پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی

تب‌های اولیه

224 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال



39 – باب وجوب اصلاح نمودن نفس در زمانی که به شر میل پیدا می کند

350 : ابی خدیجه گوید: بر امام رضا علیه السلام وارد شدم حضرت به من فرمود :
خداوند تبارک و تعالی مؤمن را با روحی از خود تقویت و پشتیبانی می کند و این روح الهی در هر زمانی که مؤمن نیکی می کند و تقوا را رعایت می نماید در نزد او حاضر است و زمانی که گناه کند و از حق تجاوز کند آن روح الهی غایب می شود پس آن روح الهی همراه با مؤمن است و در هنگام نیکوکاری مؤمن به نشاط در می آید و در هنگام بدی نمودنش به زمین می رود پس ای بندگان خدا با اصلاح نمودن خود نعمتهای خداوند را محافظت کنید تا بر باورتان افزوده شود و سود زیادی عایدتان شود . خداوند رحمت کند مردی را که قصد خیر کند و آن را به جای آورد یا اینکه (اگر ) قصد عمل بدی نمود از انجام آن خودداری کند.-سپس فرمود : - ما با فرمانبرداری از خداوند و عمل برای او بر این روح الهی می افزاییم.

351 : امام صادق علیه السلام فرمود :
نفس خود را پیش از آنکه از تو جدا شود از هر آنچه که به آن ضرر می رساند باز نگاهدار و همچنانکه در طلب روزی ات کوشش می کنی در رهایی و خلاص نمودن نفست بکوش زیرا نفس تو در گرو عمل و کردار توست.

352 : امام صادق علیه السلام فرمود :
امیر المؤمنین علیه السلام فرموده است : دانشمندان و عالمان چنین بودند که هر گاه برای یکدیگر نامه می نوشتند سه جمله می نوشتند که چهارمی نداشت (و سخنانشان از این سه جمله تجاوز نمی کرد) : 1- کسی که همت و تلاشش در امر آخرتش باشد خداوند دنیای او را کفایت می کند. 2- کسی که درون خویش را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح خواهد کرد. 3- کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح خواهد نمود .

353 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
هر کس بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح خواهد کرد و کسی که امر آخرتش را اصلاح کند خداوند امر دنیایش را برایش به سامان می رساند.

354 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
کسی که درون خویش را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح خواهد کرد و کسی که برای دینش کار کند خداوند دنیایش را کفایت می کند و کسی که بین خود و خدایش را نیکو کند خداوند خود بین او و مردم را کفایت می کند.

355 : امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش، ازعلی علیه السلام روایت فرمود :
کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح خواهد کرد.



40 – باب وجوب دوری نمودن از لغزشها و گناهان

356 : امام صادق علیه السلام فرمود :
آگاه باشید که هیچ رگی نمی زند و هیچ مصیبت و سردرد و مرضی پیش نمی آید مگر به خاطر گناهی و این است معنای گفتار خداوند عزوجل در کتابش که فرمود : ( مصیبتی که به شما رسیده است به سبب چیزی است که دستهایتان کسب نموده و خداوند از بسیاری (از خطاهای شما) در می گذرد ) سپس حضرت فرمود : آنچه که خداوند از آن در می گذرد بیشتر است از آنچه که به سبب آن مردمان را مؤاخذه می کند.

357 : امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل که می فرماید :
( پس چه چیز آنها را بر آتش شکیبا کرد ) فرمود : یعنی چه چیز آنها را بر انجام کاری که می دانند آنها را به سوی آتش می برد شکیبا کرد؟!

358 : امام باقر علیه السلام فرمود :
همه گناهان سخت اند و سخت ترین آنها گناهی است که ( در طول انجام آن ) گوشت و خون بر اساس آن بر بدن شخص روییده باشد زیرا گناهکار یا مورد رحمت حق قرار می گیرد و یا عذاب می شود و بهشت جایگاهی است که تنها کسی که پاکیزه است به آن داخل می گردد.

359 : امام صادق علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : به راستی که بنده به خاطر گناهی از گناهانش یکصد سال محبوس و زندانی می شود و او از درون زندان خود به همسرانی که در بهشت برای او وجود دارند می نگرد که چگونه آنان مشغول تنعم و بهره بردن هستند.

360 : امام رضا علیه السلام فرمود :
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : در حالی که اعمال ننگین و رسوا کننده ای را به جای آورده ای دندانت را به خنده آشکار مکن و زمانی که مرتکب بدیها شده ای از عذاب شبانگاهی ایمن مباش.

361 : امام باقر علیه السلام فرمود :
هیچ مصیبتی به بنده نمی رسد مگر به خاطر گناهی، و آنچه خدا از آن در می گذرد بیشتر است.

362 : امام صادق علیه السلام فرمود :
پدرم می فرمود : هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی کند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب می شود و قلب را دگرگون می سازد.

363 : امام باقر علیه السلام فرمود :
به راستی که بنده گناه می کند پس در نتیجه، رزق و روزی از او دور می شود و کناره می گیرد.

364 : امام صادق علیه السلام فرمود :
به راستی که گناه باعث محروم شدن بنده از روزی می شود.

365 : امام باقر علیه السلام فرمود :
همانا مرد گناه می کند در نتیجه رزق و روزی از او دور می شود، و سپس این آیه را تلاوت فرمود : ( آنگاه که سوگند یاد نمودند که آن باغ را صبحگاهان می بریم و ان شاء الله نگفتند پس در حالی که ایشان در خواب بودند طواف کننده ای از جانب پروردگارت بر آن باغ طواف نمود (و آن را نابود ساخت).

366 : ابی بصیر گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
هرگاه مرد مرتکب گناهی شود در قلب او نقطه سیاهی ظاهر می شود پس اگر توبه نمود آن سیاهی محو می شود ولی اگر بر گناهش افزود بر آن سیاهی نیز افزوده می شود تا جایی که سیاهی بر قلبش چیره می گردد پس بعد از آن هرگز به رستگاری نمی رسد.

367 : امام باقر علیه السلام فرمود :
به راستی که ( گاه باشد ) بنده ای از خداوند حاجتی را درخواست می کند و ( در آن مورد ) قصد خداوند این است که تا زمانی نزدیک یا تا درنگی اندک حاجت او را برآورده سازد پس در این فاصله آن بنده مرتکب گناهی می شود پس خداوند تبارک و تعالی به فرشته خود می فرماید : حاجتش را برآورده مساز و او را محروم گردان زیرا او (با گناه خویش) خود را در معرض خشم من قرار داد و مستوجب بی بهرگی از رحمت من گشت.

368 : امام صادق علیه السلام فرمود :
به راستی که مرد مرتکب گناهی می شود و در نتیجه از (انجام) نماز شب محروم می ماند و حقا که کردار زشت از چاقویی که در گوشت فرو می رود سریعتر در صاحب خود اثر می گذارد.

369 : امام صادق علیه السلام فرمود :
هر کس که قصد نمود که کار بدی انجام دهد (از قصد خود برگردد و) چنین نکند زیرا چه بسا که بنده ای مرتکب کار بدی می گردد پس پروردگار تبارک و تعالی به او می نگرد و می فرماید : سوگند به عزت و بزرگی ام که پس از این هرگز تو را نمی بخشایم.

370 : امام باقر علیه السلام فرمود :
هیچ بنده ای نیست مگر اینکه در قلب او نقطه ای سفید است پس هرگاه مرتکب گناهی شود در درون آن نقطه سفید نقطه ای سیاه نمایان شود پس اگر توبه نمود آن نقطه سیاه از بین می رود ولی اگر (ادامه داد و) گناهانش به درازا کشید آن سیاهی افزوده می شود تا جایی که تمام سفیدی را می پوشاند پس هرگاه سیاهی روی سفیدی را بپوشاند دیگر آن گناهکار هرگز به سوی خیر باز نمی گردد و این معنای گفتار خداوند عزوجل است که می فرماید : (بلکه آنچه را که کسب می کردند زنگاری بر دلهاشان می شد).

371 : ابی عمر مدائنی از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود :
پدرم امام باقر علیه السلام می فرمود : به راستی که خداوند حکم و قضای حتمی اش بر این قرار گرفته که نعمتی را به بنده ای نبخشد و سپس آن را از او بگیرد (بلکه اگر نعمتی را به او بخشید آن را از وی سلب نمی کند) مگر اینکه آن بنده گناهی کند و در نتیجه سزاوار خشم الهی گردد (پس در واقع خود بنده با گناهش نعمت را از خود سلب می کند).

372 : سماعه گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
خداوند نعمتی را به بنده اش نمی بخشد که آن را از او بگیرد مگر اینکه مرتکب گناهی شود و به سبب آن سزاوار سلب نعمت گردد.

373 : امام صادق علیه السلام فرمود :
به راستی که کسی از شما بسیار از سلطان می ترسد و این ترسش فقط به خاطر گناهان است پس، از گناهان تا می توانید پرهیز کنید و در گناهان فرو نمانید.

374 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
هیچ دردی برای دلها دردناکتر از گناهان نیست و هیچ ترسی سخت تر از مرگ نیست و آنچه که سپری گشته است برای اندیشیدن کافی است و مرگ به عنوان اندرز دهنده کفایت می کند.

375 : عباس بن هلال شامی گوید : از امام رضا علیه السلام شنیدم که می فرمود :
هر گاه بندگان گناهانی را انجام دهند که پیش از آن مرتکب چنین گناهی نمی شدند بلا هایی برای آنها پیش می آید که پیش از آن چنین بلاهایی را سراغ نداشتند .

376 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
هر کس مرتکب گناهی شود در حالی که خندان است (در روز قیامت )با چشم گریان به آتش دوزخ در افتد.

377 : امام صادق علیه السلام فرمود :
ای مفضل! از گناهان بپرهیز و شیعیان ما را نیز از آن گناهان بر حذر دار . سوگند به خدا که گناهان به سوی هیچکس با شتاب تر از آنکه به سوی شما می آیند نمی روند ، همانا کسی از شما را از ناحیه سلطان رنج و سختی می رسد و این نیست مگر به خاطر گناهانش و کسی از شما دچار بیماری می شود و این نیست مگر به سبب گناهانش و کسی از شما رزق و روزی اش از او باز داشته می شود و این نیست مگر به دلیل گناهانش و کسی از شما هنگام مرگ دچار فشار زیاد می شود تا آنجا که کسی که در نزد او حاضر است می گوید : او به خاطر مرگ دلتنگ و غمگین شده است و این نیست مگر به خاطر گناهانش.
راوی گوید : در اینجا من از سخنان حضرت به فکر فرو رفتم که چرا باید شیعیان به چنین بلاهایی دچار شوند ؟ و حضرت چون مرا به این حال دید فرمود : آیا می دانی که چرا چنین است؟ عرض کردم : خیر . حضرت فرمود : سوگند به خدا که این به خاطر آن است که شما به سبب گناهانتان در آخرت مورد مؤاخذه قرار نگیرید و در عقوبت و کیفرتان در این دنیا تعجیل شده است ( تا پاک به آن دنیا کوچ کنید ).



41 – باب وجوب خودداری نمودن از گناهان

378 : امام صادق علیه السلام فرمود :
از سخت گرفتن ها و چیره گشتن های خداوند در شبانه روز به خدا پناه برید . راوی گوید : عرض کردم : سخت گرفتن های خداوند چیست ؟ حضرت فرمود : گرفتن بندگان بر نافرمانی هایشان.

379 : امام رضا علیه السلام فرمود :
بر خداوند سزاوار است که در هیچ خانه ای نافرمانی اش نشود جز اینکه درون آن خانه را برای خورشید نمایان کند (یعنی سقف آن خانه را بردارد تا خورشید به درون آن بتابد) تا خورشید آن خانه را پاک سازد.

380 : هیثم بن واقد جزری گوید :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : خداوند عزوجل پیامبری از پیامبرانش را به سوی قومش مبعوث ساخت و به او وحی فرستاد که به قومت بگو : هیچ اهل قریه ای و هیچ مردمی نبودند که بر طاعت و فرمانبرداری من باشند پس در آن حال به آنان خوشی و شادمانی برسد و آنان از آنچه که مورد پسند من است به سوی آنچه که در نظر من ناپسند است برگردند جز اینکه من نیز از آنچه که آنان دوست می دارند به سوی آنچه که ناپسند می شمرند باز می گردم و هیچ اهل قریه ای و هیچ اهل خانه ای نبودند که بر نافرمانی من باشند پس در آن حال به آنان ناخوشی برسد و آنان از آنچه که ناپسند مناست به سوی آنچه که مورد پسند من است باز گردند جز اینکه من نیز از آنچه که برای آنان ناخوشایند است به سوی آنچه که دوست می دارند باز می گردم . و به آنان بگو : رحمت من بر خشم من پیشی دارد بنابراین از رحمت من نومید نشوید زیرا گناهی که از آن چشم پوشی می کنم در نزد من بزرگ نیست. و به آنان بگو :در مورد کسانی که با خشم من سر ستیزه دارند پادرمیانی نکنند و دوستان مرا کوچک نشمرند زیرا در هنگام خشم من برای من قهر و غلبه ای است که هیچیک از مخلوقات من در برابر آن تاب ایستادگی ندارد.

381 : امام رضا علیه السلام فرمود :
خداوند عز وجل به سوی یکی از پیامبرانش وحی فرستاد که : هر گاه اطاعت شوم خوشنود می گردم و هر گاه خوشنود باشن برکت می بخشم و برای خیر و برکت من نهایت و پایانی نیست و هر گاه نافرمانیم شود خشمگین می گردم و هر گاه خشمگین شوم لعنت می فرستم و از رحمت خود دور می کنم و لعنت من تا هفت نسل را فرا می گیرد و به آنان می رسد.

382 : امام صادق علیه السلام فرمود :
هر گاه کسی که مرا می شناسد نافرمانی ام کند کسی را که مرا نمی شناسد بر او مسلط می گردانم.

383 : امام رضا علیه السلام فرمود :
به راستی که برای خداوند عزوجل در هر روز و شب ندا دهنده ای هست که ندا در می دهد : ای بندگان خدا دست نگه دارید و درنگ کنید از بجای آوردن معصیتهای الهی ، پس اگر چهارپایان چرنده و کودکان شیرخوار و پیران قد خمیده نبودند عذابی بر شما فرو میریخت که به سبب آن کوبیده و ریزه ریزه می شدید.

384 : امام باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : خداوند جل جلاله می فرماید : هر بنده ای که از من فرمان برد او را به غیر خودم وا نمی گذارم و هر بنده ای که نافرمانی ام کند او را به خودش وا می گذارم سپس باکی ندارم که در کجا به هلاکت برسد.

385 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
خداوند عزوجل می فرماید : هر گاه کسی از مخلوقات من که مرا می شناسد نافرمانی ام کند من نیز از مخلوقات خود کسی را که مرا نمی شناسد بر او مسلط می گردانم.

386 : ابن ابی عمیر از کسی که حضرت صادق علیه السلام شنیده است روایت کند که حضرت فرمود :
کسی که نافرمانی خدا را کند خداوند را دوست نمی دارد . سپس حضرت این شعر را مثال آورد:
خداوند را عصیان میکنی و دوستی اش را اظهار می کنی/
این کاری نا ممکن و شگفت است/
اگر دوستی ات صادقانه است فرمانبری اش کن /
به راستی که محب فرمانبردار محبوب است/

387 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
(حتی ) اگر خداوند هم بر معصیتش وعید دوزخ را نداده بود باز هم به خاطر شکر نعمتهایش واجب بود که معصیت نشود .

388 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
از (اسباب) پاکدامنی دشواری و محال گردیدن (انجام) گناهان است(زیرا اگر انجام گناهی دشوار یا محال گردید آدمی از آن گناه به دور می ماند و این خود سبب پاکی می گردد) .

389 : امیر المؤمنین علیه السلام در یکی از عیدها فرمود :
این روز برای کسی عید است که خداوند روزه اش را پذیرفته از نمازش تشکر به جای آورده است و هر روزی که در آن مرتکب معصیت خدا نشوی آن روز،روز عید است.



42 –باب وجوب خودداری کردن از شهوات و لذتهای حرام

390 : امام باقر علیه السلام فرمود :
بهشت با سختی ها و صبر پوشیده است پس کسی که بر سختی های دنیا صبر کند به بهشت وارد می شود . و دوزخ با لذتها و شهوتها پوشیده شده است پس کسی که به نفس خود لذت و شهوت نفسانی را ببخشد به آتش داخل می گردد.

391 : امام صادق علیه السلام فرمود :
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : ترک گناه از طلب توبه آسانتر است و چه بسا ساعتی به شهوت گذراندن باعث اندوه طولانی شود ، و مرگ ، دنیا را رسوا می کند و برای خردمند شادی نمی گذارد.

392 : امیر الؤمنین علیه السلام روایت کند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
خوشا به حال کسی که مییل نفسانی حاضر و آماده را به خاطر وعده ای که آن را ندیده است ترک کند.



43 – باب وجوب خودداری کردن از گناهانی که کوچک شمرده می شوند

393 : امام صادق علیه السلام فرمود :
از گناهانی که کوچک شمرده می شوند بترسید زیرا آنها بخشیده نمی شوند . راوی گوید : عرض کردم: گناهان کوچ کدامند ؟ حضرت فرمود : اینکه مرد گناهی کند و بگوید : خوشا به حال من اگر جز این گناه گناهی دیگر نداشتم.

394 : سماعه گوید : از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود :
کارهای خیر زیاد را زیاد نشمرید و گناهان کم را کم ندانید زیرا گناهان کم جمع می شوند و زیاد می گردند . و از خداوند در پنهانی بترسید تا آنجا که خودتان درباره خود به انصاف رفتار کنید.

395 : امام صادق علیه السلام فرمود :
همانا رسول خدا صلی الله علیه و اله (با یاران خود ) در زمینی بی گیاه فرود آمدند ، حضرت به یاران خود فرمود : مقداری هیزم بیاورید. عرض کردند : ای رسول خدا ما در مکانی بی گیاه هستیم و در اینجا هیزم نیست. حضرت فرمود : هر کدام از شما به اندازه ای که می توانید بیاورید ،(چیزی نگذشته بود که ) هر کدام مقداری هیزم آوردند و در مقابل پیامبر روی هم ریختند . رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : گناهان نیز اینگونه جمع می شوند سپس فرمود : از گناهان کوچک حذر کنید زیرا هر چیز جوینده ای دارد و همانا جوینده گناهان (که فرشته است) آنچه را که (مردم) پیش فرستاده اند و اثرهای آنها را می نویسد(و هر چیز را در پیشوایی آشکار فراهم کرده ایم).

396 : امام باقر علیه السلام فرمود:
از گناهانی که کوچک شمرده می شوند پرهیز کنید زیرا آن گناهان (نیز)فرشته ای جوینده دارد، کسی از شما می گوید: گناه می کنم و (پس از آن)استغفار می کنم ، به راستی که خدای عزوجل می فرماید ( و ما آنچه را که پیش فرستاده اند و آثار آنها را می نویسیم و هر چیزی را در پیشوایی آشکار گرد آورده ایم ) و می فرماید : ( به درستی که اگر آن به اندازه دانه خردلی در دل سنگی بزرگ و یا در آسمانها یا در زمین باشد خداوند بیاردش همانا که خداوند باریک بین و آگاه است) .

