ِ ، وعَدُوُّنا عَدُوُّ اللّه ِ ، وطاعَتُنا طاعَةُ اللّه ِ ، ومَعصِيَتُنا مَعصِيَةُ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ ، وحَسبُنَا اللّه ُ ونِعمَ الوَكيلُ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
من سرور پيامبران و على بن ابى طالب سرور اوصياء و حسن و حسين دو سالار جوانان بهشتى اند و امامان پس از آن دو، سروران پرهيزگارانند.

دوستدار ما دوستدار خداست و دشمن ما دشمن خدا و فرمانبرى از ما فرمانبرى از خدا و سركشى از ما سركشى از خداوند عزّوجل است خدا ما را بس و نيكو كارگزارى است.
أمالي الصدوق : 448 / 16 عن أبي الطفيل عن الإمام الحسن عليه السلام .

عنه صلي الله عليه و آله :
يا عَلِيُّ أنَا وأنتَ والأَئِمَّةُ مِن وُلدِكَ سادَةٌ فِي الدُّنيا ومُلوكٌ فِيالآخِرَةِ ، مَن عَرَفَنا فَقَد عَرَفَ اللّه َ ، ومَن أنكَرَنا فَقَد أنكَرَ اللّه َ عَزَّوجَلَّ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
اى على! من و تو و امامان از نسل تو سروران دنيا و شهرياران سراى ديگرند، هر كه ما را بشناسد خدا را شناخته است و هر كه ما را نشناسد خداوند عزّوجل را نشناخته است.
أمالي الصدوق : 523 / 6 عن سليمان بن مهران عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام ، وراجع أمالي الصدوق : 448 عن حسن بن عليّ بن فضّال عن الإمام الرضا عليه السلام وفيه «قال : نحن سادات في الدنيا وملوك في الآخرة» ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : 2 / 57 / 210 وفيه «ملوك في الأرض» .

رسول اللّه صلي الله عليه و آله
ـ في قَولِ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ : «فَاسأَلوا أهلَ الذِّكرِ إن كُنتُم لا تَعلَمونَ النحل : 43 . ـ : الذِّكرُ أنا ، والأَئِمَّةُ أهلُ الذِّكرِ .
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله
ـ درباره اين سخن پروردگار «اگر خودنمى دانيد از اهل كتاب بپرسيد» ـ :

مقصود از «ذكر» من هستم و مراد از «اهل ذكر» امامان هستند.

الكافي : 1 / 210 / 1 عن عبداللّه بن عجلان عن الإمام الباقر عليه السلام ، تأويل الآيات الظاهرة : 259 .

عنه صلي الله عليه و آله:
تَمَسَّكوا بِطاعَةِ أئِمَّتِكُم ولا تُخالِفوهُم ، فَإِنَّ طاعَتَهُم طاعَةُ اللّه ِ ، وإنَّ مَعصِيَتَهُم مَعصِيَةُ اللّه ِ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
به (رشته) فرمانبردارى از امامانتان چنگ زنيد و از فرمانشان سرپيچى نكنيد؛ زيرا كه

اطاعت از آنان اطاعت از خداست و نافرمانى كردن از آنها نافرمانى از خدا مى باشد.

المعجم الكبير : 22 / 374 / 935 ، 936 ، تهذيب تاريخ دمشق : 7 / 197 ، السنّة لابن أبي عاصم : 499 / 1080 ، الدرّ المنثور : 5 / 178 نقلاً عن ابن مردويه كلّها عن أبي ليلى الأشعري ، إحقاق الحقّ : 18 / 522 / 112 نقلاً عن مودّة القربى .

عنه صلي الله عليه و آله:
مَن أحَبَّ أن يَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ ويَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى ويَعتَصِمَ بِحَبلِ اللّه ِ المَتينِ فَليُوالِ عَلِيًّا بَعدي ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ ، وَليَأتَمَّ بِالأَئِمَّةِ الهُداةِ مِن وُلدِهِ ، فَإِنَّهُم خُلَفائي وأوصِيائي وحُجَجُ اللّه ِ عَلَى الخَلقِ بَعدي وسادَةُ اُمَّتي وقادَةُ الأَتقِياءِ إلَى الجَنَّةِ ، حِزبُهُم حِزبي وحِزبي حِزبُ اللّه ِ ، وحِزبُ أعدائِهِم حِزبُ الشَّيطانِ
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :
هركه دوست دارد كه بر كشتى نجات بنشيند و به دستگيره محكم چنگ آويزد و ريسمان استوار خدا را بگيرد بايد پس از من على را دوست بدارد و با دشمن او دشمنى كند و امامان هدايتگر از نسل او را به پيشوايى بپذيرد ؛ زيرا كه

آنان پس از من جانشينان و اوصياى من و حجّت خدا بر خلقند و سروران امّت هستند و پرهيزگاران را به سوى بهشت مى برند. حزب آنان حزب من است و حزب من حزب خداست و حزب دشمنان آنان حزب شيطان است.

أمالي الصدوق : 26 / 5 ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : 292 / 43 كلاهما عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، بشارة المصطفى : 15 عن داود بن سليمان عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ، روضة الواعظين : 174 ، إرشاد القلوب : 2 / 424 ، ينابيع المودّة : 2 / 316 / 912 عن الإمام عليّ عليه السلام .

اما ادامه،حال که بحث امامت نیز مجملا تکمیل شد،به نهایت بحث میرسیم:

الإمامُ العسكريُّ عليه السلام
ـ بَعدَ تَقبِيحِ تَقلِيدِ عَوامِ اليَهودِ لِعُلَماءِ الفَسَقَةِ ـ : فَمَن قَلَّدَ مِن عَوامِّنا مِثلَ هؤلاءِ الفُقَهاءِ فَهُم مِثلُ اليَهودِ الذينَ ذَمَّهُمُ اللّه ُ بالتَّقليدِ لِفَسَقَةِ فُقَهائهِم . فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم .
امام عسكرى عليه السلام ـ بعد از تقبيح تقليدِ عوامِ يهود از علماى فاسقشان ـ
: اگر (مسلمانان) از چنين فقهايى تقليد كنند ، مانند همان يهوديانى هستند كه خداوند آنان را به سبب تقليد و پيروى از فقهاى فاسق و بدكارشان نكوهش كرده است . اما

هر فقيهى كه خويشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد ، بر عوام است كه از او تقليد كنند

و البته اين ويژگيها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند ، نه همه آنها .
الاحتجاج : 2/510/337.

امام صادق عليه السّلام فرمودند:
سَيَأتي زَمانٌ تَكونُ بَلدَةُ قُمَّ و أهلُها حُجَّةً عَلَى الخَلائِقِ و ذلِكَ في زَمانِ غَيبَةِ قائِمِنا إلى ظُهُورِهِ ؛
روزگارى خواهد آمد كه شهر قم و مردمان آن(فقها و علما) حجّت بر ديگر مردمان باشند؛ آن روزگار در زمان غيبت قائم ما است تا آن گاه كه ظهور كند .
بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 213

و...
(تا همینجا هم مطلب کافی است ولی چنانچه نیاز به حدیث بیشتری بود،پیام بدهید)

و از مهمترین و اصلی ترین منابع فقه شیعی
اول قرآن
و بعد احادیث و روایات و... است.

و احادیث جز قرآن و مربوط به آن نیست...

امام علي عليه السلام فرمودند :
ما نَزَلَت عَلى رَسولِ اللّه‏ِ اکرم صلّی اللّه علیه و آله آیَةٌ مِنَ القُرآنِ إلاّ أقرَأَنیها وأملاها عَلَیَّ فَکَتَبتُها بِخَطّی ، وعَلَّمَنی تَأویلَها وتَفسیرَها ، وناسِخَها ومَنسوخَها ، ومُحکَمَها ومُتشابِهَها ، وخاصَّها وعامَّها؛
آیه ‏اى از قرآن بر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نازل نشده است مگر آن که قرائت آن را به من آموخته و بر من‏ املا فرموده و من آنها را با خطّ خود نوشته ‏ام و تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ آن را به من یاد داده است.
اصول کافي، ج 1، ص 64

براستی چه کسانی جز چهرده معصوم راسخون علوم هستند...

