جمع بندی پایان کار ؛ خدا یا بهشت و جهنم؟

تب‌های اولیه

41 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

hessam78;924000 نوشت:
سلام محی الدین جان بله
شما می فرمایید شر قلیل منتج به خیر کثیر میشود
مقبول است به شرطی که قرآنی باشد
به زعم و نظر من بهترین رویکرد در برابر مسئله شر رو جناب محی الدین در فصوص الحکم داشتند که وجود شر رو توجیه میکنه
اما من فکر نکنم منظور قرآن چنین بوده
در یکی از فص ها یادم هست فرموده بود آیه قرآن مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‌نیاز و داناست!
در واقع بسیار زیبا گفت که هر پرستشی پرستش خداست چون همه چیز از آن خداست و هر طرف طرف خداست،یا بقول مولانا کعبه و بت خانه یکیست
این نوع نگرش خیلی خوبه حداقل در برابر اسلام خشک اگر چه اسلامی هم نباشد ولی در دنیا صللح و صفا را به ارمغان می آورد حداقل بر روی تئوری و آنطور که من فهمیدم

سلام برادر
طرح مساله شر از نظر ما دارای مراتب است
یک مرتبه ای برای عوام خوب است . در این سطح شما باید به وجود شر تاکید کنید اما انرا تبعی و اقلی بدانید چرا که عوام هنوز قوه عاقله قوی ندارند تا بخواهند بین خوب و خوبتر انتخاب کنند. آنها در حدی اند که باید بین خوب و بد نور و ظلمت ووو انتخاب کنند پس طرح یک موضوع معرفتی تابع ظرفیتهای مخاطب است
اما در سطح خواص که نظر جامع دارند طرح این موضوع به شکل قبل ممکن نیست چون آنها در نظر به حقایق عالم آنها را جمعی به هم پیوسته و در خدمت یکدیگر می بینند لذا از نظر آنان خوب بد وجود ندارد بلکه خوب و خوبتر وجود دارد
در سطح بالاتر حتی این هم برداشته می شود و نگاه نگاه توحیدی محض می شود و تفاوت تجلیات حق که همه اینسویی است برداشته می شود و همه نور و عظمت می شوند.
در مناجات سحر حضرت امام باقر ع بنابر تفسیری که حضرت امام ره از آن ارائه می دهند یک چنین نگاهی وجود دارد
در پایان لازم است تاکید کنیم طرح نگاه بالاتر برای باورمندان نگاه پایینتر درست نیست مگر اینکه فرد ظرفیت لازم را داشته باشد
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;924041 نوشت:
سلام برادر
طرح مساله شر از نظر ما دارای مراتب است
یک مرتبه ای برای عوام خوب است . در این سطح شما باید به وجود شر تاکید کنید اما انرا تبعی و اقلی بدانید چرا که عوام هنوز قوه عاقله قوی ندارند تا بخواهند بین خوب و خوبتر انتخاب کنند. آنها در حدی اند که باید بین خوب و بد نور و ظلمت ووو انتخاب کنند پس طرح یک موضوع معرفتی تابع ظرفیتهای مخاطب است

سلام برادر جان
بنده گمان نکنم عامل بازدارنده شر و عذاب باشد
چه بسی تحقیقاتی شده است که اعدام و سنگسار تجاوز به عنف را کاهش نمی دهد و در عوض کشوری مثل هلند زندان هایش تعطیل می شود و در سایر کشور های اروپایی با ورود مهاجران تجاوز به عنف رشد پیدا میکند که قاطبه آن مسلمان هاباشند
من گمان نکنم مردم ما چیز کمتری داشته باشند و نشود فرهنگ سازی کرد که کار خوب رو انجام میدیم چون خوبه نه چون خدا عذاب میکنه

محی الدین;924041 نوشت:
اما در سطح خواص که نظر جامع دارند طرح این موضوع به شکل قبل ممکن نیست چون آنها در نظر به حقایق عالم آنها را جمعی به هم پیوسته و در خدمت یکدیگر می بینند لذا از نظر آنان خوب بد وجود ندارد بلکه خوب و خوبتر وجود دارد

