جمع بندی چرا عمر حضرت نوح(ع) طولانی بود؟

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا عمر حضرت نوح(ع) طولانی بود؟

سلام

میدانیم عمر نوح از همه انبیا طولانی بوده .

سوال من اینه چه ضرورتی داشته عمر ایشان این قدر زیاد باشد؟

و سوال دیگر اینکه آیا اون افرادیکه با نوح دشمن بودند و هرگز دعوتش را قبول نکردند هم عمرشون طولانی بوده؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مشکور

[TD][/TD]

Miss.Narges;1015751 نوشت:
سلام

میدانیم عمر نوح از همه انبیا طولانی بوده .

سوال من اینه چه ضرورتی داشته عمر ایشان این قدر زیاد باشد؟

و سوال دیگر اینکه آیا اون افرادیکه با نوح دشمن بودند و هرگز دعوتش را قبول نکردند هم عمرشون طولانی بوده؟


سلام و ادب@};-

در پاسخ گفتنی است:

اولاً درباره عمر حضرت نوح(علیه السلام) اقوال مختلفی وجود دارد: قرآن مي‌گويد: حضرت نوح(علیه السلام) نهصد و پنجاه سال به امر تبليغ دين و رسالت پرداخت. امّا سرانجام طوفان قومش را فرا گرفت، در حالى كه ظالم بودند.(1) از ظاهر اين آيه فهميده مي‌شودكه مدت پيامبری حضرت نوح تا قبل از طوفان نهصد و پنجاه سال بود؛ اینکه قبل از دوران رسالت و یا بعد از آن، چه مدت زندگى كرد، دقیقاً معلوم نيست. در برخى از روايات آمده است كه مدت عمر حضرت نوح هزار و پنجاه سال بود، چهل سال قبل از بعثت، نهصد و پنجاه سال از بعثت تا طوفان و شصت سال بعداز توفان.(2.)بعضي منابع ديگرعمر حضرت نوح (ع) را،1450سال ذكر كرده اند.(3) همچنین روایتی از امام صادق(علیه‏ السلام) وجود دارد که حضرت در آن فرمود: حضرت نوح(علیه‏ السلام) دوهزار و پانصد سال عمر کرد. به این ترتیب که 850 سال قبل از پیامبریش بود، 950 سال پیامبری کرد و مردم را به سوی خدا دعوت نمود، 200 سال به ساختن کشتی اشتغال داشت و 500 سال پس از فرو نشستن طوفان، زندگی نمود. (4) البته با وجود اختلافاتی که وجود دارد، نمى توان با قاطعيت درباره مدت عمر حضرت نوح اظهار نظر كرد.

ثانیاً علت طولانی شدن عمر نوح، این است که وقتی از خداوند خواست که بلا بر قومش نازل شود. خداوند، روح الامین (جبریل) را با هفت دانه تخم رستنی به سوی نوح فرستاد. جبرئیل فرمود: ای پیامبر خدا، خداوند تبارک و تعالی می فرماید: اینها بندگان و مخلوقات من هستند، من از بلاهای خود به آنها نازل نمی کنم مگر این که قبلا دعوت را تأکید کنم و حجت را بر آنان تمام نمایم. پس برگرد قوم خود را دوباره دعوت کن و من حقانیت تو را به آنان نشان می دهم و این دانه ها را در روی زمین بکار. زیرا وقتی که این دانه ها سبز شدند و میوه دادند، فرج و خلاصی تو را فراهم خواهند نمود. پس این موضوع را به مؤمنانی که با تو هستند خبر بده. نوح آنها را کاشت. وقتی که آنها از زمین روییدند و بزرگ شدند و ساقه و شکوفه دادند، میوه های آنها ظاهر شد. البته بعد از مدت طولانی دوباره خداوند به نوح دستور داد از تخمهای آن درختان بکارد و صبر و تلاش داشته باشد و حجت را بر قومش با این کارها تمام کند. آن جماعتی که به نوح ایمان آورده بودند، از این موضوع خبردار شدند. دوباره سیصد نفر از آنها از دین نوح برگشتند. چون گفتند: اگر آنچه که نوح می گوید که خداوند به او وعده داده عذاب نازل خواهد کرد درست باشد، خداوند که زیر قول خودش نمی زند، پس چرا تا حال عذاب نازل نکرده است؟ نوح هر دفعه به پیروانش دستور می داد که از آن دانه ها بکارند. تا این که هفت مرتبه کاشتند و آنها رشد کردند. در این مدت از همان مردمی که ایمان آورده بودند از دین نوح برمی گشتند، تا این که فقط هفتاد نفر مرد در ایمان خود باقی ماندند.(5)

