جمع بندی وظیفه ی مرتد چیست؟

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
وظیفه ی مرتد چیست؟

سلام....از کارشناس گرامی سوال دارم کسی که مرتد شده به این معنا که، باز تاکید می کنم به این معنا که متوجه شده، دین آبا و اجدادیش که اسلام باشه، حق نیست، و از جانب خدا نیست و قرآن کلام خدا نیست و در بود و نبود خدا حرف و حدیث هست، به حکم عقل و وجدان و فطرت، چه وظیفه ای داره....آیا باید ساکت بمونه که مبادا سرش زیر دار بره???

معمولا اولین پاسخی که می شنویم اینه که شخص باید بره با اهل دین و علما بحث و مشورت کنه...اما چه سود...وقتی شخص با تعصب و غرض ورزی و مغلظه و هزار امثال اینها مواجه می شه، یا به هر حال تا کی با علما حرف زده شود...پس عموم مردم چی ??یا عموم نه، دیگر خواص مردم چی??دانش آموزان، دانش جویان....آنها حق شنیدن حقایق و نقد ها را ندارند...??????
خلاصه وظیفه مرتد چیست????
البته من فکر می کنم مرتد داریم تا مرتد....دسته ای از مرتد ها باید سکوت کنند و دسته ای نه...نمی شه یک نسخه ی کلی برای همه مرتد ها پیچید...به هر حال بنده منتظر نظر کارشناس و دیگر دوستان می مانم تا لازم شد بحث را بیشتر بشکافم....

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد کریم

سلام و عرض ادب
انسان وظیفه دارد در انتخاب دین خود تحقیق کند و حق را با تحقیق بدست بیاورد. واگر انسانی واقعا با تحقیق وبدون تعصب و امیال نفسانی خود به نتیجه رسید که فلان دین حق است معذور می باشد. لذا مسلمان پدر و مادری زیاد به درد نمی خورد.
حال اگر کسی در مورد اسلام شک دارد وبه این نتیجه رسیده است که حق چیز دیگری است. باید با اهل علم و کسانی که متخصص در معارف دین هستند بحث کند و دلایل خود را با آنها در میان بگذارد واگر غرضش رسیدن به حق باشد بالطبع متقاعد خواهد شد.
اما به هر دلیلی اگر اسلام را نپذیرفت و قصد دارد در کشور اسلامی بماند دلیلی ندارد عقاید غیر اسلامی را با مردم عادی مطرح کند چون موجب تشویش اذهان خیلی از آنها خواهد شد. مخصوصا که این عقاید ومباحث تخصصی است و نوع مردم از آن سر در نمی یارند.

کریم;917435 نوشت:
سلام و عرض ادب
انسان وظیفه دارد در انتخاب دین خود تحقیق کند و حق را با تحقیق بدست بیاورد. واگر انسانی واقعا با تحقیق وبدون تعصب و امیال نفسانی خود به نتیجه رسید که فلان دین حق است معذور می باشد. لذا مسلمان پدر و مادری زیاد به درد نمی خورد.
حال اگر کسی در مورد اسلام شک دارد وبه این نتیجه رسیده است که حق چیز دیگری است. باید با اهل علم و کسانی که متخصص در معارف دین هستند بحث کند و دلایل خود را با آنها در میان بگذارد واگر غرضش رسیدن به حق باشد بالطبع متقاعد خواهد شد.
اما به هر دلیلی اگر اسلام را نپذیرفت و قصد دارد در کشور اسلامی بماند دلیلی ندارد عقاید غیر اسلامی را با مردم عادی مطرح کند چون موجب تشویش اذهان خیلی از آنها خواهد شد. مخصوصا که این عقاید ومباحث تخصصی است و نوع مردم از آن سر در نمی یارند.

سلام در راستای سوال استارتر محترم
میخواستم بدونم فردی، بعد سالها بحث و گفتگو قانع نشده آیا اگر حجت تمام نشه براش عذابی فرضا باشه برای افرادی که منطقشون نپذیرفت رو شامل میشه؟صرف اینکه از درون هم معتقده که لجبازی نمیکنه و حتی دلش میخواد بپذیره
تحقیق رو اگه انجام بده،بدون تعصب هم باشه فرضا مقداری رو پذیرفتن عقائد به سبب پیشزمینه ذهنی تعصب مثبت هم داشته باشه و پرهیز از امیال نفسانی هم منظور تا حد ممکن اجتناب از محرمات و انجام واجبات انجام بده،باز نتونه بپذیره،اونوقت دیگه چاره چیه؟
همچنین پرسیدن سوالاتی که شبهه ایجاد میکنه از جانب افراد غیر باور مند در همین سایت،موجب تشویش میشه و بهتره پرسیده نشه ؟@};-

