جمع بندی پاسخ من به تحدی قرآن

تب‌های اولیه

154 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
پاسخ من به تحدی قرآن

من خیلی سعی کردم تا با دلایلی که در کتاب ها مثل امی بودن پیامبر و اعجاز علمی قرآن بود خودم را توجیح کنم اما نشد در واقع دلیل اصلی وحی بودن که در اوایل قرآن وجود دارد تحدی است.
با این که رشته ام علوم کامپیوتر است و بعد از کنکور سراسری لای کتاب عربی رو هم باز نکردم توانستم چند خطی در پاسخ به تحدی قرآن بنویسم:
«ابتدا اکتشاف دین الحق من دین الاقربین(1)
فاستخدم عقلک فی هذه السبیل(2)
إن هذا نهج هو الصحیح(3)»

البته فکر کنم اشکال نحوی داشته باشه.

معنی:
«به دنبال دین حق گشتن را از دین اطرافیانت شروع کن(1)
پس در این راه عقلت را به کار گیر(2)
قطعا این راه صحیح است(3)»

تفسیر:
خط اول می گوید هنگامی که می خواهی به دنبال دین حق و درست بگردی از دین اطرافیانت این جستوجو را آغاز کن این امر خودش دو علت دارد:
1- هر کس از دین اطرافیانش بهتر می تواند اطلاعات کسب کند مثلا ما که در یک سرزمین شیعه به دنیا آمده ایم و اطرافیان ما شیعه هستند به راحتی می توانیم سوال هایمان را از اطرافیانمان بپرسیم اما به این راحتی نمی توانیم از آیین سیک ها یا هندو ها اطلاعات کسب کنیم. بنابراین خیلی راحت تر می توانیم بفهمیم دین اطرافیانمان حق است یا باطل.
2- این اکتشاف و جستوجو به دنبال دین حق مستلزم خالی کردن ذهن از تعصب و عقاید بی پایه و اساس است حالا فرض کنید ما این جستوجو به دنبال دین حق را از دینی به غیر از دین اطرافیانش شروع کنیم اما بعد از بررسی چند دین به این نتیجه برسیم که دین اطرافیانمان درست بوده زمانی گذشته و ما مجبور بودیم بدون عقاید دینی در یک جامعه ی دینی زندگی کنیم و متحمل سختی شویم در صورتی که اگر از دین اطرافیانمان شروع می کردیم متحمل زحمت کمتری می شدیم.
پس خط اول می گوید این اکتشاف و بررسی را از اطرافتان شروع کنید تا کمتر متحمل سختی شوید.
خط دوم می گوید که در راه پیدا کردن دین حق از عقلت استفاده کن.
خط سوم هم می گوید این روش قطعا روش درستی است.
شما بگید فرقش با قرآن چیه واقعا اگه چند تا خطی که من نوشتم بعد یا قبل از سوره ی کوثر وجود داشت کسی چیزی می فهمید!؟ چه بسا تفاسیر و حاشیه ها بر آن می نوشتند!؟

با سوره ای مثل کوثر چه فرقی داره:
«بسم الله الرحمن الرحیم
انا أعطیناک الکوثر(1)
فصل لربک وانحر(2)
ان شانئک هو الابتر(3)
معنی از شیخ حسین انصاریان:
«بی تردید ما به تو خیر فراوان عطا کردیم(1)
پس برای پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانی کن(2)
یقینا" دشمن تو خود بدون نسل و تبار است(3)»
ضمنا" توضیحات اضافی که داخل معانی بود حذف کردم!


با نام الله



کارشناس بحث: استاد یاسین

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام

قرآن از جهات مختلف دارای وجوه اعجاز می باشد مثلا: 1- قرآن حاوى يك سلسله علمى است كه از موقع نزول تا زمان فعلى سابقه نداشته‏ اند 2- اخبار غيبى آن از گذشته و حال و آينده 3- امى بودن پيامبرى كه آنرا آورده است 4- دست نخوردگى قرآن 5- خبر دادن از افكار و نيات مردم 6- زيبائى اسلوب و أدبيات قرآن 7- جذابيت آن ميباشد 8- كسى نتوانسته و نخواهد توانست نظير آن حتى يك سوره آنرا بياورد 9- متناقض نبودن آن ميباشد 10- فطرى بودن قوانين آن است- براى تفصيلات كامل به دائرة المعارف جوهرى زاده و كتاب: راه سعادت مرحوم شعرانى رجوع شود-[1]

حالا این فرمایش شما دارای کدام یک از وجوه اعجاز می باشد؟!