چه بسا دلیل طولانی شدن عمر حضرت نوح و مدت رسالتش و تأخیر نزول عذاب، از سویی برای امتحان امت بوده تا مؤمنان حقیقی از مؤمنان ظاهری و دروغین (منافقان) شناخته شوند و منافقان از ایمانشان برگردند. و از سوی دیگر بعید نیست عمر طولانی حضرت نوح، حجتی برای آیندگان و قوم آخرالزمان بوده تا کسی به حکمت و قدرت خداوند و امکان طولانی شدن عمر آخرین حجت الهی و ذخیره انبیاء و اوصیاء الهی در دوران غیبت کبری، شک نکند و امتحان و اتمام حجتی باشد برای مؤمنان، تا سره از ناسره شناخته شود.

ثالثاً بدون شک، عمر انسان‏های زمان حضرت نوح، مثل عمر خود نوح(علیه السلام) طولانی نبوده! یعنی اینطور نبوده که هرکدام بیش از هزار سال سنّ داشته باشند! اگر این‏طور بود حضرت نوح از جهت طول عمر گل سرسبد تاریخ عالم نمی‏شد! در واقع، این ویژگی خاص در بین انبیاء الهی فقط مختص حضرت نوح بوده، که در تاریخ و روایات ثبت شده است. فلذا میزان عمر مردم زمان او معمولی بوده است. در حقیقت، حضرت نوح در طیّ نهصد و پنجاه سال دوران تبلیغ و رسالتش، قطعاً با چندین نسل مواجه بوده، چندین نسل را دیده و برای هدایت آنها خون دلها خورده است که این‏طور نفرین می‏کند و بعد هم می‏گوید این‏ها نه تنها خودشان هدایت‏ پذیر نیستند بلکه دیگران را هم گمراه می کنند.(6)

موفق باشید ...@};-

پي نوشت ها:
1. عنكبوت(29)/آيه14؛رك: ناصرمكارم شيرازى و ديگران، تفسيرنمونه، دارالكتب الإسلامية،‏ ج16، ص 228.
2. سيوطى جلال الدين ،الدرالمنثور فى تفسير المأثور، قم ، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى ،1404 ق، ج5، ص 143.
3. رسولي محلاتي، تاريخ انبياء، انتشارات علميه اسلاميه ،ج1، 452.
4. بحارالانوار، ص 285 - امالی صدوق، ص 306.
5. ر.ک: کلیات حدیث قدسی(ترجمه الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة)، ص: 33.
6. برگرفته از سلسله جلسات درس اخلاق آیت الله آقامجتبی تهرانی (ره)، جلسه چهاردهم، با کمی تغییر و تصرف.

