جمع بندی پلورالیسم دینی از منظر قرآن

تب‌های اولیه

44 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مؤمن;415214 نوشت:
آیا در متون تاریخی بی طرف یا مثلاً در تاریخ خود مسیحیت شاهدی بر این گفته یعنی سوزانده شدن نسخه های اصلی انجیل وجود دارد؟

البته منظور اصلی این است که انجیل اصلی در میان ما نیست واز بین رفته است وساده ترین دلیل برای آن سخن زیر می باشد.
انجیلهای چهارگانه (انجیل متی، مرقس، لوقا، یوحنا)به شرح زندگانی وتعالیم پایه گذار دین مسیحیت می پردازند .. در این نوشته ها زندگی مسیح از بدو تولد تا صعود او به آسمان شرح داده می شود وتعالیم دینی وی بیان می گردد.( مقدمه ترجمه عهد جدید،ص 26)
در واقع مولفان این انجیلها سخنان وتعالیمی که از مسیح در یاد آنها مانده بود را نوشته اند که در صورت وجود انجیل واقعی نیازی به نوشتن اینها نبود چون اصل تعالیم وجود داشت سوای اینکه اینها تعالیم حضرت مسیح را نوشته اند در حالی که انجیل فرستاده شده از جانب خداوند بود. پس تفاوت زیادی بین انجیلهای موجود وانجیل واقعی وجود دارد.

شریعت عقلانی;408573 نوشت:
1. دعوت انبیا دعوت به عقلانیت و معنویت بود.
2. دقت کنید ما نمی گوییم همه تفکرات با هم یکسانند. بلکه می گوییم نسبت تمام تفکرات با تفکر و ذهنیت حقیقی نسبت به خدا یکسان است. ممکن است ذهنیت یک مسلمان نسبت به خدا حقیقیتر از یک مسیحی باشد. ولی وقتی این دو تفکر را با تفکر حقیقی نسبت به خدا مقایسه می کنیم می بینیم که فاصله ها یکی است. مثلا اگر تفکر مسلمان را معادل عدد 100 بدانیم و تفکر مسیحی را معادل عدد 1 مسلما عدد 100 بیشتر از عدد 1 است ولی فاصله این دو عدد تا بینهایت یکی است. مهم این اصل است که تفکر صحیح نسبت به خدا وجود ندارد چرا که او در اندیشه انسانی نمی آید.
3. یک مسیحی هم می تواند با همان متون خودش تفکرش را نسبت به خدای خودش از عدد 1 بالا ببرد. یک مسلمان هم می تواند تفکر خودش را تنزل دهد. از تمام متون مقدس هم می تواند تفکری عادل عدد 1 داشت و هم می توان تفکری معادل عدد 100 یا بیشتر. ولی بینهایت نمی توان بود.
لذا هدف از بعثت انبیا بالا بردن همین طرز فکر انسان ها نسبت به خدا و عالم هستی بود.

فکر میکنم دراین مورد خلط مبحثی اتفاق افتاده چون این مورد که شما میفرمایید دیگه پلورالیسم نیست.این یعنی حقیقت واحد است و راه حق هم واحد است منتها یکی عقیدش و راهش رگ ریشه های بیشتری از باطل درش راه پیدا کرده یکی کمتر.باطل در اندیشه های ان مسیحی بیشتر راه پیدا کرده در اندیشه های این مسلمان کمتر.و این بین مسلمنها هم متفاوت است.یکی عقیده اش مثل رسول خداست ناب و خالص یکی مث بنده!!اما نمیشود ان را دلیلی بر پلورالیسم گرفت. واقعیت خارجی و راه حق واحد است و چندین راه حق هم زمان وجود ندارد.

