٭٭٭٭٭ نکته ها + برداشت ها = برداشت شما چیست ؟ ٭٭٭٭٭

تب‌های اولیه

458 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صادق;740412 نوشت:
این شعر از کیست ؟
اشاره به کدام آموزه دینی است ؟
برداشت شما چیست ؟


الله ، الله ، بای بسم الله پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر

به نام حق

با سلام و ادب

شعر از آن علامه اقبال لاهوری است و اشاره او به واقعه قیام امام حسین علیه السلام

و عاشورا و شهادت ایشان است که به شکل زیبایی با عبارت قرانی"ذبح عظیم" بیان داشته است.

"بای بسم الله پدر" هم اشاره به حدیث" انا نقطة بسم الله" از حضرت علی علیه السلام است و اشاره به اتحاد وجودی حقیقت قران

و انسان کامل است چرا که فاتحة الكتاب چكيده قرآن و بسم الله الرحمن الرحيم چكيده فاتحة الكتاب است

و گویا حضرت می فرمایند:من محو بسم الله الرحمن الرحيم و محو فاتحة الكتاب و محو قرآن هستم.

انسان كامل قرآن تكويني است و از طرفي عالم هستي تفصيل انسان كامل است (چرا كه انسان، عالم صغير است و عالم، انسان كبير است)

بنابر اين معناي سخن آن حضرت را مي توان اين گونه بيان كرد كه: منم آن انسان كامل كه قلب من آينه نقطه وحدت حقيقيه خداوند

و مرکز قران تكويني است. چرا كه آن حضرت نقطه باء در بسم الله الرحمن الرحيم هستند و بسم الله الرحمن الرحيم در بر دارنده كل قرآن است.

اما در مورد تحت الباء بودن نقطه بايد گفت كه تحت الباء اشاره به تنزل نقطه (كه در اصطلاحي ديگر از آن تعبير به حقيقت محمديه مي شود)

در قوس نزول دارد.

بنابراین علامه اقبال با چنین معرفتی نسبت به مقام حضرت علی علیه السلام در واقع می خواهد بگوید از این پدر

چنین پوری پدید می آید که حیات اسلام به خون او تامین می شود.

این شعر از کسیت ؟
اشاره به چیست ؟
برداشت شما چیست ؟

مفتقرا متاب روی از در او به هیچ سوی
چون که وجود را فضه ی او طلا کند

صادق;740802 نوشت:
این شعر از کسیت ؟
اشاره به چیست ؟
برداشت شما چیست ؟

مفتقرا متاب روی از در او به هیچ سوی
چون که مس وجود را فضه ی او طلا کند

بسم ربّ الفاطمه(س)

شعر از آن آیت الله کمپانی اصفهانی (ره) است که تخلص شعری ایشان مفتقر بوده است.

شعر در مدح بی بی دو عالم فاطمة زهرا سلام الله علیها است

سفارش می کند که ملتزم به وقوف در بارگاه و سرای ایشان و در منظر حضرتش باش و توسل و التجاء به آن سرا را از دست مده

که اگر توفیق نظر فضه کنیز حضرت را هم داشته باشی به کمال انسانیت نائل خواهی شد.(اللهم ارزقنا)

حبیبه;740993 نوشت:
بسم ربّ الفاطمه(س)

شعر از آن آیت الله کمپانی اصفهانی (ره) است که تخلص شعری ایشان مفتقر بوده است.

شعر در مدح بی بی دو عالم فاطمة زهرا سلام الله علیها است

سفارش می کند که ملتزم به وقوف در بارگاه و سرای ایشان و در منظر حضرتش باش و توسل و التجاء به آن سرا را از دست مده

که اگر توفیق نظر فضه کنیز حضرت را هم داشته باشی به کمال انسانیت نائل خواهی شد.(اللهم ارزقنا)

باسلام وتشکر .
کمی رهنمای :
فضه وطلا کردن مس وجود یک ماجرای هم دارد آن چیست ؟

صادق;741060 نوشت:
باسلام وتشکر .
کمی رهنمای :
فضه وطلا کردن مس وجود یک ماجرای هم دارد آن چیست ؟

بسم الرّب الحسین(ع)

با سلام و ادب و عرض تسلیت ایام تعزیت آل الله علیهم السلام

بانو فضه رحمة الله علیها علم کیمیا می دانسته اند،روزی از تهی دستی حضرات علیهم السلام ناراحت و غمگین می شوند

و برای این که خدمتی کرده باشند قطعه ای از مس را برداشت و با مادّه ای که در اختیارشان بود، طلایش کردند و بر حضرت

علی علیه السلام عرضه نمودند.

