***** پرسش و پرسشگری = دانایی و دارایی *****

تب‌های اولیه

64 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

در گذشته فاطمه مقهور گشت
پس چرا اکنون چنین ممهجور گشت ؟

نکتة حائز اهمیت این است که بچه‌ها بفهمند سؤال را صرفاً بخاطر خود سؤال نمیپرسند،
بلکه باید سؤالا‌تی بپرسند که در پی‌یافتن جواب آن هستند. وادار کردن بچه‌ها به تفکر دربارة ارتباط بین سؤالا‌ت،
نه تنها از تعداد سؤالا‌ت کم میکند، بلکه آنها را قادر میسازد تا تفکر بهتری از مسائل زیر ساختی داشته باشند.

[h=1]سه سوال سقراط ؟؟؟ :
[/h] هر زمان شایعه ای روشنیدیدو یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید! در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.

روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟
سقراط پاسخ داد:
“لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.”

مرد پرسید:سه پرسش؟
سقراط گفت:بله درست است.قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم.
اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد جواب داد:”نه،فقط در موردش شنیده ام.”
سقراط گفت:”بسیار خوب،پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست .
حالا بیا پرسش دوم را بگویم،”پرسش خوبی”آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟”

مردپاسخ داد: “نه،برعکس…”
سقراط ادامه داد:
“پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟”

مردکمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت

سقراط ادامه داد: “و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟”
مرد پاسخ داد:”نه،واقعا…”

سقراط نتیجه گیری کرد:”اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت داردونه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟

یکی از قابلیت ها، استعدادها و ویژگی های ذاتی و فطری انسان که از دوران کودکی در وی بروز و تا پایان عمر ادامه می یابد، استعداد تحقیق، پژوهش، حقیقت جویی، سوال و کنجکاوی است.
خصلت و استعداد سوال کردن از موهبت های بزرگ خداوند به انسان است و وظیفه سخت و سنگینی بر عهده والدین آگاه و دلسوز و مربیان و معلمان و اساتید مجرب و فهمیده است که با دادن پاسخ های صحیح و منطقی و تشویق های به موقع فراگیران و مخاطبان خود، همواره این استعداد انسانی را رشد و شکوفا نموده و از بین رفتن این هدیه الهی و خاموش شدن این چراغ رشد و تکامل شدیدا بپرهیزند.شکی نیست که سوال کردن کلید فهم حقایق است و به همین دلیل کسانی که کمتر می پرسند کمتر می دانند، و آنها که اصلا نمی پرسند (اگر برخی مشکلات از قبیل: ترس، خجالتی بودن، اعتماد به نفس نداشتن، عدم اعتماد به کسی برای پاسخ به سوالاتشان و ... در بین نباشد) باید حکم کنیم که آنها جاهل محض اند، چرا که جاهل محض سوالی ندارد که بپرسد.بالنده و سرزنده بودن، نشاط و پویایی یک دانش آموز، دانشجو، طلبه و معلم و استاد و هرکس دیگر را از میزان سوال ها و در واقع مجهولاتی که دارد می توان تشخیص داد.آدم های بی تحرک و بی سوال معمولا انسان های بی سواد و بی خبر و بی اطلاعی هستند که ذهنشان دچار جمود شده و از حقایق دنیای پیرامون خود غافلند، اما آنها که قدری می دانند، تازه متوجه می شوند که نمی دانند و جالب این است که هر چه بیشتر هم دانا می شوند بیشتر اقرار می کنند که هیچ نمی دانند، و در نتیجه همواره تشنه و شیفته علم و دانش اند و از طرق مختلف، فرصت ها را غنیمت می شمرند و در پی کشف مجهولات خود و آگاهی یافتن از ابعاد موضوع مورد علاقه خود هستند.علم در موضوعات مختلف به سرعت برق در حال پیشرفت است و اگر می خواهیم از قافله علم و دانشمندان عقب نمانیم باید همواره مطالعه داشته باشیم، با مطالعه است که سوال برایمان پیش می آید و آنگاه با تلاش و پیگیری خستگی ناپذیر به این در و آن در زده تا پاسخ سوال خود را پیدا نکنیم آرام نخواهیم گرفت و فارغ نخواهیم شد، در غیر اینصورت فسیل می شویم و می گندیم و بی خاصیت خواهیم شد.

