جمع بندی پاسخی به تحدی قرآن

تب‌های اولیه

106 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

درود خداوند بر کارشناس عزیز ...

واقعا با پاسختون منو شرمنده کردید! طوری که دیگه روم نمیشه این بحثو کش بدم ... ولی چون این بحث برام خیلی مهمه یکم جا داره یه دفاعیه رو تلاوت کنم! ( حالا که مارو به توپ بستید چنتا جاخالی هم بدیم! ) ولی خدایی خودمونیم! کاملا روشنه که شما قصد داوری ندارید بلکه قصد نقد سوره منو دارید! که البته گله ای از این بابت ندارم .. تازه اینجوری بهترم هست!

خب عمده ایرادی که شما به سوره من وارد کردید استفاده کردن از کلمه پادشاه بود! در حالی که خود قرآن هم از این کلمه برای توصیف خداوند به وفور استفاده کرده!

صدیقین;748448 نوشت:
این جمله بر پادشاهی انسانی هم قابل تطبیق است. مثلا اگر قاصدی یا سربازی در برابر خسرو پرویز یا کوروش کبیر بایستد و همین جمله را در ابتدای سخنش بگوید، همه جمع حاضر، منظور از پادشاه در عبارت «به نام پادشاه بخشنده و دادگر» را خسرو پرویز یا کوروش کبیر می دانند!

کلمه " رب " از ریشه " ربب " هست ولی توی قرآن معمولا ریشه دیگر اون یعنی " ربو " مورد ترجمه قرار گرفته! که این کاملا اشتباس! و رب رو پروراننده معنی کردن! تازه حتی اگه رب معنی " پروراننده " هم بده بازم همون ایرادی که شما به سوره من گرفتید بهش وارده! خب این رو خطاب به یک کشاورز یا باغبان هم میشه گفت! میشه بهش گفت یا رب!

ولی معنی درست رب ( که 980 بار در قران تکرار شده ) ... که از ریشه " ربب " هست " پادشاه یا صاحب اختیار " هست! از این رو خداوند رو با لفظ "رب الارباب" خطاب میکنند که به معنی : " پادشاه پادشاهان هست!! "

صدیقین;748468 نوشت:
مثلا اگر کسی به این جمله شما اشکال کند و بگوید: یکی از اوصاف خُلقی مخلوقات این عالم، صفات نیک است؛ مثل راستگویی، احسان، خوش عهدی، مهربانی و مانند آن. شما که می فرمایید «او که وصفش از همه عالم جداس»، آیا این صفات نیک را هم از او جدا می دانید و او را متصف به صفات نیک و پسندیده نمی دانید؟! با توجه به جمله «او که وصفش از همه عالم جداس» چه پاسخی می دهید؟

بله حق با شماس! اینجارو اشتباه کردم ( البته من بی گناهم خودش اومد )

صدیقین;748469 نوشت:
این جمله، تقریبا ترجمه «مالک یوم الدین» است، پس جمله جدیدی نگفته اید. در تمام جملات قبل و بعد، او را پادشاه دنیا معرفی کرده اید و در تنها جمله ای که او را صاحب و مالک سرای عقبی و جهان دیگر معرفی نموده اید همین ترجمه ای است که از آیه سوم سوره حمد وام گرفته اید؛ یعنی اگر این ترجمه را نمی آوردید و از خود قرآن کمک نمی گرفتید، یک اشکال واضح و روشن به نوشتار شما این بود که چرا آن سپاس‌شونده را تنها پادشاه دنیا معرفی می کنید؟! آیا پادشاه عقبی و سرای دیگر نیست؟!

