جمع بندی چرا امام علی (ع) به خلفا در جنگ ایران مشاوره می دهد؟

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مقداد;825029 نوشت:
این مشورت دادن در زمانی است که لشکریان خلیفه دوم حمله به ایران را آغاز کرده بود که پیروزیهایی هم کسب کرده بود
مي دانيم كه لشكركشي خليفه دوم مورد تاييد اسلام نبوده
خليفه دوم به يك كشور حمله كرده و بعد آن كشور هم خواسته انتقام بگيرد اما امام علي(ع) به خليفه دوم مشاوره ميدهند

در اين صورت مشاوره امام علي(ع) چنين معنايي پيدا مي كند:
خليفهء ما اشتباه هم كه كرده باشد و مردم شما (ايرانيان) را به نا حق هم كه كشته باشد ، چون ما مسلمان هستيم شما حق نداريد انتقام خون هاي ريخته شدهء خود را بگيريد!!

نظر شما چيست برادر؟

[="3"]

حبیبه;825043 نوشت:
بسمه العلیم

با تشکر از پاسخ حضرتعالی

امّا منطقی تر این نیست که با حضور فرماندهان در جنگ،سپاهیان قوت قلب بیشتری برای بهتر و قدرتمند تر جنگیدن

می یابند؟

چه کسی به جای عمر،فرماندهی سپاهیان مسلمان را به عهده گرفت؟

با عرض سلام و ادب.
اینکه حضور فرماندهان باعث تقویت روحیه نیروهای رزمنده می شود که شکی نیست.همانگونه که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) خودشان شخصاً در جنگ شرکت می کردند.اما در مورد جنگ نهاوند،اینگونه از گزارشات تاریخی استفاده می شود که نیروهای حکومت ایران با توجه به شکستهای قبلی از اعراب، دراین جنگ قصد داشتند با تمام توان و نیرو وارد جنگ شوند و لذا در ظاهر امر هم احتمال پیروزی آنها هم بسیار زیاد بود.لذا در صورت حضور شخص خلیفه در صحنه جنگ،انگیزه و قدرت روحی ایرانیان برای پیروزی و کشتن شخص خلیفه که به معنای پیروزی کامل و نهایی بود،دو چندان میشد علاوه بر این همانگونه که در بیان دلایل مخالفت امام علی(علیه السلام)با حضور عمر بن خطاب در جنگ نهاوند مطرح شده است،این بود که خالی شدن مدینه از حضور خلیفه و نیروهای او و فرخواندن نیروهای مناطق دیگر خطر حمله و توطئه دیگر دشمنان خلافت اسلامی را بطور جدی بدنبال داشت،لذا آن حضرت با حضور شخص خلیفه در جنگ و فراخواندن نیروهایی که در شام و دیگر مناطق بودند،مخالفت کردند.

علاوه بر این صرف حضور شخص رهبری یا فرماندهان عالی رتبه به تنهایی نمی تواند عامل تقویت قدرت روحی و روانی و پیروزی یک لشکر شود. چنانکه در همین جنگ نهاوند با اینکه فرماندهان ایرانی در جنگ بودند و تعداد نیروهای ایرانی هم بیش از صدهزار نفر بود،با این حال از مسلمانان که تعداشان به سی هزار نفر هم نمی رسید، شکست خوردند و بسیاری از آنها هم از میدان جنگ فرار کرده بودند. انگیزه و روحیه نیروهای رزمنده به عوامل متعددی بستگی دارد از جمله حضور فرماندهان عالیرتبه در کنار دیگر رزمندگان.اما عوامل دیگری هم هستند که باید مدتها قبل از جنگ ایجاد شوند از جمله میزان رضایت و تعلق خاطر نیروها به حکومت و کشوری که می خواهند برای دفاع از آن پا به میدان نبرد بگذارند. در مورد ایرانیان با توجه به تحلیلهای صورت گرفته منطقی،مهمترین عامل پیروزی مسلمانان،عدم رضایت ایرانیان از حکومتشان بود.

