جمع بندی چرا در مسأله ی انتخاب مذهب، عدالت وجود ندارد؟

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

شروحیل;986277 نوشت:
با سلام

مهمترین وسیله ورود به بهشت اخلاص و صدق نیت است

فردی به خاطر رفتار کنونی مسلمین و موج اسلام هراسی از مسلمانی فراری است

نه خمس می شناسد

نه زکات

نه نماز

اما

اموالش را برای آشنا کردن مردم با حقیقت و انسانیت صرف می کند

نه ربا می دهد و نه ربا می گیرد

دست نیازمندان را می گیرد

با خدای خود مراقبه می کند

یعنی عامل است به معنای واقعی و به دور از ریا

آیا این شخص خدا را شناخته ، یا نماز خوانی که با مهر داغ پینه اش را مزین کرده !!!؟؟؟
حاجی است و خمسش را سر وقت می پردازد
اما همه و همه از روی طمع بهشت است یا ترس از اتش

حتی بسیاری از اوقات برای همرنگ جماعت شدن است و ریا

آیا مسلمان بودن به اسم است یا عمل

آیا ابراهیم(ع) و موسی(ع) و عیسی(ع) و... به اسم مسلمان بوده اند یا به عمل ؟؟؟؟؟

سلام و عرض ادب

با شما موافقم که بخشی از مسلمانان، تظاهر به اسلام می کنند و از روح و حقیقت اسلام دور شده اند و اینطور گمان برده اند که پایبندی به فقه و شریعت بدون مراعات کردن اخلاق و اخلاص، راهگشا و سعادت بخش است. خطاب به این گروه باید این آیه را قرائت نمود که متضمن ایمان و اخلاق و شریعت است:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (بقره: 177)
ترجمه: نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد، بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى‏] و پيامبران ايمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راهِ آزاد كردن‏] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد، و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان، و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏اند، و آنان همان پرهيزگارانند.

علامه طباطبائی، در ذیل این آیه، این حدیث از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را متذکر می شوند که : «هر كس باين آيه عمل كند ايمان خود را به كمال رسانده باشد».(المیزان، ج1، ص653)

بنابراین، در پست سابق عرضم با مسلمانانی است که حقیقتا تسلیم و بندگی خداوند را در زندگی پیشه کرده اند. طبیعتا چنین کسی که اندیشه و انگیزه خویش را به رضایت الهی گره زده است، فرمانبر تمامی اوامر الهی است؛ هم نماز می خواند و هم زکات می دهد و هم عفت دارد و هم صبوری می کند و ...

و اگر هم اشتباهی کرد، توبه می کند و اشتباهش را جبران می کند.

اما کسی که گرفتار شک و تردید است و در این زمینه تقصیری هم نداشته و کوتاهی نکرده است و نمی تواند آنطور که شایسته است به اعتقادات دینی معتقد شود و فقه و شریعت الهی را اجرا کند، قطعا معذور است و انشاءالله مشمول لطف و رحمت الهی قرار می گیرد.

در دو پست سابق در صفحه اول نیز تقریبا همین مباحث را با ادبیان دیگر بیان کرده بودم

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

(رهرو ولایت);986218 نوشت:
ا سلام
البته باید گفت که یک کار خوب صد در صد مقبول که اگر دیدی سلام ما را هم برسان. آیت الله بروجردی در واپسین لحظات عمرش بی تابی می کرد که وای چه کنم از اعمالم و... از نزدیکان به او گفت که آقا شما که این همه کار خوب انجام دادید چرا ناراحتید ایشان فرمودند اگر اعمالم قبول باشد. این سخت گیری نیست بلکه اعمال ما انسانهای عادی اگر چه کم به شرک آلوده است و اون عمل را صد در صد برای خدا انجام نمی دهیم در روایات است که اگر عبادت ثقلین را هم انجام داده باشی نباید خود را از عذاب الهی ایمن بدانی و همچنین اگر گناهان ثقلین(انس و جن) را انجام داده باشی نباید از رحمت خداوند نا امید بشی.در آیه 60 سوره مومنون خداوند می فرماید:
وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى‌ رَبِّهِمْ راجِعُونَ

و كسانى كه (اموال خود را در راه خدا) مى‌دهند آنچه را دادند، در حالى كه دل‌هايشان ترسان است از اين كه سرانجام به سوى پروردگارشان باز مى‌گردند. یعنی با اینکه تکلیفشان را انجام داده اند باز به خاطر آن روز عظیم ترسانند.

در ثانی کافر عامد مقصر اعمالش حبط شده است و همه اعمالش از بین رفته.پس عمل مقبول ندارد که به بهشت برود.
برای اطلاعات بیشتر در مورد حبط به لینک http://www.askdin.com/showthread.php?t=46402 مراجعه فرمایید.