خب من میتونم بگم منظورم از دنیا مجازا جهانیان بود! ( از همین لفظ مجازا در تفسیر قران هم بسیار استفاده میشه ) ... راستی یه شبهه ای اینجا به وجود میاد! یعنی نباید از قران وام گرفت؟؟؟ حتی اگه کاملا اتفاقی هم یه مصرع شبیه ایات قران بشه بازم قبول نیست؟؟؟ ینی منظور قرآن از مطرح کردن تحدی اینه که : " قرآن یک کتاب کامل هست و هیچ کس نمی تونه مطلبی بیاره که در قران نباشه؟؟؟ " در حالی که خود قران گفته حتی مثل قران هم نمی تونید بیارید!

مثال:

من یک کتاب می نویسم در زمینه " ولایت " و تمام نکات رو داخلش میارم! و از هیچ چیزی فروگذار نمی کنم. و بعد واسش تحدی مطرح می کنم!
و بعد اگه کسی به تحدی پاسخ بده میگم شما از من کپی کردی!! ... خب معلومه که از من کپی میشه چون من همه نکاتو گفتم و اگه کسی بخواد در اون زمینه چیزی بگه قطعا تکراری خواهد شد.

صدیقین;748493 نوشت:
انسان را به پادشاهی دعوت کرده اید. این پادشاهی با پادشاهی آن ستایش‌شونده چه تفاوتی دارد؟

خب راستش اینجا منظورم این بود که انسان می تونه به واسطه تقرب به خدا خدایی کنه! یعنی اون روح خدادادیش به اوج برسه! یادمه یه حدیثم از پیامبر (ص) داشتیم که میگفت: " هرکه برای خداست خدا برای اوست " .. مثلا شما یک پادشاه زمینی رو در نظر بگیرید که من خیلی بهش نزدیکم .. به طوری که هرچی بگم "نه" نمیگه! .. خب حرف من و اون پادشاه یکی میشه دیگه! ینی یه جورایی منم پادشاهم!

صدیقین;748504 نوشت:
قافیه جمله سوم و چهارم، عامیانه و غیر ادبی است! تنها دلیلش هم اینست که نویسنده خواسته به زور آن را با جملات قبل و بعدش هم وزن نماید!

بله خب! من حرفی که میزنم متناسب با زمان و زبان زیستگاه خودمه! ... داخل قرآن هم خیلی جاها برای اینکه موضونی و زیبایی ساختار آیات حفظ بشه ارکان جمله جابه جا شده.

خب شما نمی تونید داخل شعر من جزاس رو به جزا است تغییر بدید! چون موضونی و ساختار شعرم بهم میریزه و تبدیل به انشا میشه!

تازه من می تونم بگم که " میخواستم لحن بیانم عامیانه باشه ایرادی که نداره! "

ببخشید کارشناس محترم .. یک سوال دیگه هم داشتم:

یعنی شما معتقدید که اگه یک کافر عزم خودش رو جزم کنه و با همون دیدگاه بسیار موشکافانه و منتقدانه شما که سوره من رو مورد نقد و بررسی قرار دادید .. قرآن کریم رو مورد بررسی قرار بده نمی تونه هیچ ایرادی بگیره؟؟

صدیقین;748504 نوشت:
نتیجه اینکه متن مذکور هم از نظر محتوایی اشکالات متعددی دارد که برخی از آنها در صفحه قبل بیان شد، و هم از نظر ظاهری و ادبی مشکل دارد.

