جمع بندی چرا رهبری مستقیماً در موضوع فساد ورود نمی‌کنند؟

تب‌های اولیه

139 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا رهبری مستقیماً در موضوع فساد ورود نمی‌کنند؟

یکی از سوال‌هایی که به بخش شبهه فارس رسیده این است که چرا رهبرانقلاب رفتاری مثل امیرالمومنین علیه‌السلام با ابن هرمه* محتکر بازار اهواز ندارد.
این سوال دو بخش دارد؛ بخش اول مربوط به استناد به یک نقل تاریخی است و بخش دوم نتیجه‌ای که ازین نقل تاریخی گرفته می‌شود.
یکم. اشکال فاحش علمی
درباره استناد به این نقل تاریخی و مواردی شبیه بدین، یک اشتباه فاحش وجود دارد. در استناد به سیره اهل‌بیت ابتدا باید اصول و منطق ثابت بر رفتار معصوم را کشف کرد. در برخورد بخشی و سطحی با سیره نمی‌توان حکم کلی دریافت کرد. مثل اینکه در کنار رفتار قاطع حضرت با ابن‌هرمه، نفر دیگری پیدا شود و مماشات حضرت با شریح قاضی را ملاک تسامح با مفسدین قرار دهد.
ماجرای یک قاطعیت
از همین منظر اجتهادی، برخی معتقدند سبک رفتار امیرالمومنین با فساد را باید متناسب با جامعه‌ای دید که فساد در آن فراگیر است. لذا او برای مردم در همان ابتدا خط و نشان می‌کشد که از کابین همسرانتان هم حرام را بیرون می‌کشم. شرایط به‌نحوی است که خواص ولو خواص معنوی جامعه هم به خطا افتاده‌اند و سهم از بیت‌المال می‌طلبند. جامعه پر از فساد و در معرض رشد جدی و فراگیری فساد است. رفتارهای حضرت مقابله با این مرض اجتماعی است.
داستان اوشین و سلمان رشدی و ....
همین تحلیل امروز هم وارد است، مثل اینکه رفتارهای خاص امام و رهبری را فهرست کنیم و بخواهیم قاعده ثابت دربیاوریم. مثلا اگر رهبری نامه می‌نویسد و درباره پرونده فلان معاون متخلف مدرسه تاکید ویژه می‌کند، آیا می‌توان یک قاعده برای همه موارد مشابه دانست که رهبری باید ورود کنند؟ خیر. رهبری احساس کردند به این مسائل کم‌توجهی شده است آنگاه مستقیما ورود کردند. طبیعی است که باقی موارد مسیر طبیعی خودش را طی می کند.
یا مثلا اگر امام خمینی(ره) درباره مصاحبه یک زن که الگوی خود را اوشین معرفی می‌کند آن موضع‌گیری شدیداللحن را اتخاذ می‌کند آیا می‌توانیم یک قاعده رفتاری بسازیم که همه‌جا باید همین تکرار شود؟ حکم امام درباره سلمان رشدی نیز از همین دست است.
اجتهاد فراتر از سیره
سیره اهل‌بیت یا داستان‌های پراکنده‌ای که از شرح حال آنها می‌‌شنویم اگر با دقت‌های فقاهتی و حتی فلسفی و اجتهادی همراه نباشد ما را به خطا خواهد انداخت. مثل اینکه برخی می‌گویند چون در سیره امیرالمومنین موضوع تاکید بر حجاب پیدا نکردیم پس امروز هم حجاب نداریم. اگر به این افراد بگویید پس بستن کمبرند ایمنی را از کجا آوردید احتمالا سکوت کنند. چون قاعدتا برای کمربند ایمنی هم در سیره چیزی پیدا نمی‌کنند.
دوم. و اما پرسش اصلی؛