بله در تئوری شاید چنین چیزی باشه ولی در عمل من چنین چیزی ندیدم
مثلا در ماجرا های حضرت علی که به یکی فرمود ای فلان فلان شده و کلی تخریبشان کرد
یا مواردی که نشان از این لطافت نیست
در واقع کوتاه سخن اینکه ذات عرفان و صوفیانه مانند مولوی و شبستری و محی الدین و... به پلورالیسم دینی نزدیک تر می دانم تا اندیشه و حکمت اسلامی

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

hessam78;924121 نوشت:
سلام برادر جان
بنده گمان نکنم عامل بازدارنده شر و عذاب باشد
چه بسی تحقیقاتی شده است که اعدام و سنگسار تجاوز به عنف را کاهش نمی دهد و در عوض کشوری مثل هلند زندان هایش تعطیل می شود و در سایر کشور های اروپایی با ورود مهاجران تجاوز به عنف رشد پیدا میکند که قاطبه آن مسلمان هاباشند
من گمان نکنم مردم ما چیز کمتری داشته باشند و نشود فرهنگ سازی کرد که کار خوب رو انجام میدیم چون خوبه نه چون خدا عذاب میکنه

سلام
بحث ما این نیست . بحث ما در اصل وجود خیر و شر است نه اینکه چرا باید به خیر پرداخت و از شر پرهیز کرد.
البته معلوم هم نیست تجاوز به غیر عنف در آن کشور کم باشد.

hessam78;924121 نوشت:
بله در تئوری شاید چنین چیزی باشه ولی در عمل من چنین چیزی ندیدم
مثلا در ماجرا های حضرت علی که به یکی فرمود ای فلان فلان شده و کلی تخریبشان کرد
یا مواردی که نشان از این لطافت نیست
در واقع کوتاه سخن اینکه ذات عرفان و صوفیانه مانند مولوی و شبستری و محی الدین و... به پلورالیسم دینی نزدیک تر می دانم تا اندیشه و حکمت اسلامی

بحث نگاه به موضوع با بحث اقدام و عمل تا اندازه ای فرق دارد. شما هم که با ملت جاهل هواپرست طرف باشی گاهی خشونت ضرورت می یابد.
آن بزرگان ادعایی در مورد پلورالیسم ندارند بلکه سرچشمه اندیشه های خود را آموزه های دین می دانند همچنانکه در آثارشان روشن است.
اتفاقا شما که جنبه های سلبی را چندان دوست ندارید باید این نوع نگاه را بیشتر بپسندید.
اما مثل اینکه هرچیزی عنوان دینی و اسلامی دارد مشکل دارد!!!!
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;924122 نوشت:
سلام
بحث ما این نیست . بحث ما در اصل وجود خیر و شر است نه اینکه چرا باید به خیر پرداخت و از شر پرهیز کرد.

سلام و دورد
توجیه منطقی برای مسئله شر که حل کند این موضوع را من تا کنون ندیدم!فقط برخی از برخی به واقعیت و منطق نزدیک ترن

محی الدین;924122 نوشت:
بحث نگاه به موضوع با بحث اقدام و عمل تا اندازه ای فرق دارد. شما هم که با ملت جاهل هواپرست طرف باشی گاهی خشونت ضرورت می یابد.

در این مورد اطمینانی ندارم!فقط نکته ای که به ذهنم می رسه اینه که در اون شرایط ممکنه ملزم شم ولی نمیگم کار من درسته!
مثل روش مکتب خونه ای با اون خشونتش در اون زمان که علم به روش مدرن نبود درست بود ولی نمیشه گفت اون روش قدیمی درسته
منظورم اینه که حرف های ایشان با مردم عوام فاصله بسیاری دارد و جالب توجه است
اما در عمل تفاوت چندانی نمیبینیم بین افرادی که آن تفکرات را دارند یا عوامانه!آنها هم از ظلم و خشونت استفاده می کنند

محی الدین;924122 نوشت:
آن بزرگان ادعایی در مورد پلورالیسم ندارند بلکه سرچشمه اندیشه های خود را آموزه های دین می دانند همچنانکه در آثارشان روشن است.

