جمع بندی چرا به نبوت حضرت محمد(ص) ایمان آوردید؟

تب‌های اولیه

41 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام الله





کارشناس بحث: استاد میقات

صور اسرافیل;379201 نوشت:
سلام بر حق طلبان
سوال ساده ای دارم ، چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

با سلام و درود

در این زمینه چند نکته عرض می شود:

1. در این که برای مسلمان زاده، زمینه شناخت اسلام و نیز امکانات و شرائط رسیدن او به این اعتقادات راستین، بیش از دیگران فراهم است، شکی نیست؛ ولی به همان نسبت هم خداوند از او انتظار بیشتری دارد.

2. زاده شدن در یک خانواده مسلمان، و تربیت و رشد یافتن با اعتقادات اسلامی، زمینه قبول و پذیرش را فراهم می کند، زمینه ای که در غیر مسلمان نیست و او باید در این خصوص تلاش بیشتری نماید.

کما این که زمینه قبول و پذیرش غیر مسلمان، نسبت به اعتقاداتی که بر آن ها تربیت و رشد یافته است، بیش از دیگران است.

3. یک مسلمان زاده با فراهم بودن چنین زمینه ای و نیز با تعلیمات دوران کودکی و جوانی، و با اعتماد بر گفته عالمان و دانشمندان، و نیز با اعتماد بر انتخاب معتمدین و بزرگان، به مجموعه ای از اعتقادات دینی می رسد.

4. یک مسلمان زاده، علاوه بر فراهم بودن زمینه آشنایی، بودنش در محیط اسلامی و رفت و آمد با متدینین نیز بر پایبندی و استواری او بر عقائدش به او کمک می کند.

5. البته اگر مسلمان زاده به دنبال اثبات و محکم نمودن اعتقادات صحیح دینی اش بر نیاید، می تواند در آینده تحت تاثیر القای شبهات غیر دینی قرار بگیرد و آسیب ببیند.

6. مسلمان زاده یا تازه مسلمان اگر اعتقاداتش را بر پایه تحقیق و استدلال بنا کرده است، از استواری و استحکام بیشتری برخوردار است، البته تازه مسلمان با توجه به احاطه و ارادت کمتری که به اعتقادات اسلامی دارد باید بیشتر مراقب حفظ اعتقاداتش باشد.

بنابر این:

یک مسلمان زاده زمینه های زیادی برایش فراهم است تا به باروها و اعتقادات دینیش برسد:

از طفولیت و کودکی، آشنا شدن با نام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

تربیت و رشد یافتن در محیط دینی و بر اساس آموزه های دینی (قرآنی و روایی)

امکان شنیدن و مطالعه سخنان بزرگان و عالمان دینی

اطمینان و اعتماد کردن بر انتخاب بزرگان و معتمدین

و ............

همه این ها زمینه خوبی است برای حصول ایمان و باور به اعتقادات دینی که یکی از آن ها هم باور و اعتقاد به رسالت و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله است.

هر کس در این شرائط بود ـ ولو غیر مسلمان ـ او نیز به این نساب از اعتقادات می رسید.

من حداقل دو تا معجزه می شناسم از حقانیت اهل بیت و پیامبر اکرم (ص):یکی از معجزات را از مادرم شنیده ام .و یکی را دیده ام.
1-مادرم تعریف می کرد که در سنین کودکی اش ، پدر بزرگ و مادر بزرگم می خواستند برای حضرت فاطمه حلوا درست کنند ،شب آرد ها را در سینی در اتاقی می ریزند و پس از دعا و توشل به حضرت فاطمه می خوابند.
صبح که از خواب بلند می شوند تا حلوا را درست کنند ، جای پنج انگشت ظریف و باریک را بر روی آرد ها می بینند و همه به طور قطع متوجه می شوند که
این جای انگشتان ، جای انگشتان بی بی فاطمه(سلام الله علیها) می باشد و همه گریه و زاری می کنند.
مادرم می گفت : "من که 9 ساله بودم ، هر کاری کردم تا جای انگشتانی شبیه آن ها را روی آرد درست کنم نتوانستم به ظریفی آنها درست کنم.معلوم بود که آنها حتما جاهای انگشتان حضرت فاطمه است.دست های حضرت فاطمه خیلی ظریف و باریک تر از دست های من بود."

البته متاسفانه در سال های اخیر به خاطر ازدیاد گناهان ما و کم شدن خلوص نیتمان دیگر شاهد چنین معجزاتی نبودیم.
2- در سال های گذشته که فکر کنم تقریبا 13 سال پیش بود نان هایی که برای آبگوشت نذری روز عاشورای امام حسین(ع) در خانه پدربزرگ مادری من یا بعضی جاهای دیگر زده می شد ، پس از در آورده شدن از تنور پشت هر کدام از نان ها جای دستانی مردانه دیده می شد.به وضوح من خودم دیدم که این جای کف دست ها علاوه بر جای انگشتان نمی توانند ناشی از دستان نانوا باشند چون جای دست ها کاملا در نان ها فرورفته بود.
این جای دستان حتما جای دستان امام حسین (ع) یا حضرت ابوالفضل بوده است.
متاسفانه پس از سال ها دیگر از آن نانها نداریم وگرنه عکس یکی از آنها را برایتان می گذاشتم.
دیگر آن خلوص نیت و پاکی مال برای ما حاصل نشد که این معجزات تکرار شوند.
البته معجزات برای حقانیت پیامبر واهل بیت زیاد است ولی چشم دیدن می خواهد.

نوه فاطمه;379775 نوشت:

.... همه به طور قطع متوجه می شوند که

این جای انگشتان ، جای انگشتان بی بی فاطمه(سلام الله علیها) می باشد و همه گریه و زاری می کنند.

............
این جای دستان حتما جای دستان امام حسین (ع) یا حضرت ابوالفضل بوده است.

با سلام و درود

در این که حضرات معصومین به مؤمنان لطف و عنایت ویژه دارند، هیچ شکی نیست؛ ولی این هیچ دلیل نمی شود که نتیجه بگیریم این جای دست ها، جای دست معصومین علیهم السلام بوده است.

با سلام. من خودم شخصا به سبب دو معجزه‌ی رسول گرامی اسلام -صلّی الله علیه وآله- به نبوّت آن حضرت ایمان دارم:

1- قرآن مجید.

2- أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه‌السلام.

میقات;379760 نوشت:
یک مسلمان زاده زمینه های زیادی برایش فراهم است تا به باروها و اعتقادات دینیش برسد:

از طفولیت و کودکی، آشنا شدن با نام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

تربیت و رشد یافتن در محیط دینی و بر اساس آموزه های دینی (قرآنی و روایی)

امکان شنیدن و مطالعه سخنان بزرگان و عالمان دینی

اطمینان و اعتماد کردن بر انتخاب بزرگان و معتمدین

سلام
قطعا شخصیت، تفکرات و باورهای هر فرد تحت تاثیر فرهنگ و شرایط اجتماعی است اما ظاهرا اسلام به جبر اجتماعی قائل نیست از طرفی به نظر نمی رسد ایمان حقیقی که در دل و جان آدمی ریشه دارد از طرف شرایط محیطی به فرد القا شود اگر چنین باشد چیزی که شما آن را ایمان به پیامبر میدانید چیزی جز ذهنیاتی بدون پایه عقلی که در ذهن فرد القا شده است نیست.
زندگی کردن در یک جامعه اسلامی در شرایط ایدآل (فرضی) شناختی نسبی نسبت به یک موضوع و مفهوم دینی به فرد می دهد
شناخت در مورد رفتار ، صفات و حالات پیامبر از این دسته است . شناختی که من از پیامبر دارم در حد داستان هایی است که از ایشان شنیده ام . شما انتظار دارید ایمان من برپایه اعتماد بر بزرگان باشد این نوع اعتقادات همان چیزی نیست که در قرآن نهی شده؟
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿۶۷﴾ احزاب
مومنان صدر اسلام چگونه به حقانیت حضرت محمد ایمان آوردند در حالی که در جامعه ای جاهل رشد کرده بودند و از طرفی امکان مقایسه اسلام با سایر تفکرات در سایر نقاط جهان را نداشتند و تنها مشرکان شبه جزیزه عربستان را دیده بودند چطور به اطمینان قلبی رسیدن که این دینی بر حق است ؟
از طرفی برای ایمان و دریافت هدایت از قرآن باید به غیب ایمان پیدا می کردند (
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴿۲﴾الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾بقره)
همه این ایمان ها چطور در آنها بوجود آمد تنها به خاطر اینکه فردی پیدا شده بود که طرفدار مظلومان بود و می گفت همه با هم برابر اند .

