جمع بندی چرا خداوند به شیطان فرصت توبه نمی دهد؟

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا خداوند به شیطان فرصت توبه نمی دهد؟

ِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبرََ وَ كاَنَ مِنَ الْكَفِرِينَ(74)
قَالَ يَإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ أَسْتَكْبرَْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ(75)
قَالَ أَنَا خَيرٌْ مِّنْهُ خَلَقْتَنىِ مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ(76)
قَالَ فَاخْرُجْ مِنهَْا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ(77)
وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتىِ إِلىَ‏ يَوْمِ الدِّينِ(78)

باسلام

چرا خداوند به شیطان فرصت توبه نمیدهد ؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد هدی

[TD][/TD]

سلام و عرض ادب

فتا 2;1008050 نوشت:

چرا خداوند به شیطان فرصت توبه نمیدهد ؟


توبه از چه چیزی؟ یعنی تصور می کنید شیطان بنا دارد از چه چیزی توبه کند؟

از نافرمانی خدا

اما بنظر نمی آید که شیطان تمایلی به توبه داشته باشد. عملکرد او نه قبل از هبوط و نه بعد از هبوط گویای چنین تصمیمی نیست.
رحمت خداوند وسیع است از جمله آیاتی که بیانگر رحمت وسیع و عام الهی است این آیاتند:
وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ...(1) و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ...(2) مگر كسانى كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براى همين آنان را آفريده است...
لذا رحمت ، عام است اما قابل هم شرط است یعنی طرف گیرنده هم باید خود را در معرض رحمت قرار دهد و رحمت را بپذیرد .باران بر همه جا یکسان می بارد اما کسی که ظرفش را در زیر باران وارونه قرار دهد مسلما هیچ دریافتی از این رحمت نخواهد داشت .
در خصوص شیطان هم همینگونه است. قبل از جریان خلقت آدم و سجده بر او نیز، وی کافر بود اما کفرش آشکار نشده بود:
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (3) جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران بود!
علامه طباطبايى در الميزان بیان می کنند كه ابليس قبل از قضيه امتناع از سجده بر آدم، كافر بوده و در ضمير خود اين رذيله نفسانى را داشت اما تا زمان وجوب سجده، مجالى براى بروز آن پيدا نشده بود. امتناع از سجده مرتبط با آن كفر در ضميرش بوده است. البته منظور از اين كفر بى اعتقادى به خدا نبوده است، بلكه همان رذيله خودخواهى و خودپرستى است كه به صورت خفى و ناآشكار در درون نفس او بوده و سبب طغيان و سركشى او در برابر پروردگار شده است.(4)

1.اعراف/156
2.هود/119
3. ص/74
4.الميزان، ج 1، ص 119، علامه طباطبايى

پس از جریان سجده نیز متکبرانه و بر خلاف مقام کبریایی پروردگار، بجای توبه و طلب بخشش برنامه آینده اش تا روز قیامت را را صراحتا بیان کرد:
«قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (5) گفت پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست»
« قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(6) گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى ‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت»
از همان زمان برای تا روز قیامت جهت گمراهی انسان برنامه ریزی کرد:
قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(7) گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى ‏شوند مهلت ده
اما خداوند تا روز معلوم و معین (که در تفاسیر به روز ظهور موعود تفسیر شده است ) وی را مهلت داد:

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ فرمود در حقيقت تو از مهلت‏ يافتگانى * تا روز معين معلوم

هم اکنون هم همچنان که می دانیم عمل به وعده می کند و نشانه ای از پشیمانی یا تمایل به توبه در ایات قرآن یا عملکرد خارجی او سراغ نداریم.

5.اعراف/16
6. حجر/39
7.ص/79

هدی;1008343 نوشت:
اما بنظر نمی آید که شیطان تمایلی به توبه داشته باشد. عملکرد او نه قبل از هبوط و نه بعد از هبوط گویای چنین تصمیمی نیست.

باسلام

اینکه ابلیس تمایلی به توبه نداشته دلیل نمیشود قطعاً پرورداگار از سر ظمیر او اگاه بوده کما اینکه میدانسته ابلیس کفر دارد ولی اجازه داده تا در میان فرشتگان جای گیرد بطوریکه فرشتگان او را ا ز خودشان میدانسته اند هرچه هست در ایات 75 و 76 ص نهفته است چون بلا فاصله بعد اینکه خداوند به او میگوید چرا سجده نکردی ایا از خدایانی و او میگوید من از او برترم چون من را از اتش افریده ای و او را از گل خداوند او را اخراج نموده و بر او نفرین میکند و البته پس از ان شیطان میگوید چون مرا اغوا کردی کلیه انان را اغوا خواهم نمود .

