پیامک ، درددل و شعر برای خدا

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

تو را دوست می دارم ای پروردگار حق.

مملکتم را در این روز و همه روزهااز آفت و گزند دشمنان

به دور دار.

و موجبات سرافرازی و بلندی و بلند منشی همه ما

ایرانیان را در راستای پندار .گفتار. و کردار نیک در

همه احوال زندگی و در تمامی ساعات آن پدیدار

گردان.

باشد که تو شوی خدای یکتای همه ما ایرانی ها که

به واسطه حضور و وجود تو در زندگی همه ما.و

نور و گرمی و لطف حضور اولیای تو در زندگی

همه ما. همگی چشم و قلب و دست و وجود از

گناه بشوییم.و هرگز به راه بد نرویم و همگی به

سوی تو روی آوریم و از عروه الوثقی تو بیاویزیم که

در پناه امن الهی تو باشیم و ذره ای گناه نکنیم

که به تقوای الهی تو روسفید گردیم.

یا حق.

معبودا

نگفته ایمـ

و میدانی کـه

چیستــ در دل مــــا

ڪفایتــ استـــ

بدانی ڪه

بی تـــو

آشوبـ استــ.....

آنچه خداوند
می دهد پایانی ندارد ...
و آنچه آدمی
می دهد دوامی ندارد ...
زندگیتان
پر از داده های خداوند مهربان ..

در تاریکی ها گم شدن و نیافتن راه درست برای همه ما پیش

می آید.و در چنین زمانی رو به درگاه الهی می کنیم و اوست که

دستان ما را می گیرد و راه درست و مستقیم را به ما نشان

میدهد. خداست مهربانترین راهنمای ما که همواره در کنار مان

ما را در می یابد. و آرامش قلبمان را از محبت بیدریغ او داریم.

الهی و ربی من لی غیروک.

♦️همانند اولیایت بی هراس از دیگران♦️

❇️ اللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتِي فِي مَسْأَلَتِي مِثْلَ رَغْبَةِ أَوْلِيَائِكَ فِي مَسَائِلِهِمْ ، وَ رَهْبَتِي مِثْلَ رَهْبَةِ أَوْلِيَائِكَ ، وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي مَرْضَاتِكَ عَمَلًا لَا أَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئاً مِنْ دِينِكَ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ

✅ خداوندا !
رغبت مرا در درخواستم، همانند رغبت اولياى خود در خواسته‏هايشان،
و ترسم را مانند ترس اوليائت قرار ده.
و مرا در (راه) خوشنودى‏ات به كارى بگمار كه با آن چيزى از دين تو را،
به خاطر ترس كسى از آفريدگانت رها ننمايم

[="Navy"][="3"]سلام...من یکبار از خدا دور شده بودم سرم نزدیک بود بلا بیاد ولی فورا برگشتم...مثلا یادمه یه بار من رفته بودم کاه مزرعه درو شده رو اتیش بزنم که بعدش ابیاری کنم گندم بکاریم دیدم هوا ارومه باد نداره و پس رفتم همون اول زمین یک کبریت زدم اتیش دادم بره...اما یکم که گذشت دیدم هوا بادی شد و یهو اتیش قدش دو سه متر شد و با سرعت حرکت کرد !...چون زمین های اطراف هنوز محصولاتشون و جمع اوری نکرده بودن من یهو ته دلم خالی شد گفتم یا حضرت عباس! بیچاره شدم که !...بعدم بی دست و پا شدم سریع رفتم چند تا نی کندم دسته کردم افتادم بجون اتیش هرچی میزدم چون هوا بادی بود من حریفش نمیشدم و خیلی دیگه داغ شده بود و من نمی تونستم جلوتر برم و گفتم خدایا کمک! من بیچاره میشم اگه اتیش بیفته تو مزرعه مردم! یعنی خیلی بد میشد چون همینطور تا مزرعه های کل محلمون اتیش سرایت میکرد کسی هم دیگه نمی تونست کاری بکنه! ...گفتم خدایا من میرم خودم و اصلاح میکنم راست میگم !...بعد اینقدر هول کرده بودم اینقدر هول کرده بودم که دیگه فشارم نزدیک بود بیفته غش بکنم که دیدم نزدیکی های غروب که شد باد فروکش کرد و من با اینکه قصد داشتم از این منظقه در برم فرار بکنم یک ان به دلم امید وارد شد که نترسم بعد عزمم و جمع کردم دسته نی ها رو گرفتم افتادم به جون اتیش!... تا نیم ساعت اینقد زدم اینقد زدم رو اتیش که تا فروکش کرد که البته من حسابی سوختم و هلاک شدم از بس بدو بدو کردم تا اتیش و خاموش شد!....اون شبم من چون هم ترسیده بودم و هم گرمی سردی شدم تب بدی کردم و چند روز همینطور تب داشتم و نزدیک بود بمیرم!...خیلی خدا رحم کرد...دیگه ازون روز به بعد من بیشتر نماز هام و اول وقت می خونم مثلا اگر سر کار هستیم و اوستا بنا بالای ساختمون باشه و مثلا صلات ظهرم باشه من همه چی رو ول میکنم میرم برای نماز و اون بدبخت اینقد سر داربست کمک میکشه و خودش و میکوبونه زمین و موی سرش و میکنه شلوال پیرن خودش و درقه میکنه که اصلا یه وضعی! یعنی اینکه این ملات پس چی شد غروب شد دیگه بدرد نمی خوره که هیچی...هیچ کاری نکردیم !...تا این حد!:))[/][/]

.