مسلمان گر بدانستی که بت چیست
بدانستی که دین در بت پرستی است

محی الدین;924122 نوشت:
اتفاقا شما که جنبه های سلبی را چندان دوست ندارید باید این نوع نگاه را بیشتر بپسندید.

بله پسندیدن رو که می پسندم برای همین روزی اگر هم مسلمان شوم ازین طیف ها سعی می کنم باشم

محی الدین;924122 نوشت:
اما مثل اینکه هرچیزی عنوان دینی و اسلامی دارد مشکل دارد!!!!

بنده از اسلام بین بدها [به زعم خودم]بدترین را انتخاب میکنم و بازگو میکنم
و نگاهی شدیدا سخت گیرانه دارم حداقل در این انجمن

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

hessam78;924184 نوشت:
سلام و دورد
توجیه منطقی برای مسئله شر که حل کند این موضوع را من تا کنون ندیدم!فقط برخی از برخی به واقعیت و منطق نزدیک ترن

سلام
به کتاب فلسفه و روش رئالیسم ج 5 شهید مطهری مراجعه فرمایید

hessam78;924184 نوشت:
در این مورد اطمینانی ندارم!فقط نکته ای که به ذهنم می رسه اینه که در اون شرایط ممکنه ملزم شم ولی نمیگم کار من درسته!
مثل روش مکتب خونه ای با اون خشونتش در اون زمان که علم به روش مدرن نبود درست بود ولی نمیشه گفت اون روش قدیمی درسته
منظورم اینه که حرف های ایشان با مردم عوام فاصله بسیاری دارد و جالب توجه است
اما در عمل تفاوت چندانی نمیبینیم بین افرادی که آن تفکرات را دارند یا عوامانه!آنها هم از ظلم و خشونت استفاده می کنند

مقام عمل مقام تنگناهاست
مهم این است که نگاه شما در این مجال کم چیست؟ الهی یا عادی و مادی؟ هدفت چیست؟ شخصی یا اجتماعی

hessam78;924184 نوشت:
مسلمان گر بدانستی که بت چیست
بدانستی که دین در بت پرستی است

بت موضوعیت ندارد بلکه او تعالی در همه چیز متجلی است
حال به کدام سو رو می کنی؟ به هرسو که او فرمان دهد

hessam78;924184 نوشت:
بله پسندیدن رو که می پسندم برای همین روزی اگر هم مسلمان شوم ازین طیف ها سعی می کنم باشم

و اگر قرار باشد جامعه ای را اصلاح کنید چه ؟

hessam78;924184 نوشت:
نده از اسلام بین بدها [به زعم خودم]بدترین را انتخاب میکنم و بازگو میکنم
و نگاهی شدیدا سخت گیرانه دارم حداقل در این انجمن

انصاف راه نجات است
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;924189 نوشت:
سلام
به کتاب فلسفه و روش رئالیسم ج 5 شهید مطهری مراجعه فرمایید

سلام تشکر از معرفی

محی الدین;924189 نوشت:
مقام عمل مقام تنگناهاست
مهم این است که نگاه شما در این مجال کم چیست؟ الهی یا عادی و مادی؟ هدفت چیست؟ شخصی یا اجتماعی

طبق اسلام بله عمال به نیات ارزشمند هستند

محی الدین;924189 نوشت:
بت موضوعیت ندارد بلکه او تعالی در همه چیز متجلی است
حال به کدام سو رو می کنی؟ به هرسو که او فرمان دهد

بله آن هم مظهری از خداست و اما
دیدگاه پلورالیستی هم همین را میگوید دیگر !

محی الدین;924189 نوشت:
و اگر قرار باشد جامعه ای را اصلاح کنید چه ؟

با بهترین روش آن زمان اصلاح میکنم ولی میگویم این روش در حد علم امروز من است ن فراتر!

محی الدین;924189 نوشت:
انصاف راه نجات است
یا علیم

ان شاءلله که از حیطه انصاف خارج نشده باشم

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

hessam78;924204 نوشت:
بله آن هم مظهری از خداست و اما
دیدگاه پلورالیستی هم همین را میگوید دیگر !

