جمع بندی چرا به نبوت حضرت محمد(ص) ایمان آوردید؟

تب‌های اولیه

41 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="3"]
نیاز به بعثت پیامبران

هدف از خلقت انسان، رسیدن به کمال است.

رسیدن به کمال، ابزار شناخت می خواهد و گرچه با ابزار حس و عقل شناخت های متعارف حاصل می شوند ولی آن دو برای شناختن راه کمال و سعادت حقیقی در همه ابعاد، کافی نیستند.

مقتضای حکمت الهی اقتضاء می کند راه دیگری غیر از حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار انسان قرار دهد، و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیای الهی قرار داده شده است.

بنابر این، حکمت الهی اقتضاء می کند تا برای حرکت انسان در مسیر تکامل، افرادی را انتخاب نماید تا پیام آور بوده و به آن ها وحی شود تا از طریق آن ها انسان ها هدایت شوند.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله

در ابتدا و با استناد به نقل های تاریخی، ثابت می شود شخصیتی به نام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وجود داشته است.

اما در مورد پیامبر بودن ایشان:

1. پیامبر اکرم فردی صادق و راستگو بوده اند به گونه ای که چندین سال در میان مردم جزیرة العرب زندگی می کرده و معروف به «محمد امین» بوده است.

2. مردم برای هدایت شدن نیازمند پیامبری الهی هستند تا برای آن ها شریعت و دین الهی را ترسیم نماید.

3. از پیامبران الهی قبلی، وعده آمدن پیامبری داده شده و برای او نشانه هایی هم ذکر شده است، لذا در انتظار آمدن پیامبر الهی هستند.

4. این انتظار در حدی بوده که در جو آن زمان، سخن از رسالت پیامبری در منطقه مکه، سخن رایج اهل کتاب بوده و در تورات و انجیل، اشارات و نشانه هایی برای آن ذکر شده بوده است.

5. در این زمان حضرت محمد صلی الله علیه وآله که فرد راستگو و صادق و از پاک ترین انسان ها است ـ و همه هم به پاکی و صداقت او اعتراف دارند ـ مدعی می شود که برای نبوت و پیامبری از طرف خداوند انتخاب شده است.

6. ایشان برای اثبات صدق ادعای خویش معجزات متعددی اقامه می کنند و بزرگترین معجزه الهی ایشان، قرآن کریم است که هنوز اعجاز آن پا بر جا است.

7. با وجود سابقه درستکاری و صداقت ایشان که کسی احتمال دروغ در مورد ایشان نمی دهد، و با دیدن برخی معجزات، مردم به نبوت ایشان ایمان می آورند.

8. اگر چه ما در آن زمان حضور نداشته ایم ولی با این حساب، اگر بودیم ما نیز به ادعای نبوت ایشان ایمان می آوردیم.

9. اطمینان و اعتماد حداقل داشتن به راستگو بودن پیامبر در ادعای نبوت، با دیدن معجزات و اخبار غیبی و قرائن و شواهد، این اعتماد حداقل را به درصد بالایی از اطمینان می رساند.

10. ایمان دارای مراتب است و این گونه نیست که یکمرتبه تمامش حاصل شود لذا با قرار دادن همه این وقایع و قرائن و شواهد در کنار هم، این اعتماد و باور به نبوت ایشان حاصل می شود.

11. با حصول اعتماد و اطمینان به نبوت ایشان، ایمان به الهی بودن قرآن، اخبار غیبی و معاد و ولایت اهلبیت و ... نیز ثابت می شود.[/][/]

صور اسرافیل;379201 نوشت:
سوال ساده ای دارم ، چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

سلام.

بنده به شخصه به صورت تقلیدی به نبوت ایشان ایمان آوردم و هنوز دلایل محکمی برای غیرمسلمانان ندارم.