کریم;917435 نوشت:
سلام و عرض ادب
انسان وظیفه دارد در انتخاب دین خود تحقیق کند و حق را با تحقیق بدست بیاورد. واگر انسانی واقعا با تحقیق وبدون تعصب و امیال نفسانی خود به نتیجه رسید که فلان دین حق است معذور می باشد. لذا مسلمان پدر و مادری زیاد به درد نمی خورد.
حال اگر کسی در مورد اسلام شک دارد وبه این نتیجه رسیده است که حق چیز دیگری است. باید با اهل علم و کسانی که متخصص در معارف دین هستند بحث کند و دلایل خود را با آنها در میان بگذارد واگر غرضش رسیدن به حق باشد بالطبع متقاعد خواهد شد.
اما به هر دلیلی اگر اسلام را نپذیرفت و قصد دارد در کشور اسلامی بماند دلیلی ندارد عقاید غیر اسلامی را با مردم عادی مطرح کند چون موجب تشویش اذهان خیلی از آنها خواهد شد. مخصوصا که این عقاید ومباحث تخصصی است و نوع مردم از آن سر در نمی یارند.

سلام و تشکر....اول بهتر بود بنده در هممان تاپیک ابتدا عرض می کردم...منظورم از مرتد کسی است که با تحقیق به ارتداد رسیده...نه روی باد هوا..مثلا پدرش جزء ارتش شاهنشاهی بوده و حالا که انقلاب شده، از لج امام خمینی و دار و دسته اش که پدرش را اعدام کرده اند بیاید از اسلام دوری کند را من اصلا جزء مرتد فرض نکردم...یک همچین کسی حالا بیمارست یا شیطان صفت هست یا هرچی بحثش جداست...بنده منظورم از مرتد مرتدی بوده و هست که با تحقیق به نتیجه رسیده...مثلا یکی مثل دکتر سروش از دید ما مرتد محسوب می شود...یکی همچون دکتر سروش مد نظر بنده هست...یعنی با تحقیق و حساب و کتاب مرتد شده...(حالا نمی دانم دکتر سروش واقعا مرتد هست یا نه، منظورم از جنس و شخصیت این تیپی بود)
یک همچین کسی قطعا در طول تحقیقاتش با اهل علم و معرفت هم بحث کرده..مگر می شود کسی بگوید من تحقیق کرده ام ولی بعد بگوید اصلا با مسلمان و اهل علمی بحث نکرده ام و اینها....حالا به قول شما کسی که مرتد شده باز محض احتیاط، با اهل علم و کسانی هم متخصص هستند بحث می کند...دوباره و چند باره بحث می کند...وقتی قانع نشد چه؟نمی شود که تا قیام قیامت با اهل علم بحث را ادامه دهد..یک جایی می رسد که می بیند که بحث دیگر سودی ندارد و چیز جدیدی عایدش نمی کند...مثلا بنده چندین و چند بار با کارشناسان این سایت فقط در مورد دلیل معجزه بحث داشتم...شاید اگر بگویم با هر یک از کارشناسان یکبار حداقل در مورد دلیل معجزه صحبت داشته ام دروغ نگفته ام...خوب دیگر دوباره بحث کنم در این باره تقریبا بی فایده است...یا من راضی و قانع شده ام یا نشده ام...دیگر بحث بی فایده است....خوب حالا در همچین شرایطی فرد مرتد چه باید بکند...با علما بحث کند که گفتیم دیگر بی فایده است...حالا شما می فرمایید که شخص باید سکوت کند...یعنی عقل و وجدان و فطرت می گوید مرتد باید سکوت کند؟؟شما می فرمایید شخص مرتد هیچ مسئولیتی در قبال جامعه ندارد؟؟وقتی از نظر مرتد مثلا قرآن کلام خدا نیست...آیا وظیفه ندارد که مردم را آگاه کند؟؟فردای قیامت اگر خدایی و حساب کتابی بود از شخص مرتد بازخواست نمی شود که چرا نتیجه تحقیقاتت را در اختیار عموم نزاشتی و مردم را آگاه نکردی؟؟چرا مردم را به حقیقت و شک در اعتقادات باطلشان تشویق نکردی؟؟
کریم;917435 نوشت:
مخصوصا که این عقاید ومباحث تخصصی است و نوع مردم از آن سر در نمی یارند.