سلام
دیدگاه پلورالیستی دچار یک خلط معیار است
درست است که او تعالی در همه چیز متجلی است اما هر نگاهی اینسویی به آن متجلی که درست نیست. هر روش ارتباط اینسویی با او که مقبول او نیست. به عبارت دیگر اطلاق آنسویی مقتضی اطلاق اینسویی نیست.
بطور مثال اهل تسنن در توسل اشکال می کنند که مگر خداوند قادر به انجام هر کاری و ادای هر حاجتی نیست پس چرا توسل می کنید؟ آنها فکر می کنند دست باز آنسویی به معنای امکان دریافت مطلق در اینسو است اما این درست نیست دست باز خدا در دادن به معنای دست باز ما در دیافت نیست. ارتباط اینسو با آنسو از لحاظ وسعت و شرایط با ارتباط آنسو با اینسو فرق دارد. بنابر این همه ادیان و مکاتب و هر نوع پرستش حق متعال رساننده انسان به حقیقت نیست بلکه راههای رساننده به حقیقت هم از لحاظ قرب و بعد یکسان نیستند اما پلورالیسم با معیار قرار دادن ویژگی های آنسویی بر امور اینسویی حکم کرده و همه را یکسان پنداشته و این غلط است.

hessam78;924204 نوشت:
با بهترین روش آن زمان اصلاح میکنم ولی میگویم این روش در حد علم امروز من است ن فراتر!

علم شما اکتسابی است و ممکن است درست یا غلط باشد اما صاحبان ولایت الهیه علمشان لدنی است . علم آنها علم خدا و عملشان عمل الهی است لذا هرکاری در هر زمان انجام دهند در اوج دانایی و توانایی است.
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;924244 نوشت:
سلام
دیدگاه پلورالیستی دچار یک خلط معیار است
درست است که او تعالی در همه چیز متجلی است اما هر نگاهی اینسویی به آن متجلی که درست نیست. هر روش ارتباط اینسویی با او که مقبول او نیست. به عبارت دیگر اطلاق آنسویی مقتضی اطلاق اینسویی نیست.
بطور مثال اهل تسنن در توسل اشکال می کنند که مگر خداوند قادر به انجام هر کاری و ادای هر حاجتی نیست پس چرا توسل می کنید؟ آنها فکر می کنند دست باز آنسویی به معنای امکان دریافت مطلق در اینسو است اما این درست نیست دست باز خدا در دادن به معنای دست باز ما در دیافت نیست. ارتباط اینسو با آنسو از لحاظ وسعت و شرایط با ارتباط آنسو با اینسو فرق دارد. بنابر این همه ادیان و مکاتب و هر نوع پرستش حق متعال رساننده انسان به حقیقت نیست بلکه راههای رساننده به حقیقت هم از لحاظ قرب و بعد یکسان نیستند اما پلورالیسم با معیار قرار دادن ویژگی های آنسویی بر امور اینسویی حکم کرده و همه را یکسان پنداشته و این غلط است.

سلام
فرمایشاتی که فرمودین درست است
ولیکن مکتب صوفی و عرفان نزدیکی بیشتری به پلورالیسم دارد تا اسلام
بت پرستی مشرک بودن به شدید ترین نحو در اسلام برخورد میشود اما آنها خیر
تولی و تبری و...
یا بقول مولانا چون که بی رنگی اسیر رنگ شد موسی ای با موسی ای در جنگ شد
عملا در مقام یکسان سازی رخ داده شده!همه مکاتب و ادیان در اینسو بقول شما دچار رنگ های متفاوتی شدند ولی عملا و از جانب حق بی رنگی بیش نیست
موسی و فرعون همه رنگ های اینسویی از بیرنگی های آن سویی است
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
این سخنان را من بعید میدانم کسی جلوی پیامبر جرئت میکرد بزند!
محی الدین;924244 نوشت:
علم شما اکتسابی است و ممکن است درست یا غلط باشد اما صاحبان ولایت الهیه علمشان لدنی است . علم آنها علم خدا و عملشان عمل الهی است لذا هرکاری در هر زمان انجام دهند در اوج دانایی و توانایی است.
یا علیم

اگر از طرف خدا باشند بله درست است
که من اینطور نمیدانم و قاعده نادرستی را بر آن ها روا می دارم

