جمع بندی چرا حق مرد بر زن اینقدر غیر قابل توصیف است؟

تب‌های اولیه

140 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مسلم;1021058 نوشت:
هرگز این سخنان موجب جواز طلاق بدون مهریه نخواهد شد، چون عدم تمکین نهایتا موجب برداشتن نفقه از عهده مرد خواهد شد آن هم تا زمانی که زن تمکین نکند!

بله. در سایتهای مشاوره حقوقی هم که سرچ کردم همینو نوشته.

مسلم;1021060 نوشت:
میدانید که دو بحث متفاوت است، تمامی آن روایات به مسئله عدم اختلاط برمی گردد، نه اینکه زن را از روی دل بخواهی در خانه حبس کنیم!!

امکان داره بیشتر توضیح بفرمائید؟
مثلاً آیا ممکنه مرد ادعا کنه که به خاطر عدم اختلاط مانع از خروج همسرش شده؟

Bahar_Mj;1021033 نوشت:
بله دقیقا
من هم موارد خیلی خیلی زیادی دیدم که نه تنها طلاق ندادن بلکه حتی از زیر مهریه عندالمطالبه هم در رفتن ....
مثلا یکی از مواردی که تو عقدنامه برای دل خوش کردن زنان درج شده که به زوجه وکالت در طلاق داده میشه اعتیاد مرد هست ولی به زوجه قبل از عقد گفته نمیشه که حتما شوهرت باید اعتیاد به چندتا ماده مخدر داشته اون هم باید اثبات کنی زندگی برات خیلی سخت و غیر قابل تحمل شده تا شااااااااید قاضی لطف کرد بعد حداقل دو سه سال دوندگی تو دادگاه حکم طلاق داد !
خانم ده تا نامه پزشک قانونی داره استخونای چند قسمت از بدنش شکسته میره دادگاه آقای قاضی میگه کو شاهد ؟! کمتر کسی میاد جلو اطرافیان همسرشو کتک برنه بعد تازه میگن باید چندتا شاهد هم داشته باشی ....
اینجا زن فقط باید شانس داشته باشه شوهر خوب از آب در بیاد وگرنه حقی نداره یه مهریه هست که اونم راه های زیادی واسه ندادنش هست یا اینکه میشه قسط بندی رو طولانیش کرد جوری که مهریه دادن و ندادن فرقی نداشته باشه ...

من از دادگاه خانواده میتونم راحت مثال زنده بزنم
اگر‌کارشناسان حس میکنند این موارد وجود ندارد
سه چهار موردی از شش ماهه دوم سال قبل میتوانم معرفی کنم دوستانپیگیری کنند بلکم کمکی انجام بشود

واقعا در قوانین ایران در زمینه خانواده در حق زن ظلم خالص انجام میشود

مسلم;1021058 نوشت:
من اگرچه تخصص حقوق ندارم اما در این خصوص بی اطلاع هم نیستم، ولی باتوصیفی که شما از مسئله داشتید متوجه شدم اطلاعاتم از شما بیشتر است
اینکه زن از خانه خارج شود و مرد زنگ بزند 110 و فرم عدم تمکین پر کند و دادگاه هم حکم کند که میتوانی بدون پرداخت مهریه اش او را طلاق دهی و... که خودتان هم میدانید صحیح نیست!! هرگز این سخنان موجب جواز طلاق بدون مهریه نخواهد شد، چون عدم تمکین نهایتا موجب برداشتن نفقه از عهده مرد خواهد شد آن هم تا زمانی که زن تمکین نکند!

علاوه بر اینکه زن نباید در چنین مواقعی از خانه خارج شود، چون خود این بهانه دست مرد می دهد، به جای اینکه به خانه پدرش برود، او باید بزرگان را خبردار کند و با ریش سفیدی مسئله را حل کند، یا اینکه در خانه شوهر بماند و از طریق قانونی و دادگاه مشکلش را پی گیری کند.

