جمع بندی چرا علاقه تکفیری ها و سلفی ها به فنا شدن در راه خدا (به خیال خودشون) بیشتره؟

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا علاقه تکفیری ها و سلفی ها به فنا شدن در راه خدا (به خیال خودشون) بیشتره؟

سلام،
اگه فرض بگیریم سلفی ها و تکفیری ها بیماری روانی ندارن و یا دیوانه نیستند (من که میگم هستن)، تنها دلیلی که خودشون رو انتحاری منفجر میکنند احتمالا اینه که به اصطلاح خودشون در راه خدا شهید میشن. اما سوال اینه، این چه دین و مذهب و آیین مسخره ای است که اینقدر قدرت داره که باعث شده چنین عزمی به یک نفر بده؟ شیعه که همه به حق بودنش واقفیم، با این قدمتش و با این همه پیامبر و امام و علما و روحیانیون نتونسته روحیه شهادت طلبی رو تا این حد بالا ببره. در دوران امامت علی  ع که در واقع امام زمانشون با علم بالا حضور داشته بارها شده برای جنگ رفتن نق میزدن میگفتن هوا سرده و گرمه و از این حرفها. یا تو همین جنگ تحمیلی درسته خیلی ها رفتن برای جنگ ولی موقعی که پای جون دادن و شهادت میشده (خوابیدن رو سیم خاردار و ...) خیلی ها حاضر نمیشدن این کار رو انجام بدن و یا افردای که از جنگ برگشتن و به راه کج رفتنن و ... . سوالم اینه مگه چی به خورد اینها میدن که راست میرن خونه آخر یعنی جون دادن و اینطور فاجعه آمیز خودشون رو به فنا میدن؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدرا

programmer1;929817 نوشت:
اما سوال اینه، این چه دین و مذهب و آیین مسخره ای است که اینقدر قدرت داره که باعث شده چنین عزمی به یک نفر بده؟

[=&amp]با سلام و عرض ادب[/]

1) گروههای سلفی تکفیری، همچون سایر جریانات سلفی گری، دارای اعتقادی مشترک بوده که این اعتقادات بستر لازم تکفیر و پس از آن کشتار سایر مسلمانان را به همراه داشته است.
مشکل اساسی در این تفکر که از زمان «ابن تیمیه» آغاز گردید و توسط «محمد بن عبدالوهاب» تجدید گردید و در دوران معاصر به اوج خود رسید، نگاه جمود آمیز به آموزهای توحیدی و تعریف ناصحیح از موضوعاتی همچون توحید و شرک و ایمان و کفر و بدعت و مساله ی جهاد بوده است.

2) در نگاه «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» توحید به دو شاخه ی اصلی توحید «ربوبی» و «الوهی» تقسیم می گردد که به اعتقاد آنان انحراف مشرکین از ابتدای خلقت تا به حال تنها در حیطه ی توحید «الوهی» که همان توحید در عبادت است بوده. [=&amp]
«ابن تیمیه» و مجدد عقاید وی «محمد بن عبدالوهاب» معتقدند که هیچ مشرکی در دیدگاه نظری (توحید ربوبی= توحید افعالی)؛
[1] مشرک نبوده و همه در این حیطه موحد بوده اند و فلسفه بعثت انبیاء نیز اصلاح این بخش نبوده؛[2] زیرا آنان در این ناحیه موحّد بودند؛[3] بلکه مشکل اصلی مشرکین در مقام عمل و در پرستش غیر خدای واحد بوده است.
هر چند چنین دیدگاهی کاملا اشتباه بوده و مشرکین درهر دو بعد توحید نظری و عملی دچار شرک بودند که آیاتی از قران بیانگر این حقیقت است؛
[4] اما با این حال مشکل اصلی در انحراف عقیده ی سلفیون مقلّد ابن تیمیه در تعریف اشتباه از واژه ی عبادت است؛ زیرا آنان هر خضوع و خشوعی را که به همراه محبت شکل پذیرفته باشد را مصداقی از مصادیق عبادت دانسته و به واسطه ی چنین دیدگاهی کسانی که معتقد به توسل به اولیای الهی بوده را مشرک قلمداد نموده اند.[5][/]

