چرا خداوند در مشکلات زندگی راه درست رو نشونم نمیده؟

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا خداوند در مشکلات زندگی راه درست رو نشونم نمیده؟

سلام من با شوهرم چندساله مشکل دارم ، همیشه سر دوراهی بودم برای جدایی

نمیدونم چرا خدا راه درست رو نشونم نمیده با وجود اینکه شاهد زندگیمه

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد شفیق

سلام من با شوهرم چندساله مشکل دارم ، همیشه سر دوراهی بودم برای جدایی

نمیدونم چرا خدا راه درست رو نشونم نمیده با وجود اینکه شاهد زندگیمه

هوالمحبوب

با سلام و احترام.

  • در هر رابطه مشکل دار چهار راه حل وجود دارد:

 

  • جدایی: اگر جدا شوید شرایط فعلی زندگی تان بهتر می شود یا بدتر. به همه مسائل اقتصادی، فرزندان، سلامت روح و روان خود و فرزندتان، باور مذهبی فکر کنید. شرایط خود را بعد از طلاق بررسی کنید. مراقب باشید از چاله نیوفتید توی چاه !

وقتی در یک ارتباط زناشویی، مشکلات و تعارضاتی به وجود می آید، قطع آن رابطه و شروع یک زندگی جدید، دقیقا مثل این است که هدیه ای را که گرفته اید و می دانید چیست با هدیه دیگری که اصلا نمی دانید چیست، تعویض کنید! شاید در ابتدا این کار هیجان انگیز به نظر برسد، اما این احتمال نیز وجود دارد که چیزی به مراتب بدتر گیرتان بیاید!
 

  • ماندن و تغییر دادن هر چیزی که می تواند تغییر کند. اگر ماندن را انتخاب کردید اولین گام عوض کردن هر چیزی است که می تواند به بهتر شدن رابطه کمک کند. شما نمی توانید اعمال همسرتان را کنترل کنید فقط خودتان را می توانید و اعمالی که شما را به سمت ارزش هایتان می رساند.
  • ماندن و پذیرش چیزهایی که نمی تواند تغییر کند. اگر به نتیجه رسیدید بمانید و چیزهایی هم تغییر نمی کند شما باید فضا را برای احساسات دردناک آماده کنید از این مرداب روانی بیرون بیایید و درد را تبدیل به رنج نکنید.

 

  • ماندن و رها کردن انجام اموری که اوضاع را وخیم تر می کند. خیلی وقت ها مردم رابطه مشکل دار را ادامه می دهند ولی نه برای بهبود تلاش می کنند و نه آن را می پذیرند. بیشتر دوست دارند نگران باشند و تا حد مرگ تجزیه و تحلیل کنند به دیگران گله و شکایت کنند و همسرشان را مقصر بدانند.

شما می گویید که سالهاست تصمیمی نگرفته اید ولی دریغ از اینکه توجه ندارید که تصمیم نگرفتن شما هم یک تصمیم است. تصمیم گرفتید در این زندگی تا حالا مانده اید ولی اموری که اوضاع زندگی تان را وخیم تر می کند، رها نکرده اید.

ادامه دارد....

مشکلات در زندگی همه است و همانطور که می دانیم جزئی از این زندگی مادی است. خداوند به همه انسانها اراده داده و معیار تفاوت انسان با دیگر موجودات همین اراده و تفکر اوست و قرار بر این شد که انسان با اراده خویش در زندگی تصمیم بگیرد و تصمیم هایش شود معیار تفاوتش با دیگری. بر اساس آیات و روایات هم، خداوند هیچ گاه بندگانش را رها نمی کند بلکه انسانها هستند که از او غافل می شوند. برای اینکه مشکلات در زندگی آثار منفی خود را کمتر کند و برخورد مناسبی با آن داشته باشیم؛ نیاز است به مسائلی توجه نماییم که از قرار زیر است.

  • شناخت مشکلات:

در اولین مرحله ما باید مشکل را بشناسیم تا بتوانیم با آن مبارزه کنیم. وقتی دو ورزشکار می‏خواهند با یکدیگر مبارزه کنند، درباره ویژگی‏های یکدیگر اطلاعاتی به دست می‏آورند و از طریق این اطلاعات خود را برای مقابله با حریف آماده می‏سازند. شناخت مشکلات، نخستین مرحله برخورد است.

 

 

انواع مشکلات و مصیبت‏ها

الف. مصیبت‏هایی که و فطرت انسانی است، مانند مرگ.

ب. مشکلاتی که خدا برای توانا ساختن لازمه طبیعت انسان قرار داده است. بعضی از این مشکلات انسان را از نظر جسمانی محکم می‏سازد و بعضی‏ها از نظر معنوی.

مشکلاتی که انسان را از نظر جسمانی محکم می‏سازد.