اما من که در جامعه و خانواده ای مسلمان بزرگ شده ام در آغاز جوانی سوالی دارم و این سوال بسیار ساده است:" چرا باید به نبوت محمد (ص) ایمان داشته باشم؟" بگذارید ساده تر بگویم " چه دلیلی ثابت می کند پیامبر از طرف خدایی یگانه مبعوث شده و انسان ها را به دینی بر حق میخواند؟" یا " چه دلایلی نشان می دهد که قرآن(به تعبیر علما معجزه پیامبر) کتابی الاهی است؟" " قرآن از طرف خداست یا انسانی آن را نگاشته؟"
گمان میکنم پاسخ به سوالات بالا همان اثبات نبوت حضرت محمد (ص) است که احتمالا ایمان به نبوت ایشان را پی خواهد داشت.

Hadi99g;379821 نوشت:
1- قرآن مجید.

چه چیزی در قرآن مشاده کردید که یقین پیدا کردید معجزه ای از طرف خدا است ؟ و در نهایت منجر به ایمان شما شد.

Hadi99g;379821 نوشت:
2- أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه‌السلام.

امیر المومنین چگونه از معجزات حضرت محمد(ص )است؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

صوراسرافیل عزیز
هر کدام از ما که مسلمان زاده هستیم در مرحله ای از زندگی در نقطه ای قرار میگیریم و ذر ذهنمان مسائلی به وجود میآید مانند
ـ خدا کیست؟
ـ آیا اصلا خدایی وجود دارد؟
ـ حضرت محمد ص کیست؟؟
ـ آیا او واقعا از طرف خدا برگزیده شده است ؟؟ چرا او باید به پیامبری برگزیده میشد؟؟؟؟
ـ آیا قرآن تحریف پذیر نیست؟؟؟ چرا؟؟؟

همه این آیاها و چراها در ذهن هر فرد مسلمان در مقطعی از زندگی نقش میبندد و او در لبه پرتگاهی قرار میگیرد (همانطور که برای من و بسیاری از افرادی که می شناسم نیز اتفاق افتاد) اما اگر در آن زمان به دنبال جواب چرایی خود بروی مطمئنا به جواب درست خواهی رسید و چنانچه بی اهمیت باشی و در این مسائل تدبر نکنی در پرتگاه سوالات خود خواهی مرد.

مطالعه بهترین راه دست یابی به رسیدن به جواب است
فکر میکنم برادر گرامی Hadi99g اگر قرآن مجید را از دلایل ایمان خود عنوان میکنند منظورشان مطالعه و تدبر در آن است.

به نظر من یک دلیل منطقی این است که خداوند برای سعادت بندگانش، صالحین را راهنمای راه آنها قرار میدهد و حضرت محمد ص صالح ترین و برترین خلق روی زمین است.

میقات;379783 نوشت:
با سلام و درود

در این که حضرات معصومین به مؤمنان لطف و عنایت ویژه دارند، هیچ شکی نیست؛ ولی این هیچ دلیل نمی شود که نتیجه بگیریم این جای دست ها، جای دست معصومین علیهم السلام بوده است.


حرف شما متین . ولی به نظر شما این ها جای دستان چه کسانی می توانسته باشد جز امام حسین یا حضرت اباالفضل؟
در ضمن این جای دست ها مات و کم رنگ نبود بلکه در نان تقریبا عمق یک سانتی متری داشت و به وضوح معلوم بود که جای دست نانوا نیست و معلوم است که کسی هم بدون معجزه نمی توانسته در داخل تنور پشت نان ها را با دستش مهر کند.!!!!

نوه فاطمه;379924 نوشت:
ولی به نظر شما این ها جای دستان چه کسانی می توانسته باشد جز امام حسین یا حضرت اباالفضل؟

آیا اینکه من و شما ترجیح میدهیم تصور کنیم این یک معجزه است در نتیجه گیریمان تاثیر ندارد؟ ان شاء الله که این ماجرا از کرامات معصومین بوده

ورود ممنوع;379923 نوشت:
مطالعه بهترین راه دست یابی به رسیدن به جواب است

جناب وروذ ممنوع بزرگوار بنده قصد شبهه افکنی یا اتلاف وقت خودم و کارشناسان را ندارم در حقیقت من مشتاق ترم که پاسخ ها همراه با معرفی منابع و موارد یقین بخش باشد در این زمینه اگه منابع خوبی میشناسید حتما معرفی کنید ممنون میشم:Gol:

صور اسرافیل;379827 نوشت:
چه چیزی در قرآن مشاده کردید که یقین پیدا کردید معجزه ای از طرف خدا است ؟ و در نهایت منجر به ایمان شما شد.
امیر المومنین چگونه از معجزات حضرت محمد(ص )است؟

درود ،
در مورد قرآن مجید: در جهت فهم مطالب و آیات این کلام بزرگ خیلی تلاش کردم؛ در مقدّمه تفسیر مجمع البیان نقل کرده که: برای فهم کامل آیات قرآن مجید باید 15 دانش را حائز شد،

من به سراغ این 15 تا دانش رفتم و حدّ اکثر تلاشم را کردم و الآن هم باز ادامه داره،

هرچند که برای پی بردن به اعجاز قرآن، اطلاع کامل به این دانشها هم چندان ضروری نیست، چون

با اندیشیدن در اسلوب، محتوا، و مضامین این کتاب شریف، و خبرهای غیبی اون، پی برده میشه که معجزه است و از دست افراد عادی ساخته نیست،

البته بررسی اعجاز قرآن مجید با این چند سطر تمام نمیشه و صفحات را لازم داره.

و امّا در مورد امیر المؤمنین علیّ بن أبی‌طالب علیه‌السلام: این وجود با عظمت هم قرآن مجسّم و ممثّل است،

اون اوّلی قرآن صامت و ساکت بود که اشاره کردم و این دوّمی هم قرآن ناطق است؛

قرآن صامت اگر بخواهد در جهان خارج تعیّن و تمثّل پیدا کنه به صورت وجود امام علی(ع) تجسّم می یابد،

و امام علی(ع) هم اگر بخواهد به صورت نوشته درآید به صورت قرآن مجید تمثّل می یابد.

آیت الله خویی در تفسیر البیان مطلبی فرموده که همیشه در ذهن من هست:

«و کفی بالقرآن دلیلاً علی کونه وحیاً أنّه المدرسة الوحیدة الّتی تَخرُجُ منها أمیرُ المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه‌السّلام الّذی یفتخر بفهم کلماته کلّ عالمٍ نحریر و ینهل من بحار علمه کلّ مجقّق متبحّر» (البیان فی تفسیر القرآن، 77)

یعنی: (به عنوان دلیلی بر وحی بودن قرآن همین کافی است که قرآن یگانه مدرسه‌ای است که شخصیّتی مانند امیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب(ع) از آن بیرون آمده؛ آن شخصیّتی که هر دانشمند نحریری به فهمیدن سخنان اون به خود می‌بالد و هر پژوهشگر متبحّری از دریای دانش او سیراب می‌گردد)

بنابراین پیامبر اکرم(ص) دو معجزه داشت: 1- قرآن مجید 2- امیر المؤمنین(ع)

آری، آن امامی که سخنوران به فهمیدن کلام او افتخار میکنند!
آن امامی با آن شجاعت،
آن امامی با آن عدالت،
آن امامی...

و به قول شهریار :
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین * به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

و از خود آن امام همام روایت شده که: «ما لِلّهِ آیةُ أکبرُ منّی» (آیه‌ای بزرگتر از من برای خداوند نیست.)

من فقط این سرنخ را به شما دادم و شما اگر طالب حقیقت باشید باید دنبالش را خودتان بگیرید چون همه چیز را نمیشه اینجا توضیح داد.

کتابها و مطالبی که راجع به اعجاز قرآن شریف است مطالعه کنید.

کتابها و مطالبی که راجع به امیر المؤمنین(ع) مطالعه کنید مخصوصا یک بار نهج البلاغه را بخوانید که جرج جرداغ مسیحی نویسنده‌ی کتاب «الإمام علیّ صوت العدالة الإنسانیّة» گفته:
من 200 بار نهج البلاغه را خواندم!

کتاب «نگاهی به علی علیه‌السلام» نوشته علاّمه جعفری را هم مطالعه کنید.

ببخشید سرتان را درد آوردم ولی «من از مفصّل این نکته مجملی گفتم، تو صد حدیث مفصّل بخوان از این مجمل».