بله شما یک عبارتی ذکر کردین که دارای معنی می باشد، اما آیا هر عبارت دارای معنی معجزه است؟! مثلا آیا عبارت شما داری زیبایی خاص موسیقیایی هست؟



[/HR][1] - تفسیر آسان،ج1،ص60.


سلام

سوال هم من داشتم

قران که کتاب خدا هست و برای همه مردم در همه زمانها می باشد
چرا این همه استعاره و صنایع ادبی دارد ؟ مگر شعر است ؟ که حتی خودش گفته است که شعر نیست
چرا ایات متشابه ؟ که این همه بحث و جدل در طول سالها براش وجود داشته باشه؟
و حتی باعث انحراف عده ای بشه ؟
خوب مگر قران نمی خواسته پیامشو به ساده ترین صورت به مردم برسونه ؟
لزوم ایات متشابه برای چیست؟

ma313;363369 نوشت:
«ابتدا اکتشاف دین الحق من دین الاقربین(1)
فاستخدم عقلک فی هذه السبیل(2)
إن هذا نهج هو الصحیح(3)»

سلام
یک بچه عرب هم بهتر این حرف میزند
پس همه اعراب بگویند ما با قرآن تحدی کردیم؟
بزرگان ادبیات عرب در مقام قرآن خضوع کرده اند برادر من
والله الموفق

بی نظیر;365726 نوشت:
قران که کتاب خدا هست و برای همه مردم در همه زمانها می باشد
چرا این همه استعاره و صنایع ادبی دارد ؟ مگر شعر است ؟ که حتی خودش گفته است که شعر نیست
چرا ایات متشابه ؟ که این همه بحث و جدل در طول سالها براش وجود داشته باشه؟
و حتی باعث انحراف عده ای بشه ؟
خوب مگر قران نمی خواسته پیامشو به ساده ترین صورت به مردم برسونه ؟
لزوم ایات متشابه برای چیست؟

سلام
قرآن تشبیه و استعاره ندارد
حقیقت زیباترو برتر از آن است که تشبیه و استعاره بخواهد آنرا بیاراید
و اما آیات متشابه برای اهلش متشابه نیست
راسخون در علم آیات متشابه را محکم می یابند
والله الموفق

حامد;365744 نوشت:
سلام
قرآن تشبیه و استعاره ندارد
حقیقت زیباترو برتر از آن است که تشبیه و استعاره بخواهد آنرا بیاراید
و اما آیات متشابه برای اهلش متشابه نیست
راسخون در علم آیات متشابه را محکم می یابند
والله الموفق

مگر قران برای همه نیست ؟ چرا باید یک قسمتش برای اهلش نوشته شود
تا باعث انحراف دیگران شود
اگر راسخون در علم این ایات را محکم می یابند چرا الان این همه اختلاف برای ان وجو ددارد ؟
چرا امام که راسخ در علم هست این ایات و کامل روشن نکرد ؟
تازه برای همین راسخون در علم هرکسی تعریفی داره ؟ و نزاعها فراوان
چرا ایات مشابه از غیر مشابه تمایز داده نشد ؟
چرا این همه معما ؟

بی نظیر;365778 نوشت:
مگر قران برای همه نیست ؟ چرا باید یک قسمتش برای اهلش نوشته شود
تا باعث انحراف دیگران شود
اگر راسخون در علم این ایات را محکم می یابند چرا الان این همه اختلاف برای ان وجو ددارد ؟
چرا امام که راسخ در علم هست این ایات و کامل روشن نکرد ؟
تازه برای همین راسخون در علم هرکسی تعریفی داره ؟ و نزاعها فراوان
چرا ایات مشابه از غیر مشابه تمایز داده نشد ؟
چرا این همه معما ؟

سلام
اختلاف در معارف قرآن ناشی از عدم پذیرش فرمان قرآن در خصوص مرجعیت اهل بیت علیهم السلام است . چیزی که در روایت مورد قبول تمام فرق اسلامی هم بر آن تاکید شده است : انی تارک فیکم الثقلین ...
وگرنه ممکن است آدم کم سواد هم از قرآن به اندازه یک با سواد نداند و باعث اختلافشان شود .
مهم این است که مفسر رسمی و میزان فهم معرفی شود که شده است حال : گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟
والله الموفق

ma313;363369 نوشت:

«ابتدا اکتشاف دین الحق من دین الاقربین(1)
فاستخدم عقلک فی هذه السبیل(2)
إن هذا نهج هو الصحیح(3)»

البته فکر کنم اشکال نحوی داشته باشه.