[=&amp]3) محمد بن عبدالوهاب در کتاب «القواعد الاربع» که قاموس فکری وهابیون است با بیان چهار قاعده، حکم به قتل سایر مسلمانان داده که این قواعد عبارتند از:

[/] يكم:[=&amp] دانستن آنكه كافران زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم) به اين كه خداوند خالق و مدبّر جهان است اقرار داشتند؛ ولى اين اقرار آنان را به اسلام وارد نساخت.[=&amp][6]
[/]

[/]
دوم:[=&amp] آن كه كافران زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله و سلّم) مى‏ گفتند كه جز براى نزديكى به خداوند و طلب شفاعت بت‏ها را نمى ‏خوانيم[/][=&amp].[/][=&amp][=&amp][7]
[/]
[/]
[=&amp]
[/]
سوم:[=&amp] آنكه پيامبر(صلی الله علیه وآله و سلّم) در ميان كسانى ظهور فرمود كه از جهت عبادت متفاوت بودند؛ برخى فرشتگان، برخى پيامبران و صالحان، برخى درختان و سنگ‏ها، و برخى خورشيد و ماه را مى ‏پرستيدند، اما پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم) با همه ی آنان جهاد فرمود و ميان آنان فرقى نگذاشت[/][=&amp].[/][=&amp][=&amp][8]
[/]
[/]

چهارم:[=&amp] آن كه مشركان زمان ما از مشركان زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم) مشرك تر می باشند! چرا كه مشركان زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم) تنها به هنگام آسايش شرك مى ‏ورزيدند و به هنگام دشوارى مخلص مى ‏شدند، اما مشركان زمان ما، هم به هنگام آسايش و هم به هنگام دشوارى مشرك‏اند![=&amp][9][/] باتوجه به این چهار اصل که همگی مخدوش می باشند، محمد بن عبدالوهاب حکم به قتل سایر مسلمانان داده است.
[/]


[/HR][1] . اعتقاد به اینکه خدای واحد که همان «الله» است خالق و مدبر امور هستی است.

[2] . إقامة الدليل على إبطال التحليل،ابن تیمیة، ج4،ص387.

[3] . این سخن بر خلاف آیات قرآن است؛ زیرا قرآن کریم به صراحت عقاید مشرکان را اینگونه بیان می دارد که انان در عرض خدا معتقد به خدایان دیگر بوده اند.

[4] . آیاتی همچون: (وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِه: براى خدا مانندهايى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه كنند)ابراهیم(14)،‌30؛ (إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِين: آن گاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‏كرديم)الشعراء(26)، 98 ؛ (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُون: و غير از خدا [ىِ يگانه‏] خدايانى به پرستش گرفتند، تا مگر يارى شوند)یس(36)، 74، که بیانگر شرک مشرکین در حیطه نظر و عمل و عبادت بوده است.

[5] . ابن تیمیه در تعریف عبادت می گوید: «العبادة المامور بها تتضمن معنی الذل و معنی الحب». العبودیة، ص23.

[6] .القواعد الاربع، محمد بن عبدالوهاب، ص2: «أن تعلم أنّ الكفّار الذين قاتلهم رسول الله - صلى الله عليه وسلم - يُقِرُّون بأنّ الله تعالى هو الخالِق المدبِّر، وأنّ ذلك لم يُدْخِلْهم في الإسلام».
این کلام محمد بن عبدالوهاب سخنی اشتباه است؛ زیرا کفر مشرکین هم از جانب اعتقاد آنان در پرستش اله غیر از الله بوده و هم اینکه اساسا به پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلّم) ایمان نیاوردند.

[7] . همان: «القاعدة الثانية: أنّهم يقولون: ما دعوناهم وتوجّهنا إليهم إلا لطلب القُرْبة والشفاعة».
سخن محمد بن عبدالوهاب در حالی است که مشرکین بت ها را در مستقلا عبادت می نمودند و انها را منشاء اثر می دانستند؛ همچنان که خداوند متعال از زبان آنان بیان می دارد که آنان به آلهه ی خود همچون خدا اعتقاد داشتند و آن اله را منشاء آثار می دانستند.