البته روایت مرسلی در خصوص امکان توبه ابلیس هست بدین شرح:
وَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ إِنَّ نُوحاً لَمَّا رَكِبَ السَّفِينَةَ أَتَاهُ إِبْلِيسُ فَقَالَ لَهُ نُوحٌ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا إِبْلِيسُ قَالَ فَمَا جَاءَ بِكَ قَالَ جِئْتُ تَسْأَلُ لِي رَبَّكَ هَلْ لِي مِنْ تَوْبَةٍ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ تَوْبَتَهُ أَنْ يَأْتِيَ قَبْرَ آدَمَ فَيَسْجُدَ لَهُ قَالَ أَمَّا أَنَا لَمْ أَسْجُدْ لَهُ حَيّاً أَسْجُدُ لَهُ مَيِّتاً قَالَ فَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ :

این روایت از زبان انس بن مالک نقل شده (و به پیامبر اکرم استناد داده نشده)؛ انس بن مالک می گوید:
وقتی نوح (ع) سوار کشتی شد، ابلیس نزد او آمد.
نوح نبی پرسید: کیستی؟
گفت: ابلیسم.
نوح نبی پرسید: چه می خواهی؟
گفت: آمده ام تا از پروردگارت بپرسی، آیا برای من هم توبه ای وجود دارد؟
پس خداوند به نوح وحی فرستاد که توبه او اینست که برود و بر قبر آدم سجده کند.
ابلیس پاسخ داد: زمانی که آدم زنده بود برایش سجده نکردم، حالا [بروم و] برای مرده اش سجده کنم؟!
پس کبر ورزید و از کافران گشت.(8)

8. بحار الأنوار، ج‏60،ص281

مساله روشن است،موجودی(ابلیس) بنا به روایات شش یا هفت هزار سال (که بنا بر نقل نهج شریف معلوم نیست از سالهای دنیا بوده یا آخرت) در جمع فرشتگان به عبادت مشغول بوده است. اکنون اکنون در جریان امر و فرمان الهی، گردنکشی کرده و ابراز علو و بزرگی میکند، آن مقام و آن جایگاه رفیع جای منیت نیست، کاملا مشخص است که هر کس از جایگاه منیت و علو و برتری جویی در نزد پروردگار سخن بگوید، جایگاهش را از دست میدهد و تنزل می یابد . البته آدم هم فریب خورد اما نادم شد و توبه نمود ولی ابلیس گردنکشی کرد . لعنت الهی به معنای دوری از رحمت الهی است و هر توفیقی در سایه شمول رحمت خداوند بوجود می آید .

هدی;1008366 نوشت:
البته روایت مرسلی در خصوص امکان توبه ابلیس هست بدین شرح:
وَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ إِنَّ نُوحاً لَمَّا رَكِبَ السَّفِينَةَ أَتَاهُ إِبْلِيسُ فَقَالَ لَهُ نُوحٌ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا إِبْلِيسُ قَالَ فَمَا جَاءَ بِكَ قَالَ جِئْتُ تَسْأَلُ لِي رَبَّكَ هَلْ لِي مِنْ تَوْبَةٍ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ تَوْبَتَهُ أَنْ يَأْتِيَ قَبْرَ آدَمَ فَيَسْجُدَ لَهُ قَالَ أَمَّا أَنَا لَمْ أَسْجُدْ لَهُ حَيّاً أَسْجُدُ لَهُ مَيِّتاً قَالَ فَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ :

با سلام

گرچه این حدیث مرسل و بی اعتبار است ولی اگر در صدی نیز به ان اعتبار بدهیم نشان میدهد که اگر شیطان به کسی ظاهر شود و اظهار ندامت کند جز دروغ نمیگوید و توبه گرگ مرگ است.