دوست عزیز اتفاقا اطلاعات تئوری شما صد در صد بیشتر است
موردی که مثال زدم در دم که انجام نمیشود
شما خودتان فصول تنفسی دادگاه های خانواده و‌ سیستم فرسایشی ان را میدانید
دوست گرامی میخواهید من مورد مستند خدمت حضرت عالی معرفی کنم از نزدیک موضوع را لمس کنید؟
ضعف شدید در قوانین خانواده ایران باعث این سواستفادها میشود
شما یک سر تشریف ببرید خدمت یک مددکار خانواده ،نکات جالبی میشنوید

فروردین;1021082 نوشت:
امکان داره بیشتر توضیح بفرمائید؟
مثلاً آیا ممکنه مرد ادعا کنه که به خاطر عدم اختلاط مانع از خروج همسرش شده؟

بله، اما آن اختلاطی که می گوید واقعا باید اختلاط باشد، توهم اختلاط نباشد.
البته این مباحث از مباحث حقوقی است، یکی از مصادیق عسر و حرج سوء رفتار مداوم با زن است که عرفا قابل تحمل نباشد، اما تشخیص این مسئله با قاضی است.

سید محمد جواد;1021100 نوشت:
من از دادگاه خانواده میتونم راحت مثال زنده بزنم
اگر‌کارشناسان حس میکنند این موارد وجود ندارد
سه چهار موردی از شش ماهه دوم سال قبل میتوانم معرفی کنم دوستانپیگیری کنند بلکم کمکی انجام بشود

سید محمد جواد;1021102 نوشت:
شما خودتان فصول تنفسی دادگاه های خانواده و‌ سیستم فرسایشی ان را میدانید
دوست گرامی میخواهید من مورد مستند خدمت حضرت عالی معرفی کنم از نزدیک موضوع را لمس کنید؟

من دقیق متوجه منظورتان نمیشوم، شفاف و جزئی بفرمایید از چه چیزی مثال بزنید؟
طولانی شدن روند رسیدگی به پرونده ها که مختص دادگاه های خانواده نیست، البته بخشی از این طولای شدن در دادگاه های خانواده به منظور تلاش برای حفظ خانواده است.
اینکه جرم مرد هم باید اثبات شود که چیز بدی نیست. در همه دادگاه های دنیا باید جرم اثات شود تا بار حقوقی بر آن حمل شود.

مسلم;1021159 نوشت:
من دقیق متوجه منظورتان نمیشوم، شفاف و جزئی بفرمایید از چه چیزی مثال بزنید؟
طولانی شدن روند رسیدگی به پرونده ها که مختص دادگاه های خانواده نیست، البته بخشی از این طولای شدن در دادگاه های خانواده به منظور تلاش برای حفظ خانواده است.
اینکه جرم مرد هم باید اثبات شود که چیز بدی نیست. در همه دادگاه های دنیا باید جرم اثات شود تا بار حقوقی بر آن حمل شود.


شاید نحوه عنوان من بد باشد
کلا پروسه طلاق برای مرد بسیار راحتت است تا زن
یا شاید مواردی که من دیده ام اینگونه است

مسلم;1021158 نوشت:
بله، اما آن اختلاطی که می گوید واقعا باید اختلاط باشد، توهم اختلاط نباشد.

اختلاط در چه حدی؟
در این مورد هم اختلاف نظر وجود داره. برخی گفتگوی زن و مرد را جز در مواقع ضرورت نهی کرده اند و خرج نشدن زن از خانه را توصیه کرده اند. بعضی دیگر، معاشرت زن و مرد را با در نظر گرفتن مسائل شرعی بدون اشکال دانسته اند. حالا کدام دیدگاه مبنای قضاوت قرار میگیره؟
https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/6912/83313/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B7-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85

مسلم;1021158 نوشت:
یکی از مصادیق عسر و حرج سوء رفتار مداوم با زن است که عرفا قابل تحمل نباشد، اما تشخیص این مسئله با قاضی است.