فرمانده مسلمانان در این جنگ هم نهان بن مقرن بود که در جنگ کشته شد.[/]

[="3"]

Reza-D;825119 نوشت:
مي دانيم كه لشكركشي خليفه دوم مورد تاييد اسلام نبوده
خليفه دوم به يك كشور حمله كرده و بعد آن كشور هم خواسته انتقام بگيرد اما امام علي(ع) به خليفه دوم مشاوره ميدهند

در اين صورت مشاوره امام علي(ع) چنين معنايي پيدا مي كند:
خليفهء ما اشتباه هم كه كرده باشد و مردم شما (ايرانيان) را به نا حق هم كه كشته باشد ، چون ما مسلمان هستيم شما حق نداريد انتقام خون هاي ريخته شدهء خود را بگيريد!!

نظر شما چيست برادر؟


برداشت شما خیلی درست و منطقی نیست.چون امام هیچ اظهار نظری در مورد اینکه ایرانیان حق انتقام دارند یا نکردند،ننمودند،بلکه فقط از حضور شخص خلیفه در جنگ نهی کردند.اتفاقاً اگر شخص خلیفه حضور پیدا می کردند و تمام نیروهای خودشان از مناطق مختلف را فرا می خواندند،تعداد کشته های هر دو طرف قطعاً بیشتر می شد.[/]

مقداد;825202 نوشت:
اتفاقاً اگر شخص خلیفه حضور پیدا می کردند و تمام نیروهای خودشان از مناطق مختلف را فرا می خواندند،تعداد کشته های هر دو طرف قطعاً بیشتر می شد
اما صحبت امام(ع) گوياي مطلب ديگري است:
مقداد;824692 نوشت:
امام(ع) به عمر گفت:
در مدينه بمان كه
ماندن تو براي دشمن سخت‌تر و وحشت را در دل آنان بيشتر مي كند ؛ چون اگر خودت به جنگ ايرانيان بروي خواهند گفت رهبر عرب‌ها تنها مانده و نفراتش كم است و با دلگرمي بيشتري خواهند جنگيد ، پس سربازان را روانه كن وخودت بمان
اولاً امام(ع) در اينجا فقط نگران سپاه خودي هستند
ثانياً ايرانيان را دشمن مي خوانند و هدفشان از پيشنهاد اين است كه در دل آنها وحشت بيندازند

اينكه سپاه خودي تقويت شود و سپاه مقابل وحشت زده بشود ، نتيجه اش اين خواهد بود كه مي توانيم تعداد بيشتري از آنان را بكشيم

ببخشيد ولي معنا ندارد بگوئيم:
فلاني ، در دل دشمن وحشت بينداز تا تعداد كمتري از آنها كشته شود!!

مقداد;825121 نوشت:
صرف حضور شخص رهبری یا فرماندهان عالی رتبه به تنهایی نمی تواند عامل تقویت قدرت روحی و روانی و پیروزی یک لشکر شود
صرف حضور يك فرمانده در جنگ هم به تنهايي نميتواند عاملي شود براي اين جمله كه فرموديد:
مقداد;824692 نوشت:
اگر تدبير امير مؤمنان عليه السلام نبود‌ ، نه تنها لشكر عمر كه به طور قطع تمام مسلمانان و اسلام از بين مي‌رفت

مقداد;825202 نوشت:
فقط از حضور شخص خلیفه در جنگ نهی کردند
عرض من اين است كه چرا بايد كسي كه مرتكب اشتباه شده را در زمينه همان اشتباه راهنمايي كنيم؟

مثلاً پدرِ من با اين كار كه من دوست دختر داشته باشم مخالف است
من ميروم و بر خلاف ميل ايشان با دختري دوست ميشوم و با او رابطه برقرار كرده و بكارتش را از او ميگيرم
خانواده دختر به سراغ من ميايند تا از من بابت كاري كه با دخترشان جواب بخواهند

اينجا پدر من اگر عادل باشد خواهد گفت:
رضا تو بايد مسئوليت كاري كه كردي را بپذيري و بايد به خانواده دختر پاسخگو باشي

نه اينكه راهكار بدهد كه چطور از دست خانواده دختر فرار كنم!!!