منظورتان از نوع مردم که از این گفتمان های تخصصی سر در نمی آورند چیست؟؟منظورتان اکثریت مردم است؟؟اگر اکثریت مردم است و از این امور سر در نمی آورند...شبهه زیر مطرح می شود:
1-بر خداست که برای تکامل و سعادت اخروی مردم بر مردم دین و پیامبر بفرستد(به اعتقاد متکلمان)
2-بر مردم است که با عقل و اندیشه به دین و آئین و پیغمبر خدا ایمان بیاورند
3-اما به قول شما اکثریت مردم از این گفتمان های تخصصی سر در نمی آورند
نتیجه:پس یا مردم باید بدون عقل و خرد و تنها از روی تقلید به دین و آئین ایمان بیاورند که این خلاف گفته ی متکلمان و علمای و مراجع اسلام است یا اصلا بر خدا نیست که دین و آئین و پیغمبر بفرستد چون مردم قدرت تشخیص و انتخاب را ندارن و اکنون هم از روی جهالت مسلمان هستند!!!!یا اینکه....شاید اصلا خدایی نیست، یعنی صورت مسئله پاک می شود...

حالا اگر منظورتان از نوع مردم یکی دسته ای از عوام است و نه هر دسته و گروهی از مردم...پس بر مرتد نیست که برود اعتقاداتش را با خواص در میان بگذارد؟؟مثلا با دانشجویان و دانش آموزان...بچه دبیرستانی هایی که در سن و سال مکلف شدن هستن؟؟؟؟؟؟آیا بر مرتد وظیفه نیست که برود با بچه دبیرستانی ها گفتمان کند و به آنها نشان دهد که دین اسلام حق نیست؟؟ینی وظیفه ی مرتد نیست؟؟

از خصلت های فطری انسان...حق گویی و حق شنوی است...رسیدن به حقیقت و تکامل در مسیر حق از خصلت های فطری به نظر می رسد...چطور انتظار دارید یک فرد مرتد سکوت کند و در مسیر فطرت آحاد مردم را آگاه نکند؟؟

از طرفی شما نوشته اید که:موجب تشویش اذهان خیلی از آنها خواهد شد.:
منظورتان از تشویش اذهان دقیقا چیست؟؟

اینکه طعم شیرین حقیقت را فرد مرتد می تواند در کام عموم مردم بیاندازد، می شود تشویش اذهان عمومی؟؟

من از حرف های استاد کریم اینطور نتیجه گرفتم که گویا این علمای اسلامی هستند که برای مردم تعیین و تکلیف می کنند که به چی اعتقاد داشته باشند و شخص مرتد نباید سنگ توی همچین شرایط و احوالی بندازه و باعث تشویش اذهان عمومی و اذهان علمای اسلامی بشود!!!!

hessam78;917437 نوشت:
سلام در راستای سوال استارتر محترم
میخواستم بدونم فردی، بعد سالها بحث و گفتگو قانع نشده آیا اگر حجت تمام نشه براش عذابی فرضا باشه برای افرادی که منطقشون نپذیرفت رو شامل میشه؟صرف اینکه از درون هم معتقده که لجبازی نمیکنه و حتی دلش میخواد بپذیره

علیکم السلام
البته سوالات حضرتعالی برای بنده زیاد واضح نبود. وگر جوابها مطابق سوالات نبود لطف کنید، منظورتون واضح تر بپرسید.
خداوند کسی را بدون اتمام حجت عذاب نمی کند. اینهمه پیامبری هم که فرستاده است برای اتمام حجت بوده است. حال اگر کسی با تکیه بر عقل خود وادله انبیاء وقرآن کریم جلو رفت، مسلما به حقیقت دست پیدا خواهد کرد ومساله آنقدر سخت نیست که حق را پیدا نکند.
اما به هر دلیلی اگر حقیقت برایش کشف نشد وزحمت خود را کشید تا حق را پیدا کند شامل همان مستضعفان فکری می شود که مورد رحمت الهی قرار می گیرند.