هدی;1008372 نوشت:
مساله روشن است،موجودی(ابلیس) بنا به روایات شش یا هفت هزار سال (که بنا بر نقل نهج شریف معلوم نیست از سالهای دنیا بوده یا آخرت) در جمع فرشتگان به عبادت مشغول بوده است. اکنون اکنون در جریان امر و فرمان الهی، گردنکشی کرده و ابراز علو و بزرگی میکند، آن مقام و آن جایگاه رفیع جای منیت نیست، کاملا مشخص است که هر کس از جایگاه منیت و علو و برتری جویی در نزد پروردگار سخن بگوید، جایگاهش را از دست میدهد و تنزل می یابد . البته آدم هم فریب خورد اما نادم شد و توبه نمود ولی ابلیس گردنکشی کرد . لعنت الهی به معنای دوری از رحمت الهی است و هر توفیقی در سایه شمول رحمت خداوند بوجود می آید .

بله مسئله روشن است و در توبه برای شیطان بسته است اما سوال بنده هنوز مکشوف نشده علت اینکه در توبه بروی شیطان بسته شد چه بود ؟

دو علت میتواند باشد اول تظاهر به دینداری در عین ناباوری دوم تکبر و خود بزرگ بینی ولی این دومی خودش دو مرحله دارد نخست اینکه شیطان خودش را با انسان مقایسه میکند و برتری جوست دوم شیطان خودش را با خدا مقایسه میکند و برتری جوست و این دومی درست تر به نظر میرسد چون زمانی که خدا اورا رانده و نفرین میکند خود را خدای دیگری دانسته و خط و نشان میکشد و این مفهومش این است که شیطان فقط کافر نبوده بلکه مشرک هم بوده است و با این بدل دوم شرکش اشکار گردیده است .

سلام
در انجیل برنابا مطلبی با همین مضمون آمده!

(۱) پس از آن که یسوع برای پروردگار نماز گزارد، شاگردانش به سوی او آمدند و گفتند: ای معلم، دوست داریم که دو چیز را بشناسیم.

(۲) یکی این که چگونه با شیطان سخن کردی؟ با این که تو می‌گویی که او توبه‌کار نیست.

(۳) دیگر این که چگونه خدای می‌آید تا کیفر دهد در روز جزا؟

(۴) یسوع فرمود: «حق می‌گویم شما را؛ به درستی که من مهربان شدم بر شیطان چون دانستم افتادن او را.»

(۵) «نیز مهربان شدم بر جنس بشری که او را می‌فریبد تا گناه کند.»

(۶) «از این رو نماز گزاردم و روزه گرفتم از برای خدای که با واسطهٔ فرشته خود جبرئیل به من عطا فرمود:»

(۷) «چه طلب می‌کنی ای یسوع،و مطلب تو چیست؟»

(۸) «جواب دادم: ای پروردگار، تو می‌دانی کدام بدی است که شیطان سبب آن بود و این که به واسطهٔ فریب او بسیاری هلاک می‌شوند.»

(۹) «او آفریده شدهٔ توست ای پروردگار،»

(۱۰) «پس به او رحم کن ای پروردگار،»

(۱۱) «خدای فرمود: ای یسوع، ببین که همانا من از او می‌گذرم.»

(۱۲) «پس او را وا بدار بر این که فقط بگوید ای پروردگار من، هر آینه به تحقیق خطا کردم؛ پس به من رحم کن.»

(۱۳) «در این صورت از او گذشت خواهم کرد و خواهم برگردانید او را به حال اولش.»

(۱۴) یسوع فرمود: «چون این را بشنیدم بسی خوشحال شدم، در حالتی یقین‌کننده بودم به این که من این صلح را به جا آورده‌ام.»

(۱۵) «لهذا شیطان را خواندم؛ پس آمده، گفت: چه باید بکنم از برای تو ای یسوع،»

(۱۶) «جواب دادم: به درستی که تو خودخواهی کردی ای شیطان،»

(۱۷) «من خدمت تو را دوست ندارم.»

(۱۸) «جز این نیست که تو را خواندم، برای آن چه که صلاح تو در آن است.»

(۱۹) «شیطان جواب داد: هر گاه تو خدمت مرا دوست نداشته باشی، پس به درستی که من دوست ندارم خدمت تو را؛ زیرا من شریفترم از تو.»

(۲۰) «پس تو نیستی لایق این که مرا خدمت کنی. تویی کسی که او گِل است، اما من روحم.»