سوره مبارکه آل عمران،آیه‌۷:
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ

مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ و َالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم

يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛

در حالی که تفسیر آنها را،جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند.
(آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).

براستی چه کسانی در قرآن اطاعتشان واجب شده...
براستی چه کسانی،در کنار قرآن عامل هدایت هستند...
براستی چه کسانی اطاعتشان اطاعت خداست...
براستی رسول خدا(ص) چرا بر ولایت و امامت و علمیت حضرت علی(ع) و امامان بعد ایشان تأکید داشتند...

و من الله التوفیق

[="Tahoma"]بسم الله الرحمن الرحیم

عقل و فطرت;636049 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.

جناب شعیب شما می گویید که قطع فقط به معنای قطع فیزیکی است؟

پس ایات زیر را برای من توضیح دهید که چگونه ممکن است معنای قطع فیزیکی دهد؟

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ (2 | البقرة - 166)
در آن هنگام، رهبران از پیروانِ خود، بیزاری می‌جویند؛ و کیفر خدا را مشاهده می‌کنند؛ و دستشان از همه جا کوتاه می‌شود.

فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۖ وَمَا كَانُوا مُؤْمِنِينَ (7 | الأعراف - 72)
سرانجام، او و کسانی را که با او بودند، برحمت خود نجات بخشیدیم؛ و ریشه کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، قطع کردیم!

وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۙ أُولَٰئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ (13 | الرعد - 25)
آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌کنند، و در روی زمین فساد می‌نمایند، لعنت برای آنهاست؛ و بدی (و مجازات) سرای آخرت!

لطفاً توضیح دهید که چگونه به صورت فیزیکی یک پیوند و پیمان قطع می شود! شما که قائل هستید حتماً باید دست انسان قطع شود آن هم با کتب دست نوشته ی خود تعیین میکنید که از کجا باید قطع شود برای ما توضیح دهید که چطور یک پیمان و عهد به صورت فیزیکی قطع می شود؟

ید هم همیشه به معنای دست است؟
این ایه را برای ما ترجمه کنید:

وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (5 | المائدة - 64)
و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‌بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‌کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

آیا من تفسیر میکنم یا از ایات قران برای شما ایه ارائه میکنم؟ آیا ایات الله سخیف است؟ یا برداشت های غلط شما از ایات؟

حال برای من توضیح دهید طبق ایه ی قران اگر شما قائل به این هستید که دستان بندگان خدا را باید قطع کنید.بعد از دزدی دوم چگونه قطع می کنید؟ بعد از دزدی سوم چه؟ و همینطور ادامه؟ اخرش هم حتماً طرف را می کشید؟ ولی این حکم الله نیست خداوند اجازه نداده که دزد را بکشید فقط گفته دست او را قطع کنید و کاری هم با پاهایش نداشته باشید... حال به من بگویید کسی که دستانش از بیخ قطع شده باز هم به هر طریقی دزدی کند و سرکرده ی دزدان باشد و مشاوره ی دزدی بدهد... یا به وسیله ی پیام های صوتی کنترل صدا به وسیله ی کامپیوتر دزدی کند چه می کنید؟ حنجره اش را قطع میکنید؟
و اینجاست که کتبی نوشته می شود با نام کتب حدیثی تا ایات خدا را کنار زده و حکم خودتان را جای ایات الله اقامه کنید....

اما من ایات الله تعالی را برای شما ارائه میکنم تا بدانید که این ایات سخیف نیستند بلکه عین حکم الله و حقیقت است...

طبق ایاتی که در بالا ارائه کردم قطع فقط به معنای قطع کردن فیزیکی نیست همچونان که در ماجرای یوسف واژه ی قطع بکار میرود ولی به معنای قطع کردن نیست و همچنان که در زبان فارسی و عربی و قران قطع در پیمان شکنی ها و قطع و کوتاه کردن قدرت ها و ریشه ها بکار میرود و همیشه به معنای قطع فیزیکی نیست.
خداوند در ایه ی بعد می فرماید اگر شخص توبه کند خداوند بخشنده و مهربان است... اگر بعد از اینکه دست او را قطع کردید و توبه کرد چه؟ می توانید دست بنده ی خدا را به او برگردانید؟ شما چگونه همچین حکم خطرناکی را از ایات الله تعالی بیرون می کشید؟

فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [٥:٣٩]

class: customTrans

[TD="width: 33.3%"] پس هر كه بعد از ستم‌كردنش توبه كند و به صلاح آيد، خدا توبه او را مى‌پذيرد، كه خدا آمرزنده مهربان است.

[/TD]

خداوند در قران به صراحت می فرماید از کجای دست به کجا اب بریزید انوقت برای قطع دست دزد نمی گوید از کجا قطع کنید و فقط میگوید قطع کنید؟

اما حکم سارق در قران:

فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ [١٢:٧٠]
پس هنگامى كه آنان را به خوار و بارشان مجهز كرد، آبخورى را در بار برادرش نهاد. سپس [به دستور او] نداكننده‌اى بانگ درداد: «اى كاروانيان، قطعاً شما دزد هستيد

قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ [١٢:٧١]
[برادران‌] در حالى كه به آنان روى كردند، گفتند: «چه گم كرده‌ايد؟»

قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِهِ زَعِيمٌ [١٢:٧٢]
گفتند: «جام شاه را گم كرده‌ايم، و براى هر كس كه آن را بياورد يك بار شتر خواهد بود.» و [متصدى گفت:] «من ضامن آنم.»

قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ [١٢:٧٣]
گفتند: «به خدا سوگند، شما خوب مى‌دانيد كه ما نيامده‌ايم در اين سرزمين فساد كنيم و ما دزد نبوده‌ايم.»

قَالُوا فَمَا جَزَاؤُهُ إِن كُنتُمْ كَاذِبِينَ [١٢:٧٤]
گفتند: «پس، اگر دروغ بگوييد، كيفرش چيست؟»

قَالُوا جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ [١٢:٧٥]
گفتند: «كيفرش [همان‌] كسى است كه [جام‌] در بار او پيدا شود. پس كيفرش خود اوست. ما ستمكاران را اين گونه كيفر مى‌دهيم.»

فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ ۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ [١٢:٧٦]
پس [يوسف‌] به [بازرسى‌] بارهاى آنان، پيش از بار برادرش، پرداخت. آنگاه آن را از بار برادرش [بنيامين‌] در آورد. اين گونه به يوسف شيوه آموختيم. [چرا كه‌] او در آيين پادشاه نمى‌توانست برادرش را بازداشت كند، مگر اينكه خدا بخواهد [و چنين راهى بدو بنمايد]. درجات كسانى را كه بخواهيم بالا مى‌بريم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است.

میبینید که مطابق قران هم برادران یوسف حکم می کنند که خود شخص جزای ان است....

بنابراین طبق ایه ی صریح قران:

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (5 | المائدة - 38)
دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده‌اند، بعنوان یک مجازات الهی، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است.

ترجمه می شود اختیارات زن و مرد دزد را از انان بگیرید.نه اینکه دست انان را به صورت فیزیکی قطع کنید اینکار خلاف ایات قران و اموزه های قرانی است.

چگونه خداوندی که حکم می کند چشم در مقابل چشم.. گوش در مقابل گوش.... اینجا حکم کند دزدی در مقابل دست؟ بلکه دزدی هم در مقابل خود شخص است تا خسارت وارده را به صاحبش برگرداند...

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (5 | المائدة - 45)
و بر آنها [= بنی اسرائیل‌] در آن [= تورات‌]، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‌باشد؛ و هر زخمی، قصاص دارد؛ و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‌نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‌شود؛ و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.

جناب شعیب ایه ای که اورده اید نشان میدهد که این کتاب مبین است نه یک ایه...
لطفاً دقت داشته باشید که وقتی خداوند می فرماید این کتاب مبین و اشکار است در نتیجه باید ایات قران را بررسی کنید و بدانید که قران کتابیست متشابه که ایاتش به یکدیگر بازمیگردند و حکم کردن از یک ایه کار کسانی است که در دلهایشان مرض است... البته امیدوارم این از شما بدور باشد.

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ (3 | آل عمران - 7)
او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛و قسمتی از آن، «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا کسی نمی داند و راسخان در علم می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند.