چرا رهبری در مسئله فساد اقتصادی، شخصا به مصادیق ورود نمی کنند؟
اولین نکته برمی‌گردد به نحوه شناخت متفاوت ما و رهبری از سطح فساد. رهبری را به عنوان یک کارشناس مطلع در نظر بگیرید بعد بررسی کنید که چه میزان تحلیل ما از اوضاع، شبیه رهبری انقلاب است.
برداشت متفاوت ما و آقا
این سوال مستلزم یک فرض غلط است که: فساد دامنگیر و سیستمی است. رهبری چنین تحلیلی را از سطح فساد ندارند و بارها به صراحت گفته‌اند که فساد در جامعه آنطور که بیان می‌شود گسترده نیست.
سبک هدایت رهبری
اما مساله مهمتری وجود دارد و آن سبک هدایت جامعه است. به چند دلیل نیازی نیست رهبری فراتر از نهادهای قانونی کشور به ماجرای فساد ورود کنند. چه‌بسا آسیب این ورود شخصی بیشتر باشد.
یکم. محکمات ذهنی رهبری
رفتار رهبری را باید با توجه به محکمات ذهنی ایشان تحلیل کرد. در دستگاه فکری رهبری، تثبیت سیستم نهادهای جمهوری اسلامی بر مبنای مردم‌سالاری، اولویت اول است. برهمین مبنا در هر شرایطی اول به تثبیت سیستم و نهادها توجه کرده‌اند و بعد کارکردشان. نمونه واضحش سال 88 است که تحت هیچ شرایطی حاضر نشدند خارج از نهادهای قانونی عمل کنند. همین روزها نیز برخلاف برخی، تاکید دارند باید با همین دولت از مشکلات خارج شد. ورود مستقیم رهبری یعنی بهم زدن این ساختار منظم که قرار است در طوفان حوادث تثبیت شود.
دوم. مبارزه فراگیر
فارغ از اینکه حجم فساد کم است یا زیاد، نیاز مردم این است که احساس کنند مبارزه با فساد «فراگیر» است. این تصویر که همه نشسته‌اند و رهبری به تنهایی ضدفساد است، خودش یک فساد بزرگتر است. این تصویر یعنی به‌غیر از رهبری هیچ‌کس اراده مبارزه با فساد ندارد. واقعا چنین است؟
بنابراین رهبر باید تلاش کند دستگاه‌های کشور به این مقوله اهتمام کنند. لذا بهتر است روند طبیعی طی شود و مثلا رئیس قوه قضاییه برای مقابله جدی‌تر با فساد نامه دهند و ایشان تایید کنند. یا دائم به دولت در این مقولات تذکر می‌دهند. به دستگاه قضائی می‌گویند مدل تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی‌تان باید هنرمندانه باشد تا جامعه احساس مبارزه فراگیر داشته باشد.
سوم. فساد یا احساس بن بست
آنچه از فسادهای رایج مهمتر است چیست؟ فساد که همیشه تاریخ وجود داشته است. مهم این است که جامعه احساس می‌کند با این حجم فساد، با ابزارهای قانونی و ساختار موجود نمی‌توان کشور را اداره کرد. این فساد از هر فسادی مهمتر است چون به ناامیدی مطلق می‌انجامد. براین اساس رهبری تلاش می‌کند نشان دهد مبارزه با فساد در همین ساختار که برآمده از تصمیم خود مردم می‌باشد قابل کنترل است.
توجه شود که بدتر از فساد، احساس فساد است. ورود مستقیم رهبری یعنی ناامیدی از نهادهای موجود و نتیجه این ناامیدی، احساس فساد بیشتر است که فساد اکبر است.