(۲۱) «پس گفتم: این سخنان را بگذاریم. بگو به من مگر خوب نیست این که برگردی به جمال اوّل و حال اوّل خود؟»

(۲۲) «تو می‌دانی این که فرشته میخاییل زود است بزند تو را در روز بازخواست به شمشیر خدای، صد هزار ضربت.»

(۲۳) «آن گاه زود است برسد تو را از هر ضربتی عذاب ده دوزخ.»

(۲۴) «شیطان جواب داد: زود است ببینم در آن روز که کدام ما بیشتر است در کار.»

(۲۵) «پس به درستی که زود است مرا باشد در آن روز یاوران بسیاری از فرشتگان و از سخت‌ترین بت‌پرستان در توانایی، آنان که خدای را مضطرب سازند.»

(۲۶) «زود است خدای بداند خطای بزرگی را مرتکب شده به راندن من از برای گِل ناپاکی.»

(۲۷) «آن وقت گفتم: ای شیطان، به درستی که تو ضعیف‌العقل هستی و نمی‌دانی آن چه را که می‌گویی.»

(۲۸) «پس آن وقت شیطان سخریه‌کنان سر خود را جنبانید و گفت: حالا بیا و این مصالحه را میان من و خدای تمام کن.»

(۲۹) «بگو تو ای یسوع، چه واجب است بر من؛ زیرا تو درست دانشی.»

(۳۰) «جواب دادم: واجب است تکلم به دو کلمه فقط.»

(۳۱) «شیطان پرسید آن دو کلمه چیست؟»

(۳۲) «جواب دادم: آن دو این است که بگویی گناه کردم؛ پس به من رحم کن.»

(۳۳) «شیطان گفت: به درستی که من با خوشی این مصالحه را قبول می‌کنم،هر گاه این دو کلمه را خدای به من بگوید.»

(۳۴) «پس گفتم: باز شو از من ای رانده‌شده.»

(۳۵) «زیرا تویی گناهکار پدیدآورندهٔ هر ستم و گناه.»

(۳۶) «لیکن خدای است دادگر منزّه از گناهان.»

(۳۷) «پس شیطان با ولوله باز شد و گفت: به درستی که امر چنین نیست ای یسوع، لیکن تو دروغ می‌گویی تا خشنود سازی خدای را.»

(۳۸) آن گاه یسوع فرمود به شاگردانش: «حالا ببینید که چگونه خواهد یافت رحمتی را.»

(۳۹) شاگردان جواب دادند: «هرگز نیابد، ای پروردگار، زیرا او ناتوبه‌کار است.

(۴۰) امّا حالا پس به ما خبر ده از بازخواست خدای.

استاد جوادی آملی در بخشی از تفسیرشان در خصوص اخراج ابلیس از منزلتی که در آن بود بیان می کنند:
«گناه ابليس در اين بود كه در برابر «الله» قرار گرفت و گفت شما نظرتان اين است و من نظرم اين است، اين گناه قابل بخشش نيست. اگر كسي ـ معاذ الله ـ به اين‌جا برسد و بگويد اسلام اين را گفته است؛ ولي ـ معاذ الله ـ من نظرم چيز ديگر است، اين همان حرف شيطنت است؛ يك وقت است قبول دارد و میگويد: ﴿رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا﴾[44] که خدا و قيامت و دين و ولايت اهل بيت همه را قبول دارد؛ ولي گرفتار بعضي از لغزش‌هاست، برای اين شخص اميد به توبه و عفو هست، اما كسي مستقيماً در برابر ذات اقدس الهي بگويد شما نظرتان اين است و من نظرم اين است، اين ديگر قابل بخشش نيست. »(9)

9. سایت اسراء، تفسیر سوره صاد، جلسه 15:
http://www.portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=2&lang=fa&id=NzU2OA%3d%3d-iUBKlBWt3pA%3d

فتا 2;1008352 نوشت:
باسلام

اینکه ابلیس تمایلی به توبه نداشته دلیل نمیشود قطعاً پرورداگار از سر ظمیر او اگاه بوده کما اینکه میدانسته ابلیس کفر دارد ولی اجازه داده تا در میان فرشتگان جای گیرد بطوریکه فرشتگان او را ا ز خودشان میدانسته اند هرچه هست در ایات 75 و 76 ص نهفته است چون بلا فاصله بعد اینکه خداوند به او میگوید چرا سجده نکردی ایا از خدایانی و او میگوید من از او برترم چون من را از اتش افریده ای و او را از گل خداوند او را اخراج نموده و بر او نفرین میکند و البته پس از ان شیطان میگوید چون مرا اغوا کردی کلیه انان را اغوا خواهم نمود .