سوال:
مراد از پلورالیسم چیست؟دیدگاه اسلام در این رابطه چیست؟


جواب:
پلورالیسم دینی پاسخی است به سوال از چیستی وچرایی تکثر ادیان وحیانی وغیر وحیانی ومذاهب گوناگونی که وجود دارند( خسرپناه، کلام جدید، ص195) بر اساس این برداشت تمام ادیان به حق بوده وموجب سعادتمندی پیروان خود خواهند شد، وبه تساوی ادیان ومذاهب در بهره مندی از حقیقت، سعادت وهدایت فتوا می دهد. واولین کسی که این دیدگاه را مطرح کرده وبسط داد جان هیک کشیش انگلستانی بود.(همان، ص193)
این برداشت در برابر دو دیدگاه دیگر یعنی شمول گرایی وانحصار گرایی دینی مطرح می شود که دیدگاه اول به حقانیت مطلق یک دین وحقانیت نسبی ادیان دیگر حکم می کند، وانحصار گرایی به حقانیت یک دین وبطلان بقیه ادیان فتوا می دهد.( همان، ص196).

دیدگاه اسلام در این رابطه چیست؟
جواب: خداوند متعال می فرماید: إنّ الدین عندالله الاسلام (آل عمران/19)، در حقیقت دین در نزد خداوند همان اسلام است. پس اسلام انحصار گرا است وتمام ادیان ومذاهب را به حق وموجب سعادت نمی داند مخصوصا که این ادیان در بعضی معارف تناقض وضدیت دارند ونمی توانند هر دو درست باشند. اما بیان این نکته نیز لازم است که اسلام برای کسانی که دینی غیر از اسلام دارند ولی اهل عناد نبوده ودر صورت ارائه حق بر آن تعصب نمی ورزیدند اهل جهان وبدبختی نمی داند وچه بسا امید است که بخشیده شوند. خداوند در آیه 98و99سوره نساء می فرماید:
إلّا المستضعفین من الرجال والنساء والولدان لا یستطیعون حیلة ولا یهتدون سبیلا، فاؤلئک عسی الله أن یعفو عنهم وکان الله عفوا غفورا، مگر آنگروه از مردان وزنان وکودکان که گریز وچاره ای بر ایشان نیست وراهی برای نجات خود(از کفر) نمی یافتند، آنان امیدوار به عفو وبخشش خداوند باشند که خدا گناهانشان را می بخشد که خداوند آمرزنده وبخشنده بندگان است.

پس اگر کسی راهی برای فهم حقیقت نداشته باشد مورد بخشش قرار می گیرد. واین امری غیر از حق بودن دین ومذهب اوست.

آیابرخی از آیات قرآن مثل آیه 46 و69مائده دال بر درستی پلورالیسم دینی است؟
(إن الذین آمنوا والذین هادوا والصابئون والنصاری من آمن بالله والیوم الاخر وعمل صالحا فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون. مائده/69)
یک نکته را باید مد نظر داشت که همه ادیان ابراهیمی که با ارسال پیامبران از جانب خداوند تشکیل یافته اند والهی هستند اسلام می باشند ومراد از اسلام که در آیه «ان الدین عندالله الاسلام» ذکر شده بود صرفا دین حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) نیست. بلکه دین ابراهیم، موسی، عیسی(علیهم السلام) نیز اسلام بوده اند

با این تفاوت که وقتی دین جدید با توجه به نیازهای جدید وبا ارسال پیامبر جدید درست می شود دین قبلی نسخ شده وبا ید به دین جدید پایبند بود اما اگر کسی هم عناد نداشته ودر دین خود باقی بماند وحقانیت اسلام به او نرسد معذور است وطبق اعمال صالحی که انجام داده وآیه 69مائده نیز اشاره دارد اجر وپاداش خواهد گرفت.
لذا مراد از این قبیل آیات که برخی ها آنها را شاهد بر درستی تکثر ادیان می دانند اولا دین حق بدون تحریف است وکسی که دین جدید به او نرسیده ویا حقانیت آن اثبات نشده اهل نجات است.