پی‌نوشت
ماجرای ابن هرمه چه بود:
در دوران حکومت امام علی علیه‌السلام، به آن حضرت خبر رسید که «ابن هرمه» مأمور حکومتی، مرتکب خیانت شده است. بخش‌هایی از آنچه امام به فرماندار نوشت چنین است:
«هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز... چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان.... مگذار ملاقاتی داشته باشد... او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند.»

عبد آبق;996169 نوشت:
در دستگاه فکری رهبری، تثبیت سیستم نهادهای جمهوری اسلامی بر مبنای مردم‌سالاری، اولویت اول است. برهمین مبنا در هر شرایطی اول به تثبیت سیستم و نهادها توجه کرده‌اند و بعد کارکردشان

به نام خدا

سلام برادر عزیز

ورود رهبری به مسائل جزئی فساد امکان پذیر نیست و وظیفه قوه قضاییه است.ولی پرونده های کلان اقتصادی یا بی کفایتی که آشکارا به کشور لطمه بزرگ می زند و توسط قوه قضاییه هم پیگیری نمی شوند باید توسط خود رهبری رسیدگی شوند.

در سطح جامعه صحبت هایی درباره فساد رئیس جمهور درباره خانه ولنجک ایشان که اتفاقا توسط خود بسیجیان مطرح شد یا پرونده برادر رییس قوه قضاییه که به نظر می رسد خود رییس قوه قضاییه هم در این پرونده درگیر است توسط رهبری باید پیگیری شود چرا که نه رییس قوه قضاییه خودش و برادرش را دادگاهی می کند نه پرونده رییس جمهور را بررسی می کند.درباره به خطر افتادن مردم سالاری هم، اقای خامنه ای مصلحی را ابقا و مشائی را عزل کردند و این خلاف نظر احمدی نژاد بود ولی مسئله به خطر افتادن مردم سالاری مطرح نشد.مطمئن باشید اگر آقای خامنه ای به این پرونده ها رسیدگی کنند و عدالت را اجرا کنند هیچ کسی نمی گوید مردم سالاری به خطر افتاد.

مطمئناً نقد منصفانه آقای خامنه ای بسیار برای دنیا و آخرت ایشان مفید تر از این است که یکسری توجهیاتی کنیم که نه با قرآن منطبق است نه با سیره معصومین نه با عقل.

45 ثانیه نقد منصفانه توسط آقای رحیم پور ازغدی:
https://tamasha.com/v/BAgDB

موفق و سلامت باشید

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

علاوه بر آنچه که جناب عبد آبق زحمت کشیده و نقل کرده اند، بنده نیز در این خصوص باید به چند نکته اشاره کنم:

نکته اول:

ساختار حکومت نسبت به گذشته بسیار پیچیده تر شده است، اینکه کسی حکومت های امروز با این همه وزارت خانه اعم از وزارت خارجه و بهداشت و صنعت و علوم و آموزش و پرورش و همچنین قوای مقننه و قضائیه و مانند آن را با حکومت های گذشته یکسان بداند قطعا یا درک درستی از شرایط امروز حکومت داری ندارد یا اینکه با ساختار حکومت های گذشته آشنا نیست.

حقیقت این است که ساختار حکومت امیرالمومنین(ع) با ساختار حکومت امروز ما بسیار متفاوت است، و نمی توان برای هر دو نسخه واحد پیچید. بنابراین:
اولا: توقع اینکه امروز هم مانند گذشته شخص اول مملکت پیگیر فسادها و تعیین مجازات شود وجود ندارد، لذا این مسائل چه به لحاظ کشف، و چه به لحاظ مجازات متولی خاص خودش را دارد.

ثانیا: با توجه به ساختار پیچیده امروز چه در قوانین و ادارات مختلف، و چه به لحاظ مسائل بانکی و اعتبارات مالی کشف فساد بسیار پیچیده تر از گذشته است، مثل قدیم نیست که مثلا کسی چند کیسه زر برداشته و فرار کرده باشد.
همین چند روز پیش دادستان کل کشور در خصوص پرونده ثبت واردات خودروهای خارجی از یک پرونده بسیار پیچیده و مفصل سخن میگفت که بررسی آن خیلی دشوار است.

