جمع بندی وظیفه پیامبر تبلیغ دین است یا تشریع دین؟

تب‌های اولیه

52 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

قول سدید;1003618 نوشت:

مثلا در قرآن درباره چگونگی اقامه نماز بحث نشده است اما از طریق سنت نبوی می فهمیم که چگونه باید نماز بخوانیم.

قرآن، همانگونه که پروردگار می فرمایند؛ کتابی است کامل و مفصل، اگر می بینید درباره نحوه اقامه نماز، به سبک شیعه و سنی، چیزی نگفته بخاطر این است که چیزی نبوده که بگوید و چنین نمازی از ناحیه خدا و رسولش تشریع نشده است. من چندین بار سعی کردم حقیقت نماز را بطور مفصل و مستند به آیات قرآن توضیح دهم اما هربار سعی کردم، هنوز به نیمه بحث نرسیدم تاپیک را قفل کردند. آخرین تلاش من موضوع نماز؛ حقیقتی کتمان 5 شدهبود که در 24 /5 شروع شد و در 5/28 یعنی حدود 5 روز بعد قفل شد.
اگر شیعیان و اهل سنت در صحت نمازی که می خوانند شک ندارند پس این قفل و بند برای چیست و از چه چیزی واهمه دارند؟
در همین اسک دین دهها تاپیک وجود دارند که چندین سال است قفل نشده اند در حالیکه موضوع آنها ربط چندانی به دین ندارد، چرا آنها ادامه پیدا می کنند ولی به موضوعی که به رکن دین معروف شده اجازه ادامه داده نمی شود؟!
نماز مکتبخانه دین است، اگر در این مکتبخانه را ببندید در حقیقت در دین را بسته اید و راه خدا را سد کرده اید دیگر خود دانید.

خداوند روایت می کند هر پیامبری آمد اولین چیزی که به قومش گفت این بود:

اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ - خدا را تعبد(فرمانبرداری) کنید که جز او برایتان خدایی متصور نیست.

اما در پاسخ شنید:

إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ – ما تو را در گمراهی آشکار می بینیم
إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ - ما تو را در سفاهت و سبک سری می بینیم و گمان می بریم دروغ می گویی.
أَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ- تو از کفار هستی
انک لمجنون – تو دیوانه ای
تو کاهنی، تو شاعری، تو.....

چرا؟
چرا عکس العمل مردم در مقابل دعوت پیامبران اینگونه بود؟
چون پیامبران حرفهایی می زدند که با آنچه آنها از کودکی شنیده و دیده بودند متفاوت بود؛ انبیاء می گفتند فقط خدا ولی اقوام آنها می گفتند خدا و حرف و حدیث گذشتگان. در قرآن قومی را پیدا نمی کنید که به خدا اعتقاد نداشته باشد ولی به خدای وحده نه. تمام اقوام پیامبران نیز می گفتند: خدا و سنت پیشینیان در حالی که انبیاء جز به اسلام دعوت نمی کردند و اسلام یعنی فقط خدا را پرسدیدن(= فرمانبردن). تمام حرف نا حساب آنها به پیامبرانشان این بود:

الُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
گفتند: آیا به سراغمان آمده ای تا فقط خدا را تعبد کنیم و آنچه را پدرانمان تعبد می کردند رها نماییم؟!
اگر را ست می گویی آن عذابی را که وعده می دهی بر سرمان بیاور!

آنها قویاً معتقد بودند آنچه را پدرانشان تعبد می کردند در اصل از جانب خداوند بود و می گفتند: وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا – خدا ما را به آن امر کرده است.
پس مقوله سنت یا عترت چیز جدیدی نیست و همواره تاریخ بوده، هست و خواهد بود و فقط شیعه وسنی نیستند که حرف مولایشان الله را کافی نمی دانند، یهودی و مسیحی نیز به خدای وحده اعتقاد ندارند و در کنارش حرف و حدیث منسوب به حضرت موسی و عیسی را نیز، بعنوان مکمل حرف خداوند، می پرستند ، هندو و غیره نیز به همین صورت. سوره مومنون را بخوانید، ببینید دوگانه پرستان قوم پیامبر چگونه از خدا اسم می برند و یاد می کنند. ببینید هندوها با چه احترام و خضوعی در باره برهمان یا برحمان(یا شاید رحمان) سخن می گویند: Brahman