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (39 | الزمر - 23)
خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش متشابه (بازگرداندنی) است؛ آیاتی مکرّر دارد (با تکراری شوق‌انگیز) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند می‌افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا می‌شود؛ این هدایت الهی است که هر کس را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!

آیات اول که مشخصه کنایه و مجاز است...

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ (2 | البقرة - 166)
در آن هنگام، رهبران از پیروانِ خود، بیزاری می‌جویند؛ و کیفر خدا را مشاهده می‌کنند؛ و دستشان از همه جا کوتاه می‌شود.

فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۖ وَمَا كَانُوا مُؤْمِنِينَ (7 | الأعراف - 72)
سرانجام، او و کسانی را که با او بودند، برحمت خود نجات بخشیدیم؛ و ریشه کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، قطع کردیم!

وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۙ أُولَٰئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ (13 | الرعد - 25)
آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌کنند، و در روی زمین فساد می‌نمایند، لعنت برای آنهاست؛ و بدی (و مجازات) سرای آخرت!

استدلال شما درباره برادر یوسف اشتباه است:
تا قبل از اسلام چنانچه حکم دزدی به غلامی گرفتن بوده و این حکم در اسلام نسخ شد.

قَالُوا جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ [١٢:٧٥]
گفتند: «كيفرش [همان‌] كسى است كه [جام‌] در بار او پيدا شود. پس كيفرش خود اوست. ما ستمكاران را اين گونه كيفر مى‌دهيم.»

و همچنین طبق استدلال شما حرف خودتان رد میشود:

سوره مائده، آیه ۴۷:
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

اهل انجیل [= پیروان مسیح‌] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند.
سوره مائده،آیه‌۴۸:
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ

و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا(در قرآن) نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم؛ و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ (و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ به شما خبر خواهد داد.

پس باید در اسلام هم احکام اسلام را رعایت کرد نه دوره حضرت یوسف(ع)!چراکه قرآن امر به آن نکرده!

همچنین هرجایی نمیتوان مجاز گرفت...

شما پاسخ آیات امر به اطاعت مطلق از رسول خدا(ص) را ندادید فعلا روی آن هم فکر کنید[/]

سلام
بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ {العنكبوت/49}

همانطور که خدای متعال فرمود این آیات بینات در سینه علم داده شدگانست یعنی تاویل وتفسیر که شامل باطن وظاهر و محکم ومتشابه وناسخ ومنسوخ آیات است را فقط راسخین در علم میفهمند .

فرق آیات بینات با آیات دیگر (بطور عام) چیست ؟

همه ما آیات بینات وغیر بینات را باهم میخوانیم و حکم میکنیم و .... اما مطهرون وشرکای قرآن یا همان ثقل ثانی هستند که قرائت درست ومعنی و تاویل وهدف آیه را میدانند .

وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ {البقرة/99}

وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ {الحج/16}

وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ {النور/34}

لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ {النور/46}

هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ {الحديد/9}

رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا {الطلاق/11}

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا {النساء/105}

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا {النساء/174}

وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ {المائدة/48}

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ {النحل/43} بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ {النحل/44}

لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ {الأنبياء/10}

وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ {النور/34}

تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ {الزمر/1} إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ {الزمر/2}

بپاخیزیم;634932 نوشت:
این که شما به قرآن رجوع د ارین چیز بسیار خوبیست و متاسفانه یکی از نقاط ضعف ما رجوع کم به قرآن است .

این ایه قرآن رو حدس بزنین چیست

پیغمبر به مردم بگو اگر شما خدا را دوست دارید ..............................خدا هم شما را دوست دارد .

بنظرتان خدا چه چیزی رو فرموده که داشته باشید تا دوستتان داشته باشد ؟

پاسخ این سوال راهی است به پاسخ شما
چون کم میام لطفا نقل قول کنید

bbehsan;635238 نوشت:
ممنونم از پاسختون
این کدوم آیه قرآنه؟
نمیدونم، شاید جای خالی اهل بیت باشه.
ولی مشکل من اینجاست که هیچ سندی رو نمی تونم پیدا کنم که مرحوم آیت الله لنکرانی که مرجع تقلید منه جزو عترت و اهل بیت پیامبر محسوب بشه.
حس می کنم اینا همش سختگیری های ملت و دولت ایران (ایرانی اسلامی) هست که برای اسلامی نگه داشتن مملکت و منافع خودشون هست.

خیر جای خالی اهل بیت نیست
ایه 31 سوره مبارکه آل عمران

پیغمبر به مردم بگو
اگر خدا را دوست دارید
تبعیت مرا کنید ( تبعیت من پیغمبر رو)
تا خدا هم شمارا دوست داشته باشد

بنده کارشناس دین نیستم اما بنظرم اگر همین یک ایه قران برای بنده رسیده بود کافی بود . دلیلش اینست که بنده همه چیز را محبت میدانم و اگر بتوننم کاری کنم که خدا دوستم داشته باشه تمامه
تموم
بنابر این خدا خیلی راحت به من گفته تبعیت پیغمبر رو کن من دوست دارم .
تبعیت پیغمبر

تبعیت پیغمبر در عبادات
تبعیت پیغمبر در اجتماع
تبعیت پیغمبر در خانواده
تبعیت در کار
تبعیت در اقتصاد
و....

حالا میخوام تبعیت پیغمبر کنم

چطوری؟

[="Black"]

عقل و فطرت;635619 نوشت:
1.شما گواهی راویان قران را بر گواهی الله ترجیح میدهید در نتیجه هرچه انها بگویند صحیح است.در حالی که کسی که قران را حفظ کرده خداست نه راویان شما.اگر در این شک دارید و دارید ایات خدا را انکار میکنید پاسخی برای شما نیست.بهتر است به راه خود ادامه دهید. برای همین است که قران در نظر شما بی ارزش است و فقط بدرد تلاوت میخورد چون گواهی الله نیست.. گواهی کلینی و صدوق و احادیث متواتر تاریخ نویسان است... خیلی جالب است... دو کتاب کنار هم.. یکی حدیثی و یکی قران کلام الله.. شما کتب حدیثی را ترجیح میدهید بر قران... بحثی نیست.

سخن ما آشکار بود که چه کسی به شما کلام الله را رسانده؟
چرا از پاسخ به این سوال ساده طفره می روید؟
الله به شما قرآن را وحی کرده یا مستقیما از رسول الله شنیده اید این قرآن را و یا راویان قرآن روایت کرده اند قرآن را از رسول الله و ایشان هم از خدا؟
سوال به این سادگی را نمی توانید جواب دهید؟
بسیار جالب است کسی می آید و سخن خدا را نقل می کند و می گوید این کلام خداست شما بدون هیچ دلیل قبول می کنید اما اگر همان راویان برای شما از رسول الله نقل بیاورند رد می کنید.
خداوند که مستقیما به شما این آیات را وحی نکرده و یا رسول الله مستقیما این آیات را برای شما قرائت نکرده
شما از واسطه هایی آن را گرفته اید که به آنها راویان قرآن می گویند همین قرائتی که می خوانید و برای ما استناد می کنید از حفص از عاصم و عاصم از عبدالرحمن نقل نموده و روایت کرده اند.
عقل و فطرت;635619 نوشت:
2.بنده هیچ کجا نگفتم که سخن رسول را قبول ندارم...بلکه صراحتاً گفتم که سخن رسول سخن خداست...پست مرا خوب مطالعه کنید... مشکل اینجاست که شما سخن کلینی و صدوق و بحار و ... را دارید به رسول نسبت میدهید فقط به این دلیل که معنا و تعریف رسول را نمی دانید و تا رسول را از خود ایات برای من مشخص نکنید نمی توانید بگویید اطاعت از رسول همان اطاعت از کلینی و صدوق است.

شما هنوز جواب ندادید که حفص یا امثال ایشان اگر قرآن را روایت کنند چطور شما کلام حفص را به الله نسبت می دهید و می گویید در قرآن آمده در حالی که قرآن فعلی روایت حفص از عاصم تا برسد به پیامبر است اما اگر ما سخنان کلینی و صدوق و طوسی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین و دیگر راویان را از رسول خدا نقل کنیم سخن این بزرگواران قبول نیست اما سخن امثال حفص قبول است که قرآن را روایت کرده!!!
شما به این تناقض پاسخ دهید و به ما بگویید چه کسی قرآن را برای شما روایت کرده؟
عقل و فطرت;635619 نوشت:
3.اگر در قران شک دارید و به راویان خود اعتقاد و ایمان دارید و سخن انان برای شما حجت است با بنده بحث نکنید و بنده هم با شما بحث نخواهم کرد.