موفّق باشید.:Gol:

- نهج البلاغه
ـ کتاب های استاد مطهری که توضیحات فوق العاده متن شیوایی دارد (انسان و ایمان)
ـ کتاب (فلسفه دین) علامه جعفری
ـ قرآن مجید و تفاسیر مربوطه (تفسیر المیزان)
ـ نقد آثار خاورشناسان (شامل نقد آثار بیست تن از خاورشناسان نامدار درباره سیره پیامبر اسلام و مسلمانان در صدر اسلام) - کتابی بسیار مفید برای شناخت اسلام و نیز پاسخ به شبهات

Hadi99g;380112 نوشت:

برای فهم کامل آیات قرآن مجید باید 15 دانش را حائز شد،

برادر گرامی میشه
در مورد 15 دانش توضیح بدید و بگید کدام دانشها لطفا؟

Hadi99g;380112 نوشت:
امیر المؤمنین(ع)
جان عالم به فدای حضرتش.

بین خدا و علی حائلی نیست و خود او پرده ی بین خدا و خلقش هست و اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و سخنگو با خورشید...
(کتاب شریف سلیم)

علی ع پس از خدا بالاتر از همه مساوی با محمد ص در عالم وجود است.

[="Tahoma"]

توجه!

پرداختن به اثبات نبوت پیامبر صلی الله علیه وآله، شیوه های برداشت و تفسیر قرآن، و .... خارج از موضوع تاپیک است.[/]

[="Tahoma"]

صور اسرافیل;379824 نوشت:
سلام
قطعا شخصیت، تفکرات و باورهای هر فرد تحت تاثیر فرهنگ و شرایط اجتماعی است اما ظاهرا اسلام به جبر اجتماعی قائل نیست از طرفی به نظر نمی رسد ایمان حقیقی که در دل و جان آدمی ریشه دارد از طرف شرایط محیطی به فرد القا شود اگر چنین باشد چیزی که شما آن را ایمان به پیامبر میدانید چیزی جز ذهنیاتی بدون پایه عقلی که در ذهن فرد القا شده است نیست.
زندگی کردن در یک جامعه اسلامی در شرایط ایدآل (فرضی) شناختی نسبی نسبت به یک موضوع و مفهوم دینی به فرد می دهد
شناخت در مورد رفتار ، صفات و حالات پیامبر از این دسته است . شناختی که من از پیامبر دارم در حد داستان هایی است که از ایشان شنیده ام . شما انتظار دارید ایمان من برپایه اعتماد بر بزرگان باشد این نوع اعتقادات همان چیزی نیست که در قرآن نهی شده؟
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا﴿۶۷﴾ احزاب
مومنان صدر اسلام چگونه به حقانیت حضرت محمد ایمان آوردند در حالی که در جامعه ای جاهل رشد کرده بودند و از طرفی امکان مقایسه اسلام با سایر تفکرات در سایر نقاط جهان را نداشتند و تنها مشرکان شبه جزیزه عربستان را دیده بودند چطور به اطمینان قلبی رسیدن که این دینی بر حق است ؟
از طرفی برای ایمان و دریافت هدایت از قرآن باید به غیب ایمان پیدا می کردند (
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴿۲﴾الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳﴾بقره)
همه این ایمان ها چطور در آنها بوجود آمد تنها به خاطر اینکه فردی پیدا شده بود که طرفدار مظلومان بود و می گفت همه با هم برابر اند .

اما من که در جامعه و خانواده ای مسلمان بزرگ شده ام در آغاز جوانی سوالی دارم و این سوال بسیار ساده است:" چرا باید به نبوت محمد (ص) ایمان داشته باشم؟" بگذارید ساده تر بگویم " چه دلیلی ثابت می کند پیامبر از طرف خدایی یگانه مبعوث شده و انسان ها را به دینی بر حق میخواند؟" یا " چه دلایلی نشان می دهد که قرآن(به تعبیر علما معجزه پیامبر) کتابی الاهی است؟" " قرآن از طرف خداست یا انسانی آن را نگاشته؟"
گمان میکنم پاسخ به سوالات بالا همان اثبات نبوت حضرت محمد (ص) است که احتمالا ایمان به نبوت ایشان را پی خواهد داشت.

با سلام و درود

محیط، جامعه، تربیت، توجه به انتخاب بزرگان و عالمان، و ... همگی زمینه ساز یک ایمان و باور است که بایستی با تحقیق و پژوهش، به صورت مستدل و استوار درآید.

لذا قرار نیست در این حد متوقف شود، تا بر آن خرده گرفته شود.

و اما آیه شریفه:

«وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلاَ»؛ و مى‏گويند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم و ما را گمراه ساختند. (احزاب، 67)

با دقت در آیه، روشن می شود که هرگز نفرموده هر گونه پیروی و اعتماد به بزرگان، باطل است.

پیروی از آن بزرگی باطل است که عقائد و گفته هایش بر خلاف تعالیم قرآن و پیامبر صلی الله علیه وآله باشد؛ و نکته حرمت تبعیت از بزرگانی که آیه اشاره فرموده است، همین است که آن بزرگان راهی را توصیه می کردند که خلاف دستور قرآن و پیامبر بوده و لذا به ضلالت کشیده شده اند.

در حالی که بنده از بزرگانی صحبت می کنم که همان تعالیم قرآن و پیامبر صلی الله علیه وآله را ترویج می کنند.

و بین این دو تفاوت اساسی وجود دارد.

نکته:

این که دلیل بر اثبات نبوت پیامبر و یا معجزه بودن قرآن چیست، این یک مطلب است؛ و این که یک مسلمان چگونه به پیامبر و قرآن ایمان پیدا می کند، مطلب دیگری است.

در این جا به دنبال اثبات نبوت پیامبر و یا معجزه بودن قرآن نیستیم. بلکه در خصوص سیر ایمان یک مسلمان زاده گفتگو می کنیم.[/]

میقات;380254 نوشت:
نکته:
در این جا به دنبال اثبات نبوت پیامبر و یا معجزه بودن قرآن نیستیم. بلکه در خصوص سیر ایمان یک مسلمان زاده گفتگو می کنیم.

ولی سؤال استارتر تاپیک یک چیز دیگه‌ای رو میگه:
صور اسرافیل;379201 نوشت:
سوال ساده ای دارم ، چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

ملاحظه میکنید که دوستمان به دنبال چرا یعنی علّت ایمان به پیامبر است، همچنین دلایل این ایمان را میخواهد؛
بنابراین من هم علّت و دلایل ایمان خود به آن حضرت را بیان کردم و دقیقاً همان را گفتم که از من خواسته شده بود.
خیلی معذرت میخوام ها ولی اینجا سخنی از سیر ایمان یک مسلمان زاده نیست و من نمیدونم شما این عنوان را از کجا برداشت کردید! اینجا این موضوع برای خود من غیر قابل درک بود.

ضمناً یه نکته: تقلید در اصول دین جایز نیست بدون شک؛
و اعتقاد به نبوّت هم جزو اصول دین است؛
نتیجه اینکه: ایمان به پیامبر از روی تقلید جایز نیست؛
و شنیدن از بزرگان هم نمیتونه برای ایمان به پیامبر اکرم کافی باشه. بلکه هر کس باید با ادلّه محکم عقلی به اصول دین اعتقاد پیدا کند.

موفق باشید.

به نظر من باید اول به پیامبر ایمان آورد بعد به قرآن !!! چرا؟چون تا ایمان به پیامبر نباشه که نمیشه به معجزه ی همون پیامبر که قرآنه ایمان آورد!!! بد میگم؟!:Nishkhand:

دوستدار علی;380275 نوشت:
به نظر من باید اول به پیامبر ایمان آورد بعد به قرآن !!! چرا؟چون تا ایمان به پیامبر نباشه که نمیشه به معجزه ی همون پیامبر که قرآنه ایمان آورد!!! بد میگم؟!:Nishkhand:

قرآن مجید یکی از معجزات پیامبر است؛ پیامبر اکرم معجزات زیادی داشتند ولی بزرگترینش عبارت است از قرآن مجید.

همه پیامبران معجزه داشتند و به واسطه معجزه نبوّتشان اثبات میشد. منظورم اینه که قرآن مجید واسطه در اثبات است نه واسطه در ثبوت.

پیامبران اوّل معجزه می‌آوردند و به دنبالش مردم ایمان می‌آوردند. سیر طبیعی ایمان به انبیاء اینچنین بوده.

برای مثال: حضرت موسی(ع) در اوّلین ملاقات با فرعون بعد از بعثتش، دو معجزه را ارائه کرد و خواستار ایمان ایشان شد.

نه اینکه اوّل به نبوّتش ایمان بیاورند بعد به معجزاتش.