Reza-D;825119 نوشت:
مي دانيم كه لشكركشي خليفه دوم مورد تاييد اسلام نبوده
خليفه دوم به يك كشور حمله كرده و بعد آن كشور هم خواسته انتقام بگيرد اما امام علي(ع) به خليفه دوم مشاوره ميدهند

در اين صورت مشاوره امام علي(ع) چنين معنايي پيدا مي كند:
خليفهء ما اشتباه هم كه كرده باشد و مردم شما (ايرانيان) را به نا حق هم كه كشته باشد ، چون ما مسلمان هستيم شما حق نداريد انتقام خون هاي ريخته شدهء خود را بگيريد!!

نظر شما چيست برادر؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر رضا
خیلی ساده خدمتتان عرض کنم. این ضرب المثل ((یک دیوانه یک سنگی می اندازد ته چاه صدتا عاقل نمیتوانند درش بیاورند)) را همگان شنیده ایم. حکایت امیرالمومنین (ع) و فرزند صهاک (علیه ما علیه) هم همین گونه است.
این آقا برای ابرقدرت های آن روز که ایران و رم بودند شاخ و شونه کشیده و آغازگر نبرد با ایرانیان بود . اسلام هم که نوپا بود . ابرقدرت های آنروز هم با این تهاجمات از ناحیه ی اسلام احساس خطر کردند. فلذا اگر این نبرد ها با پیروزی مسلمین تمام نمیشد سپاهیان ایران و رم در تعقیب مسلمین تا حجاز پیش آمده و اسلام نوپا را در نطفه خفه میکردند.((مطلبی که مضمونش در مشاوره های امیرالمومنین (ع) به فرزند صهاک(علیه ما علیه) به چشم میخورد)). فلذا امیرالمومنین (ع) به عنوان امام زمان خود و خلیفه ی بحق پیامبر (ص) تصمیم گرفتند که برحسب وظیفه از این فجایع جلوگیری کنند. از طرفی به دلیل اینکه این لشکرکشی ها و بخصوص نحوه ی انجام آنها به هیچ وجه مورد تایید اسلام محمدی نبود حضرت نه خودشان و نه فرزندانشان در این نبرد ها شرکت نکردند ولی برحسب ضرورت و اجبار و وظیفه برای حفظ و صیانت از اساس و موجودیت اسلام لاجرم به پسر صهاک (علیه ما علیه) جهت پیروزی و فتح مشورت میدادند. اما هرجا انحرافی میدیدند تذکر میدادند که گاهی کارگر می افتاد و گاهی هم خیر. نمونه اش تذکر حضرت به عمر درمورد به کنیزی گرفتن ختران شاه ایران. که این کار را غیر اسلامی و مخالف قوانین شرع دانستند.
والسلام علی من اتبع هدی

navid;825375 نوشت:
یک دیوانه یک سنگی می اندازد ته چاه صدتا عاقل نمیتوانند درش بیاورند
سلام داداش
چه عرض كنم؟! اين هم حرفي است :Nishkhand:

پست شماره

15 را هم مطالعه بفرمائيد

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم برادر رضا

Reza-D;825361 نوشت:
اولاً امام(ع) در اينجا فقط نگران سپاه خودي هستند

همانطور که قبلا هم خدمتتان عرض کردم سپاه اسلام در این نبرد ها محکوم به پیروزی بود وگرنه نابود میشد و امام به همین دلیل نگران سپاه اسلام بود.
اما ارزش و احترامی که امام برای ایرانیان قائل شد این بود که طبق روایات اهل سنت که برادر خیرالبریه در صفحه ی نخست این تایپیک هم ذکر کردند. پیشنهاد فرماندهی نبرد با ایران ابتدا ازطرف خلیفه ی دوم به امیرالمومنین (ع) داده شد که حضرت آنرا رد کردند و این خود حاکی از عدم رضایت امام به آغاز این جنگ و کشته شدن ایرانیان بود. اما گاهی انسان به جایی میرسد که مجبور میشود بین بد و بدتر بد را انتخاب کند. یعنی بین حفظ اسلام همراه با مشاوره در جنگ به عمر یا نابودی اسلام بدون مشاوره به عمر حضرت مجبور به انتخاب راه نخست شد.
مثال دیگرش هم رفتار امام رضا (ع) با مامون حیله گر است. امام ابتدا پیشنهاد مامون برای رفتن به مرو و خلافت و ولایت عهدی را رد کرد. اما وقتی دیدند مامون در تصمیم خود جدی است و ممکن است درصورت ماندن در مدینه ایشان را به شهادت برسانند درحالی که این شهادت دستاورد جدی برای ایشان ندارد حاضر شدند نه حقیقتا بلکه اسما ولایت عهدی مامون را قبول کنند تا هم در شهادت خود وقفه و تاخیر ایجاد کنند و هم تشیع را با قدوم مبارک خود در سرتاسر خراسان و بلکه ایران منتشر سازند که همین طور هم شد.
یعنی امام با خدمت در دستگاه خلیفه ی غاصب موافق نبود اما برای صیانت و گسترش تشیع ناب محمدی این کاری که برایشان ناخشنود بود را انجام دادند. درست مثل امیرالمومنین (ع)
Reza-D;825361 نوشت:
عرض من اين است كه چرا بايد كسي كه مرتكب اشتباه شده را در زمينه همان اشتباه راهنمايي كنيم؟

بله یک وقت هست که بنده یک اشتباهی میکنم و چوبش را هم میخورم . هیچ اشکالی هم ندارد حقم است. اما یک وقتی هست بنده یک اشتباه میکنم و کل یک خانواده ی بزرگ را در معرض آسیب قرار میدهم . اینجا دیگر بحث برسر مجازات شدن بنده به تنهایی نیست. بحث بر سر این است که عده ی کثیری انسان بی گناه بخاطر ندانم کاری یک انسان نادان از زندگی ساقط خواهند شد و بعلاوه اصلی ترین میراث رسول خدا (ص) یعنی قرآن و عترتو به بیان بهتر اسلام نابود خواهد شد. اینجاست که ما ناچاریم دفع افسد به فاسد کنیم.


Reza-D;825361 نوشت:
صرف حضور يك فرمانده در جنگ هم به تنهايي نميتواند عاملي شود براي اين جمله كه فرموديد:

چرا . وقتی فرمانده عمر ابن خطاب باشد میشود. با سابقه ای که این آقا ازجنگ های زمان پیامبر از خود به جا گذاشته بود که حتی یک کافر را هم در نبرد ها نکشت و یک بار نشد که از میدان نبرد فرار نکند یا سستی به خرج ندهد اگر در راس سپاه اسلام حضور می یافت بی شک در همان ساعات و بلکه دقایق ابتدایی نبرد غزل خداحافظی را میخواند یا به رسم عادت دیرینه از میدان نبرد فرار میکرد. آنوقت لشکر اسلام اگر بجای سی هزار نفر صد هزار نفر هم بودند با مرگ یا فرار خلیفه شان روحیه ی خود را از دست داده و دست از نبرد میکشیدند. و شکست سختی میخوردند. چنان که در غزوه ی احد همین آقایان فقط با شنیدن شایعه ی شهادت پیامبر فرار را بر قرار ترجیه دادند . حالا شما تصور کنید اگر مرگ یا فرار خلیفه شان را با چشم میدیدند چه میکردند؟

والسلام علی من اتبع الهدی

navid;825383 نوشت:
سلام علیکم برادر رضا
سلام مجدد
توضيحات كافي بود. قانع شدم گل

بخصوص اينكه اگر جايگاه ولايت را بدانيم ، حتي ميشود تصور كرد امام(ع)براي كشته ها نيز به فراخور شرايطشان شفاعت كرده باشند

ممنون برادر

Reza-D;825388 نوشت:
سلام مجدد
توضيحات كافي بود. قانع شدم گل

بخصوص اينكه اگر جايگاه ولايت را بدانيم ، حتي ميشود تصور كرد امام(ع)براي كشته ها نيز به فراخور شرايطشان شفاعت كرده باشند

ممنون برادر

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
بنده انجام وظیفه کردم الحمد لله که توضیحات حقیر برایتان مفید بود.

از همگی دوستان ممنونم...

موضوع قفل شده است