بحث بنده با شما نیست برای کسانی است که عقاید شما را می خوانند که با این عقاید گمراه نشوند و بدانند که امثال شما به یک سوال ساده نمی توانند جواب دهند که چه کسی این قرآن را برای شما روایت کرده؟از خود پیامبر شنیده اید و یا با واسطه راویان این قرآن به شما رسیده و چرا سخن راویان را اینجا قبول می کنید اما اگر هزاران راوی حدیث متواتر ثقلین را نقل کنند قبول نمی کنید.[/]


عقل و فطرت;635608 نوشت:
...


خداوند در قران می فرماید
أَطِيعُوا اللَّـهَ وَالرَّ‌سُولَ
خوب بنا به این آیه اطاعت از رسول لازم است و این یعنی کتاب و سنت.
+
همه دستورات پیامبر به صورت حضوری نبوده است بلکه با نقل قول به دیگران می رسیده است.
+
خود قران توسط نقل تواتر به دست ما رسیده است. اگر چه مسئله معجزه را می توان در نظر گرفت.
+
معانی الفاظ قران با نقل قول به دست ما رسیده است.
+
معجزات موسی و عیسی و پیامبران با نقل قول به یهودیان و مسیحیان و دین داران ثابت شده است.
+
خود کتاب تورات و انجیل، نقل قول است. و انجیل داری نسخه ای متعدد است. و هیچ کدام دارای نسخه اصلی نیستند. و مثل قران معجزه نیستند.مگر ثابت شود که نسخه اصلی انها معجزه بوده است.
+
خداوند می فرماید
لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَ‌سُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿١٦٤

پیامبر مامور تلاوت و تعلیم بوده اند. تعلیم چیزی فراتر از الفاظ قران است.

الفاظ کتاب با علم کتاب متفاوت است. تلاوت آیات با تعلیم کتاب متفاوت است.

آصف پیامبر نبود و تنها بخشی از علم کتاب را داشت ولی تخت بلقیس را به چشم بهم زدنی به درخواست سلیمان نبی آورد.

قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْ‌تَدَّ إِلَيْكَ طَرْ‌فُكَ
+

علم الهی مختص به الفاظ کتاب نیست.

وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ‌ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيْءٍ

وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّ‌بِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّ‌ةٍ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ‌ مِن ذَٰلِكَ وَلَا أَكْبَرَ‌ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ

وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْ‌ضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَ‌ادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ

وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْ‌يَمُ إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَ‌كِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ ﴿٤٢﴾ يَا مَرْ‌يَمُ اقْنُتِي لِرَ‌بِّكِ وَاسْجُدِي وَارْ‌كَعِي مَعَ الرَّ‌اكِعِينَ ﴿٤٣

+
خداوند در مورد جان انسان ها و هدایت انسان ها و احکام خود، شهادت شاهدان را می پذیرد.
نقل معتبر مورد پذیرش عقلاست.
و....

bbehsan;633851 نوشت:
درود
من این سوال رو چند سالی هست واسم مطرحه و هیچگونه به جواب نرسیدم.
مگه قرآن کامل ترین کتاب الهی نیست؟ به جای اینکه مثل مابقی ادیان به حرف و دستور کتاب الهیمون گوش کنیم، چرا باید در کنارش رساله داشته باشیم و هرچی که رساله میگه رو گوش کنیم؟
به عنوان مثال تو قرآن در مورد پوشش زن گفته فقط باید پوششی باشه روی سر و گردن.
ولی تو رساله با کلی سختگیری و تفصیل این مسئله پوشش زن بحث شده!

من سعی در این دارم اطلاعاتم رو ببرم بالا، چون حس می کنم در مورد دینم دچار تردید شدم.
لطفن اگه جواب میدین فقط آیه قرآن بیارین که من بتونم رجوع کنم، احادیث و اینا رو من خیلیاش رو قبول ندارم.

سپاس


درود
وقتی بخواهیم به اوامر و نواهی خدا عمل کنیم باید انها را بشناسیم.
همانطور که در رساله ها هم ذکر شده است در احکام ( نه عقاید) غیر ضروری و غیر بدیهی ( نه احکام ضروری و بدیهی) سه راه پیش روی انسان است : اجتهاد، تقلید، احتیاط
برای اینکه زبان رساله ها را بهتر متوجه شوید خوب است که راجع به علم اصول فقه تحقیقی داشته باشید.
کسی که سنت یا حجت الهی یا نقل را یک امر عقلانی و دینی نمی داند اصلا به رساله ها اعتقاد ندارد. مگر اینکه رساله ها، رساله های قرانی باشد یعنی فهم مجتهد از ظواهر قران باشد.
در علم اصول فقه روی مسئله نقل قول و حدیث و تضاد حدیث و قران کار شده است و ممکن است مجتهدان دارای ملاک ها متفاوتی باشند.
رجوع جاهل به عالم یا عالم به اعلم یک مسئله عقلانی است و در مورد اوامر و نواهی الهی لازم است.
رساله ها که متکفل تبیین فهم مجتهد از دین است، در قالب زبانی ساده و طبقه بندی شده برای مخاطب عام ، احکام غیر بدیهی را بیان می کند.
دقت رساله ها، به خاطر اهمیت مسائلی است که بیان می کنند. و برای بررسی وجوه مختلفی که امکان تحقق یا امکان سوال دارد، است.و مسائل غیر بدیهی و نظری دین جای سوال هم دارد.
زبان رساله و اصول فقه مهم است. مثلا ممکن است در رساله گفته شود این کار اشکال ندارد. نباید تصور کرد که این نوع حکم های حلیت یا واجب نیست به این معنااست که حتما یک روایت داریم که گفته باشد این کار اشکال ندارد. بلکه اینجا با اصل برائت مسئله حل می شود. یعنی جون جستجو کردیم و چیزی نیافتیم پس اشکال ندارد. یعنی این احکام رساله ، احکام عملی و رفتاری است نه اینکه احکام وضعی و تقنینی باشد.

bbehsan;633851 نوشت:
درود
من این سوال رو چند سالی هست واسم مطرحه و هیچگونه به جواب نرسیدم.
مگه قرآن کامل ترین کتاب الهی نیست؟ به جای اینکه مثل مابقی ادیان به حرف و دستور کتاب الهیمون گوش کنیم، چرا باید در کنارش رساله داشته باشیم و هرچی که رساله میگه رو گوش کنیم؟
به عنوان مثال تو قرآن در مورد پوشش زن گفته فقط باید پوششی باشه روی سر و گردن.
ولی تو رساله با کلی سختگیری و تفصیل این مسئله پوشش زن بحث شده!

من سعی در این دارم اطلاعاتم رو ببرم بالا، چون حس می کنم در مورد دینم دچار تردید شدم.
لطفن اگه جواب میدین فقط آیه قرآن بیارین که من بتونم رجوع کنم، احادیث و اینا رو من خیلیاش رو قبول ندارم.