hessam78;917437 نوشت:
تحقیق رو اگه انجام بده،بدون تعصب هم باشه فرضا مقداری رو پذیرفتن عقائد به سبب پیشزمینه ذهنی تعصب مثبت هم داشته باشه و پرهیز از امیال نفسانی هم منظور تا حد ممکن اجتناب از محرمات و انجام واجبات انجام بده،باز نتونه بپذیره،اونوقت دیگه چاره چیه؟

مهم این است که در پذیرفتن حق عناد نداشته باشد. وزمانی که به حق رسید همانند ابوسفیان ومعاویه وخیلی های دیگر بخاطر تعصب وعناد با آن دشمنی نکند. اگر چنین باشد بالطبع نزد پروردگار معذور است.

hessam78;917437 نوشت:
همچنین پرسیدن سوالاتی که شبهه ایجاد میکنه از جانب افراد غیر باور مند در همین سایت،موجب تشویش میشه و بهتره پرسیده نشه ؟

مطرح کردن شبهات ایرادی ندارد وفلسفه راه اندازی این سایت هم مطرح کردن شبهات در یک فضای علمی است اما طرح سوالات جهت دار که برخی اوقات بعضی ها انجام میدهند وحاضر به پذیرش هیچ کنطق وجوابی هم نیستند درست نیست.

پارسا مهر;917438 نوشت:
بنده منظورم از مرتد مرتدی بوده و هست که با تحقیق به نتیجه رسیده...مثلا یکی مثل دکتر سروش از دید ما مرتد محسوب می شود...یکی همچون دکتر سروش مد نظر بنده هست...یعنی با تحقیق و حساب و کتاب مرتد شده...(حالا نمی دانم دکتر سروش واقعا مرتد هست یا نه، منظورم از جنس و شخصیت این تیپی بود)

سلام وعرض ادب
البته اینکه این افراد مرتد شده اند یا نه؟ نظری فقهی است که باید فقها عظام ومراجع تقلید بیان کنند. حداقل در مورد دکترشریعتی چنین نظری نیست. هرچند با افکارش هم موافق نیستیم.
به نکته خوبی در مطالبتان اشاره کردید. آقای دکتر سروش عنادش واضح شده است. ایشان مطالبی را مطرح می کنند که خلاف ضروریات دینی ماست آنوقت بزرگان که نقد می کنند. از برخی دیدگاههای خود پایین می آیند ولی در جایی ایست می کنند بدون اینکه جواب منتقدان را داده وآنها را متقاعد کنند.
بنده نمی خواهم روی مصادیق صحبت کنیم ولی شخصی که در طراز دکتر سروش سخنانی خلاف عقاید مسلم مردم پیدا کرده است چه ضرورتی دار که آنها را بین مردم نشر داده وآنها را ازنظر فکری دچار سردرگمی کند؟
البته امثال دکتر سروش هیچوقت خود را خارج از اسلام مطرح نکرده اند وخود را بعنوان مصلح مطرح می کنند که عقاید اسلامی باید اصلاح شود. وتا بحال هم بنده ندیده ام که از مراجع ما کسی او را مرتد اعلام کند هر چند عقایدش را انحرافی می دانیم.

پارسا مهر;917441 نوشت:
من از حرف های استاد کریم اینطور نتیجه گرفتم که گویا این علمای اسلامی هستند که برای مردم تعیین و تکلیف می کنند که به چی اعتقاد داشته باشند و شخص مرتد نباید سنگ توی همچین شرایط و احوالی بندازه و باعث تشویش اذهان عمومی و اذهان علمای اسلامی بشود!!!!

خیر اینطور نیست.
عقاید ما برگرفته از قرآن کریم است که مفسر آنهم نبی مکرم اسلام(ص) واهل بیت می باشند. در عصر غیبت هم تبیین این امور با علما می باشد.
از نظر فقهی اگر مسلمانی بعد از پذیرش اسلام از آن برگردد واسلام را قبول نداشته باشد مرتد محسوب می شود وباید طبق احکام مربوط به ارتدا با او برخورد شود.