موفق باشید. :Hedye:

maes;381001 نوشت:
اما هنگامی که فارقلیط آید، که من آن را از جانب پدر خواهم فرستاد، روح راستی که از پدر می آید، او من را تصدیق خواهد کرد.

maes;381001 نوشت:
در آیه بالا دقت کنید که چگونه واژه فارقلیط را به روح مقدس معنا کرده است. در صورتی که در جملات دیگر این طور نیست. در واقع تعمدا می خواهد تاکید کند که نکند یک وقت کسی فکر کند فارقلیط همان حضرت محمد (ص) است !

با سلام و تشکر فراوان از مطالب مفید شما.

یک سؤال از محضر شما داشتم. انجیلی که می گوید حضرت مسیح (ع) پیامبر مسلمانان را از سوی پدرش می فرستد و به قول شما معنای کلمات در آن تغییر کرده است چطور می تواند حجت و دلیلی بر حقانیت پیامبر ما باشد؟! :Gig:

با تشکر. :Gol:

میقات;381739 نوشت:
مقتضای حکمت الهی اقتضاء می کند راه دیگری غیر از حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار انسان قرار دهد، و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیای الهی قرار داده شده است.

میقات;381740 نوشت:
مردم برای هدایت شدن نیازمند پیامبری الهی هستند تا برای آن ها شریعت و دین الهی را ترسیم نماید.

با سلام و احترام خدمت شما.

به نظر می رسد چنین الزامی وجود ندارد. چون اگر وجود داشت این همه انسان در ادوار مختلف از دعوت پیامبران بی خبر نبودند. گر ملازمتی بین این دو (حکیم بودن خدا و ارسال وحی به پیامبران) وجود داشت آن ملازمت برای همه انسان ها صادق بود.

پس این که عده ای بدون شناخت پیامبران زندگی کرده اند ثابت می کند می توان بدون ایمان به پیامبران نیز زندگی کرد و به کمال رسید. به بیان دیگر نمی توان از حکیم بودن خداوند متعال نتیجه گرفت که حتماً باید پیامبری به سوی انسان ها بفرستد.

همین طور است؟

با تشکر. :Hedye:

سلام علیکم :Gol:

میقات;381740 نوشت:
1. پیامبر اکرم فردی صادق و راستگو بوده اند به گونه ای که چندین سال در میان مردم جزیرة العرب زندگی می کرده و معروف به «محمد امین» بوده است.

آیا برای این ادعا سندی از کتب غیر مسلمانان وجود دارد؟ این دلیل مناسبی برای من که شبه جزیره عربستانه 1400 سال پیش زندگی نمیکنم می باشد؟ شاید برای کسانی که ایشان را از نزدیک می شناختند دلیل خوبی باشد. البته شاید.
میقات;381740 نوشت:
3. از پیامبران الهی قبلی، وعده آمدن پیامبری داده شده و برای او نشانه هایی هم ذکر شده است، لذا در انتظار آمدن پیامبر الهی هستند.

آیا پیامبران قبلی خود نیاز به اثبات ندارند؟ مگر مسلمانان معتقد نیستند بخش زیادی از کتب قبلی تحریف شده و حتی در صفات خداوند تحریف صورت گرفته چطور میتوان به صفات و نشانه های پیامبر بعد اعتماد کرد؟
میقات;381740 نوشت:
6. ایشان برای اثبات صدق ادعای خویش معجزات متعددی اقامه می کنند و بزرگترین معجزه الهی ایشان، قرآن کریم است که هنوز اعجاز آن پا بر جا است.

1.معجزات حضرت کدامند آیا قابل اثبات هستند؟
2. همین که احتمالا انسان نمی تواند کتابی مثل قرآن بنویسد برای اعجاز آن کافی است یا دلایل محکم تری وجود دارد؟ مثلا چند نمونه از اخبار و پیش گویی های قرآن را ذکر کنید.
3. شباهت قرآن به کتب قبلی احتمال انسانی بودن آن را بوجود نمی آورد؟
4. آیا امی بودن پیامبر دلیل خوبی برای رد 2 سوال قبلی است؟ آیا لزومی دارد که قرآن شخصا توسط حضرت تدوین شده باشد؟
و من الله توفیق

[="Tahoma"][="3"]

مؤمن;382288 نوشت:

با سلام و احترام خدمت شما.