[8] . همان: «القاعدة الثالثة: أنّ النبي - صلى الله عليه وسلم - ظهر على أُناسٍ متفرّقين في عباداتهم منهم مَن يعبُد الملائكة، ومنهم من يعبد الأنبياء والصالحين، ومنهم من يعبد الأحجار والأشجار، ومنهم مَن يعبد الشمس والقمر، وقاتلهم رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ولم يفرِّق بينهم».
سخن محمد بن عبدالوهاب در حالی است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) تنها با کفاری جنگیدند که قصد نابودی اسلام را داشته؛ و آنحضرت مجاز به جنگ با سایر کفار که قصد براندازی حکومت اسلامی را نداشتند نبودند؛ همچنان که قران کریم می فرماید: (فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلا: پس اگر از شما كناره‏ گيرى كردند و با شما نجنگيدند و با شما طرح صلح افكندند، [ديگر] خدا براى شما راهى [براى تجاوز] بر آنان قرار نداده است). النساء(4)، 90.

[9] . القواعد الاربع، محمد بن عبدالوهاب، ص3: «القاعدة الرابعة: أنّ مشركي زماننا أغلظ شركًا من الأوّلين، لأنّ الأوّلين يُشركون في الرخاء ويُخلصون في الشدّة، ومشركوا زماننا شركهم دائم؛ في الرخاء والشدّة». که این سخن محمد بن عبدالوهاب نیز ادعایی بیش نیست.

programmer1;929817 نوشت:
سوالم اینه مگه چی به خورد اینها میدن که راست میرن خونه آخر یعنی جون دادن و اینطور فاجعه آمیز خودشون رو به فنا میدن؟


4) در دوران معاصر سلفیه شاهد تحولی در نگرش فقهی خود شده است. در این میان کتاب «مسائل من فقه الجهاد» یا «فقه الدماء» اثر «ابوعبدالله المهاجر المصری» مهمترین کتاب سلفیون تکفیری را تشکیل می دهد. بر اساس مطالب این کتاب، دنیا از جهت گستره ی دینی به «دارالاسلام» و «دارالکفر» تقسیم می گردد.
نویسنده کتاب، حاکمانی را که بر اساس «بما انزل الله» (مائده/۴۴) حکومت نمی‌کنند «مرتد» دانسته و به شدت نسبت به کسانی که معتقدند اسلام صرفا ادای شهادتین و اقامه نماز و زکات و روزه است انتقاد می‌ نماید.

[=&amp]از دیدگاه وی «دارالکفر» جایی است که احکام اسلام به طور کامل در آنجا اجرا نمی گردد و هر جا که به نوعی مسلمانان در اجرای احکام شرعی سهل انگاری نموده داخل در حیطه ی «دارالکفر» خواهد بود؛ لذا طبق این تعریف تمامی جوامع مسلمانان امروز در حیطه ی «دارالکفر»به حساب آمده. بر این اساس «دارالاسلام » و «دارالکفر» امر ثابتی نبوده؛ بلکه هر جا شریعت تعطیل شود مصداق «دارالکفر» خواهد بود؛‌ هرچند مردم آن جامعه اقرار به شهادتین نیز نموده باشند. از دیدگاه وی صرفِ «کفر» موجب جواز یا وجوب قتل خواهد بود.[1][/]

5) جهاد در ایدئولوژی سلفی‌ها و خصوصا نو سلفیون، اهمیّت بسیار بالایی دارد، به طوری که آن را از سایر عبادت‌های دینی، مانند نماز و روزه و حج مهم‌تر می‌دانند. آن‌ها معتقدند، مسلمانانی که در عمل و نظر به جهاد نپرداخته‌اند، اسلام را درک نکرده‌اند. به نظر سلفیّون جدید، عبودیت خدا بدون جهاد محقق نمی‌شود؛ بلکه جهاد بالاترین مرتبه عبودیت است. لذا همواره می‌کوشند تا جهاد را به مسأله ی اصلی و عمومی در جوامع سنی‌مذهب تبدیل کنند و از انحصار طبقه‌ای خاص خارج نمایند.