البته مرحوم علاّمه طباطبایی در ذیل آیه 25 بقره بحثهای مفصّلی درباره ماهیّت اعجاز دارند،

اونجا در فصل هفتمش پس از بحثهایی، این نتیجه را اعلام فرموده:

«میان صدق دعوی رسالت و میان معجزه، تلازم و ارتباط وجود دارد و معجزه، دلیل بر صدق ادّعای رسالت است و در این باره فرقی بین خواصّ و عوامّ مردم در خصوص دلالت معجزه و اثبات آن وجود ندارد.» (المیزان فی تفسیر القرآن، 1/87)

برادر گرامی Hadi99g

اگر میشه در مورد 15 دانش توضیح بدید و بگید کدام دانشها لطفا؟
دلم میخواد ببینم در مورد فهم دینی که انتخاب کردم چه قدر جلو رفتم و آیا درست راه رو رفتم؟؟؟؟؟

ورود ممنوع;380285 نوشت:
برادر گرامی Hadi99g

اگر میشه در مورد 15 دانش توضیح بدید و بگید کدام دانشها لطفا؟
دلم میخواد ببینم در مورد فهم دینی که انتخاب کردم چه قدر جلو رفتم و آیا درست راه رو رفتم؟؟؟؟؟


درست رفتن راه که فکر نکنم به این علوم ارتباط داشته باشه،

و در ضمن استاد فرمودند که


میقات;380237 نوشت:
توجه!

پرداختن به شیوه های برداشت و تفسیر قرآن، و .... خارج از موضوع تاپیک است.



و البته درست هم می‌گویند ولی به هر حال شما اصرار دارید عرض میکنم ولی باز تأکید میکنم که اینها برای فهم کامل قرآن است وگرنه پی بردن به اعجاز قرآن نیازی به احاطه کامل بر این دانش‌ها نداره:

علاّمه امین الإسلام در جلد ا ص24 مجمع البیان این 15 دانش را اینچنین نقل کرده:

((1- لغت، 2- نحو، 3- تصریف، 4- اشتقاق، 5- معانی،‌ 6- بیان، 7- بدیع، 8- قراءات، 9- اصول دین، 10- اصول فقه، 11- اسباب نزول و قصص،،
12- ناسخ و منسوخ، 13- فقه، 14- احادیثی که آیات مجمل و مبهم را توضیح می‌دهد،
15- علم موهبت، و آن عبارت است از دانشی که خداوند به کسی موهبت می‌کند که به دانسته‌های خود عمل کند))

البته چهار علم اوّل که همون ادبیّات عربند، سه علم بعدی هم مربوط به علوم بلاغی هست.
قراءات هم که منظور دانستن اختلاف قرائتها در آیات است، در خود مجمع البیان اگه در آیه‌ای قرائتها مختلف باشه اونجا خودش میگه و علّتش رو توضیح میده،
اسباب نزول هم همون شأن نزول آیات است و مربوط به حوادث تاریحیه که باعث نزول آیات شده و فضای نزول آیه رو برای ما روشن میکنه که در فهم آیه مؤثّره.
بقیه هم که روشنه.

[="Tahoma"]

Hadi99g;380274 نوشت:
ولی سؤال استارتر تاپیک یک چیز دیگه‌ای رو میگه:

ملاحظه میکنید که دوستمان به دنبال چرا یعنی علّت ایمان به پیامبر است، همچنین دلایل این ایمان را میخواهد؛
بنابراین من هم علّت و دلایل ایمان خود به آن حضرت را بیان کردم و دقیقاً همان را گفتم که از من خواسته شده بود.
خیلی معذرت میخوام ها ولی اینجا سخنی از سیر ایمان یک مسلمان زاده نیست و من نمیدونم شما این عنوان را از کجا برداشت کردید! اینجا این موضوع برای خود من غیر قابل درک بود.

ضمناً یه نکته: تقلید در اصول دین جایز نیست بدون شک؛
و اعتقاد به نبوّت هم جزو اصول دین است؛
نتیجه اینکه: ایمان به پیامبر از روی تقلید جایز نیست؛
و شنیدن از بزرگان هم نمیتونه برای ایمان به پیامبر اکرم کافی باشه. بلکه هر کس باید با ادلّه محکم عقلی به اصول دین اعتقاد پیدا کند.

موفق باشید.

با سلام و درود

سؤال از چرایی ایمان آوردن است، و مقایسه بین مسلمان زاده و غیرمسلمان، قرینه می شود که سیر و چگونگی ایمان آوردن، مد نظر آغازگر تاپیک بوده است.

همین که پرسشگر می فرماید آیا این ایمان آوردن، برای غیرمسلمان قانع کننده است؟، بیشتر ناظر به کیفیت آن است نه ادله اثبات.

مطلب دیگر این که تقلید در اعتقادیات صحیح نیست ولی مراجعه به عالمان برای تعلیم و نیز حصول اطمینان که تقلید محسوب نمی شود، یعنی صرف مراجعه ملاک نیست بلکه پس از مراجعه و مطالعه استدلال، حاصل شدن اطمینان که دیگر تقلید نیست.[/]

میقات;380254 نوشت:
در این جا به دنبال اثبات نبوت پیامبر و یا معجزه بودن قرآن نیستیم. بلکه در خصوص سیر ایمان یک مسلمان زاده گفتگو می کنیم.

Hadi99g;380274 نوشت:
ولی سؤال استارتر تاپیک یک چیز دیگه‌ای رو میگه:

صور اسرافیل;379201 نوشت:
سوال ساده ای دارم ، چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

ببخشید جناب میقات در کجای سوال بنده به "سیر ایمان مسلمان زاده" اشاره شده بود ؟
در سوال مشخصا از دلایل ایمان سوال شده ولی شما در اولین پستتون از شرایط شناخت و ایمان مسلمان زاده سخن به میان آوردید و من با توجه به ارتباط کمی که این پست با سوال من داشت احساس کردم که مقدمه ای بر پاسخه! میشه بدون اثبات نبوت حضرت رسول به ایشان ایمان آورد؟
میقات;380357 نوشت:
سؤال از چرایی ایمان آوردن است، و مقایسه بین مسلمان زاده و غیرمسلمان، قرینه می شود که سیر و چگونگی ایمان آوردن، مد نظر آغازگر تاپیک بوده است.

همین که پرسشگر می فرماید آیا این ایمان آوردن، برای غیرمسلمان قانع کننده است؟، بیشتر ناظر به کیفیت آن است نه ادله اثبات.

مطلب دیگر این که تقلید در اعتقادیات صحیح نیست ولی مراجعه به عالمان برای تعلیم و نیز حصول اطمینان که تقلید محسوب نمی شود، یعنی صرف مراجعه ملاک نیست بلکه پس از مراجعه و مطالعه استدلال، حاصل شدن اطمینان که دیگر تقلید نیست.


دلایل اثبات کننده نبوت که موجب تحقق یکی از اصول دین اسلام (ایمان به نبوت) را ارائه کنید، آیا با آوردن این دلایل من و حتی یک غیر مسلمان قانع می شود؟
(عذر خواهی میکنم ظاهرا سوال اولم کژتابی داشت!:khandeh!:)

صور اسرافیل;379201 نوشت:
سلام بر حق طلبان
سوال ساده ای دارم ، چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟
(اگه موضوع تکراریه لینک بدید، البته با پیش گرفتن این شیوه بعد از مدتی سایت کفتگو در بسیاری از موضوعات فقط به لینک دادن اکتفا میکنه )

بنده نشانه های محمد (ص) را در تورات و انجیل مشاهده کردم. با مسیحیان و یهودیان صحبت کردم دیدم دلیلشان منطقی نیست.
معجزات علمی قرآن فوق العاده است.
به علاوه روح تشیع را نیز در انجیل دیدم.
انصافا مکتبی عزیزتر از تشیع روی کره زمین نیست.
کدام دلیل بالاتر از آن که مسیحیان و سنیها و یهودیان الرژی عجیبی به تشیع دارند و از آن فرار می کنند.
تشیع در نزد من از پس سختترین شبهه ها سربلند یرون آمده است.

maes;380911 نوشت:
بنده نشانه های محمد (ص) را در تورات و انجیل مشاهده کردم.
میشه از بزرگترین نشانه های نبی ص درون کتابهارو نام ببری؟

CELLAR;380913 نوشت:
میشه از بزرگترین نشانه های نبی ص درون کتابهارو نام ببری؟

یک مقدار زمان می بره. البته این نشانه ها معروف اند. من فقط تجربه خودم را خدمتتون عرض می کنم.

CELLAR;380913 نوشت:
میشه از بزرگترین نشانه های نبی ص درون کتابهارو نام ببری؟

انجیل (John 15:26) در این انجیل چنین آورده شده است.