397 : امام صادق علیه السلام فرمود :
امیر المؤمنین علی علیه السلام فرموده است : چیزی که در روز قیامت سودمند است کوچک نیست و چیزی که در روز قیامت زیانبار است ناچیز نیست پس در آنچه که خداوند عزوجل به شما خبر داده است مانند کسی باشید که به چشم خود همه آنها را دیده است .

398 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
سخت ترین گناهان گناهی است که انجام دهنده آن ،آن را ناچیز بشمرد.

399 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
سخت ترین گناهان گناهی است که انجام دهنده آن ، آن را سبک بشمرد.

400 : امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش و آنان از رسول خدا صلی الله علیه و اله در حدیثی که از امور مورد نهی سخن به میان آمده است روایت کنند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
هیچ بدی و شری را اگر چه در نظر شما کوچک باشد کوچک نشمرید و هیچ خیری را اگر چه در چشم شما زیاد باشد زیاد مشمرید زیرا با وجود استغفار ( دیگر گناه) بزرگ وجود ندارد و با اصرار و پافشاری (بر گناه دیگر گناه ) کوچک نیست (زیرا با استغفار می توان از گناه بزرگ طلب آمرزش نمود و با اصرار بر گناه ، گناه کوچک تبدیل به گناه برزگ می شود ).

401 : امام باقر علیه السلام در حدیثی به محمد بن مسلم فرمود :
کار نیکی را که به جای می آوری کوچک مشمار زیرا کار نیک را در جایی می بینی که شادمانت می کند و عمل زشتی را که انجام می دهی کوچک مشمار زیرا آن را در جایی می نگری که بد حالت می کند ( مراد از آن جا صحنه قیامت است ) .

402 : امام باقر علیه السلام فرمود :
یکی از گناهانی که بخشیده نمی شود این است که کسی ( گناهی کند و ) بگوید : ای کاش تنها فقط به همین گناه مؤاخذه می شدم.

403 : امام باقر علیه السلام فرمود :
از گناهانی که کوچک شمرده می شوند بپرهیزید زیرا آن گناهان ( نیز) از جانب خداوند جوینده ای دارد ( یعنی فرشته ای که طلب کننده و پی گیری کننده گناهان کوچک است ) و به راستی که گناهان کوچک بر آدمی جمع می شوند تا آنجا که او را به هلاکت می افکنند.

404 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
همانا خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان نموده است : رضایت و خوشنودی اش را در طاعتش و خشمش را در معصیت و نافرمانی اش و ولی خود را در میان خلقش پنهان ساخته است پس مبادا کسی از شما یکی از طاعات را سبک بشمرد زیرا او نمی داند که رضایت و خوشنودی خداوند در کدام طاعت او پنهان است و مبادا یکی از معصیتها را کم بشمرد زیرا او نمی داند که خشم خدا در کدامیک از گناهان نهان است و مبادا یکی از خلق خدا را بی قدر و ارزش بداند زیرا نمی داند که کدامیک از آنها ولی خداوند است .

405 : و از کلام رسول خدا صلی الله علیه و اله است که :
به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی که بر آن جرأت یافته اید بنگرید.( بنگرید به اینکه بر نافرمانی خدا دلیر گشته اید و این بسیار بزرگ است) .

406 : امام صادق علیه السلام فرمود :
کسی که قصد انجام دادن گناهی را نمود نباید آن را انجام دهد زیرا چه بسا بنده گناهی را مرتکب می شود و پروردگارش او را می بیند و می گوید : سوگند به عزت و بزرگی ام که دیگر هرگز تو را نمی بخشایم .

استاد;737613 نوشت:
325 : راوی گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
هیچ بنده ای خالصانه در درون خود به خداوند روی نیاورده است تا در نتیجه حق نفس را به او عطا کند و حقی را که از آن نفس است برای او بستاند جز اینکه (اگر چنین باشد) دو خصلت به او بخشیده می شود: یکی روزی ای از جانب خداوند که وی را در فراخی (و آسایش)قرار می دهد و دیگری رضایت و خوشنودی از خداوند که او را (از همه چیز )بی نیاز می سازد.

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی

حق نفس چیست
امام سجاد (ع) در رساله حقوق فرموده است: "حَقُّ نَفْسِکَ عَلَیْکَ أَنْ تَسْتَعْمِلَهَا بِطَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏"؛ حق نفس تو این است که او را در راه اطاعت خداوند به کار گیری مقصود از "حق نفس" در روایت امام سجاد (ع)، جنبه جسمانی انسان مورد نظر نیست، بلکه معنایش این است که انسان از سرمایه وجودی خویش در راه اطاعت و رضایت خداوند استفاده نماید. اما جدای از روایت امام سجاد ممکن است مقصود از حق نفس، رعایت امور مربوط به جسم و روح باشد؛ بدین معنا که همان گونه که اهتمام به حقوق خداوند و مردم ضروری است، اموری که به سلامت جسمی و روحی انسان کمک می نماید، نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا در مسیر بندگی خداوند موفق بود، و ادای حق نفس (به این معنا) با حفاظت از نفس و پیشگیری از اموری که به سلامت او ضرر می رساند، تحقق می یابد.
سوالم از جناب استاد این است که بین این دو قسمت چه تفاوتی هست؟
"حق نفس را به او عطا کند"
و
"حقی را که از آن نفس است برای او بستاند"
قسمت دوم به چه معناست؟
با سپاس

استاد;739463 نوشت:
: امام رضا علیه السلام فرمود :
بر خداوند سزاوار است که در هیچ خانه ای نافرمانی اش نشود جز اینکه درون آن خانه را برای خورشید نمایان کند (یعنی سقف آن خانه را بردارد تا خورشید به درون آن بتابد) تا خورشید آن خانه را پاک سازد.

بسمه العلیم

با سلام و عرض ادب

استاد گرامی آیا این روایت کنایه از خانه خراب شدن است؟

یا به گونه ای فرود آمدن و نزول سختی ها به اهل آن خانه؟

با تشکر

یکی دیگه.;739752 نوشت:
سوالم از جناب استاد این است که بین این دو قسمت چه تفاوتی هست؟
"حق نفس را به او عطا کند"
و
"حقی را که از آن نفس است برای او بستاند"
قسمت دوم به چه معناست؟

با سپاس

سلام علیکم و رحمة الله
قسمت اول را که خودتان به زیبایی از بیان شریف سید الساجدین علیه السلام معنا فرمودید.
قسمت دوم می تواند به معنای کسب معارف لازم برای نفس در جهت کمال الهی وی باشد.زیرا نفس برای کمال خلق شده است نه برای سقوط به درکات جهنم.لذا آنچه حق اوست معارف الهیست برای عمل کردن که با دو بال علم و عمل طی طریق انسانیت بکند.
عطا کننده ی این معارف کیست؟
خداوند متعال از طریق اسبابش مُعطی این حقایق و معارف است و اسباب عبارت است از درس گرفتن به واسطه استاد و مطالعه و تفکر ، و همچنین توسل به ذوات مقدس معصومین علیهم صلوات الله أجمعین.

حبیبه;739822 نوشت:
بسمه العلیم

با سلام و عرض ادب

استاد گرامی آیا این روایت کنایه از خانه خراب شدن است؟

یا به گونه ای فرود آمدن و نزول سختی ها به اهل آن خانه؟

با تشکر


سلام علیکم و رحمة الله
ظاهرا معنای دوم مراد باشد و تعبیر شریف امام رضا علیه آلاف التحیة و الثناء کنایی ست که اشاره فرمودید.
زیرا می بینیم که برداشته شدن سقف خانه ای که در آن گناه شده است همواره اتفاق نمی افتد و در مواردی هم به غیر از این دلیل اتفاق می افتد.
اما نزول بلا بر چنین مکانی حتمی ست،البته بلایا بسیار متفاوت هستند و فقط هم به دلیل گناه نازل نمی شوند،کما اینکه در احادیث متعدد به حکمت بلا اشاره شده است.
گاهی بلا ظاهریست و گاهی باطنی ،مانند کور دلی،چه اینکه قرآن کریم می فرماید:
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ (بقره/18)
كرند، لالند، كورند بنا بر اين به راه نمى ‏آيند.
و این بلا بسیار عظیم است.به خدا پناه می بریم از شر بلا.




44 – باب تحریم ناسپاسی در برابر نعمت خداوند

407 : سدیر گوید : مردی از امام صادق علیه السلام درباره این گفتار خدای عزوجل پرسید که می فرماید :
( پس گفتند : ای پروردگار ما ، بین سفرهای ما دوری بیفکن ، و بر خود ستم کردند و ما هم آنها را حکایت گردانیدیم و پراکنده شان ساختیم) حضرت فرمود : آنها گروهی بودند که روستاهای متصل و به هم پیوسته ای داشتند و به گونه ای که ساکنان روستا های مجاور را می دیدند و دارای جویهای جاری و اموال آشکار بودند پس نعمتهای خداوند را ناسپاسی کردند و سلامت و عافیتی را که خداوند به آنان داده بود دگرگون ساختند خداوند نیز نعمتی را که به آنان بخشیده بود دگرگون ساخت ( و خداوند سیل سختی را بر آنان فرستاد و روستاهایشان را به زیر آب برد و خانه هایشان را ویران ساخت و اموالشان را از بین برد و به جای باغهایشان دو باغ که دارای میوه های تلخ و درخت شورگز و مقدار کمی سدر بودند برای آنها بر جای گذاشت سپس فرمود : ( این جزایی که به آنان دادیم به سبب کفران آنان بود و آیا جز ناسپاس را جزا می دهیم؟ )

408 : امام صادق علیه السلام فرمود :
در تورات نوشته شده است : شکر کسی را که به تو نعمت بخشیده است به جای آور و به کسی که از تو قدردانی می کند نعمت ببخش زیرا اگر سپاس نعمتها به جای آورده شود نعمتها زائل نمی شوند و اگر ناسپاسی شود نعمتی باقی نمی ماند . پس شکرگذاری مایه زیادت نعمت و باعث ایمنی از تغییر نعمت است.




45 – باب وجوب خودداری کردن از گناهان کبیره

409 : ابی بصیر گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که درباره این آیه که می فرماید :
( به هر کس حکمت داده شود خیر فراوان به او داده شده ) فرمود : مراد از خیر فراوان معرفت و شناخت امام و دوری کردن از گناهان کبیره ای است که خداوند آتش را بر ارتکاب آنها واجب ساخته است.

410 : امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل که می فرماید :
( اگر خودداری کنید از کبیره هایی که از آنها نهی شده اید از گاهانتان در می گذریم و شما را در محلی گرامی در می آوریم ) فرمود : مراد از کبیره ها ، گناهانی هستند که خدای عزوجل بر انجام آنها آتش دوزخ را واجب ساخته است .

411 : از امام صادق علیه السلام روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
هیچ بنده ای نیست مگر اینکه بر او چهل پرده (یا سپر) هست تا اینکه مرتکب چهل گناه کبیره شود که اگر چنین کند این پرده ها (یا سپرها) کنار می رود .( در این صورت گناه در نزد او زشتی ندارد و به قساوت قلب دچار می گردد) .

412 : امام صادق علیه السلام فرمود :
هر کس از گناهان کبیره دوری کند خداوند همه گناهانش را می بخشد و این معنای گفتار خدای عزوجل است که می فرماید : ( اگر از گناهان کبیره ای که از ارتکاب آنها نهی شده اید دوری کنید از گناهانتان در می گذریم و شما را در محلی گرامی در می آوریم ) .

413 : امام رضا علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل که می فرماید :
( اگر از گناهان کبیره ای که از ارتکاب آنها نهی شده اید دوری کنید از گناهانتان در می گذریم) فرمود : کسی که از کبیره هایی که خداوند وعده آتش دوزخ بر آنها داده است دوری کند اگر مؤمن باشد خداوند از گناهان او چشم پوشی می کند .

414 : عباد بن کثیر (که هسته خرما فروش بود ) گوید :
از امام باقر علیه السلام پرسیدم که کبائر کدام گناهان هستند ؟ حضرت فرمود : هر گناهی که خداوند بر انجام آن وعده آتش دوزخ را داده است .

415 : امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود :
خداوند مؤمنین را به خاطر عمل شایسته آنان مؤمن نامیده است و کسانی را که گناهان کبیره و گناهانی که خداوند عزوجل وعده آتش بر آنها داده است را مرتکب می شوند را نه در قرآن و نه در هیچ اثری مؤمن ننامیده است و ما هم آنان را پس از انجام چنین گناهانی مؤمن نمی نامیم.

416 : امام رضا علیه السلام فرمود :
کسی که به یگانگی خداوند و مثل و مانند نداشتن خداوند اقرار کند و اعتراف کند که به رجعت یقین دارد و از انجام کبائر خودداری کند چنین کسی مؤمن حقیقی است و از شیعیان ما اهل بیت است.

417 : زراره گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم :
درباره گفتار رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود : ( شخص زنا کار در حالی که مؤمن است زنا نمی کند ) به من خبر ده .حضرت فرمود : ( زیرا وقتی که زنا می کند ) روح ایمان از او جدا می شود .




46 – باب معین نمودن گناهان کبیره ای که دوری از آنها واجب است

418 : ابن محبوب گوید :
یکی از اصحاب ما همراه با من به امام رضا علیه السلام نوشتیم که : کبائر چند تاست و کدامند ؟ حضرت در پاسخ نوشت : هر کس از گناهانی که خداوند بر آنها وعده آتش دوزخ را داده است دوری کند اگر مؤمن باشد خداوند از گناهانش چشم پوشی می کند و هفت گناهی که موجب آتش است عبارتند از : کشتن نفسی که کشتنش حرام است و آزردن پدر و مادر و رباخواری و بازگشتن به حالت اعرابی پس از هجرت نمودن (به دار الایمان) و نسبت زنا دادن و متهم کردن زن شوهردار و خوردن مال یتیم و گریختن از جهاد.

419 : جناب عبدالعظیم حسنی از امام جواد علیه السلام روایت کند که فرمود :
از پدرم امام رضا علیه السلام شنیدم که می فرمود : از پدرم موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که می فرمود : عمر بن عبید بر امام صادق علیه السلام وارد شد پس چون سلام کرد و نشست این آیه را تلاوت کرد ( و کسانی که از گناهان بزرگ و زشتی ها خودداری می کنند ) سپس خاموش شد . امامصادق علیه السلام فرمود : چه چیزی باعث شد که ساکت شوی و ادامه ندهی ؟ عرض کرد : دوست دارم بدانم که مراد از کبائر در کتاب خدای عزوجل چیست؟حضرت فرمود : آری ای عمر ! بزرگترین گناهان کبیره شرک ورزیدن به خداوند است، خداوند می فرماید: هر کس به خدا شرک بورزد خداوند بهشت را بر او حرام می گرداند. و بعد از شرک ، نومید شدن از رحمت خداست زیرا خداوند عزوجل می فرماید : ( از رحمت خداوند نومید نمی شوند مگر گروه کافران) پس از آن ، ایمن بودن از مکر خدا است زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( از مکر خداوند ایمن نمی گردند مگر گروه زیانکاران) و یکی دیگر از گناهان کبیره آزار رساندن به پدر و مارد است زیرا خداوند سبحان آزار دهنده به پدر و مادر را ستمگر و تیره بخت گردانده است . و دیگری کشتن نفسی است که خداوند به ناحق کشتن او را حرام کرده است، زیرا خداوند عزوجل می فرماید : ( جزای کسی که قتل نفس کند جهنم است و در جهنم جاویدان می ماند) و دیگری نسبت ناروا دادن به زن شوهر دار ، زیرا خداوند عزوجل می فرماید (کسانی که نسبت ناروا به زنان شوهردار می دهند و در دنیا و آخرت مورد لعنت هستند و عذاب بزرگی برای آنان است ) و دیگری خوردن مال یتیم زیرا خداوند عزوجل می فرماید : ( خورندگان مال یتیم در شکمهاشان آتش می خورند و به زودی به دوزخ در آیند ) و دیگری فرار از از جهاد زیرا خداوند عز وجل می فرماید : ( و هر که در آن روز به آنان پشت کند جز اینکه به کناری برای جنگیدن رفته باشد یا برای جا گرفتن در میان گروهی از جنگ کنندگان ، پس بر خود خشم خدا را گرفته است و جایگاه او دوزخ است و بد بازگشتگاهی است ) و دیگری رباخواری است زیرا خداوند عزوجل می فرماید : ( آنانکه ربا می خورند بر نمی خیزند مگر مانند بر خاستن کسی که شیطان او را از روی دیوانگی به بیراهه می برد ) و دیگر جادوگری است زیرا خداوند عزوجل می فرماید : ( و به حقیقت دانستند که هر کس آن را خرید در آخرت هیچ بهره ای برای او نیست ) و دیگری زنا است زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( و کسی که مرتکب زنا شود عقوبت می شود و عذاب او در روز قیامت دو چندان می شود و با رباخواری در عذاب جاوید می ماند ) و دیگری سوگند دروغ نابکارانه است زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( به درستی که آنان که بهای اندکی را در عوض پیمان الهی و سوگندهایشان می گیرند هیچ بهره ای برای آنان در آخرت نیست) و دیگری خیانت و ناراستی است زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( و کسی که خیانت کند در روز قیامت با آنچه که خیانت کرده است می آید ) و دیگری خودداری کردن از پرداخت زکات واجب ، زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( پس پیشانی ها و پهلوها و پشتهایشان داغ کرده می شود ) و دیگری شهادت دروغ و کتمان نمودن شهادت است زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( و کسی که شهادت را کتمان کند قلبش گناهکار است ) و دیگری نوشیدن شراب است زیرا خدای عزوجل از آن نهی فرموده است همچنانکه از عبادت بتها نهی نموده است . ودیگری ترک نمودن عمدی نماز یا یکی از چیزهایی که خداوند عزوجل واجب ساخته است زیرا رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : ( کسی که نماز را از روی عمد ترک کند از کفالت و حمایت خداوند و رسولش خارج شده است ) ، و دیگری پیمان شکنی و بریدن پیوند خویشاوندی است زیرا خدای عزوجل می فرماید : ( برای چنین کسانی دوری از رحمت و سرای بدی خواهد بود ) امام موسی بن جعفر علیه السلام در اینجا فرمود : ( وقتی سخن پدرم امام صادق علیه السلام به اینجا ختم شد ) عمر بن عبید برخاست و بیرون رفت در حالی که از گریه اش بانگ و فریادی بر پا بود و می گفت : هر کس به رأی خود سخن گوید و با شما خاندان پیامبر در فضیلت و دانش به خصومت برخیزد هلاک خواهد شد.