آنان پس از آن‌که بخش گسترده‌ای از مسلمانان غیرسلفی و دیگران را در جرگه ی کفار قرار داده، کشتن آن‌ها را فریضه دانسته و این عمل را «جهاد» ‌نامیده اند.

[=&amp]از دیدگاه نو سلفیون تکفیری شیعیان از تمامی دشمنان برای امت اسلام خطرناک تر هستند؛ لذا آنان با تمسک به آیاتی که بیانگر توجه به دشمنان نزدیک بوده،[2] و تفسیر جاهلانه ی آن و تطبیق دادن آیه بر شیعیان و اهل سنتی که قائل به جواز توسل و ولایت اولیاء بوده، جهاد با آنان را بر جهاد با کفار ترجیح داده اند.

[/][=&amp]آنان در این رابطه به نقلی از ابن تیمیه استناد می‌کند که می‌گوید: «هیچ یهودی و نصرانی و مشرکی با مسلمانی نمی‌جنگد؛ مگر آنکه یک رافضی با آن‌ها همراه شده باشد». [3][/][=&amp]

سلفیّون در کشتار مسلمانان به‌ویژه شیعیان، به هر ابزاری متوسل شده و ترور غیرنظامیان و افراد بی‌گناه را موجّه دانسته و برای آن توجیهات شرعی می‌آورند.
طاغوت، یعنی حکومت غیرخدا بر مردم، یکی از مؤلفه‌های سلفی‌گری جهادی است و شخص مسلمان وظیفه دارد چنین حکومتی را نپذیرد و برای سقوط آن تلاش کند تا با کنار زدن دولت‌های طاغوتی و لائیک، دولت اسلامی تشکیل شود.

[4][/]

[=&amp]6)‌ با توجه به مطالب فوق از منظر این گروههای جاهل بیشتر مسلمانان خصوصا شیعیان در شرک و کفر به سر برده و از آنجا که جهاد با کفار از بزرگترین واجبات اسلام است، جهاد با آنان با هر وسیله و ابزاری واجب بوده و بر اساس آیه ی قرآن کریم اولویت در جهاد، با کفار نزدیک بوده که در برخورد با آنان نیز باید خشونت به خرج داد که چنین عملکردی خود نشانه ی تقوا خواهد بود.[5] و فرجام مجاهدین نیز جز وعده ی بهشت چیز دیگری نخواهدبود.[6]
[/]
بدیهی است که عقاید سلفیه ی معاصر با پشتبانی سیاسی و مالی استعمار در جای جای جهان اسلام در بسیاری از حوزه های علمی اهل سنت که گرایش به وهابیت داشته ترویج می گردد. در این راستا بسیاری از جوانان طالب علم و جوانانی که در حیطه ی تربیتی و فکری آنان قرار گرفته، به واسطه ی عدم اطلاع به معارف اسلامی و همچنین اسباب و علل فرهنگی و اقتصادی، فریب تبلیغات انحرافی آنان را خورده و به اسم جهاد و مبارزه ی با کفار امنیت سایر مسلمانان را سلب نموده اند.
نکته ای که در رفتار گروههای تکفیری مشاهده می گردد آن است که در این جریانات افراد مختلف با انگیزه های مختلف وجود داشته و اینگونه نیست که انگیزه ی همه ی آنها امر دینی بوده باشد؛ بلکه بسیاری از آنان با اغراض دنیوی و سیاسی پا به این میدان گذاشته و رفتارهای وحشیانه ی آنان بیانگر چنین امری است.

موفق باشید.



[/HR] [1] . ر.ک: سخنرانی در نشست تحولات ژئوپلیتکی غرب آسیا و جهان اسلام، داود فیرحی، ۲۶ مهرماه ۹۵، مؤسسه آینده‌پژوهی جهان اسلام.