نکته دوم:

حکم امام علی(ع) در خصوص ابن هرمه یک تعزیر است، و تعزیرات هم کلیّت نداشته و متناسب با شرایط زمان، شرایط مجرم و سایر عوامل اجتماعی است، لذا برداشت کلی از آن دشوار است، از تعزیر نمی شود یک حکم کلی برداشت کرد مگر آنکه مطالعات دقیق و عمیقی از یکسان بودن شرایط وجود داشته باشد و تشخیص هم در این باره با قاضی است؛ صدور حکم در خصوص آنها آگاهی کامل از پرونده می طلبد، نمیشود بدون مطالعه پرونده و شواهد مربوطه از روی نظر رسانه ها حکمی صادر کرد!
و همانطور که پیش تر اشاره شد رهبری مسئول رسیدگی و تعیین حکم در پرونده های فساد نبوده و در این میان بین فسادهای ریز و درشت تفاوتی نیست، رسیدگی به همه آنها بر عهده نهادهای نظارتی و حقوقی مثل دیوان محاسبات و سازمان بازرسی و قوه قضاییه است.

نکته سوم:

طبق آنچه که گذشت راهکار مقابله با فساد دو چیز است: یا وادار کردن و به حرکت واداشتن نهادهای مسئول برای مقابله با فساد، و یا تشکیل نهاد مستقلی از سوی رهبری.
موازی کاری و تشکیل یک نهاد حقوقی مستقل از سوی رهبری در عرض سایر قوا و نهادها که هرگز به مصلحت نیست، چرا که معنای بی اعتبار ساختن نهادهای مسئول است! شما وقتی یک نهاد مستقلی را تاسیس کنید که وظیفه نهاد دیگری را بر عهده بگیرد یعنی پذیرفته اید که آن نهاد کارایی ندارد! فلسفه وجودی آن زیر سوال میرود!

اگر این نهاد به لحاظ قانونی ثمری ندارد خب باید قانون اصلاح شود، اما اگر به لحاظ اجرایی کارآمد نیست باید نحوه اجرا را درست کرد، نه اینکه عملا آن را کنار گذاشته و بی اعتبار ساخت! همانطور که رهبری در دیدار اخیری که با مجلس خبرگان داشتند فرمودند:
«کار جهادی باید انجام بگیرد، امّا به‌وسیله‌ی چه‌کسی؟ به‌وسیله‌ی خود مسئولین؛ در مجاری قانونی باید این کار انجام بگیرد... کار موازی در کنار دستگاه دولتی کار موفّقی نیست؛ این تجربه‌ی قطعی این حقیر است در طول این سالها»

بنابراین باید نهادها و سازمانهای درگیر را وادار به حرکت کرد، و این مسئله ای است که رهبری با جدیت دارد دنبال می کند. ایشان در همین دیداری که ذکر کردم فرمودند:
«به بنده گاهی میگویند شما چرا به دولت تشر نمیزنید؛ مرادشان لابد تشر در معرض عام است، وَالّا از جلسات خصوصی ما که خبر ندارند! بنده اقلّاً ده برابر آن مقداری که در رسانه‌ها بعضی جلسات ما منعکس میشود، جلسات دیگر داریم با مسئولین مختلف -نظامی، غیرنظامی، دولتی، قضائی و غیره- خب از آنها که مطّلع نیستند، دلشان میخواهد که بنده در معرض عام تشر بزنم. خب فایده‌ی این تشر چیست؟ فایده‌ی این تشر این است که دلِ شما خنک میشود، همین! یعنی بیش از این فایده‌ای ندارد؛ امّا ضررهای بزرگی دارد؛ این ضررها را باید بسنجید. دعوا کردن راه اصلاح نیست، همچنان‌که ایجاد تشکیلات موازی با دولت هم راه اصلاح نیست»

باید توجه داشت که ما دشمن خارجی هم داریم، نباید نگاه ما سطح پایین باشد، باید با نگرش کلان به مسائل نگاه کرد، کسی که می داند از دعوای او همسایه ها خوشحال میشوند با صدای پایین دعوا می کند، به همین شکل رسانه ای شدن تمام سخنان رهبری با مسئولین به صلاح نیست، اما این رسانه ای نشدن جلسات نباید برای مردم خودمان شائبه درست کند که پس رهبری نسبت به این مسئله بی تفاوت است!