حضرت علی(علیه السلام) در نامه معروف خودش به عثمان بن‏ حنیف می‏فرماید:

(الا ان الشجرة البریة اصلب عودا و الروائع الخضرة ارق جلودا و النباتات البدویة اقوی و قودا و ابطا خمودا  آگاه باشید درختان بیابانی، چوب‏شان سخت‏تر و درختان کناره جویبار پوست‏شان نازک‏تر است. درختان بیابانی که با باران سیراب می‏شوند آتش چوبشان شعله ‏ورتر و پر دوام‏تر است. ) (1) 

مراد امام این است که چون درخت‏های بیابان در شداید و سختی‏ها رشد و نمو می‏کنند، از درختان دیگر سخت‏تر هستند.

ج: مشکلاتی که انسان را از نظر معنوی مستحکم می‏کند.

حضرت علی(علیه السلام) می‏فرماید:

(خداوند همواره بندگان خود را به انواع شداید مواجه می‏کند و اقسام کوشش‏ها و مجاهدت‏ها را پیش پای آنها می‏گذارد، تکالیفی گوناگون برخلاف طبع آسایش ‏طلب آنها بر آنها مقرر می‏دارد تا غرور و تکبر از دلشان بیرون رود، نفوس‏شان به عبودیت خدا رام گردد و این وسیله‏ ای است برای اینکه درهای فضل و رحمت پروردگار به روی آنها گشوده شود. ) (2)

خداوند برای امتحان و رشد دادن انواع مشکل ها را سر راه انسان قرار می دهد تا با آنها دست و پنجه نرم کند و رشد نماید. 

 

 

1. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، قم، 1404ق. نامه 45. 

2. همان، خ192.

ممکن است اینجا سؤال پیش بیاید که خدا چرا بندگان خودش را امتحان می‏کند؟ مگر نه این است که او آگاه بر همه پوشیدگی‏ها است؟ متفکر شهید استاد مطهری می‏فرماید:

شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست. همچنین زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به کمیت است. خداوند امتحان نمی‏کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود، امتحان می‏کند یعنی در معرض بلایا و شداید قرار می‏دهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود. (3)

نکته دیگر اینکه کافی نیست ما مشکلات را بشناسیم بلکه باید حد و اندازه آنها را بسنجیم. بعضی‏ها مشکلات کوچک را خیلی بزرگ می‏شمارند و در مقابل آن خود را می‏بازند و توان تصمیم‏گیری را از دست می‏دهند و به مشکلات بزرگتر گرفتار می‏گردند. 

امیرالمؤمنین(علیه السلام) شاید با توجه به همین نکته می‏فرمایند:( من عظّم صغارالمصائب ابتلاه‏اللّه‏ بکبارها؛کسی که مصیبت‏های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصیبت‏های بزرگ مبتلا خواهد کرد) (4)

3. مطهری مرتضی، بیست گفتار، تهران، انتشارات صدرا، چاپ 1384، ص 148.

4. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، قم، 1404ق. حکمت 448.

شناخت خود

انسان، علاوه بر شناخت مشکل، باید خودش را هم بشناسد. استعدادهایی که خدا به او داده شناسایی کند. کسانی که خودشان را نمی ‏شناسند مشکلات راخیلی بزرگ تصور می‏کنند و خودشان را هیچ کاره. 

- توکل

از تعریف توکل معلوم می‏شود که توکل نه فقط برای مقابله با مشکلات مانع نیست بلکه کسی که توکل می‏کند یقین دارد که اگر او راه حق را بپیماید و سعی و کوشش کند خدا هم او را کمک خواهد کرد.

غیر از این، توکل انسان را از اوهام نجات می‏دهد. خیلی‏ ها هستند که به خاطر آینده‏ شان بی‏ حساب نگران هستند. آنها فکر می‏کنند نکند فردا مشکلی پیش بیاید. اگر چه اکثر این اوهام به حقیقت تبدیل نمی‏شود ولی آنها بخاطر همین اوهام، وقتی که دارند را هدر می‏دهند.

- صبر و استقامت

انسان بعد از شناسایی مشکل و شناسایی راه حل، باید با استقامت آن راهکار را اجرا کند وقتی ما زندگی انسان‏های بزرگ را می‏خوانیم می‏بینیم که آنها در نتیجه همین صبر و استقامت بر قله عظمت رسیدند.

حضرت علی(علیه السلام) می‏فرماید:(انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی‏دهد اگر چه زمان آن طولانی باشد.) (5)

- اراده

برای مقابله با مشکلات لازم است که اراده محکم باشد. کسانی که عزم و اراده‏ شان سست است، از سختی‏ ها فرار می‏کنند ولی کسانی که عزم‏شان محکم است، مشکلات از آنها فرار می‏کند.

کسی که اراده‏ اش قوی باشد، شداید و گرفتاری‏ها را به فرصت‏ها تبدیل می‏کند و آنها را پله‏ای برای پیشرفت قرار می‏دهد.