[2] . التوبة(9)،123: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد با كافرانى كه به شما نزديكترند پيكار كنيد (و دشمن دورتر شما را از دشمنان نزديك غافل نكند) و آنها بايد در شما شدت و خشونت احساس كنند، و بدانيد خداوند با پرهيزكاران است.

[3] . منهاج السنة، ابن تیمیة، ج3، ص263، مؤسسة قرطبة ، الطبعة لأولى: «ما اقتتل يهودي ومسلم ولا نصراني ومسلم ولا مشرك ومسلم إلا كان الرافضي مع اليهودي والنصراني والمشرك».

[4] . تقابل نئوسلفی‌ها با شیعیان و پیامدهای آن بر اتحاد جهان اسلام، پورحسن، ناصر، سیفی، عبدالمجید، ۱۳۹۴.

[5] . التوبة(9)،123.

[6][=&amp] . در این تاپیک به این سوال پاسخ داده شده است: http://www.askquran.ir/thread53981.html[/]

ممنون بابت اطلاعاتی که ارائه دادید ولی خب چرا با این همه شفافیت و گستردگی منابع اسلامی افراد خارجی تبار بیشتر جذب گروه های تروریستی تکفیری میشن و سمت شیعه و تعالیم ناب ائمه معصومین نمی آن؟ آیا تعداد تکفیری هایی که اعتقاد واقعی شونه بیشتره یا افرادی که به بهانه های دنیوی و مالی عضو این گروه ها شدن (مخصوصا گروه تکفیری جهادی داعش)؟

programmer1;929817 نوشت:
سلام،
اگه فرض بگیریم سلفی ها و تکفیری ها بیماری روانی ندارن و یا دیوانه نیستند (من که میگم هستن)، تنها دلیلی که خودشون رو انتحاری منفجر میکنند احتمالا اینه که به اصطلاح خودشون در راه خدا شهید میشن. اما سوال اینه، این چه دین و مذهب و آیین مسخره ای است که اینقدر قدرت داره که باعث شده چنین عزمی به یک نفر بده؟ شیعه که همه به حق بودنش واقفیم، با این قدمتش و با این همه پیامبر و امام و علما و روحیانیون نتونسته روحیه شهادت طلبی رو تا این حد بالا ببره. در دوران امامت علی  ع که در واقع امام زمانشون با علم بالا حضور داشته بارها شده برای جنگ رفتن نق میزدن میگفتن هوا سرده و گرمه و از این حرفها. یا تو همین جنگ تحمیلی درسته خیلی ها رفتن برای جنگ ولی موقعی که پای جون دادن و شهادت میشده (خوابیدن رو سیم خاردار و ...) خیلی ها حاضر نمیشدن این کار رو انجام بدن و یا افردای که از جنگ برگشتن و به راه کج رفتنن و ... . سوالم اینه مگه چی به خورد اینها میدن که راست میرن خونه آخر یعنی جون دادن و اینطور فاجعه آمیز خودشون رو به فنا میدن؟