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

hessam78;924340 نوشت:
سلام
فرمایشاتی که فرمودین درست است
ولیکن مکتب صوفی و عرفان نزدیکی بیشتری به پلورالیسم دارد تا اسلام
بت پرستی مشرک بودن به شدید ترین نحو در اسلام برخورد میشود اما آنها خیر
تولی و تبری و...
یا بقول مولانا چون که بی رنگی اسیر رنگ شد موسی ای با موسی ای در جنگ شد
عملا در مقام یکسان سازی رخ داده شده!همه مکاتب و ادیان در اینسو بقول شما دچار رنگ های متفاوتی شدند ولی عملا و از جانب حق بی رنگی بیش نیست
موسی و فرعون همه رنگ های اینسویی از بیرنگی های آن سویی است
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
این سخنان را من بعید میدانم کسی جلوی پیامبر جرئت میکرد بزند!

سلام برادر
عرفان و تصوف به پلورالیسم نزدیک نیست بلکه برعکس پلورالیسم یک برداشت ناقص و غلط از عرفان است
عامل این برداشت های غلط هم این استکه اغلب عرفا نگاه یک طرفه یعنی نگاه آنسویی دارند و مصالح و مفاسد اینسویی را مورد توجه و تاکید قرار نمی دهند کسی که در مقام آنان نیست فکر می کند همه امور برای او هم علی السویه است گناه و صواب یکی است و موسی و فرعون یکی. یک اصل در نزد اهل معرفت است که هر شانی از شوون عالم حکم خاص خود را دارد. نمی توان احکام آنسویی را با احکام اینسویی خلط کرد وگرنه منشا گمراهی های عظیم می شود کما اینکه شده است. اهل معرفت اغلب با ریاضتهای سخت به این مراتب عالی معرفتی رسیده و آن آگاهی و حیات معنوی در ایشان تثیبت شده است اما عوام چنین نیستند آنها همچنان محکوم به احکام مقام ظاهر و دنیا هستند. البته اینکه کسی فکر کند گناه و صواب هم یکی است کاملا غلط است. گناه هم در اینسو و هم در آنسو چیز بد و دردناکی است. این را کشف اهل کشف و شهود هم ثابت کرده است.

hessam78;924340 نوشت:
اگر از طرف خدا باشند بله درست است
که من اینطور نمیدانم و قاعده نادرستی را بر آن ها روا می دارم

با عقل و نقل ولایت ائمه ثابت است
یا علیم[/][/][/]

پرسش: ابن عربی در فصوص الحکم گفته است که عذاب جهنمیان بر آنها منقطع است
ملا صدرا هم مدت مدیدی خلود در جهنم رو به شکل ظاهری باور نداشت که بعد پذیرفت
سوالی که هست آیا صرف بهشت و جهنم پایان کار است؟یعنی سکون مرتبی رو شاهد هستیم؟یا خیر نزدیک و نزدیک تر و بهتر و بهتر میشویم؟
یعنی ابلیس در ذات اگر زمان باشد همیشه و اگر زمان هم نباشد بدون تغییر همانقد پلید خواهد بود؟در سکون مطلق؟

پاسخ:
باسلام و عرض ادب

بهتر شدن وضعیت، در دو ساحت باید دیده شود.
ساحت اول مربوط به وضعیت جهنمیان است و ساحت دوم در مورد بهشتیان.
لازم است هر کدام از این دو ساحت به صورت مجزا مورد بررسی قرار بگیرد.

در مورد جهنمیان، شایان ذکر است که بر اساس ظاهر متون دینی جز کسانی که خلود در عذاب دارند، با گذراندن مجازات اعمال خود، وضعشان بهتر میشود و میتوانند وارد بهشت شوند.

اما در مورد بهشتیان، در این مورد دو نظر عمده میان اندیشمندان وجود دارد.
ادله نقلی که بیان میکند جهنمیان(غیر از مخلدان) از جهنم و عذاب رهایی می یابند و واردبهشت میشوند و آنچنان تغییر میکنند که کسی متوجه نشود آنان قبلا جهنمی بوده اند، از جمله دلایلی است که نشان از تکامل وضعیت این افراد دارد.