سپاس

http://www.askdin.com/thread11458.html

انسان می‌تواند در مسائل و احکام دینی آگاه شده و بر اساس آگاهی خود و بدون مراجعه به مرجع تقلید(آگاه از احکام دین) احکام و تکالیف الهی را انجام دهد. بر چنین کسی نه تنها تقلید لازم نیست بلکه نباید تقلید کند، مگر آن که دیگری را آگاه تر از خود بداند.
اگر فردی بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را که وابسته به آن است، ‌به طور تخصصّی بداند. همین طور باید سنّت را که عبارت است از قول،‌عمل و تقریر (گفتار و اعمال و رضایت به اعمال دیگران) کاملاً بشناسد؛ یعنی با علوم حدیث آشنا باشد که عبارت است از : علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن نزول روایات، قرائن حالیه و مقالیه، تقیه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات با آیات و تزاحم مصالح. وی باید این دانش‌ها را به طور تخصّصی و کارشناسانه بداند.
چنین فردی که به قرآن و سنّت با کیفیت مذکور آگاهی داشته باشد، می‌تواند بلکه باید طبق قرآن و سنت، آن طور که می‌فهمد عمل نماید. به چینن فردی متخصّص علوم اسلامی یا مجتهد و فقیه می‌گویند و تقلید کردن برای او جایز نیست. امّا اگر کسی از نظر علم و آگاهی به حدّ مذکور نرسیده باشد، عقل حکم می‌کند از یک یا چند متخصّص علوم اسلامی بپرسد و طبق آن عمل نماید. این بر مقتضای عقل و شعوری است که خدای تبارک و تعالی به او داده است و قرآن هم به همین مطلب تصریح نموده و فرموده : «فاسئلوا اهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون». (1) از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید.
تقلید، سؤال از اهل ذکر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است، همان طور که مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان در مسائلی که تخصّص ندارند، ‌به متخصّصان مراجعه می‌کنند، مثلاً اگر ماشینشان خراب شد به مکانیک مراجعه می‌کنند؛ اگر بیمار شدند به پزشک مراجعه می‌کنند؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند به مهندس و معمار مراجعه می‌کنند. حتی کسانی که در یک رشته تخصص دارند، ‌در رشته‌های دیگر تقلید می‌کنند،‌مثلاً مراجع تقلید در بیماری به پزشک مراجعه می‌کنند؛ مهندسان و معماران هنگامی که ماشینشان خراب شد به مکانیک مراجعه می‌کنند.
بنابراین همان طور که عقلا در اکثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروی می‌کنند، در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه کنند. این مراجعه را «تقلید» می‌گویند. پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست ، بلکه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص می‌باشد که حکم عقلی است. اگر کسی که باید تقلید کند، تقلید نکرده واعمالی را انجام دهد مانند بیماری است که خودسر دارو مصرف کند. چه بسا عوض این که بهبودی حاصل شود بیماری اش افزون شود. در روایات نیز این حکم عقل مورد تأیید قرار گرفته است. از امام عسکری(ع) آمده است: «امّا من کان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه؛(2) از بین فقها آنان که حافظ و نگهبان دین­اند و خود را از گناه و آلودگی حفظ می‌کنند و با هواهای نفسانی مبارزه می‌کنند و مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند، بر عوام لازم است که از آنان تقلید کنند».
مراد از عوام یعنی کسانی که در علوم اسلامی مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشک در علوم اسلامی مجتهد نباشد باید تقلید کند، چنان که مرجع تقلید در مسائل پزشکی و مهندسی از پزشک و مهندس تبعیت و تقلید می‌کند.
بنابر این در احکام دین، به حکم عقل، شخص یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدان عملی را حرام می‌دانند و عده دیگر می‌گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می‌دانند، آن را به جا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی‌توانند به احتیاط عمل کنند، واجب عقلی است که از مجتهد تقلید کنند.

نقل قول:

«والذين اهتدوا زادهم هدي»؛ «کساني که هدايت يافتند و به راه راست حرکت نمودند، خداوند بر هدايت آنها بيافزايد». (محمد، آيه 17 ؛ مريم آيه 76)
و برعکس نيز چنين است: «فلما زاغوا أزاغ الله قلوبهم» (صف، آيه 5). چون منحرف شدند و به نداي عقل و فطرت و انبياء پاسخ مثبت ندادند، خداوند به تدريج به تناسب ميزان تخلف آگاهانه و عامدانه آنان از حقيقت، درهاي هدايت را به روي آنها بست.




[="Verdana"][="Black"]سلام

یه سوال داشتم :

مراجع تقلید که فقط با قرآن و حدیث سروکار دارن ، چطوریه که راجع به همه چی نظر میدن ؟!:Moteajeb!:

اللیل والنهار;636497 نوشت:
بنابر این در احکام دین، به حکم عقل، شخص یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید کند،

فکر نمیکنید که برای اقتصاد لازمه اقتصاد دان نظر بده ، برای دیپلماسی دیپلمات ؟!!:Gig:[/][/]

Dahim Darni;636505 نوشت:
سلام

یه سوال داشتم :

مراجع تقلید که فقط با قرآن و حدیث سروکار دارن ، چطوریه که راجع به همه چی نظر میدن ؟!:Moteajeb!:

فکر نمیکنید که برای اقتصاد لازمه اقتصاد دان نظر بده ، برای دیپلماسی دیپلمات ؟!!:Gig:


پاسخ شما در سوال شماست.

[="Verdana"][="Black"]

اللیل والنهار;636508 نوشت:
پاسخ شما در سوال شماست.

؟؟؟

من که جوابی تو سوالم نمی بینم !! :Ghamgin:

اگر به تخصصی شدن کارها اعتقاد داشته باشیم ، اظهار نظر مراجع در هر زمینه ای مثالی آشکار برای نقض این تخصصی شدنه . :ok:[/][/]

Dahim Darni;636511 نوشت:

؟؟؟

من که جوابی تو سوالم نمی بینم !! :Ghamgin:

اگر به تخصصی شدن کارها اعتقاد داشته باشیم ، اظهار نظر مراجع در هر زمینه ای مثالی آشکار برای نقض این تخصصی شدنه . :ok:


شما اقتصادی زندگی میکنید یا اسلامی?

[="Verdana"][="Black"]

اللیل والنهار;636515 نوشت:
شما اقتصادی زندگی میکنید یا اسلامی?

کدوم اسلام؟!

اسلامی که بگه یه وعده غذا بخور و اینجور حرفا نع .

ترجیح میدم اقتصادی زندگی کنم .

اما مگه جواب من فرقیم می کنه ؟!

همین بانکداری اسلامی ، چرا به جای فقیه ، یه اقتصاد دان مسلمان نظر نده ؟![/][/]

Dahim Darni;636521 نوشت:

کدوم اسلام؟!

اسلامی که بگه یه وعده غذا بخور و اینجور حرفا نع .

ترجیح میدم اقتصادی زندگی کنم .

اما مگه جواب من فرقیم می کنه ؟!

همین بانکداری اسلامی ، چرا به جای فقیه ، یه اقتصاد دان مسلمان نظر نده ؟!


پس چرا پاسخ سوالات خود را در اسلام میجویید?
سوالات خود را از اقتصاددان بپرسید.

عقل و فطرت;636049 نوشت:
جناب شعیب شما می گویید که قطع فقط به معنای قطع فیزیکی است؟
با سلام خدمت شما کاربر گرامی
ظهور در قطع ید همان قطع دست است آن هم قطع فیزیکی و برای این که حمل به معنای مجازی آن شود (مثل سلب اختیار یا برش عمیق و..) این از اولیات ترجمه متون یا هرمنوتیک است.(اصاله الظهور)

عقل و فطرت;636049 نوشت:
لطفاً توضیح دهید که چگونه به صورت فیزیکی یک پیوند و پیمان قطع می شود! شما که قائل هستید حتماً باید دست انسان قطع شود آن هم با کتب دست نوشته ی خود تعیین میکنید که از کجا باید قطع شود برای ما توضیح دهید که چطور یک پیمان و عهد به صورت فیزیکی قطع می شود؟

قطع ید را که توضیح دادم(که اصاله الظهور در قطع فیزیکی است) حالا این جا سوالتان عوض شد و شد در قطع آیا همیشه فیزیکی است یا نه ؟
قطع بنا بر تفاوت مضاف الیه ش معنایش تفاوت می کند اگر قطع ید باشد می شود فیزیکی و اگر قطع اسباب باشد می شود غیر فیزیکی و این تفاوت در ترجمه هم گتره و بی حساب نیست که هر جور میلمان کشید آن را تغییر دهیم بلکه بنا بر حالت مضاف الیه قطع معنا می شود:

تقطَّعَ / تقطَّعَ بـ يتقطَّع ، تقطُّعًا ، فهو مُتقطِّع ، والمفعول مُتقطَّع - للمتعدِّي
تقطَّع أمرُهم بينهم / تقطَّعوا أمرَهم بينهم : اختلفوا ، تفرّقوا فيه : تفرَّقوا في دينهم فرقًا وأحزابًا
تَقَطَّعَ الحَبْلُ : اِنْفَكَّ ، اِنْحَلَّ ، اِنْفَصَلَتْ أَجْزاؤُهُ
تَقَطَّعَ قَلْبُهُ حُزْناً : تَلَوَّى
تقَطَّعَ بهم الأسبابُ : عَجَزوا وانقطعت سُبُلُهم
تَقَطَّعَتْ دُونَهُ الأعْناقُ : وَجَدَتْ عَراقيلَ في الوُصولِ إِلَيْهِ

عقل و فطرت;636049 نوشت:
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ (2 | البقرة - 166)
در آن هنگام، رهبران از پیروانِ خود، بیزاری می‌جویند؛ و کیفر خدا را مشاهده می‌کنند؛ و دستشان از همه جا کوتاه می‌شود.