مشکور;1016030 نوشت:
ثانیاً علت طولانی شدن عمر نوح، این است که وقتی از خداوند خواست که بلا بر قومش نازل شود. خداوند، روح الامین (جبریل) را با هفت دانه تخم رستنی به سوی نوح فرستاد. جبرئیل فرمود: ای پیامبر خدا، خداوند تبارک و تعالی می فرماید: اینها بندگان و مخلوقات من هستند، من از بلاهای خود به آنها نازل نمی کنم مگر این که قبلا دعوت را تأکید کنم و حجت را بر آنان تمام نمایم. پس برگرد قوم خود را دوباره دعوت کن و من حقانیت تو را به آنان نشان می دهم و این دانه ها را در روی زمین بکار. زیرا وقتی که این دانه ها سبز شدند و میوه دادند، فرج و خلاصی تو را فراهم خواهند نمود. پس این موضوع را به مؤمنانی که با تو هستند خبر بده. نوح آنها را کاشت. وقتی که آنها از زمین روییدند و بزرگ شدند و ساقه و شکوفه دادند، میوه های آنها ظاهر شد. البته بعد از مدت طولانی دوباره خداوند به نوح دستور داد از تخمهای آن درختان بکارد و صبر و تلاش داشته باشد و حجت را بر قومش با این کارها تمام کند. آن جماعتی که به نوح ایمان آورده بودند، از این موضوع خبردار شدند. دوباره سیصد نفر از آنها از دین نوح برگشتند. چون گفتند: اگر آنچه که نوح می گوید که خداوند به او وعده داده عذاب نازل خواهد کرد درست باشد، خداوند که زیر قول خودش نمی زند، پس چرا تا حال عذاب نازل نکرده است؟ نوح هر دفعه به پیروانش دستور می داد که از آن دانه ها بکارند. تا این که هفت مرتبه کاشتند و آنها رشد کردند. در این مدت از همان مردمی که ایمان آورده بودند از دین نوح برمی گشتند، تا این که فقط هفتاد نفر مرد در ایمان خود باقی ماندند

سلام
چنین چیزی رو در هیچ کتاب قصصی من ندیدم واقعا میشه بهش باور داشت؟ حدیثی معتبر داره؟

مشکور;1016030 نوشت:
چه بسا دلیل طولانی شدن عمر حضرت نوح و مدت رسالتش و تأخیر نزول عذاب، از سویی برای امتحان امت بوده تا مؤمنان حقیقی از مؤمنان ظاهری و دروغین (منافقان) شناخته شوند و منافقان از ایمانشان برگردند. و از سوی دیگر بعید نیست عمر طولانی حضرت نوح، حجتی برای آیندگان و قوم آخرالزمان بوده تا کسی به حکمت و قدرت خداوند و امکان طولانی شدن عمر آخرین حجت الهی و ذخیره انبیاء و اوصیاء الهی در دوران غیبت کبری، شک نکند و امتحان و اتمام حجتی باشد برای مؤمنان، تا سره از ناسره شناخته شود.
سلام امتحان که برای همه اقوام پیامبران بوده و مختص نوح نیست تا بگیم علت طولانی بودن عمر نوح این باشه.

اگر دعوت نوح جهانی باشه باز می تاون گفت بخاطر این باشه

به نام خالق
از شروع کننده این موضوع شکایت دارم که چرا حضرت نوح(ع) رو به اسم خالی صدا میکنید؟ اگه دقت کنید چند جا اسم خالی به کار بردین این کارتون زشت نیست؟بی احترامی نیست؟مومن هستین اما جایگاه افراد الهی رو با خودتون مقایسه نمیکنید! که باید اسم این عزیزان رو با احترام کامل به کار ببرین؟ با شدیدترین حالت ممکن متاسفم برای کسانی که عظمت عزیزان الهی رو فراموش میکنند...خداوند همه رو ببخشه

Miss.Narges;1016052 نوشت:
سلام
چنین چیزی رو در هیچ کتاب قصصی من ندیدم واقعا میشه بهش باور داشت؟ حدیثی معتبر داره؟

سلام مجدد

منبع حدیث مزبور را ذکر کرده ایم که از کتاب کلیات حدیث قدسی اقتباس شده، احاديث قدسي؛ مانند قرآن كريم وحي الهي بر پيامبران است، ولي الفاظ آن، توسط پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و ساير پيامبران الهي بيان شده و داراي اعجاز نيست و تنها مضمون و محتواي آن به وسيله الهام يا در خواب و ... به پيامبر القا مي شود. بعلاوه در احاديث قدسي احتمال تحريف وجود دارد، بر خلاف قرآن كه تحريف ناپذير است. همچنين در احاديث قدسي برخلاف قرآن، لزوم طهارت هنگام مسّ، ثواب قرائت، حرمت قرائت در برخي اوقات و... ، مطرح نيست. برای اطمینان از وثاقت و اطمینان حدیث مزبور می توانید از کارشناسان بخش حدیث سؤال کنید.

