جمع بندی چرا دختران در تصمیم گیری منفعلانه عمل می کنند؟

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بیت المعمور;1010270 نوشت:
( مگه پیدا میشه؟!)

باسلام
اگه پیدا نمیشه چرا پیشنهاد دادیدL-):|

بیت المعمور;1010270 نوشت:
دخترها دوست دارند مورد تحسین قرار بگیرند.

یعنی آقایان دوست ندارن مورد تحسین قرار بگیرن؟:-??

بیت المعمور;1010270 نوشت:
قدرت و اعتماد به نفس آنها وابستگی زیادی به دیگران دارد.

تعریف شما از اعتماد به نفس چیه اگه وابسته به دیگری باشه که دیگه اعتماد به نفس نیست که Beee

بیت المعمور;1010270 نوشت:
دخترها بیشتر از پسرها از دیگران نظر خواهی می کنند.

نظر خواهی کردن که چیز بدی نیست بدی اینکه تصمیم گیرنده نهایی خود فرد نباشه و اجازه بده دیگران براش تصمیم بگیرند یعنی خودش نتونه تشخص بده که این تصمیم درسته یا نه ;;) که ممکنه آقایون هم به همین شکل رفتار کنند

بیت المعمور;1010270 نوشت:
مثلا اگر پدری به دخترش بگوید من پشتیبان تو خواهم بود در این تصمیم. یا شوهر بگوید من پشتیبان تو هستم.

تا این پشتیبانی رو چی تعریف کنیم مثلا مالی باشه از نظر قدرت و اینا باشه خب وقتی خودش اینا رو نداشته باشه کمک گرفتن از اونی که اینا رو داره فکر کنم عاقلانه باشه :-? ولی اینکه کلا اگه یکی همراهیش نکنه نمی تونه کاری انجام بده بله این دیگه مشکلش یه چیز دیگه هستش :ok:

بیت المعمور;1010270 نوشت:
اما در جامعه ایرانی این مدیریت و فشار روی دخترها بیشتر است.

شاید بشه گفت که ما با مدیریت و فشار روی دخترها میخواهیم که تا حدودی از روش خیلی غلط اونا رو یه جورایی مطیع بار بیاریم تا بتونند تو زندگی مشترک از این موضوع استفاده کنیم :-b:-??یه جورایی میزنیم تو کلشون که بگیم شما ضیعفه هستید از این حرفها که این موضوع باعث میشه که از اونور بوم بیفتیم مشکل حل نشه که هیچ بدتر بشه ;;):-h

پریز خونه مادر بزرگ خراب شده بود خواستم درستش کنم مادر بزرگم گفت بزار به دایی بگم بینم چی میگه دایی گرامی گرفتند این کار زنها نیست وقتی اومدم بگو خودم درستش میکنم ولی اگه پریز درست نمیشد اون روز مادر بزرگم نمی تونست وقتی تنها هست تو خونه تلویزیون نگاه کنه

ولی این که باید منتظر میموند که دایی بیاد و درست کنه پریز رو الان الانش هم برام سوال هستش که چه کاریه وقتی میدونم مشکل چیه و میتونم حلش کنم؟؟ احساس کردم اقایون هم یه طوری یا خانم ها رو خل فرض کردن یا دوست دارند منم منم کنند نمیدونم ولی حس مسخره ای به این موضوع داشتم x_x^:)^

اللیل والنهار;1010271 نوشت:
باسلام
اگه پیدا نمیشه چرا پیشنهاد دادیدL-):|
;;):-h

با سلام
امیدوارم این مزاح باشه ( اگر چه بحث ما مزاح نیست)
اینو واسه سختیش گفتم نه پیدا نشدن....
اینو گفتم که حواسشون باشه واسه پیدا کردن روانشناس خوب وقت بذارن ...

[SPOILER]یاد یه چیزی افتادم یه استاد داشتیم وقتی شاگردا از این سوالا میکردن میگفت اینو سپردیم به آی کیو طرف Smile لطفا سعی کنید وجه منطقی عبارت رو برداشت کنید[/SPOILER]

بعضی چیزهایی که گفتید درسته اما بنده مقصودم وجه دیگری بود. شاید اگر حوصله باشد توضیح خواهم داد.