به نظر می رسد چنین الزامی وجود ندارد. چون اگر وجود داشت این همه انسان در ادوار مختلف از دعوت پیامبران بی خبر نبودند. گر ملازمتی بین این دو (حکیم بودن خدا و ارسال وحی به پیامبران) وجود داشت آن ملازمت برای همه انسان ها صادق بود.

پس این که عده ای بدون شناخت پیامبران زندگی کرده اند ثابت می کند می توان بدون ایمان به پیامبران نیز زندگی کرد و به کمال رسید. به بیان دیگر نمی توان از حکیم بودن خداوند متعال نتیجه گرفت که حتماً باید پیامبری به سوی انسان ها بفرستد.

همین طور است؟

با تشکر.

:Hedye:

با سلام و درود

1. این یکی از ادله عقلی لزوم بعثت پیامبران است.

2. این که نیازمند دین و شریعت هستیم، روشن و واضح است؛ لذا می ماند این که خداوند دین و شریعتش را چگونه به انسان ها برساند، که آن هم از طریق پیامبران و وحی بر آنان است.

3. خداوند برای نوع بشر، پیامبر و نبی فرستاده است تا پیام الهی را به آن ها برسانند؛ و این گونه نبوده که اغلب انسان ها از وجود پیامبر و دین الهی محروم باشند.

بالاخره دیر یا زود پیام خداوند ـ ولو با نقل مردمی و خبررسانی افراد به یکدیگر ـ به آنها می رسید.

بله کسی که پیام الهی به او نرسیده و حجت بر او تمام نشده است، از این جهت معذور است.

توجه داشته باشید که این مباحث در حوزه لزوم دین و ارسال پیامبران مطرح است، نه در جایی که کسی در خصوص اثبات پیامبری و نبوت پیامبر اسلام، تحقیق می کند. اگر لزوم دین و مراحل قبلی اثبات نبوت پیامبر اسلام برایش ثابت نشده باید ابتدا به آن ها بپردازد.

4. می توان بدون دسترسی به پیامبران الهی زندگی کرد ولی نمی توان به درجات کمال رسید. تا کسی که آگاه به مراتب کمال و رشد و تعالی انسان است باشد که آموزش بدهد، نمی توان به آن مراحل نائل شد.

لذا کسانی که به پیامبران الهی دسترسی نداشته اند، به کمالات والای انسانی هم نرسیده اند.[/][/]

صور اسرافیل;382303 نوشت:
سلام علیکم :Gol:

آیا برای این ادعا سندی از کتب غیر مسلمانان وجود دارد؟ این دلیل مناسبی برای من که شبه جزیره عربستانه 1400 سال پیش زندگی نمیکنم می باشد؟ شاید برای کسانی که ایشان را از نزدیک می شناختند دلیل خوبی باشد. البته شاید.

با سلام و درود

قرار نیست حضور فیزیکی در شبه جزیره 1400 سال پیش داشته باشیم بلکه با مطالعه تاریخ و اخبار گذشتگان می توان از وقایع آن زمان مطلع شد.

نقل قول:

آیا پیامبران قبلی خود نیاز به اثبات ندارند؟ مگر مسلمانان معتقد نیستند بخش زیادی از کتب قبلی تحریف شده و حتی در صفات خداوند تحریف صورت گرفته چطور میتوان به صفات و نشانه های پیامبر بعد اعتماد کرد؟

بله، پیامبران قبلی هم نیاز به اثبات دارند ولی سخن ما در باره اثبات نبوت پیامبر اسلام است، و این معنایش این است که پیش نیازهای آن یعنی اثبات خداوند و لزوم ارسال رسل و ...، برای چنین شخصی ثابت شده است.