...او سرور و نور جهان است( الله نور السماوات و الارض)، خالق هستی( خالق کل شیء)، پروردگار و فرمانروا( ملک القدوس)، بدون آغاز و بدون پایان( هو الاول و الآخر)، فنا نا پذیر( هوالحی القیوم)، وصف نا پذیر( لیس کمثله شیء)....

shahed1;1003626 نوشت:
با سلام و تشکر از پاسختان

وقتی خداوند دستور اطاعت از نبی را می دهند و بعد اعلام می کنند؛ پیامبر غیر از ابلاغ پیام پروردگارش وظیفه دیگری بر عهده ندارد، شما بر چه اساسی برای او یک سری وظایف اضافی در نظر می گیرید؟!
بر اساس قرآن یا روایت؟! اگر بر اساس قرآن می باشد لطفاً آدرس بدهید!

سلام و عرض ادب و تشکر از لطف شما

آیاتی که دالّ بر ولایت و امامت انبیاء و اولی الامر است، گواهی بر این امر است که پیامبران ص غیر از ابلاغ رسالت، شان دیگری داشتند که اطاعت از آنها در آن راستا لازم بود.

«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(مائده: 55) که بر پیامبر و امیرالمومنین ع صادق است.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»(نساء: 59) اولی الامر که شان رسالت ندارد تا در همین چارچوب اطاعت از او لازم باشد. بنابراین، ناظر به شان دیگری است که از آن به شان ولایت و امامت یاد می شود.

«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»(بقره: 124) ابراهیم ع نبی بود و واجد شان رسالت بود اما بعد از مدتی به مقام و شان جدیدی رسید که از آن به شان ولایت یا امامت یاد می شود.

«وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتي‏ مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»(بقره: 247) بنابراین، خداوند به طالوت امامت و ولایت و مُلک داد؛ با این که نبی وجود داشت.

بنابراین، ایرادی ندارد که خداوند برای افرادی مقام ولایت و امامت در نظر بگیرد تا آنها در چارچوب شریعت الهی، در حوزه امور اجتماعی و سیاسی، قوانین موقت و تغییرپذیری را وضع نمایند و یا مردم را به انجام یا ترک کارهایی در حوزه منطقه الفراغ (حوزه ای که امر و نهی دینی صراحتا وجود ندارد و اصطلاحا حوزه مباحات است) الزام کنند.

shahed1;1003626 نوشت:
چرا می گویی شیعه و سنی بر سر سنت هیچ فرقی با هم ندارند و اختلافی میانشان نیست؟ آیا علمای شیعه نماز اهل سنت را باطل نمی دانند؟!

عرضم ناظر به جزئیات نبود بلکه ناظر به اصل قبول سنت به عنوان یکی از منابع اجتهاد بود.

بله، در قبض و بسط سنت و یا در فهم سنت اختلاف دارند.

shahed1;1003626 نوشت:
از این گذشته عدم وجود اختلاف این دو فرقه دلیلی بر صحت باورهایشان نیست، هست؟
اینکه هر دو گروه شبیه هم نماز می خوانند دلیل الهی بودن این نماز نیست.

اجماع و اتفاق نظر امت اسلامی که در محضر نبی و رسول نیز بوده است، کاشف از رضایت ایشان است چرا که امت بر اساس قول و فعل رسول چنین نماز می خواند و رسول نیز با این که آن را دید، چیزی نگفت پس به آن راضی بود؛ و می دانیم که ایشان در حوزه رسالت، از خودش چیزی نمی گفت: « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏؛ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏؛ عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوى‏(نجم: 3-5)

و اگر چیزی ناشی از شان شخصی بود، حتما متذکر می شدند تا مردم از ایشان در این حوزه پیروی نکنند. برای نمونه، می توان به وقوف پیامبر ص در عرفات اشاره کرد. پیامبر ص در سمت چپ کوه ایستاد. مردم به جایی که ناقه حضرت بود هجوم بردند تا همانجا وقوف یابند. رسول الله ص ناقه خودش را راند و متذکر شد که موقف فقط اینجا نیست بلکه همه اینجا موقف است.(علامه مجلسی، مرآۀ العقول، ج18، ص121)

shahed1;1003626 نوشت:
آیا رسول جزء اولیاء نیستند؟

همانطور که عرض شد باید آیات قرآنی را در ساختار زبانی قرآن فهمید.

فراوان شده است که خداوند از یک اصل کلی سخن می گوید اما در آیات دیگر آن را تقیید و تخصیص می زند.