سپاس از نقدهای شما

بیت المعمور;1010275 نوشت:
اینو گفتم که حواسشون باشه واسه پیدا کردن روانشناس خوب وقت بذارن ...

باسلام

خب چه کاریه همین شکلی بگید یه طوری مطرح میکنید که انگار یافت می نشود خب ^#(^:-t :-

اللیل والنهار;1010277 نوشت:
باسلام

خب چه کاریه همین شکلی بگید یه طوری مطرح میکنید که انگار یافت می نشود خب ^#(^:-t :-


باسلام
هست ولی کم هست.

هر شخصی یه سبک بیانی داره، یه وقتی داره، یه مشکلاتی داره...
همیشه که نمیشه اون طور شمامیخواین بنویسیم.

مثلا من دارم با گوشیم تایپ میکنم. یه کاری پیش میاد.. دیگه فرصت نیست روی این چیزها مانور داد..

در هر صورت من عذر خواهی میکنم.
اینم ضعف بنده است که بیانم خوب نیست.

یا حق

سپیده دم;1009110 نوشت:
دختران در جامعه ما در بسیاری از تصمیمات مهم زندگیشان هدف روشن و مشخص و قاطعی ندارند.

برمی گرده به فرهنگ اجتماع و تربیت والدین
و اینکه هنوز در اجتماع ما دخترها جدی گرفته نمی شوند و کالای دست دوم حساب می ایند Sad
و والدین هم بیشتر روی پسر و تربیت و پرورش او سرمایه گذاری می کنند

لپ مطلب و خلاصه گفتم happy

سلام. نکته ایی که به ذهن بنده میرسه این هست که:
1- در ایران (فرض می کنیم که از کشورهای دیگه خبر نداریم و برامون هم مهم نیست) اصل بر این هست که مدیریت امور داخل خانه با زن هست. این اصل از زمانهای قدیم تا اوایل حکومت پهلوی محترم و لازم الاجرا شمرده می شد. لذا دختران رو برای این منظور تربیت می کردند. مهارتهای خانه داری، همسر داری، بچه داری و .... . لذا به زن بیشتر به چشم یک زاینده و شورنده و پزنده و .... نگاه می شد و به محض اینکه در انجام هر یک از این وظایف قصوری رخ میداد باید جوابگو بود و بلکه تنبیه می شد و یا همسرش زن دوم و سومی اختیار میکرد (زنهای درباری و شاهزاده و انصاب اونها برای انجام بیشتر این وظایف کلفت و نوکر داشتند).

از زمانی که رضا خان ، کشف حجاب رو باب کرد و جلوه گری و عرضه زیبایی زنان یک فضیلت بر شمرده شد، کم کم در کنار اصول قبل، اصل مدرن بودن و اجتماعی بودن هم برای زن لازم الاجرا شد. این روند در اواخر سلطنت پهلوی ها شدت گرفت و دختران نوجوان آن زمان (که الان مادران بچه های دهه 60 هستند) رو شامل شد. دیپلم گرفتن دختران در آن زمان افتخار بزرگی بود و وارد دانشگاه شدن یک شگفتی (توجه کنید که من عموم دختران ایران رو عرض میکنم، ممکنه در شهرهایی مثل تهران و ... اوضاع طور دیگری بوده باشه). لذا زنها دو وظیفه داشتند، یادگیری همسرداری، فرزند پروری و مدیریت احسن منزل + حضور اجتماعی و اقتصادی.