420 : اصبغ بن نباته گوید : مردی به خدمت امیر المؤمنین علیه السلام آمد و عرض کرد :
ای امیر مؤمنان! همانا برخی از مردم معتقدند که بنده در حالی که مؤمن باشد نه زنا می کند نه دزدی و نه شراب می نوشد و نه ربا می خورد و نه خونی را به حرام می ریزد ، پس امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : راست گفتی (زیرا) من همین حدیث را از رسول خدا صلی الله علیه و اله شنیدم و دلیل بر درستی آن کتاب خداست ، و گاهی برای مؤمن حالاتی پیش می آید که در آن حالات قصد می کند که مرتکب گناه شود پس روح قوت و توانایی او را بر این کار جرأت می بخشد و روح شهوت آن کار را برای او زینت داده و زیبا جلوه می دهد و روح بدن او را رهبری می کند تا آنکه به گناه تن در می دهد پس زمانی که با گناه تماس حاصل کرد از ایمانش کاسته می شود از ایمان رها می گردد و ایمانش باز نمی گردد مگر اینکه توبه کند که اگر توبه کرد خداوند توبه اش را می پذیرد و اگر به گناهکاری بازگشت خداوند او را به آتش دوزخ داخل می کند .

421 : عبید بن زراره گوید : از امام صادق علیه السلام درباره گناهان کبیره سؤال کردم حضرت فرمود :
گناهان کبیره چنانکه در کتاب علی علیه السلام آمده است هفت گناه است : کفر به خداوند و کشتن نفس (محترم) و آزار رساندن به پدر و مادر و خوردن ربا بعد از آشنایی و آگاهی از آن و مال یتیم را به ستم خوردن و فرار از جهاد و پس از هجرت به دارالایمان دوباره به حالت اعرابی بودن بازگشتن. عبید بن زراره گوید : عرض کردم : آیا اینها بزرگترین گناهانند ؟ حضرت فرمود : آری عرض کردم : پس آیا یک درهم از مال یتیم را به ستم خوردن بزرگتر است یا ترک نمودن نماز ؟ حضرت فرمود : ترک نمودن نماز .عرض کردم : پس چرا ترک نماز را در شمار گناهان ؟ حضرت فرمود : اولین چیزی که از گناهان کبیره برایت بر شمردم چه بود ؟ عرض کردم : کفر . حضرت فرمود : به راستی کسی که بدون هیچ علت (موجهی) نماز خود را ترک کند کافر است .

422 : امام صادق علیه السلام به راوی فرمود :
در قنوت نماز شب (فلان دعا و فلان دعا را بخوان) – تا آنجا که فرمود :- و برای گناه بزرگت از درگاه خداوند طلب بخشایش کن. سپس فرمود : تمامی گناهان بزرگ اند.

423 : امام صادق علیه السلام فرمود :
گناهان کبیره هفت گناه است : کشتن مؤمنی از روی عمد و نسبت ماروا دادن به زن شوهردار و فرار از جهاد و پس از هجرت دوباره بازگشتن به حالت اعرابی و خوردن مال یتیم از روی ستم و رباخواری بعد از آشنایی و آگاهی و هر گناهی که خداوند آتش دوزخ را بر (انجام دهنده ) آن واجب ساخته است.


424 : عبدالله بن سنان گوید :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : همانا آزار رساندن به پدر و مادر و نا امیدی از رحمت خداوند و ایمنی از مکر خداوند از گناهان کبیره است.

425 : روایت شده است که بزرگترین گناهان کبیره شرک ورزیدن به خداوند است.

426 : حماد از نعمان رازی روایت کند که :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : کسی که زنا کند از ایمان بیرون می رود و کسی که شراب بنوشد از ایمان بیرون میرود و کسی که از روی عمد یک روز از ماه رمضان را روزه خواری کند از ایمان بیرون می رود .

427 : محمد بن عبده گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم :
آیا شخص زناکار در حالتی که ایمان داشته باشد مرتکب زنا نمی شود ؟ فرمود : نه ، چنین کسی در آن حالتی که بر روی شکم آن زن قرار می گیرد ایمانش سلب می شود و هنگامی که بر می خیزد دوباره ایمان به او باز می گردد و اگر دوباره به زنا بپردازد ایمانش سلب می گردد. عرض کردم : کسی که زنا می کند قصد دارد این عمل را دوباره مرتکب گردد(چگونه ایمانی که از او سلب شده دوباره باز می گردد؟) فرمود : چه بسیار کسانی که می خواهند باز گردند ولی هرگز (به ارتکاب این عمل شنیع) باز نمی گردند.

428 : امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل که می فرماید :
( آنانکه از گناهان بزرگ و ناشایسته ها دوری می گزینند مگر گناه کوچک ) فرمود : مراد از ناشایسته ها زنا و دزدی است و مراد از گناه کوچک این است که کسی مرتکب گناهی می شود و در پی آن از خداوند به خاطر آن گناه طلب آمرزش می کند .

429 : داود گوید : از امام صادق علیه السلام از گفتار رسول خدا صلی الله علیه و اله پرسیدم که فرموده است :
هر گاه مردی مرتکب زنا شود روح ایمان از او جدا می شود پس حضرت فرمود : این سخن پیامبر همانند گفتار خدای عزوجل است که می فرماید ( و قصد مکنید ( مال) پلید را که از آن انفاق کنید ) (زیرا همچنانکه مال پلید و طیب دارد روح هم با قصد و عمل پلید ، پلید می شود و روح طیب که همان روح ایمان است مفارقت می کند) آنگاه فرمود : کلامی دیگر از خداوند واضح تر از این است و آن ، این سخن خدای عزوجل است : ( و ایشان را با روحی از جانب خود یاری داد) این روح است که از شخص زانی جدا می شود .

430 : مسعده بن صدقه گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
گناهان کبیره عبارتند از : ناامیدی از رحمت خداوند و مأیوسگشتن از مهربانی خدا و ایمنی از مکر الهی و کشتن نفسی که خداوند کشتن او را حرام گردانیده و آزار رساندن به پدر و مادر و خوردن مال یتیم از روی ستم و ربا خواری بعد از آگاهی ، و به حالت اعرابی بازگشتن پس از هجرت ، و نسبت ناروا دادن به زن شوهردار و فرار نمودن از جهاد .

431 : ابن بکیر گوید : به امام باقر علیه السلام عرض کردم :
درباره گثتار رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود : هرگاه مردی زنا کند روح ایمان از او جدا می شود ، چه می فرمایید؟ حضرت فرمود : این گفتار رسول خدا صلی الله علیه و اله (اشاره کننده به ) گفتار خداوند است که می فرماید : ( و آنان را با روحی از خود قوت بخشید) که این روح همان روحی است که از آنان جدایی نموده بود .

432 : امام صادق علیه السلام فرمود :
روح ایمان از شخص زناکار تا وقتی که در حال زناست گرفته می شود پس هنگامی که از عمل زشت خود فارغ شد (و پشیمان گشت) ایمان باز می گردد. راوی گوید : عرض کردم : اگر کسی قصد زنا کند آیا باز هم ایمانش گرفته می شود ؟ حضرت فرمود : خیر، آیا اگر کسی قصد دزدی کند دستش قطع می شود ؟

433 : ابی بصیر گوید :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود : گناهان کبیره هفت تاست : کشتن کسی از روی عمد و شرک ورزیدن به خدای بزرگ و نسبت ناروا به زن شوهردار و رباخواری بعد از آگاهی و فرار از جهاد و بازگشتن به حالت اعرابی پس از هجرت و آزار رساندن به پدر مادر و خوردن مال یتیم از روی ستم. سپس فرمود : تعرب (بازگشتن به حالت اعرابی) و شرک در یک درجه اند.

434 : امام صادق علیه السلام فرمود :
و (دو کس نیز گناهشان کبیره است ، یکی) کسی که وقتی پدرش او را می خواند پدر خود را لعنت می فرستد و دیگری کسی که با اینکه پسرش (خواسته ) او را اجابت می کند ولی او پسرش را کتک می زند .

435 : محمد بن حکیم گوید : به امام موسی کاظم علیه السلام عرض کردم :
آیا گناهان کبیره آدمی را از ایمان بیرون می برند ؟ حضرت فرمود : آری ، گناهان پایین تر از کبیره هم ( ایمان را از دل بیرون می برند ) رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : آن کس که در معرض زنا کردن است در حالی که مؤمن باشد زنا نمی کند و آن کس که مشرف به دزدی کردن است در حالی که مؤمن باشد دزدی نمی کند .

436 : عبید بن زراره در حدیثی گوید :
امام باقر علیه السلام فرمود : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : مؤمن تا مؤمن است زنا نمی کند و مؤمن تا مؤمن است دزدی نمی کند .

437 : امام صادق علیه السلام فرمود :
بزرگترین گناهان بزرگ هفت گناهند: شرک آوردن به خدای بزرگ و کشتن نفسی که خداوند کشتن او را حرام گردانده مگر به سببی حق و خوردن اموال یتیمان و آزار رساندن به پدر و مادر و نسبت ناروا دادن به زنان شوهردار و گریختن از جهاد و انکار نمودن آنچه که خداوند عزوجل فرو فرستاده است .

438 : علی بن جعفر در گتابش از برادرش موسی بن جعفر علیه السلام روایت کرده که :
از ایشان در مورد کبائر که در گفتار خدای عزوجل که می فرماید : ( اگر از کبائری که از آنها نهی شده اید خودداری کنید ) آمده است پرسیدمکه آن کبائر کدامند ؟ حضرت فرمود : مراد از کبائر آن گناهی است که خداوند بر ارتکاب آنها آتش دوزخ را واجب ساخته است.

439 : امام صادق علیه السلام فرمود :
همانا گناهان کبیره هفت گناهند که درباره ما نازل شده اند (ولی متأسفانه ) همه آن گناهان را نسبت به خود ما روا داشته اند اولین آنها شرک آوردن به خدای بزرگ است و دیگری کشتن کسی است که خداوند کشتن او را حرام گردانده و دیگری خوردن مال یتیم و دیگری رنجاندن پدر و مادر و دیگری نسبت ناروا دادن به زن شوهردار و دیگری گریختن از میدان جنگ و دیگری انکار نمودن حق ما است .

440 : و روایت شده است که : همانا ستم نمودن و بی عدالتی در وصیت از گناهان کبیره است .

441 : عباد بن کثیر گوید : از امام باقر علیه السلام درباره گناهان کبیره سؤال کردم ، حضرت فرمود :
تمامی گناهانی که خداوند بر ارتکاب آنها وعده آتش دوزخ ار داده است گناهان کبیره اند .

442 : ابی خدیجه سالم بن مکرم شتربان از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که :
دروغ بستن بر خداوند و رسول و جانشینان رسول از گناهان کبیره است .

443 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
هر کس چیزی را که من نگفته ام به من نسبت دهد پس باید نشیمنگاهی از آتش را جایگاه و اقامتگاه خود سازد.


444 : امام صادق علیه السلام فرمود :
در کتاب علی علیه السلام یافتیم که : گناهان کبیره پنج گناهند : شرک و آزار رساندن به پدر و مادر و رباخواری پس از آگاهی و گریختن از جهاد و به حالت اعرابی بازگشتن پس از هجرت نمودن.

445 : عبید بن زراره گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم که :
مرا نسبت به گناهان کبیره آگاه ساز . حضرت فرمود : گناهان کبیره پنج گناهند و آنها گناهانی هستند که خداوند بر آنها آتش دوزخ را واجب گردانده و می فرماید : ( همانا خداوند شرک آوردن به خود را نمی بخشاید ) و می فرماید : ( آنان که اموال یتیمان را ظالمانه می خورند به راستی که رد شکمهاشان آتش می خورند و به زودی به دوزخ در آیند ) و می فرماید : ( ای ایمان آورندگان هر گاه در میدان جنگ با کافران روبرو شدید به آنان پشت نکیند ) تا آخر آیه . و فرمود : ( ای ایمان آورندگان از خدا بترسید و آنچه را که از ربا باقی مانده رها کنید ) تا آخر آیه . و متهتم ساختن زنان شوهردار ساده دل با ایمان و کشتن مؤمنی از روی عمد به خاطر دینداری اش.

446 : امام صادق علیه السلام فرمود :
آزار رساندن به پدر و مادر از گناهان کبیره است زیرا خداوند آزار رساننده به پدر و مادر را نافرمان و تیره روز گردانده است.

447 : امام صادق علیه السلام فرمود :
قتل نفس از گناهان کبیره است زیرا خداوند می فرماید : ( و کسی که مؤمنی را عمدا به قتل برساند کیفرش دوزخ است که در آن برای همیشه می ماند و خداوند بر او خشم گرفته و او را از رحمتش دور گردانده و برای وی عذابی بزرگ آماده ساخته است ) .

448 : امام صادق علیه السلام فرمود :
نسبت ناروا دادن به زنان شوهردار از گناهان کبیره است زیرا خداوند می فرماید : ( چنین کسانی در دنیا و آخرت مورد لعنت هشتند و کیفری بزرگ برای آنان می باشد ) .

449 : احمد بن عمر حلبی گوید : از امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل پرسیدم که می فرماید :
( اگر از گناهان کبیره ای که از آنها نهی شده اید دوری کنید از دیگر گناهانتان چشم پوشی می کنیم ) حضرت فرمود : کسی که از گناهانی که خداوند بر انجام آنها وعده آتش داده است دوری کند اگر مؤمن باشد از دیگر گناهانش چشم پوشی می کند و او را به منزلگاهی گرامی وارد می سازد و گناهان کبیره هفتگانه که موجب آتش دوزخ اند عبارتند از : کشتن نفسی که احترام دارد و آزردن پدر و مادر و خوردن ربا و بازگشتن به حالت اعرابی بودن پس از اینکه هجرت کرده است و نسبت ناروا دادن به زن شوهردار و خوردن مال یتیم و گریختن از جهاد .

450 : امام رضا علیه السلام در نامه ای به مأمون چنین نوشت :
ایمان همان امانتداری و دوری از همه گناهان بزرگ است و ایمان همان شناخت قلبی و اقرار و اعتراف زبانی و عمل نمودن به وسیله اعضا است – تا آنجا که فرمود : - و دوری از گناهان کبیره ، و آنها عبارتند از : قتل نفسی که کشتن او را خداوند حرام ساخته است و زنا نمودن و دزدی کردن و نوشیدن شراب و آزردن پدر و مادر و گریختن از جهاد و خوردن مال یتیم از روی ستم و خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوک و هر ذبیحه ای که نام غیر خدا بر او برده شده است در صورتی که ضرورتی نباشد ، و خوردن ربا بعد از آگاهی ( از ربوی بودن معامله ) و خوردن حرام و قمار بازی و کاستن و کم گذاردن در پیمانه و وزن و نسبت ناروا دادن به زنان شوهردار و زنا و لواط و ناامیدی از رحمت خداوند و ایمنی از مکر خدا و دلسردی از رحمت الهی و یاری رساندن به ستمکاران و تکیه و اعتماد بر آنان ، و سوگند دروغ و حبس نمودن حق دیگران بدون اینکه سختی و ضرورتی موجب آن شده باشد ، و دروغگویی و تکبر و خود بزرگ بینی ، و اسراف و ولخرجی ، و خیانت و ناراستی ، و سبک شمردن حج ، و ستیزه کردن با دوستان خدا ، و مشغول بودن به خوشگذرانی های بیهوده ، و اصرا و پافشاری نمودن بر انجام گناهان.

451 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
از هفت چیز هلاکت آور دوری کنید ، به ایشان عرض شد : آن هفت چیز کدامند؟ حضرت فرمود : شرک ورزیدن به خداوند ، و جادوگری ، و کشتن کسی که خداوند کشتن او را جز در صورتی که حق او باشد حرام گردانیده ، و رباخواری، و خوردن مال یتیم، و پشت نمودن به دشمن در روز جهاد ، و نسبت ناروا دادن به زنان شوهردار ساده دل با ایمان.

452 : محمد بن مسلم گوید :به امام صادق علیه السلام عرض کردم :
چه شده است ما را که گواهی به کافر بودن مخالفین خود می دهیم ولی چرا درباره خود و یاران مان گواهی به بهشتی بودن نمی دهیم ؟ حضرت فرمود : این به خاطر ضعف و ناتوانی شماست ، اگر در شما هیچیک از گناهان کبیره نبود پس گواه باشید که شما در بهشت هستید، عرض کردم : گناهان کبیره چه چیزهایی هستند ؟ فرمود : بزرگترین آنها شرک ورزیدن به خداوند و آزردن پدر و مادر و پس روی نمودن به حالت اعرابی پس از هجرت و نسبت ناروا دادن به زن شوهردار و فرار از جهاد و خوردن مال یتیم از روی ستم و رباخواری بعد از آگاهی و کشتن مؤمن . پس عرض کردم : آیا زنا نمودن و دزدی کردن هم از گناهان کبیره است ؟ نه این دو از گناهان کبیره شمرده نمی شوند .

453 : امام صادق علیه السلام در حدیث قوانین و دستورات دین فرمود :
( ارتکاب ) گناهان کبیره حرام است آنها عبارتند از : شرک آوردن به خداوند ، و کشتن نفسی که خداوند آن را حرام ساخته ، و آزردن پدر و مادر ، و گریختن از جهاد ، و خوردن مال یتیم از روی ستم ، و ربا خواری بعد از آگاهی ، و نسبت ناروا به زنان شوهردار ، و پس از اینها زنا و لواط و دزدی و خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوک و گوشت هر ذبیحه ای که نام غیر خدا بر او برده شده بدون هیچگونه ضرورتی ، و خوردن حرام و کم گذاردن در وزن و پیمانه و قمار بازی و شهادت ساختگی و ردوغ و مأیوس شدن از رحمت خداوند و ایمنی از مکر الهی و ناامیدی از رحمت خدا و ترک یاری ستمدیدگان و تکیه و اعتماد بر ستمگران و سوگند دروغ و حبس نمودن حق دیگران بدون در سختی و فشار بودن ، و تکبر ورزیدن و خود بزرگ بینی و دروغ گویی و اسراف و ولخرجی و خیانت و سبک شمردن حج و ستیزه کردن با دوستان خدا و خوشگذرانی هایی که آدمی را از یاد خدای عزوجل باز می دارد و ناپسندی آنها آشکار است همانند : غنا و نواختن تارها، و اصرار و پافشاری بر گناهان کوچک.

454 : امام صادق علیه السلام فرمود :
گناهان کبیره نه گناهند که بزرگترین آنها شرک ورزیدن به خدای عزوجل ، و ( پس از آن) کشتن نفس مؤمن و رباخواری و خوردن مال یتیم و نسبت ناروا دادن به زنان شوهردار و گریختن از جنگ و جهاد ، و آزردن پدر و مادر و حلال ساختن بیت الله الحرام ( یعنی رعایت نکردن احترام خانه خدا ) و جادوگری پس هر کسی که خداوند عزوجل را دیدار کند در حالی که از این گناهان پاک باشد همراه با من در بهشتی خواهد بود که لنگه های در آن از طلاست.




47 – باب صحیح بودن توبه از گناهان کبیره

455 : امام صادق علیه السلام این آیه را قرائت فرمود :
( به راستی که خداوند شرک ورزیدن به خود را نمی بخشاید ولی غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد می بخشد ) سپس فرمود : چه گناه کبیره باشد و چه صغیره . راوی گوید : عرض کردم : اینکه در آیه آمده است که غیر شرک را می بخشد آیا شامل گناهان کبیره هم می شود ؟ حضرت فرمود : آری.

