جمع بندی چرا جهانی دیگر؟

تب‌های اولیه

37 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چرا جهانی دیگر؟

با عرض سلام
صرف نظر از فلسفه جزا و پاداش، چرا چهانی دیگر برای این دو موضوع در نظر گرفته شده است؟
به بیان دیگر با فرض پذیرش جزا و پاداش برای اعمال ما، چرا این جزا و پاداش در ادامه همین زندگی به انسان داده نمیشود و چرا همین زندگی تا ابد تداوم نمی یابد؟ بزرگترین و شاید تنها دلیل نافرمانی ها و فسق و فساد انسانی، عدم باور قلبی او به جهان آخرت است. با توصیفاتی که از خداوند داریم، او صلاح بندگانش را میخواهد، او توانای مطلق است، مدبر است و محدودیتی در تبدیل نیستی به هستی برای او وجود ندارد. پس بنا برا این او (بدون شک) میتوانست جهانی بیافریند که موجودی مانند انسان در آن متولد شده، زاد و ولد کرده و تا ابد باقی بماند. او میتوانست مقطعی از زندکی این موجود را صرف آزمایش کردن او بکند (با این پیش فرض که آزمایش انسان توسط خالق او توجیه دارد) و در ادامه او را از نتیجه ازمایش بهرمند سازد. به این ترتیب با توجه به اینکه انسان های در مرحله ازمایش به عینه انسان های در حال جزا شدن و پاداش دیدن را می دیدند، طبیعتا به فسق و فجور روی نمی آوردند و همگی بهشتی میشدند و با این ترتیب این خواسته خداوند که خیر انسان هاست به نحو بسیار بهتری با تدبیری که بکار برده بود برآورده میشد.
با تشکر

با نام و یاد دوست



کارشناس بحث: استاد صدیق

چالشگر;399790 نوشت:
با عرض سلام
صرف نظر از فلسفه جزا و پاداش، چرا چهانی دیگر برای این دو موضوع در نظر گرفته شده است؟
به بیان دیگر با فرض پذیرش جزا و پاداش برای اعمال ما، چرا این جزا و پاداش در ادامه همین زندگی به انسان داده نمیشود و چرا همین زندگی تا ابد تداوم نمی یابد؟ بزرگترین و شاید تنها دلیل نافرمانی ها و فسق و فساد انسانی، عدم باور قلبی او به جهان آخرت است. با توصیفاتی که از خداوند داریم، او صلاح بندگانش را میخواهد، او توانای مطلق است، مدبر است و محدودیتی در تبدیل نیستی به هستی برای او وجود ندارد. پس بنا برا این او (بدون شک) میتوانست جهانی بیافریند که موجودی مانند انسان در آن متولد شده، زاد و ولد کرده و تا ابد باقی بماند. او میتوانست مقطعی از زندکی این موجود را صرف آزمایش کردن او بکند (با این پیش فرض که آزمایش انسان توسط خالق او توجیه دارد) و در ادامه او را از نتیجه ازمایش بهرمند سازد. به این ترتیب با توجه به اینکه انسان های در مرحله ازمایش به عینه انسان های در حال جزا شدن و پاداش دیدن را می دیدند، طبیعتا به فسق و فجور روی نمی آوردند و همگی بهشتی میشدند و با این ترتیب این خواسته خداوند که خیر انسان هاست به نحو بسیار بهتری با تدبیری که بکار برده بود برآورده میشد.