جدای از این که ترجمه را اشتباه بیان کردید (چرا که تقطعت بهم الاسباب هیج وقت معنایش " دستشان از همه جا کوتاه می شود" نیست این لازمه معناست نه خود معنا . بلکه معنای آن این است که "روابط و سبب‏ها بريده گردد") در این آیه هم می بینید که قطع با متعلقش یعنی اسباب وضعش مشخص می شود اگر سبب مادی بود قطع می شود فیزیکی و الا می شود معنوی.

و تمامی آیاتی که آوردید با این کلید قابل حل است.(اصاله الظهور)

عقل و فطرت;636049 نوشت:
ید هم همیشه به معنای دست است؟
این ایه را برای ما ترجمه کنید:

در فن ترجمه اصل اولی اصاله الظهور است مگر این که قرینه ای بر خلاف ظاهر باشد که معنای مجازی آن لحاظ می شود
مانند آیه زیر:

عقل و فطرت;636049 نوشت:
قَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (5 | المائدة - 64)
و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‌بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‌کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

که چون خدا ماده نیست و جسم ندارد به غایت دست داشتن معنا می شود. و اگر این محظور در کار نبود دست از ظاهر بر نمی داشتیم.
پس درس اولی که باید برای ترجمه گرفت اصاله الظهور است و در مورد قرینه چه لفظی چه لبی باید به ادنی غایت آن ترجمه شود.

بقیه فرمایشاتتان هم با همین کلید رد شده است (همین برای تمام پست شما کافی است)

[="Verdana"][="Black"]

اللیل والنهار;636524 نوشت:
پس چرا پاسخ سوالات خود را در اسلام میجویید?
سوالات خود را از اقتصاددان بپرسید.

به نظرم که جواب شما منطقی نبود .

از [="#0000FF"]کارشناس[/] بپرسیم :

چرا فقیه توی مواردی که نیاز به علم تخصصی دارند ، مثه اقتصاد باید اظهار نظر کنه ؟!

بهتر نیست که توی مسائل تخصصی متخصصین اظهار نظر کنند ؟![/][/]

Dahim Darni;636526 نوشت:

به نظرم که جواب شما منطقی نبود .

از کارشناس بپرسیم :

چرا فقیه توی مواردی که نیاز به علم تخصصی دارند ، مثه اقتصاد باید اظهار نظر کنه ؟!

بهتر نیست که توی مسائل تخصصی متخصصین اظهار نظر کنند ؟!


یک فقیه در زمینه چیه اقتصاد اظهار نظر میکنه?
و یک اقتصاد دان در چه زمینه?

عقل و فطرت;636061 نوشت:
جناب شعیب به گمانم شما هنوز متوجه نیستید که دین خدا از ابتدا اسلام بوده و کسانی که مکلف به تورات و انجیل بودند مسلمان بودند:

به نظرم شما هنوز فرق بین اسلام لغوی و اصطلاحی را نمی دانید فرق بین مسلم لغوی و اصطلاحی را نمی شناسید هر کس که در برابر دستور خدا (حال به هر دینی تسلیم باشد) را مسلمان می گویند لغوی اما کسی که حضرت محمد را پیامبر خدا و قرآن را کتاب خدا بداند مسلمان اصطلاحی می گویند.
این دیگر از اولیات است !!!

عقل و فطرت;636061 نوشت:
و هنوز به گمانم متوجه نیستید که خداوند در قران به صراحتا می فرماید که شما بر هیچ چیزی نیستید مگر اینکه تورات و انجیل و انچه نازل شده را با هم برپا کنید:

شما که متوجه هستید یک آیه برای همه دوستان باز قرآن بیاورید که به پیروان حضرت محمد اهل کتاب بگوید آنوقت من قبول می کنم که متوجه نیستم.
عقل و فطرت;636061 نوشت:
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ

این از اولیات هم اولی تر است که در لسان قرآن اهل کتاب به یهود و نصارا اطلاق می شود.

و این که ما به پیامبران دیگر و آنچه آورده اند ایمان داریم هم کاملا مشخص است که ما به حقانیت آنها و این که از طرف خدا بوده اند ایمان داریم نه این که احکام آنها را هم عمل کنیم این هم از واضحات است. مثلا در دین یهود که پی گاو حرام بوده است آیا بر ما هم حرام است ؟؟!!!
از این گذشته مگر شما نمی دانید ما الآن چیزی از انجیل عیسی نداریم و همه آنچه که امروز در دست است تحریفاتی بیش نیست و یا تورات تحریف شده است . شما چه چیز را می خواهید اقامه کنید عجیب دین التقاطی خواهد شد این دین جدید شما؟؟
و فرمایشاتی که درباره زکات و حد آن فرمودید و التقاط آن با احکام تورات و ... به شوخی بیشتر شبیه است تا یک بحث علمی

عقل و فطرت;636061 نوشت:
و مانند قوم بنی اسرائیل نباشید که وقتی خداوند به انها گفت گاوی قربانی کنید گفتند چه رنگی باشد چه سنی باشد و نر یا ماده باشد و ....

از همین جا می توانید به حقیقت پی ببرید (البته اگر بخواهید و عناد نورزید)
این فرمان موسی به بنی اسرائیل را که قبول دارید
این در کتاب تورات آمده است ؟؟
نه!!
آیا این بهانه هایی که گرفتند و کار سخت تر شد در تورات آمده بود که فلان گاو را ذبح کنید؟؟
نه!!
پس این کار که برای بنی اسرائیل واجب هم بود فقط از طریق پیامبرشان آمد نه در کتاب مقدسشان .
این یعنی این که پیام هایی از خدا برای امت هست که در کتاب نیست و توسط پیامبر به امت می رسد و برای آنها لازم الاجراست.

الحمد لله

عقل و فطرت;636062 نوشت:
جناب شعیب من بارها از شما خواستم که رسول را مطابق ایات قران برای من تعریف کنید و شما این کار را انجام نداده اید و هنوز میگویید اطیعوالرسول...
لطفاً ابتدا رسول را برای ما تعریف کنید تا من به شما بگویم که اطیعوالرسول میتواند معنای اطیعوا کلینی و صدوق بدهد یا نه....
در ضمن دین خدا بی در و پیکر نیست.مطابق ایات الله تعالی کسانی که بر طبق انچه الله نازل کرده است حکم نمی کنند کافر و فاسق و ظالم هستند(مائده 44 و 45 و 47) برای همین است که مردم روز بروز از مذهب زده می شوند و به بی دینی روی می آورند به خاطر احکامی هست که شما از کتب غیر کتب خدا به خورد مردم داده اید(شما = خطاب به حاکمان دینی).
اگر شما رسول را تعریف کنید همه ی ایاتی که در بالا ارائه کرده اید برای شما روشن می شود..اگر نمی توانید بنده اینکار را انجام دهم.

ببین دوست عزیز
این بحث ها را بارها و بارها من با شما انجام داده ام و شما هنوز بعد از گذشت این همه مدت همان حرف ها را تکرار می کنید بدون در نظر گرفتن قواعد و قوانین ادبی آیات را ترجمه می کنید و برای خودتان نتیجه دلخواه را می گیرید.
تا این جا هم با شما آمدم برای این بود که کاربر ها ببینند که پشت این ادعا ها چیزی نیست
و الا همان اول به شما گفتم که موضوعی جدید به همین عنوان ایجاد کنید و از مسئولین امر بخواهید که به بنده ارجاع دهند تا بتوانم به صورت مستوفی در خدمت باشم .
به نظرم توهم علمی و غرور کاذب مانعی است بر سر راهتان که حقیقت را بیابید
ولی با همه این احوالات در تاپیک جدید در خدمت خواهم بود.