456 : اسحاق بن عمار گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم :
آیا گناهان کبیره هم در این آیه از شرک استثنا شده اند ؟ حضرت فرمود : آری.

457 : امام صادق علیه السلام فرمود :
هیچ مؤمنی نیست که در شبانه روز (حتی اگر) مرتکب چهل گناه کبیره شود و با حالت پشیمانی جمله استغفار زیر را بگوید جز اینکه خداوند گناهانش را می بخشاید و آن استغفار این است : ( استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم بدیع السماوات و الارض ذاالجلال و الاکرام و اسأله ان یصلی علی محمد و آله و ان یتوب علی) سپس فرمود : کسی که در روز مرتکب بیش از چهل گناه کبیره شود در وجودش خیری نیست.

458 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
همانا شفاعت من برای کسانی از امتم می باشد که مرتکب گناه کبیره شده اند.

459 : امام صادق علیه السلام فرمود :
شفاعت ما برای شیعیانی است که اهل انجام گناهان کبیره اند ولی آنان که توبه کرده اند خداوند درباره آنان می فرماید : ( بر علیه نیکوکاران هیچ راهی نیست)

460 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
هیچ شفاعت کننده ای پیروزمندتر از توبه نیست.

461 : از امام صادق علیه السلام درباره این آیه که می فرماید :
( به راستی که خداوند شرک ورزیدن به خود را نمی بخشاید ولی غیر از شرک را برای هر که بخواهد می بخشد) پرسیده شد که آیا اینکه فرموده است : ( برای هر که بخواهد) شامل انجام دهندگان گناهان کبیره هم می شود ؟ حضرت فرمود : آری .اگر خدا بخواهد آنان را عذاب می کند و اگر بخواهد می بخشد .

462 : امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل که می فرماید :
( کسی که مؤمنی را از روی عمد به قتل برساند جزایش برای همیشه دوزخ است ) فرمود : جزای چنین کسی دوزخ است اگر خداوند او را مجازات کند .

463 : امام باقر علیه السلام در حدیث اسلام و ایمان فرمود :
و ایمان کسی دارد که شهادت به وحدانیت خداوند دهد و خداوند را با گناهی که خدا وعده آتش بر آن داده است دیدار نکند . ابوبصیر عرض کرد : فدایت شوم کدامیک از ما خداوند را با چنین گناهی دیدار نمی کند ؟ حضرت فرمود : اینگونه نیست که تو فکر می کنی بلکه مراد من این است که خداوند را با گناهی که او وعده آتش بر آن داده است دیدار نکند در حالی که از آن گناه توبه نکرده باشد.

464 : سهل بن یسع گوید : امام رضا علیه السلام شنید که یکی از یارانش می گوید :
خداوند لعنت کند کسی را که با علی علیه السلام جنگید . حضرت به او فرمود : بگو : بجز کسی که توبه نمود و خود را نیکو کرد . سپس فرمود : گناه کسی که به علی علیه السلام پشت نمود و توبه نکرد از گناه کسی که با او جنگید و سپس توبه کرد بزرگتر است .

465 : محمد بن ابی عمیر گوید : از امام موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که می فرمود :
هر کس از مؤمنین از گناهان کبیره دوری کند در مورد گناهان صغیره از او بازخواست نمی شود خداوند تعالی می فرماید : ( اگر از گناهان کبیره ای که از ارتکاب آنها نهی شده اید دوری کنید از گناهانتان در می گذریم و شما را در محلی ارجمند وارد می سازیم) راوی گوید : عرض کردم پس شفاعت برای چه کسانی است ؟ حضرت فرمود : پدرم از پدران بزرگوارش و آنان از علی علیه السلام روایت نمود که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : به راستی که شفاعت من شامل کسانی از امتم می گردد که اهل ارتکاب گناهان کبیره بوده اند اما نیکوکاران که چیزی بر علیه آنان نیست . ابن ابی عمیر گوید : عرض کردم : ای فرزند رسول خدا چگونه شفاعت شامل اهل کبائر می گردد و حال اینکه خدای تعالی می فرماید : (و شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که برگزیده و مورد رضایت است ) و کسی که مرتکب گناهان کبیره می گردد برگزیده نیست . حضرت فرمود : ای ابا احمد ! هیچ مؤمنی که گناهی انجام دهد جز اینکه آن گناه او را ناراحت می سازد و بر گناه خویش پشیمان می گردد و رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است که : برای توبه کردن پشیمانی کافی است و فرمود : کسی که نیکی اش او را شادمان سازد و بدی اش وی را بد حال گرداند چنین کسی مؤمن است پس کسی که بر گناهی که انجام می دهد پشیمان نشود مؤمن نمی باشد و شفاعت نمودن او لازم نیست – تا آنجا که فرمود : -پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود : با وجود استغفار گناه کبیره ای باقی نمی ماند و در صورت اصرار و پافشاری صغیره ای نخواهد بود ( زیرا اصرا بر گناه صغیره خود گناه کبیره است ) .

466 : ابراهیم بن عباس گوید :
در مجلس امام رضا علیه السلام بودم و با یکدیگر درباره گناهان کبیره و نظر معتزله که گناهان کبیره بخشیده نمی شوند گفتگو می کردیم پس امام رضا علیه السلام فرمود : امام صادق علیه السلام فرموده است که : قرآن بر خلاف نظر معتزله نازل شده است زیرا خداوند عزوجل فرموده است : ( و همانا پروردگارت دارای مغفرت است و مردمان را بر ظلم و ستمشان می بخشاید ).

467 :جندب غفاری گوید : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
به راستی که روزی مردی گفت : سوگند به خدا که فلانی را خداوند نمی بخشاید پس خداوند عزوجل فرمود : این کیست که بر من سوگند می خورد که فلانی را نمی بخشم؟ من فلانی را بخشیدم و به خاطر سخن این شخص عملش را باطل و ناچیز نمودم .

468 : از امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای تعالی که می فرماید :
( خداوند غیر از شرک را برای هر که بخواهد می بخشاید ) پرسیده شد که آیا گناهان کبیره هم در این استثنا داخل هستند ؟ (یعنی خداوند آنها را نیز می بخشد ؟ ) حضرت فرمود : آری .




48 – باب تحریم پا فشاری نمودن بر گناه و وجوب مبادرت نمودن به توبه و استغفار

469 : ابی بصیر گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود :
نه سوگند به خداوند که خدا در صورت اصرار و پافشاری (بنده اش) بر انجام معصیتی از معاصی هیچ طاعتی از طاعات وی را نمی پذیرد.

470 : از امام صادق علیه السلام روایت است که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : از نشانه های شقاوت و تیره روزی عبارت است از : خشک شدن چشم از اشک (و نگریستن) و سنگدلی و زیادی حرص در طلب دنیا و پافشاری نمودن بر انجام گناه.

471 : امام صادق علیه السلام فرمود :
با وجود اصرار و پافشاری بر گناه دیگر گناهی صغیره نیست و با استغفار نمودن کبیره ای باقی نمی ماند.

472 : امام باقر علیه السلام درباره گفتار خدای عزوجل که می فرماید :
( و اصرار نکردند بر آنچه انجام می دادند و آنان می دانند ) فرمود : اصرار نمودن بر گناه این است که مرتکب گناهی شود و پس از آن نه استغفار کند نه با خود درباره توبه کردن سخن گوید چنین کاری اصرار است .

473 : امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش و ایشان از رسول خدا صلی الله علیه واله روایت کند که :
کسی که مرتکب گناهی شود در حالی که خنده بر لب دارد در قیامت با چشم گریان داخل آتش می شود .




49 – باب تعدادی از خصلتهای حرام و مکروه که سزاوار است ترک شوند

474 : امام صادق علیه السلام فرمود :
ریشه های کفر سه چیز است : حرص و خود بزرگ بینی و حسد ورزیدن .

475 : امام صادق علیه السلام فرمود :
پیامبر صلی الله علیه و اله فرموده است : پایه های کفر چهار چیز است : میل و خواهش ، و ترس و بیم ، و ناخشنودی و خشم .

476 : امام صادق علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : همانا اولین چیزهایی که بوسیله آنها نافرمانی خداوند صورت گرفته است شش چیز است : دوستی دنیا و دوستی ریاست و دوستی خوراک و دوستی خواب و دوستی آرامش و دوستی زنان.

477 : امام صادق علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : سه چیز است که اگر در کسی باشد آن کس منافق است اگر چه روزه بگیرد و نماز بخواند و به مسلمان بودن خود معتقد باشد : کسی که هنگامی که او را امین شمرند خیانت کند و هنگامی که سخن گوید دروغ گوید و هنگامی که وعده دهد خلف وعدخ کند . به راستی که خداوند عزوجل در کتابش فرموده است : ( همانا که خداوند خیانتکاران را دوست نمی دارد ) و فرمود : ( لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد ) و فرمود : ( و در کتاب ، اسماعیل را یاد آور که او وعده اش راست بود و فرستاده و پیامبر بود ) .

478 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
آیا شما را نسبت به بدترین مردانتان آگاه سازم ؟ گفتیم : آری ای رسول خدا ! حضرت فرمود : بدترین مردان شما کسی است که دروغ باف، گستاخ و بسیار هرزه گو باشد ، به تنهایی بخورد و یاری اش را ( از مردمان) باز دارد و گماشته زیر دستش را کتک بزند و خانواده اش را به دیگری پناهنده سازد .

479 : یزید بن صائغ گوید : به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم که :
مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند چنین کسی چه مقام و منزلتی دارد؟ حضرت فرمود : منزلت او نزدیکترین منزلتها به کفر است ولی کافر نیست.

480 : امام باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله برای مردم خطبه ای خواند و فرمود : آیا به شما خبر دهم که بدترین شما کیست ؟ عرض کردند : آری ای رسول خدا! حضرت فرمود : کسی که یاری اش را از مردمان باز دارد و بنده زیر دستش را بزند و برای خودش تنها توشه تهیه کند – مردم از این سخن پیامبر چنین پنداشتند که خداوند بدتر از چنین کسی را نیافریده است- سپس پیامبر فرمود : آیا شما را به بدتر از این کس خبردار سازم ؟ عرض کردند : آری ای رسول خدا! حضرت فرمود : کسی که امید خیر از او داشته نمی شود و از شرش ایمنی نیست – باز مردم پنداشتند که خداوند بدتر از چنین کسی را نیافریده است – سپس پیامبر فرمود : آیا به شما به بدتر از این هم خبر دهم ؟عرض کردند : آری. حضرت فرمود : کسی که بسیار هرزه گو و بدزبان است و هرگاه نام مؤمنی در نزد او برده می شود وی را لعنت می کند و هرگاه در نزد مؤمنین از او یاد شود آنان نیز او را لعنت می فرستند.

481 : امام صادق علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : آیا شما را آگاه نسازم که کدامیک از شما شباهتتان به من کمتر و از من دورتر است ؟ گفتند : آری ای رسول خدا! حضرت فرمود : آنکه بدگو ،بیهوده گو ، زشت گفتار، تنگ چشم، متکبر، کینه ورز، حسود و سنگدل باشد و از هر خیری که امید آن می رود دور باشد و (مردم) درباره او از هر شری که از آن پرهیز می شود در امان نباشند.

482 : امام باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : پنج کس را من و هر پیامبری که دعایش پذیرفته و مورد قبول درگاه الهی است لعنت می فرستیم : آنکه در کتاب خدا چیزی بیافزاید و آنکه سنت و روش مرا ترک گوید و آنکه قضا و قدر الهی را دروغ بداند و آنکه درباره خاندان من آنچه را که خداوند حرام ساخته است حلال بشمرد ( احترام خاندان مرا رعایت نکند) و آنکه غنیمت را برای خود برگزیند و آن رابر خود حلال بداند.

483 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
ای پسرم! کفر بر چهار ستون استوار است : یکی هرزگی و بیراه رفتن ، دیگری زیاده روی و دیگری دودلی و دیگری پوشیدگی و مبهم بودن کار . و هرزگی خود بر چهار بخش است : بر ستمگری و روی گردانی ( از حق) و کوری و غفلت و سرکشی. و زیاده روی نیز بر چهار شاخه است : بر کنجکاوی (ناصواب) و نزاع و درگیری در رأی و انحراف (از حق) و دشمنی و زیر بار حق نرفتن. دودلی نیز بر چهار پایه است: بر جدال(گفت و شنود باطل) و خواهش نفسانی و سرگردانی و خود باختن ( گردن نهادن به گمراهی). و پوشیدگی و ابهام در کار نیز بر چهر بخش است : بر شگفت زده شدن به سبب زینت و آرایش ظاهری و آراستن نفس چیزی را و باز گرداندن( امور و آراء) به کجی و پوشاندن حق به باطل . ودو رویی بر چهار پایه استوار است: بر خواهش نفسانی و رفق و مدارا (ملایمت نابجا) و نخوت و غرور و طمع. و خواهش نفسانی بر چهار شعبه است : بر ستم و تجاوز از حد و شهوت و نافرمانی. و ملایمت(نابجا) بر چهار بخش است : بر امید بیهوده و آرزو و آهستگی و سهل انگاری. و نخوت و غرور بر چهار شاخه است : بر خود بزرگ بینی و به خود نازیدن و غیرت (بی جا) و سرسختی نمودن. و طمع نیز بر چهار بخش است: بر شادمانی و خوش خرامیدن و لجاجت و زیاده طلبی.

484 : امام سجاد علیه السلام فرمود :
همانا که منافق (دیگران را از کار زشت) باز می دارد ولی خود باز نمی ایستد و به چیزی امر می کند که خود انجام نمی دهد و هنگامی که برای نماز به پا می ایستد به حالت اعتراض است . –راوی گوید: - عرض کردم : ای فرزند رسول خدا ! حالت اعتراض چگونه است؟ حضرت فرمود: یعنی به دور و بر خود نگاه می کند وهنگامی که به رکوع رود گویی شتری است که زانو زده است(یعنی رکوع وی با تعظیم پروردگار همراه نیست) شب می کند در حالی که همه همتش خوردن غذای شبانه است و حال اینکه روزه دار نبوده و ناشتا خورده است و صبح می کند در حالی که همه همتش خوابیدن است و حال اینکه شب زنده داری نکرده است، اگر با تو سخن گوید به تو دروغ می گوید و اگر او را در کاری امین گردانی به تو خیانت می کند و اگر حضور نداشته باشی از تو غیبت می کند و اگر به تو وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند.

485 : از طریق عبدالملک بن بحر نیز شبیه این روایت آمده است و در آن دو جمله اضافه دارد:
و هنگامی که به رکوع رود گوئیا شتری است که زانو زده است و هنگامی که به سجده رود گویی به زمین نوک می زند( یعنی با شتاب به سجده می رود و برمی خیزد) و هنگامی که می نشیند پای خود را باز می کند.

486 : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ضمن سفارشی طولانی فرمود :
به زودی گروه هایی می آیند که طعام پاکیزه و رنگارنگ می خورند و بر چهارپایان سوار می شوند و همانند زنی که برای همسرش خود را می آراید و خویشتن را آرایش می کنند و همانند زنان زینت خود را به دیگران می نمایانند و به مانند پادشاهان ستمگر رفتار می کنند آنان در آخر الزمان منافقان این امت هستند قهوه ها می نوشند و نرد بازی می کنند بر مرکب شهوت ها سوار می شوند و حضور در جماعت های مسلمین را ترک می کنند ، شامگاهان را در خواب به سر می برند و بامداد را به سهل انگاری می گذرانند خداوند تعالی می فرمایید: (پس بعد از آنان کسانی جانشین شدند که نماز را ضایع کردند و از خواهش ها پیروی نمودند پس زود باشد که شر را ببینند).


487 : امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت کند که در وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به علی علیه السلام آمده است که فرمود :
ای علی! خدای عزوجل بهشت را خشتی از طلا و خشتی از نقره آفرید - تا آنجا که فرمود : پس خداوند جل جلاله فرمود : به عزت و بزرگی ام سوگند که چند گروه داخل بهشت نمی شوند : کسی که مداومت بر خوردن شراب دارد، سخن چین، کسی که درباره زن خود غیرت نداشته باشد ، پاسبان(ستمگران) ، مرد زن صفت، کسی که نبش قبر می کند ، باجگیر، کسی که با خویشان قطع رابطه کند ، کسی که منکر قضا و قدر الهی است. ای علی! از این امت ده گروه اند که به خداوند بزرگ کافر گشته اند : تهمت زننده (یا بد زبان یا دروغگو) و جادوگر و مردی که درباره زن خود غیرت و تعصب ندارد و مردی که به حرام از عقب با زنی نزدیکی کند و کسی که با حیوانی مجامعت کند و کسی که با محرم خود مباشرت کند و کسی که در ایجاد فتنه سخن چینی کند و کسی که به کسانی که با مسلمانان در جنگ هستند اسلحه بفروشد و آنکه از پرداخت زکات خودداری می کند و کسی که استطاعت رفتن به حج را بیابد ولی به حج نرود تا بمیرد – تا آنجا که فرمود : - ای علی! نه چیز است که باعث فراموشی میشود : خوردن سیب ترش و خوردن خیار بزرگ و خوردن پنیر و خوردن نیم خورده موش و خواندن نوشته روی سنگ قبرها و راه رفتن بین دو زن و انداختن و پرت کردن شپش و حجامت کردن در گودی بالای پشت گردن و بول کردن در آب راکد .

488 : امام صادق علیه السلام فرمود :
کسی که باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود چنین کسی شریک شیطان است و کسی که باکی نداشته باشد که مردم او را بی ارزش و بی مقدار بدانند شریک شیطان است و کسی که بدون اینکه بین او و برادر مؤمنش بدی و امر ناپسندی باشد غیبت او را کند چنین کسی شریک شیطان است و کسی که دل باخته و شیفته محبت حرام و شهوت زنا شود چنین کسی شریک شیطان است – سپس فرمود : - برای کسی که از راه زنا متولد شده است نشانه هایی است : یکی از آنها این که دشمن ما اهل بیت است و دوم اینکه بسوی همان عمل حرامی که از آن زاده شده است ( یعنی زنا ) اشتیاق و میل دارد و سوم اینکه دین را سبک می شمرد و چهارم اینکه حضور او برای مردمان بد و ناپسند است و کسی که حضورش مایه نا خرسندی برادرانش نمی شود مگر اینکه بر غیر بستر پدرش (یعنی از راه زنا) متولد گشته باشد یا اینکه مادرش در حال حیض به او حامله شده باشد .

489 : امیر المؤمنین علیه السلام در روز عید فطر خطبه ای خواند ... – تا آنجا که فرمود :
- خداوند را در اموری که شما را از آنها نهی فرموده است اطاعت کنید .آن امور عبارتند از : نسبت ناروا دادن به زن شوهر دار و انجام زشت کاری ( زنا) و نوشیدن شراب و کم گذاردن پیمانه ( کم فروشی) و شهادت دروغ و فرار از جهاد.