معنی:
«به دنبال دین حق گشتن را از دین اطرافیانت شروع کن(1)
پس در این راه عقلت را به کار گیر(2)
قطعا این راه صحیح است(3)»

سلام
خودتون انصاف به خرج بدید
این سه خطی که شما نوشتید اصلا قابل مقایسه با آیات سوره کوثر نیست، چه از نظر معنا چه از جهت لفظ!
مثلا «ابتدا اکتشاف دین» یا «فاستخدم عقلک » به نظر من عبارات طولانی با معانی سطحیه و هیچ عمقی نداره. یک بار دیگه تفسیر سوره کوثر و شأن نزولش رو بخونید متوجه می شید که در همین سوره کوتاه چه معانی عمیقی نهفته ست. در ضمن خوش آهنگی که در همه آیات قرآن احساس می شه، در عبارات شما وجود نداره. همینطور ایجاز و خلاصه گویی؛ اینکه با بیان کوتاهترین عبارات، معانی عمیق و بلند رو منتقل کنید
و قطعا اگر این عبارات شما قبل یا بعد از سوره کوثر قرار می گرفت حتی یک فارسی زبان مثل من که اطلاعات کمی از ادبیات عرب داره هم متوجه می شد که اینها عبارات قرآن نیستن...

حامد;365829 نوشت:
مهم این است که مفسر رسمی و میزان فهم معرفی شود که شده است حال : گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟
والله الموفق

خوب همین مفسران رسمی هم که کار روشن سازی ایات را تمام نکرده اند
پس معلوم می شود غیر از اینها باید مفسران دیگری هم باشند

وگرنه بخش زیادی از ایات بدون استفاده باقی خواهد ماند

من حتی در تفسیر بعضی ایات دیده ام که تنها به تفسیر امام اکتفا نشده است مثلا خود طبرسی یک تفسیری داده
و در ضمن ان گفته تفسیر امام هم چنین هست
و اینجا یک شبهه ایجاد می شود چرا با وجود تفسیر امام تفسیرهای دیگری هم امده است ؟
مگر نمی گویین مفسر اصلی امام هست
البته الان وقت ندارم بعدا می توانم نمونه های ان را هم بنویسم

البته این اشکالات را نه از باب ردئ قران که از باب شبهه مطرح می کنم

حتی امام که مفسر قران هست ایات مشابه را از غیر مشابه جدا نکرده است ؟
و در تشابه ایات هم مورد اختلاف هست

بی نظیر;365839 نوشت:
خوب همین مفسران رسمی هم که کار روشن سازی ایات را تمام نکرده اند
پس معلوم می شود غیر از اینها باید مفسران دیگری هم باشند

وگرنه بخش زیادی از ایات بدون استفاده باقی خواهد ماند

من حتی در تفسیر بعضی ایات دیده ام که تنها به تفسیر امام اکتفا نشده است مثلا خود طبرسی یک تفسیری داده
و در ضمن ان گفته تفسیر امام هم چنین هست
و اینجا یک شبهه ایجاد می شود چرا با وجود تفسیر امام تفسیرهای دیگری هم امده است ؟
مگر نمی گویین مفسر اصلی امام هست
البته الان وقت ندارم بعدا می توانم نمونه های ان را هم بنویسم

البته این اشکالات را نه از باب ردئ قران که از باب شبهه مطرح می کنم

حتی امام که مفسر قران هست ایات مشابه را از غیر مشابه جدا نکرده است ؟
و در تشابه ایات هم مورد اختلاف هست