نکته چهارم:
در مورد نقد استاد رحیم پور ازغدی هم که آدرس کلیپ آن گذاشته شده خب روشن است که این نقد خطاب به رهبری نیست، نه یک نکته تیره در سیره اقتصادی اطرافیان رهبری وجود دارد، و نه رسیدگی به فسادهای احتمالی اطرافیان مسئولین بر عهده رهبری است، و نه پیگیری مسئله و مجازات آنها در حیطه وظائف رهبر است!
ایشان میگوید اگر شائبه ای در خصوص اطرافیان مدیران ارشد مطرح شد باید شفاف سازی کنند، در خصوص رهبری چنین مسئله ای وجود ندارد.

مسلم;996300 نوشت:
حقیقت این است که ساختار حکومت امیرالمومنین(ع) با ساختار حکومت امروز ما بسیار متفاوت است، و نمی توان برای هر دو نسخه واحد پیچید

سلام علیکم

همین چند وقت پیش یک کاربر مطلبی گذاشته بود درباره مقایسه وضعیت فعلی با وضعیت زمان صفین و سعی می کرد در آن آقای خامنه ای را شبیه حضرت علی(ع) کنند.ولی الان شما می گویید:نمی توان برای هر دو نسخه واحد پیچید.

ایا این به نظر شما یک بام و دو هوا یا مصادره به مطلوب نیست!؟ هر جا برای طرفداری و بالا بردن مقام فرد لازم شد افراد را با معصوم مقایسه کنیم و هر جا دیدیم مشکلی پیش آمده بگوییم زمانه متفاوت است.

یا کلاً مقایسه بکنید یا کلاً مقایسه نکنید

مسلم;996300 نوشت:
در مورد نقد استاد رحیم پور ازغدی هم که آدرس کلیپ آن گذاشته شده خب روشن است که این نقد خطاب به رهبری نیست

وقتی رئیس قوه قضاییه به پرونده خود و برادرش رسیدگی نمی کند،چه کسی باید رئیس قوه قضاییه را مواخذه کند و پرونده را به جریان بیاندازد!؟

موفق و سلامت باشید

یک نکته جالب درباره این مقاله این است که من این مقاله را در سایت جهان نیوز خواندم و خوانندگان در زیر آن از این مطلب انتقاد می کنند و سایت جهان نیوز تمام کامنت ها را حذف می کند.

http://www.jahannews.com/news/638709/

با سلام
من که هر چه قدر فکر کردم توجیه قانع کننده ای برای وضع موجود پیدا نکردم.
وارد جزئیات نمیشوم به نظرم هنوز ظرفیت طرح این مباحث را نداریم.
ولی یک نقد کلی که به همه روسای نظام دارم این است که مدیرتشان یک مدیریت قضایی و متکی بر روابط است.
در یکی از دستگاه های غیر دولتی و بزرگ که توسط یک روحانی اداره میشود، اگر مدیری اشتباه کند، اخراج میشود و این باعث پویایی خوبی شده است.
به نظر من اصلاح اقتصادی یک کشور نهایتا 8 سال نیاز دارد و بیشتر از آن نشان دهنده ضعفی است که با الک کردن سیستم و مدیران اصلاح میشود.
دیدگاه من یک دیدگاه تجربی و کارکرد گرا است. نه دیدگاهی محافظه کارانه و قضایی ( به نظر من مدیریت کشور از قانون تا مدیرش یک مدیریت محافظه کارانه و قضایی و متکی به روابط است)