حضرت علی (ع)، تبسمی نمودند و نگران شدند و فرمودند: «ای فضه نیکو عملی است ولی اگر این فلز را چنین و چنان می

کردی، آنطور می شد.»

فضه متوجه شد که حضرت، از این علم بهره مند است عرض کرد «مگر شما علم کیمیا می دانید؟» امام علی فرمود: «آری.»

و بعد به امام حسین (ع) که آنجا بود، اشاره کردند و فرمودند: «این فرزند من هم می داند.»

سپس مدتی برای او در بی اعتباری دنیای فانی و اعتبارات سرای باقی سخن گفتند.

این شعر از کیست ؟
مرادش چیست ؟
برداشت شما چیست و آیا برداشت شاعر را درست می دانید ؟

مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

صادق;742147 نوشت:
این شعر از کیست ؟
مرادش چیست ؟
برداشت شما چیست و آیا برداشت شاعر را درست می دانید ؟

مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

بسم الله الرحمان الرحیم

با سلام و ادب

شعر از آن علامه اقبال لاهوری است و مقایسه ای است

بین فضایل صدیقه ی کبری سلام الله علیها و حضرت مریم علیها السلام.

در واقع علامه اقبال حضرت زهرا(س) را به خاطر سه نسبت1-دخت پیامبر(ص)

2-همسر علی علیه السلام3-مادر حسنین علیهما السلام بودن از حضرت مریم(س)

که فقط نسبتش مادری عیسی علیه السلام است برتر می داند.

گرچه به نظر می رسد اگر نسبت حضرت مریم به عمران(بنت عمران) و تحت

تکفل حضرت زکریا(ع) بودن را به مادری حضرت عیسی(ع) اضافه کنیم

ایشان هم به لحاظ حسب و نسب شرافت دارند.

منتهی موضوعی که علامه مطرح می کنند از چند جهت قابل بررسی است:

1-برتری پیامبر اکرم(ص) به عمران و همینطور حضرت عیسی علیهما السلام

2-برتری حسنین علیهما السلام نسبت به حضرت عیسی(ع) به این دلیل

که روایت است عیسی(ع) با ولی الله اعظم(عج)ظهور می کنند و پشت سر ایشان

نماز می خوانند و این یعنی امام معصوم (ع) بر ایشان ولایت دارند.

3-برتری رتبه و حقیقت وجودی و نوری فاطمه زهرا(س) بر مریم مقدس(س)

بنابراین ظاهرا علامه این افضلیت و برتری را به طور کامل تقریر نفرموده اند.

این شعر از کیست ؟
مراد شاعر چیست ؟
برداشت شما چیست ؟

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر لطف خطا پوشش باد

صادق;742706 نوشت:
این شعر از کیست ؟
مراد شاعر چیست ؟
برداشت شما چیست ؟

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر لطف خطا پوشش باد

هو ستار العیوب

با سلام و عرض ادب و تشکر از تلنگرهایی که به ذهن و روح همراهان این تاپیک نیک می زنید.

استاد گرامی این بیت یکی از بحث بر انگیزترین ابیات حافظ است،شروح مختلفی بر آن نوشته شده است.

از جمله:

"مريدي مي گويد: پير ما گفته است كه بر قلمي كه نقوش جهان را ساخته خطا نرفته است ـ هر چه در جهان وجود دارد همه بر مبناي فكر و فلسفه خاصي خلق شده است ، و در مصراع دوم باز مريد است كه با لحن آميخته به طنز بر نظر پاك پير خود آفرين مي گويد و آن را خطاپوش مي نامد،حاصل معني اينكه پير خطاهاي موجود در خلقت را مي بيند و با گذشت و بزرگواري خود انكار مي كند."