من فکر میکنم که در سالهای اوایل انقلاب ، دخترانی که در جامعه بودند نتونستند این دو تا رو همزمان به طور درستی یاد بگیرند. با توجه به وقایع کشور نظیر انقلاب، جنگ ، تحریمها و تنگنای معیشتی، ورود فناوری ها از خارج که بعضا وارد کننده محتواهای مغایر با تم دینی مردم داشت ، باعث شد که دختران کم کم میل به یادگیری اصول اول رو از دست بدن و مدرن بودن، اجتماعی بودن و فعالیت اقتصادی برایشان جذاب تر بود اما بکگراند دینی و فرهنگی مانع از این بود که دختری صفر کیلومتر از نظر مهارتهای زنانه باشد ، لذا تمرکز بر مدرنیته بود با رنگ و لعاب سنتی.

خوب خودتون میدونید که مولتی تسکینگ بودن چقدر سخته، مخصوصا برای چنین وضعیتی. لذا ماران بچه های دهه 60 دو انتخاب در تربیت بچه هاشون پیش رو داشتند تا دخترانشون به سرنوشت اونها دچار نشن و لازم نباشه همزمان به هر دو وجه بپردازند : 1- سعی کنن دختران کدبانو و آفتاب مهتاب ندیده و به شدت عفیف تحویل جامعه بدن. 2- سعی کنند دختران اجتماعی، که قابلیت و توانایی پرزنت کردن خودشون رو در هر شرایطی دارند و نیز دختران تحصیل کرده با گوشه چشمی به فعالیت های اقتصادی پرورش بدن.

تعداد اندکی از زنان دهه 60 تونستند بین یکی از این دو راه یکی رو انتخاب کنند و تعداد بسیار کمتری تونستند با نگاه به هر دو این روشها، یک روش تربیتی تلفیقی رو بکار ببرند. اکثریت مادران روش خاصی نداشتند، یعنی تمایل داشتند که بچه هاشون به هر دو مهارت مسلط بشن و البته اونها هم بلد نبودند به بچه ها آموزش بدن. یک مثال مهم اینه که در بسیاری از موارد دخترانی بودند که درسخون بودند و آینده های خوبی براشون توسط والدین ترسیم می شد اما همین ها که به سن بلوغ میرسیدند مادرانشون حتی از ضروری ترین مسایل هم چیزی بهشون نمی گفتند و این طفلک ها خیلی چیزها رو از معلم ها، دوستانشون، روزنامه ها و در این اواخر (اوایل دهه 80) از اینترنت یاد گرفتند. من به شخصه تعداد زیادی از این ها رو دیدم.

اینطور شد که کار به اینجا رسید. الان شما یک جامعه آماری مثلا 1000 نفره از دختران 15 ساله مناطق مختلف تهران تهیه کنید و بپرسید که هدف شما در زندگی چیست؟ بعد جوابها رو نگاه کنید و برای هر جواب به خانواده دختر نگاه کنید. بیشتر علت این جواب در خانواده دختر نهفته است.

شما مادر چادری می بینید (مثلا متولد 40) که به همه واجبات مقید هست و ... و بعد دخترش رو می بینید ( متولد 68 مثلا) که زمین تا اسمان با مادر فرق داره و تازه مادر، این دختر را همه جوره هم قبول داره. فکر میکنید چرا؟

مسئله بعد اینکه :
سیستم تربیتی در ایران مشکل جدی داره. یک نسل از مردان شایسته ایی که میتونستند پدران و پایه های زندگی های هدفمند باشند، در جنگ شهید شدند.

سیستم اقتصادی در ایران مشکل داره. افرادی بر سر کار هستند که فقط میتونند امروز رو اداره کنند و چو فردا شود فکر فردا می کنند. (این استرس و اضطراب و نامنی اقتصادی مانع از هدف گذاری درست افراد بر مبنای توانایی هاشون برای یک زندگی موفق میشه).

سیستم آموزش و پرورش در ایران مشکل جدی داره. متاسفانه در طی سالها معلمان به درستی گزینش و انتخاب نشدند. مفاد درسی و مهارتهایی که یک جوان 18 ساله باید یاد بگیره در مدرسه، به اون اندازه نیست که بتونه با توجه به استعدادهاش، علایقش و نیازهای جامعه برای آینده اش تصمیم درستی بگیره. الان در دانشگاههای برتر کشور افرادی رو میبیند که بعد از چند ترم یا چند و چندین سال تحصیل در یک رشته خاص، اون رو رها کرده و میرند به مسیری کاملا متفاوت، رشته شون رو عوض میکنند، درس رو رها میکنند و مهاجرت میکنند، درس رو رها میکنند و وارد بازار میشن.