But when the Paraclete cometh, whom I will send you from the Father, the Spirit of truth, who proceedeth from the Father, he shall give testimony of me

"اما هنگامی که فارقلیط آید، که من آن را از جانب پدر خواهم فرستاد، روح راستی که از پدر می آید، او من را تصدیق خواهد کرد."

همانطور که می دانیم مسیحیان معتقدند که واژه Paraclete (کمک کننده) همان روح مقدس است. اما مسلمانان معتقدند که این واژه در اصل periklytos (ستوده شده) بوده که نام پیامبر اسلام است.

انجیل John 16:7

But I tell you the truth: it is expedient to you that I go: for if I go not, the Paraclete will not come to you; but if I go, I will send him to you

اما من به شما حقیقت را می گویم: مصلحت شما این است که من بروم. اگر نروم، فارقلیط به سمت شما نمی آید، اما اگر من بروم، او را برای شما ارسال خواهم کرد.

-John 14:26

But the Paraclete, the Holy Ghost, whom the Father will send in my name, he will teach you all things, and bring all things to your mind, whatsoever I shall have said to you.

اما فارقلیط، روح القدس، که پدر به نام من خواهد فرستاد، او همه چیز را به شما اموزش می دهد، و همه چیز را به ذهن شما خواهد آورد، آنچه من باید به شما گفت.

در آیه بالا دقت کنید که چگونه واژه فارقلیط را به روح مقدس معنا کرده است. در صورتی که در جملات دیگر این طور نیست. در واقع تعمدا می خواهد تاکید کند که نکند یک وقت کسی فکر کند فارقلیط همان حضرت محمد (ص) است !

John 14:16

And I will ask the Father, and he shall give you another Paraclete, that he may abide with you for ever

و من از پدر خواهم خواست، و او به شما فارقلیط (کمک کننده) دیگری خواهد داد، او ممکن است برای همیشه با شما بماند.

فارقلیط (کمک کننده) دیگر یعنی چی !؟ یعنی کسی که پیامبر است مانند حضرت عیسی (ع) !

اینکه مسیحیان می گویند فارقلیط همان روخ مقدس است حرف عجیبی است. چرا که روح مقدس در دسترس همه نیست مگر آنانی که سخت ریاضت کشیده اند.
یک بار یک عارف مسیحی ادعا می کرد مکاشفه کرده که جهانی قبل از تولد هم وجود دارد و او به خدا قول داده است که وقتی به دنیا می اید خدمت کند و......
بهش گفتم اگر راست می گویی دلیلی از انجیل و تورات بیاور.
بنده خدا کلی گشت دلیل دندان گیری پیدا نکرد. عصبانی شد و گفت من به آنچه مکاشفه کردم اطمینان دارم.
بهش گفتم آنچه که تو مکاشفه کردی در قرآن به صراحت بیان شده است.

کتاب عهد جدید و قدیم باب تثنیه Deuteronomy 33:2

He said: “The LORD came from Sinai and dawned over them from Seir; he shone forth from Mount Paran(mountains around Mecca). He came with myriads(ten thousand) of holy ones from the south, from his mountain slopes

او گفت: "خداوند از کوه سینا آمد و از کوه سعیر بر آنها پدیدار گشت و روزی او از کوه فاران (کوه های اطراف مکه) میدرخشد. او با myriads (ده هزار) از آنهایی که مقدس هستند از جنوب دامنه های کوه مکه سرازیر خواهند شد.

آیه بالا شما را یاد چه چیزی می اندازد !؟ کوه سینا مربوط به حضرت موسی (ع) است و کوه سعیر مربوط به حضرت عیسی (ع) است. چه کسی قرار است از کوه مکه بدرخشد !؟ آیا آن ده هزار نفر تعداد یاران حضرت محمد (ص) در فتح مکه نبود که از دامنه های کوه مکه سرازیر شدند !؟

Deuteronomy 18

The Lord your God will raise up for you a prophet like me from among your own brothers. You must listen to him. For this is what you asked of the Lord your God at Horeb on the day of the assembly when you said, “Let us not hear the voice of the Lord our God nor see this great fire anymore, or we will die.” The Lord said to me: “What they say is good. I will raise up for them a prophet like you from among their brothers; I will put my words in his mouth, and he will tell them everything I command him. If anyone does not listen to my words that the prophet speaks in my name, I myself will call him to account. But a prophet who presumes to speak in my name anything I have not commanded him to say, or a prophet who speaks in the name of other gods, must be put to death.” You may say to yourselves, “How can we know when a message has not been spoken by the Lord?” If what a prophet proclaims in the name of the Lord does not take place or come true, that is a message the Lord has not spoken. That prophet has spoken presumptuously. Do not be afraid of him

خداوند برای شما پیامبری مثل من از میان برادران شما برمی انگیزاند. شما باید به او گوش دهید. این همان چیزی است که شما از خداوند خود در روز مجلس خواستید. زمانی که گفتید: "اجازه دهید تا نه صدای خداوند را بشنویم و نه آتش او را ببینیم و الا می میریم" خداوند به من گفت: "چیزی که آنها می گویند خوب است. من برای آنها پیامبری مثل تو از میان برادران آنها بر خواهم انگیخت، من کلمات خود را در دهان او قرار خواهم داد، و او به آنها هر چیزی که دستور دهم خواهم گفت. اگر کسی به حرف های من گوش نکند که پیامبر (ص) به نام من صحبت می کند، من خودم حسابش را خواهم رسید. اما پیامبری که حرفی را که من دستور ندادم بزند یا دعوت به خدایان دیگر کند باید کشته شود. ممکن است از خود بپرسید که چگونه تشخیص دهیم که کدام پیامبر راستین است. اگر یک پیامبری وعده ای داد که محقق نشد آن پیغام از جانب خدا نیست. پیامبران راستین مغرورانه صحبت نمی کنند. از پیامبران دروغین نترسید.

آیه بالا یکی از آیات زیبای تورات است که در آن خداوند به حضرت موسی (ع) وعده می دهد به پیامبری مانند خود حضرت موسی (ع). نکته قابل توجه این است که پیامبر موعود از میان برادران بنی اسرائیل است نه از خود بنی اسرائیل. حضرت عیسی از خود بنی اسرائیل بود به علاوه حتی خود مسیحیان هم واقفند که حضرت عیسی (ع) چه از لحاظ زندگی شخصی و چه از لحاظ روحیات با حضرت موسی (ع) متفاوت بوده است. کدام پیامبر پس از موسی (ع) و از غیر بنی اسرائیل سراغ داریم که نه مغرور است و نه دروغگو و بسیار به حصرت موسی (ع) شبیه است و حضرت عیسی (ع) را هم تصدیق کرده است !؟
به علاوه آیات فوق مرا یاد آن آیه از قران انداخت که اگر پیامبر اسلام غیر از کلام وحی سخنی بگوید رگ قلبش را می بریم و او را می کشیم !

شرمنده ام کرده، بسیار زیبا بود.
با تشکر

صور اسرافیل;380858 نوشت:
ببخشید جناب میقات در کجای سوال بنده به "سیر ایمان مسلمان زاده" اشاره شده بود ؟

دلایل اثبات کننده نبوت که موجب تحقق یکی از اصول دین اسلام (ایمان به نبوت) را ارائه کنید، آیا با آوردن این دلایل من و حتی یک غیر مسلمان قانع می شود؟

با سلام و درود

از آن جا که سؤال از اثبات نبوت پیامبر صلی الله علیه وآله، رایج و مشهور بود، و با توجه به مواردی که به عنوان قرینه در پست قبل ذکر کردم، تصورم این بود که نگاه به این موضوع از منظر جدیدی است.

در هر حال با همان سؤالی که مد نظر شما است در خدمتتان هستم.

[="Tahoma"]
نیاز به بعثت پیامبران

هدف از خلقت انسان، رسیدن به کمال است.

رسیدن به کمال، ابزار شناخت می خواهد و گرچه با ابزار حس و عقل شناخت های متعارف حاصل می شوند ولی آن دو برای شناختن راه کمال و سعادت حقیقی در همه ابعاد، کافی نیستند.

مقتضای حکمت الهی اقتضاء می کند راه دیگری غیر از حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار انسان قرار دهد، و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیای الهی قرار داده شده است.

بنابر این، حکمت الهی اقتضاء می کند تا برای حرکت انسان در مسیر تکامل، افرادی را انتخاب نماید تا پیام آور بوده و به آن ها وحی شود تا از طریق آن ها انسان ها هدایت شوند.[/]

[="Tahoma"]نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله

در ابتدا و با استناد به نقل های تاریخی، ثابت می شود شخصیتی به نام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وجود داشته است.