سلام
البته عمل خوب کم است اما نمی توان گفت نیست حتی در میان اعمال غیرمتدینین. عملی که انسان را از روی دوستی و محبت خالصانه انجام دهد و هیچ انتظاری در آن نداشته باشد عمل نیک است.
در مورد حبط باید توجه داشت که منظور از کافر، صرف متدین نبودن نیست بلکه کافر معاند اعمالش حبط است. برای این مطلب به تفسیر سوره بقره شهید مطهری مراجعه فرمایید.
یا علیم[/][/][/]

قول سدید;986267 نوشت:
بله اگر کسی مرتکب اشتباهی شد و توبه نمود و اشتباهش را جبران کرد، خداوند او را می بخشد، اما این مطلب غیر از آن چیزی است که شما می فرمایید که یک عمل ناب برای بهشتی شدن کافی است.

آری در روایت آمده است که «من أتى الصلاة عارفا بحقها غفر له»(علامه مجلسی، بحارالانوار، ج82، ص207.) کسی که نماز را آنچنان که شایسته است و حق نماز ادا شود، بخواند، خداوند او را می بخشد. این روایت ناظر به کسی است که عارف به حق نماز باشد. روشن است که چنین کسی انسان ملحد و فاسق نیست. اگر کسی حق نماز را بشناسد و متوجه عبودیت خودش نسبت به ساحت مقدس خداوند باشد، خداوند اشتباهات سابقش را می بخشد و نادیده می گیرد.


سلام
اول اینکه ما عین روایت را نقل کردیم و هیچ قید و شرط دیگری در آن ذکر نشده بود. البته این به معنای نچشیدن آثار و نتایج اعمال ناشایست نیست چه اینکه قرار است نهایت کار فرد نیکوکار بهشت باشد.
ثانیا بنابر آیات قرآن کریم پاداش الهی برپایه بهترین عمل افراد است لذاست که یک عمل مقبول می تواند موجب نجات و بهشتی شدن باشد الا اینکه ما (دیندار و غیردیندار) نمی دانیم کدام عمل مقبول است.
و اما بجای آوردن همه دستورات دین که امری عقلانی است؛ موجب افزایش احتمال مقبولیت و کسب مقامات عالیه بهشت و همچنین رسیدن به منافع اینسویی اعمال صالحه می شود.
یا علیم

پرسش:
چرا من که پدرانم شیعه بودند و شیعه شدم از یک اروپایی که این شانس را نداشته برترم؟ چرا من باید شیعه باشم آنها نه؟ متاسفانه هر وقت حدیثی می خوانند که شیعیان حضر ت علی بهشتی اند من به این فکر می افتم که چر آن خارجی این شانس را نداشته و اصلا تکلیفش در قیامت چه چیزی است؟ خب وقتی ولایت حضرت علی به او عرضه نشده تکلیفش چه چیزی است؟ آیا جهنمیه؟

پاسخ:
پرسش حاضر از چند بخش تشکیل شده است که نقطه محوری آن از این قرار است که آیا عادلانه است که کسی که در خانواده شیعی متولد شده است و متاثر از فرهنگ شیعی است، به سعادت برسد اما آن کسی که در محیط و فرهنگ دیگری است، چون مسلمان و شیعه نشده است، به شقاوت برسد؟!
در ادامه، در دو بخش به این پرسش پاسخ می گوییم.

بخش اول: اینطور نیست که هر غیرمسلمان و غیرشیعه ای اهل شقاوت باشد.
برای پاسخ به این پرسش باید به این نکته توجه کرد که یکی از اصول اساسی در اسلام از این قرار است که خداوند از هر کسی به اندازه تواناییش انتظار دارد: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»(1) بنابراین، خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏ كند چرا که در غیر این صورت، نسبت به آن شخص ظلم صورت می گیرد و می دانیم که خداوند عادل است و هیچ گاه به کسی ظلم نمی کند: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظيماً»(2)؛ خداوند(حتّى) به اندازه سنگينى ذره ‏اى ستم نمى ‏كند؛ و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى‏ سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظيمى(در برابر آن) مى‏ دهد.

از این رو، اگرچه دین اسلام و قرائت شیعی از آن، تنها دین و آئین سعادت بخش هستند اما با این حال، اگر کسی نسبت به آنها شبهه داشته باشد و یا به دلایلی حقیقت به او نرسیده باشد و خودش نیز در این زمینه تقصیری نداشته باشد، مشمول جهنم و قهر الهی قرار نمی گیرد بلکه خداوند از او متناسب با وسع و تواناییش انتظار دارد: «فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً»(3) آنها(عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته ‏اند(و حقيقتاً مستضعفند)؛ نه چاره ‏اى دارند، و نه راهى(براى نجات از آن محيط آلوده) مى ‏يابند.
بلکه فراتر از این، مستضعغان فکری و عقیدتی که نسبت به حقیقت جاهلند و در این زمینه تقصیری ندارند (اصطلاحا جاهل قاصرند نه جاهل مقصر)، نه فقط جهنمی نمی شود بلکه ممکن است مشمول فضل گسترده الهی قرار بگیرد چرا که «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ»(4)؛ مسلّماً پروردگار تو نسبت به مردم، فضل(و رحمت) دارد؛ ولى بيشترشان شكرگزار نيستند.