باسلام
علت اینکه مکان امتحان و تکامل یافتن و محل پاداش و جزا دادن به بندگان متفاوت است این است که مکانی جزا و پاداش در صورتی میتواند به صورت دقیق و کامل به پاداش و جزا ا ختصاص داشته باشد که موانع و محدودیتی نداشته باشد. مثلا کسی که در طول زندگی اش، به چندین نفر ظلم کرده است و یا چندین نفر را کشته است یا افراد زیادی را بدبخت کرده است، جزای این شخص این است که به تعداد آن افرادی که از بین برده و نابود کرده عذاب شود. حال اگر این عذاب در این دنیای مادی باشد، محدودیتهای ماده جلوی اجرای کامل و دقیق انرا میگیرد. بدن مادی در جهان مادی، بیش از یک بار نمی تواند بمیرد. به همین دلیل، در مجازاتهایی که برای قاتلین زنجیره ای بریده میشود به تعداد نفراتی که به قتل رسانده ، برایش اعدام نوشته میشود و مثلا گفته میشود به 20 مرتبه اعدام محکوم میشود اما پرواضح است که بیش از یک مرتبه نمیتواند بمیرد.
اگر بگویید که خداوند این قدرت را دارد که او را هرچند مرتبه که مرد، دوباره زنده کند و دوباره با اعدامی مجدد کشته شود، اما باید گفت فایده این کار چیست؟ برفرض که قابلیت ماده ارتقا یابد( با قطع نظر از اینکه این محدودیتها مربوط به ماده است و ماده نمیتواند بدون محدودیت زمان و مکان باشد) یا عالم دیگری باشد که از ابتدا تمام آزمایشات و مجازات ها در ان انجام بگیرد، جهانی که مادی نباشد و محدودیتهای عالم ماده را نداشته باشد، نکته ای که باقی میماند این است که فایده این کار چیست؟ گفتید به خاطر عبرت گرفتن بندگان، اما سوال این است که این عبرت گرفتن تا چه حدی است، ایا جلوی اختیار آنان را میگیرد یا باز با وجود اینکه این مجازات ها را میبینند، مختار هستند و همانطور که میتوانند کار خوب انجام بدهند، میتوانند کار بد بکنند؟ اگر جلوی اختیار انها را بگیرد، نقض غرض خداوند در خقت بشر پیش می اید و عقلا درست نیست و اگر جلوی اختیار آنها را نگیرد که فایده این کار منتفی میگردد و باز هم با حکمت خداوند ناسازگار است و عقلا نادرست.
شبیه این مسأله در 45 سوره ابراهیم نیز بیان شده است. در این ایه از قول کسانیکه اعمال صالح انجام نداده اند و مرگشان فرا میرسد و سختی های مرگ و عذابهای برزخ را میبینند نقل میکند که از خداوند میخواهند که انان را به دنیا بازگرداند تا بلکه اعمال صالح انجام دهندو نیکوکار باشند. اما خداونداین درخواست انان را رد میکند. حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ».(1)" اين وضع هم چنان ادامه دارد تا هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا رسد در اين هنگام عرض مى‏كند: خداوندا مرا باز گردان، شايد آنچه را كه كوتاهى كرده‏ام جبران كنم و عمل صالح انجام دهم" همانطور که ظالمان هنگامی که عذاب بر آنها نازل میشود و عذاب الهی را می بینند از خداوند تقاضای تمدید مهلت را دارند ولی پاسخ منفی می شنوند.
دليل عدم استجابت درخواست آنان، بخل خداوند از بخشش آنها و مهلت دوباره دادن به آنها یا عدم قدرت خداوند به بازگرداندن آنان به دنیا یا عصبانیت و احساسی شدن خداوند از آنان نیست بلکه به این دلیل است که خداوند با علم خود میداند که هيچ يك از اين تقاضاها جنبه واقعى و جدى ندارد، اينها عكس العمل آن حالت اضطرار و پريشانى فوق العاده است كه در بدترين اشخاص نيز پيدا مى‏شود و هرگز دليل بر دگرگونى و انقلاب درونى و تصميم واقعى بر تغيير مسير زندگى نيست.
درست شبیه حالت مشركانى كه به هنگام گرفتارى در گردابهاى هولناك درياها مخلصانه خدا را مى‏خواندند، ولى به مجرد اينكه طوفان فرو مى‏نشست و به ساحل نجات مى‏رسيدند همه چيز را فراموش مى‏كردند! لذا قرآن در بعضى از آيات كه در بالا به آن اشاره شد صريحا مى‏گويد" وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ":(2)" اگر اينها بار ديگر به زندگى عادى برگردند باز همان برنامه را ادامه مى‏دهند و به اصطلاح همان آش و همان كاسه است، هيچگونه تغييرى در روش آنان پديدار نخواهد گشت.(3)
بنابراین، حتی اگر محل آزمایش و کمال یافتن بندگان، با محل مجازات آنان یکی بود، باز هم فایده چندانی نداشت. بعلاوه در مورد کسانی که فایده دارد نیز شاید به حدی انان را بترساند که جلوی اختیار آنان را بگیرد و پاداشها نیز به حدی چشمگیر باشد که دیگر شخص اختیار چندانی نداشته باشد و تنها به دنبال رسیدن به آن نعمتها کار نیک انجام دهد و قطعا این مطلوب خداوند و غرض او از آفرینش نیست. قرار بر این است که انسان به دنیایی بیاید با تمام محدودیتهایش. بدن و روحی داشته باشد محدود و با تمام نقایض و ضعف هایش. وعده هاو وعیدهایی به او داده شود و او بر اساس این وعده و وعیدهایی که تنها توصیف انها را شنیده، انگیره انجام کارهای خوب و ترک کارهای بد را بیابد. دقت شود، تنها توصیف اینها را شنیده. تنها توصیف بهشت و نعمتهای آنرا شنیده. تنها توصیف عذاب جهنم و سختی ها و جان کندن های آنرا شنیده است.
پس این کار، در مورد برخی افراد فایده ندارد و اثری ندارد و در مورد عده ای دیگر، با هدف خداوند از خلقت انسان منافات دارد.