سلام...از مطالب و دقتتون لذت بردم....
فقط یک سوال اینکه...اگر فرض کنید مثلا یک شخصی در برابر تحدی قرآن یک سوره آورد، سوال اینکه آیا...شما و یا کارشناسان دیگر و اساتید دیگر، نمی توانید دست به دست هم دهید، و مدام، متن را سیقل دهید..تا کاملا خالی از اشکال شود؟هم از نظر محتوا و هم از نظر ظاهر؟؟؟آنوقت آیا نمی توانیم بگوییم که متن سیقل داده شده توسط شما احتمالا می تواند در تحدی پیروز شود؟؟؟مثلا شما ایراد گرفتید از فلان جای سوره، خوب آن را تصحیح می کنیم..آن قسمت مثلا فرمودید ظاهر خوبی ندارد، آن جا را هم تصحیح می کنیم،آن کلمه مثلا، منظور را درست نمی رساند، آن جا را هم تصحیح می کنیم،به نظرتان فلان قسمت سوره با گذاره های تاریخی تضاد دارد، آنجا را هم تصحیح می کنیم، طبق گفته شما و آنقدر تصحیح می کنیم توسط شما اساتید که آن متن دیگر دارای اشکال نباشد...اگر هم اشکالی دیدید،باز آن را تذکر دهید تا آن را تصحیح کنیم...نهایت آیا ما متنی نخواهیم داشت خالی از اشکال که می تواند در تحدی اگر هم نگوییم پیروز شود، ولی حرف های جدی برای گفتن داشته باشد؟؟متنی خالی از اشکال؟؟؟نظر شما در این مورد چیست؟؟؟

با سلام

نقل قول:
به نام پادشاه بخشنده و دادگر
پادشاه کل دنیا را سپاس
او که وصفش از همه عالم جداس
مالک و فرمانده روز جزاس
ای انسان پادشاهی مر توراست
گر بگویی پادشاه کل دنیارا سپاس

و خسته نباشید بابت سوره ی زیباتون، امیدوارم در وبلاگ یا همین تاپیک بقیه ی سوره های شمارو بخونیم و فیض ببریم ...

اما مگر قرآن فقط دارای اعجاز کلامی ست ؟

بی تعصب میگم ، چرا در سوره ی شما عمق و بُعد احساس نمیکنم ؟

چرا صرفا چینش کلمات میبینم ؟

انرژی نگرفتم از سوره ی شما ... در حالیکه اگر فقط یک آیه از قرآن رو بخونم ، داخل بدنم مورمور میشه از شدت جریان انرژی... و یه حالت خاصی بهم دست میده!!

آیا فکر میکنید اعجاز قرآن صرفا در چینش کلماتش هست ؟ صرفا ادبیات ؟

فکر نمیکنید که خدای کلمات هم دخیل هستن در نوشتار ؟ آیا شما تا بحال دقت کردید که پشت کلام بعضی ها دنیایی از معرفت هست و بعضی ها نه؟

بهرحال ، بنده واقعا تمرکز کردم و سوره ی شمارو خوندم اما احساس عمیقی نیومد سراغم !! اگر میومد میگفتم ...

سلام عزیزم. ممنونم از حضورت

مشک;748597 نوشت:
امیدوارم در وبلاگ یا همین تاپیک بقیه ی سوره های شمارو بخونیم و فیض ببریم ...

تیکه جالبی بود!

مشک;748597 نوشت:
فکر نمیکنید که خدای کلمات هم دخیل هستن در نوشتار ؟

ببخشید متوجه این موضوع نشدم! ینی چی؟ تاجایی که من می دونم اعجاز قران لفظی و محتوایی هست

مشک;748597 نوشت:
بهرحال ، بنده واقعا تمرکز کردم و سوره ی شمارو خوندم اما احساس عمیقی نیومد سراغم !! اگر میومد میگفتم ...

خب واضحه چون شما تلقین می کنید به خودتون!

تازه شم احساسات شخصی شما نمی تونه مبنای داوری باشه! چراکه برخاسته از تلقین و تعصب هست.

مشک;748597 نوشت:
اگر میومد میگفتم ...

خیر اگر می یومد نمی گفتید!!

M0ha_mmad;741641 نوشت:
می دونم!
می دونم!
میدونم الان ذهنیت ها نسبت به من چه جوریه!
ولی من قران رو قبول دارم! اما میخوام به یقین برسم! اطرافم افراد زیادی هستن که فقط حرف میزنن! یا مخالف قران هستن و از قران انتقاد میکنن یا طرفدارشن و ازش تعریف میکنن! فقط حرف! اما هیچ کس عمل نمیکنه! نیتم از این سوره ای که آوردم فقط به یقین رسیدن خودم به حقانیت قران هست! امیدوارم ایمان کسی تضعیف نشه!