Dahim Darni;636526 نوشت:
چرا فقیه توی مواردی که نیاز به علم تخصصی دارند ، مثه اقتصاد باید اظهار نظر کنه ؟!

بهتر نیست که توی مسائل تخصصی متخصصین اظهار نظر کنند ؟!


با سلام خدمت شما دوست گرامی
سوال بجا و خوبی مطرح نمودید(ممنون)
دین اسلام دارای گستره فراتر از مسایل شخصی و فردی است . و اکثر شئون زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی مومن را پوشش می دهد و برای آن برنامه دارد.
یکی از این شئون که اسلام برای آن برنامه ارائه کرده است مسایل اقتصادی است . و احکام بسیاری در این باره داریم ؛ قواعد خرید و فروش ، شرایط خریدار و فروشنده ، شرایط جنس خریداری شده و ثمن پرداخت شده، جنسهایی که نمی شود آنها راخرید و فروش کرد ، مساله رباو.... که همه یا به صورت آیه یا روایت در دین بیان شده است.
البته این بدین معنا نیست که علم اقتصاد در دانشگاه ها تعطیل شود و فقط طبق قوانین اقتصاد اسلامی جامعه اداره شود نه ! بلکه قواعد اقتصاد اسلامی به صورت روحی برای کالبد طرح های اقتصادی است که ناظر به همه آنها می تواند باشد و در بیشتر جاها آن را تایید می کند و در برخی از موارد آن را رد می کند مثلا در نظام بانکداری ربوی وارد شده و آن را رد می کند. برای بیمه سرمایه گذاری و...به عنوان تایید کننده وارد شده و از آن به نفع جامعه اسلامی سود می جوید.
پس مرجع تقلید به عنوان یک کارشناس دین حرف خدا(قرآن و روایات) را بیان می کند و یکی از این حرف ها حرف های اقتصادی است .

[="Tahoma"]بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

رد استدلال های جناب «عقل و فطرت» با قرآن

ادعای اول:غیر خدا هرگز!

وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا ۗ أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (3 | آل عمران - 80)
و نه اینکه به شما دستور دهد که فرشتگان و پیامبران را، ارباب خود انتخاب کنید. آیا شما را، پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر دعوت می‌کند؟!

پاسخ:
اولا:منظور از رب،پروردگار است...همچنانکه میگوییم رب العالمین و ترجمه میکنیم پروردگار جهانیان...

دوما:این آیه هیچ تضادی با اطاعت از رسول خدا و عترت ندارد،و اصلا ربطی به بحث پیروی ندارد بلکه بحث شرک و کفر است.

سوما.این آیه در باره یهودان و مسیحیان است چنانچه آنان پیامبری را فرزند‌ خدا دانستند و از خدا...و فرشتگان را پرستش میکردند...و مقام خدایی به آن ها داده بودند...
(آیات قبل نشان دهنده همین است)

سوره آل عمران؛آیه ۷۹:
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ

برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگوید: «غیر از خدا، مرا پرستش کنید!» بلکه (سزاوار مقام او، این است که بگوید:) مردمی الهی باشید، آن‌گونه که کتاب خدا را می‌آموختید و درس می‌خواندید! (و غیر از خدا را پرستش نکنید!)

این آیه درباره رد نظر مسیحیونی است که ادعا داشتند حضرت عیسی(ع) امر به پرستش خود کرده...
و از بحث خارج است...

همچنین این آیه تضادی با اطاعت از رسول ندارد زیرا در انتها قرآن نقل میکند«کونوا ربانیین» یعنی خود حضرت عیسی امرشان کرده و در درستی امر بحثی نیست لکن میسحیون بدروغ گفتند حضرت مسیح(ع) امر به پرستش خود کرده.

پس از بحث خارج است...

ادعای دوم:کتب روایی و حدیثی،و رساله ها باطل هستند!

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (2 | البقرة - 79)
پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!

پاسخ:

اولا:مخاطب این آیه،در راستای بحث ماقبل یعنی «یهود میباشد»

سوره بقره،آیه ۶۷:
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ

و (به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور می‌دهد ماده‌گاوی را ذبح کنید (و قطعه‌ای از بدن آن را به مقتولی که قاتل او شناخته نشده بزنید، تا زنده شود و قاتل خویش را معرفی کند؛ و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آیا ما را مسخره می‌کنی؟» (موسی) گفت: «به خدا پناه می‌برم از اینکه از جاهلان باشم!»
و آیات قبل و بعد...

دوما:احادیث از خدا نیست و از اهل بیت است و کسی ادعای خدایی بودن آن را نکرده بلکه با واسطه خدایی است...
ائمه از پیامبر،و پیامبر از خداوند تعالی

سوما.رساله ها هم از طرف خدا نیست.

نتیجه:از بحث خارج است...

ادعا:اما ولی و اولیا همیشه بمعنای دوست است،پس آیه ولایت برای دوستی است!و بمعنای اطاعت نیست.پس جایی در قرآن اطاعت از رسول خدا(ص) و به تبع ائمه(ع) و رساله ها نیامده...

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (5 | المائدة - 51)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی (و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی‌کند
...

از این دسته ایات بی شمار هستند.
این ایاتی که اوردید ایات متشابه هستند و ربطی به کتب حدیثی ندارند...

پاسخ:

سوره آل عمران،آیه ۳۲:
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ

بگو: «از خدا و فرستاده (او)، اطاعت کنید! و اگر سرپیچی کنید، خداوند کافران را دوست نمی‌دارد.»

*کسانی که از رسول خدا اطاعت نکنند،کافرند.

سوره انفال،آیه ۱:
...َأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

... خدا و پیامبرش را اطاعت کنید اگر ایمان دارید!
*اگر مؤمنید خدا و رسولش را اطاعت کنید

سوره نساء،آیه ۵۹:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

*رجوع به خداوند و پیامبر در اختلافات،که بنده در پست های قبلی احادیث بسیاری از کتب اسلامی مبنی بر وصیت رسول خدا(ع) بر بودن قرآن و عترت کنارهم قرار دادم...که نقل شد اگر یکی را رها کنیم گمراه خواهیم شد...

سوره مائده،آیه ۹۲:
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود؛ و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است).

سوره نور،آیه ۵۶:
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.

*مورد رحمت خدا واقع شدن متوقف بر اطاعت از خدا و رسولش

سوره محمد،آیه ۳۳:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید رسول (خدا) را، و اعمال خود را باطل نسازید!

*قبولی اعمال متوقف بر اطاعت از خداوند و رسولش

اولا:ولی در هرجا بمعنای دوست نیست...

دوما.آیات فوق همگی دال بر لزوم و وجوب اطاعت از خدا و رسولش هردو باهم میباشد و خلاف آن کفر بیان شده و...

نتیجه: اطاعت از رسول خدا(ص) دستور خداوند تعالی است و واجب،و نافرمانی از آن حضرت(ص) یعنی نافرمانی خداوند تعالی.

توضیح:با اطاعت از رسول خدا(ص) بحث تاپیک پاسخ داده میشود زیرا تبعیت از عترت در کنار قرآن واجب بوده و فقها و بحث تقلید توسط عترت تأیید شده اند...(رجوع کنید به تاپیک های قبلی بنده تا از رسول خدا(ص) تا تقلید با حدیث متوجه حقانیت آن شوید)

و اما اگر کسی پس از دانستن حقانیت رسول خدا(ص) از ایشان اطاعت نکند...

سوره نساء،آیه ۱۱۵:
وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا

کسی که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‌رود می‌بریم؛ و به دوزخ داخل می‌کنیم؛ و جایگاه بدی دارد.

ادعای سوم:

در حالی که قران صراحتاً دستور به اقامه ی تورات و انجیل میدهد چرا ان را نمی بینید؟ شما با ایات متشابه کتب حدیثی کلینی و صدوق را اثبات میکنید ولی ایه ای به این صریحی را منکر می شوید؟

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (5 | المائدة - 68)
ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

پاسخ:

سوره آل عمران،آیه ۲۹:
فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شده‌ایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند [= یهود و نصاری‌] و بی‌سوادان [= مشرکان‌] بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت می‌یابند؛ و اگر سرپیچی کنند، (نگران مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است؛ و خدا نسبت به (اعمال و عقاید) بندگان، بیناست.