مثلا در مورد علم غیب فرموده: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ»(انعام: 59)؛ اما در جای دیگر تخصیص می زند که برخی از آن مطلع هستند: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً»(جن: 26-27)

در مورد ولایت و شفاعت و ... نیز ماجرا از این قرار است.

shahed1;1003659 نوشت:
قرآن، همانگونه که پروردگار می فرمایند؛ کتابی است کامل و مفصل، اگر می بینید درباره نحوه اقامه نماز، به سبک شیعه و سنی، چیزی نگفته بخاطر این است که چیزی نبوده که بگوید و چنین نمازی از ناحیه خدا و رسولش تشریع نشده است. من چندین بار سعی کردم حقیقت نماز را بطور مفصل و مستند به آیات قرآن توضیح دهم اما هربار سعی کردم، هنوز به نیمه بحث نرسیدم تاپیک را قفل کردند. آخرین تلاش من موضوع نماز؛ حقیقتی کتمان 5 شدهبود که در 24 /5 شروع شد و در 5/28 یعنی حدود 5 روز بعد قفل شد.
اگر شیعیان و اهل سنت در صحت نمازی که می خوانند شک ندارند پس این قفل و بند برای چیست و از چه چیزی واهمه دارند؟
در همین اسک دین دهها تاپیک وجود دارند که چندین سال است قفل نشده اند در حالیکه موضوع آنها ربط چندانی به دین ندارد، چرا آنها ادامه پیدا می کنند ولی به موضوعی که به رکن دین معروف شده اجازه ادامه داده نمی شود؟!
نماز مکتبخانه دین است، اگر در این مکتبخانه را ببندید در حقیقت در دین را بسته اید و راه خدا را سد کرده اید دیگر خود دانید.

انشاءالله در تاپیک دیگری مطرح بفرمایید و کارشناس مربوط پاسخگو باشند.

قول سدید;1003729 نوشت:

آیاتی که دالّ بر ولایت و امامت انبیاء و اولی الامر است، گواهی بر این امر است که پیامبران ص غیر از ابلاغ رسالت، شان دیگری داشتند که اطاعت از آنها در آن راستا لازم بود.

«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(مائده: 55) که بر پیامبر و امیرالمومنین ع صادق است.

با سلام

خداوند در قرآن لا اقل ده بار بطور صریح فرموده رسول جز ابلاغ پیامی که بخاطرش فرستاده شده هیچ وظیفه دیگری در قبال شریعت ندارد و این یک برهان قاطع و محکم است حالا شما با اتکاء به روایات می خواهید نشان دهید این برهان صحیح نیست؟!
مسلماً آیه ای که آورده ای بخودی خود معنای مورد نظر شما را تأمین نمی کند مگر از نگاه روایات و آنچه شأن نزولش می نامند. در هرصورت آیه دارد علاوه بر خداوند عده ای را ولی قرار می دهد اما این ولایت بدان مفهوم نیست که شخص ولی ،خود صاحب حکم شریعی، علاوه بر حکم قرآن باشد.
اگر بجای توجه به روایاتی که آیه را تحت الشعاع قرار داده اند نظری به آیات ماقبل آن می انداختید متوجه حقیقت ماجرا می شدید. آیات قبل به ما می گویند عده ای از مسلمانان خود را تحت ولایت یهود و نصارا قرار می دادند و در امر دین آنها را ولی می گرفتند تا مبادا از ناحیه این دو فرقه آسیبی به آنها برسد و خداوند آنها را از این کار منع می کند و می فرماید ولی شما فقط خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان آورده اند، کسانی که صلات اقامه می کنند( یعنی سر از دین در می آورند) و از روی طاعت زکات می دهند(= وهم راکعون)
نه آن کسانی که: لَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ(9:54) - به نماز نمی آیند الا با کسالت و انفاق نمی کنند مگر با کراهت.

قول سدید;1003729 نوشت:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»(نساء: 59) اولی الامر که شان رسالت ندارد تا در همین چارچوب اطاعت از او لازم باشد. بنابراین، ناظر به شان دیگری است که از آن به شان ولایت و امامت یاد می شود.

این آیه نیز دقیقاً در راستای آیات قبل از خودش، مخصوصاً آیه ایست که به آن اشاره شد، طبیعی است که اطاعت از رسول و کسانی که صاحب امر دین هستند مثل اطاعت از خداوند است چون ولی آنها خداونداست بر خلاف یهود و نصارا که بعضی اولیاء بعضی دیگر هستند و از خود حکم دین صادر می کنند و فتوا می دهند.