سیستم آموزش عالی در ایران مشکلات زیادی داره. دزدی های گسترده علمی، عدد سازی های ساختگی، برده کردن دانشجویان توسط اساتید و ... همه و همه مانع از جهت گیری صحیح دهن فرد نسبت به آینده ایی که میخواد برای خودش بسازه میشن.

شما جامعه ایی رو تصور کنید که چنین شرایطی داره . مسلما نمیتونید وضعیت هیچ یک از اقشار سنی ( از نوزاد تا کهنسال) را در موارد مختلف از نظر بهداشتی ، فرهنگی ، اقتصادی، دینی و مذهبی، روحی و روانی و ... با جامعه ایی مثل هلند یا بلژیک یا دانمارک یا اتریش و ... مقایسه کنید.

momi14;1010262 نوشت:
سلام
...

با سلام
و سپاس از همه کسایی که توی تاپیک شرکت کردند. ممنون از همگی

نقل قول:

کلیپ زیبایی دیدم که این پذیرش غلط رو ثابت میکرد. از تعدادی دختر و پسر جوان خواستند یکسری از کارها مثل دویدن و پرتاب کردن رو جلوی دوربین به سبک یک دختر انجام بدن. همه حالت شل و ول و ضعیف به خودشون گرفتن. حتی خود دخترها. بعد از یک تعداد دختر و پسر خردسال هم خواستند همین کار رو انجام بدن. همه با قدرت انجام دادن. حتی از نظر پسر بچه ها هم هیچ تفاوتی بین دختر و پسر وجود نداشت و دخترها ضعیف تر نبودن. این نشون میداد که این خردسال ها هنوز این تفکر غلط بهشون تزریق نشده. اما به مرور نظرشون تغییر خواهد کرد. اینجوری میشه که شما فرمودید حتی خود خانم ها هم (در بزرگسالی) خودشون رو قبول ندارند.

البته من منکر تفاوت ها و استعدادهای مردان و زنان نیستم اما می خواهم بدانم کجای این تفاوتها واقعیت است و کجایش زاییده باورهای غلطی هست که از کودکی به ما تلقین می شود.
مثلا در مورد ریاضیات و علوم عقلی مثل فلسفه مردان برترند و من در این گونه موارد سوالی ندارم اما مثلا در مورد رانندگی: درست است که رانندگی آقایان بهتر هست( البته من استثناها را کنار گذاشتم) آیا اینکه رانندگی مردها بهتر هست آیا به خاطر توانایی خاصی در مردان هست که زنان ندارند یا اینکه چون مردان بیشتر رانندگی می کنند خوب مهارتشان هم بیشتر می شود.
یا مثلا در مورد ادبیات و شعر با اینکه خانمها معمولاً پراحساس ترند اما بزرگترین شعرا از مردان هستند و مثال های بسیار دیگر...

نقل قول:
این که شما میگید یک دختر نمیدونه میخواد ادامه تحصیل بده یا بچه داری کنه، به این علته که جو فکری جامعه، هر دوتاش رو طلب میکنه. در حالی که زیرساخت های لازم برای دستیابی به این دو رو به وجود نیاوردیم
.

بله متاسفانه انتظارات از زنان بالا رفته و خود زنان هم در این مساله مقصرند. روزی بود که زنان برای سرکار رفتن باید می جنگیدند و همین سرکاررفتن به مرور توقعات جامعه را برای کارکردن خانمها بالا برد.

نقل قول:
مشکلی که توی ایران بیشتر نمود داره، بلاتکلیفی جامعه ایرانی در انتخاب سبک زندگیه، سنتی یا مدرن؟

بله این گذار از زندگی سنتی به مدرن این مشکلات را هم دارد. یک اشکال اینجاست که ما علاوه بر علم داریم تمدن و فرهنگ غرب را هم دریافت می کنیم در حالیکه فرهنگ آنها با فرهنگ و عقاید ما تناسب و سازگاری ندارد. و همین ریشه تضاد و دوگانگی شده است.