Miss.Narges;1016052 نوشت:
سلام امتحان که برای همه اقوام پیامبران بوده و مختص نوح نیست تا بگیم علت طولانی بودن عمر نوح این باشه.

البته برای همه اقوام در همه اعصار و زمانها امتحان بوده ولی اولاً امتحان اقوام با هم متفاوت بوده، فلذا نباید انتظار داشت که وضعیت همه اقوام یکنواخت باشد و ثانیاً بعید نیست از آنجاییکه شریعت حضرت نوح (علیه السلام) اولین شریعت الهی بوده و قوم نوح در کلاس اول دین و آغاز راه قبول دین و شریعت الهی بوده و به عبارتی در کلاس دین طفل و کودک بوده اند، فلذا خداوند به ایشان فرصت بیشتری داده تا شاید با تلاش های حضرت نوح (علیه السلام) راه هدایت را پذیرفته و از شرک و کفر دست بردارند و اتمام حجت کامل شود. چنانکه آموزش و تعلیم کودکان و اطفال، نیاز به صبر و حوصله و صرف وقت بیشتری دارد.

پرسش:
چرا عمر حضرت نوح (علیه السلام) طولانی بوده؟ آیا عمر قوم نوح (علیه السلام) هم طولانی بوده است؟

پاسخ:
در پاسخ، نکاتی را تقدیم می کنیم:

یک. عمر حضرت نوح(علیه السلام): درباره عمر حضرت نوح(علیه السلام) اقوال مختلفی وجود دارد: قرآن مي‌گويد: حضرت نوح(علیه السلام) نهصد و پنجاه سال به امر تبليغ دين و رسالت پرداخت. امّا سرانجام طوفان قومش را فرا گرفت، در حالى كه ظالم بودند.(1) از ظاهر اين آيه فهميده مي‌شودكه مدت پيامبری حضرت نوح تا قبل از طوفان نهصد و پنجاه سال بود؛ اینکه قبل از دوران رسالت و یا بعد از آن، چه مدت زندگى كرد، دقیقاً معلوم نيست. در برخى از روايات آمده است كه مدت عمر حضرت نوح هزار و پنجاه سال بود. (2) بعضي منابع ديگر عمر حضرت نوح (علیه السلام) را 1450 سال ذكر كرده اند.(3) همچنین روایتی از امام صادق(علیه‏ السلام) وجود دارد که حضرت در آن فرمود: حضرت نوح(علیه‏ السلام) دو هزار و پانصد سال عمر کرد.(4)

دو. علت طولانی بودن عمر نوح (علیه السلام): علت طولانی شدن عمر نوح، در حدیثی قدسی چنین بیان شده؛ که وقتی نوح (علیه السلام) از خداوند خواست که بلا بر قومش نازل شود. خداوند، روح الامین (جبریل) را با هفت دانه تخم رستنی به سوی نوح فرستاد. جبرئیل فرمود: ای پیامبر خدا، خداوند تبارک و تعالی می فرماید: اینها بندگان و مخلوقات من هستند، من از بلاهای خود به آنها نازل نمی کنم مگر این که قبلا دعوت را تأکید کنم و حجت را بر آنان تمام نمایم. پس برگرد قوم خود را دوباره دعوت کن و من حقانیت تو را به آنان نشان می دهم و این دانه ها را در روی زمین بکار. زیرا وقتی که این دانه ها سبز شدند و میوه دادند، فرج و خلاصی تو را فراهم خواهند نمود ...(5) این امر چند مرحله تکرار شد تا اتمام حجت کامل صورت گیرد. چه بسا دلیل طولانی شدن عمر حضرت نوح و مدت رسالتش و تأخیر نزول عذاب، از سویی برای امتحان امت بوده تا مؤمنان حقیقی از مؤمنان ظاهری و دروغین (منافقان) شناخته شوند و منافقان از ایمانشان برگردند. و از سوی دیگر بعید نیست عمر طولانی حضرت نوح، حجتی برای آیندگان و قوم آخرالزمان بوده تا کسی به حکمت و قدرت خداوند و امکان طولانی شدن عمر آخرین حجت الهی و ذخیره انبیاء و اوصیاء الهی(علیهم السلام) در دوران غیبت کبری، شک نکند و امتحان و اتمام حجتی باشد برای مؤمنان، تا سره از ناسره شناخته شود.