خدای من .

درمانده ام از بی حرمتی و بی احترامی که در حقم صورت

گرفته در فضای مجازی که به نام قران و دینت شکل

گرفته سالها تا پاسی از شب نوشتم و مطالعه کردم

ولی انگار اصلا از اول خانه من آنجا نبود.

اگر یادت باشد زمانی که کار در فضای مجازی را

آموختم .ابتدا کانون گفتگوی دینی را یافتم.

الآن مثل کودکی هستم که باز به خانه خود برگشته.

امیدوارم اینجا دیگر حرمت مرا نشکنند و مرا با

آغوش باز پذیرا شوند.

پروردگارا. یاری ام کن تا.

در دل های آکنده از نفرت .بذر عشق و دوستی بکارم.

در دل های رنجیده .عفو و بخشش

در دل های اکنده از تردید.یقین.

در دل های نا امید .امید.

در دل های مملو از ظلمت .نور

در دل های غمگین. شادمانی.

آه. خدای من یاری ام ده تا.

همان طور که به فکر تسکین غم و درد خویش هستم.

برای تسکین دیگران نیز بکوشم.

یا علی مدد.

❣️بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ❣️

سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْحَقِّ سُبْحَانَ الْقَابِضِ الْبَاسِطِ

سُبْحَانَ الضَّارِّ النَّافِعِ سُبْحَانَ الْقَاضِي بِالْحَقِّ سُبْحَانَهُ وَ بِحَمْدِهِ

سُبْحَانَ الْعَلِيِّ الْأَعْلَى سُبْحَانَ مَنْ عَلَا فِي الْهَوَاءِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى

سُبْحَانَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِيمِ سُبْحَانَ الْغَنِيِّ الْحَمِيدِ

سُبْحَانَ الْخَالِقِ الْبَارِئِ سُبْحَانَ الرَّفِيعِ الْأَعْلَى سُبْحَانَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ

سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَكَذَا وَ لَا يَكُونُ هَكَذَا غَيْرُهُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ لِرَبِّيَ الْحَقِّ الْحَلِيمِ

سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ دَائِمٌ لَا يَسْهُو

سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لَا يَلْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ غَنِيٌّ لَا يَفْتَقِرُ

سُبْحَانَ مَنْ تَوَاضَعَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ ذَلَّ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ

سُبْحَانَ مَنِ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ خَضَعَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ

لِمُلْكِهِ سُبْحَانَ مَنِ انْقَادَتْ لَهُ الْأُمُورُ بِأَزِمَّتِها

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.

به گونه ای عمل کنید گویی برای از بین بردن نا امیدی.

امید را در این جا در کنار خود در دسترس دارید.

به جای آن واکنش های طبیعی و عادی که همیشه

در مقابل نا امیدی از خود نشان می دهید.

مثلا بی حرکت و سست می شوید .از نا امیدی

سخن می گویید.گله و شکایت می کنید و در

جستجوی اشتباهات خویش بر می آ یید.

به حال خود تاسف می خورید و بدبین می شوید.

سعی کنید تا تصویری را از چگونگی انجام کارها

به شیوه ای که خود ترجیح می دهید در ذهن خود

بیافرینید .و متعهد شوید تا به گونه ای عمل کنید

گویی هر آن چه را که می خواهید در کنارخود و در

دسترس دارید.اگر می خواهید از وفور و نعمت

فراوانی برخوردار شوید.تصویری در ذهن خویش

بسازید و خود را در حال دریافت برکت مادی ببینید.

یا علی مدد.

آرامش یعنی خداوند در محل کار. محل بازی و یا هر

جای دیگری حضور دارد .

آرامش . عشق نامحدود است. هیچگونه خشم . ترس.

طمع .بدخواهی و یا حسادت در این جا وجود ندارد.

هنگامی که کسی به آرامش خداوند آگاهی یابد.

به اقیانوس وسیعی از آرامش می رسد.که همیشه در

دسترس است.

آرامش .یک اندیشه پیوسته است و در این مکان

مشکلات به وجود نمی آیند.

یا علی مدد.

امروز که داشتم دوچرخه دختر دایی کوچولویم را درست میکردم
وقتی دیدم رکابش سفت است و نمیتواند رکاب بزند
روغن کاری اش کردم ،
خدا جآنم
اگر می بینی سخت شده ام
اگر می بینی سخت راه میروم
به خاطر این است
که شدیــــــــــــــدا
به روغن کاری ات محتاجم...
تعمیرم کن ، دوباره !

موضوع قفل شده است