به نام پادشاه بخشنده و دادگر
پادشاه کل دنیا را سپاس
او که وصفش از همه عالم جداس
مالک و فرمانده روز جزاس
ای انسان پادشاهی مر توراست
گر بگویی پادشاه کل دنیارا سپاس

تمام شد. بازم تاکید میکنم نیتم تقویت ایمانه نه تضعیفش.

پیروز;748558 نوشت:
فقط یک سوال اینکه...اگر فرض کنید مثلا یک شخصی در برابر تحدی قرآن یک سوره آورد، سوال اینکه آیا...شما و یا کارشناسان دیگر و اساتید دیگر، نمی توانید دست به دست هم دهید، و مدام، متن را سیقل دهید..تا کاملا خالی از اشکال شود؟هم از نظر محتوا و هم از نظر ظاهر؟؟؟آنوقت آیا نمی توانیم بگوییم که متن سیقل داده شده توسط شما احتمالا می تواند در تحدی پیروز شود؟؟؟مثلا شما ایراد گرفتید از فلان جای سوره، خوب آن را تصحیح می کنیم..آن قسمت مثلا فرمودید ظاهر خوبی ندارد، آن جا را هم تصحیح می کنیم،آن کلمه مثلا، منظور را درست نمی رساند، آن جا را هم تصحیح می کنیم،به نظرتان فلان قسمت سوره با گذاره های تاریخی تضاد دارد، آنجا را هم تصحیح می کنیم، طبق گفته شما و آنقدر تصحیح می کنیم توسط شما اساتید که آن متن دیگر دارای اشکال نباشد...اگر هم اشکالی دیدید،باز آن را تذکر دهید تا آن را تصحیح کنیم...نهایت آیا ما متنی نخواهیم داشت خالی از اشکال که می تواند در تحدی اگر هم نگوییم پیروز شود، ولی حرف های جدی برای گفتن داشته باشد؟؟متنی خالی از اشکال؟؟؟نظر شما در این مورد چیست؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله
أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا [النساء، ۸۲]
آيا در قرآن نمى‌انديشند؟ و اگر از نزد غير خدا مى‌بود در آن ناسازگارى و ناهمگونى بسيار مى‌يافتند.


[/HR]شما آیا می‌دانید که معنای سوره چیست که سوره‌ای آورده‌اید که مثل سوره‌ای از سوره‌های قرآن باشد؟ چه چیزی بین سوره‌ی بقره با ۲۸۶ آیه و سوره‌ی کوثر با ۳ آیه شباهت دارد یا مشترک است که آن یک سوره است و این هم یک سوره؟

اگر استاد صدیقین نعوذبالله بگویند که این سوره که آوردید بهتر از سوره‌های قرآن است آیا شما قبول خواهید کرد که قضاوت را نزد ایشان آورده‌اید؟ و آیا کافری که قران را قبول ندارد اگر مشابه سوره‌ی شما را نزد ایشان بیاورد و ایشان بگویند قابل مقایسه‌ی با قرآن نیست و از جنس کلام بشر است آیا آن کافر مسلمان می‌شود؟ آیا شما منظور مدعی الهی بودن قرآن را از تحدی می‌دانید؟

خدا در آسمان نیست ولی قرآن نازل شده است ... از آسمان نازل شده است ... در قرآن اختلافی نیست شاید به آن معناست که «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَّا تَرَ‌ىٰ فِي خَلْقِ الرَّ‌حْمَـٰنِ مِن تَفَاوُتٍ ۖ فَارْ‌جِعِ الْبَصَرَ‌ هَلْ تَرَ‌ىٰ مِن فُطُورٍ‌ * ثُمَّ ارْ‌جِعِ الْبَصَرَ‌ كَرَّ‌تَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ‌ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ‌» ... قران تنزل‌یافته و فروکاسته شده‌ی کل جهان آفرینش است ... به همین دلیل آیات قرآن را در وجود خودتان و در آفاق می‌بینید تا آن را بشناسید «قُلْ أَرَ‌أَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّـهِ ثُمَّ كَفَرْ‌تُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ * سَنُرِ‌يهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَ‌بِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» ...