ممکن است کسی اشکال کند که، امتحان، برای همه اقوام پیامبران الهی بوده و مختص قوم نوح (علیه السلام) نیست تا آن را علت طولانی بودن عمر حضرت نوح بدانیم؟ در پاسخ گفتنی است: بدون شک، برای همه اقوام در همه اعصار و زمانها امتحان بوده ولی اولاً امتحان اقوام با هم متفاوت بوده، فلذا نباید انتظار داشت که وضعیت همه اقوام یکنواخت باشد و ثانیاً بعید نیست از آنجاییکه شریعت حضرت نوح (علیه السلام) اولین شریعت الهی بوده و قوم نوح در کلاس اول دین و آغاز راه قبول دین و شریعت الهی بوده و به عبارتی در کلاس دین طفل و کودک بوده اند، فلذا خداوند به ایشان فرصت بیشتری داده تا شاید با تلاش های حضرت نوح (علیه السلام) راه هدایت را پذیرفته و از شرک و کفر دست بردارند و اتمام حجت کامل شود. چنانکه آموزش و تعلیم کودکان و اطفال، نیاز به صبر و حوصله و صرف وقت بیشتری دارد.

سه. عمر مردم زمان حضرت نوح: بدون شک، عمر انسان‏های زمان حضرت نوح، مثل عمر خود نوح(علیه السلام) طولانی نبوده! یعنی اینطور نبوده که همه قوم هزار سال عمر کنند! اگر این‏طور بود حضرت نوح از جهت طول عمر گل سرسبد تاریخ عالم نمی‏شد! در واقع، این ویژگی خاص تاریخی، فقط مختص حضرت نوح بوده، که در تاریخ و روایات ثبت شده، فلذا میزان عمر مردم زمان او معمولی بوده است. در حقیقت، حضرت نوح در طیّ نهصد و پنجاه سال دوران تبلیغ و رسالتش، قطعاً با چندین نسل مواجه بوده، چندین نسل را دیده و برای هدایت آنها خون دلها خورده است که این‏طور نفرین می‏کند و بعد هم می‏گوید این‏ها نه تنها خودشان هدایت‏ پذیر نیستند بلکه دیگران را هم گمراه می کنند.(6)

پي نوشت ها:
1. عنكبوت(29)/آيه14؛رك: ناصرمكارم شيرازى و ديگران، تفسيرنمونه، دارالكتب الإسلامية،‏ ج16، ص 228.
2. سيوطى جلال الدين ،الدرالمنثور فى تفسير المأثور، قم ، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى ،1404 ق، ج5، ص 143.
3. رسولي محلاتي، هاشم، تاريخ انبياء، دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌، قم، بی تا، ج1، 452.
4. بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، تحقیق و تعلیق: سید جواد علوی، ناشر: دارالکتب اسلامیة، تهران، 1362 ق، ص 285 - امالی صدوق، شیخ صدوق، مترجم: محمدباقر کمره‌ای، انتشارات کتابچی، تهران، سال 1390، ص 306.
5. ر.ک: کلیات حدیث قدسی(ترجمه الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة)، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، نشر دهقان، تهران، 1380 ش، ص: 33.
6. برگرفته از سلسله جلسات درس اخلاق آیت الله آقامجتبی تهرانی (ره)، جلسه چهاردهم، با کمی تغییر و تصرف.

موضوع قفل شده است