اما در مورد پیامبر بودن ایشان:

1. پیامبر اکرم فردی صادق و راستگو بوده اند به گونه ای که چندین سال در میان مردم جزیرة العرب زندگی می کرده و معروف به «محمد امین» بوده است.

2. مردم برای هدایت شدن نیازمند پیامبری الهی هستند تا برای آن ها شریعت و دین الهی را ترسیم نماید.

3. از پیامبران الهی قبلی، وعده آمدن پیامبری داده شده و برای او نشانه هایی هم ذکر شده است، لذا در انتظار آمدن پیامبر الهی هستند.

4. این انتظار در حدی بوده که در جو آن زمان، سخن از رسالت پیامبری در منطقه مکه، سخن رایج اهل کتاب بوده و در تورات و انجیل، اشارات و نشانه هایی برای آن ذکر شده بوده است.

5. در این زمان حضرت محمد صلی الله علیه وآله که فرد راستگو و صادق و از پاک ترین انسان ها است ـ و همه هم به پاکی و صداقت او اعتراف دارند ـ مدعی می شود که برای نبوت و پیامبری از طرف خداوند انتخاب شده است.

6. ایشان برای اثبات صدق ادعای خویش معجزات متعددی اقامه می کنند و بزرگترین معجزه الهی ایشان، قرآن کریم است که هنوز اعجاز آن پا بر جا است.

7. با وجود سابقه درستکاری و صداقت ایشان که کسی احتمال دروغ در مورد ایشان نمی دهد، و با دیدن برخی معجزات، مردم به نبوت ایشان ایمان می آورند.

8. اگر چه ما در آن زمان حضور نداشته ایم ولی با این حساب، اگر بودیم ما نیز به ادعای نبوت ایشان ایمان می آوردیم.

9. اطمینان و اعتماد حداقل داشتن به راستگو بودن پیامبر در ادعای نبوت، با دیدن معجزات و اخبار غیبی و قرائن و شواهد، این اعتماد حداقل را به درصد بالایی از اطمینان می رساند.

10. ایمان دارای مراتب است و این گونه نیست که یکمرتبه تمامش حاصل شود لذا با قرار دادن همه این وقایع و قرائن و شواهد در کنار هم، این اعتماد و باور به نبوت ایشان حاصل می شود.

11. با حصول اعتماد و اطمینان به نبوت ایشان، ایمان به الهی بودن قرآن، اخبار غیبی و معاد و ولایت اهلبیت و ... نیز ثابت می شود.[/]

صور اسرافیل;379201 نوشت:
سوال ساده ای دارم ، چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

سلام.

بنده به شخصه به صورت تقلیدی به نبوت ایشان ایمان آوردم و هنوز دلایل محکمی برای غیرمسلمانان ندارم.

موفق باشید. :Hedye:

maes;381001 نوشت:
اما هنگامی که فارقلیط آید، که من آن را از جانب پدر خواهم فرستاد، روح راستی که از پدر می آید، او من را تصدیق خواهد کرد.

maes;381001 نوشت:
در آیه بالا دقت کنید که چگونه واژه فارقلیط را به روح مقدس معنا کرده است. در صورتی که در جملات دیگر این طور نیست. در واقع تعمدا می خواهد تاکید کند که نکند یک وقت کسی فکر کند فارقلیط همان حضرت محمد (ص) است !

با سلام و تشکر فراوان از مطالب مفید شما.

یک سؤال از محضر شما داشتم. انجیلی که می گوید حضرت مسیح (ع) پیامبر مسلمانان را از سوی پدرش می فرستد و به قول شما معنای کلمات در آن تغییر کرده است چطور می تواند حجت و دلیلی بر حقانیت پیامبر ما باشد؟! :Gig:

با تشکر. :Gol:

میقات;381739 نوشت:
مقتضای حکمت الهی اقتضاء می کند راه دیگری غیر از حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار انسان قرار دهد، و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیای الهی قرار داده شده است.

میقات;381740 نوشت:
مردم برای هدایت شدن نیازمند پیامبری الهی هستند تا برای آن ها شریعت و دین الهی را ترسیم نماید.

با سلام و احترام خدمت شما.

به نظر می رسد چنین الزامی وجود ندارد. چون اگر وجود داشت این همه انسان در ادوار مختلف از دعوت پیامبران بی خبر نبودند. گر ملازمتی بین این دو (حکیم بودن خدا و ارسال وحی به پیامبران) وجود داشت آن ملازمت برای همه انسان ها صادق بود.

پس این که عده ای بدون شناخت پیامبران زندگی کرده اند ثابت می کند می توان بدون ایمان به پیامبران نیز زندگی کرد و به کمال رسید. به بیان دیگر نمی توان از حکیم بودن خداوند متعال نتیجه گرفت که حتماً باید پیامبری به سوی انسان ها بفرستد.

همین طور است؟

با تشکر. :Hedye:

سلام علیکم :Gol:

میقات;381740 نوشت:
1. پیامبر اکرم فردی صادق و راستگو بوده اند به گونه ای که چندین سال در میان مردم جزیرة العرب زندگی می کرده و معروف به «محمد امین» بوده است.

آیا برای این ادعا سندی از کتب غیر مسلمانان وجود دارد؟ این دلیل مناسبی برای من که شبه جزیره عربستانه 1400 سال پیش زندگی نمیکنم می باشد؟ شاید برای کسانی که ایشان را از نزدیک می شناختند دلیل خوبی باشد. البته شاید.
میقات;381740 نوشت:
3. از پیامبران الهی قبلی، وعده آمدن پیامبری داده شده و برای او نشانه هایی هم ذکر شده است، لذا در انتظار آمدن پیامبر الهی هستند.

آیا پیامبران قبلی خود نیاز به اثبات ندارند؟ مگر مسلمانان معتقد نیستند بخش زیادی از کتب قبلی تحریف شده و حتی در صفات خداوند تحریف صورت گرفته چطور میتوان به صفات و نشانه های پیامبر بعد اعتماد کرد؟
میقات;381740 نوشت:
6. ایشان برای اثبات صدق ادعای خویش معجزات متعددی اقامه می کنند و بزرگترین معجزه الهی ایشان، قرآن کریم است که هنوز اعجاز آن پا بر جا است.

1.معجزات حضرت کدامند آیا قابل اثبات هستند؟
2. همین که احتمالا انسان نمی تواند کتابی مثل قرآن بنویسد برای اعجاز آن کافی است یا دلایل محکم تری وجود دارد؟ مثلا چند نمونه از اخبار و پیش گویی های قرآن را ذکر کنید.
3. شباهت قرآن به کتب قبلی احتمال انسانی بودن آن را بوجود نمی آورد؟
4. آیا امی بودن پیامبر دلیل خوبی برای رد 2 سوال قبلی است؟ آیا لزومی دارد که قرآن شخصا توسط حضرت تدوین شده باشد؟
و من الله توفیق

[="Tahoma"]

مؤمن;382288 نوشت:

با سلام و احترام خدمت شما.

به نظر می رسد چنین الزامی وجود ندارد. چون اگر وجود داشت این همه انسان در ادوار مختلف از دعوت پیامبران بی خبر نبودند. گر ملازمتی بین این دو (حکیم بودن خدا و ارسال وحی به پیامبران) وجود داشت آن ملازمت برای همه انسان ها صادق بود.

پس این که عده ای بدون شناخت پیامبران زندگی کرده اند ثابت می کند می توان بدون ایمان به پیامبران نیز زندگی کرد و به کمال رسید. به بیان دیگر نمی توان از حکیم بودن خداوند متعال نتیجه گرفت که حتماً باید پیامبری به سوی انسان ها بفرستد.

همین طور است؟

با تشکر.

:Hedye:

با سلام و درود

1. این یکی از ادله عقلی لزوم بعثت پیامبران است.

2. این که نیازمند دین و شریعت هستیم، روشن و واضح است؛ لذا می ماند این که خداوند دین و شریعتش را چگونه به انسان ها برساند، که آن هم از طریق پیامبران و وحی بر آنان است.

3. خداوند برای نوع بشر، پیامبر و نبی فرستاده است تا پیام الهی را به آن ها برسانند؛ و این گونه نبوده که اغلب انسان ها از وجود پیامبر و دین الهی محروم باشند.

بالاخره دیر یا زود پیام خداوند ـ ولو با نقل مردمی و خبررسانی افراد به یکدیگر ـ به آنها می رسید.

بله کسی که پیام الهی به او نرسیده و حجت بر او تمام نشده است، از این جهت معذور است.