بنابراین، اینطور نیست که اگر کسی در خانواده و فرهنگ غیرشیعی و غیراسلامی متولد شد، اگر بواسطه مشکلات و محدودیت هایی شیعه و مسلمان نشد، حتما جهنمی باشد. توجه به این نکته لازم است که در تشخیص مصداق جاهل قاصر و جاهل مقصر، باید اوضاع و احوال روزگار حاضر را نیز مورد توجه قرار داد. مثلا با عنایت به این که در عصری به سر می بریم که دسترسی به اطلاعات برای همگان بیش از پیش میسر شده است، شاید به ذهن برسد که اساسا جاهل قاصر نداریم و هر کسی که جاهل است حتما جاهل مقصر و گناهکار و جهنمی است؛ در حالی که باید به این نکته مهم نیز توجه کنیم که در عصر حاضر اگرچه اطلاعات در دسترس همگان است اما متاسفانه اطلاعات درست و نادرست در هم آمیخته شده است و تشخیص حق و باطل سخت تر شده است. فضای مسموم رسانه ای و تهاجم روزافزون فرهنگی علیه اسلام و شیعه آن چنان سنگین و زیاد شده است که برای یک ناظر بیرونی، دسترسی به حقیقت اسلام بسی سخت و دشوار است. از این رو، در تعیین مصادیق جاهل قاصر و جاهل مقصر باید از تنگ نظری دست برداشت و با واقع بینی و در نظر گرفتن شرایط مسموم فرهنگی و رسانه ای، با کسانی که به حقیقت اسلام و شیعه آگاهی ندارند، مدارای بیشتری کرد و آنها را نیز اهل نجات دانست.

بخش دوم: اینطور نیست که هر مسلمان و شیعه ای اهل سعادت باشد.
مطلب آخر این که اینطور نیست که هر کسی که در خانواده شیعی متولد شد، حتما بهشتی می شود. شیعه حقیقی کسی است که تقوای الهی را مراعات کند و از دستورات خداوند پیروی نماید و دروغگویی و غیبت نکند و حلال و حرام خداوند را پاسداری کند. در این راستا، توجه شما را به این حدیث جلب می کنیم:
جابر جعفى گفت: امام محمّد باقر (عليه السّلام) فرمود: اى جابر، آيا كافى است براى كسى كه ادّعاى تشيّع دارد، بگويد كه دوستدار ما اهل بيت است؟ به خدا سوگند، شيعه ما نيست مگر آن كسى كه تقواى خدا را رعايت كند و از او اطاعت نمايد. شيعيان ما شناخته نمى‏ شدند، مگر به تواضع، خشوع (فروتنى در عبادت)، اداى امانت، بسيارى ذكر خدا، روزه گرفتن، نماز به پا داشتن، نيكى به والدين و رسيدگى به همسايگانى كه فقير و نيازمندند. همچنين رسيدگى به قرض داران و يتيمان، راستى در گفتار، تلاوت قرآن و بازداشتن زبان، از اين كه، جز نيكى مردم را نگويند، [نيز] شيعيان ما [همواره‏] در بين اقوام خويش امين بودند. جابر گفت: اى پسر رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم)، ما كسى را با اين خصوصيات نمى ‏شناسيم. حضرت، خطاب به او فرمود: اى جابر، افكار و آراى مختلف، تو را [از راه راست‏] بيرون نبرد. آيا كافى است مردى بگويد: من على عليه السّلام را دوست دارم و از دوستداران او هستم، پس اگر بگويد من رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را دوست دارم [كه بهتر است‏]- زيرا رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) از على (عليه السّلام) بهتر است- ولى از سيره او پيروى ننمايد و به سنّتش عمل نكند، اين دوستى براى او هيچ سودى نخواهد داشت. پس تقواى خدا را پيشه نماييد و براى آنچه نزد خداست، عمل كنيد، زيرا بين خدا و بين هيچ كس، قرابت و خويشاوندى نيست. محبوبترين بندگان نزد خداوند و گرامى‏ترين آنها در پيشگاه او، با تقواترين و مطيع‏ ترين آنهاست. اى جابر، جز با اطاعت و فرمانبردارى از خداى متعال، تقرّب به او حاصل نمى ‏شود. تنها دوستى ما (آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) باعث رهايى از آتش نيست و هيچ يك از شما بر خدا حجّتى ندارد. هر كس مطيع خداست، ولىّ و دوستدار ماست و هر كس نافرمانى خدا را نمايد، با ما دشمن است. ولايت ما اهل بيت، جز با عمل [به دستورات الهى‏] و پرهيز از گناه به دست نمى‏ آيد.(5)

پی نوشت ها:
1. بقره/ 286.
2. نساء/ 40.
3. نساء/ 97-98.
4. نمل/ 73.
5. كلينى، الكافی ، ‏ج2، ص74؛ شیخ صدوق، صفات ‏الشيعة، ص11؛ شیخ طوسی، الأمالي، ص735.

موضوع قفل شده است