ـــــــــــــــــــ
1. ابراهیم، آیه 45
2. انعام، ایه 28
3. تفسیر نمونه، ج10 ص 380

چالشگر;399790 نوشت:
با عرض سلام
صرف نظر از فلسفه جزا و پاداش، چرا چهانی دیگر برای این دو موضوع در نظر گرفته شده است؟
به بیان دیگر با فرض پذیرش جزا و پاداش برای اعمال ما، چرا این جزا و پاداش در ادامه همین زندگی به انسان داده نمیشود و چرا همین زندگی تا ابد تداوم نمی یابد؟ بزرگترین و شاید تنها دلیل نافرمانی ها و فسق و فساد انسانی، عدم باور قلبی او به جهان آخرت است. با توصیفاتی که از خداوند داریم، او صلاح بندگانش را میخواهد، او توانای مطلق است، مدبر است و محدودیتی در تبدیل نیستی به هستی برای او وجود ندارد. پس بنا برا این او (بدون شک) میتوانست جهانی بیافریند که موجودی مانند انسان در آن متولد شده، زاد و ولد کرده و تا ابد باقی بماند. او میتوانست مقطعی از زندکی این موجود را صرف آزمایش کردن او بکند (با این پیش فرض که آزمایش انسان توسط خالق او توجیه دارد) و در ادامه او را از نتیجه ازمایش بهرمند سازد. به این ترتیب با توجه به اینکه انسان های در مرحله ازمایش به عینه انسان های در حال جزا شدن و پاداش دیدن را می دیدند، طبیعتا به فسق و فجور روی نمی آوردند و همگی بهشتی میشدند و با این ترتیب این خواسته خداوند که خیر انسان هاست به نحو بسیار بهتری با تدبیری که بکار برده بود برآورده میشد.
با تشکر

سلام
جزا و پاداش در معاد اصل نیست بلکه
اصل در معاد جاودانه شدن انسان در مراتب عالیه وجود است که همراه با پاداش عقاید و اعمال است پس معاد اقتضای ساختار وجودی عالم و انسان است
والله الموفق

صدیق;401953 نوشت:
اگر این عذاب در این دنیای مادی باشد، محدودیتهای ماده جلوی اجرای کامل و دقیق انرا میگیرد. بدن مادی در جهان مادی، بیش از یک بار نمی تواند بمیرد. به همین دلیل، در مجازاتهایی که برای قاتلین زنجیره ای بریده میشود به تعداد نفراتی که به قتل رسانده ، برایش اعدام نوشته میشود و مثلا گفته میشود به 20 مرتبه اعدام محکوم میشود اما پرواضح است که بیش از یک مرتبه نمیتواند بمیرد.

با عرض سلام
هدف اصلی من از طرح این سوال این بود که چرا ما شرایط جهان آخرت را در جهان فعلی مشاهده نمیکنیم؟ مجدودیت هایی که شما در این ارتباط ذکر فرموده اید درست است ولی اینها محدودیت هایی است که با شرایط جهان فعلی و (صرفا) تعاریفی که از جهان آخرت داریم مشاهده میشود. بدیهی است با توجه به تغریفی که از قدرت بینهایت خداوند داریم، این محدودیت ها میتوانست وجود نداشته باشد. چه چیز میتوانست مانع این اراده خداوند بشود که ما به نوعی شاهد جیات پس از مرگ انسان ها باشیم؟

صدیق;401953 نوشت:
نکته ای که باقی میماند این است که فایده این کار چیست؟ گفتید به خاطر عبرت گرفتن بندگان، اما سوال این است که این عبرت گرفتن تا چه حدی است، ایا جلوی اختیار آنان را میگیرد یا باز با وجود اینکه این مجازات ها را میبینند، مختار هستند و همانطور که میتوانند کار خوب انجام بدهند، میتوانند کار بد بکنند؟ اگر جلوی اختیار انها را بگیرد، نقض غرض خداوند در خقت بشر پیش می اید و عقلا درست نیست و اگر جلوی اختیار آنها را نگیرد که فایده این کار منتفی میگردد و باز هم با حکمت خداوند ناسازگار است و عقلا نادرست.