قدیما;996305 نوشت:
یک نکته جالب درباره این مقاله این است که من این مقاله را در سایت جهان نیوز خواندم و خوانندگان در زیر آن از این مطلب انتقاد می کنند و سایت جهان نیوز تمام کامنت ها را حذف می کند.

http://www.jahannews.com/news/638709/

سلام
قوانین سایبری وزنه را به سمتی قرار داده است که شما حق انتشار چنین مسائلی را ندارید.
البته ترس از نهادهای امنیتی و قضایی یا جریان های پشت پرده این چنین سایتهایی هم نقش زیادی دارد.
مثلا سایتی که طرف دار ولایت و رهبری باشد طبعا اجازه بازنشر هر دیدگاهی را نخواهد داد.
یا وجود افرادی که میبینیم چندین ماه بابت این مسائل دادگاهی میشوند و زندان میروند و بعد ازاد میشود و حتی در برخی موارد تبرئه میشوند... خوب اینها درس عبرتی است برای ما که اگر هم تقصیری نداشته باشیم ممکن است چند ماه زندانی شویم و بعد تبریه شویم.

قدیما;996304 نوشت:
همین چند وقت پیش یک کاربر مطلبی گذاشته بود درباره مقایسه وضعیت فعلی با وضعیت زمان صفین و سعی می کرد در آن آقای خامنه ای را شبیه حضرت علی(ع) کنند.ولی الان شما می گویید:نمی توان برای هر دو نسخه واحد پیچید.

ایا این به نظر شما یک بام و دو هوا یا مصادره به مطلوب نیست!؟ هر جا برای طرفداری و بالا بردن مقام فرد لازم شد افراد را با معصوم مقایسه کنیم و هر جا دیدیم مشکلی پیش آمده بگوییم زمانه متفاوت است.

یا کلاً مقایسه بکنید یا کلاً مقایسه نکنید

من تعجب می کنم از شما؛ استدلال یک کاربر چه ربطی به بنده دارد که می گویید مصادره به مطلوب است؟! گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مس گری!
مصادره به مطلوب در جایی است که من مطلوب خودم را از طریق مدعای خودم اثبات کنم! سخن دیگران که به من ربطی ندارد!

ضمن اینکه ممکن است دو شخص در دو زمان مختلف هم شباهت هایی داشته باشند، و هم تفاوت هایی! بنابراین اگر گفتیم جایی شباهت دارد و جایی گفتیم تفاوت دارد باید مصداقی بحث کرد.

ما هرگز شخصیت رهبری را با امیرالمومنین(ع) مقایسه نکردیم؛ بلکه مصداق مقایسه در مورد پیچیدگی حکومت امروزی نسبت به گذشته است که در این باره تردیدی وجود ندارد.

قدیما;996304 نوشت:
وقتی رئیس قوه قضاییه به پرونده خود و برادرش رسیدگی نمی کند،چه کسی باید رئیس قوه قضاییه را مواخذه کند و پرونده را به جریان بیاندازد!؟

این مسائل اطلاعات دقیق و عمیقی می طلبد، خواهش می کنم کوچه بازاری صحبت نکنید، در این که باید شفاف سازی شود بحثی نیست، اما در اینکه حتما خود رئیس قوه قضاییه و برادرش فساد داشته اند و روی آن سرپوش گذاشته اند خودش ادعایی است که اثبات می خواهد، این سخنان نمی تواند مبنای گفتگوی علمی قرار گرفته و نقدی بر علیه عملکرد رهبری تلقی شود!

در بحث علمی مقدمات را باید بر گزاره های یقینی بنا کرد، نه ظنی، بلکه وهمی!