- توجه به مشکلات دیگران

برخی از گرفتاری‏ها را ما نمی‏توانیم از بین ببریم و منظور از مقابله با آنها فقط همین است که از اثرات سوء آنها در امان بمانیم. در اینگونه مشکلات اگر انسان توجه کند که تنها نیست بلکه همه یا بسیاری از مردم با چنین مشکلی مواجه‏ اند آسوده‏ خاطر می‏شود و از اثرات منفی مشکل در امان می‏ ماند.

 

(5). ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، قم، 1404ق حکمت 153.

برای تصمیم درست گرفتن در زندگی توجه به مسائلی لازم است. 

1. با ترس ها مواجه شوید:

گاهی اوقات از نتیجه تصمیمی که می گیریم می ترسیم و دائم نگران عواقب آن هستیم. برای بیرون آمدن از این نگرانی باید توانایی مواجه شدن با ترس ها را داشته باشید. اتفاقات بدی که با تصمیم گیری شما ممکن است بیفتد را بنویسید.

قدم بعدی این است که ببینید آیا می توانید با شرایط بعد از تصمیمی که گرفته اید کنار بیایید؟

2. مزایا و معایب را بنویسید.

برای کسب مهارت تصمیم گیری باید مزایا و معایب تصمیمی که می خواهید بگیرید را بنویسید. این کار برای زمانی که بین دو تصمیم گیر کرده ایم به دردمان می خورد. اگر مزایا و معایب هر دو تصمیم را بنویسید متوجه می شوید که مزایای کدام یک از دیگری بیشتر است. در آخر بیشتر به احساس درونتان نگاه کنید و همه چیز را بر اساس احساس درونی تان انتخاب کنید.

3. مراقب خواسته های غلط باشید و بر اساس آنها تصمیم گیری ننمایید. 

 

درنهایت به این بیندیشید زندگی زناشویی بخش مهمی از زندگی انسانهاست که عمرشان را در آن میگذرانند و بابت لحظه هایی که در آن گذراندند باید پاسخگو بود در مقابل خداوند کریم. بیندیشید چگونه آن را میگذرانید با این فکر که سالهاست درگیر مشکلاتتان هستید؛ تصمیم درستی برایش نگرفتید و احساسات منفی را در زندگی مکرر تجربه کردید و لذتی نبردید. 

آیا نمی توانستید با همین مشکل، جور بهتری زندگی می کردین؛ اگر غرق در مشکلتان نمی شدید و به جای آن تصمیم می گرفتید که با همین مشکل، چه راههای وجود دارد که بهتر زندگی کرد.

موفق باشید. 

من مثل سایر کاربرا ، دیدگاه الهی یا روی نطالعات علنی و مذهبی اندوخته ای برای جواب ندارم

اما چیزی که فرمودید رو به جد و مشاهده لمس کردم و یقین دارم که خداوند عزوجل، نه تنها صدای هر نجوایی ولو در ضمیر ناخودآگاهمون رو می شنوند بلکه پاسخ به اون توسل رو نه به فردا یا حتی ثانیه ای بعد موکول نمی کنند

خداوند نسبت به بنده ها، از خودشون پیشتر، راه مناسب رو بر می گزینند و بر سر راهش قرار میدن، منتها، ترسها، دلنگرانیها و باورهای ما، باعث میشن راهی رو بریم که به بن بست برسیم
زمانی بود که با خشم تمام از کردگار بزرگ متنفر بودم و از اینکه گوشهاشو می گیره و از نشنیدن صدای من، یا شکنجه م لذت میبره عصبانی بودم، گمان می کردم بعضیها رو خلق نموده تا با آزارشون لذت ببره

اما، خدای متعال، نه تنها از نفرت و خشم و تمردم، در مقام انتقام بر نیومد، چنان با مهربانی ، بهترینها رو و آنچه را به صلاحم بود بر خواسته م ترجیح داد و رقم زد، که به یقین رسیدم آنجا که گفته اند از رگ گردن نزدیکتر، واقعا بسیار نزدیکترند و آنجا که گفتند از مادر مهربانتر، حق مطلب در بیان مهربانی خداوند ادا نشده و اینکه سوره های مبارک با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده علتش اینست که رحمنیت و رحیم بودن ایشان شامل ذره ذره ی خلقتست
هر بار که بیاد گذشته میفتم به خدابم عرض می کنم که اگر بازگردم و هزار بار بمیرم صبر پیشه می کنم تا چتین گشایش مهربانانه ت رو دوباره لمس کنم، مرا ببخش که ندانستم و جاهلانه گمان بد بردم

پس دوست گرامی، به خداوند گمان نیکو ببر و با ترسهات روبرو شو و سعی کن در مورد اینکه مشکل کجاست بررسی کن، اگر قابل حله، تلاش کن و اگر نیست تصمیم محکم بگیر و به خودس توکل کن، شاید خوشبختی در جاییست که اندیشه بشری ما قادر به درکش نیست