در مناطقی که محدود کردن زن به صورت عرفی پذیرفته شده و بعضاً خود خانمها هم این شیوه را پذیرفته اند، آیا برنامه فرهنگی برای تغییر این شیوه پیشنهاد میشه؟

فروردین;1021223 نوشت:
اختلاط در چه حدی؟
در این مورد هم اختلاف نظر وجود داره. برخی گفتگوی زن و مرد را جز در مواقع ضرورت نهی کرده اند و خرج نشدن زن از خانه را توصیه کرده اند. بعضی دیگر، معاشرت زن و مرد را با در نظر گرفتن مسائل شرعی بدون اشکال دانسته اند. حالا کدام دیدگاه مبنای قضاوت قرار میگیره؟
https://hawzah.net/fa/Magazine/View/...84%D8%A7%D9%85

نمیدانم واقعا فروردین عزیز، اینها مباحث حقوقی هستند و از حیطه کلام خارج، طبیعتا اظهار نظر بنده کارشناسانه نخواهد بود
من نمیدونم آنچه که در قوانین به عنوان مبنا اتخاذ شده چی هست، باید با یک وکیل یا قاضی صحبت بشه که این مسئله در چه حدی باید باشه تا مصداق عسر و حرج پیدا کند.

فروردین;1021223 نوشت:
در مناطقی که محدود کردن زن به صورت عرفی پذیرفته شده و بعضاً خود خانمها هم این شیوه را پذیرفته اند، آیا برنامه فرهنگی برای تغییر این شیوه پیشنهاد میشه؟

خب بستگی به میزان محدودیت داره، اگر شدید نباشه خب لزومی نداره، اما این مسائل باید با فرهنگ سازی و به مرور حل بشه، طبیعتا رسانه و ارتباطات اجتماعی کم کم اثر خودش رو میگذاره، اما اینکه به صورت رسمی و قانون فرهنگ سازی بشه نه، بعید میدونم

پرسش:
چرا در روایات حق مرد بر زن اینقدر غیرقابل وصف بیان شده است؟ یعنی زن این قدر به مرد احتیاج دارد؟ به گونه ای القاء شده که اگر مردی به زنش خوبی کند خیلی لطف کرده، اما زن وظیفه اش است! علت این تبعیض ها چیست؟


پاسخ:

در خصوص سوالتان باید به چند نکته توجه کرد:

نکته اول:
روایاتی که وظایف زن و مرد را در قبال یکدیگر ترسیم نموده اند نه از باب بیان برتری یکی بر دیگری هستند، و نه از باب احتیاج زن به مرد، و نه مباحثی مانند آن! قرآن تصریح می فرماید زن و مرد هیچگونه برتری ای بر یکدیگر ندارند مگر در تقوا: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» (1)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز فرموده اند: «الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ رَجُلٍ غَيْرِ صَالِح‏»؛ یک زن صالح از هزار مرد ناصالح برتر است.(2)
بنابراین مباحث حقوقی و وظائفی که زن و مرد در رابطه با یکدیگر دارند صرفا تقسیم وظائف و ترسیم حقوق متناسب با توانایی ها و استعدادها، آن هم صرفا در زندگی دنیوی است، نه برتری و نیازمندی و مانند آن.

نکته دوم:
اینطور نیست که مطلقا جایگاه زن و حقوق او از جایگاه و حقوق مرد پایین تر دانسته شده باشد، به عنوان مثال اگر در خانواده حق شوهر در برابر زن بالاتر دانسته شده است، اما در مقابل حق مادر بسیار بالاتر از حق پدر دانسته شده است، و این به خوبی نشان می دهد که نگاه اسلام در تبیین حقوق جنسیتی نیست، چرا که اگر صرف جنسیت ملاک برتری می بود قطعا باید حقوق پدر را نیز بالاتر از حقوق مادر قرار می داد.