سوال - آيا عين الفاظ قرآن به زبان عربى بر پيغمبر اكرم نازل شده است ، يا تنها تنهاى آن ؟
جواب از علامه طباطبایی:

ج - خداوند متعال مى فرمايد: حم ، و الكتاب المبين ، انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون (زخرف : 1 3)
حم ، سوگند به اين كتاب روشنگر كه ما قرآن را به صورت عربى قرار داديم ، باشد كه بينديشيد.
و نيز مى فرمايد:
(الر، تلك آيات الكتاب المبين ، انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون (يوسف 1 و 2)
الر، اين است آيات كتاب روشنگر، براستى كه ما قرآن را به صورت عربى نازل كرديم ، باشد تا بينديشيد.
يعنى قرآن را در مقام نزول عربى ، و عربيت را جزء وحى قرار داديم ، تا شايد در آن تعقل كنيد و مطالب آن را بفهميد، بنابراين ، غرض ‍ از نازل كردن قرآن به صورت عربى ، براى فهم مردم و تعقل آنهاست ، ولى در وحى ها و كتب آسمانى غير قرآن مانند تورات و انجيل اين گونه نيست كه الفاظ آنها هم جزء وحى باشد، بلكه مطالبى به پيغمبر وحى مى شد و او آن را با الفاظ و بيان خود به مردم ابلاغ مى نمود، مانند احاديث قدسى كه به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وحى مى شد و حضرت با بيان خود آن را به ديگران ابلاغ مى نمود.
اين همه درباره قرآن در مقام نزول است ، ولى قرآن داراى مرتبه ديگرى است كه خداوند متعال بدان اشاره نموده و مى فرمايد: و انه فى امّالكتاب لدينا لعلى حكيم (زخرف : 4)
و براستى كه قرآن در امّالكتاب ( لوح محفوظ) به نزد ما بلند مرتبه و استوار است .
يعنى قرآنى كه پيش ما در لوح محفوظ است ، از لحاظ قدر و منزلت عالى ، و محكم و استوار است و درزى ندارد كه كسى يا چيزى يا فهمى به آن رخنه كند مگر مطهرون چنانچه در آيه ديگر مى فرمايد: انه لقرآن كريم ، فى كتاب مكنون ، لايمسه الا المطهرون (واقعه : 77 79)
براستى كه قطعا اين قرآنى ارجمند است كه در كتابى نهفته قرار دارد و جز پاك شدگان به آن دسترسى ندارند.
منظور از (لايمسّه ) آن است كه فكر و فهمشان نمى تواند آن را مسّ كند. و اين پاك شدگان ، اهل بيت عليهم السلام هستند، چنانكه كه در جاى ديگر درباره آنان مى فرمايد: انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (احزاب : 33)
خداوند اراده فرموده كه پليدى و آلودگى را از شما خاندان پيامبر بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.

روش پرسش و پاسخ (روش سقراطی) هدف:
در كلاس درس، یكی دیگر از روش هایی كه به كارگیری آن دانش آموزان را به سمت یادگیری فعال سوق می دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در یك كلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سؤال كننده و پاسخ دهنده هستند. اما نكته ی اساسی چگونه پرسیدن و چگونه پاسخ دادن است. پرسش های ما، در واقع بازتاب میل درونی ما نسبت به فهمیدن و دانستن است. اصولا˝ منشأ تولید علم و دانش بشر را می توان همین كنجكاوی و میل درونی دانست. اهمیت روش پرسش و پاسخ در آموزش علوم به حدی است كه آن را یكی از روش های مهم آموزش علوم می دانند. این روش، به روش سقراطی معروف شده است و ریشه ی تاریخی نیز دارد. در روش سقراطی، مربی با طرح پرسش های هدفدار، یادگیرنده را به سمت فهم مطالب مورد نظر هدایت می كند.