490 : امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش و ایشان از پدرانش روایت فرمود که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : ای امت من!خداوند تبارک و تعالی برای شما بیست و چهار خصلت را ناپسند شمرده است و شما را از آنها باز داشته : بازی در نماز و منت گذاردن در پرداخت صدقه و در گورستان و بین قبرها خندیدن و چشم دوختن به خانه ها (نگاه کردن به درون خانه های مردم) و نظر کردن به فرج زنان که این باعث کوری می شود و سخن گفتن در هنگام جماع که این موجب گنگی (کودک) می شود و خوابیدن پیش از نماز عشاء و سخن گفتن بعد از نماز عشاء و بدون لنگ در زیر آسمان غسل کردن و جماع کردن در زیر آسمان و بدون لنگ به درون نهر آب وارد شدن زیرا در نهرها ساکنانی از ملائکه هستند و بدون لنگ وارد حمام شدن و سخن گفتن بین اذان و اقامه در نماز صبح مگر اینکه نماز به پایان برسد و سوار شدن بر کشتی در دریا زمانی که دریا ناآرام است و خوابیدن بر بالای بامی که اطراف آن سنگ چین نشده و حفاظ ندارد زیرا کسی که بر چنین بامی بخوابد تعهد (اینکه سقوط نکند ) از او برداشته می شود و تنها خوابیدن مرد در خانه و نزدیکی کردن مرد با همسرش در حال حیض ، پس اگر در این حال با او مجامعت کردی و فرزندی مبتلا به جذام یا پیسی از آنها به دنیا آمد پس تنها خودش را باید سرزنش کند ، و نزدیکی کردن مرد با همسرش در حالت احتلام مگر اینکه از احتلامش غسل کند ولی اگر غسل نکرد و با حالت احتلام با همسرش مجامعت نمود و فرزندش دیوانه متولد شد هیچکس جز خود را سرزنش نکند، و سخن گفتن با شخصی که مبتلا به جذام است مگر اینکه بین او و جذامی به اندازه یک ذرع فاصله باشد – و فرمود : از جذامی بگریز همچنانکه از شیر میگریزی، و بول کردن بر کناره جویی که آبش جاری است، و قضای حاجت نمودن در زیر درختی یا نخلی که میوه دارد و هنگام چیدن میوه ها فرارسیده، و کفش پوشیدن مرد در حال ایستاده ، و داخل شدن در خانه تاریک مگر اینکه در دستش چراغی یا پاره ای آتش باشد،و دمیدن در حال نماز.

491 : امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت کند که :
در وصیت پیامبر صلی الله علیه و اله یه علی علیه السلام آمده است که فرمود : ای علی! خداوند برای امت من بازی کردن در نماز را ناپسند شمرده است.

492 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
سه گروه به بهشت داخل نمی شوند : کسی که مداومت بر خوردن شراب دارد و کسی که پیوسته به سحر و جادوگری می پردازد و کسی که قطع رحم نموده (با خویشان خود رابطه اش را قطع نموده) و کسی که دائم الخمر باشد و از دنیا برود خداوند او را از (نهر عرطه) سیراب می گرداند. عرض شد که : ( نهر عرطه ) چیست؟ حضرت فرمود : نهری است که از (خونابه و چرک) فرج زنان تباهکار جاری است و بوی بد آن اهل آتش را آزار می دهد.

493 : امام باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است: جبرئیل علیه السلام به من خبر داد که بوی بهشت از فاصله هزار ساله فهمیده می شود ولی چند گروه بوی آن را نمی یابند : آزار دهنده به پدر و مادر و قطع کننده پیوند خویشاوندی و پیرمرد زناکار و همسایه ای که جامه تکبر بر تن نموده (با همسایگان متکبرانه رفتار می کند ) و سخن چین فتنه گر و منت گذارنده و جعظری – راوی گوید: - عرض کردم : جعظری کیست؟ حضرت فرمود : کسی که از دنیا سیر نمی شود .-در حدیث دیگری آمده است از جمله کسانی که بوی بهشت را در نمی یابند: کسی که نبش قبر می کند و کسی که خود را به هیئت زنان در آورد و کسی که سخت اندوهگین (بر دنیای خویش) است (همواره آب دهان خود را با اندوه شدید بر دنیا فرو می برد) و کسی که از دنیا سیر نشود .

494 : سعید بن علاقه گوید : از امیر المؤمنین علیه السلام شنیدم که می فرمود :
چند چیز موجب فقر و ناداری می شود : باقی گذاردن تار عنکبوت در خانه ، و بول کردن در حمام ، و خوردن در حال جنابت، و خلال نمودن دندان با چوب درخت گز ، و ایستاده شانه کردن ، و نهادن خاکروبه در خانه، و سوگند دروغ، و زنا کردن، و آشکار نمودن حرص ، و خوابیدن بین نماز مغرب و عشاء، و خوابیدن قبل از طلوع خورشید، و عادت کردن به دروغگویی، و زیاد گوش دادن به غناء، و شبانه مرد سائل رارد کردن، و ترک تدبر و اندیشیدن در امور زندگانی، و قطع کردن و بریدن پیوند خویشاوندی، اینها اموری است که همگی موجب فقر و ناداری می شود ،- سپس فرمود :-آیا پس از این شما را نسبت به آنچه که باعث زیادی در رزق و روزی می شود آگاه نسازم؟ عرض کردند : آری ای امیر مؤمنان!حضرت فرمود : چند چیز موجب زیادی رزق وروزی می گردد: جمع نمودن بین دو نماز (ظهر و عصر و مغرب و عشاء)، و خواندن تعقیبات نماز بعد از نماز صبح و نماز عصر، و به جای آوردن صله رحم، و جارو کردن و روفتن صحن حیاط خانه یا گرداگرد و اطراف خانه، و یاری رساندن به برادر دینی در راه خدای عزوجل و صبح زود در طلب رزق رفتن، و استغفار نمودن، و امانتداری کردن، و گفتن سخن حق، و اجابت نمودن(و تکرار نمودن اذان) مؤذن، و سخن نگفتن در مستراح، و ترک کردن حرص ، و به جای آوردن شکر نعمت دهنده، و دوری کردن از قسم دروغ، و وضوگرفتن پیش از خوردن غذا، و خوردن آنچه که از سفره می ریزد، و کسی که خداوند را در هر روز سی مرتبه تسبیح گوید(به پاکی یاد کند ) خداوند هفتاد نوع بلا و گرفتاری را از او دور می کند که آسانترین آنها فقر است.

495 : پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در آخرین حج خود (حجه الوداع) فرمود :
همانا از نشانه ها و علامات (پایان دنیا و) بر پا شدن قیامت چند چیز است : مهمل گذاردن و واگذاردن نماز، و پیروی نمودن از خواسته های نفسانی، و میل نمودن به هواها و خواهشها و بزرگ شمردن مال و دارایی، و فروختن دین در مقابل دنیا، در آن زمان قلب مؤمن در درونش گداخته و ذوب می گردد و همچنانکه نمک در آب حل می شود زیرا ( با چشم خویش) منکر و ناروا را می بیند ولی توانایی تغییر آن را ندارد. در آن هنگام ، ناروا روا می گردد و روا ماروا جلوه داده می شود و خیانتکار امین شمرده می شود و به امین نسبت خیانت داده شود و دروغگو را راستگو می دانند و به راستگو نسبت دروغ داده می شود . در آن زمان زنان به ریاست و امیری می رسند و کنیزکان موردمشورت قرار می گیرند و کودکان بر منبرها می نشینند و دروغگویی زیرکی و کیاست شمرده می شود و دادن زکات خسارت و تاوان دانسته می شود و فیء را برای خود غنیمتی می دانند و شخص به پدر و مادر خود جفا و ستم می کند ولی به دوست خود نیکی می کند . در آن هنگام ، مرد به مرد و زن به زن خوشنود است از غلامان همانگونه که از کنیزکان در خانه مولای خود بهره برده می شود ، بهره می برند ، و مردان خود را شبیه زنان سازند و زنان خود را به هیئت مردان در اورند ، و زنان بر زینها سوار شوند ، پس بر چنین کسانی از امت من لعنت خدا باد. همانا در آن هنگام ، مسجدها به مانند کلیسای یهود و نصاری آذین بندی شوند و قرآن ها به زینت آراسته گردند و مناره ها بلند ساخته شود و صفها زیاد شود ولی دلها با یکدیگر در کینه و دشمنی و زبانها مختلف باشد . در آن هنگام، مردان امت من خود را با طلا می آرایند و لباس حریر و ابریشم می پوشند و پوست پلنگ را پیش زین اسب خود قرار می دهند .
در آن زمان ، ربا آشکارا گرفته می شود و با یکدیگر ندیده معامله می کنند و رشوه می ستانند و دین پایین اورده می شود و دنیا بالا برده می شود . در آن زمان ، طلاق زیاد می شود ، پس حدی از حدود الهی اقامه نمی شود و این هرگز به خداوند ضرری نمی رساند. در آن هنگام، زنان خواننده و آلات نواختن آشکار می شوند و بدترین های امت من به دنبال آنها راه می افتند. در آن زمان، ثروتمندان امت من برای گردش و تفریح و طبقه متوسط برای تجارت نمودن و فقیران برای ریا و خودنمایی به سفر حج می روند . در ان هنگام، گروه هایی هستند که قرآن را برای غیر خدا می آموزند و آن را به صورت سرود و آواز می خوانند و گروه هایی هستند که برای غیر خدا علم دین را فرا می گیرند، زنا زادگان زیاد می شوند ، قرآن را به صورت غنا می خوانند و به دنیا هجوم می آورند ، و این امور و نشانه ها در زمانی است که حرمت محارم برداشته می شود و گناهان حاصل می شود و بدان بر نیکان مسلط می گردند و دروغ شایع می شود و نیازمندی و فقر آشکار می گردد و مردم به یکدیگر فخر فروشی می کنند و سازها و طبل را نیکو می دانند و از امر به معروف و نهی از منکر خودداری می شود – تا آنجا که فرمود :- آنان کسانی هستند که در ملکوت آسمانها به عنوان پلید و ناپاک خوانده می شوند .

496 : امام صادق علیه السلام فرمود :
شش چیز در مؤمن وجود ندارد : دشواری ( بد خویی) و کم خیری و لجاجت و سرسختی و دروغگویی و حسد ورزیدن و ستم کردن. ( مرحوم شیخ حر عاملی گوید: مراد از مؤمن در این حدیث ، مؤمنی است که در رتبه کمال ایمان قرار دارد یا اینکه نفی در این حدیث به معنای نهی است).




50 – باب تحریم ریاست طلبی زمانی که به عدالت خود اطمینان نداشته باشی

497 : از امام رضا علیه السلام روایت است که ایشان نام شخصی را برد و فرمود :
او ریاست را دوست دارد. سپس فرمود : دو گرگ وحشی شکاری در گله گوسفندی که چوپانهایش از آن جدا شده اند پر ضررتر نیستند از ریاست طلبی در دین مسلمان .

498 : امام صادق علیه السلام فرمود :
کسی که طالب ریاست باشد هلاک می شود.

499 : ابو حمزه ثمالی گوید : امام صادق علیه السلام به من فرمود :
از ریاست طلبی بر حذر باش .

500 : عبدالله بن مسکان گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
از این رؤسا که به ریاست رسیده اند بر حذر باشید ، سوگند به خدا که کفشها پشت سر کسی به صدا در نیامد جز اینکه آن شخص هلاک گشت و دیگران را نیز به هلاکت افکند.

501 : جویریه بن مسهر گوید :
به تندی در پشت سر امیر المؤمنین علیه السلام راه می رفتم که حضرت به من فرمود : ای جویریه ! این نادانان هلاک نگشته اند مگر به سبب صدای کفشها در پشت سرشان.

502 : امام صادق علیه السلام فرمود :
کسی که (بدون داشتن صلاحیت) مهتر و رئیس گردد ملعون است و کسی که برای ریاست همت گمارد و تلاش کند ملعون است و کسی که با خود درباره رئیس شدن سخن گوید ملعون است.

503 : ابی میاح از پدرش روایت کرد که از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
کسی که ریاست را قصد کند هلاک می گردد.

504 : ابی ربیع شامی از امام باقر علیه السلام روایت کرد که حضرت فرمود :
ای ابا ربیع! ریاست را طلب مکن و دنباله رو ( رئیس) هم مباش و به بهانه ما اهل بیت از مردم مخور که خداوند بیچاره و فقیرت خواهد کرد.

505 : محمد بن مسلم گوید :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : آیا می پنداری که نیکان شما را از بدانتان باز نمی شناسم؟ آری سوگند به خدا بدترین شما کسی است که دوست دارد که در پشت سرش گام بردارند(پشت سرش را بیفتند).چنین کسی به ناچار یا دروغگو است و یا اندیشه اش ناتوان است.

506 : امام باقر علیه السلام فرمود :
و اما اینکه می گویی : قوم من عریفی داشته اند که مرده و می خواهند مرا عریف قوم کنند ، پس اگر از بهشت کراهت داری و آن را دوست نداری پس عریف آنان شو.(در نتیجه اگر) سلطان ستمگر مرد مسلمانی را دستگیر کند و خونش را بریزد تو در خون او شریک خواهی بود و شایدبه چیزی از دنیای آنان هم نرسی( بهره ای از دنیا نبری).

507 : امام سجاد علیه السلام فرمود :
بر حذر باش از اینکه طالب ریاست و مهتری کنی که خداوند تو را پایین می آورد و بر حذر باش از اینکه (مال دیگران را) بخوری که خداوند فقر و نداری ات را افزون می کند و بدان که اگر در کار خیر دنباله رو باشی برای تو بهتر است از اینکه در کار شر سر(و پیشرو) باشی .

508 : امام صادق علیه السلام فرمود :
شما را چه به ریاست ها؟ همانا مسلمانان به منزله یک تن هستند، بر حذر باشید از اینکه به سردمداران (ستمگر) نزدیک شوید زیرا آنان مردان (حقجو و حقگو) را به هلاکت می افکنند .

509 : پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود :
هیچ کس بر ده نفر یا بیشتر امیری و ریاست نمی کند مگر اینکه در روز قیامت با دستان غل و زنجیر شده آورده می شود پس اگر (در زمان ریاستش) نیکوکار بوده غل و زنجیر از او برداشته می شود و اگر بدکار بوده بر غل و زنجیرش افزوده می گردد .

510 : امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت فرمود :
که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در حدیث مناهی فرموده است : آگاه باشید که هر کس کارگزاری گروهی را به عهده گیرد در روز قیامت با دستانی به گردن زنجیر شده می آید پس اگر در بین آن گروه به دستور خدا قیام نموده باشد خداوند او را آزاد می سازد ولی اگر به ستم رفتار کرده باشد در آتش جهنم افکنده می شود و بد بازگشتگاهی است.

استاد;742496 نوشت:
47 – باب صحیح بودن توبه از گناهان کبیره

455 : امام صادق علیه السلام این آیه را قرائت فرمود :
( به راستی که خداوند شرک ورزیدن به خود را نمی بخشاید ولی غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد می بخشد ) سپس فرمود : چه گناه کبیره باشد و چه صغیره . راوی گوید : عرض کردم : اینکه در آیه آمده است که غیر شرک را می بخشد آیا شامل گناهان کبیره هم می شود ؟ حضرت فرمود : آری.

456 : اسحاق بن عمار گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم :
آیا گناهان کبیره هم در این آیه از شرک استثنا شده اند ؟ حضرت فرمود : آری.

با سلام و عرض ادب

از آنجاییکه خدای متعال شرک را هم درصورت توبه میامرزد پس این آیه شریفه فقط درمورد دیگر گناهانی است که بنده بین خود و خدا انجام داده و خداوند برای هرکس که بخواهد، بدون توبه آن را میبخشاید، والبته اگر گناه کبیره از دسته حق الناس باشد شامل آمرزش نمیشود.




51 – باب استحباب اینکه کسی که دوری از مفاسد معاشرت با دیگران برای او دشوار است غالبا در خانه خود به حقوق برادران دینی رسیدگی کند.

511 : امام صادق علیه السلام فرمود :
اگر می توانید که شناخته نشوید پس چنین کنید ، و وقتی که تو در نزد خداوند پسندیده و ستوده ای ، ثنا نکردن مردم بر تو ، چه زیانی به تو می رساند و نکوهش نمودن مردم بر تو ، چه ضرری برای تو دارد.-تا آنجا که فرمود : - اگر می توانی از خانه ات بیرون نروی چنین کن زیرا بر تو سزاوار است که در بیرون رفتنت به غیبت نیفتی و دروغ نگویی و حسد نورزی و ریا و خودنمایی نکنی و ظاهر سازی ننمایی و چابلوسی نکنی، وه که خانه چه کنج عزلت خوبی برای مسلمان است که در آن جلو چشم و زبان و نفس و عورت خود را می گیرد( و آنها را از ارتکاب گناه باز می دارد) .

512 : مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد :
فدایت شوم ، مردی از شیعیان هست که به امامت شما آگاه است ولی پیوسته در خانه اش می ماند و طالب شناخت هیچ یک از برادرانش نیست. حضرت فرمود : چنین کسی چگونه در دینش فهم پیدا می کند ؟

513 : امام موسی بن جعفر علیه السلام در حدیثی طولانی فرمود :
ای هشام! صبر نمودن بر تنهایی نشانه توانایی عقل است پس کسی که خداوند را درک کند از اهل دنیا و میل کنندگان به دنیا کناره گیری می کند و به آنچه که در نزد خداوند است رغبت و میل پیدا می کند و خداوند مونس وحشت او و همدم تنهایی او می شود و در هنگام فقر، غنای او به خداوند است و بدون اینکه قوم و قبیله ای داشته باشد خداوند عزت دهنده اوست.

514 : فضیل گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود :
خوشا به حال هر بنده نکوهش کننده (که نفس خویش را همواره بر دنیا طلبی ملامت کند) و پیش از آنکه مردم او را بشناسند مردم را بشناسد.

515 : امیر المؤمنین علیه السلام در حدیثی فرمود :
خوشا به حال کسی که در خانه خود بماند و خرده نان خود را بخورد و بر گناهش بگرید و نفسش از او در سختی باشد و مردم از او در راحتی باشند .

516 : امام صادق علیه السلام از پدرانش و ایشان از علی علیه السلام روایت کنند که فرمود :
سه چیز است که مایه نجات است : زبانت را نگاه داری و بر گناهت گریه کنی و خانه ات برای تو فراخ باشد (و به خاطر رفتار خود یا خانواده ات از خانه خود گریزان نباشی) .
(مرحوم شیخ حر عاملی گوید : وجه جمع بین این اخبار و اخباری که از رهبانیت و بریدن از مردم نهی می کنند این است که اخبار این باب چنانکه در عنوان باب گذشت بر مواردی حمل می شود که دوری از مفاسد معاشرت با دیگران برای شخص دشوار است).

استاد;746150 نوشت:

(مرحوم شیخ حر عاملی گوید : وجه جمع بین این اخبار و اخباری که از رهبانیت و بریدن از مردم نهی می کنند این است که اخبار این باب چنانکه در عنوان باب گذشت بر مواردی حمل می شود که دوری از مفاسد معاشرت با دیگران برای شخص دشوار است).