سلام.شیطان عهد بسته که انسانها رو گمراه کنه وقتی از دستور خداوند برای سجده به آدم سرپیچی کرد.خدا هم عهد کرد که شیطان و پیروی کنندگان از شیطان رو به جهنم میفرسته.حالا شیطان چگونه توبه ای کنه وقتی حاضر نیست به آدم سجده کنه؟ پس به همان عهدی که بسته باقی میمونه تا وقت معلوم
درباره اینکه شیطان به خدا گفت مرا اغوا کردی یعنی خداوند به شیطانی که خدا رو سجده میکرد دستور داد به آدم سجده بکنه.فرشتگان به عجز علم خودشون اعتراف داشتند و سجده کردند ولی ابلیس بخاطر کبر و خودبرتر بینی از امر خدا سرپیچید.که آدم از خاکه و من از آتش و من از او برترم و او لیاقت سجده من رو ندارد.
در حالیکه خداوند از روح خود بر آدم دمیده بود و خدا امر نکرده بود که بر خاک سجده کنند بلکه بر آدمی سجده کنند که روح خود را در او دمیده بود.

ال عمران
وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُ الْمَاكِرِینَ«54»

و [دشمنان] مکر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مکر در میان آورد و خداوند بهترین مکرانگیزان است

نساء


إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَكَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا«48»
مسلما خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمی‏بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد می‏بخشاید و هر کس به خدا شرک ورزد به یقین گناهی بزرگ بربافته است

آیه 48 سوره نساء درباره اهل کتاب هست و درباره دروغ هایی که به خدا بستند.مسیحیانی که تهمت شرک آمیز خدایی به عیسی(ع) بستند.در آیه 116 هم همین تکرار شده درباره مشرکینی که بتها و شیطان رو میپرستند.این درباره روز رستاخیز و داوری یوم الحساب هست که از گناه اینها خداوند نخواهد گذشت، وقتیکه حق آشکار شد و اونها همچنان مشرک باقی موندند.پیامبر گرامی اسلام مبعوث شدند تا مشرکین و کافرین و اهل کتابی که بخدا دروغ بستند رو به دین خدا دعوت کنند تا توبه کنند و مسلمان شوند.

نزدیک مرگ;1008476 نوشت:
آیه 48 سوره نساء درباره اهل کتاب هست و درباره دروغ هایی که به خدا بستند.مسیحیانی که تهمت شرک آمیز خدایی به عیسی(ع) بستند.در آیه 116 هم همین تکرار شده درباره مشرکینی که بتها و شیطان رو میپرستند.این درباره روز رستاخیز و داوری یوم الحساب هست که از گناه اینها خداوند نخواهد گذشت، وقتیکه حق آشکار شد و اونها همچنان مشرک باقی موندند.پیامبر گرامی اسلام مبعوث شدند تا مشرکین و کافرین و اهل کتابی که بخدا دروغ بستند رو به دین خدا دعوت کنند تا توبه کنند و مسلمان شوند.

باسلام

قران کتابی است که برای همه زمانها و همه مکانها نازل گشته و انتساب بعضی از ایات به محل یا زمان خاص دلیل درستی نیست وقتی میفرماید ما شرک را نمیبخشیم این را نمیشود برای بعضی انحصار داد و بقیه را معاف کرد کما اینکه عکسش هم هست یعنی وقی میگوید( تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ«المسد/1» ) ربطی به ابو لهب ندارد یعنی ابولهب تا اخر عمر با دستهای سالم زندگی کرد .

فتا 2;1008538 نوشت:
باسلام

قران کتابی است که برای همه زمانها و همه مکانها نازل گشته و انتساب بعضی از ایات به محل یا زمان خاص دلیل درستی نیست وقتی میفرماید ما شرک را نمیبخشیم این را نمیشود برای بعضی انحصار داد و بقیه را معاف کرد کما اینکه عکسش هم هست یعنی وقی میگوید( تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ«المسد/1» ) ربطی به ابو لهب ندارد یعنی ابولهب تا اخر عمر با دستهای سالم زندگی کرد .