با سلام
عموما کسانی که وارد این وادی میشوند گرایش سلفی و وهابی دارند...
اما عوامل دیگری باعث میشود که این افراد در عرصه عمل انتحاری یا انغماسی شوند و به نوعی شجاعت یا تهور برسند...
از جمله عوامل و انگیزه ها
پول و قدرت...
هیجان جوان ها برای برتری جویی...
آزادی های جنسی مثل جهاد نکاح یا برده داری...
و از طرفی استفاده از قرص های روان گردان مثل کپتاگون که انها را نترس و متهور میکند...
حتی خط مقدمشان مجبور به خوردن این قرص ها میشوند...
فراری ها اعدام صحرایی میشوند...
از نوجوانان و کودکان و حتی عقب مانده های ذهنی استفاده میکنند که بهتر شستشوی مغزی داده میشوند...
عادت دادن انها به فضای خشونت و کشتن و سر بریدن...
شستشوی مغزی توسط کلیپهای تبلیغی و غلبه هیجانات بر منطق...
جا انداختن فرهنگ غلط... مثلا زمانی بود که وقتی یک نوجوان نابالغ روزه میگرفت این را به حساب قدرت و افتخار قلمداد میکرد ... در حالی که ممکن بود اصلا رضای خدا در کار نبود... فقط نوعی خودنمایی بود ... مثلا برخی ها روی کف دست خود را با تیغ برش میدادند که نشان دهند نترس هستند...اصولا مردها دوست دارند خود را قدرتمند و نترس نشان دهند..
حالا تصور کنید این فرهنگ را جا بیندازند که هر کس خود را انتحاری میکند او یک قهرمان است... مثل همان مثال تیغ کشیدن روی دست یا روزه داری یک نوجوان نابالغ... اینجا مسئله اصلا رضای خدا نیست ... مسئله استفاده نادرست از غرایز مردان جامعه است....
مثلا داوطلبان انتحاری تروریستهای ترکستانی در سوریه ، رژه افتخار میرفتند...
این نوع فرهنگ مختص دین خاصی نیست و میتواند انتحار کردن را برای افراد ان جامعه اسان کند.... مثلا ژاپنی ها در جنگ جهانی با هواپیما انتحار میکردند آنطور که به یاد دارم... یا حتی سر برخی مسائل فرهنگی خودکشی میکردند( خودکشی سامورایی)

و طاها;931121 نوشت:
.اصولا مردها دوست دارند خود را قدرتمند و نترس نشان دهند..
حالا تصور کنید این فرهنگ را جا بیندازند که هر کس خود را انتحاری میکند او یک قهرمان است... مثل همان مثال تیغ کشیدن روی دست یا روزه داری یک نوجوان نابالغ... اینجا مسئله اصلا رضای خدا نیست ... مسئله استفاده نادرست از غرایز مردان جامعه است....

بسیاری از انتحاری ها خانم هستند انگونه که در اخبار و رسانه ها می گویند

programmer1;931115 نوشت:
ممنون بابت اطلاعاتی که ارائه دادید ولی خب چرا با این همه شفافیت و گستردگی منابع اسلامی افراد خارجی تبار بیشتر جذب گروه های تروریستی تکفیری میشن و سمت شیعه و تعالیم ناب ائمه معصومین نمی آن؟ آیا تعداد تکفیری هایی که اعتقاد واقعی شونه بیشتره یا افرادی که به بهانه های دنیوی و مالی عضو این گروه ها شدن (مخصوصا گروه تکفیری جهادی داعش)؟

[=&amp]با سلام و عرض ادب
[/]

[=&amp]باید توجه داشت که شیعه از دیر باز به واسطه ی عدم پذیرش خلافت خلفا و اتهام به سب صحابه تکفیر شده است. از دیدگاه تفکرات اهل سنت شیعه فرقه ای بدعت گذار بوده و از دیدگاه تفکرات افراطی شیعه همواره تکفیر شده است.
[/]
[=&amp]در فضای تبلیغ اسلام در کشورهای غیر مسلمان و غربی باید توجه داشت که عمده ی تبلیغ اسلام از سوی سعودی ها و اسلام وهابی در کشورهای مختلف صورت می پذیرد که این تبلیغات که با حمایت مالی و سیاسی مستقیم سعودی صورت می پذیرد، از سویی مردم را دعوت به اسلام با تفسیر وهابی نموده و از سویی به شدت با تبلیغ تشیع به هر شکلی مقابله نموده و مسلمان شیعه را با محدودیت ها و فشارهای امنیتی خاصی روبرو ساخته؛‌ همچنانکه در کشورهای جنوب شرقی آسیایی و آفریقایی(همچون نیجریه) مشاهده می شود؛ بلکه در کشورهای فقیر و حتی در مناطق حاشیه ای کشور کمک های مالی سعودی نقش موثری در تبلیغ وهابیت در بین اهل سنت داشته است.
[/]
[=&amp]از سوی دیگر همچنان که جناب (وطاها) بیان نمودند جاذبه های مالی و آزادی های جنسی مجاز در قالب(جهاد نکاح) و زمینه ی انجام جنایتهای گوناگون که در تبلیغ جهاد از سوی این فرقه وجود داشته، توانسته افراد مخلف با گرایشها و انگیزه های مختلف را به سوی خود جلب نماید.[/] [=&amp]لذا گرایش به تشیع معمولا به این شکل بوده که بعد از اسلام آوردن و تحقیق بیشتر صورت پذیرفته است.
[/]
[=&amp]موفق باشید[/]