مانند روایتی که امام سجاد(علیه السلام) نقل می فرمایند که مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده و اظهار داشت: ‌ای رسول خدا! من مردی گنهکار و آلوده به معصیت هستم و از انجام هیچ گناهی فروگذاری نکرده‌ام، آیا امید آمرزش برایم هست؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: آیا پدر و مادرت زنده هستند؟ مرد گفت: فقط پدرم زنده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: برو با او خوشرفتاری کن. آن مرد رفت و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از رفتن او فرمود: « لَوْ كَانَتْ أُمُّه‏»؛ ای کاش مادرش زنده بود! (3)

در روایت دیگری از پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد حق پدر سوال میشود، حضرت می فرمایند اینکه تا زنده هستی از او اطاعت کنی، و هنگامی که از حق مادر سوال میشود، می فرماید: «هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لَوْ أَنَّهُ عَدَدَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ قَطْرِ الْمَطَرِ أَيَّامَ الدُّنْيَا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهَا مَا عَدَلَ ذَلِكَ يَوْمَ حَمَلَتْهُ فِي بَطْنِهَا»؛ هیهات! هیهات! که بتوانی حق مادر را ادا کنی؛ هر آینه اگر به اندازه ریگ های بیابان عالج [صحرائی در عربستان] و دانه های باران به مادر خدمت کنی و از وی قدردانی کرده و بنده وار در پیش او بایستی، این همه خدمات تو به اندازه زحمات وی در هنگامی که در رحم او بودی و سنگینی تو را تحمل می کرد نخواهد بود.(4)

نکته سوم:
هرگز اینطور نیست که به زن توصیه شده باشد که با شوهرش مهربان باشد و حقوق او را رعایت کند، اما به مرد چنین توصیه هایی در خصوص زنش نشده باشد. لطف کردن در حق همسر وظیفه هر دوی آنهاست، ما از این نظر هیچ تفاوتی بین زن و مرد نداریم. همانطور که به زن اجازه داده نشده حقوق شوهر را زیر پا گذاشته یا در حق او بی احترامی کند، همانطور بر مرد واجب است حقوق زن را ادا کرده و احترام همسرش را نگه دارد، همانطور که پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «أَصْنَافٌ لَا يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ رَجُلٌ تُؤْذِيهِ امْرَأَتُهُ‏»؛ چند گروه دعایشان مستجاب نمیشود، از جمله مردی که همسرش را آزار دهد.(5)
و نیز فرموده اند: «مَنْ ضَرَبَ امْرَأَةً بِغَيْرِ حَقٍّ فَأَنَا خَصْمُهُ يَوْمَ الْقِيَامَة»؛ هر کسی زنی را به ناحق بزند من روز قیامت (به حمایت از آن زن) در مقابل او خواهم بود. (6)

نکته چهارم:
تمام تفاوت هایی که در حقوق زن و مرد ترسم شده است، نه از باب برتری و فضیلت دادن، بلکه از باب حکمت های دیگری است که در ورای آنها وجود دارد گاهی از باب تفاوت های جنسیتی است، به عنوان نمونه این که می بینید این قدر بر حقوق جنسی مرد تأکید شده نه از این بابت است که اسلام خواسته طرف مردان را بگیرد، بلکه از باب تفاوت زن و مرد در نیازهای جنسی است، نیاز جنسی مرد مقدم بر نیاز عاطفی اوست، و در زن برعکس است، یعنی نیاز عاطفی او مقدم بر نیاز جنسی اوست، به همین خاطر اسلام وقتی به زن در مورد شوهرش توصیه می کند عمدتا توصیه هایش جنسی است، اما وقتی به مرد در مورد حقوق زنش توصیه می کند عموما توصیه هایش عاطفی است.