با سلام و احترام

خباء;996316 نوشت:
من که هر چه قدر فکر کردم توجیه قانع کننده ای برای وضع موجود پیدا نکردم.
وارد جزئیات نمیشوم به نظرم هنوز ظرفیت طرح این مباحث را نداریم.
ولی یک نقد کلی که به همه روسای نظام دارم این است که مدیرتشان یک مدیریت قضایی و متکی بر روابط است.
در یکی از دستگاه های غیر دولتی و بزرگ که توسط یک روحانی اداره میشود، اگر مدیری اشتباه کند، اخراج میشود و این باعث پویایی خوبی شده است.
به نظر من اصلاح اقتصادی یک کشور نهایتا 8 سال نیاز دارد و بیشتر از آن نشان دهنده ضعفی است که با الک کردن سیستم و مدیران اصلاح میشود.
دیدگاه من یک دیدگاه تجربی و کارکرد گرا است. نه دیدگاهی محافظه کارانه و قضایی ( به نظر من مدیریت کشور از قانون تا مدیرش یک مدیریت محافظه کارانه و قضایی و متکی به روابط است)

خود این که مدیریت تمام مدیران در رأس نظام بر پایه روابط است خودش یک ادعایی است که باید اثبات شود؛ به لحاظ منطقی سرایت دادن یک یا دو مصداق به تمام مدیریت کشور هرگز توجیه قابل دفاعی نخواهد داشت.

خباء;996318 نوشت:
قوانین سایبری وزنه را به سمتی قرار داده است که شما حق انتشار چنین مسائلی را ندارید.
البته ترس از نهادهای امنیتی و قضایی یا جریان های پشت پرده این چنین سایتهایی هم نقش زیادی دارد.
مثلا سایتی که طرف دار ولایت و رهبری باشد طبعا اجازه بازنشر هر دیدگاهی را نخواهد داد.
یا وجود افرادی که میبینیم چندین ماه بابت این مسائل دادگاهی میشوند و زندان میروند و بعد ازاد میشود و حتی در برخی موارد تبرئه میشوند... خوب اینها درس عبرتی است برای ما که اگر هم تقصیری نداشته باشیم ممکن است چند ماه زندانی شویم و بعد تبریه شویم

صرف ادعاست...
باب نقد منصفانه و مودبانه باز است، و حتی اگر در برخی موارد برخوردهایی اتفاق می افتد ناشی از تصمیمات سلیقگی است

خباء;996318 نوشت:
سلام
قوانین سایبری وزنه را به سمتی قرار داده است که شما حق انتشار چنین مسائلی را ندارید.
البته ترس از نهادهای امنیتی و قضایی یا جریان های پشت پرده این چنین سایتهایی هم نقش زیادی دارد.
مثلا سایتی که طرف دار ولایت و رهبری باشد طبعا اجازه بازنشر هر دیدگاهی را نخواهد داد.
یا وجود افرادی که میبینیم چندین ماه بابت این مسائل دادگاهی میشوند و زندان میروند و بعد ازاد میشود و حتی در برخی موارد تبرئه میشوند... خوب اینها درس عبرتی است برای ما که اگر هم تقصیری نداشته باشیم ممکن است چند ماه زندانی شویم و بعد تبریه شویم.

سلام علیکم

دوست عزیز من حرف شما را منطقی می دانم و از این منظر به موضوع نگاه نکرده بودم.چیزی که برای من عجیب بود یکی این بود که در کامنت ها مطلب تندی زده نشده بود و ما در همین سایت صد برابر بدترش را هم گفتیم و سانسور نشده و دوم اینکه چرا به جای حذف کامنت های انتقادی،تمام کامنت ها حذف شد برای من عجیب بود.البته الان که شما این مطلب را بیان کردید دوباره فکر کردم و به این نتیجه رسیدم شاید به خاطر اینکه 90 درصد کامنت ها بر ضد مطلب اصلی بود و مردم مقاله را یک توجیه باطل دانسته بودند و خواستار دخالت رهبری در موضوع مفاسد شده بودند مجبور به حذف کلی پیام ها شدند.

موفق و سلامت باشید

موضوع قفل شده است