آيا ين اسلام جامع وكامل است؟
جواب: بله، خداوند متعال در آیه3سوره مائده می فرماید:
«الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیک نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا»، امروز دین خود را بر شما کامل کردم ونعمتم را بر شما تمام کردم وراضی شدم که اسلام دینتان باشد. ویا در آیه دیگری می فرماید: «ونزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شئ»(نحل/89)، واین کتاب را روشنگر هر چیزی است بر تو نازل کردیم.
البته اینها به این معنی نیست که جزئیات همه چیز در اسلام نازل شده است بلکه به تعبیر امام صادق (علیه السلام):
إنما علینا أن نلقی الیکم الاصول وعلیکم أن تفرعوا(فیض الاسلام اصفهانی،بنادرالبحار، ص322، انتشارات فقیه، تهران، چ اول)،
آنچه بر ماست ارائه اصول(کلیات) است وبر شماست که فرع فرع کردن آنها ست. ومرحوم میانجی نیز در کتاب مکاتیب الرسول در ضمن آیه «تبیانا لکل شئ» گوشزد کرده است که اصول در قرآن آمده است(میانجی،مکاتیب الرسول، ج3، ص719،انتشارت دارالحدیث، قم، 1419ق، چ اول)
نتیجه ای که می توان گرفت ایتست که برای درک امور وفهم اسلام باید زحمت کشید واینطور نیست که لقمه آماده باشد بلکه با تطبیق اصول وارده در کتاب وسنت بر مصادیق وجزئیات می توان حقایق را کشف کرد.

توجیه عقاید باطل نصاری ویهود با عرفان درست است؟
جواب: در فهم عقاید باید دید خود طرف باورش چیست نه اینکه از پیش خود برای او توجیه وعذر درست کرد، طبق نقل قرآن نصاری قائل به تثلیث هستند ، وآنچه در عقاید مسیحیت وجود دارد معتقدند که خداوند در جسم حضرت مسیح حلول کرده ودر واقع مسیح خدای مجسم است وزمانی که خود چنین عقیده ای دارند نمی تواند عقیده ای را بر آنها تحمیل کرد وگفت که نه عقیده شما این نیست وموحد هستید.

سوای این ملاک در فهم عقاید عرفان نیست بلکه عرفان برای افراد خاصی است که به این مرحله رسیده اند ونمی توان مبانی عرفانی را به همه سرایت داد وافعال وگفتار همه را بر اساس آن توجیه کرد بلکه باید دید عقاید آنها چگونه است وآیا با کتاب الهی وسنت انبیاء می سازد یا نه؟ البته غیر از قرآن سایر کتب الهی به تحریف کشیده شده اند. پس ملاک اولی در سنجش درستی افکار وعقاید مبانی قرآن، سنت نبوی وائمه (علیهم السلام)ومبانی عقلی است.

برتری اسلام بر سایر ادیان چیست؟
جواب: ادیان در عرض هم نیستند بلکه هر دینی در عصر ودوران خود کامل است وبا تغییر نیازها دین جدید از طرف خداوند نازل می شود ودین اسلام بعنوان دین کامل وجامع وختم ادیان پاسخگوی نیاز انسانها تا قیامت می باشد. همانطور که در آیه 6سوره صف آمده ویا در آیت نود به بعد سوره بقره انبیاء الهی آمدن حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) مژده داده بودند وبه پیروان خود توصیه کرده بودند که وقتی آن حضرت مبعوث شد به او ایمان بیاورند، برتری اسلام بر دیگر ادیان در این است که آخرین ادیان بوده وآنچه را آنها داشتند دارد ودر عین حال پاسخگوی نیازهای دیگر تا روز قیامت است. ودر عین بر خلاف ادیان دیگر کتاب آسمانی این اسلام که عبارت از قرآن کریم است به تحریف کشیده نشده وعین همان آیاتی که بر پیامبر نازل شده الان در دست مسلمانها است.

خلاصه کلام:
دین اسلام انحصار گرا بوده ودین حق را یکی می داند که با ظهور دین جدید دین قبلی منسوخ می شود البته پیامبران قبل به حق بوده اند ودر آیات قرآنی نیز به آن اشاره شده است ولی با آمدن دین جدید دوره آنها تمام شده است ودین اسلام دینی است که بعد از آن دین دیگری نیست، اما کسانی که به هر دلیلی دین حق به آنها نرسیده وعنادی در پذیرش حق نداشته اند واگر به آنها رسیده بود قبول می کردند مورد رحمت الهی قرار خواهند گرفت واینطور نیست که همه اهل جهنم باشند. ودین اسلام بعنوان دین جامع توان پاسخگویی به همه سوالات را دارد به شرط اینکه باید تلاش کرد واز اصول وفرمول هایی که منابع دینی به دست می دهند با اجتهاد وتلاش جواب را به دست آورد.

موضوع قفل شده است