برای تحدی شاید نباید یک گوشه نشست و از خود یک شعر گفت و بعد گذاشت کنار یک سوره از قرآن با همان اندازه‌ی تقریبی با محتوای مشابه و گفت بهتر است یا بدتر است ... بلکه شاید باید یک سوره را گذاشت روبروی خود و خواند و خواند و خواند و فکر کرد تا اشکالاتش را دریافت و بعد سعی کرد آن اشکالات را برای خود بیان کرد و توضیح دهیم و شرح و بسطش دهیم و اصلاحش کنیم و بهترش را درست کنیم ... در حین پروراندن قران ان شاء الله می‌رسد زمانی که تدبر مورد نیاز صورت گرفته و حق برای شخص مشخص گردد ... بدون آنکه آن را برای قضاوت نزد کس دیگری برده باشد ... قاضی وجدان خود شخص است ... آنجا خود را در مقابل صاحب اثر می‌یابد و خدا را بحول و قوه‌ی الهی می‌بیند ... او را می‌شناسد و منسوب بودن این کتاب به او را شهادت می‌دهد و این شهادت مانند اعتراف برای او ثبت می‌شود و اینکه راه راست به او نشان داده شده است، خواست می‌پذیرد و اگر نخواست تا زمان مرگ فرصت دارد که بازگردد ...

اگر بخواهیم سوره‌ی شما را نقد کنیم هم نیازی نیست کسی را به عنوان قاضی تعیین کنیم ... قاضی همان وجدان خودمان هست ... همان کاری را می‌کنیم که با قرآن کردیم ... هر دو در نگاه اول متن‌هایی معمولی و حداکثر مقداری آهنگین و همراه زیبایی آوایی در حین تلاوت هستند ... سوره‌ی شما را می‌گذاریم جلویمان و هی می‌خوانیم و می‌خوانیم و می‌خوانیم و سعی می‌کنیم در آن اشتباهاتی را پیدا کنیم ... مثل کاری که جناب صدیقین تلاش کردند تا انجام دهند ... بعد سعی می‌کنیم آنها را شرح و بسط دهیم ... شاید نقدهایمان درست بودند و شاید هم نبودند، اما شعرتان نقد می‌شود و کار به انجام می‌رسد و تمام می‌شود ... از آنچه خوانده شده و فکر شده هم طرفه‌ای بسته‌ایم که روزی و دسترنج تفکراتمان باشد ... به جای شعر شما اگر شعر سعدی بود هم همینطور بود و تنها حاصل ما از مطالعه‌ی شعر شاید بیشتر بود و شعرش شاید دلنشین‌تر بودش ... بماند که در این بررسی‌ها فقط بررسی قرآن است که بررسی نکردنش شاید خطر بزرگی را به همراه داشته باشد که در مقابل دنیا وزن این خطر نامتناهی است و در نتیجه بررسی کردنش توجیه عقلایی دارد ... اگر کتاب دیگری هم چنان شرایطی را داشت آن را هم بررسی کنید ... و اگر هزاران کتاب به آن صورت یافتید سعی کنید تا می‌توانید بررسی کنید، حداقل نسبت به آن خطر احتمالی بی‌تفاوت نبوده‌اید و تلاشتان را کرده‌اید ...

شاید هم پاسخم اشتباه باشد ... خدا می‌داند
در پناه خدا باشید
یا علی علیه‌السلام

M0ha_mmad;748608 نوشت:
سلام عزیزم

تیکه جالبی بود!