هو ولی الصالحین

با سلام و عرض ادب

استاد گرامی جمع این روایات شریفه می تواند تشویق به حضور در مجالس مؤمنین و صالحین و گریز از جمع اهل گناه و معصیت باشد؟

چرا که اگر به کلی از اجتماع گریزان و خانه نشین باشی از برکات و فواید حضور در اجتماع مؤمنین هم بی بهره می مانی.

حبیبه;746548 نوشت:
هو ولی الصالحین

با سلام و عرض ادب

استاد گرامی جمع این روایات شریفه می تواند تشویق به حضور در مجالس مؤمنین و صالحین و گریز از جمع اهل گناه و معصیت باشد؟

چرا که اگر به کلی از اجتماع گریزان و خانه نشین باشی از برکات و فواید حضور در اجتماع مؤمنین هم بی بهره می مانی.


سلام علیکم
به نظر می رسد جمع بین روایات مذکور و روایت عزلت چنین باشد که:
1-مومن باید از مجالس گناه و معاشرت بدون تاثیر گذاری با اهل غفلت دوری کند و اگر مجبور بود گاهی شرکت کند(نه در مجالس علنی فسق و گناه) قلبش را محافظت کند که آلوده نگردد.
2-در مجالس مومنین مخصوصا مجالس علم شرکت کند.
3-گاهی عزلت برای همه مومنین لازم است،(مدتش به حال خود فرد بستگی دارد)برای تفکر در اعمال و رفتار و پرهیز از غرور و تکبر.(احادیث مربوط به عزلت بسیار قابل تأمل است).
4-همواره رفق و مدارا با مردم را در نظر داشته باشد و متوجه باشد که لازمه عقل و ایمان صفت مدارا می باشد.



52 – باب حرام بودن فریفتن (مردمان) دنیا به وسیله دین

517 : یونس بن ظبیان گوید :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود که : همانا خداوند عزوجل می فرماید: وای بر کسانی ک (مردمان) دنیا را به وسیله دین می فریبند و وای بر کسانی که مردمانی را که به عدل و داد فرمان می دهند می کشند و وای بر کسانی که مؤمن در میان آنان با حالت تقیه سیر می کند .آیا به خاطر (صبر و مدارای) من فریفته می گردند یا بر من دلیری می کنند ؟ پس به خودم سوگند که برای آنان فتنه ای را مقدر می کنم که آن فتنه شخص بردبار را هم سرگشته و حیران می گرداند.

518 : رسول خدا صلی الله علیه و اله در آخرین خطبه ای که خواند فرمود :
هر کس که دنیا و آخرت به او عرضه گردد و او دنیا را بر آخرت برگزیند خداوند را در حالتی دیدار خواهد کرد که هیچ حسنه ای که به وسله آن از آتش دوزخ خداوند را در روز قیامت در حالتی دیدار خواهد کرد که از وی خوشنود است.

519 : امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت فرمود :
همانا که خداوند تبارک و تعالی کتابی از کتابهایش را بر پیامبری از پیامبرانش فرو فرستاد و در آن کتاب آورد که : به زودی گروهی از آفریدگان من پا به عرصه وجود خواهند گذارد که دنیا را به وسیله دین می لیسند و پوستهای میش را بر خود می پوشند ولی قلبهایی همچون قلب گرگ ها دارنددلهایی که از (صبر زرد) هم تلخ ترند و زبانهاشان شیرین تر از عسل و کردارهای پنهانی آنان بدبوتر از مردار است آیا مرا فریب می دهند یا به من نیرنگ می زنند و یا اینکه بر من دلیری می کنند پس به عزتم سوگند می خورم که برای آنان فتنه ای را مقدر می کنم که مهارش رهاست تا انجا که آن فتنه به اطراف و جوانب زمین می رسد و شخص بردبار را (نیز) سرگردان و حیران وا می گذارد.



53 - باب وجوب آرام نمودن قوه غضب از اینکه موجب ارتکاب حرام شود و بیان آنچه که غضب را بر طرف می کند .

520 : امام صادق علیه السلام فرمود :
به درستی که مؤمن کسی است که در هنگام خشم، خشمش او را از حق بیرون نبرد و در هنگام خوشنودی ، خوشنودی اش وی را به باطل داخل نکند و در هنگام قدرت و توانایی بیش از انچه که متعلق به خود اوست را نگیرد.

521 : امام صادق علیه السلام روایت فرمود که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : خشم ایمان را تباه می کند همچنانکه سرکه باعث تباهی و فساد عسل می گردد.

522 : امام صادق علیه السلام فرمود :
خشم کلید هر بدی است.

523 : میسر گوید : در نزد امام باقر علیه السلام سخن از خشم به میان آمد ، حضرت فرمود :
همانا (گاه باشد که) مرد خشمگین می شود و هرگز خوشنود نمی شود مگر اینکه داخل دوزخ شود .پس هر مردی که بر قومی خشم گرفت اگر در حالت ایستاده است سریعا بنشیند زیرا این نشستن، پلیدی شیطان را از او می زداید و هر مردی که بر خویشاوند خود خشمگین شد باید به او نزدیک شود و با او تماس حاصل کند زیرا اگر با خویشاوند تماس حاصل شود آرامش پیدا می کند .

524 : امام صادق علیه السلام فرمود:
مردی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله عرض کرد : ای رسول خدا! چیزی به من بیاموز، حضرت فرمود : برو و خشمگین مشو.

525 : امام باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است: کسی که خود را از (ریختن) آبروی مردمان نگهداری کند خداوند نیز در روز قیامت از ( عذاب) او خودداری می کند و کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند تبارک و تعالی در روز قیامت عذابش را از وی باز می دارد.

526 : امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود :
از پدرم شنیدم که فرمود : مردی بیابانی نزد رسول خدا صلی الله علیه و اله امد و عرض کرد : من در بیابان زندگی می کنم به من سخنی بیاموز که الفاظ آن اندک و معانی آن بسیار باشد . حضرت فرمود : تو را امر می کنم که خشمگین نشوی. پس آن بیابان نشین سؤال خود را تا سه مرتبه تکرار کرد تا اینکه آن مرد به خود بازگشت و با خود گفت : دیگر پس از این چیزی نمی پرسم زیرا رسول خدا صلی الله علیه و اله جز به خیر مرا دستور نداده است. امام صادق علیه السلام فرمود : پدرم می فرمود : چه چیزی از غضب کردن سخت تر و بدتر است؟ زیرا شخص غضب می کند و در نتیجه نفسی را که خداوند آن را محترم دانسته می کشد و یا در حالت غضب ، به زن شوهردار نسبت ناروا می دهد.

527 : عبدالاعلی گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم :
مرا موعظه ای بیاموز تا از آن اندرز گیرم و عبرت پذیرم. حضرت فرمود : مردی به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و اله آمد و همین درخواست را از ایشان نمود و رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : برو و خشمناک مشو. سپس آن مرد تا سه مرتبه درخواست خود را تکرار نمود و حضرت نیز در هر بار فرمود : برو و خشمگین مشو.

528 : سیف بن عمیره از کسی که از امام صادق علیه السلام شنیده بود روایت کند که حضرت فرمود :
کسی که جلو خشمش را بگیرد خداوند نقصها و کاستی های او را می پوشاند.

529 : امام باقر علیه السلام فرمود :
در کتاب تورات در ضمن رازگویی خداوند با حضرت موسی علیه السلام آمده است : ای موسی! جلو خشمت را درباره کسی که تو را صاحب اختیار او گردانیده ام بگیر تا من نیز خشمم را از تو باز دارم.

530 : امام صادق علیه السلام فرمود :
خشم،دقلب شخص حکیم را تباه می کند و فرمود : کسی که مالک خشم خود نباشد مالک عقل خود نیست.

531 : امام باقر علیه السلام فرمود :
همانا این خشم ، پاره آتشی از شیطان است که در قلب فرزند آدم افروخته می شود و همانا کسی از شما آنگاه که خشمگین می شود چشمانش سرخ و رگهایش بر آمده می شود و شیطان در درون او وارد می گردد پس هر گاه یکی از شما درباره خود از این حالت خشم ترسان باشد به زمین بنشیند زیرا پلیدی شیطان در این هنگام از وجود او می رود.

532 : امام باقر علیه السلام فرمود :
کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نیز در روز قیامت عذابش را از او باز می دارد.

533 : امام محمد باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله به گروهی گذر کرد که سنگی را بلند کرده و حمل می کردند ، حضرت فرمود : این چیست؟ عرض کردند: با این کار مقاوم ترین و قوی ترین مان را می آزماییم. حضرت فرمود : آیا شما را خبردار سازم که مقاوم ترین و قوی ترین شما کیست؟ عرض کردند : آری ای رسول خدا . حضرت فرمود : مقاوم ترین و تواناترین شما کسی است که هر گاه خوشنود باشد خوشنودی اش او را به گناه و باطل نیفکند و هر گاه خشمگین باشد خشمش او را از گفتن حق بیرون نبرد و هر گاه استیلا و تسلط پیدا کند چیزی را که حق او نیست به نا حق نگیرد.

534 : امام صادق علیه السلام فرمود :
حواریون به حضرت عیسی علیه السلام عرض کردند : سخت ترین چیز چیست؟ حضرت فرمود : سخت ترین چیزها خشم خدای عزوجل است . عرض کردند : به چه وسیله ای از خشم خدا در امان باشیم؟ فرمود : به اینکه بر دیگران خشم مگیرید . عرض کردند : آغاز و نقطه شروع خشم چیست؟ فرمود : خود بزرگ بینی و تکبر و کوچک شمردن مردمان.

535 : امام باقر علیه السلام فرمود :
کسی که خود را از (ریختن)آبروی مردمان باز دارد خداوند عذاب روز قیامت را از او باز خواهد داشت و کسی که خشمش را از مردم نگاه دارد خداوند در روز قیامت او را حفظ می کند.

536 : امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت کند که در نزد ایشان درباره غضب سخن به میان آمد و ایشان فرمود :
همانا ( گاه باشد که ) مرد خشمگین می شود تا جایی که هرگز خشمش فرو نمی نشیند و خوشنود نمی شود و به خاطر آن به دوزخ داخل می گردد پس هر مردی که در حال ایستاده به خشم آمد باید بنشیند زیرا در این صورت به زودی پلیدی شیطان از او بیرون می رود و اگر نشسته بود باید بایستد و هر مردی که بر خویشاوند خود خشم گرفت باید به سوی او رود و به او نزدیک شود و با او تماس گیرد زیرا خویشاوند هنگامی که خویشاوند خود را لمس کند آرامش می یابد.

537 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
سه چیز هست که هر کس این سه چیز در او باشد خصلتهای ایمان را به صورت کامل دارا گشته است : اینکه کسی در هنگام خوشنودی، خوشنودی اش او را در باطل وارد نکند و اینکه در هنگام خشم، خشمش او را از حق بیرون نبرد و اینکه در هنگام قدرت و توانایی چیزی را که از آن او نیست به نا حق نگیرد.




54– باب وجوب یاد کردن خداوند در هنگام خشم



538 : امام صادق علیه السلام فرمود :

خدای عزوجل به یکی از پیامبرانش وحی فرستاد که : ای فرزند آدم!مرا در هنگام خشمت یاد کن تا من نیز تو را در هنگام خشمم یاد کنم و تو را در زمره کسانی که نابودشان می سازم نابود نگردانم و به اینکه من انتقامت را از دشمنت بستانم راضی و خوشنود باش زیرا انتقام گیری من برای تو بهتر است از اینکه خودت دست بکار شوی و انتقام خود از وی بستانی.

539 : و در حدیث دیگری اضافه نموده است که :
و هر گاه مورد ستمی قرار گرفتی به انتقام گیری من از آن ستمکار خوشنود باش زیرا انتقامی که من به نفع تو می گیرم بهتر از انتقامی است که تو خود می گیری.

540 : اسحاق بن عمار گوید :
از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : همانا در تورات نوشته شده است که : ای فرزند آدم! مرا در هنگام خشمت به یاد آور تا تو را در هنگام خشمم به یاد آورم پس تو را در زمره هلاک شوندگان به هلاکت نمی رسانم و هر گاه مورد ستمی قرار گرفتی به انتقام من از دشمنت خوشنود باش زیرا انتقامی که من به نفع تو از وی می کشم بهتر از انتقامی است که تو خود می گیری .




55 – باب حرام بودن حسد و وجوب دوری از حسد و عدم حرمت غبطه

541 : امام باقر علیه السلام فرمود :
همانا (گاه باشد که ) مرد کوچکترین تندی و تیزی خشم را به جای می آورد و در نتیجه کارش به کفر می انجامد و همانا حسد ایمان را می خورد همچنانکه آتش هیزم را می خورد.

542 : امام صادق علیه السلام فرمود :
همانا حسد ایمان را می خورد چنانکه آتش هیزم را می خورد.

543 : داود رقی گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود :
از خدا بترسید و کسی از شما بر دیگری حسد نورزد.

544 : امام صادق علیه السلام روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد و نزدیک است که حسد بر قضا و قدر چیره شود.

545 : امام صادق علیه السلام فرمود :
آفت دینداری حسد و خودبینی و فخر فروشی است.

546 : امام صادق علیه السلام روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : خداوند عزوجل به حضرت موسی بن عمران علیه السلام فرمود : ای پسر عمران! بر مردم به آنچه که من از فضل خود به آنان داده ام حسد مبر و بر داشته های آنان چشم مدوز و نفست را در پی آنها نفرست زیرا شخص حسود بر نعمت من خشمگین و ناخوشنود است و از آن قسمتی که بین بندگانم روا داشته ام روی گردان است و کسی که چنین باشد نه من از آن اویم و نه او از برای من است .

547 : امام صادق علیه السلام فرمود :
همانا مؤمن غبطه می خورد ولی حسد نمی ورزد و منافق حسد می ورزد ولی غبطه نمی خورد .

548 : امام صادق علیه السلام فرمود :
سه چیز است که هیچ پیامبر و پایین تر از پیامبری از آن سه چیز خلاصی ندارد: یکی اندیشیدن در تحریکات شیطانی درباره امر آفرینش و دیگری فال بد زدن و دیگری حسد ، جز اینکه مؤمن حسدش را اعمال نمی کند .

549 : امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت کند که :
در وصیت پیامبر صلی الله علیه و اله به علی علیه السلام آمده است که : ای علی! تو را از داشتن سه خصلت نهی می کنم : حسد ورزیدن و حرص و خود بزرگ بینی.

550 : امام صادق علیه السلام فرمود :
ریشه های کفر سه چیز است : حرص و بزرگ منشی نمودن و حسد ورزیدن.

551 : امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : درد امت های پیشین به شما هم سرایت کرده است که آن درد دشمنی نمودن و حسد ورزیدن است .

552 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
حسد ورزیدن دوست، ناشی از ناسالم بودن دوستی است .

553 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
سلامت بدن نشانه کمی حسد است .

554 : علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر علیه السلام و ایشان از پدرش و ایشان از جدش روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله روزی به اصحابش فرمود : آگاه باشید که مرض امتهای گذشته به شما نیز سرایت کرده و آن مرض حسد است این مرض موی را نمی سترد(نمی تراشد) بلکه دین را می تراشد و چیزی که در حال حسد نجات بخش است این است که آدمی دستش را (از تجاوز به محسود) باز دارد و زبانش را نگاه دارد و نسبت به برادر مؤمن خود کینه نداشته باشد .




56 – باب برخی از خصلتهایی که مورد عفو و بخشش قرار گرفته اند

555 : امام صادق علیه السلام روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : از امت من (عقوبت بر)نه چیز برداشته شده است : خطا و فراموشی و کاری که بر انجام آن مجبور شوند و آنچه که نمی دانند و آنچه که از توان و طاقت آنان بیرون است و آنچه که در حال اضطرار انجام می دهند و حسد(تا زمانی که در دل باشد و آن را اعمال نکنند) و فال بد زدن و تفکر در اندیشه های پریشان در امر آفرینش تا زمانی که بر زبان نیاورند (و در حد فکر باقی بماند) .

556 : امام صادق علیه السلام روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : از امت من (عقوبت بر) چهار خصلت برداشته شده است : خطای آنان و فراموش نمودنشان و آنچه که بر انجام آن مجبور می شوند و آنچه که طاقت آن را ندارند و گفتار خداوند عزوجل همین است که می فرماید : ( ای پروردگار ما ! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم ما را مؤاخذه مکن. ای پروردگار ما! بار آنگونه که بر پیشینیان ما حمل نمودی بر ما حمل مکن و آنچه را که طاقت و توان آن را نداریم بر گرده مامگذار) و گفتار خدا که می فرماید : ( مگر کسی که مجبور شده است در حالی که قلبش به ایمان آرمیده است ) .

557 : امام صادق علیه السلام روایت کند که:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از امت من (عقوبت بر) نه خصلت برداشته شده است: خطا و فراموشی و آنچه که نمیدانند و آنچه که طاقتش را ندارند و آنچه که در حال اضطرار انجام می دهند و آنچه که بر انجام آن مجبور می شوند و فال بد زدن و اندیشه های پریشان در امر آفرینش و حسد تا زمانی که آثار حسد بر زبان یا دست آشکار نگردد.




57- باب حرمت تعصب ورزیدن درباره امور ناحق

558 : امام صادق علیه السلام فرمود :
کسی که از چیزی طرفداری مصرانه و نابجا کند یا اینکه از جانب دیگران به نفع او طرفداری نابجا شود (و او خوشنود باشد) محققا که ریسمان ایمان را از گردن خویش باز کرده است.

559 : امام صادق علیه السلام روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکس در دلش به اندازه دانه ای خردل تعصب کورکورانه و نابجا باشد خداوند در روز قیامت او را با اعراب زمان جاهلیت بر می انگیزد.

560 : امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که تعصب و طرفداری کورکورانه و نابجا بورزد خداوند او را به دستاری از آتش می پیچد.

561 : امام سجاد علیه السلام فرمود:
هیچ حمیت و خشمی داخل بهشت نمی شود بجز خشمی که حمزه بن عبدالمطلب اعمال نمود و آن در زمانی بود که در جریان انداخته شدن بچه دان گوسفند بر سر مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله از طرف مشرکین، حضرت حمزه به خشم آمد و اسلام آورد.

562 : امام صادق علیه السلام فرمود :
همانا فرشتگان می پنداشتند که ابلیس از آنان است ولی در علم خداوند ابلیس از فرشتگان نبود و او به خاطر غیرت نا بجا و خشم، آنچه را که در درون داشت بیرون ریخت و گفت: خدایا تو مرا از آتش آفریدی و آدم را از گل (بنابراین من از او برترم و در مقابل او سجده نمی کنم).

563 : امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
همانا خداوند شش گروه را به خاطر شش خصلت عذاب می کند: عرب را به خاطر تعصب نابجا و رؤسا را به خاطر تکبر و خود بزرگ بینی و امیران را به خاطر ستمکاری و دانشمندان را به خاطر حسد و بازرگانان را به خاطر خیانت و ناراستی و روستائیان را به خاطر نادانی.