خبر آمدن پیامبری دیگر، نیاز به مراجعه به کتب انجیل و تورات ندارد بلکه بین عالمان یهود و نصاری مشهور و مسلم بوده است، لذا تحریف شدن کتاب، دلیلی بر نبودن و کذب چنین خبری نمی شود.

نقل قول:

1.معجزات حضرت کدامند آیا قابل اثبات هستند؟
2. همین که احتمالا انسان نمی تواند کتابی مثل قرآن بنویسد برای اعجاز آن کافی است یا دلایل محکم تری وجود دارد؟ مثلا چند نمونه از اخبار و پیش گویی های قرآن را ذکر کنید.
3. شباهت قرآن به کتب قبلی احتمال انسانی بودن آن را بوجود نمی آورد؟
4. آیا امی بودن پیامبر دلیل خوبی برای رد 2 سوال قبلی است؟ آیا لزومی دارد که قرآن شخصا توسط حضرت تدوین شده باشد؟

1. ایشان معجزات متعددی داشته اند که آن هم با مراجعه به کتب و منابع تاریخی، اطمینان لازم را حاصل می کند.

توجه داشته باشید که قرار نیست تمام ایمان یکمرتبه و یکجا حاصل شود بلکه ایمان مراتب دارد و به تدریج حاصل می شود.

به بیان دیگر، با صادق و راستگو بودن پیامبر، وقتی ایشان ادعای نبوت می کند دیگران سریع او را رد نمی کنند بلکه آن را قابل شنیدن و توجه می دانند و سپس که حضرت برای ادعای خود معجزه و ... می آورد، کم کم این باور و اطمینان حاصل می شود. پس از آن نیز به تدریج و با توجه به قرائن و وقایع دیگر، بر این ایمان افزوده می شود.

2. قرآن وجوه اعجاز گوناگونی دارد، و همین هم که کسی نمی تواند مانند آن را بیاورد، یکی از این وجوه اعجاز است.

این پیام الهی است که ای انسان بدان قرآن از جنس کلام الهی است و هیچ بشری نمی تواند مانند آن را بیاورد، حتی می بینیم که سخنان گهربار پیامبر صلی الله علیه وآله، هم با قرآن متفاوت است.

از جمله پیشگویی های قرآن می توان به این موارد اشاره کرد: پيشگويى درباره جنگ بدر(انفال، 7)؛ شکست لشکر انبوه دشمن در برابر تعداد اندک مسلمانان (قمر، 44 و 45)؛ سرنوشت دشمنان پيامبر(حجر، 94 ـ 96)؛ جنگ ايران و روم‏(روم 2 و 3)؛ سرنوشت ابولهب(مسد، 1 ـ 4) و ... .

3. قرآن امتیاز های خاصی دارد که آن را از تحریف مصون نگه داشته است. شباهت قرآن با کتب قبلی در پیام مشترک داشتن در باره توحید و معاد و ... است.

4. لزومی به کتابت قرآن توسط خود پیامبر صلی الله علیه وآله نبوده است. در آن زمان، هم کاتبان متعدد بودند و هم حافظان زیادی قرآن را در سینه های خود حفظ کردند.

کتابت قرآن معیار نیست بلکه قرائت آن معیار است و قرائت قرآن به همان قرائت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با روایت حفص از عاصم که مورد تایید ائمه معصومین علیهم السلام قرار گرفته، به صورت متواتر و نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده است.


[="3"]

مؤمن;382286 نوشت:

با سلام و تشکر فراوان از مطالب مفید شما.

یک سؤال از محضر شما داشتم. انجیلی که می گوید حضرت مسیح (ع) پیامبر مسلمانان را از سوی پدرش می فرستد و به قول شما معنای کلمات در آن تغییر کرده است چطور می تواند حجت و دلیلی بر حقانیت پیامبر ما باشد؟! :Gig:

با تشکر.