نقل قول:
زن ها اکثرا در نقش پشتیبان ظاهر میشن.

نقل قول:
درسته که همه ی اعضای تیم نقش خودشون رو پذیرفتن، اما اگه ازشون بپرسی، مطمئنا همشون دوست داشتن جای اون ستاره باشن تا اون افتخارات نصیب خودشون میشد. و این یعنی تناقض!

مثال جالبی زدید. شاید بی ربط به مثال شما باشد اما وقتی مثال شما را خواندم یاد واقعه کربلا افتادم که حضرت زینب در میدان جنگ حضور نداشت اما نقش ایشان در پشت میدان جنگ و نیز بعد از حادثه عاشورا بسیار حیاتی و تعیین کننده و ارزشمند بود.
شاید یک اشتباه عمده بعضی از ما خانمها ( همانطور که خانم اللیل و النهار هم اشاره کردند) این باشد که فکر می کنیم اگر دقیقا کارهایی را که یک مرد انجام می دهد انجام دهیم آن موقع شخص موفقی هستیم. دلیل این اشتباه هم این هست که دقیقا نمیدانیم وظیفمان چیست و اگر هم بر فرض بدانیم وظیفمان چیست ارزش زیادی برای آن وظایف قائل نیستیم.
الان از بعضی مردها هم که بپرسید با تمسخر می گویند کارهای خانه را که همش با چند تا دکمه ماشین انجام میشه و خانمها کارخاصی نمی کنند!

الان آنقدر روی کارکردن زنها تاکید می شود که من خودم شخصا فکرم به این سمت رفته که اگر زنی کار نکند سربار خانواده شده در حالیکه قبلا اینگونه فکر نمی کردم‌.

بیت المعمور;1010270 نوشت:
با سلام

چند عامل اصلی در زندگی شما تاثیر گذار است
1
اعتماد به نفس
2
خانواده
3
دختر بودن

اینکه شما نمیتوانید برنامه و تصمیم درست و قاطعی بگیرید به عوامل مختلفی بستگی دارد. که در یک کلمه میتوان گفت اعتماد به نفس.
...

شما به هر حال قدرت تصمیم گیری را از دست داده اید.
و خوب است به یک روانشناس خوب ( مگه پیدا میشه؟!) مراجعه کنید و ریشه یابی کنید مشکلتان را....


سلام
من نمی خواهم مساله ای را که مطرح کردم شخصی کنم من دارم راجع به عموم دختران صحبت می کنم نه فقط خودم. هر فردی در خانواده متفاوتی بزرگ شده و شرایط متفاوتی را تجربه کرده بله شاید تا حدودی اعتمادبه نفسی را که باید داشته باشم ندارم اما مساله فقط اعتماد به نفس نیست که با مشاوره گرفتن حل شود مساله "شرایط اجتماعی و خانوادگی" هست که در مقابل تصمیمات شخصی یک نفر قرار می گیرد.

سپیده دم;1010407 نوشت:
سلام
من نمی خواهم مساله ای را که مطرح کردم شخصی کنم من دارم راجع به عموم دختران صحبت می کنم نه فقط خودم. هر فردی در خانواده متفاوتی بزرگ شده و شرایط متفاوتی را تجربه کرده بله شاید تا حدودی اعتمادبه نفسی را که باید داشته باشم ندارم اما مساله فقط اعتماد به نفس نیست که با مشاوره گرفتن حل شود مساله "شرایط اجتماعی و خانوادگی" هست که در مقابل تصمیمات شخصی یک نفر قرار می گیرد.

با سلام

برای عموم دخترها نیز همین سه مورد به نظرم می رسد.

اعتماد به نفس
خانواده
دختر بودن

با توضیحاتی که دادم

موضوع قفل شده است