نكات اجرایی:
به دلیل اهمیت این روش و برای ترویج به كارگیری آن در كلاس علوم، ما باید درباره ی چگونگی پرسش و پاسخ اطلاعات كافی داشته باشیم. اصولا˝ پرسش ها به چند دسته تقسیم می شوند:
الف) پرسش های تمركزدهنده: این گونه پرسش ها توجه دانش آموزان را به موضوع فعالیت جلب می كنند؛ مثلا"، وقتی معلم از دانش آموزان می خواهد كه مشاهده كنند و پاسخ دهنده كه چه می بینند، چه می شنوند و چه لمس می كنند یا این كه دو چیز را مقایسه كنند، طرح این پرسش ها سبب می شود كه دانش آموزان فعالیت ها را دقیق تر و هدفدار انجام دهند.
ب) پرسش های مربوط به شمارش و اندازه گیری: پرسش هایی هستند كه باعث دقیق تر شدن انجام فعالیت می شوند؛ پرسش هایی مانند: چه مدت، چندتا، چه مقدار، چه اندازه و غیره. چنین پرسش هایی باعث كمی تر شدن فعالیت ها می شوند. یكی از هدف های ما این است كه بچه ها مشاهدات كیفی خود را به مشاهدات كمی تبدیل كنند.
پ) پرسش های مقایسه ای: این پرسش ها دانش آموزان را به سمت مقایسه ی دو كمیت، دو چیز یا دو پدیده سوق می دهند و آنان را به مشاهده گرایی دقیق تبدیل می كنند.
ت) پرسش های فعالیت پذیر: این پرسش ها دانش آموزان را به انجام دادن فعالیت دعوت می كنند و آنان برای پاسخ دادن به این پرسش ها مجبور به انجام دادن فعالیتی هستند؛ مثلا˝، وقتی می پرسیم: «اگر یخ را حرارت دهیم، حجم آن چه تغییری می كند؟» دانش آموز برای پاسخ دادن به این پرسش باید فعالیت مورد نظر را انجام دهد.
بهنرین نوع پرسش ها، پرسش های «فعالیت طلب» هستند؛ یعنی، پرسش هایی كه دانش آموز را به انجام دادن فعالیتی برای پاسخ گویی و در نتیجه، یادگیری فعال وا می دارند. با وجود این كه پرسش های عمومی به طور كلی می توانند به ایجاد و تقویت یك یا چند مهارت در دانش آموز بینجامد اما برای نیل به هر یك از مهارت ها نیز می توان پرسش های اختصاصی مطرح كرد كه پاسخ گویی به هر كدام از آنها، دانش آموزان را به طور ویژه به یكی از مهارت ها می رساند. پرسش ها را می توان به دو گروه «هم گرا» و «واگرا» نیز طبقه بندی كرد.
پرسش های هم گرا:
پرسش هایی هستند كه پاسخ مشخص و ثابتی دارند و پاسخ آنها به شرایط مختلف و نظر پاسخ دهنده بستگی ندارد.
پرسش های واگرا:
پرسش هایی هستند كه از منظرهای متفاوت می توانند پاسخ های مختلفی داشته باشند و پاسخ آنها گاهی وابسته به زاویه ی دید پاسخ دهنده است.
در مقابل هنر خوب پرسیدن، هنر خوب پاسخ دادن نیز وجود دارد. هر سؤال دانش آموز در واقع آمادگی او را برای یادگیری نشان می دهد. این محرك یادگیری نقطه ی عطف كار معلم است و معلم باید این فرصت را غنیمت بشمرد. هنگام مواجه شدن با پرسش دانش آموز، راه های متفاوتی برای پاسخ دادن وجود دارد؛ بعضی از معلمان پاسخ سؤال را مستقیم و به طور كامل در اختیار دانش آموز می گذارند. بعضی دیگر، پرسش را به خود دانش آموز برمی گردانند و بعضی نیز برای یافتن ، كتاب ها، مجله ها و منابع دیگری را به دانش آموزان معرفی می كنند. گاهی هم می توان پرسش دانش آموز را به سمت یك فعالیت مناسب هدایت كرد.
گاهی عكس العمل معلم نسبت به سؤالات مطرح شده، در دانش آموزان بسیار مؤثر است؛ مثلا˝، اظهار تعجب، شگفتی و علاقه ی معلم باعث جلب توجه بقیه ی دانش آموزان به سؤال می شود. پس هنگام پاسخ دادن به سؤالات دانش آموزان، اصل این است كه معلم از دادن پاسخ صحیح بپرهیزد؛ یعنی آنها را در مسیر یادگیری فعال قرار دهند.
معلم هنرمند، معلمی است كه پرسش های دانش آموزان را به یك سلسله فعالیت های یادگیری تبدیل كند تا دانش آموزان با انجام دادن، این فعالیت ها، به پاسخ پرسش خود برسند. معلم باید بتواند، در بسیاری از موارد با شهامت كلمه ی «نه» را به زبان آورد. «نه» گفتن معلم به دانش آموزان یاد می دهد كه او دانای كل نیست. بهترین روش پاسخ گویی به پرسش ها این است كه معلم به دانش آموزان بگوید: «بچه ها، بیایید با هم یاد بگیریم.» این كار ترس ندانستن را از دانش آموزان می گیرد و در ضمن، باعث ایجاد رابطه ی عاطفی بین معلم و آنها می شود.