:Gol:


با سلام و تشکر از توجهات شما
بنده آن قسمت فارقلیط را بیشتر به خاطر معروف بودنش آوردم.
شما به نقل قول هایم از تورات دقت کنید و می توانید در مورد تک تک کلمات تحقیق کنید. تعمدا متن اصلی آن را گذاشتم.
خصوصا آن قسمتی که به کوه های مکه اشاره دارد و البته آن ده هزار مقدس.

به هر حال حق با شماست. یک متن از کتب مقدس نمی تواند همه چیز را ثابت کند اما می تواند خیلی چیزها را روشن کند.
قطعا مسیحیان و یهودیان هم توجیهات خودشان را دارند.
مثلا از مسیحی می پرسی چرا حضرت موسی (ع) می گوید قرار است پیامبری از میان برادران بنی اسرائیل ظهور کند که شبیه موسی است. و شما می گویید که او عیسی مسیح (ع) است !
یکی از جوابهای آنها این است که حضرت موسی (ع) می خواست جان عیسی (ع) در امان باشد !
خلاصه منظورشان این است که حضرت موسی دروغ گفت !!
خوب پر واضح است که چنین ادعاهایی باطل است.

بالاخره یا آن قسمت تورات درست است یا نه ! اگر درست است که چه بهتر !! اگر غلط است دیگر به همچین کتابی نمی شود چشم بسته اعتماد کرد. یعنی دین موسی تحریف شده است. آن خدایی که ما می شناسیم بشر را با یک دین تحریف شده رها نمی کند.
البه قران هم در ترجمه و تفسیر تحریف می شود اما خود کلام باقی است. در واقع من که چیزی خلاف آن پیدا نکردم. اما خود مورخان غربی اذعان دارند که تورات و انجیل تحریف شده است.

آخر کتاب مقدسی که به صراحت دستور به کشتار کودکان می دهد چه تقدسی دارد !؟

راستش را بخواهید بنده غیرمسلمانانی دیدم که در قران به دنبال توحید می گشتند.
برخی از آنها خود را با واژه ای توصیف می کنند که در دیکشنری بنده به معنای افراد منکر خدا است. اما وقتی از آنها می پرسی آیا شما منکر خدایید ؟ می گوییند نه !؟ علت این سردرگمی ها همین کتب تحریف شده است. غربی ها از چهره خدا و پیامبران در تورات و انجیل زده شده اند. خوب عقل دارند می فهمند که این همان خدای آنها نیست.
اما چهره خداوند و پیامبران در قران صاف و زلال است.
برخی از مسیحیان که علاقه به عرفان دارند به سمت بودایی گری کشیده می شوند. چون به قول خودشان دینشان غرب زده است ! دیگر فرمولی برای سیر و سلوک ندارد.[/]

پرسش:
چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

پاسخ:
با سلام و درود
در این زمینه چند نکته عرض می شود:
1. در این که برای مسلمان زاده، زمینه شناخت اسلام و نیز امکانات و شرائط رسیدن او به این اعتقادات راستین، بیش از دیگران فراهم است، شکی نیست؛ ولی به همان نسبت هم خداوند از او انتظار بیشتری دارد.
2. زاده شدن در یک خانواده مسلمان، و تربیت و رشد یافتن با اعتقادات اسلامی، زمینه قبول و پذیرش را فراهم می کند، زمینه ای که در غیر مسلمان نیست و او باید در این خصوص تلاش بیشتری نماید.