564 : از امام سجاد علیه السلام درباره تعصب سؤال شد. حضرت فرمود:
آن تعصبی که دارنده آن گناهکار است این است که مردی بدان قوم خود را بهتر از خوبان قوم دیگر بپندارد اما اینکه مردی قوم خود را دوست بدارد از تعصب نیست بلکه تعصب آن است که مردی قوم خود را بر انجام ستم یاری کند.

565 : عمی از معصوم علیه السلام روایت کند که:
کسی که تعصب نابجا داشته باشد خداوند در روز قیامت او را با اعراب زمان جاهلیت محشور خواهد داشت.

استاد;750406 نوشت:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از امت من (عقوبت بر) نه خصلت برداشته شده است: خطا و فراموشی و آنچه که نمیدانند و آنچه که طاقتش را ندارند و آنچه که در حال اضطرار انجام می دهند و آنچه که بر انجام آن مجبور می شوند و فال بد زدن و اندیشه های پریشان در امر آفرینش و حسد تا زمانی که آثار حسد بر زبان یا دست آشکار نگردد.

بسمه الحق

با سلام و ادب

استاد گرامی قسمتی بولد شده چه مفهومی دارد؟ آیا افکار خرافی و جهل در حیطه ی خصلت و اخلاق است؟

یا در اندیشه و اعتقاد؟ اگر اعتقاد انسان فاسد شد و جهان بینی و هستی شناسیش بر مبنای حق نبود تمام ارکان

وجودش را تحت تاثیر قرار داده و جهت زندگی و حرکتش را در این عالم به سوی باطل سوق خواهد داد!

حبیبه;750727 نوشت:
بسمه الحق

با سلام و ادب

استاد گرامی قسمتی بولد شده چه مفهومی دارد؟ آیا افکار خرافی و جهل در حیطه ی خصلت و اخلاق است؟

یا در اندیشه و اعتقاد؟ اگر اعتقاد انسان فاسد شد و جهان بینی و هستی شناسیش بر مبنای حق نبود تمام ارکان

وجودش را تحت تاثیر قرار داده و جهت زندگی و حرکتش را در این عالم به سوی باطل سوق خواهد داد!


سلام علیکم
از شما ممنونم که درخواست توضیح برای حدیث مذکور کردید،ظاهرا همراهان این تاپیک بسیار اندک شده و عزیزان دیگر فرصت خواندن چند حدیث شریف را ندارند!!!
توضیح حدیث اینکه:
همانطور که سرکارعالی اشاره کردید و به همان استدلال عقلی که بیان کردید و همچنین به قرینه روایات دیگر این معفو بودن افکار پریشان مربوط به حالات غیر ارادی ست(چیزی مانند بیماری های روحی و روانی و وسواس های فکری) و مسلم است که غیر این حالت معقول و متصور نیست.
موفق باشید.

استاد;751037 نوشت:
ظاهرا همراهان این تاپیک بسیار اندک شده و عزیزان دیگر فرصت خواندن چند حدیث شریف را ندارند!!!

بسمه الحق

با سلام و ادب و همینطور تشکر از پاسخ حضرتعالی

استاد گرامی یکی از این همراهان مشتاق سرکار خانم یکی دیگه هستند که مدتی است ظاهرا حضور ندارند.

ذکر این احادیث نورانی و معارف ربّانی و الهی با قلم و تبیین حضرتعالی،باعث مزید بصیرت و معرفت شاگردانتان خواهد بود

امید که همچنان ادامه داشته باشد.

جسارتا یک درخواست داشتم،چقدر خوب بود اگر احادیث توحیدی را بیان می فرمودید و توفیقی می شد تا ما نیز از تبیین و توضیح

حضرتعالی بهره مند می شدیم.با تشکر

حبیبه;751053 نوشت:
جسارتا یک درخواست داشتم،چقدر خوب بود اگر احادیث توحیدی را بیان می فرمودید و توفیقی می شد تا ما نیز از تبیین و توضیح

حضرتعالی بهره مند می شدیم.با تشکر


سلام علیکم
از حسن ظن شما سپاسگزارم.اما به قول مرحوم حداد خطاب به علامه طهرانی: اهل توحید خیلی کم اند.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
جانم کم تر از آنست که بگویم فدای مولای متقیان،امیر مومنان علی علیه السلام،مولایی که بیشترین احادیث توحیدی از جانب ایشان صادر شده است.
شایسته است شیعیان و محبین مولا به احادیث توحیدی ایشان توجه ویژه ای بفرمایند.




58 – باب تحریم خود بزرگ بینی

566 : حکیم گوید:
از امام صادق علیه السلام درباره پایین ترین درجه کفر و بی دینی پرسیدم. حضرت فرمود: همانا پایین ترین درجه کفر تکبر ورزیدن است.

567 : امام صادق علیه السلام روایت کند که:
امام باقر علیه السلام فرمود : ارجمندی بالا پوش خدا و بزرگ منشی زیر پوش اوست پس هر کس چیزی از آن دو را برای خود برگیرد خداوند او را به رو در آتش جهنم می افکند.

568 : امام صادق علیه السلام فرمود :
بزرگ منشی بالاپوش خداست پس کسی که با خداوند در این باره به کش مکش برخیزد خداوند اورا به رو در آتش خواهد افکند.

569 : از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت است که :
کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.

570 : امام باقر علیه السلام فرمود:
کبر و بزرگ منشی بالاپوش خداوند است و کسی که تکبر می ورزد با خداوند درباره آن به کشمکش بر می خیزد.

571: امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا که در جهنم صحرایی برای متکبران است که به آن (سقر) گفته می شود که این صحرا از شدت گرمایش به خداوند عزوجل شکایت می کند و از خداوند درخواست می کند که به او اجازه دهد که نفس بکشد پس چون نفس میکشد جهنم شعله ور می گردد.

572 : داود بن فرقد از برادرش روایت کند که گفت:
از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: همانا افراد متکبر در روز قیامت به صورت مورچه در می آیند و مردم آنان را پایمال می کنند تا اینکه خداوند از حساب خلایق فارغ شود.

573 : امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ بنده ای نیست جز اینکه در سر او دهانه و لگامی هست که فرشته ای آن را نگاه داشته است پس هرگاه بنده ای تکبر نماید آن فرشته به وی می گوید(نفرین کند): فرود آی که خداوند تو را فرومایه و پست کند، پس او پیوسته در نفس خودش خود را بلند مرتبه ترین مردم می داند در حالی که در چشم مردمان کوچکترین مردم است. و هنگامی که تواضع و فروتنی نماید خداوند عزوجل او را بلند مرتبه می گرداند سپس فرشته به او می گوید(دعا می کند): فراز آی که خداوند تو را بلند مرتبه گرداند، پس وی پیوسته در درون خود را کوچکترین مردم می داند در حالی که در چشم مردمان بلند پایه ترین مردم است.

574 : امام صادق علیه السلام در سفارشی به اصحابش فرمود :
از بزرگی نمودن و کبر بر حذر باشید زیرا بزرگ منشی بالاپوش خداوند عزوجل است پس کسی که در بزرگ منشی با خداوند به کشمکش برخیزد خداوند او را در هم می شکند و در روز قیامت وی را خوار می سازد .

575 : امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت کند که :
همانا علی علیه السلام فرمود : هیچکس از فرزندان آدم نیست جز اینکه موی پیشانی اش در دست فرشته ای است پس اگر تکبر ورزد وی را با موی پیشانی اش به زمین می کشد سپس به او می گوید: فروتن باش ، خدا فرودت آورد. و اگر فروتنی کند موی پیشانی اش را می کشد سپس به او می گوید : سرت را بلند کن، خدا تو را بالا برد و تو را به خاطر فروتنی ات فرود نیاورد.

576 : امام باقر علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده است : همانا شیطان سرمه ای دارد (که در چشم می ریزد) و داردی لیسیدنی دارد(که در دهان می ریزد) و دارویی دارد که در بینی می ریزد . اما سرمه او چرت زدن است و داروی لیسیدنی او دروغ است و دارویی که در بینی مردمان می ریزد کبر و بزرگی نمودن است .

577 : امام صادق علیه السلام فرمود :
سه گروهند که خداوند به آنها نظر (رحمت ) نمی افکند : یکی آنکه متکبرانه روی خود را از دیگران بر می گرداند و دیگری آنکه از روی تکبر جامه بلند خویش بر زمین می کشد و دیگری آنکه کالای خود را با سوگند خوردن و بزرگی نمودن رواج می دهد . همانا بزرگ منشی مخصوص خداست که پروردگار جهانیان است.

578 : امام باقر علیه السلام فرمود :
کبر و بزرگی نمودن (به منزله) مرکبی است که سوار خود را به سوی آتش می برد.

579 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
افراد متکبر در روز قیامت به صورت انسانهایی به کوچکی مورچه محشور می گردند و مردم آنان را پایمال می کنند تا وقتی که خداوند از حساب خلق فارغ گردد سپس آنان به سوی آتش روانه می شوند و از چرک تن دوزخیان که عصاره اهل دوزخ است به آنان نوشانده می شود .

580 : رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود :
بیشترین اهل جهنم متکبران هستند.

581 : امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش و ایشان از پدران گرامی خود روایت کند که :
رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : همانا دوست داشتنی ترین شما در نزد من و نزدیکترین شما به من در روز قیامت کسی است که اخلاقش نیکوتر و فروتنی اش بیشتر باشد و همانا دورترین شما از من در روز قیامت یاوه گویان که همان خود خواهانند می باشند.

582 : امام صادق علیه السلام فرمود :
رسول خدا صلی الله علیه و اله ماده شتری(تندرو) داشت که شتری بر او پیشی نمی گرفت پس (روزی) در مسابقه با شتر عربی از شتر آن عرب عقب ماند، مسلمین از این واقعه افسرده خاطر شدند پس رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : همانا این شتر ماده خود را برتر شمرد و بر خداوند سزاوار است که هیچ چیزی خود را برتر از دیگری نشمرد جز اینکه خداوند او را فرود آورد.

استاد;751062 نوشت:
اهل توحید خیلی کم اند.

هو الله

با سلام و ادب

اهلیتش را نداریم اما قابلیتش را به شهادت:

"کل مولد یولد علی فطرة التوحید..." و "فطرة الله التی فطر الناس علیها..." ان شاالله داریم.

حبیبه;750727 نوشت:
آیا افکار خرافی و جهل در حیطه ی خصلت و اخلاق است؟

یا در اندیشه و اعتقاد


سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
اگر منظور جناب استاد از تنبه ظریفشان بنده ی حقیر بوده ام ،از حضور شریفشان بخاطر این غیبت عذرخواهم.امیدوارم حمل بر بی احترامی نشده باشد.
استاد گرامی خواهشمندم برداشت بنده را بررسی و تصحیح بفرمایید.آیا میشود چنین برداشتی داشت؟:

گمان میکنم منظور از این حدیث همان حیطه ی اندیشه و اعتقاد است.
گاهی وقتی آمادگی لازم برای غور در مبانی فلسفی و عرفانی را نداریم،دچار افکار تسلسل وار و وسواس گونه میشویم و ممکن است به نتیجه ی درستی نرسیم. لذا نباید اقدام به انتشار این سخنان کنیم.
ذات خدا اصطلاحی است که دارای دو معنی است . یکی همان کنه ذات که برای احدی فهمش ممکن نیست و
اصطلاح دوم ذات خدا ، مرتبه ی ظهور ذات برای ذات می باشد که از آن تعبیر می شود به منطقه ی اسماء الله . در باره ی این قسم دوم دو گونه روایات وجود دارند ؛ در برخی از آنها از تفکّر در ذات نهی شده ولی در برخی دیگر ، چنین تفکّری مدح گردیده. برای نمونه فرمودند: « تَكَلَّمُوا فِيمَا دُونَ الْعَرْشِ فَإِنَّ قَوْماً تَكَلَّمُوا فِي اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ فَتَاهُوا ــــ درباره مادون عرش سخن بگویید ؛ چرا که گروهی درباره ی خدای عزّ و جلّ سخن گفته و هلاک گشتند.» (بحارالأنوار ، ج3، ص262 ) و امام رضا (ع) فرمودند: « لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ فِي التَّفَكُّرِ فِي اللَّهِ : عبادت به زیادی روزه و نماز نیست عبادت حقیقی تنها به تفکّر درباره ی خداست.» ( بحارالأنوار ، ج3 ،ص 261)
در جوامع روایی شیعه مشابه اینگونه نهی ها را در دیگر امور مشکل معرفتی نیز مشاهده می کنیم ؛ برای مثال وقتی برخی افراد کم قابلیّت درباره ی قضا و قدر از اهل بیت (ع) پرسش می نمودند ؛ حضرات معصومین (ع) آنها از ورود در این گونه مباحث منع می نمودند ولی آنگاه که افراد قابلی همین سوال را به محضر مبارکشان عرضه می داشتند با عبارات عمیق و حکیمانه ای پاسخ را ارائه می داشتند ؛ لکن به گونه ای می فرمودند که اگر سخنشان به گوش افراد کم قابلیّت رسید ذهنشان را درگیر نکند. در باب معرفةالله نیز سیره ی اهل بیت (ع) به همین منوال بوده است
با سپاس

یکی دیگه.;751604 نوشت:
لذا نباید اقدام به انتشار این سخنان کنیم.

بسمه الحق

با سلام و ادب

خواهر عزیزم ،آموختن علم به نا اهل خصوصا علومی چون فلسفه و عرفان معاقب است نه معفو.

بزرگان از این امر به شدت پرهیز می نموده اند،امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم اخلاق می فرمایند:

"....... و الافضال علی غیر المستحق" یعنی خداوند کمک فرما که از احسان در حق کسی که مستحق نیست

بپرهیزم،آیا نا اهل استحقاق تعلیم چنین علومی را دارد؟

بنابراین گمان نمی رود مقصود چنین خطاهای اعتقادی بزرگی باشد،شاید مقصود خرافه و جهالتهای عوامانه باشد

که درک درستی در آن نیست.با این حال اگر استاد بزرگوار،این مورد را توضیح بیشتری دهند بسیار سپاسگزار خواهیم بود.

حبیبه;751614 نوشت:
خواهر عزیزم ،آموختن علم به نا اهل خصوصا علومی چون فلسفه و عرفان معاقب است نه معفو.

بله البته منظور بنده هم همین بود.عرض کردم نباید...

یکی دیگه.;751615 نوشت:
بله البته منظور بنده هم همین بود.عرض کردم نباید...

به همین دلیل عرض کردم مقصود روایت شریف نمی تواند،عفو چنین خطاهایی باشد.(الله اعلم)

[="Arial Narrow"][="Indigo"]سلام استاد ممنون از پست خوبتون

احادیث خیلی عالی هستن:Sham:[/]

Serat;751628 نوشت:
درباره فلسفه فرمودید و اینکه خیلیها قابلیتش را ندارند و نباید همه چیز را طوری گفت که آنها بفهمند.

سلام و ادب
بنده هیچ گاه چنین سخنی نگفته ام.هیچ گاه!
اتفاقا شخصا گرفتار همین درد هستم و نمی دانم چرا اغلب علوم فلسفی را طوری بیان میکنند که انگار با زبان بی زبانی میگویند ورود ممنوع و بعضا علاوه بر اصطلاحات فلسفی از عبارات عربی قلمبه سلمبه ای هم استفاده میکنند تا انسان را از نزدیک شدن به این مفاهیم پشیمان کنند.

درباره ی مطلب دیگری صحبت بود .اگر دقت بفرمایید روشن میشود.

ولی موضوع این است که نمیشود هر سوال فلسفی را که به ذهنمان رسید و در میانه ی راه از کسی پرسیدیم،انتظار داشته باشیم عمیقا درک کنیم. چون این علوم نیاز به مقدمه دارد.و با مباحث دیگری در ارتباط است و باید از پایه شروع کرد.وگرنه درک شایسته ای حاصل نخواهد شد.

تاپیک ارزشمند و منحصر بفرد معرفت نفس ،در این خصوص و حداقل در باب معرفت نفس بسیار کارآمد است.
و بیان شیوای جناب استاد اویس برای مبتدیان غنیمتی است بی پایان.
همینجا بر خود لازم میدانم از جناب استاد عمیقا تشکر نمایم برای حسن انتخابشان در واگذاری این تاپیک به استاد اویس که باعث شده این مباحث ثقیل با قلم بلیغ ایشان درآمیزد و طفل گریزپای را به مکتب کشاند.

یکی دیگه.;751604 نوشت:
گاهی وقتی آمادگی لازم برای غور در مبانی فلسفی و عرفانی را نداریم،دچار افکار تسلسل وار و وسواس گونه میشویم و ممکن است به نتیجه ی درستی نرسیم. لذا نباید اقدام به انتشار این سخنان کنیم.

گمان میکنم در بیان منظورم موفق نبوده ام.چون هم سرکار حبیبه و هم جناب صراط برداشت های متفاوتی از سخن بنده داشتند.
منظور بنده این است که تا وقتی خودمان در ذهنمان به نتیجه ی درست و قابل تاییدی نرسیده ایم، و افکارمان حالت پریشان و بی پایان دارد،نباید از سخن و فکر بی سر انجام خود دفاع کنیم و حتی نباید در هر جایی آن را بر زبان آوریم .چون باعث خواهد شد افرادی که پیش زمینه ی ذهنی مناسبی ندارند دچار شک و تردید شوند و ...
اما در این حدیث شریف اشاره شده بود که تا وقتی در حد فکر باشد و به زبان نیاید معفو است.حقیر فکر میکنم کلنجار رفتن طولانی مدت با این مباحث در ذهن هم پسندیده نباشد مگر اینکه به کمک فرد قابلی بتوانیم به این افکار سر و سامان بدهیم و خود را از خطر بدبینی و خدای نکرده کفر برهانیم.
منتظر تصحیح جناب استاد میمانیم.
با سپاس فراوان

Serat;751680 نوشت:
خواهر گرامی؛ به نظر شما، بنده یا هر شخص دیگری که ببیند یک استاد فلسفه با گفتن این جملات از شبهه ای که ایجاد کرده شانه خالی میکند چه فکری درباره اش میکند؟

مگر نه اینکه همین بازگو کردن سخنان فلاسفه بصورتی که با قرآن و روایات ضدونقیض هستند، هم وجهه دین را خدشه دار کرده هم وجهه فلسفه را ؟ آیا نباید دستکم رفع ابهام شود؟ قصد توبیخ و شماتت ندارم وگرنه گلایه زیاد است بنابراین بیشتر از این ادامه نمیدهم.


علیکم السلام
بنده هم قصد ادامه دادن ندارم و این تاپیک هم اصلا جای مناسبی برای این صحبت ها نیست. از حضور جناب استاد معذرت میخوام.
اما فقط یک جمله میگویم:
شبهه ای که ایجاد کرده؟!!!
بله ممکن است کسی که از پایه شروع نکرده و با شنیدن یک جمله ،هزار و یک برداشت نادرست بجای مفهوم اصلی در ذهنش ایجاد میشود ،و این سوال ها را مطرح میکند،با پاسخ استاد مواجه شود مبنی بر اینکه از ابتدای تاپیک شروع بفرمایید.
و این پاسخ کاملا منطقی است.
عبارات شما منصفانه نیست برادر.
آن تاپیک ،حالت یک کلاس را دارد و برای هر کلاسی امتحان تعیین سطح میگذارند و مباحث آینده هم پیش پیش تدریس نمی شود.
با تقدیم احترام

[="Georgia"][="Blue"]

یکی دیگه.;751665 نوشت:
اتفاقا شخصا گرفتار همین درد هستم و نمی دانم چرا اغلب علوم فلسفی را طوری بیان میکنند که انگار با زبان بی زبانی میگویند ورود ممنوع و بعضا علاوه بر اصطلاحات فلسفی از عبارات عربی قلمبه سلمبه ای هم استفاده میکنند تا انسان را از نزدیک شدن به این مفاهیم پشیمان کنند.