و یا

"قلم صنع قلمي است كه سرنوشت آدمي را رقم مي زند، نه آن قلمي كه جهان را آفريده است ، و خطا بر قلم صنع نرفت را چنين معني مي كند كه انسان از آنچه در روز ازل به عنوان سرنوشت براي او تعيين شده تخطي و تجاوز نكرده است ، يعني پير ما انسان را گناهكار نمي داند، زيرا به عقيده او انسان همان كارهائي را كرده كه قلم صنع براي او مقرر داشته است ، و در مصراع دوم شاعر مي گويد پير ما پاك نظر است و حسن نيت دارد، مي خواهد به اين صورت خطاكاري ما انسانها را بپوشاند، آفرين بر نظر او باد."

و یا

"حافظ مثل خيام و آناتول فرانس دنيا را نتيجه اتفاق مي داند و نه عمل صانع حكيم و بنابراين مي گويد خطا كاري در آن زياد است و بر خلاف اين مقال حكما كه ليس في الامكان ابدع مما كان و اين كه نظام عالم علي احسن ما يكون است ،،،اینگونه نیست

حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ دارد هزار عيب و ندارد تفضلي و نيز اين رباعي خيام را:داننده چو تركيب طبايع آراست بازازچه سبب فكندش اندركم وكاست گر نيك بود خرابي از بهر چه بود ور نيك نيامداين صور عيب كراست و به گفته انوري :اگر محول حال جهانيان نه قضا است چرا مجاري احوال بر خلاف رضاست و اين عقيده كه خلق و گردش امور جهان منطقي ندارد."

اما برداشت حقیر این است که

"پیر و یا مرشد طریق، نظر به افق وحدت دارد بنابراین نواقص و حدود و قیودی را که طبع عالم ماده و کثرات

است را از ناحیه ی صانع نخواهد دید،چرا که این کم و کاستی ها ناشی از ماهیات است نه وجود،پیر را نظر

به وجود لاتعین است و این نظر بلند متعالی متوجه نواقص ناشی از محدودیتهای ماهیات نخواهد شد و اصولا

در هر چیز ابتدا نظر او به وجود است نه ماهیت،پس نواقص را در پرتو این نظر رحمانی نخواهد دید."

حبیبه;742728 نوشت:
هو ستار العیوب

با سلام و عرض ادب و تشکر از تلنگرهایی که به ذهن و روح همراهان این تاپیک نیک می زنید.

استاد گرامی این بیت یکی از بحث بر انگیزترین ابیات حافظ است،شروح مختلفی بر آن نوشته شده است.

از جمله:

"مريدي مي گويد: پير ما گفته است كه بر قلمي كه نقوش جهان را ساخته خطا نرفته است ـ هر چه در جهان وجود دارد همه بر مبناي فكر و فلسفه خاصي خلق شده است ، و در مصراع دوم باز مريد است كه با لحن آميخته به طنز بر نظر پاك پير خود آفرين مي گويد و آن را خطاپوش مي نامد،حاصل معني اينكه پير خطاهاي موجود در خلقت را مي بيند و با گذشت و بزرگواري خود انكار مي كند."

و یا

"قلم صنع قلمي است كه سرنوشت آدمي را رقم مي زند، نه آن قلمي كه جهان را آفريده است ، و خطا بر قلم صنع نرفت را چنين معني مي كند كه انسان از آنچه در روز ازل به عنوان سرنوشت براي او تعيين شده تخطي و تجاوز نكرده است ، يعني پير ما انسان را گناهكار نمي داند، زيرا به عقيده او انسان همان كارهائي را كرده كه قلم صنع براي او مقرر داشته است ، و در مصراع دوم شاعر مي گويد پير ما پاك نظر است و حسن نيت دارد، مي خواهد به اين صورت خطاكاري ما انسانها را بپوشاند، آفرين بر نظر او باد."