کما این که زمینه قبول و پذیرش غیر مسلمان، نسبت به اعتقاداتی که بر آن ها تربیت و رشد یافته است، بیش از دیگران است.
3. یک مسلمان زاده با فراهم بودن چنین زمینه ای و نیز با تعلیمات دوران کودکی و جوانی، و با اعتماد بر گفته عالمان و دانشمندان، و نیز با اعتماد بر انتخاب معتمدین و بزرگان، به مجموعه ای از اعتقادات دینی می رسد.
4. یک مسلمان زاده، علاوه بر فراهم بودن زمینه آشنایی، بودنش در محیط اسلامی و رفت و آمد با متدینین نیز بر پایبندی و استواری او بر عقائدش به او کمک می کند.
5. البته اگر مسلمان زاده به دنبال اثبات و محکم نمودن اعتقادات صحیح دینی اش بر نیاید، می تواند در آینده تحت تاثیر القای شبهات غیر دینی قرار بگیرد و آسیب ببیند.

6. مسلمان زاده یا تازه مسلمان اگر اعتقاداتش را بر پایه تحقیق و استدلال بنا کرده است، از استواری و استحکام بیشتری برخوردار است، البته تازه مسلمان با توجه به احاطه و ارادت کمتری که به اعتقادات اسلامی دارد باید بیشتر مراقب حفظ اعتقاداتش باشد.
بنابر این: یک مسلمان زاده زمینه های زیادی برایش فراهم است تا به باروها و اعتقادات دینی اش برسد:
از طفولیت و کودکی، آشنا شدن با نام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
تربیت و رشد یافتن در محیط دینی و بر اساس آموزه های دینی (قرآنی و روایی)
امکان شنیدن و مطالعه سخنان بزرگان و عالمان دینی
اطمینان و اعتماد کردن بر انتخاب بزرگان و معتمدین
و ............
همه این ها زمینه خوبی است برای حصول ایمان و باور به اعتقادات دینی که یکی از آن ها هم باور و اعتقاد به رسالت و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله است.
هر کس در این شرائط بود ـ ولو غیر مسلمان ـ او نیز به این نساب از اعتقادات می رسید.

دلایل اثبات کننده نبوت

نیاز به بعثت پیامبران:
هدف از خلقت انسان، رسیدن به کمال است. رسیدن به کمال، ابزار شناخت می خواهد و گرچه با ابزار حس و عقل شناخت های متعارف حاصل می شوند ولی آن دو برای شناختن راه کمال و سعادت حقیقی در همه ابعاد، کافی نیستند.
مقتضای حکمت الهی اقتضاء می کند راه دیگری غیر از حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار انسان قرار دهد، و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیای الهی قرار داده شده است.
بنابر این، حکمت الهی اقتضاء می کند تا برای حرکت انسان در مسیر تکامل، افرادی را انتخاب نماید تا پیام آور بوده و به آن ها وحی شود تا از طریق آن ها انسان ها هدایت شوند.
نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله:
در ابتدا و با استناد به نقل های تاریخی، ثابت می شود شخصیتی به نام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وجود داشته است.
اما در مورد پیامبر بودن ایشان:
1. پیامبر اکرم فردی صادق و راستگو بوده اند به گونه ای که چندین سال در میان مردم جزیرة العرب زندگی می کرده و معروف به «محمد امین» بوده است.
2. مردم برای هدایت شدن نیازمند پیامبری الهی هستند تا برای آن ها شریعت و دین الهی را ترسیم نماید.
3. از پیامبران الهی قبلی، وعده آمدن پیامبری داده شده و برای او نشانه هایی هم ذکر شده است، لذا در انتظار آمدن پیامبر الهی هستند.
4. این انتظار در حدی بوده که در جو آن زمان، سخن از رسالت پیامبری در منطقه مکه، سخن رایج اهل کتاب بوده و در تورات و انجیل، اشارات و نشانه هایی برای آن ذکر شده بوده است.
5. در این زمان حضرت محمد صلی الله علیه وآله که فرد راستگو و صادق و از پاک ترین انسان ها است ـ و همه هم به پاکی و صداقت او اعتراف دارند ـ مدعی می شود که برای نبوت و پیامبری از طرف خداوند انتخاب شده است.
6. ایشان برای اثبات صدق ادعای خویش معجزات متعددی اقامه می کنند و بزرگترین معجزه الهی ایشان، قرآن کریم است که هنوز اعجاز آن پا بر جا است.
7. با وجود سابقه درستکاری و صداقت ایشان که کسی احتمال دروغ در مورد ایشان نمی دهد، و با دیدن برخی معجزات، مردم به نبوت ایشان ایمان می آورند.
8. اگر چه ما در آن زمان حضور نداشته ایم ولی با این حساب، اگر بودیم ما نیز به ادعای نبوت ایشان ایمان می آوردیم.
9. اطمینان و اعتماد حداقل داشتن به راستگو بودن پیامبر در ادعای نبوت، با دیدن معجزات و اخبار غیبی و قرائن و شواهد، این اعتماد حداقل را به درصد بالایی از اطمینان می رساند.
10. ایمان دارای مراتب است و این گونه نیست که یکمرتبه تمامش حاصل شود لذا با قرار دادن همه این وقایع و قرائن و شواهد در کنار هم، این اعتماد و باور به نبوت ایشان حاصل می شود.
11. با حصول اعتماد و اطمینان به نبوت ایشان، ایمان به الهی بودن قرآن، اخبار غیبی و معاد و ولایت اهلبیت و ... نیز ثابت می شود.