قبل از پاسخ به سؤال فوق متذکر می گردیم که منظور از “تفسیر“ ، بیان معانی و مقاصد آیات کریمه است که با استمداد از تدبر و استنطاق معنی آیه ای از مجموع آیات مربوطه و استفاده از روایات معتبر در صورت امکان، تحقق می پذیرد، بنابراین در اینجا نظری به بطون قرآن که جز از راه تأویل بدان راهی نیست، نداریم.
حال می گوئیم : چنانچه برای یک آیه، تفسیری از معصومین علیهم السلام با سند صحیح رسیده باشد و ظاهرش این باشد که تنها معنی منحصر به فرد همین است مثل روایاتی که “خیر البریه“ را به امام علی علیه السلام و شیعیان او تفسیر کرده است، در این صورت کسی حق ندارد اجتهاد در مقابل نص کرده و تفسیر دیگر برای آیه ذکر کند.
اما چنانچه سند آن روایت مخدوش باشد یا ظاهرش انحصار را نرساند. بلکه با توجه به معنی آن آیه و روایت و البته با رعایت قوانین حدیث شناسی، معلوم شود که این تفسیر بیان مصداقی (نمونه ای) از مصادیق آیة کریمه است، طبیعتاً راه برای بدست آوردن مفهوم کلی و البته با کمک همان روایت که مصداقی از آیه را بیان فرموده، باز است و بالطبع ممکن است که آن مفهوم کلی مصادیق دیگری را نیز شامل شود.
اتفاقاً در مورد “و الراسخون فی العلم“ روایات بسیاری وارد شده است که در اینجا به دو روایت اشاره می کنیم:
امام صادق علیه السلام فرمود: “ما راسخین در علم هستیم و ما تأویل قرآن را می دانیم“[1]
امام باقر علیه السلام فرمودند: “راسخین در علم کسانی هستند که علمشان دچار اختلاف نمی شود.“[2]
با ملاحظه این دو روایت که در این باب سخن گفته است می فهمیم که راسخون در علم آنانند که معارف الهی را دریافته و به حقیقت تعقل نموده اند و احتمالات مخالف آن را رد کرده اند و در نتیجه همیشه بر این معارف ثابت قدم می مانند و هرگز در آن تردید نمی کنند، و علامت ایشان نیز آن است که در مرحله عمل و کردار، طبق آن معارف عمل کرده و هیچگاه خلاف آن حقایق رفتار نمی کنند و هرگز تابع هوی نفس خویش و دیگران نمی شوند؛ یعنی ظاهر آنان حاکی از باطن ایشان می باشد.
و معلوم است که مصداق اصلی و کامل این مفهوم همانا اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هستند، که در تمام عمر به حقیقت معارف، ثابت قدم بوده و هرگز با رفتار خویش با این حقایق مخالفتی نکرده اند، همانطور که در عده ای از روایات به آن تصریح شده است.
اما ممکن است بگوئیم که غیر معصومین از قبیل جناب سلمان (ره) نیز در مدتی از عمر خویش این صفت را در مرحله ای بسیار پایین تر از معصومین (ع) دارا بوده اند یعنی بر حقایق ایمانی استوار و پابرجا بوده و هرگز در مقام عمل، کاری بر خلاف آن حقایق انجام نداده اند و مقدار یا همه تأویلات قرآن [علم متشابهات] را از ائمه (ع) گرفته و می دانسته اند.
و در مرحله پایین تر بعضی از علماء، که با تعلم و تحقیق بسیار در مدرسه اهل بیت (ع) همان صفتی که سلمان داشته، در مدتی از عمر خویش بدست آورده اند و در مقام عمل نیز با علم خویش مخالفت نکرده و رفتاری مخالف دستورات اسلامی انجام نداده اند.
و اینجا می گوئیم آن دسته احادیثی که می فرمایند: “دانش صحیح تفسیر تنها در دست ائمه علیهم السلام است“. منظورشان علم به همه مفاهیم قرآن و همچنین علم به حقائق باطنی قرآن است و حتی همین دانش اختصاصی را دیگران به دو صورت می توانند از معصومین علیهم السلام دریافت دارند:
با تصریح مستقیم ائمه علیهم السلام
با تعلیم روش صحیح بیرون کشیدن این معارف از قرآن کریم که در خلال تعالیم عالیه معصومین وارد شده است.
و مفسر واقعی قرآن می تواند با توسل به یکی از این دو طریق، در راه درک و تحقیق مفاهیم و حقائق قرآنی تلاش کند.
و در پایان باید گفت که این تفاسیر تنها نسیمی از مفاهیم قرآنی است و اصل آن در دست ائمه (ع) است و انسانی با کفایت می خواهد تا ائمه (ع) آن مفاهیم را به وی عرضه کند.
برای توضیح بیشتر به کتاب “قرآن در اسلام“ علامه طباطبائی، مراجعه کنید.


[/HR]
[/HR][1] اصول کافی، ج 1، ص 213.

[2]اصول کافی، ج 1، ص 245.

منبع پایگاه حوزه

موضوع قفل شده است