فایده این کار کاملا مشخص است. یک کودک تا زمانی که درکی عینی و واقعی از آتش نداشته باشد، تمایل دارد با آتش بازی کند. این خصیصه ای انسانی است. انسان با باور عمیقتر و واقعی به مسائل است که حدود مجاز را رعایت میکند. سوال این است: آیا خداوند از پر شدن جهنم از انسان ها لذت می برد؟ قطعا پاسخ منفی است. سوال بعدی این است: آیا خداوند انسان را برای تکامل نیافریده؟ پاسخ این سوال هم مثبت است. حال این سوال پیش میاید که اگر اینطور است چرا او شرایط را برای درک بهتر و عینی تر سرنوشت انسان فراهم نکرده؟ اینجا موضوع عدم اختیار مطرح نیست. یک راننده حتی در زمانی که از حضور یک پلیس در پشت سر خود هم اطلاع دارد مختار به تخلف است اما چرا تخلف نمیکند؟ چون جریمه را به عینه در دست خود میبیند. اما همین راننده اگر باور به جضور پلیس نداشته باشد با احتمال بیشتری تخلف خواهد کرد.

صدیق;401953 نوشت:
قرار بر این است که انسان به دنیایی بیاید با تمام محدودیتهایش. بدن و روحی داشته باشد محدود و با تمام نقایض و ضعف هایش. وعده هاو وعیدهایی به او داده شود و او بر اساس این وعده و وعیدهایی که تنها توصیف انها را شنیده، انگیره انجام کارهای خوب و ترک کارهای بد را بیابد. دقت شود، تنها توصیف اینها را شنیده. تنها توصیف بهشت و نعمتهای آنرا شنیده. تنها توصیف عذاب جهنم و سختی ها و جان کندن های آنرا شنیده است.

دقیقا سوال همین است! چرا وعده و وعید؟ با شناختی که شما از انسان ها دارید، چند درصد انسان ها با وعده و وعید حتی یک کار ساده را انجام میدهند؟ تعهدات سنگین در تمام طول زندگی که دیگر جای خود را دارد.
با تشکر

تناسخ در بعضی مذاهب و ادیان مربوط به کیفر در همین دنیاست چرا که افراد با قابیلتهای یکسان به دنیا نمیان اونا میگن این برمیگرده به اعمالشون در زندگی گذشته. ولی خوب تناسخ هم مثل هر موضوع دیگه ای قابل اثبات نیست اینها مسائل ایمانی هستند

اول یه قانون رو باید قبول کنیم: انسان رو خداوند برای ازمایش در این جهان مادی اورده هست و این صراحتا در کتاب خدا امده.
حالا فرض کن دنیا فقط این دنیا بود و همه اینجا زندگی میکردن و به سعادت میرسیدن و نظاره گر به سعادت یا بدبختی رسیدن همدیگه بودند
من مثلا میدیدم فلانی فلان راه رو رفت و به بهشت ( بهشت هم فرضا این دنیا قرار داره) رسید و منم راه همونو میرفتم و به بهشت میرسیدم.
ایا در اون دنیای فرضی ازمایش انسان تحقق می یافت؟
جواب : خیر
پس نتیجه میگیریم انسان بایذ نتایج اعمال خود را در جهانی دیگر و به دور از دید ادم های مادی مشاهده کند تا اون ازمایش بتواند تحقق یابد

ابوالفضل;403566 نوشت:
حالا فرض کن دنیا فقط این دنیا بود و همه اینجا زندگی میکردن و به سعادت میرسیدن و نظاره گر به سعادت یا بدبختی رسیدن همدیگه بودند
من مثلا میدیدم فلانی فلان راه رو رفت و به بهشت ( بهشت هم فرضا این دنیا قرار داره) رسید و منم راه همونو میرفتم و به بهشت میرسیدم.
ایا در اون دنیای فرضی ازمایش انسان تحقق می یافت؟
جواب : خیر
پس نتیجه میگیریم انسان بایذ نتایج اعمال خود را در جهانی دیگر و به دور از دید ادم های مادی مشاهده کند تا اون ازمایش بتواند تحقق یابد