در تورات و انجیل به پیامبر آخرالزمان اشاره شده است. مهمتر این که قرآن به این مطلب تصریح دارد:
«الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»؛ كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‏شناسند (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند!(2)
«وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛ و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق‏كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى كه بعد از من مى‏آيد و نام او احمد است!(3)
اگر گفته شود که نمی توان از حکیم بودن خداوند متعال نتیجه گرفت که حتماً باید پیامبری به سوی انسان ها بفرستد. همین طور است؟
در پاسخ میگوئیم:
چند نکته عرض می شود:
1. این یکی از ادله عقلی لزوم بعثت پیامبران است.
2. این که نیازمند دین و شریعت هستیم، روشن و واضح است؛ لذا می ماند این که خداوند دین و شریعتش را چگونه به انسان ها برساند، که آن هم از طریق پیامبران و وحی بر آنان است.
3. خداوند برای نوع بشر، پیامبر و نبی فرستاده است تا پیام الهی را به آن ها برسانند؛ و این گونه نبوده که اغلب انسان ها از وجود پیامبر و دین الهی محروم باشند.
بالاخره دیر یا زود پیام خداوند ـ ولو با نقل مردمی و خبررسانی افراد به یکدیگر ـ به آنها می رسید.
بله کسی که پیام الهی به او نرسیده و حجت بر او تمام نشده است، از این جهت معذور است.
توجه داشته باشید که این مباحث در حوزه لزوم دین و ارسال پیامبران مطرح است، نه در جایی که کسی در خصوص اثبات پیامبری و نبوت پیامبر اسلام، تحقیق می کند. اگر لزوم دین و مراحل قبلی اثبات نبوت پیامبر اسلام برایش ثابت نشده باید ابتدا به آن ها بپردازد.
4. می توان بدون دسترسی به پیامبران الهی زندگی کرد ولی نمی توان به درجات کمال رسید. تا کسی که آگاه به مراتب کمال و رشد و تعالی انسان است باشد که آموزش بدهد، نمی توان به آن مراحل نائل شد.
لذا کسانی که به پیامبران الهی دسترسی نداشته اند، به کمالات والای انسانی هم نرسیده اند.

________________

  1. احزاب، 67.
  2. بقره، 146.
  3. صف، 6.
  4. انفال، 7.
  5. قمر، 44 و 45.
  6. حجر، 94 ـ 96.
  7. روم 2 و 3.
  8. مسد، 1 ـ 4.

[=inherit !important][=X-LocaleSpecific]

[/][/]

موضوع قفل شده است