کریم;917941 نوشت:
بنده نمی خواهم روی مصادیق صحبت کنیم ولی شخصی که در طراز دکتر سروش سخنانی خلاف عقاید مسلم مردم پیدا کرده است چه ضرورتی دار که آنها را بین مردم نشر داده وآنها را ازنظر فکری دچار سردرگمی کند؟

با سلام مجدد....شما می فرمایید که کسی مثل دکتر سروش یا حالا حالا هر کسی وقتی سخنانی خلاف عقاید مسلم مردم پیدا کرده چه ضرورتی دارد که آنها را بین مردم نشر داده و آنها را از نظر فکری دچار سرگدرگمی بکند....پاسخ این سوال مشخص است.بنده توضبح دادم و دوباره عرض می کنم..استاد بنده عرض کردم انسان فطرتا دنبال کشف حقایق است...دکتر سروش یا هر مرتد دیگری در دنباله ی فطرت انسانی خود قدم بر می دارند/ و سعی در آگاه کردن مردم دارد..بنده تعجب می کنم که شما به این طرف قضیه هم نگاه نمی اندازید و فقط نگاهتان به این سو است که بعضی ها دچار سردرگمی می شوند....خوب بشوند...این سردرگمی لازمه ی رسیدن به حقیقت است....اینکه مردم در جهالت بمانند خوب است؟یا آگاه بشنود خوب است؟یعنی شخص مرتد هیچ وظیفه ای در قبال اجتماع ندارد و باید سکوت کند؟؟اگر مرتد حق بیان داشته هابش را ندارد چرا علمای اسلامی به خود حق می دهند آزادانه تیلیغ کنند و داشته هایشان نرد عموم بیان کنند.آرادای باید برای همه باشد نه فقط برای علمای اسلامی
فردای قیامت یقه ی مرتد را نمی گیرند که چرا مردم را آگاه نکرده و از جهالت بیرون نیاورده ای ؟؟
کریم;917944 نوشت:
خیر اینطور نیست.
عقاید ما برگرفته از قرآن کریم استه مفسر آنهم نبی مکرم اسلام(ص) واهل بیت می باشند

استاد گرامی بنده اشاره کردم که این علمای اسلامی هستند که تعیین تکلیف به چه اعتقاد داشته باشند....شما نظرم را رد کردید...بنده بیشتر توضیح می دهم....استاد قرآن که زبان ندارد...پا و دست ندارد نزد مردم بیاید....پیامبر و اهل بیت که دستشان از این دنیا کوتاه هست...چه کسی مردم را با قرآن و پیامبر و اهل بیت آشنا می کنند و به آنها دیکته می کنند که باید به این دست امورات اعتقاد پیدا کنند و شما هم که اشاره کردید که این عقاید ومباحث تخصصی است و نوع مردم از آن سر در نمی یارند. پس با این توضیح چه کسی برای مردم تعیین و تکلیف می کند که به چه دین و آئیین اعتقاد پیدا کنند..زرتشتی، بودایی، مسیحیت یا اسلام....؟؟و قابل تذکر که چه کسانی جلوگیری می کنند از مرتدی که بخواهند این اصول برای مردم نقد کند و شخص مرتد انتقاد هایش را تنها با چه کسی به قول شما باید در میان بگذارد؟...با علمای اسلامی....خوب همه ی اینها را که جمع بزنیم نتیجه می گیریم که این علمای اسلامی هستند که تعیین تکلیف می کنند عمموم مردم به چه اعتقاد داشته باشند دیگر و آنهم دین اسلام است....اگر محالفید با این نظر به بنده بگویید که علما باید چکونه دیگر رفتار کنند و شرایط / چگونه باید باشد که ما بگوییم که این علما هستند که تعیین تکلیف می کنند
کریم;917944 نوشت:
ز نظر فقهی اگر مسلمانی بعد از پذیرش اسلام از آن برگردد واسلام را قبول نداشته باشد مرتد محسوب می شود وباید طبق احکام مربوط به ارتدا با او برخورد شود.

این قوانین با این توضیحات که بنده دادم بسیار ناعادلانه و مایه ننگی بر دامن دین اسلام است و مایه رسوایی است/////////