.

قول سدید;1003729 نوشت:

«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»(بقره: 124) ابراهیم ع نبی بود و واجد شان رسالت بود اما بعد از مدتی به مقام و شان جدیدی رسید که از آن به شان ولایت یا امامت یاد می شود.

امام یعنی پیشوا و این به معنای مقام و شأن جدید نیست حتی اگر هم باشد، مغایرتی با اینکه یگانه وظیفه او ابلاغ رسالت است ندارد مگر اینکه روایات چنین مقامی را به او تفویض کرده باشند .

.

قول سدید;1003729 نوشت:

«وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتي‏ مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»(بقره: 247)

من دقیقاً متوجه ارتباط این آیه با بحث موجود نشدم لطفاً بیشتر توضیح دهید

shahed1;1003751 نوشت:
با سلام

خداوند در قرآن لا اقل ده بار بطور صریح فرموده رسول جز ابلاغ پیامی که بخاطرش فرستاده شده هیچ وظیفه دیگری در قبال شریعت ندارد و این یک برهان قاطع و محکم است حالا شما با اتکاء به روایات می خواهید نشان دهید این برهان صحیح نیست؟!
مسلماً آیه ای که آورده ای بخودی خود معنای مورد نظر شما را تأمین نمی کند مگر از نگاه روایات و آنچه شأن نزولش می نامند. در هرصورت آیه دارد علاوه بر خداوند عده ای را ولی قرار می دهد اما این ولایت بدان مفهوم نیست که شخص ولی ،خود صاحب حکم شریعی، علاوه بر حکم قرآن باشد.
اگر بجای توجه به روایاتی که آیه را تحت الشعاع قرار داده اند نظری به آیات ماقبل آن می انداختید متوجه حقیقت ماجرا می شدید. آیات قبل به ما می گویند عده ای از مسلمانان خود را تحت ولایت یهود و نصارا قرار می دادند و در امر دین آنها را ولی می گرفتند تا مبادا از ناحیه این دو فرقه آسیبی به آنها برسد و خداوند آنها را از این کار منع می کند و می فرماید ولی شما فقط خدا و رسولش و کسانی هستند که ایمان آورده اند، کسانی که صلات اقامه می کنند( یعنی سر از دین در می آورند) و از روی طاعت زکات می دهند(= وهم راکعون)
نه آن کسانی که: لَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ(9:54) - به نماز نمی آیند الا با کسالت و انفاق نمی کنند مگر با کراهت.

shahed1;1003758 نوشت:
این آیه نیز دقیقاً در راستای آیات قبل از خودش، مخصوصاً آیه ایست که به آن اشاره شد، طبیعی است که اطاعت از رسول و کسانی که صاحب امر دین هستند مثل اطاعت از خداوند است چون ولی آنها خداونداست بر خلاف یهود و نصارا که بعضی اولیاء بعضی دیگر هستند و از خود حکم دین صادر می کنند و فتوا می دهند.

.

امام یعنی پیشوا و این به معنای مقام و شأن جدید نیست حتی اگر هم باشد، مغایرتی با اینکه یگانه وظیفه او ابلاغ رسالت است ندارد مگر اینکه روایات چنین مقامی را به او تفویض کرده باشند .
...

سلام و عرض ادب

همانطور که عرض شد، برخی از آیات دلالت بر این دارند که پیامبر فقط رسول و مبلغ است اما آیات دیگری هم هستند که توضیح می دهند پیامبر شان دیگری هم دارد.

شبیه به آیاتی که علم غیب را منحصرا از آنِ خدا می داند ولی در آیات دیگر قیود دیگر را ذکر می کند. یا در مبحث هدایت می فرماید هر کس را بخواهد گمراه می کند اما در آیات بعد متذکر می شود که مسرفان و ظالمان را گمراه می کند و....

به نظر می رسد اگر به ساختار زبانی قرآن اهتمام نورزیم، مکررا در دام همین اشکال فرو می افتیم.

بنابراین، همانطور که عرض شد آیات مذکور گواهند بر این مدعا که حضرت فقط شان رسالت ندارد و دارای شئون دیگر هم هست. بگذریم از سنت نبوی که آنهم بر این مطلب گواهی می دهد.

موضوع قفل شده است