*اهل کتاب در آیه فوق غیر پیروان اسلام(دین اسلام نه لغت)حساب شده اند...

سوره آل عمران،آیه ۶۴:
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»

*اهل کتاب در آیه فوق،به پیروان ادیان توحیدی ماقبل دین اسلام اطلاق شده.

سوره آل عمران،آیه ۹۸:
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعْمَلُونَ

بگو: «ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟! و خدا گواه است بر اعمالی که انجام می‌دهید!»

*آیا مؤمنین و مسلمین(پیروان اسلام) به قرآن کفر می ورزند؟مسلما جز پیروان دین اسلام مقصود است.

همچنین آیه ۴۶ سوره عنکبوت و...

و آیات ۴ و ۵ سوره بیِّنه که به صراحت بیان میکند اهل کتاب یعنی کسانی که قبل دین اسلام برایشان آئینی آمده...

وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ

اهل کتاب (نیز در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن برای آنان آمد!

وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ

و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار!

نتیجه:اهل کتاب،مقصود پیروان ادیان توحیدی غیر (یا ماقبل) دین اسلام است.

پس خارج از بحث است...

والسلام[/]

سلام و عرض ادب مجدد خدمت همه دوستان
تشکر می کنم از صحبت ها و راهنمایی های همه دوستان و مسئولین، بالاخص جناب شعیب و دوست عزیز عقل و فطرت

واسه هر مسلمونی گاهی اوقات تو زندگی تردید هایی به وجود میاد، ممکنه تو دین باشه، ممکنه تو عقابد باشه، ممکنه تو تصمیم گیری ها باشه و غیره...
برای بنده هم این تردید خیلی وقت بود به وجود اومده بود. دلایلش بماند..
فقط در همین حد بگم که من نیاز داشتن رساله رو توی دینم درک کردم و زین پس بیشتر توجه می کنم بهش.

فقط چند سوال واسم پیش اومده که خارج از بحث این تاپیکه ولی چون کوچیکه گفتم تاپیک نزنم واسه هر کدوم، ممنون میشم دوستان راهنمایی بفرمایین، اگرم جاش اینجا نیست انجمنش رو بهم معرفی کنید من مطرح کنم، سایت خیلی بزرگه سخت میشه جای مناسب رو پیدا کرد.
1- آیا واقعن ادیان مسیحیت و یهودیت و زرتشت و غیره ... اینا ادیان کاذب هستند و فقط یک دین اسلام وجود داره؟

2- از لحاظ علمی کم کم داره وجود و ذات خداوند کشف میشه، شروعش با پیدایش ذره خدا یا همون بوزون هیگز بود. حتی یکی از دوستان نزدیک من هم پس از کلی تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیده بود که خداوند وجود ندارد، بلکه یه حس و انرژی ست که در وجود همه انسان ها نهفتست، برای همین تو قرآن خداوند فرموده از رگ گردن به ما نزدیک تر است. آیا واقعن خداوند انرژیست؟ یا تلقین است؟ یا وجود خارجی دارد و از فهم و درک ما خارج است؟

3- امام خمینی بارها و بارها فرمودند فلسطین فراموش نشود، حضرت آقا هم همینطور.. ولی بارها و بارها دیده شده فلسطین و اخباری که از فلسطین میشنویم با ظاهر چیزی که بهمون گفتند فرق می کنه. نمونش وقتی صدام اعدام شد شایعه سه روز عزای عمومی تو فلسطین به گوش خورد. همین چند هفته پیش تیم فلسطین از بازی با ایران امتناع کرد.. یعنی خوب مزد جوونای ورزشکاری رو که در طول تاریخ بارها و بارها از بازی با اسرائیل امتناع می کردن رو داد!!! این وسط کی مشکل داره؟ بزرگان ایران اسلامی یا قضیه از همون اول هم اشتباه بوده؟
این واقعن واسم سواله و قصد تهمت به کسی رو ندارم.

4- اتفاقات خوب و بد زندگیمون خواست و حکمت خداست؟ یا شانس؟ برخی هم میگن به خاطر تفکراتمونه و فکر مثبت خوشی میاره و فکر منفی بدبختی و مصیبت. حالا آخرش کدوم دلیلشه؟
همین ندونستن این مسئله باعث شده بارها و بارها از لطف و محبت خدا رونده بشم و ازش رو برگردونم. یه نمونش؛ عمل جراحی داشتم، از 6ماه قبلش کلی دعا ثنا و توسل کردم و از خداوند خواستم که عمل بدون مشکلی رو داشته باشم، ولی درست همون چیزی که ازش ترس داشتم سرم اومد و چندتا مشکل بعد از عمل واسم بوجود اومد که تا الآن گریبانگیرمه و از خودم و زندگیم بیزارم کرده.
اگه بخوایم رجوع کنیم به همون حدیث حضرت علی (ع) که خدا شاید چیز بهتری واسمون در نظر داره، آدم طی یه عمل جراحی ساده دوتا نقص عضو واسش بوجود اومده باشه این چه حکمتی می تونه داشته باشه؟!! حالا این ربط داره به شانس یا حکمت خدا؟
من اینطوری هم یه بار فکر می کردم ولی به بن بست خوردم و بیشتر گیج شدم؛
هر مصیبتی که واسمون بوجود میاد دلیلش خدا نیست و عذاب الهی نیست، بلکه مقصرش خودمونیم یا بد شانسمون!
اگه به شانسه پس خواست خدا این وسط چیکارست؟

پیشاپیش ممنون از راهنمایی های همگی :Gol:

bbehsan;636725 نوشت:
سلام و عرض ادب مجدد خدمت همه دوستان
تشکر می کنم از صحبت ها و راهنمایی های همه دوستان و مسئولین، بالاخص جناب شعیب و دوست عزیز عقل و فطرت

با سلام خدمت شما دوست گرامی
از این که در این بحث خدمتتان بودم خرسندم و از همراهی شما تشکر می کنم.

bbehsan;636725 نوشت:
واسه هر مسلمونی گاهی اوقات تو زندگی تردید هایی به وجود میاد، ممکنه تو دین باشه، ممکنه تو عقابد باشه، ممکنه تو تصمیم گیری ها باشه و غیره...
برای بنده هم این تردید خیلی وقت بود به وجود اومده بود. دلایلش بماند..

فقط در همین حد بگم که من نیاز داشتن رساله رو توی دینم درک کردم و زین پس بیشتر توجه می کنم بهش.


شک و تردید خصوصیت ذاتی انسان است و از این که در اعتقادات و دین شک می کنیم اصلا نباید نگران بود این حقی است که خدا آن را به ما داده است و نه تنها حق داده بلکه در کنار این شک بر ما واجب کرده که عقایدمان را تحقیق کنیم نه تقلید.
این یک امتیاز بزرگ دین اسلام است.
پس شک می کنیم تحقیق می کنیم باز اگر شک کردیم بازهم تحقیق می کنیم و برای روح و روان خود ارزش قائل می شویم و انشا الله با این کار مسیر سعادت را می یابیم و از حقیقت جویی خسته نمی شویم (انشا الله)

bbehsan;636725 نوشت:
فقط چند سوال واسم پیش اومده که خارج از بحث این تاپیکه ولی چون کوچیکه گفتم تاپیک نزنم واسه هر کدوم، ممنون میشم دوستان راهنمایی بفرمایین، اگرم جاش اینجا نیست انجمنش رو بهم معرفی کنید من مطرح کنم، سایت خیلی بزرگه سخت میشه جای مناسب رو پیدا کرد.

شکسته نفسی نفرمایید
سوالهایی که مطرح کردید هم بزرگ هستند و هم با اهمیت و اتفاقا جای بحث زیادی دارند و هر کدام در جای خود باید بحث شوند
ولی جون تاپیک ما موضوع خاصی دارد از پاسخ گویی به آنها معذور هستم و عذر تقصیر دارم.
هر کدام از این سوال ها دارای موضوع خاصی هستند اولی کلامی است(بخش ادیان) دومی کلامی است بخش خدا شناسی سومی سیاسی است بخش امام و رهبری و...
هر کدام از این ها را می توانید در انجمن خاص خود به عنوان یک سوال مطرح فرموده و منتظر جواب گویی به آن باشید.
با تشکر
التماس دعا
موضوع قفل شده است