با عرض سلام خدمت شما خواهر گرامی
بنده حقیر به بلند همتی شما ایمان کامل دارم و به خوبی در پستهای متعددم به عیان دیده ام که شما جزو نوادری هستید که علی رقم ثقل عبارات، درصدد فهم و ادراک صحیح مطالب عمیقید و بارها خداوند رحمان و رحیم را بخاطر وجود همراهانی چون شما سپاس گفته ام.

اما در ضمن عبارتی که از شما نقل نمودم، این نکته حائز اهمیت است که حریم قدسی و جبروتیِ معانی رفیع و بلند عرفانی، ابای از آن دارد که در قالب کلماتی خفیف و روز مره ادا شود. به عبارت دیگر مقتضای ادب مع الله در مقام ارائه ی معانی بلند توحیدی و عرفانی آن است که با وزین ترین و دقیق ترین کلمات برای صاحبان اندیشه ارائه گردد.

ثقل این مفاهیم و عبارات، به مشابه ثقل همان کباب است که برای نوزادان شایسته بلع نبوده و موجبات هلاک ایشان را فراهم سازد.
اگر می خواهید در زمره ی خاصان سفره رحمت رحیمیه ی حق قرارگیرید شرط لازم آن است که سختی تامل و اندیشه ی بسیار را بر جان خود خریده و آماده ی مشقتهایی به مراتب شدیدتر از این در قلمرو علم و عمل باشید که البته می دانم چون شمایی این چنینید.
[/]

[=Traditional Arabic] [=Traditional Arabic]العلامة الأردبيلي في حديقة الشيعة، نقلا عن السيد المرتضى بنالداعي الحسيني الرازي بإسناده عن الشيخ المفيد عن أحمد بن محمد بن الحسن بنالوليد عن أبيه محمد بن الحسن عن سعد بن عبد الله عن محمد بن عبد الله عن محمد بنعبد الجبار عن الإمام الحسن [=Traditional Arabic]العسكري‏[=Traditional Arabic] ع[=Traditional Arabic]:[=Traditional Arabic] [=Traditional Arabic]أنه قال لأبي هاشمالجعفري يا أبا هاشم سيأتي زمان على الناس وجوههم ضاحكة مستبشرة و قلوبهم مظلمةمتكدرة السنة فيهم بدعة و البدعة فيهم سنة المؤمن بينهم محقر و الفاسق بينهم موقرأمراؤهم جاهلون جائرون و علماؤهم في أبواب الظلمة [سائرون‏] أغنياؤهم يسرقون زادالفقراء و أصاغرهم يتقدمون على الكبراء و كل جاهل عندهم خبير و كل محيل عندهم فقيرلا يميزون بين المخلص و المرتاب لا يعرفون الضأن من الذئاب علماؤهم شرار خلق اللهعلى وجه الأرض لأنهم يميلون إلى الفلسفة و التصوف‏ و ايم الله إنهم منأهل العدول و التحرف يبالغون في حب مخالفينا و يضلون شيعتنا و موالينا إن نالوامنصبا لم يشبعوا عن الرشاء و إن خذلوا عبدوا الله على الرياء ألا إنهم قطاع طريقالمؤمنين و الدعاة إلى نحلة الملحدين فمن أدركهم فليحذرهم و ليصن دينه و إيمانه ثمقال يا أبا هاشم هذا ما حدثني أبي عن آبائه جعفر بن محمد ع و هو من أسرارنا فاكتمهإلا عن أهله‏

امام حسن عسکری ع بهابوهاشم جعفری فرمودند:
ای اباهاشم برای مردمزمانی فرا می رسد که چهره هایشان خندان ولی دل هایشان تاریک و تیره است. بدعت درآن زمان تبدیل به سنت شده است و سنت ها به بدعت تبدیل گشته اند. مومن در آن هنگامتحقیر شده است و فاسق دارای وقار و منزلت. امران آن ها در گمراهی هستند و علمای آنها در گمراهی سر گردان. ثروتمندان آن ها از توشه ی فقرا می دزدند و کوچک ها بربزرگ ها پیشی می گیرند.هر جاهلی در آن زمان دانا به نظر می رسد و هر واگذار شده ایفقیر. هیچ تفاوتی میان مخلص و گمراه نیست. آن ها گوسفند را از گرگ تشخیص نمی دهند.علمای آن ها از بدترین مخلوقات خدا بر روی زمین هستند زیرا آن ها تمایل به فلسفه وتصوف دارند سوگند به خدا که همانا آنان از اهل عدول و انحرافهستندٰ در محبت مخالفین ما مبالغه می‌کنند، و شیعیان و دوستداران ما را گمراه می‌کنندٰاگر به منصبی دست یابند از رشوه اشباع نمی‌شوند! و اگر به منصبی نرسندٰ خدا رابرای ریاء عبادت می‌کنند. آگاه باشید که آنان همان دزدان بر سر راه مومنین هستند و دعوتکنندگان به روش کافرانٰ. پس هر کسی که آنان را درک کردٰ پس از آنان برحذر باشد ودین و ایمان خویش را حفظ کند!
سپس فرمود: ای اباهاشم!این همان چیزی است که پدرم از پدرانش امام صادق ع نقل کردهٰ پس آن را جز از اهلآنٰ کتمان نما

اویس;752617 نوشت:
این نکته حائز اهمیت است که حریم قدسی و جبروتیِ معانی رفیع و بلند عرفانی، ابای از آن دارد که در قالب کلماتی خفیف و روز مره ادا شود. به عبارت دیگر مقتضای ادب مع الله در مقام ارائه ی معانی بلند توحیدی و عرفانی آن است که با وزین ترین و دقیق ترین کلمات برای صاحبان اندیشه ارائه گردد.

عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی
از حسن ظن حضرتعالی بسیار سپاسگزارم وتعابیر بزرگوارانه ی شما،عرق شرم کوتاه همتی ام را به پیشانی مینشاند.
فکر میکنم برای درک عمیق معانی عرفانی ،باید ابتدا علم فلسفه را آموخت.
آیا در علم فلسفه نیز همین گونه است؟آیا گریزی نیست از بکار بردن اصطلاحات خاص فلسفی بدون حداقل توضیح روشنی برای آن؟
گاها برای درک مفهوم یک اصطلاح،به 4-5 اصطلاح دیگر برخورده ام و برای یافتن معنی هر کدام به انبوهی از اصطلاحات و کلمات ثقیل دیگر برخوررده ام
گاهی در چند فرهنگ اصطلاحات فلسفی به دنبال مفهومی گشته ام و یا آن مفهوم را نیافته ام یا ...
تاپیک های زیادی بوده است که فرار از آنها بر قرار در آنها ترجیح داده ام.
فردی که در رشته ی علوم ریاضی و فنی تحصیل کرده باشد و حالا بخواهد با تلاش شخصی فلسفه را درک کند،(بدون استاد!!)،مرارتی را متحمل خواهد شد که در تمام سالهای تحصیلش آن را تجربه نکرده است.
از شما استاد گرامی صمیمانه متشکرم که برای چشاندن شیرینی عمیق این علوم ،در تاپیک معرفت نفس و تاپیک های مقطعی دیگر،زحمات قابل ستایشی را متحمل میشوید .و راه را برای چهار دست و پا رفتن نوباوگان هموار می فرمایید.

اویس;752617 نوشت:
شرط لازم آن است که سختی تامل و اندیشه ی بسیار را بر جان خود خریده و آماده ی مشقتهایی به مراتب شدیدتر از این در قلمرو علم و عمل باشید

سمعا و طاعتا.

[="Georgia"][="Blue"]

یکی دیگه.;752687 نوشت:
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی
از حسن ظن حضرتعالی بسیار سپاسگزارم وتعابیر بزرگوارانه ی شما،عرق شرم کوتاه همتی ام را به پیشانی مینشاند.
فکر میکنم برای درک عمیق معانی عرفانی ،باید ابتدا علم فلسفه را آموخت.
آیا در علم فلسفه نیز همین گونه است؟آیا گریزی نیست از بکار بردن اصطلاحات خاص فلسفی بدون حداقل توضیح روشنی برای آن؟
گاها برای درک مفهوم یک اصطلاح،به 4-5 اصطلاح دیگر برخورده ام و برای یافتن معنی هر کدام به انبوهی از اصطلاحات و کلمات ثقیل دیگر برخوررده ام
گاهی در چند فرهنگ اصطلاحات فلسفی به دنبال مفهومی گشته ام و یا آن مفهوم را نیافته ام یا ...
تاپیک های زیادی بوده است که فرار از آنها بر قرار در آنها ترجیح داده ام.
فردی که در رشته ی علوم ریاضی و فنی تحصیل کرده باشد و حالا بخواهد با تلاش شخصی فلسفه را درک کند،(بدون استاد!!)،مرارتی را متحمل خواهد شد که در تمام سالهای تحصیلش آن را تجربه نکرده است.
از شما استاد گرامی صمیمانه متشکرم که برای چشاندن شیرینی عمیق این علوم ،در تاپیک معرفت نفس و تاپیک های مقطعی دیگر،زحمات قابل ستایشی را متحمل میشوید .و راه را برای چهار دست و پا رفتن نوباوگان هموار می فرمایید.

سلام علیکم
من نیز از حسن ظن شما خواهر گرامی سپاسگزارم.
منطق مرتبه نازله فلسفه و فلسفه مرتبه نازله عرفان و عرفان مرتبه نازله قرآن است.
برای رسیدن به درر بی منتهای قرآن، چاره ای جز قدم در صراط منطق و فلسفه و عرفان نیست و البته که برای آموختن منطق و فلسفه و عرفان، ناگزیر از آموختن اصطلاحات فنی و کاربردی این علوم هستیم.
درست است که اصطلاحاتی که در این علوم به کار رفته ثقیل و سنگین اند اما اگر حتی برای یک بار به درستی معانی هر یک از آنها دانسته شود راه برای معانی متفرع آنها هموار خواهد شد.
لذا باید تن به سختی داد و درصدد فهم معانی این اصطلاحات بود و صدالبته که بدون استاد انجام این کار طاقت فرسا بوده و قریب به محال است.
البته حقایق منطق و فلسفه و ابتدای عرفان نظری را با برنامه ریزی منسجم و تحقیق و کاوش مستمر و سوال از اساتید فن مجازی، بدون زانو زدن در محضر استاد خارجی تا حدی می توان یافت اما رسیدن به معانی دقیق عرفان نظری و عملی بدون استاد ناممکن است.
اما چون فعلا همه ی ما در اوایل راه هستیم فعلا نگران آینده نباشید. خداوند اگر جان آدمی را تشنه علوم و معارف ببیند به شیوه ای که خود می داند برایش استاد نیز فراهم می سازد.
[/]

هو الأحد

با سلام و عرض ادب

جناب استاد گرامی حقیر هنوز درخواست بیان احادیث توحیدی خاصه خطبه اول نهج البلاغه شریف را دارم.

می توان راجع به معارف آن بحث نمود،اگر عنایت کنید،فیض عظمایی نصیبمان شده است.

با سپاس

یکی دیگه.;751604 نوشت:
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
اگر منظور جناب استاد از تنبه ظریفشان بنده ی حقیر بوده ام ،از حضور شریفشان بخاطر این غیبت عذرخواهم.امیدوارم حمل بر بی احترامی نشده باشد.
استاد گرامی خواهشمندم برداشت بنده را بررسی و تصحیح بفرمایید.آیا میشود چنین برداشتی داشت؟:

گمان میکنم منظور از این حدیث همان حیطه ی اندیشه و اعتقاد است.
گاهی وقتی آمادگی لازم برای غور در مبانی فلسفی و عرفانی را نداریم،دچار افکار تسلسل وار و وسواس گونه میشویم و ممکن است به نتیجه ی درستی نرسیم. لذا نباید اقدام به انتشار این سخنان کنیم.
ذات خدا اصطلاحی است که دارای دو معنی است . یکی همان کنه ذات که برای احدی فهمش ممکن نیست و
اصطلاح دوم ذات خدا ، مرتبه ی ظهور ذات برای ذات می باشد که از آن تعبیر می شود به منطقه ی اسماء الله . در باره ی این قسم دوم دو گونه روایات وجود دارند ؛ در برخی از آنها از تفکّر در ذات نهی شده ولی در برخی دیگر ، چنین تفکّری مدح گردیده. برای نمونه فرمودند: « تَكَلَّمُوا فِيمَا دُونَ الْعَرْشِ فَإِنَّ قَوْماً تَكَلَّمُوا فِي اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ فَتَاهُوا ــــ درباره مادون عرش سخن بگویید ؛ چرا که گروهی درباره ی خدای عزّ و جلّ سخن گفته و هلاک گشتند.» (بحارالأنوار ، ج3، ص262 ) و امام رضا (ع) فرمودند: « لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ فِي التَّفَكُّرِ فِي اللَّهِ : عبادت به زیادی روزه و نماز نیست عبادت حقیقی تنها به تفکّر درباره ی خداست.» ( بحارالأنوار ، ج3 ،ص 261)
در جوامع روایی شیعه مشابه اینگونه نهی ها را در دیگر امور مشکل معرفتی نیز مشاهده می کنیم ؛ برای مثال وقتی برخی افراد کم قابلیّت درباره ی قضا و قدر از اهل بیت (ع) پرسش می نمودند ؛ حضرات معصومین (ع) آنها از ورود در این گونه مباحث منع می نمودند ولی آنگاه که افراد قابلی همین سوال را به محضر مبارکشان عرضه می داشتند با عبارات عمیق و حکیمانه ای پاسخ را ارائه می داشتند ؛ لکن به گونه ای می فرمودند که اگر سخنشان به گوش افراد کم قابلیّت رسید ذهنشان را درگیر نکند. در باب معرفةالله نیز سیره ی اهل بیت (ع) به همین منوال بوده است
با سپاس


سلام علیکم
بحث آن روایت همانطور که عرض شد در دایره افکار و خطورات غیر ارادی ست.
بحث نهی از تفکر در ذات خدا و چند و چون آن به دلیل نتیجه کفر آمیز آنست و اینکه معلول اشراف بر علت نتواند و این یک امر بدیهی ست.
اگر به طور ارادی وارد در بحث ممنوعه ای شدیم و در نتیجه افکاری منحرفانه برایمان حاصل شد این معفو نیست و معاقب است و وظیفه ی ما اصلاح آن افکار است.

ممهور;752655 نوشت:
امام حسن عسکری ع بهابوهاشم جعفری فرمودند:
ای اباهاشم برای مردمزمانی فرا می رسد که چهره هایشان خندان ولی دل هایشان تاریک و تیره است. بدعت درآن زمان تبدیل به سنت شده است و سنت ها به بدعت تبدیل گشته اند. مومن در آن هنگامتحقیر شده است و فاسق دارای وقار و منزلت. امران آن ها در گمراهی هستند و علمای آنها در گمراهی سر گردان. ثروتمندان آن ها از توشه ی فقرا می دزدند و کوچک ها بربزرگ ها پیشی می گیرند.هر جاهلی در آن زمان دانا به نظر می رسد و هر واگذار شده ایفقیر. هیچ تفاوتی میان مخلص و گمراه نیست. آن ها گوسفند را از گرگ تشخیص نمی دهند.علمای آن ها از بدترین مخلوقات خدا بر روی زمین هستند زیرا آن ها تمایل به فلسفه وتصوف دارندسوگند به خدا که همانا آنان از اهل عدول و انحرافهستندٰ در محبت مخالفین ما مبالغه می‌کنند، و شیعیان و دوستداران ما را گمراه می‌کنندٰاگر به منصبی دست یابند از رشوه اشباع نمی‌شوند! و اگر به منصبی نرسندٰ خدا رابرای ریاء عبادت می‌کنند. آگاه باشید که آنان همان دزدان بر سر راه مومنین هستند و دعوتکنندگان به روش کافرانٰ. پس هر کسی که آنان را درک کردٰ پس از آنان برحذر باشد ودین و ایمان خویش را حفظ کند!
سپس فرمود: ای اباهاشم!این همان چیزی است که پدرم از پدرانش امام صادق ع نقل کردهٰ پس آن را جز از اهلآنٰ کتمان نما

سلام علیکم
اگر منبع را نیز ذکر می کردید بهتر بود.اینکه به چه نیتی این روایت زیبا و شریف را در اینجا قرار دارید خدا عالم است و امیدوارم جزای نیتتان هرچه هست را از خداوند جبار بگیرید.
چند نکته ی قابل تأمل در مورد روایت:
1-بسیاری از روایات نیاز به توضیح دارند چه اینکه در همین روایت فساد علماء بیان شده و اگر بخواهید به زماننا هذا تطبیق دهید همان علمایی که افکار و اعتقادات مثل شما را نیز بیان می کنند در بر می گیرد.
خب پس همه ی علما فاسدند!!!!پس دین را از چه کسی بگیریم؟!!!!
2-اینگونه روایات را علمای اعلام ناظر به تمام جهان اسلام شمرده اند چه اینکه حضرت در این روایت بحثی از شیعتنا نداشته اند،لذا جوامع اهل سنت و وهابی مسلک را نیز در بر می گیرند.
3-اگر اهل تاریخ باشید و نه فقط تکرار کننده کلام دیگران که إن شاء الله هستید،باید بدانید که دشمنان در آن زمان برای مقابله با معارف اهل بیت علیهم السلام از انواع جدل و مغالطه و همچنین بحثهای ملحدانه به اسم فلسفه و عقل گرایی استفاده می کردند و لذا فلسفه مورد نهی و مذمت قرار می گرفت.همین الان هم فلسفه های غربی و ملحدانه مورد مذمت هستند و هیچ فیلسوف و عالم شیعی آنها را تأیید نمی کند.
4-چطور کل فلسفه چه ملحدانه و غیر آن مورد مذمت باشد در حالی که از فلسفه اسلامی برای پیشبرد معارف عمیق اسلامی و مقابله با فلسفه ها و شبهات غربی استفاده می شود!!!!! به طور مثال سیره امام خمینی و علامه طباطبایی گواه این مطلب است.کدام علمی غیر از فلسفه اسلامی توان پاسخگویی به شبهات عمیق ملحدان را دارد؟اگر صادق و اهل علم باشید خواهید گفت هیچ کدام از علوم حاضر توان مقابله ندارند.
5- پس بهتر است برای اغراض خودمان(مقصود شخص نویسنده ی پست نیست) روایات شریف را دستمایه نکنیم چه اینکه خیانتی عظیم به معارف ناب اهل بیت علیهم السلام است.