و یا

"حافظ مثل خيام و آناتول فرانس دنيا را نتيجه اتفاق مي داند و نه عمل صانع حكيم و بنابراين مي گويد خطا كاري در آن زياد است و بر خلاف اين مقال حكما كه ليس في الامكان ابدع مما كان و اين كه نظام عالم علي احسن ما يكون است ،،،اینگونه نیست

حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ دارد هزار عيب و ندارد تفضلي و نيز اين رباعي خيام را:داننده چو تركيب طبايع آراست بازازچه سبب فكندش اندركم وكاست گر نيك بود خرابي از بهر چه بود ور نيك نيامداين صور عيب كراست و به گفته انوري :اگر محول حال جهانيان نه قضا است چرا مجاري احوال بر خلاف رضاست و اين عقيده كه خلق و گردش امور جهان منطقي ندارد."

اما برداشت حقیر این است که

"پیر و یا مرشد طریق، نظر به افق وحدت دارد بنابراین نواقص و حدود و قیودی را که طبع عالم ماده و کثرات

است را از ناحیه ی صانع نخواهد دید،چرا که این کم و کاستی ها ناشی از ماهیات است نه وجود،پیر را نظر

به وجود لاتعین است و این نظر بلند متعالی متوجه نواقص ناشی از محدودیتهای ماهیات نخواهد شد و اصولا

در هر چیز ابتدا نظر او به وجود است نه ماهیت،پس نواقص را در پرتو این نظر رحمانی نخواهد دید."

نکته :
آیا می توان با برخی آموزه های عاشورایی نیز ارتباط داد ؟

صادق;742734 نوشت:
نکته :
آیا می توان با برخی آموزه های عاشورایی نیز ارتباط داد ؟

بله وثیق ترین رابطه را با سخن خانم زینب کبری سلام الله علیها دارد

که بعد از دیدن پیکرهای پاره پاره و رئوس مقطوعه ابا عبدالله علیه السلام و اصحاب و یارانشان می فرمایند:

"ما رایت الّا جمیلا" چیزی جز زیبایی ندیدم.

البته این همان نظر متعالی است که البته باید چشم مجنون را داشت تا زیبایی لیلی را دید.

حضرت زینب سلام الله علیها چشم باطن بین داشتند و ناظر تجلیات جلالی و جمالی حق بودند.

با سلام و احترام

صادق;742734 نوشت:
نکته :
آیا می توان با برخی آموزه های عاشورایی نیز ارتباط داد ؟

علاوه بر آن دیدگاه زینبی ، این جمله حضرت امام حسین (ع) که در لحظات آخر می فرمایند: الهی رضا بقضائك و تسليما لامرک ؛ که مبین مقام رضا و مقام تسلیم آن حضرت است ، نیز با این بیت لسان الغیب در ارتباط است. زیرا اعتقاد به خیر بودن آنچه خداوند اراده کرده است ( عسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا) ، ریشه اعتقادی ( تئوریک ) مقام رضا و تسلیم است.

آیا این کلام حضرت زینب که فرمود :
ما رایت الا جمیلا = من جز از خدا جز زیبای ندیدم .
مستند قرانی هم دارد ؟

صادق;743017 نوشت:
آیا این کلام حضرت زینب که فرمود :
ما رایت الا جمیلا = من جز از خدا جز زیبای ندیدم .
مستند قرانی هم دارد ؟

هو الجمیل

با سلام و عرض ادب

بله در آیه 5 سوره معارج:"فاصبر صبرا جمیلا"

و آیه 18 سوره یوسف:"...قال بل سولت لکم انفسکم أمرا فصبر جمیل"

حبیبه;743256 نوشت:
هو الجمیل

با سلام و عرض ادب

بله در آیه 5 سوره معارج:"فاصبر صبرا جمیلا"

و آیه 18 سوره یوسف:"...قال بل سولت لکم انفسکم أمرا فصبر جمیل"

باسلام .
خوب است .
ولی در خصوص این که کشته شدن در راه خدا جمیل باشد آیا در قران اشاره آمده است ؟