علاوه بر اینکه این غریزه جنسی در مرد به مراتب قوی تر، و تهاجمی تر است، به گونه ای که شما تا کنون نشنیده اید زنی به خاطر رابطه جنسی یک مرد را کشته باشد، اما بارها می بینیم که مردی حاضر شده برای ارضاء غریزه اش دست به تجاوز و سپس قتل بزند!! ما نباید این تفاوت ها را برتری ببینیم.
البته اینجا بحث تأکید است وگرنه نیاز جنسی زن هم بی توجه قرار نگرفته است، همان طور که اگر زن هم نیاز جنسی ضروری داشت بر مرد واجب است به این نیاز او توجه کند.(7)

گاهی هم این تفاوت حقوقی ناظر به آثار آنهاست، به عنوان نمونه اگرچه مادر و پدر هر دو باید در خانواده حرمت داشته باشند، و بر حفظ حرمت هر دو تأکید شده است، اما آنچه که موجب تأکید بیشتر بر حق شوهر شده است، از نقش تربیتی و حفظ عنصر اقتدار و مدیریت خانواده نشأت گرفته است که پدر در این خصوص جایگاه ویژه ای دارد، وگرنه مطلقا سخن از برتری و مانند آن نیست!

مدیریت خانواده با مرد است، و شکستن حرمت وی در حکم شکستن بنیان خانواده است، اگر حرمت پدر که حافظ حرمت های اعضای خانواده است بشکند، بقیه حرمت ها هم حفظ نخواهد شد، و پدر نقش اقتدار خودش را در تربیت و مدیریت خانواده از دست خواهد داد، همان طور که حفظ اقتدار مدیر در هر مجموعه ای اینچنین است.

تفاوت دیگر میان زن و مرد این است که آنچه که از سوی مردان بیشتر همسرشان را تهدید می کند خشونت و کتک زدن و همچنین تنگ گرفتن به لحاظ معیشت است، و آنچه از جانب زن، شوهرش را تهدید می کند عمدتا بی احترامی های نشأت گرفته از غلبه احساسات است؛ طبیعتا عمده توصیه های اسلام به مرد این است که علیه همسرش خشونت نداشته باشد، کتک نزند، و در معیشت بر او تنگ نگیرد و در مقابل به زن توصیه می کند به شوهرش بی احترامی نکرده و در امور زندگی از او اجازه بگیرد، پس این تفاوت ها صرفا تأکیداتی است که متناسب با شناخت خداوند از زن و مرد صادر شده است، وگرنه بدین معنا نیست که زن حق دارد شوهرش را کتک بزند! یا مرد حق دارد در حق همسرش بی احترامی کند.

نکته پنجم:
احکامی که در روایات بیان شده است، در حقیقت ترسیم خط قرمزهاست، نه اینکه اسلام دوست داشته باشد زن و مرد حقوقشان را بر سر یکدیگر بکوبند!! اسلام میخواهد زن و شوهر مانند علی(سلام الله علیه) و فاطمه(سلام الله علیها) یک روح در دو بدن باشند که اصلا حق من و حق تو بینشان مطرح نباشد، بنابراین این احکام حقوقی برای زن و شوهرهای ناسازگار و به عنوان کف کار است که حداقل به این حقوق پایبند باشند.
زن و شوهر باید ملاک رفتار با یکدیگر را اخلاق قرار دهند، نه احکام! به عنوان مثال اگرچه اجازه خروج از منزل زن به مرد داده شده اما اگر مردی بی جهت زنش را از خروج از خانه منع کند قطعا گناه کرده است. همچنین اینکه زن توصیه به کار خانه شده است به لحاظ اخلاقی است، وگرنه به لحاط احکامی وظیفه او نیست، به همین خاطر اگر آن را ترک کند گناهی بر او نخواهد بود و مواخذه نمیشود، اما اگر آن را انجام دهد پاداش خواهد داشت.

پی نوشت ها:
1. حجرات:13/49.
2. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، الشريف الرضي‏، قم، چاپ اول، 1412ق، ج1، ص175
3. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج71، ص82
4. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، مؤسسة آل البيت‏(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق، ج15، ص203
5. بحارالانوار، ج100، ص224
6. ارشاد القلوب، ج1، ص175
7. پرسش سوم در: https://www.sistani.org/persian/qa/0966/#13233 ؛ مکارم شیرازی، ناصر، رساله توضیح المسائل، بخش احکام عقد دائم، مساله 2067

موضوع قفل شده است