پارسا مهر;920227 نوشت:
با سلام مجدد....شما می فرمایید که کسی مثل دکتر سروش یا حالا حالا هر کسی وقتی سخنانی خلاف عقاید مسلم مردم پیدا کرده چه ضرورتی دارد که آنها را بین مردم نشر داده و آنها را از نظر فکری دچار سرگدرگمی بکند....پاسخ این سوال مشخص است.بنده توضبح دادم و دوباره عرض می کنم..استاد بنده عرض کردم انسان فطرتا دنبال کشف حقایق است...دکتر سروش یا هر مرتد دیگری در دنباله ی فطرت انسانی خود قدم بر می دارند/ و سعی در آگاه کردن مردم دارد..بنده تعجب می کنم که شما به این طرف قضیه هم نگاه نمی اندازید و فقط نگاهتان به این سو است که بعضی ها دچار سردرگمی می شوند....خوب بشوند...این سردرگمی لازمه ی رسیدن به حقیقت است....اینکه مردم در جهالت بمانند خوب است؟یا آگاه بشنود خوب است؟یعنی شخص مرتد هیچ وظیفه ای در قبال اجتماع ندارد و باید سکوت کند؟؟اگر مرتد حق بیان داشته هابش را ندارد چرا علمای اسلامی به خود حق می دهند آزادانه تیلیغ کنند و داشته هایشان نرد عموم بیان کنند.آرادای باید برای همه باشد نه فقط برای علمای اسلامی
فردای قیامت یقه ی مرتد را نمی گیرند که چرا مردم را آگاه نکرده و از جهالت بیرون نیاورده ای ؟؟

سلام علیکم
البته ما نگفتیم که دکتر سروش مرتد است وتا آنجا که بنده می دانم تا بحال هم هیچ مرجعی چنین فتوایی نداده است. ولی شما بهتر از بنده می دانید که امثال دکتر سروش بهتر است که مباحث خود را با علما در میان بگذارند وبا آنها مباحثه کنند واگر واقعا توانستند ادله خود را بخوبی مطرح کرده واثبات کنند؛ آنوقت برای دانشجو وعوام مردم مطرح کنند. چرا که اکثریت دانشجوها تحخصص دینی ندارند تا سخنان امثال او را بررسی کرده وصحت وخطای آنرا تشخیص دهند. ولی ایشان حتی با استقبال خود بزرگان دینی مثل آیت الله سبحانی چنین روشی را انتخاب نمی کنند. بلکه اول بحث های خود را بین دانشجویان مطرح می کنند وبعد هم که بزرگان انتقاد واشکال می کنند، با فرافکنی وبدون تمرکز در انتقاد وموضوع بحث کار خود را جلو می برند. وشاهد بنده برای این ادعا وسخن آخرین مکاتبات ایشان با آیت الله سبحانی در سال88 است که آقای سبحانی بخاطر بحث های غیر اخلاقی ایشان واهانت به برخی از بزرگان همچون آیت الله مکارم شیرازی بحث را ادامه ندادند.

پارسا مهر;920227 نوشت:
و قابل تذکر که چه کسانی جلوگیری می کنند از مرتدی که بخواهند این اصول برای مردم نقد کند و شخص مرتد انتقاد هایش را تنها با چه کسی به قول شما باید در میان بگذارد؟...با علمای اسلامی....خوب همه ی اینها را که جمع بزنیم نتیجه می گیریم که این علمای اسلامی هستند که تعیین تکلیف می کنند عمموم مردم به چه اعتقاد داشته باشند دیگر و آنهم دین اسلام است....اگر محالفید با این نظر به بنده بگویید که علما باید چکونه دیگر رفتار کنند و شرایط / چگونه باید باشد که ما بگوییم که این علما هستند که تعیین تکلیف می کنند

مردم برای تحقیق آزاد هستند. ودر هر بحثی باید متخصص آن نظر دهد. اگر برای امور پزشکی باید پزشکی که علمش را دارد نظر دهد. برای مسائل دینی هم که خود تخصص لازم دارد. کسی که در علم قرآن وشناخت احادیث مهارت وتخصص دارد می تواند نظر دهد ودیدگاه صحیح را با استناد به ادله قرآنی وروایی وعقلی مطرح نماید. روش علما دین هم همین است. نه اینکه سخن را بدون سند ومدرک بیان کنند.
علما سخن دین را برای ما بیان می کنند. ما هم وظیفه داریم به سخن وادله همه آنها گوش دهیم وراه صحیح را انتخاب کنیم.

پارسا مهر;920227 نوشت:
این قوانین با این توضیحات که بنده دادم بسیار ناعادلانه و مایه ننگی بر دامن دین اسلام است و مایه رسوایی است

نظر شما برای خودتان محترم، ولی شما بفرمایید: اگر عده ای برای تخریب دین وعقاید مردم صبح مسلمان شده، وشب از دین برگشتند وعقاید دینی را بی خود تلقی کردند، آیا در جامعه مشکلات ایجاد نمی شود؟ وامینت روانی وفکری مردم به هم نمی خورد؟ ودر تاریخ اسلام چنین اتفاقی رخ دده است.
موضوع قفل شده است