لقمان حكيم به فرزندش گفت:پسرم! كيست كه خدا را پرستيد و خدا او را خوار كرد و كيست كه هواي او كرد و او را نيافت؟پسرم! كيست كه خدا را ياد كرد، ولي او يادش نكرد و كيست كه به خدا توكل كرد، ولي خدا او را به ديگري واگذاشت و كيست كه به سوي خداوند عزوجل لابه كرد، ولي به او رحم ننمود؟...

خداوند سراسر نور و عشق است و اگر دل به اوببندیم وجود ما نیز لبریز از نور و عشق می شود .وجود خود را نورانی کنید.
اگر می بینید در وجودتان عشق نیست،آرامش نیست بدانید از او فاصله گرفته اید و برای همین روحتان مضطرب ونگران شده مثل حسی که وقتی که کسی رو که خیلی دوستش دارین از شما دور میشه.
البته این خدا نیست که از ما دور میشه خدا همیشه باماست.
بلکه این ما هستیم که گاهی نمیخواهیم او را ببینیم و به او گوش جان بسپاریم.

[h=2] اهميت سوال
[/h] اصولاً ارزش انسان به سوال كردن است ، زيرا براى انسان است كه شك بوجود مى‏آيد و انسان براى بر طرف كردن آن سؤال مى‏كند. امام مى‏فرمايد: «القلوب أقفال و مفاتحها السؤال»(غررالحكم، ص‏60) قلبها بسته شده و كليد آن سؤال است. يا «العلم خزائن و مفتاحها السؤال»(كنزالفوائد، ج‏2، ص‏107) علم خزينه‏اى است كه كليد آن سؤال است.
امام باقر(ع) شعرى دارد، « شِفَاءُ الْعَمَى طُولُ السُّؤَالِ وَ إِنَّمَا تَمَامُ الْعَمَى طُولُ السُّكُوتِ عَلَى الْجَهْل»(كفايةالأثر، ص‏253)
شفاى نابينايى سؤال است و تمام نابينايى سكوت است.
يعنى در اينجا تشبيه كرده ‏اند.