دوست عزیز خب قیامت هم برای همه مردم همه اعصار هست.چرا اشتباه متوجه میشید.مغایرتی با حرف شما پس نداره.دلیل نزول آیات رو گفتم.پیامبر(ص) هم برای توبه دادن مشرکین و دعوت به توحید و دین خدا به رسالت برانگیخته شدند.

نزدیک مرگ;1008714 نوشت:
دوست عزیز خب قیامت هم برای همه مردم همه اعصار هست.چرا اشتباه متوجه میشید.مغایرتی با حرف شما پس نداره.دلیل نزول آیات رو گفتم.پیامبر(ص) هم برای توبه دادن مشرکین و دعوت به توحید و دین خدا به رسالت برانگیخته شدند.

باسلام

برادر عزیز مطلب جنابعالی با حرف بنده مغایرت دارد دقت کنید در ایه تصریح شده که خدا شرک را نمیبخشد شرک با مشرک فرق میکند کلمه عام است همه را شامل میشود حال چگونه ممکن است چنین کسی بتواند توبه کند بله مشرک ممکن است جاهل باشد همانطور که مشرکین زمان ییامبر جاهل بودند اما امثال شیطان عالمند و در عین علم شرک دارند و این شرک قابل بخشش نیست ایه صزیح و روشن است و قابل تفسیر به رای نیست .

سلام.فکر نکنم مغایرت داشته باشه.خداوند در قیامت کسانی رو که شرک داشته اند نخواهد بخشید.خالدون در جهنم هستند.به خداوند دروغ بستند و خدایانی غیر از خداوی یکتا رو پرستیدند و شیطان رو پرستیدند.اینها را خداوند معبودانشان را به گواهی میگیرد در آن روز که آیا شما خدای اینها هستید و آنها میگویند نه.ما آنها را به پرستیدن خود دعوت نکردیم بلکه آنها خود ما را پرستیدند.و خداوند آنها را در جهنم تا ابد در عذاب گناهشان میسوزاند.این ها در گفته های خداوند است.و اینهم درست است که میگویید که خود پرستیدن نیز نوعی شرک است.نفس و هوای نفسانی هم بتی است که ممکن است کسی بپرستد دون خدای عزوجل.شیطان هم عهد بسته که تا وقتیکه مهلت دارد انسانها رو به گمراهی بکشونه و تا اون وقت به سجده نکردنش بر آدم پابرجاست پس توبه ای هرگز نمیتواند بکند.

پرسش:
الَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبرَ وَ كاَنَ مِنَ الْكَفِرِينَ(74)
قَالَ يَإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ أَسْتَكْبرَتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ(75)
قَالَ أَنَا خَيرْ مِّنْهُ خَلَقْتَنىِ مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِينٍ(76)
قَالَ فَاخْرُجْ مِنهْا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ(77)
وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتىِ إِلىَ‏ يَوْمِ الدِّينِ(78)
چرا خداوند به شیطان فرصت توبه نمیدهد ؟