سلام...اگر درون دینی نگاه کنیم...می تونیم شیطان رو هم درنظر بگیریم که سعی می کنه شیعه رو از مرگ بترسونه یا فراری بده یا امثال اینها و برعکس، شیطان سعی می کنه یک وهابی رو ترغیب به حمله ی انتحاری کنه....

**گلشن**;931131 نوشت:
بسیاری از انتحاری ها خانم هستند انگونه که در اخبار و رسانه ها می گویند

نقطه ضعف خانم ها یکی غلبه احساسات بر منطق است
دوم عدم استقلال و نوعی تبعیت و کرنش نسبت به مردها...

از نقطه ضعف اول فاز معنوی و احساسی آنها را شارژ میکنند به شکلی که حاضر به جهاد نکاح میشوند...که چه بسا برای برخی از ما بدتر از انتحار به نظر میرسد...
زنها از ناحیه نقطه ضعف دوم کاملا میتوانند مورد استثمار مردها قرار بگیرند خصوصا وقتی فرهنگ مقتضی موجود باشد...
در میان کشورهای عربی و حتی برخی نواحی کشور ما قنوت و خضوع پیش شوهر کاملا یک مسئله جا افتاده است... یک مثال موازی برای شما بزنم. چند همسری ...کتک زدن همسران...( حتی تفاوت حکم مرتد زن با مرد را میتوان در ذیل این دو نقطه ضعف بررسی کرد)
در واقع قنوت و سرسپردگی زنها یک غریزه یا فطرت خدادادی است اما میتواند در مسیر اشتباه استفاده شود...

حتی این جوزدگی و سرسپردگی در میان مردان هم وجود دارد و اصلا جزو شاکله داعش محسوب میشود... در ساختار داعش چون و چرا مطرح نیست...

اما اینکه گفتید بسیاری از انتحاری ها خانم هستند
باید آمار گیری کرد ولی به نظر میرسد درصد انتحاری زن خیلی کمتر از مردان باشد...
اصولا داعش وقتی در تنگنا قرار میگیرد از زن ها استفاده میکند... داعش زنها را در اولویت انتحار نمیداند
اولویت اول شوهر داری و فرزند اوری و تربیت انها و جهاد نکاح و پلیس خلافت و نهایتا تک تیرانداز ...
این اواخر به جهت کمبود نیرو و موفق تر بودن زنها در نفوذ و انتحار بیشتر استفاده میشوند اما باز هم ان قدر زیاد نیستند...
تازه بسیاری از این مردان و زنان فیلتر شده اند...
فرض کنید داعش اعلام میکند فلان زنها باید وارد میدان شوند یا کشته شوند
یا فلان زنها باید جهاد نکاح کنند یا کشته شوند...
ما فقط نتیجه کار را میبینیم ولی بسیاری کشته شدند و تن به این کار ندادند...
بسیاری در میانه را خودکشی کردند یا فرار
و برخی نیز به کثافت و خشونت خو کردند و مثل انها شدند...

دقت کردید اکثر این سلفیهای تکفیری (تقریبا همه مواردی که من دیدم) و مخصوصا داعش چقدر چهره های کریه ای دارند، احساس میکنم تاثیر خباثت روح این افراد مستقیما روی چهره شون هم تاثیر میزاره. یه جورایی وقتی اسمی از عطوفت و رحمت، اسمی از مولامون علی علیه السلام نباشه، برکت زیبایی و گشاده رویی از چهره این افراد برداشته میشه. البته قصد توهین به سنی های عزیزی که اختلافمون از مسئله خلافت و امامت بالاتر نمیره ندارم.

موضوع قفل شده است