برخی از علما معتقدند که در بهشت، وضعیت افراد تغییری نمیکند و به عبارت فنی، تکاملی در بهشت وجود ندارد.
عالم قیامت و ورود در بهشت نهایت سیر تکامل انسان است؛ در نتیجه ورود به بهشت معنای کامل شدن است، نه برای کامل شدن.
در توضیح این نظریه می‌توان گفت: تکامل و ارتقای درجات در بهشت مرهون و معلول درجات ایمان و عمل صالح انسان در دنیا است:
«وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یعْمَلُون»(1)
هر کس از بندگان به عملی که کرده رتبه خواهد یافت.

بدین صورت که:
م1. در آخرت پرونده اعمال و کارهای نیک بسته می‌شود
م2. تکامل معلول عمل صالح است،
در نتیجه در بهشت تکاملی نیست، مگر آنچه در این دنیا فراهم نموده باشیم.
بنابر این در آخرت، تکامل-یعنی ارتقا از درجه به درجه‌ی دیگر بهشت بدون این‌که قبلاً در دنیا مقدمات و شرایط آن‌را فراهم کنیم- وجود ندارد.

اما برخی دیگر از اندیشمندان اسلامی معتقدند که در بهشت اخروی نیز تکامل وجود دارد و افراد بهشتی نیز درحال سکون نیستند و درجات انان میتواند بالا و بالاتر برود.
توضیح اینکه:
پس از ورود روح به عالم اوّل از عوالم قیامت و پیوند آن با بدن، منازل، مواقف و سرفصل‌‏هایى در پیش روى انسان قرار مى‌‏گیرد که هر یک به جاى خود، یک رویداد بزرگ تکاملى در بازگشت انسان به سوى خداوند است؛ چرا که با هر انتقالى، انسان به صورت اصلى خود، نزدیک‌‏تر شده و به کمالات از دست ‏رفته خود هنگام سیر نزولى، نایل مى‏‌گردد و به تدریج سعه وجودى خود را یافته و متناسب عالم قرب مى‌‏شود. علاوه بر آن‌که بعد از ورود به آن، به مقتضاى نظام خاص حاکم بر آن، حرکت و تکامل داشته و در هر عالمى پس از ورود به آن، کمالات جدیدى را کسب مى‏‌کند.
برخی از آیات و روایات نیز بر این مسئله دلالت دارد که از جمله آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ. (2.)
2. «إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمِیدِ». (3)

البته مطالبی که گفته شد در مورد بهشت و جهنم اخروی است.
اما در بهشت و جهنم برزخی که در عالم برزخ برای همه یا برخی انسانها وجود دارد، هم تکامل وجود دارد و هم تناقص.
انسان به تناسب کارهایی که انجام داده است،مستقیم و غیر مستقیم درجاتش افزون میشود یا کاسته میشود.
برخی به واسطه صدقات جاریه خود، وضعشان بهتر میشود و برخی دیگر به واسطه سیئات جاریه ای که منشأ فساد و تباهی دیگران میشود وضعشان بدتر میشود.
برخی به واسطه شفاعت و دعای دیگران وضعشان بهتر میشود و برخی دیگر به واسطه نفرین به حق مظلومان وضعشان بدتر میشود.
بسته به اعمال انسان که مستقیم و غیر مستقیم در سعادت و شقاوت برزخی و اخروی او تاثیر دارد، درجه انسان همواره در برزخ در حال تغییر است. گاه افزون میشود گاه کاسته میشود.

با قطع نظر از داوری در میان این دو قول و سنجیدن آنها، نسبت به سکونی که به نظر میرسد در قول اول وجود دارد:
اگر این سکون مربوط به درجه انسان باشد، بله سکون و ایستایی وجود دارد ولی این سکون نتیجه عمل خود انسان است و امری لامحال است.
اما اگر این سکون ناظر به لذتها و بهجتهای نفس باشد، خیر سکونی در کار نیست و نعمتهای بهشتی آنقدر وسیع و متنوع است از مادی و معنوی که هیچ تکرار و ملالتی در کار نیست و انسان بهشتی پیوسته در لذت و خوشی است.

موفق باشید.
ـــــــ
1. انعام، 132
2. آل‏ عمران، آیه 77
3. حج، آیه 23 و 24


موضوع قفل شده است