پاسخ:
بنظر نمی آید که شیطان تمایلی به توبه داشته باشد. عملکرد او نه قبل از هبوط و نه بعد از هبوط گویای چنین تصمیمی نیست.
رحمت خداوند وسیع است از جمله آیاتی که بیانگر رحمت وسیع و عام الهی است این آیاتند:
«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ...(1)؛ و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است»
«إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ...(2)؛ مگر كسانى كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براى همين آنان را آفريده است...»
لذا رحمت ، عام است اما قابل هم شرط است یعنی طرف گیرنده هم باید خود را در معرض رحمت قرار دهد و رحمت را بپذیرد .باران بر همه جا یکسان می بارد اما کسی که ظرفش را در زیر باران وارونه قرار دهد مسلما هیچ دریافتی از این رحمت نخواهد داشت .
در خصوص شیطان هم همینگونه است. قبل از جریان خلقت آدم و سجده بر او نیز، وی کافر بود اما کفرش آشکار نشده بود:
«إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (3)؛ جز ابليس كه تكبر ورزيد و از كافران بود!»
علامه طباطبايى در الميزان بیان می کنند كه ابليس قبل از قضيه امتناع از سجده بر آدم، كافر بوده و در ضمير خود اين رذيله نفسانى را داشت اما تا زمان وجوب سجده، مجالى براى بروز آن پيدا نشده بود. امتناع از سجده مرتبط با آن كفر در ضميرش بوده است. البته منظور از اين كفر بى اعتقادى به خدا نبوده است، بلكه همان رذيله خودخواهى و خودپرستى است كه به صورت خفى و ناآشكار در درون نفس او بوده و سبب طغيان و سركشى او در برابر پروردگار شده است.(4)
پس از جریان سجده نیز متکبرانه و بر خلاف مقام کبریایی پروردگار، بجای توبه و طلب بخشش برنامه آینده اش تا روز قیامت را را صراحتا بیان کرد:
«قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (5) گفت پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست.»
« قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(6) گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى ‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت.»
از همان زمان برای تا روز قیامت جهت گمراهی انسان برنامه ریزی کرد:
«قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(7)؛ گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى ‏شوند مهلت ده.»
اما خداوند تا روز معلوم و معین (که در تفاسیر به روز ظهور موعود تفسیر شده است ) وی را مهلت داد:
«قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ »فرمود در حقيقت تو از مهلت‏ يافتگانى * تا روز معين معلوم
هم اکنون هم همچنان که می دانیم عمل به وعده می کند و نشانه ای از پشیمانی یا تمایل به توبه در ایات قرآن یا عملکرد خارجی او سراغ نداریم.
البته روایت مرسلی در خصوص امکان توبه ابلیس هست بدین شرح:
«وَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ إِنَّ نُوحاً لَمَّا رَكِبَ السَّفِينَةَ أَتَاهُ إِبْلِيسُ فَقَالَ لَهُ نُوحٌ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا إِبْلِيسُ قَالَ فَمَا جَاءَ بِكَ قَالَ جِئْتُ تَسْأَلُ لِي رَبَّكَ هَلْ لِي مِنْ تَوْبَةٍ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ تَوْبَتَهُ أَنْ يَأْتِيَ قَبْرَ آدَمَ فَيَسْجُدَ لَهُ قَالَ أَمَّا أَنَا لَمْ أَسْجُدْ لَهُ حَيّاً أَسْجُدُ لَهُ مَيِّتاً قَالَ فَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ» :

این روایت از زبان انس بن مالک نقل شده (و به پیامبر اکرم استناد داده نشده)؛ انس بن مالک می گوید:
وقتی نوح (ع) سوار کشتی شد، ابلیس نزد او آمد.
نوح نبی پرسید: کیستی؟
گفت: ابلیسم.
نوح نبی پرسید: چه می خواهی؟
گفت: آمده ام تا از پروردگارت بپرسی، آیا برای من هم توبه ای وجود دارد؟
پس خداوند به نوح وحی فرستاد که توبه او اینست که برود و بر قبر آدم سجده کند.
ابلیس پاسخ داد: زمانی که آدم زنده بود برایش سجده نکردم، حالا [بروم و] برای مرده اش سجده کنم؟!
پس کبر ورزید و از کافران گشت.(8)

استاد جوادی آملی در بخشی از تفسیرشان در خصوص اخراج ابلیس از منزلتی که در آن بود بیان می کنند:
«گناه ابليس در اين بود كه در برابر «الله» قرار گرفت و گفت شما نظرتان اين است و من نظرم اين است، اين گناه قابل بخشش نيست. اگر كسي ـ معاذ الله ـ به اين‌جا برسد و بگويد اسلام اين را گفته است؛ ولي ـ معاذ الله ـ من نظرم چيز ديگر است، اين همان حرف شيطنت است؛ يك وقت است قبول دارد و میگويد:«رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا»(9) که خدا و قيامت و دين و ولايت اهل بيت همه را قبول دارد؛ ولي گرفتار بعضي از لغزش‌هاست، برای اين شخص اميد به توبه و عفو هست، اما كسي مستقيماً در برابر ذات اقدس الهي بگويد شما نظرتان اين است و من نظرم اين است، اين ديگر قابل بخشش نيست.»(10)
پی نوشت ها:

1.اعراف/156
2.هود/119
3.ص/74
4.الميزان، ج 1، ص 119، علامه طباطبايى
5.اعراف/16
6.حجر/39
7.ص/79 8.بحار الأنوار، ج‏60،ص281 9.مومنون/106 10.سایت اسراء، تفسیر سوره صاد، جلسه 15:
http://www.portal.esra.ir/Pages/Inde...iUBKlBWt3pA%3d

موضوع قفل شده است