شما در سر کلاس درس نشسته اید. چند تا از همکلاسی های شما مردودی های سال گذشته اند. سیگار فروشی هم که از پنجره می بینید همان اخراج شده از دبیرستان است که الان زیر افتاب کنار خیابان دارد سیگار می فروشد. در سالن آمفی تاتر مدرسه هم همین الان یکی از فارغ التحصیلان موفق این مدرسه که الان پست ارزشمند و مهمی دارد در حال سخنرانی است....... برگه امتحان را جلوی شما میگذارند.... شما تمام موارد بالا را در طول سال دیده اید.
آیا شما حتما قبول میشوید؟
آیا شما حتما رد میشوید؟
نه! هیچ تضمینی برای هیچ چیز وجود ندارد. همه چیز به (تلاش) شما بر میگردد. آنچه شما دریافت خواهید کرد (نتیجه تلاش شما) خواهد بود.

چالشگر;403588 نوشت:
شما در سر کلاس درس نشسته اید. چند تا از همکلاسی های شما مردودی های سال گذشته اند. سیگار فروشی هم که از پنجره می بینید همان اخراج شده از دبیرستان است که الان زیر افتاب کنار خیابان دارد سیگار می فروشد. در سالن آمفی تاتر مدرسه هم همین الان یکی از فارغ التحصیلان موفق این مدرسه که الان پست ارزشمند و مهمی دارد در حال سخنرانی است....... برگه امتحان را جلوی شما میگذارند.... شما تمام موارد بالا را در طول سال دیده اید.
آیا شما حتما قبول میشوید؟
آیا شما حتما رد میشوید؟
نه! هیچ تضمینی برای هیچ چیز وجود ندارد. همه چیز به (تلاش) شما بر میگردد. آنچه شما دریافت خواهید کرد (نتیجه تلاش شما) خواهد بود.

ببین عزیز من قضیه امتحان مدرسه 360 درجه با ازمون الهی فرق داره.
توی امتحان مدرسه لازمه شما مطلب رو 10 مرتبه تکرار کنی و به خاطر بسپاری ایا ازمون الهی هم این جوره عزیز؟
من با قاطعیت میگم شما اگه با چشم اون دنیا رو ببینی سر از سجده بر نمیداری.
اطمینان خیلی مهم هست

ابوالفضل;403680 نوشت:
ببین عزیز من قضیه امتحان مدرسه 360 درجه با ازمون الهی فرق داره.
توی امتحان مدرسه لازمه شما مطلب رو 10 مرتبه تکرار کنی و به خاطر بسپاری ایا ازمون الهی هم این جوره عزیز؟
من با قاطعیت میگم شما اگه با چشم اون دنیا رو ببینی سر از سجده بر نمیداری.
اطمینان خیلی مهم هست

یعنی چی، چه اشکالی داره انسان تبعات عملشو ببینه ببینه هر عملش چه عاقبتی داره نره دنبالش. نمیشه خدا نشانه های روشنی(از قبیل این یا هر نشانه دیگری که بعدش فلاسفه در اونا مختلف نشن) به ما نشون نده با این بیان که اگه نشون بده ایمان فایده نداره
پس چرا انبیا معجزه میکردند واسه مردم؟ ماه نصف میشده مرده زنده میشده کور بینا میشده از سنگ شتر درمیومده و قس علی هذا

dinshenasii;403751 نوشت:
یعنی چی، چه اشکالی داره انسان تبعات عملشو ببینه ببینه هر عملش چه عاقبتی داره نره دنبالش. نمیشه خدا نشانه های روشنی(از قبیل این یا هر نشانه دیگری که بعدش فلاسفه در اونا مختلف نشن) به ما نشون نده با این بیان که اگه نشون بده ایمان فایده نداره
پس چرا انبیا معجزه میکردند واسه مردم؟ ماه نصف میشده مرده زنده میشده کور بینا میشده از سنگ شتر درمیومده و قس علی هذا

صد در صد با صحبتتون موافقم ... واقعا چه ایرادی داشت که آدم میدونست راه و مسیرش درست هست بعدا اون کار رو ادامه بده ...

اینجوری آدم میمونه صبر جمیل پیشه کنه ... یا مسیرش رو عوض کنه ...

موضوع قفل شده است