توجه داشته باشید که این مباحث در حوزه لزوم دین و ارسال پیامبران مطرح است، نه در جایی که کسی در خصوص اثبات پیامبری و نبوت پیامبر اسلام، تحقیق می کند. اگر لزوم دین و مراحل قبلی اثبات نبوت پیامبر اسلام برایش ثابت نشده باید ابتدا به آن ها بپردازد.

4. می توان بدون دسترسی به پیامبران الهی زندگی کرد ولی نمی توان به درجات کمال رسید. تا کسی که آگاه به مراتب کمال و رشد و تعالی انسان است باشد که آموزش بدهد، نمی توان به آن مراحل نائل شد.

لذا کسانی که به پیامبران الهی دسترسی نداشته اند، به کمالات والای انسانی هم نرسیده اند.[/]

صور اسرافیل;382303 نوشت:
سلام علیکم :Gol:

آیا برای این ادعا سندی از کتب غیر مسلمانان وجود دارد؟ این دلیل مناسبی برای من که شبه جزیره عربستانه 1400 سال پیش زندگی نمیکنم می باشد؟ شاید برای کسانی که ایشان را از نزدیک می شناختند دلیل خوبی باشد. البته شاید.

با سلام و درود

قرار نیست حضور فیزیکی در شبه جزیره 1400 سال پیش داشته باشیم بلکه با مطالعه تاریخ و اخبار گذشتگان می توان از وقایع آن زمان مطلع شد.

نقل قول:

آیا پیامبران قبلی خود نیاز به اثبات ندارند؟ مگر مسلمانان معتقد نیستند بخش زیادی از کتب قبلی تحریف شده و حتی در صفات خداوند تحریف صورت گرفته چطور میتوان به صفات و نشانه های پیامبر بعد اعتماد کرد؟

بله، پیامبران قبلی هم نیاز به اثبات دارند ولی سخن ما در باره اثبات نبوت پیامبر اسلام است، و این معنایش این است که پیش نیازهای آن یعنی اثبات خداوند و لزوم ارسال رسل و ...، برای چنین شخصی ثابت شده است.

خبر آمدن پیامبری دیگر، نیاز به مراجعه به کتب انجیل و تورات ندارد بلکه بین عالمان یهود و نصاری مشهور و مسلم بوده است، لذا تحریف شدن کتاب، دلیلی بر نبودن و کذب چنین خبری نمی شود.

نقل قول:

1.معجزات حضرت کدامند آیا قابل اثبات هستند؟
2. همین که احتمالا انسان نمی تواند کتابی مثل قرآن بنویسد برای اعجاز آن کافی است یا دلایل محکم تری وجود دارد؟ مثلا چند نمونه از اخبار و پیش گویی های قرآن را ذکر کنید.
3. شباهت قرآن به کتب قبلی احتمال انسانی بودن آن را بوجود نمی آورد؟
4. آیا امی بودن پیامبر دلیل خوبی برای رد 2 سوال قبلی است؟ آیا لزومی دارد که قرآن شخصا توسط حضرت تدوین شده باشد؟

1. ایشان معجزات متعددی داشته اند که آن هم با مراجعه به کتب و منابع تاریخی، اطمینان لازم را حاصل می کند.

توجه داشته باشید که قرار نیست تمام ایمان یکمرتبه و یکجا حاصل شود بلکه ایمان مراتب دارد و به تدریج حاصل می شود.

به بیان دیگر، با صادق و راستگو بودن پیامبر، وقتی ایشان ادعای نبوت می کند دیگران سریع او را رد نمی کنند بلکه آن را قابل شنیدن و توجه می دانند و سپس که حضرت برای ادعای خود معجزه و ... می آورد، کم کم این باور و اطمینان حاصل می شود. پس از آن نیز به تدریج و با توجه به قرائن و وقایع دیگر، بر این ایمان افزوده می شود.

2. قرآن وجوه اعجاز گوناگونی دارد، و همین هم که کسی نمی تواند مانند آن را بیاورد، یکی از این وجوه اعجاز است.

این پیام الهی است که ای انسان بدان قرآن از جنس کلام الهی است و هیچ بشری نمی تواند مانند آن را بیاورد، حتی می بینیم که سخنان گهربار پیامبر صلی الله علیه وآله، هم با قرآن متفاوت است.

از جمله پیشگویی های قرآن می توان به این موارد اشاره کرد: پيشگويى درباره جنگ بدر(انفال، 7)؛ شکست لشکر انبوه دشمن در برابر تعداد اندک مسلمانان (قمر، 44 و 45)؛ سرنوشت دشمنان پيامبر(حجر، 94 ـ 96)؛ جنگ ايران و روم‏(روم 2 و 3)؛ سرنوشت ابولهب(مسد، 1 ـ 4) و ... .

3. قرآن امتیاز های خاصی دارد که آن را از تحریف مصون نگه داشته است. شباهت قرآن با کتب قبلی در پیام مشترک داشتن در باره توحید و معاد و ... است.

4. لزومی به کتابت قرآن توسط خود پیامبر صلی الله علیه وآله نبوده است. در آن زمان، هم کاتبان متعدد بودند و هم حافظان زیادی قرآن را در سینه های خود حفظ کردند.

کتابت قرآن معیار نیست بلکه قرائت آن معیار است و قرائت قرآن به همان قرائت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با روایت حفص از عاصم که مورد تایید ائمه معصومین علیهم السلام قرار گرفته، به صورت متواتر و نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده است.


مؤمن;382286 نوشت:

با سلام و تشکر فراوان از مطالب مفید شما.

یک سؤال از محضر شما داشتم. انجیلی که می گوید حضرت مسیح (ع) پیامبر مسلمانان را از سوی پدرش می فرستد و به قول شما معنای کلمات در آن تغییر کرده است چطور می تواند حجت و دلیلی بر حقانیت پیامبر ما باشد؟! :Gig:

با تشکر.

:Gol:


با سلام و تشکر از توجهات شما
بنده آن قسمت فارقلیط را بیشتر به خاطر معروف بودنش آوردم.
شما به نقل قول هایم از تورات دقت کنید و می توانید در مورد تک تک کلمات تحقیق کنید. تعمدا متن اصلی آن را گذاشتم.
خصوصا آن قسمتی که به کوه های مکه اشاره دارد و البته آن ده هزار مقدس.

به هر حال حق با شماست. یک متن از کتب مقدس نمی تواند همه چیز را ثابت کند اما می تواند خیلی چیزها را روشن کند.
قطعا مسیحیان و یهودیان هم توجیهات خودشان را دارند.
مثلا از مسیحی می پرسی چرا حضرت موسی (ع) می گوید قرار است پیامبری از میان برادران بنی اسرائیل ظهور کند که شبیه موسی است. و شما می گویید که او عیسی مسیح (ع) است !
یکی از جوابهای آنها این است که حضرت موسی (ع) می خواست جان عیسی (ع) در امان باشد !
خلاصه منظورشان این است که حضرت موسی دروغ گفت !!
خوب پر واضح است که چنین ادعاهایی باطل است.

بالاخره یا آن قسمت تورات درست است یا نه ! اگر درست است که چه بهتر !! اگر غلط است دیگر به همچین کتابی نمی شود چشم بسته اعتماد کرد. یعنی دین موسی تحریف شده است. آن خدایی که ما می شناسیم بشر را با یک دین تحریف شده رها نمی کند.
البه قران هم در ترجمه و تفسیر تحریف می شود اما خود کلام باقی است. در واقع من که چیزی خلاف آن پیدا نکردم. اما خود مورخان غربی اذعان دارند که تورات و انجیل تحریف شده است.

آخر کتاب مقدسی که به صراحت دستور به کشتار کودکان می دهد چه تقدسی دارد !؟

راستش را بخواهید بنده غیرمسلمانانی دیدم که در قران به دنبال توحید می گشتند.
برخی از آنها خود را با واژه ای توصیف می کنند که در دیکشنری بنده به معنای افراد منکر خدا است. اما وقتی از آنها می پرسی آیا شما منکر خدایید ؟ می گوییند نه !؟ علت این سردرگمی ها همین کتب تحریف شده است. غربی ها از چهره خدا و پیامبران در تورات و انجیل زده شده اند. خوب عقل دارند می فهمند که این همان خدای آنها نیست.
اما چهره خداوند و پیامبران در قران صاف و زلال است.
برخی از مسیحیان که علاقه به عرفان دارند به سمت بودایی گری کشیده می شوند. چون به قول خودشان دینشان غرب زده است ! دیگر فرمولی برای سیر و سلوک ندارد.