خب واضحه چون شما تلقین می کنید به خودتون!

تازه شم احساسات شخصی شما نمی تونه مبنای داوری باشه! چراکه برخاسته از تلقین هست.

تیکه نبود .. کلا خوشم میاد از شعر و نثر و مطالب این چنین ... وبلاگم رو نگاه کنید متوجه میشید .

شما بنده رو نمیشناسید .. خبر ندارید که چجوری آدمی هستم در زمینه ی تلقین پذیری !! احدی نمیتونه روی من اثر بزاره مگر اینکه معرفتی پشت کلامش حس کنم ... به مسائل روان شناسی و ضمیرناخودآگاه و تلقین پذیری و نفوذ، مسلط و وارد هستم ..

سوال شما دقیقا مساله ای بود که داشتم بهش فکر میکردم مدتی ... که اومدیم و یه نفر کلامی زیبا و موزون چون قرآن آورد ، چطوری میشه تشخیصش داد ؟

بنده بی تعصب و صادقانه جواب شمارو دادم .. کسیکه موقع خواندن قرآن عمیقا بخودش و حالات خودش دقت کنه ، متوجه تفاوت عجیبش میشه!!

خدا شاهده که سوره شمارو هم خوندم و تمرکز کردم و به درونم رجوع کردم ... به جای غنی ای وصل نبود!!

مشک;748613 نوشت:
خدا شاهده که سوره شمارو هم خوندم و تمرکز کردم و به درونم رجوع کردم ... به جای غنی ای وصل نبود!!

خب به نظرم باید اول برای این غنا یک استاندارد تعریف بشه! من نمی دونم دقیقا یک سوره چه طور باید باشه که در شما حس خوبی به وجود بیاره! مفهوم یکم گنگه

نقل قول:
ببخشید متوجه این موضوع نشدم! ینی چی؟ تاجایی که من می دونم اعجاز قران لفظی و محتوایی هست

اعجاز قرآن لفظی نیست ... زیبایی در کلام داره ولی اون نیست ...

نقل قول:

خیر اگر می یومد نمی گفتید!!

:moteajeb:

با انصاف ترو راستگوتر از من پیدا نمیکنی !! :Nishkhand: اگر حس میکردم میگفتم دوست عزیز ...

سین;748611 نوشت:
برای تحدی نباید نشست و از خود یک شعر گفت و بعد گذاشت کنار یک سوره به همان اندازه‌ی تقریبی و گفت بهتر است یا بدتر است ... بلکه باید یک سوره را گذاشت روبروی خود و خواند و خواند و خواند و فکر کرد تا اشکالاتش را دریافت و بعد سعی کرد آن اشکالات را برای خود بیان کرد و توضیح دهیم و شرح و بسطش دهیم ... در حین پروراندن قران ان شاء الله می‌رسد زمانی که تدبر مورد نیاز صورت گرفته و حق برای شخص مشخص گردد ... بدون آنکه آن را برای قضاوت نزد کس دیگری برده باشد ... آنجا خود را در مقابل صاحب اثر می‌یابد و خدا را بحول و قوه‌ی الهی می‌بیند ... او را می‌شناسد و منسوب بودن این کتاب به او را شهادت می‌دهد و این شهادت مانند اعتراف برای او ثبت می‌شود و اینکه راه راست به او نشان داده شده است، خواست می‌پذیرد و اگر نخواست تا زمان مرگ فرصت دارد که بازگردد ...

سلام خواهرم!

از این بند خیلی لذت بردم ...

خب منظور شما اینه که ما با این مقایسه کردن ها داریم وقت تلف می کنیم؟؟ ...

وقتی که برای رسیدن به ایمان تلف بشه بذار تلف بشه!! وگرنه خودمون تلف میشیم ...

موضوع قفل شده است