پرسش:
چرا به حضرت محمد (ص) ایمان آوردید؟ آیا دلایل شما برای غیر مسلمانی حق جو قانع کننده است؟

پاسخ:
با سلام و درود
در این زمینه چند نکته عرض می شود:
1. در این که برای مسلمان زاده، زمینه شناخت اسلام و نیز امکانات و شرائط رسیدن او به این اعتقادات راستین، بیش از دیگران فراهم است، شکی نیست؛ ولی به همان نسبت هم خداوند از او انتظار بیشتری دارد.
2. زاده شدن در یک خانواده مسلمان، و تربیت و رشد یافتن با اعتقادات اسلامی، زمینه قبول و پذیرش را فراهم می کند، زمینه ای که در غیر مسلمان نیست و او باید در این خصوص تلاش بیشتری نماید.

کما این که زمینه قبول و پذیرش غیر مسلمان، نسبت به اعتقاداتی که بر آن ها تربیت و رشد یافته است، بیش از دیگران است.
3. یک مسلمان زاده با فراهم بودن چنین زمینه ای و نیز با تعلیمات دوران کودکی و جوانی، و با اعتماد بر گفته عالمان و دانشمندان، و نیز با اعتماد بر انتخاب معتمدین و بزرگان، به مجموعه ای از اعتقادات دینی می رسد.
4. یک مسلمان زاده، علاوه بر فراهم بودن زمینه آشنایی، بودنش در محیط اسلامی و رفت و آمد با متدینین نیز بر پایبندی و استواری او بر عقائدش به او کمک می کند.
5. البته اگر مسلمان زاده به دنبال اثبات و محکم نمودن اعتقادات صحیح دینی اش بر نیاید، می تواند در آینده تحت تاثیر القای شبهات غیر دینی قرار بگیرد و آسیب ببیند.

6. مسلمان زاده یا تازه مسلمان اگر اعتقاداتش را بر پایه تحقیق و استدلال بنا کرده است، از استواری و استحکام بیشتری برخوردار است، البته تازه مسلمان با توجه به احاطه و ارادت کمتری که به اعتقادات اسلامی دارد باید بیشتر مراقب حفظ اعتقاداتش باشد.
بنابر این: یک مسلمان زاده زمینه های زیادی برایش فراهم است تا به باروها و اعتقادات دینی اش برسد:
از طفولیت و کودکی، آشنا شدن با نام پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
تربیت و رشد یافتن در محیط دینی و بر اساس آموزه های دینی (قرآنی و روایی)
امکان شنیدن و مطالعه سخنان بزرگان و عالمان دینی
اطمینان و اعتماد کردن بر انتخاب بزرگان و معتمدین
و ............
همه این ها زمینه خوبی است برای حصول ایمان و باور به اعتقادات دینی که یکی از آن ها هم باور و اعتقاد به رسالت و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله است.
هر کس در این شرائط بود ـ ولو غیر مسلمان ـ او نیز به این نساب از اعتقادات می رسید.

دلایل اثبات کننده نبوت

نیاز به بعثت پیامبران:
هدف از خلقت انسان، رسیدن به کمال است. رسیدن به کمال، ابزار شناخت می خواهد و گرچه با ابزار حس و عقل شناخت های متعارف حاصل می شوند ولی آن دو برای شناختن راه کمال و سعادت حقیقی در همه ابعاد، کافی نیستند.
مقتضای حکمت الهی اقتضاء می کند راه دیگری غیر از حس و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه جانبه، در اختیار انسان قرار دهد، و آن همان راه وحی است که در اختیار انبیای الهی قرار داده شده است.
بنابر این، حکمت الهی اقتضاء می کند تا برای حرکت انسان در مسیر تکامل، افرادی را انتخاب نماید تا پیام آور بوده و به آن ها وحی شود تا از طریق آن ها انسان ها هدایت شوند.
نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله:
در ابتدا و با استناد به نقل های تاریخی، ثابت می شود شخصیتی به نام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وجود داشته است.
اما در مورد پیامبر بودن ایشان:
1. پیامبر اکرم فردی صادق و راستگو بوده اند به گونه ای که چندین سال در میان مردم جزیرة العرب زندگی می کرده و معروف به «محمد امین» بوده است.
2. مردم برای هدایت شدن نیازمند پیامبری الهی هستند تا برای آن ها شریعت و دین الهی را ترسیم نماید.
3. از پیامبران الهی قبلی، وعده آمدن پیامبری داده شده و برای او نشانه هایی هم ذکر شده است، لذا در انتظار آمدن پیامبر الهی هستند.
4. این انتظار در حدی بوده که در جو آن زمان، سخن از رسالت پیامبری در منطقه مکه، سخن رایج اهل کتاب بوده و در تورات و انجیل، اشارات و نشانه هایی برای آن ذکر شده بوده است.
5. در این زمان حضرت محمد صلی الله علیه وآله که فرد راستگو و صادق و از پاک ترین انسان ها است ـ و همه هم به پاکی و صداقت او اعتراف دارند ـ مدعی می شود که برای نبوت و پیامبری از طرف خداوند انتخاب شده است.
6. ایشان برای اثبات صدق ادعای خویش معجزات متعددی اقامه می کنند و بزرگترین معجزه الهی ایشان، قرآن کریم است که هنوز اعجاز آن پا بر جا است.
7. با وجود سابقه درستکاری و صداقت ایشان که کسی احتمال دروغ در مورد ایشان نمی دهد، و با دیدن برخی معجزات، مردم به نبوت ایشان ایمان می آورند.
8. اگر چه ما در آن زمان حضور نداشته ایم ولی با این حساب، اگر بودیم ما نیز به ادعای نبوت ایشان ایمان می آوردیم.
9. اطمینان و اعتماد حداقل داشتن به راستگو بودن پیامبر در ادعای نبوت، با دیدن معجزات و اخبار غیبی و قرائن و شواهد، این اعتماد حداقل را به درصد بالایی از اطمینان می رساند.
10. ایمان دارای مراتب است و این گونه نیست که یکمرتبه تمامش حاصل شود لذا با قرار دادن همه این وقایع و قرائن و شواهد در کنار هم، این اعتماد و باور به نبوت ایشان حاصل می شود.
11. با حصول اعتماد و اطمینان به نبوت ایشان، ایمان به الهی بودن قرآن، اخبار غیبی و معاد و ولایت اهلبیت و ... نیز ثابت می شود.

در تورات و انجیل به پیامبر آخرالزمان اشاره شده است. مهمتر این که قرآن به این مطلب تصریح دارد:
«الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»؛ كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‏شناسند (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند!(2)
«وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛ و (به ياد آوريد) هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق‏كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده [تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى كه بعد از من مى‏آيد و نام او احمد است!(3)
اگر گفته شود که نمی توان از حکیم بودن خداوند متعال نتیجه گرفت که حتماً باید پیامبری به سوی انسان ها بفرستد. همین طور است؟
در پاسخ میگوئیم:
چند نکته عرض می شود:
1. این یکی از ادله عقلی لزوم بعثت پیامبران است.
2. این که نیازمند دین و شریعت هستیم، روشن و واضح است؛ لذا می ماند این که خداوند دین و شریعتش را چگونه به انسان ها برساند، که آن هم از طریق پیامبران و وحی بر آنان است.
3. خداوند برای نوع بشر، پیامبر و نبی فرستاده است تا پیام الهی را به آن ها برسانند؛ و این گونه نبوده که اغلب انسان ها از وجود پیامبر و دین الهی محروم باشند.
بالاخره دیر یا زود پیام خداوند ـ ولو با نقل مردمی و خبررسانی افراد به یکدیگر ـ به آنها می رسید.
بله کسی که پیام الهی به او نرسیده و حجت بر او تمام نشده است، از این جهت معذور است.
توجه داشته باشید که این مباحث در حوزه لزوم دین و ارسال پیامبران مطرح است، نه در جایی که کسی در خصوص اثبات پیامبری و نبوت پیامبر اسلام، تحقیق می کند. اگر لزوم دین و مراحل قبلی اثبات نبوت پیامبر اسلام برایش ثابت نشده باید ابتدا به آن ها بپردازد.
4. می توان بدون دسترسی به پیامبران الهی زندگی کرد ولی نمی توان به درجات کمال رسید. تا کسی که آگاه به مراتب کمال و رشد و تعالی انسان است باشد که آموزش بدهد، نمی توان به آن مراحل نائل شد.
لذا کسانی که به پیامبران الهی دسترسی نداشته اند، به کمالات والای انسانی هم نرسیده اند.

________________

  1. احزاب، 67.
  2. بقره، 146.
  3. صف، 6.
  4. انفال، 7.
  5. قمر، 44 و 45.
  6. حجر، 94 ـ 96.
  7. روم 2 و 3.
  8. مسد، 1 ـ 4.

[=inherit !important][=X-LocaleSpecific]

[/][/]

موضوع قفل شده است